vargha.ir کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات هدف: ايجاد قابليت ديدار متناوب از منازل مؤمنين جديد و در ميان نهادن بعضي از مباحث تزييد معلوماتي با آنان. تمرين: ملاقات چند خانواده و مطالعه حداقل 2 مبحث اول اين بخش با آنان. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت اول (1) وقتي مسير خدمت را مي پيماييد يكي از ساده ترين خدمات كه مي توانيد انجام دهيد ملاقات مؤمنين جديد است تا بالاتّفاق معلومات خود را در زمينه تعاليم مباركه افرايش دهيد. مطالب ذيل كه بر اساس تجربيات ياران الهي در مناطق مختلفه است به شما كمك خواهد كرد تا افكار خود را منظّم نماييد و تصميم بگيريد چگونه به اين خدمت ارزنده قيام كنيد. فرض مي كنيم كه شما يك پروژه تبليغي موفّقيت آميزي را اخيراً به اتمام رسانده ايد. اين پروژه به وسيلة محفل روحاني محل و به كمك لجنه تبليغي منطقه اي تنظيم شده بود و تعدادي از مبلّغين با تجربه از جوامع نزديك دعوت شده بودند تا در توسعه و تحكيم امراالله در جامعه شما كمك كنند. با وجودي كه جسماً از فعاليتهاي مستمر چند روزه خسته ايد، ولي ذهن شما كاملاً فعال است و احساس شعف و سرورمي كنيد. شما به طور واضح سرور ناشي از شركت در فعاليتهاي گوناگون پروژه تبليغي اخير را، به اتّفاق تعدادي از مبلّغين با تجربه به خاطر داريد. ملاقات رهبران جامعه به منظور جلب دوستي و احترام آنان به امر مبارك، ملاقات مستمر دوستان در منازل آنها كه در آن تمامي اعضاي خانواده تبليغ وتزييدمعلومات مي شوند برگزاري كلاسهاي اطفال ـ كه باعث مي شد كه آرزو كنيد اي كاش دوباره طفل بوديد و در اين كلاسها شركت مي كرديد ـ شركت در جلسات جامعه در شبها كه موجب مي شد ارواح به درجات بالا وبالاتري از روحانيت واصل گردند. شركت در كلاسهاي تزئيد معلومات امري كه در ميان مبلّغان ملاقات كننده برگزار مي شد و شما فرصت شركت در آنها را داشتيد و از همه جالبتر اوقاتي است كه محفل روحاني شركت كنندگان در پروژه را ملاقات نموده و هدايتهاي مشفقانه و روشن كننده خود را مطرح نمودند. فكري كـه بيش از هر چيز شما را به خود مشـغول داشته آن است كه چگونه اين تعداد قابل ملاحظه از نفوسي كه در مدت 30 روز اخير اقبال نموده اند كمك كنيد تا در امر مبارك عميق تر شوند. شما هنوز بيانات يكي از مبلّغين با تجربه خود را به ياد داريد كه مرتباً اهميت بازديد از مؤمنين جديد به منظور تحكيم دوستي با آنان و كمك به آنها در تعمقشان در امرالهي را تأكيد مي نمود. پس از مدتي تفكّر و دعا در اين باره، چند خانواده را كه كم و بيش مي شناسيد انتخاب مي نماييد و تصميم مي گيريد به طور منظّم به ديدارشان برويد. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت اول (2) اولين خانواده آقا و خانم سعادتي مي باشند كه در شهرها و روستاهاي مجاور خيلي معروف و مورد احترام اند. اين خانم و آقا كه حدوداً 60 سال دارند از خانواده بزرگي هستند كه نسلها در آن منطقه زندگي كرده اند. بچه هايشان همه بزرگ شده اند و الان به تنهايي در همسايگي شما زندگي مي كنند. آقا و خانم سعادتي با سواد هستند هر چند تحصيلات رسمي بالايي ندارند. آنها با اعمال و رفتارشان و خلوص نيتي كه از خود نشان داده اند، احترام جامعه را به خود جلب نموده اند. البته شما كسي نيستيد كه مردم را براساس ثروت و مدرك تحصيلي مورد قضاوت قرار دهيد و هيچ وقت به خود اجازه نمي دهيد به خاطر مقام و يا تحصيلاتتان احساس برتري نماييد و يا تحت تأثير بينش متكبرانه كه دشمن سرسخت مبلّغ بهائي است قرار بگيريد. يكي از درسهاي مهمي كه از مبلّغين با تجربه خود در دوره اين پروژه آموختيد آن است كه نبايد به نام ساده كردن تعاليم مباركه، از تأثير و نفوذ آنها بكاهيد و يا نبايد با زبان بچگانه با بزرگسالان چه با سواد و چه بي سواد، كه حكمتـهاي زيـادي از زندگي آموخـته اند صحبت نماييد. لذا با خضوع و در حالت دعا مي نشينيد و افكار خود را با دقّت درباره اولين مبحث تزييد معلوماتي كه انتخاب كرده ايد يعني عهد و ميثاق الهي منظّم مي نماييد. از آنجايي كه اين اولين جلسه شما است، ممكن است كمي هراسان و نگران باشيد لذا تصميم مي گـيريد مطالبي راجـع به موضـوع بنويسـيد، نه به منظور آنـكه براي خانواده هايي كه ملاقات مي كنيد بخوانيد بلكه جهت قوت و اطمينان بيشتر خودتان. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت اول (3) تمرین: 1- همان گونه كه از مطالب فوق درك كرده ايد افكار و نگرشهاي شما موقع بازديد از مؤمنين جديد، عامل مهمي در موفّقيت شماست پس خوب است كمي تأمل نماييد و فكر كنيد چگونه بعضي از افكارتان مي تواند ملاقاتهاي شما را مؤثّرتر سازد. فرض نماييم شما در راه ملاقات با خانواده سعادتي مي باشيد. در قسمت ذيل بعضي از افكاري كه ممكن است در مورد خانواده سعادتي و نحوه شرح مطالب با آنان در ذهن شما باشد ذكر مي شود. نكاتي كه در مساعي شما در تزييد معلومات اين دوستان سهم مؤثّر خواهد داشت را علامت بگذاريد. راجع به ملاقات: ـ وظيفه من است كه در امراالله تعليمشان دهم و مطمئن شوم كه مطالب زيادي را ياد مي گيرند. ـ چه افتخاري است كه بتوان اوقاتي را با اين خانواده عزيز صرف نمود و قسمتهايي از بيانات مباركه را با آنها در ميان گذاشت. ـ مي دانم كه تزييد معلومات مقبلين جديد خيلي مهم است و من خوشحالم كه اين خدمت را انجام مي دهم ولكن اميداوارم اين برنامه خيلي طول نكشد چون كارهاي زياد ديگري دارم كه امروز بايد انجام دهم. ـ ليستي طولاني از مطالبي كه بايد امروز به خانواده سعادتي بگويم تهيه كرده ام و بايد مطمئن شوم كه نكته به نكته را به آنها گفته ام. