vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
ادعیه 869

قسمتی از زیارت نامۀ حضرت سیّدالشّهداء

حضرت بهاءالله در شرح مظلومیّت حضرت امام حسین، زیارت نامۀ مفصّلی را نازل فرموده اند که در ظهر عاشورا تلاوت می شود. در اینجا قسمت کوتاهی از این زیارتنامه آورده می شود:

هُوَ المُعَزِّی المُسَلِّی النّاطِقُ العَلیمُ

شَهِدَ اللهُ اَنّهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ وَ الّذی اَتی اِنّهُ هُوَ المَوعُودُ فِی الکُتُبِ و الصُّحُفِ وَ المَذکورُ فی اَفئِدَةِ المُقَرّبینَ وَ المُخلِصینَ وَ بهِ نادَت سِدرَةُ البَیانِ فی مَلَکوتِ العِرفانِ یا اَحزابَ الاَدیانِ لَعَمرُ الرّحمنِ قَد اَتَت اَیّامُ الاَحزانِ بما وَرَدَ عَلی مَشرِقِ الحُجّةِ وَ مَطلَعِ البُرهانِ ما ناحَ به اَهلُ خِباءِ المَجدِ فِی الفِردَوسِ الاَعلی وَ صاحَ بهِ اَهلُ سُرادِقِ الفَضلِ فِی الجَنّةِ العُلیا.

شَهِدَ اللهُ اَنّه لا اِلهَ اِلّا هُو وَ الّذی اِنّهُ هُوَ الکَنزُ المَخزونُ و السِّّرُ المَکنونُ الّذی بهِ اَظهَرَ اللهُ اَسرارَ ما کانَ وَ ما یَکونُ هذا یَومٌ فیهِ انتَهَت آیَةُ القَبلِ بیَومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العَرشِ وَ الکُرسِیِّ المَرفوعِ وَ فیهِ نُکِسَت رایاتُ الاَوهامِ وَ الظّّنونِ و بَرَزَ حُکمُ اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیهِ راجِعونَ و هذا یَومٌ فیهِ ظَهَرَ النّبَاءُ العَظیمُ الّذی بَشّرَ بهِ اللهُ وَ النّبیّونَ وَ المُرسَلونَ و فیهِ سَرُعَ المُقَرّبونَ اِلی الرّحیقِ المَختومِ وَ شَرِبوا مِنهُ باسمِ اللهِ المُقتدرِ المُهَیمِنِ القَیّومِ وَ فیهِ ارتَفَعَ نَحیبُ البُکاءِ مِن کُلّ الجِهاتِ وَ نَطَقَ لِسانُ البیانِ الحُزنُ لِاولیاءِ اللهِ وَ اَصفیائِهِ وَ البَلاءُ لِاَحِبّاءِ اللهِ وَ اُمَنائِهِ و الهَمُّ وَ الغمُّ لِمَظاهِرِ اَمرِ اللهِ مالِکِ ما کانَ وَ ما یَکُون.

یا اَهلَ مَدائِنِ الاَسماءِ وَ طَلَعاتِ الغُرَفاتِ فِی الجَنّةِ العُلیا وَ اَصحابَ الوَفا فِی مَلَکوتِ البَقاء بَدّلوا اَثوابَکُم البَیضاء َو الحَمراء بالسّوداء بما اَتَتِ المُصبَیةُ الکُبری وَ الرّزیّةُ العُظمی الّتی بها ناحَ الرّسُول وَ ذابَ کَبِدُ البَتول وَ ارتَفَعَ حَنینُ الفِردوسِ الاَعلی وَ نَحیبُ البُکاءِ مِن اَهلِ سُرادِقِ الاَبهی وَ اَصحابِ السّفینةِ الحَمراءِ المُستَقَرّینَ عَلی سُرُرِ المَحَبّةِ وَ الوَفاء. آهٍ آهٍ مِن ظُلم بهِ اشتَعَلَت حَقائِقُ الوُجُودِ وَ وَرَدَ عَلی مالِکِ الغَیبِ وَ الشّهودِ مِنَ الّذینَ نَقَضُوا میثاقَ اللهِ وَ عَهدَهُ وَ انکَرُوا حُجّتَهُ وَ جَحَدُوا نِعمَتَهُ وَ جادَلُوا بآیاتِه فَآهٍ آهٍ اَرواحُ المَلَاءِ الاَعلی لِمُصیبَتِکَ الفِداءُ یا ابنَ سِدرَةِ المُنتهی وَ السّرّ المُستَسِرّ فِی الکَلِمَةِ العَلیاءِ یا لَیتَ ما ظَهَرَ حُکمُ المَبدَءِ وَ المَآبِ وَ ما رَأتِ العُیُون جَسَدَکَ مَطرُوحاً عَلی التّرابِ بمُصیبَتِکَ مُنِعَ بَحرُ البَیانِ مِن اَمواجِ الحِکمَةِ العِرفان وَ انقَطَعَت نَسائِمُ السّبحانِ بحُزنِکَ مُحِیَتِ الآثارُ وَ سَقَطَتِ الاَثمارُ وَ صَعِدَت زَفَراتُ الاَبرار وَ نَزَلَت عَبَراتُ الاخیارِ فَآهٍ آهٍ یا سَیّد الشّهداء وَ سُلطانَهُم وَ آهٍ آهٍ یا فَخرَ الشّهدا وَ مَحبُوبَهُم...