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت اول (4) بقیه تمرین: راجع به خانواده سعادتي: ـ خانواده سعادتي خانواده خوب وخوش قلبي مي باشند ولي دانش زيادي ندارند. شايد حضرت بهاءاالله را قبول كرده باشند ولي از حضرت بهاءاالله چه چيزي ممكن است فهميده باشند؟ ـ بايد خيلي مواظب باشم وقتي كه با خانواده سعادتي صحبت مي كنم مطلب سختي را در ميان نگذارم. بيشتر مطالب امري احتمالاً برايشان خيلي سخت است، مهم آن است كه محبت خود را به آنها نشان دهم در هر حال كه مي دانم تحصيلات كمي داشته اند. ـ بيچاره آقا و خانم سعادتي در اين سن ديگر چه مي توانند ياد بگيرند. ـ هر مؤمن جديد استعداد و قابليتي جديد به جامعه مي آورد چون آقا و خانم سعادتي از عشق حضرت بهاءاالله سرشار شوند و معلوماتشان افزايش يابد خدمات ذي قيمت بيشتر و بيشتري به جامعه خواهند نمود. راجع به روش بحث و شرح مطالب: ـ آنها بالغ هستند مي توانند بخوانند. من فقط بياناتي كوتاه در اختيارشان مي گذارم كه خود مطالعه كنند. ـ حال بايد متذكّر باشم كه بايد بنشينم و صبورانه كلمه به كلمه مطالب را برايشان شرح دهم چون در غير اين صورت نمي توانند اين مطالب عميق و مشكل امري را بفهمند. ـ خيلي مهم است كه بتوانم با آنها گفتگوي دو طرفه داشته باشم. وقتي مي خواهم ايده اي ارائه دهم بايد چندين بار مكث كنم تا بتوانيم بيانات را با هم مطالعه كنيم و راجع به هر يك مشورت كنيم. ـ خوب من شروع مي كنم و همه ايده هاي خود را بيان مي كنم و در خاتمه از آنها مي خواهم اگر سؤالاتي دارند مطرح كنند. ------------------------------------------------------- 2 ـ در گروههاي كوچك و به كمك راهنماي گروه، راجع به اولين ملاقات خود با خانواده سعادتي فكر كنيد. هر عضو گروه مي بايست نمايشنامه اي كوتاه بازي كند و نشان دهد چطور وارد منزل مي شود و با آنها احوالپرسي مي كند و چطور موضوع عهد و ميثاق الهي را با آنها در ميان مي گذارد. اعضاء گروه بايد نمايش هر يك را با در نظر گرفتن شرايط ادب، مهرباني و تواضع ارزيابي كند و بعد از اينكه هر عضو نقش خود را بازي كرد، گروه بايد با هم متّفق شوند و مناسبترين روش ملاقات را پيدا كنند. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم (1) شرح كوتاه ذيل راجع به مبحث عهد و ميثاق الهي شايد مانند همان بحثي باشد كه شما به منظور ملاقات با مقبلين جديد تهيه نموده بوديد: خداي بي همتا و مختار خالق همه چيز است. او خالق آسمانها و زمين، كوهها، دره ها، جنگلها،مرغزارها، صحراها، رودخانه ها و درياهاست. خداوند به همه موجودات هستي بخشيده است. او انسان را خلق نمود و در او به صورت و مثال خود تجلّي فرمود. حضرت بهاءاالله به ما تعليم فرموده اند كه: حقيقت خدا قابل درك با فكر انسان نيست زيرا محدود، درك غير محدود ننمايد. نمادهايي كه پيروان اديان مختلف از خداوند دارند ثمره فكر و خيال انسان است. خدا، انسان نيست و او قوه اي نيست كه در تمام عالم منتشر شده باشد. كلماتي كه ما ضرورتاً براي وصف منبع هستي خودمان استفاده مي نماييم مانند پدرآسماني، قدرت ملكوتي، و روح اعظم، هر كدام يكي از اسماء و صفات او در زبان بشري است و همگي از وصف كامل ذات الهي عاجزند. دركلمات مكنونه مطالعه كرده ايم: «يا ابنَ الانسانِ اَحببت خَلَقَك فَخَلَقتُك فَاحبِبني كَي اَذكُرَك وفى روحِ الحياه اُثَبِتَك« (1) «اي پسر انسان دوست داشتم آفريدنت را پس خلق نمودم تو را پس دوست بدار مرا تا يادت كنم و در روح حيات جاودانت سازم.» (ترجمه) بر طبق اين بيانات حضرت بهاءاالله محبت خداوند به ما همان علّت و وجود ماست. ما بايد همواره نسبت به اين محبت متذكّر باشيم زيرا كه ما را محافظت مي كند، تأييد مي دهد و روح حيات مي بخشد. در هنگام سختي و راحت و غم و شادي بايد به ياد آوريم كه محبت او مستمراً شامل حال ما است. از تعاليم مباركه مي آموزيم كه چون خداوند ما را از محبت خود آفريد، با ما عهدي بست كه تا ابد ادامه خواهد داشت. كلمه «عهد» يعني پيمان و قول و قرار بين دو نفر يا بيشتر. بر طبق اين ميثاق ابدي خداوند بخشنده هيچ وقت ما را تنها نمي گذارد و هر از چندي به اراده خود مقصد خويش را به وسيله يكي از مظاهر خود به ما مي آموزد. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم (2) فعل «ظهور» يعني ظاهر ساختن و نشان دادن چيزي كه از قبل معلوم نبوده است. مظاهر ظهور الهي وجودات مقدسي هستند كه كلمات خدا را براي ما ظاهر و عيان مي نمايند. آنان مربيان كلي هستند كه به ما ياد مي دهند چگونه طبق اراده الهي زندگي كنيم و به سعادت حقيقي فائز شويم از جمله مظاهر ظهور كريشنا، موسي، زرتشت، بودا، مسيح،محمد و البته باب و بهاءاالله دو مظهر ظهور اين عصر مي باشند. هر پيماني دو طرف دارد و بين دو گروه منعقد مي گردد، هر طرف قول مي دهد كه به نحو مشخصي عمل كند. در اين عهد و ميثاق ابدي، خداوند هميشه نقش خود را عمل نموده است ولكن ما چگونه مي توانيم مطمئن شويم كه نقش خود را در اين عهد و ميثاق عظيم ايفا مي نماييم؟ عهد و ميثاق الهي از ما مي خواهـد تا مظـهر ظـهور الهي را بشناسيم و به اراده او تسليم شويم. بايد به خاطر داشته باشيم كه هدف از زندگي ما، شناسايي و عبادت خداوند است. اين نكته مهم در بيانات مختلفة حضرت بهاءاالله آمده است. نماز صغير بهترين مثال است: «اَشهد يا الهي بِانَّك خَلَقتَني لعرفانك وعبادتك. اَشَهد في هذا الحين بِعجزي و قُوتك و ضَعفي و اقتدارِك و فَقري و غنائك لا اله الا انت المهيمنُ القَيوم «(2) «گواهي مي دهم اي خداي من به اينكه تو آفريدي مرا تا تو را بشناسم و به نيايشت پردازم شهادت مي دهم در اين هنگام بعجز خود و توانايي تو و ضعف خود و اقتدار تو و فقر خود و بي نيازي تو، به درستي كه خدايي نيست جز تو كه مهيمني و قيوم.» (ترجمه) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم (3) از آنجايي كه خداوند را فقط مي توانيم به وسيله مظاهر امر او بشناسيم لذا تنها با شناسايي مظهرظهور اين يوم قادر خواهيم بود به هدف زندگاني خود تحقّق بخشيم كساني از ما كه موهبت شناسايي حضرت بهاءاالله را يافته ايم بايد شاكر و حامد باشيم كه در چنين روزي كه جميع وعود الهيه در حال تحقّق يافـتن است، زندگي مي نماييم. بايد خدا را شكر كنيم كه موهبت پرارزش شناسايي حضرت بهاء االله را در زماني كه اكثريت مردم جهان از عظمت و جلال آن حضرت غافلند به ما عطا نموده است. حضرت بهاءاالله مي فرمايند: «امروز روز فضل اعظم و فيض اكبر است بايد كل، به كمال اتّحاد و اتّفاق در ظلّ سدره عنايت الهي ساكن و مستريح باشند.» (3) چقدر باعث تأسف است اگر شخصي بشارت ظهور حضرت بهاءاالله را بشنود امر او را قبول نكند و بخواهد اوهام و خرافات كهنه قبل را دنبال نمايد. او از جمله نفوسي است كه در هر عصر آرزوي ظهور موعود را مي نمودند ولكن چون ظهور فرمود قبول ننمودند و به عهد و ميثاق الهي وفا نكرده، به خرافات واوهام متمسك شدند. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم (4) پس از قبول حضرت بهاءاالله ما بايد در امر او استقامت نموده و اوامر او را اطاعت كنيم. ما نبايد اجازه دهيم انتقادات مردم ناآگاه، ما را از صراط مستقيمي كه اختيار نموده ايم دور كند. ما بايد بر عهد و ميثاق الهي محكم و استوار بمانيم. حضرت بهاءاالله مي فرمايند: «و بعد از عـرفان حـق، اعظـم امـور استقامـت بر امـر اوسـت. تَمسـك بِـها و كُن منَ الراسخين»(4) اگر حيات حضرت بهاءاالله را علي الخصوص هنگامي كه با امتحانات و سختي ها مواجه مي شويم به خاطر آوريم، حياتي كه مملو از رنجها و پيروزيهاي عظيم بوده است و محبت بي حد و اندازه آن حضرت را به جميع نوع بشر به ياد آوريم، تصميم ما براي ثبوت در امر الهي راسختر مي گردد. بگذاريد اين كلمات حضرت بهاءاالله در فكر و قلبمان نقش بندد: «قَد قُيد جمالُ القدمِ لاطلاقِ العالمِ وحبِس في الحصنِ الاعظَمِ لعتقِ العالمينَ و اختارلنَفسه الاحزانَ لسرورِ من في الاكوان هذا من رحمه ربِك الرّحمنِ الرّحيم. قَد قَبلنَا الذلَّه لعزكُم و الشَّدائد لرَخائكُم يا ملاء الموحدينَ. انَّ الذي جاء لتَعميرِالعالمِ قَد اَسكَنَه المشرِكونَ في اَخرَبِ البلاد(5) «به تحقيق جمال قدم براي آزادي جهانيان اسير گشت و در سجن اعظم از براي رهايي عالميان محبوس گرديد و براي خود غم ها را برگزيد تا ساكنان هستي مسرور باشند اين همه از رحمت پروردگار رحمن و رحيم تو است ذلّت را از براي عزّت شما و سختي ها را به خاطر آسايش شما اي گروه موحدين قبول نموديم. همانا كسي را كه براي اصلاح عالم آمده بود مشركين در خراب ترينِ شهرها ساكن نمودند.» (ترجمه) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم تمرین (1) الف ـ بر خلاف آنچه در واحدهاي قبل مطالعه كرديد اين قسمت حاوي قطعاتي طولاني راجع به مواضيع مختلفه است. اگر بار اول است كه موضوع «عهد وميثاق الهي» را مطالعه مي كنيد مي بايست توضيحات را قسمت به قسمت و پاراگراف به پاراگراف چندين مرتبه در گروه خود بخوانيد تا بتوانيد به راحتي ايده هاي آن را به زبان خود بيان كنيد. روشهاي مختلفي جهت كمك به يكديگر در فهم اين موضوع وجود دارد مثلاً مي توانيد دو يا سه بار موضوع را بخوانيد و از يكديگر سؤال كنيد. سؤالات بايد طوري طرح شود كه جوابش در خود مطلب باشد. البته به خصوص فراگيري بيانات مباركه خيلي مهم است چون ذكر بيانات مباركه قسمت مهم مشورت و بحث شما راجع به هر موضـوعي بـا مؤمنين جديد را تشـكيل مي دهد. تمرينهاي ذيل به شما كمك مي كند در مفهوم بيانات مباركه فوق تأمل كنيد. 1- خالق همه موجودات كيست؟ --------------------------------------------- 2- آياچيزي هست كه خداوند خلق نكرده باشد ؟ --------- ----------------- 3- چرا خداوند عالم انساني را خلق فرموده است؟ ------------------------- 4- معني كلمه «عهد و ميثاق» چيست؟ ------------------------------------ 5- چرا خداوند با انسان عهد بسته است؟ --- کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم تمرین (2) 6- آيا اين صحيح است كه بگوييم: اگر خداوند را دوست نداشته باشيم محبت او به ما نخواهد رسيد؟ ----------------------------------------------------------- ------------- 7- آيا اين صحيح است كه بگوييم: اگر خداوند را دوست نداشته باشيم او هم ما را دوست نخواهدداشت؟ ------------------------------------------------------------------ 8- آيا خداوند هيچ وقت ما را ترك خواهد نمود؟ ------------------------------ 9- هدف از زندگي ما چيست؟ ------------------------------------------------ 10ـ آيا هرگز براي ما ممكن است كه ذات الهي را بشناسيم؟ -------------- 11ـ اگرشناسايي ذات خدا امكان ندارد پس اينكه بگوييم هدف از حيات ما شناسايي خداوند است به چه معني است؟ -------------------------------- 12ـ مقصود از كلمه «ظهور» چيست؟ ------------------------- -------------- 13ـ چند مظهر ظهور الهي را نام ببريد. --------------------------------------- کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم تمرین (3) 14ـ جملات ذيل را تكميل كنيد: ـ امروز روز ------- اعظم و ------- اكبراست. ـ امروز روز ------- و ------- است. ـ بايد كل به كمال ------- و ------- در ظلّ ------- الهي ساكن و ------- باشند. بايد ------- به ------- اتّحاد و ------- در ------- سدره الهي ------- و ------ باشند. 15- اگر بخواهيم به عهدي كه با خدا بسته ايم وفا كنيم بايد چه كار كنيم؟ 