(مضمون به فارسی:
اوست تعزیت گو و تسلی دهندۀ گویا و دانا

خداوند خود گواه است که هیچ خدایی جز او نیست و آن کس که آمده همان است که وعده ظهورش در کتب و صحف قبل داده شده و در دل های مقرّبین و مخلصین همواره مذکور بوده و سدرۀ بیان در ملکوت عرفان به آن ندا داده است. ای احزاب ادیان! به راستی که ایام حزن و اندوه فرا رسیده، زیرا که بر مشرق حجّت و مطلع بیان، وارد گشت آنچه که ساکنان خیام مجد را در فردوس اعلی به گریه و زاری واداشت و فریاد و فغان اهل سراپردۀ فضل را در بهشت برین بلند نمود.

خداوند خود گواه است که هیچ خدایی جز او نیست و کسی که ظاهر گشت اوست همان گنج پنهانی و راز نهفته ای که با ظهور او خداوند، اسرار "ما کانَ و ما یکون" (آنچه بود و آنچه هست) را فاش نمود. در این روز بود که آیه مبارکۀ «یوم یقوم النّاس لربّ العرش و الکرسیّ الرّفیع» منتهی گردید. یعنی روزی که همه خلایق در ساحت قدس پروردگار یکتا که بر عرش و کرسی رفیع مستوی می گردد، به پا خواهند خاست. در این روز بود که علائم و آثار ظنون و اوهام فرو ریخت و حکم کریمۀ «انّا لله و انّا الیه راجعون» متحقق گردید. این روزی است که نَبَأ عظیم و مُدهشی که خداوند و پیامبرانش وقوع آن را از قبل خبر داده بودند به ظهور رسید. در این روز مقرّبان درگاه به سوی شراب سر به مُهر شتافتند و از این خمر روحانی به نام پروردگار مقتدر و مهیمن قیّوم لاجرعه نوشیدند. در این روز بود که صدای گریه و زاری از کلّ جهات بلند گشت و لسان بیان به این کلمات عالیات ناطق گردید:

«حزن و اندوه، مخصوص اولیاء خدا و برگزیدگان اوست. رنج و بلا خاص دوستان خدا و اُمَنای اوست. هَمّ و غَم از آنِ پیامبران خدا و مظاهر امر اوست.»

ای ساکنان مدائن اسماء! و ای طلعات غرفه های جنّت علیا! و ای اصحاب وفا در ملکوت بقا! جامه های سرخ و سفید خویش را به جامه ای تیره و سیاه بدل نمائید. زیرا ایّام مصیبت کُبری و رزیۀ عُظمی فرا رسیده، مصیبتی که رسول خدا را به نوحه و زاری انداخت و دختر گرامیش فاطمه زهرا را جگر بگداخت. نالۀ فردوس اعلی بلند گشت و صدای گریه و زاری از اهل سراپردۀ جلال و راکبین سفینۀ حمراء که بر تخت های محبّت و وفا آرمیده بودند، به فراز آسمان رسید.

آه و فغان از ظلمی که حقایق وجود را مشتعل ساخت، ظلمی که از ناقضین عهد و میثاق و منکران حجّت و برهان و کافران به نعمت و احسان و مجادله کنندگان به آیات بیّنات بر مالک غیب و شهود وارد گشت. ارواح ملأ اعلی فدای مصیباتت ای فرزند سدرۀ منتهی و ای راز نهفته در کلمۀ علیا. ای کاش (قلم تقدیر رقم نمی خورد و ) فرمان خداوند در آغاز و انجام به ظهور نمی رسید و دیدگان خلق، پیکر پاکت را افتاده بر خاک نمی دید. مصیبت تو دریای بیان را از تلاطم بینداخت و امواج حکمت و عرفان را فرو نشاند و هُبوب نسائم پروردگار را متوقف ساخت. به حزن تو آثار محو شد و اثمار ساقط گشت و آه از نهاد ابرار بلند گردید و اشک از دیدگان اخیار فرو ریخت. افسوس و دریغ! ای سیّد شهدا! ای فخر شهدا و ای محبوب شهدا...)
حضرت بهاالله