16- آيا درست است كه بگوييم وقتي حضرت بهاءاالله راقبول كرديم مظاهر ظهورقبل را رها كرده ايم؟ 17- چرا تأمل درمصائب جمال مبارك به ماكمك مي كند درعهد وميثاق الهي ثابت بمانيم ؟ - 18- چرا حضرت بهاءاالله قبول فرمودند درقيد و زنجير باشند؟ 19- چرا حضرت بهاءاالله پذيرفتند كه يك زنداني باشند؟ کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم تمرین (4) --- 20 – چرا حضرت بهاءاالله احزان را براي خود اختيار فرمودند؟ ---------------- 21- چرا حضرت بهاءاالله ذلّت را قبول فرمودند؟ ------------------------------- 22ـ چرا حضرت بهاءاالله شدايد را تحمل فرمودند؟ --------------------------- 23ـ آيا حضرت بهاءاالله چون قدرت انجام كارديگري نداشتند قبول رنج نمودند؟ ----------------- 24 ـ اگرحضرت بهاءاالله مقابل اعداء خودضعيف نبودند، پس چرا رنج را برخود پذيرفتند؟ ---- 5 ـ چرا مابايد رنجهاو سختي ها را درخدمت به امراالله قبول كنيم؟ کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم تمرین (5) ب ـ هنگامي كه يكي از مباحث تزييد معلوماتي را با دوستاني كه ملاقات مي كنيد در ميان مي گذاريد واجب است كه نكات اساسي مطلبي كه مي خواهيد به آنها برسانيد در فكر خودتان واضح باشد نكات اساسي مبحث فوق چيست؟ مي توانيد ليستي از اين نكات تهیهكنيد؟ ----------------------------- ج ـ براي اينكه مقصد از صحبتهاي ما درك شود بايد تسلسل منطقي در افكار خود داشته باشيم. اگر هنوز اين كار را انجام نداده ايد يك ليست منطقي از افكار خود تهيه و آن را به ترتيب شماره گذاري نماييد. د ـ با گروه خود حكايتي از تاريخ اوليه امر و يا وقايع جديد كه نشان دهندة ثبوت بر عهد و ميثاق است تعريف كنيد. بعضي از حكايات را مي توان بصورت نمايشنامه نيز اجراء نمود. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت دوم تمرین (6) ه ـ همان طور كه از قبل گفته شد علاوه بر مطالب مورد بحث با مؤمنين جديد، احساسات و منشهاي شما عامل مهمي در مفيد بودن ديدار شما است و به خصوص خيلي مهم است كه حالت دعا و مناجات را همواره در حين مشورت دارا باشيد. همين طور كه با ديگران مشورت مي كنيد بايد مرتباً به سوي خدا توجه كنيد و از او بخواهيد كه قلب و فكر شما و ساير همراهان را روشن نمايد. عبارات و جملات بسياري در مناجاتها موجود است كه مي توانيد حفظ نماييد و در ذهن خود تكرار كنيد اينها فقط قسمتهاي كمي هستند: «دلها را روشن كن وچشمهارا بينا نما وگوشهارا شنوا فرما» (6 ) «الطاف بي پايان شامل كن. نورهدايت برافروز...» (7) «ابواب عرفان بگشا نورايمان تابان نما...» (8) «اي ربِّ نَوِّر وجوهَ عبادِكَ لِلتَّوجُهِ الي وَجهِكَ ...»(9) «پروردگارا وجوه بندگانت را نوراني گردان تا بر وجه تو توجه نمايند.» (ترجمه) «... و جبين به پرتو فيض قديم بيارايند...» (10) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم (1) اولين ديدار از خانواده سعادتي شما را غرق سرور نمود. همان طور كه انتظار داشتيد آنها مهمان نواز و علاقه مند به يادگيري بودند. احساس مي كنيد وقتي كه صرف آمادگي خود كرده ايد نتيجه بخش بوده است. شما موفق شديد افكار خود را به وضوح ارائه دهيد و بحث مفيدي در مورد بياناتي كه انتخاب نموده بوديد داشته باشيد. در نهايت خضوع و فروتني جواب سؤالات را مي داديد و اغلب اذعان مي نموديد كه بايد با احباي مطلع تر صحبت كنيد و در بيانات مباركه به جستجوي جواب مناسب بپردازيد . واقعه جالب اينكه مريم يكي از نوه هاي خانم و آقاي سعادتي كه براي چند هفته به ملاقات پدر و مادر بزرگش آمده بود در جلسة شما شركت داشت. نحوة مشاركت او در مذاكرات به نظر شما خيلي جالب بود. با وجودي كه بيش از 15 سال نداشت استعداد عجيبي در درك و فهم سريع مطالب عميق نشان مي داد استعدادي كه ازحد سن او فراتر بود. بنابراين شما تصميم گرفتيد به او بيشتر توجه كنيد و كمكش نماييد تا با سرعتي مطابق با استعداد و علاقه اش معلومات امري خود را افزايش دهد و بسيار خوشحال شديد وقتي مريم قبول كرد كه چند صفحه اي درخصوص حيات حضرت بهاءاالله را مطالعه كند به كمك شما در جلسه بعد مطلب را ارائه نمايد. او با خوشحالي اظهار داشت كه چند تن از دوستان خود را هم به همراه خواهد آورد. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم (2) ذيلاً مختصري ازحيات حضرت بهاءاالله به نحوي كه مريم مطالعه نموده تا براي سخنراني جلسه بعد آماده شود نقل مي گردد: حضرت بهاءاالله در تاريخ 12 نوامبر 1817 در طهران پايتخت ايران متولد شدند. از كودكي صفات فوق العاده اي داشتند و طرز رفتار ايشان، والدينشان را مطمئن ساخت كه در آينده مقام عظيمي خواهند داشت. پدر حضرت بهاءاالله كه وزير مشهوري در دربار شاه بودند، عشق وفيري به پسر خود داشتند. يك شب ايشان در رويا ديدند كه حضرت بهاءاالله در اقيانوس بزرگي شنا مي كنند. جسم ايشان نوراني بود و تمامي دريا را روشن مي ساخت. دور سر نوراني ايشان موهاي سياهشان بر روي آب شناور بود و گروه عظيمي ماهي هر يك تاري از موي مبارك را گرفته بودند. حتّي يك تار مو از سر ايشان جدا نشده بود. حضرت بهاءاالله آزادنه و با عظمت بر روي آب شنا مي نمودند و ماهيها به دنبال ايشان شناور بودند. پدر حضرت بهاءاالله از شخص معبـّري خواست تا اين رويا را تعبير كند. آن شخـص معبـر گفت اين اقيانوس بي حد و حصر عالم وجود است و حضرت بهاءاالله فريداً وحيداً بر اين دنيا سلطنت خواهند نمود. ماهيان زياد نشانه آشوب و اضطراب است كه با ظهور حضرتش بر پا خواهد شد ولكن ايشان در تحت حفظ و حمايت الهي محفوظ خواهند ماند و هيچ چيز آسيبي به ايشان نخواهد رساند. وقتي كه حضرت بهاءاالله به سن 14 سالگي رسيدند در دربار شاه به حكمت و علم معروف بودند در 22 سالگي پدرشان صعود نمود و دولت، منصب عالي پدر را به ايشان پيشنهاد كرد ولكن حضرت بهاءاالله كه نمي خواستند حيات خود را صرف اداره امور مادي نمايند، شغل دربار و وزارت را قبول ننمودند و طريقي را كه خداوند براي ايشان مقدر فرموده بود برگزيدند و وقت خود را صرف كمك به فقراء و ضعفا و بيماران نمودند و به زودي به نام قهرمان عدالت و انصاف معروف خاص و عام شدند. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم (3) در سن 27 سالگي حضرت بهاءاالله به وسيله فرستاده خاصي بعضي از آثار حضرت باب را دريافت نمودند كه در آن بشارت قرب ظهور يوم االله داده شده بود، همان روزي كه مظهر ظهور جديد ظاهر خواهد شد و صلح عمومي و وحدت و عدالتي را كه عالم انساني مد تها منتظر آن بوده تحقق خواهد بخشيد.حضرت بهاءاالله بلافاصله پيام حضرت باب را قبول فرمودند و يكي از پيروان مشتاق آن حضرت گرديدند. متأسفانه زمامداران ايران كه به وسيله هواهاي نفساني خود نابينا شده بودند، به نحوي شديد و وحشيانه به تعذيب پيروان حضرت باب پرداختند. حضرت بهاءاالله كه به شرافت و حسن سيرت معروف بودند از اين مصائب مستثني نگرديدند. حدود 8 سال پس از بعثت حضرت باب و 2 سال پس از شهادت آن حضرت، حضرت بهاءاالله اسير سجن سياه چال شدند. زنجيري كه بر گردن آن حضرت بود آنقدر سنگين بود كه قادر بر بلند نمودن سرشان نبودند. در اين سجن حضرت بهاءاالله 4 ماه تحمل دشواريهاي شديدي نمودند اما در همين سياه چال بود كه روح ايشان از روح الهي آكنده شد و بر آن حضرت معلوم گرديد كه موعود جميع امم مي باشند. از اين سجن اظلم، شمس حضرت بهاءاالله اشراق فرمود تا جميع خلايق را روشن كند. پس از 4 ماه مسجونيت در سجن سياه چال، تمام املاك و دارايي حضرت بهاءاالله را مصادره، و ايشان را با خانواده شان تبعيد نمودند. در سرماي سخت زمستان از طريق كوههاي غربي ايران به سوي بغداد كه يكي از شهرهاي حكومت عثماني بود و اكنون پايتخت عراق است حركت نمودند. كلمات نمي تواند رنجهاي اين سفر را توصيف نمايد كه چگونه صدها كيلومتر را در جاده هاي پوشيده از برف و يخبندان پياده راه به سوي آن سرزمين موعود طي نمودند. شهرت مبارك به سرعت در بغداد و ديگر شهرهاي آن منطقه منتشر شد و مردم دسته دسته براي كسب مواهب بديدن اين زنداني تبعيد شده مي آمدند. اما چند نفري هم بر اثر شهرت آن حضرت شروع به حسادت كردند. يكي از آنها برادر ناتـني آن حضـرت ميـرزا يحيي بود كه در ظلّ عنايت و محبت مبارك مي زيست. ميرزا يحيي كه در آن ايام مورد احترام بود بناي مخالفت با حضرت بهاءاالله گذاشت به خيال اينكه بابيان كه به او احترام زيادي مي گذاشتند او را به عنوان رهبر قبول خواهند كرد، ولي نمي دانست كه با روي برگرداندن از مظهر ظهورالهي تـدنّي و سـقوط او حتمي خواهد بود. وقتي مظهر ظهور الهي ظاهر مي شود تنها نفوسي كه عبوديت و بندگي او را قبول مي كنند به عظمت حقيقي خواهند رسيد. حتّي بستگان و نزديكان نبايد فراموش كنند كه آن حضرت با همه انسانها متفاوت و متمايز هستند. و هيچ كس نمي تواند در اين مقام با حضرتش شريك باشد. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم (4) دسيسه هاي ميرزا يحيي موجب اختلاف بين پيروان حضرت باب گرديد و باعث حزن شديد حضرت بهاءاالله شد. يك شب جمال مبارك بدون آنكه به كسي بگويند خانه را ترك فرموده و به كوههاي كردستان هجرت نمودند. در آنجا عزلت اختيار فرموده به دعا و مناجات و تأمل پرداختند. در غار كوچكي زندگي كردند و به ساده ترين غذا قناعت فرمودند. كسي ايشان را نمي شناخت و اسمشان را نمي دانست. ولكن بتدريج مردم آن منطقه درباره «شخص ناشناس» و درويش بزرگواري كه علم الهي داشت سخن گفتند و چون خبر اين شخص بزرگوار به پسر ارشدشان حضرت عبدالبهاء رسيد، بلافاصله علامتهاي پدر عزيز خود را شناختند. و رقائمي به وسيله فرستاده اي براي آن حضرت ارسال، و رجا و تمنّا نمودند كه به بغداد مراجعت فرمايند و ايشان قبول فرمودند و بالاخره بعد از 2سال به دوران پر مشقّت عزلت خود خاتمه دادند.در ايام غيبت حضرت بهاءاالله اوضاع جامعه بابي به سرعت به سوي قهقرا كشيده شد. حضرت بهاءاالله به محض بازگشت، در پيروان ستمديده و سرگردان حضرت باب روح جديدي دميدند. با وجودي كه هنوز ايشان مقام عظيم خود را اعلام ننموده بودند، قدرت كلام و حكمت حضرتشان وفاداري تعداد فزاينده اي از بابيان را برانگيخت و افراد از طبقات مختلفه مجذوب ايشان گشته و از مريدان آن حضرت شدند ولكن علماي متعصب و برادر حسود ايشان ميرزا يحيي نتوانستند نفوذ عظيم حضرت بهاءاالله را بر اين تعداد زياد از مردم تحمل كنند. لذا به مسؤولين دولتي مكرراً شكايت نمودند تا اينكه حكومت ايران با برخي از مسؤولين امپراطوري عثماني همدست شده و حضرت بهاءاالله را به شهري دورتر از موطن اصلي يعني استانبول سرگون نمودند. آپريل 1863 براي مردم بغداد مملو از حزن و اندوه بود. قرار بود شخصي كه به او عشق مي ورزيدند شهر را به مقصد نامعلوم ترك نمايد. چند روز قبل از عزيمت، حضرت بهاءاالله به باغي در بيرون شهر نقل مكان فرمودند و 12 روز در آن باغ خيمه زدند و تعداد زيادي از نفوس را كه دسته دسته براي وداع با آن حضرت مي آمدند به حضور پذيرفتند. پيروان حضرت باب با قلوبي آكنده از حزن به زيـارت ايشان نائل مي شدند و بعضي از آن نفوس با آن حضرت در سرگوني به شهر استانبول همراه مي شدند. ولكن خيلي ها باقي مي ماندند و از ارتباط با حضرت بهاءاالله محروم مي شدند. اما اراده الهي چنان نبود كه اين واقعه با حزن خاتمه يابد. ابواب فضل بي منتها به روي احبا گشوده شد و حضرت بهاءاالله به همراهان اعلان فرمودند كه ايشان موعودي هستند كه حضرت باب به او بشارت داده اند يعني من يظهره االله. در اين حين،حزن مبدل به سرور گرديد، قلوب پرواز نمودند و ارواح به عشق حضرت بهاءاالله مشتعل گشتند. اين 12 روز از 21 آپريل تا 2 مي (اول تا دوازدهم ارديبهشت) به عنوان عيد رضوان سالگرد اظهارامر علني حضرت بهاءاالله را بهاييان در سراسر عالم در طي قرون آينده جشن خواهند گرفت. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم (5) استانبول مركز امپراطوري عثماني بود. در اينجا نيز دوباره عظمت و حكمت و قوة جاذبه حضرت بهاءاالله نفوس بسياري را به سوي خود مجذوب نمود. روحانيون متعصب مسلمان كم كم زمزمه كردند كه او ديگر نبايد در استانبول بماند و مسؤولين دولت را قانع نمودند كه جمال مبارك را به ادرنه سرگون كنند. در ادرنه حضرت بهاءاالله الواحي به ملوك و سلاطين نوشتند و از آنها دعوت نمودند دست از ظلم و ستم بردارند و خود را وقف راحتي و آسايش ملّت سازند. پس از آن دشمنان آن حضرت مجازاتي بسيار و شديدتر براي ايشان ترتيب دادند ايشان بايد به همراه خانواده خود به عكّا تبعيد مي شدند. عكّا در آن زمان سخت ترين زندان در تمام امپراطوري عثماني محسوب مي شد و افراد كوته فكري كه به گمان واهي خود مي خواستند امري را كه خداوند به حركت درآورده بود متوقّف سازند، گمان مي كردند كه نور حضرت بهاءاالله در شرايط صعب طاقت فرساي اين زندان خاموش خواهد شد. رنجهاي حضرت بهاءاالله در عكّا بيش از حد و اندازه بود. در بدايت به تنهايي در سلّولي مسجون شدند كه حتي فرزندان مبارك اجازه ملاقات نداشتند. دشمنان شب و روز، ايشان را احاطه نموده بودند و جميع وسايل آسايش و راحتي مفقود بود. ولي اوضاع سجن بتدريج تغيير نمود. ساكنين عكّا و مأمورين حكومت قانع شدند كه حضرت بهاءاالله و بهاييان بي گناه مي باشند. در اينجا نيز دوباره مردم مجذوب علم و درايت و محبت آن حضرت شدند با وجودي كه هنوز عظمت حقيقي آن حضرت را درك نمي كردند. پس از چند سال ابواب سجن مفتوح شد و حضرت بهاءاالله آزاد شدند و به ايشان اجازه داده شد به منزلي راحت تر در آن حوالي منتقل شوند محلّي كه امروزه به اسم قصر بهجي معروف است. و در اين محل بود كه حضرت بهاءاالله در ماه مي 1892 در اوج عظمت و جلال صعود فرمودند. حضرت بهاءاالله علَم صلح عمومي و وحدت عالم انساني را بلند نمودند و كلمات الهيه را نازل فرمودند. با وجودي كه دشمنان آن حضرت به جميع قوا بر عليه ايشان قيام نمودند، آن حضرت ناصراً مظفراً بر آنان غالب شدند و وعده الهي كه در سياه چال طهران در تحت سلاسل به ايشان داده شده بود تحقق يافت. در دوره حيات ايشان، پيام حضرتشان قلوب هزاران نفوس را زنده كرد و گروهي از آنان جان خود را در راه ايشان فدا كردند. امروز تعاليم مبارك مستمراً در عالم انتشار مي يابد و هيچ امري نمي تواند تحقّق هدف غايي آن را كه وحدت عالم انساني در ظلّ ديانتي جهاني است مانع شود. (11) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم - تمرین (1) 1ـ مطلب فوق دربارة حيات حضرت بهاءاالله نسبتاً طولاني است و قبل از انجام تمرينها بايد چندين مرتبه در گروههاي خود آن را قسمت به قسمت بخوانيد و از يكديگر سؤال كنيد تا مطلب را خوب بفهميد و بتوانيد به زبان خود بيان نماييد. 2ـ به عنوان يك بهايي تاريخ حيات حضرت بهاءاالله را گاهي خلاصه و گاهي به تفصيل به حضار متعدد بيان خواهيد نمود لذا ثبت وقايع مهمه حيات مبارك ايشان در ذهن و فكر شما اهميت بسزا خواهدداشت. در قسمت ذيل ليستي از وقايع مهمه حيات مبارك را كه ذكر شد نام ببريد. البته اين ليست ابتدايي خواهد بود و همين طور كه اطلاعات شما از تاريخ امر زيادتر مي شود حقايق جديدي به اين ليست اضافه خواهيد نمود. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- - کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم - تمرین (2) 3- وقتي مطالبي مانـند عهد و ميثاق الهي و يـا حـيات حضـرت بهاءاالله را بـا مؤمنين جديد در ميان مي گذاريد نبايد انتظار داشته باشيد همه نكات را دقيقاً به ذهن بسپارند ولكن بعضي نكات اساسي هستند كه براي درك مبحث ضروري مي باشند. و شما بايد اين نكات را تأكيد نماييد چه نكات اساسي در مطلب فوق كه شرح حيات حضرت بهاءاالله است وجود دارد؟ يك مثال براي كمك به شما ذكر مي شود: حضرت بهاءاالله متحمل مصائب عظيمه شدند. ------------------------------------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------------------------------------ ---------------------------------------------------------------------------------- 4ـ اينكه حضرت بهاءاالله به خاطر عشق به عالم بشريت، تحمل مصائب عظيمه نمودند از مواضيعي است كه به عنوان فرد بهايي بايد به ياد داشـته و در آن تأمل كنيم. ولكن وقتي راجع به اين نكته صحبت مي شود بايد دقّت شود كه حضرت بهاءاالله را شخصي بيچاره و ناتوان در مقابل اعداء معرّفي ننماييم بلكه بايد واضح شود كه جمال مبارك به اراده خود راه سرگوني و سجن را انتخاب فرمودند و براي آزادي عالم انساني قبول سلاسل و اغلال نمودند. تاريخ حيات مبارك كه مشحون از مصائب عظيمه و شديده است در حقيقت يك انتصار واقعي به حساب مي آيد. بر اساس معلومات خود از حيات حضرت بهاءاالله و با كمك راهنماي گروه، نطقي كوتاه از مصائب و پيروزيهاي حضرت بهاءاالله تهيه نماييد. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت سوم - تمرین (3) 5ـ يكي از صفات مهمه قيام به اين خدمت، تواضع و فروتني است. اساسِ هرگونه تواضع و فروتني، تواضع و فروتني در مقابل خدا است كه موجب تواضع و فروتني در مقابل خلق مي گردد. در هيچ موقعي صفت تواضع لازمتر از وقتي كه راجع به خدا و مظاهر او مي خواهيد صحبت به ميان آوريد نيست در اين بيان مبارك حضرت بهاءاالله تأمل نماييد و سعي كنيد آنرا حفظ نماييد: «احباي الهي در هر مجمع و محفلي كه جمع شوند بايد به قسمي خضوع و خشوع از هر يك در تسبيح و تقديس الهي ظاهر شود كه ذرات تراب آن محل شهادت دهند به خلوص آن جمع. و جذبه بيانات روحانيه آن انفس زكيه، ذرات آن تراب را اخذ نمايد نه آنكه تراب به لسان حال ذكر نمايد اَنَا اَفضَل منكُم چه كه در حمل مشقّات فلاّحين صابرم و به كل ذي روح اعطاي فيض فياض كه در من وديعه گذارده، نموده و مي نمايم مع همه اين مقامات عاليه و ظهورات لاتحصي كه جميع مايحتاج وجود از من ظاهر است به احدي فخر ننموده و نمي نمايم و به كمال خضوع در زير قدم كل ساكنم.» (12) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم (1) مريم به طرزي فوق العاده و بهتر از آنچه انتظار داشتيد حيات حضرت بهاءاالله را با لحني آكنده از حلاوت و ايمان ارائه داد. قابل مشاهده بود كه خانم و آقاي سعادتي خيلي تحت تأثير قرار گرفته اند و دو نفري كه مريم دعوت كرده بود با وجودي كه خيلي مي خنديدند و شوخي مي كردند اما مشخصاً به امر مبارك علاقه مند شدند. دو جلسه اي كه با خانواده سعادتي داشتيد باعث تشويق شما شده و مي خواهيد اين روي كرد به تحكيم مؤمنين جديد را بيشتر دنبال كنيد. اكنون سؤال شما اين است كه اين جلسات كوتاه و جالب بايد در چه جهتي ادامه پيدا كند و چه مطالبي بايد انتخاب شود تا آقا و خانم سعادتي بيشتر در امر تمكن يافته و از اعضاي فعال جامعه شده در پيشرفت امراالله در آن منطقه سهيم گردند؟ اين سؤال چند روزي است كه فكر شما را به خود مشغول داشته است. از يك طرف مي خواهيد مطالبي مانند دعا و مناجات، حيات روح و معني حقيقي فدا را با آنان در ميان گذاريد تا زندگي روحانيشان بر اساسِ متيني مستحكم شود و از طرفي ديگر مي دانيد چقدر مهم است كه مؤمنين جديد با جامعه محشور شده و درفعاليتهاي آن شركت كنند چون بالاخره ملاقات شما با خانواده سعادتي هميشه ادامه نخواهد داشت چه كه باعث مي شود متّكي به شما شده و نتوانند بهايياني شوند كه با ابتكار عمل خود قيام به خدمت كنند. پس با خود مي گوييد «هر چيز وقت خود را دارد»، و حال بايد به فكر موضوع بحث ديدار دو روز بعد باشم. به نحوي غير منتظره جواب سؤال خود را بدست مي آوريد. در يك جلسه بهايي احساس مي كنيد تنشهائي بين دوستان وجود دارد. به نظر مي آيد كه ابر سياهي آسمان را گرفته و نور شادي و سرور را پنهان نموده است. علّت واضح است: اختلاف كه بزرگترين دشمن امراالله است در جامعه رخنه نموده است. با خود مي گوييد «عشق و محبت در جامعه بهايي موضوع بعدي ملاقات من با خانواده سعادتي خواهد بود.» آنچنان مشتاقيد دربارة مضرات اختلاف با خانواده سعادتي صحبت كنيد كه تا حدودي اصول ادب را فراموش مي نماييد. بعد از احوالپرسي سريع از آقا و خانم سعادتي مي پرسيد: «آيا مي دانيد چه امري بزرگترين ضرر را به امر مبارك مي رساند؟» نحوه مستقيم پرسش سؤال از آنها، سبب مي شود كمي جا بخورند. ولي تا به حال آنقدر به شما علاقه مند شده اند كه از رفتار شما نرنجند. و پس از كمي مكث خانم سعادتي با لبخند مي پرسد: «ما احساس مي كنيم شما قدري مضطرب هستيد، سؤال شما مهم است و فكر مي كنم جواب آن را مي دانيم. وقتي امر مبارك را قبول كرديم دانستيم كه حضرت بهاءاالله آمده اند تا نوع بشر را متّحد كنند. بنابراين هيچ امري بيشتر از اختلاف بين احباء، به امراالله آسيب نخواهد رساند.» لحن آرام و محبت آميز خانم سعادتي شما را به حالت سكون و آرامش بر مي گرداند و با ملايمت مي گوييد: «از طرز صحبتم معذرت مي خواهم چند بيان راجع به وحدت با خود آورده ام.آيا موافقيد با هم مطالعه كنيم؟» بدين ترتيب وارد بحثي خوشايند در خصوص اين مبحث بي نهايت مهم مي شويد. کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم (2) در قسمت ذيل ليستي از نكاتي كه احتمالاً در بحث و مشورت خود مطرح خواهيد كرد ذكر مي شود: * به منظور متّحد ساختن جامعه هر فرد بهايي بايد از كدورت و اختلاف احتراز كند. حضرت بهاءاالله مي فرمايند: «ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و نزاع و جدال و كدورت و برودت مابين احباب نبوده و نيست اجتَنَبِوا بِقُـدره االله و سلطانه ثُم اَلـفُوا بينَ القُلوبِ بِاسمه المؤَلف العليمِ ِ الحكيم» (13) «... با قدرتي الهي از فساد و نزاع دوري كنيد و قلبها را به نام خداوندالفت دهنده عليم و حكيم با يكديگر الفت دهيد.» (ترجمه) * بايد احباء را دوست بداريم و اين عمل را فقط به خاطر عشق به خداوند بايد انجام دهيم. حضرت عبدالبهاء مي فرمايند: «با يكديگر در نهايت اتّحاد باشيد. ابداً از يكديگر مكدر نشويد... خلق را از براي خدا دوست داريد نه براي خود، چون براي خدا دوست مي داريد هيچ وقت مكدر نمي شويد زيرا انسان كامل نيست لابد هر انساني نقصي دارد. اگر نظر به نفوس نماييد هميشه مكدر مي شويد اما اگر نظر به خدا نماييد چون عالم حق عالم كمال است رحمت صرف است لذا براي او همه را دوست مي داريد به همه مهرباني مي كنيد» (14) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم (3) * و اگر سعي خود را كرديم ولي هواهاي نفساني غلبه نمود و اختلاف واقع شد اين بيان حضرت بهاءاالله، در اين لحظاتِ ضعف، به ما كمك خواهد كرد: «ان ظَهرَت كُدوره بينَكُم فَانظُروني اَمام وجوهكُم وغضُوا البصرَ عما ظَهر خالصاً لوجهي وحباً الشرِقِ المنيرِ» (16) «اگر كدورتي در ميان شما ظاهر شود مرا در مقابل خود به نظر آريد و خالصانه به خاطر روي من و محبت امر الهي از آنچه ظاهر شد چشم بپوشيد.» (ترجمه) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم (4) * انضباط روحاني خطاپوشي و ديدن صفات خوب و احتراز از غيبت، مؤثّرترين وسيله براي اجتناب از اختلاف است. به ياد آوريم كه معمولاً ما اشتباهات نفوسي را كه دوستشان داريم، نمي بينيم و هيچ مشكلي در اغماض خطاياي آنان نداريم. حضرت عبدالبهاء مي فرمايند: «چـشم خطابين نظر به خطا كند امـا نظر خطاپوش به خالـق نـفوس بنگرد چه كه جميع را او خلق كرده كل را او مي پروراند رزق مي دهد جميع را روح و روان مبذولمي فرمايد. چشم و گوش عطا مي كند لهذا كل آيات قدرت اوهستند بايد جميع را دوست داشت به جميع مهرباني كرد. فقراء را رعايت نمود ضعفا را حمايت كرد مريضان را شفا بخشيد نادانان را تعليم و تربيت نمود.» (17) حضرت بهاءاالله مي فرمايند: «اي رفيق عرشي بد مشنو و بدمبين و خود را ذليل مكن و عويل برميار يعني بد مگو تا نشنوي و عيب مردم را بزرگ مدان تا عيب تو را بزرگ ننمايد و ذلّت نفسي مپسند تا ذلّت تو چهره نگشايد. پس با دل پاك و قلب طاهر و صدر مقدس و خاطر منزّه، در ايام عمر خود كه اقل از آني محسوب است فارغ باش تا به فراغت از اين جسد فاني به فردوس معاني راجع شوي و در ملكوت باقي مقرّ يابي» (18) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم (5) * اتّحاد البته منحصر به عدم كدورت و اختلاف نيست و همچنين عشق آن نيست كه فقط با زبان بيان شود. ما فقط وقتي مي توانيم ادعا كنيم كه جامعه اي متّحد داريم كه محبتمان به يكديگر، به خدمت مبدل گردد و فعاليتهاي ما توأم با روح همكاري و تعاون متقابل باشد. حضرت عبدالبهاء مي فرمايند: «باري كائنات عموميه عالم، هر يك منفرداً زندگاني مي توانند. هر شجري منفرداً نشو و نما نمايد بدون اينكه از ساير اشجار مستفيد شود. همچنين حيوان منفرداً زندگاني تواند ولكن انسان ممكن نيست. نوع انسان محتاج تعاون و تعاضد است محتاج مراوده و اختلاط است تا كسب سعادت و آسايش كند و راحت و آرايش يابد» (19) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم (6) * مهمترين كليد موفّقيت در فعاليتهاي گروهي جامعه، مشورت صريح و محبت آميز در جميع امور است. در مشورت، ديدگاه هاي مختلف ما نسبت به يك مطلب در يك نقطه جمع مي شود و مناسبترين طريقه بـراي پياده نمودن بـرنامه هاي دسته جمعي را مي يابيم. با مشورت به وحدت نظر مي رسيم و با افكار و آراء متحد، نقشه هاي جالب و بديعي جهت پيشرفت جامعه طرح مي نماييم. حضرت عبدالبهاء ميفرمايند: «... اعضاء در حين ورود توجه به ملكوت اعلي كنند و طلب تأييد از افق ابهي و در نهايت خلوص و وقار و سكون و آداب در انجمن قرار يابند و به نهايت ادب و ملايمت كلام و اهميت خطاب به بيان آراء پردازند. در هر مسأله اي تحري حقيقت كنند نه اصرار در رأي، زيرا اصرار و عناد در رأي منجر به منازعه و مخاصمه گردد و حقيقت مستور ماند ولي اعضاي محترمه بايد به نهايت آزادگي، بيان رأي خويش نمايند و ابداً جايز نه كه نفسي تزييف راي ديگري نمايد بلكه به كمال ملايمت بيان حقيقت كند و چون اختلاف آراء حاصل شود رجوع به اكثريت آراء كنند و كل، اكثريت را مطيع و منقاد گردند» (20) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم (7) * وحدت در فكر متحقّق نمي شود اگر مبدل به وحدت در عمل نشود. عمل كردن با وحدت به اين معني نيست كه همه يك كار را انجام دهيم. بر عكس، وقتي جامعه نقشه اي را با توجه به وحدت در عمل طرح مي كند باعث مي شود از استعدادات مختلفة هر فرد در جامعه به بهترين وجه استفاده شود. قوت ما مضاعف مي شود و حتّي يك جامعه كوچك مي تواند به موفّقيتهايي برسد كه اكثر مؤسسات قدرتمند عالم، قادر به احراز آن نيستند. حضرت عبدالبهاء مي فرمايند: «عالم انساني احتياج عظيم به همكاري متقابل دارد. هرچه رابطه دوستي و همبستگي قويتر باشد قدرت سازندگي و اجراء در زمينه هاي متعدد اقدامات بشري عظيم تر خواهد بود» (21) (ترجمه) کتاب دوم : قیام به خدمت مباحث تزييد معلومات قسمت چهارم - تمرین (1) الف ـ پس از اينكه با دقّت مطالب فوق را نكته به نكته چندين مرتبه در گروه خود مطالعه نموديد جملات ذيل را تكميل كنيد تا به شما كمك كند در معاني بيانات مباركه تأمل نماييد. 1ـ جملات ذيل را تكميل كنيد: ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از ------- و نزاع و جدال و كدورت و برودت ما بين احباب نبوده و نيست. ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و ------- و جدال و كدورت و برودت ما بين احباب نبوده و نيست. ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و نزاع و ------- و كدورت و برودت ما بين احباب نبوده و نيست. ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و نزاع و جدال و ------- و برودت ما بين احباب نبوده و نيست. ـ ضرّي از براي اين
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ 866

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
هدف:
ايجاد قابليت ديدار متناوب از منازل مؤمنين جديد و در ميان نهادن بعضي از مباحث تزييد معلوماتي با آنان.
تمرين:
ملاقات چند خانواده و مطالعه حداقل 2 مبحث اول اين بخش با آنان.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت اول (1)
وقتي مسير خدمت را مي پيماييد يكي از ساده ترين خدمات كه مي توانيد انجام دهيد ملاقات مؤمنين جديد است تا بالاتّفاق معلومات خود را در زمينه تعاليم مباركه افرايش دهيد. مطالب ذيل كه بر اساس تجربيات ياران الهي در مناطق مختلفه است به شما كمك خواهد كرد تا افكار خود را منظّم نماييد و تصميم بگيريد چگونه به اين خدمت ارزنده قيام كنيد.
فرض مي كنيم كه شما يك پروژه تبليغي موفّقيت آميزي را اخيراً به اتمام رسانده ايد. اين پروژه به وسيلة محفل روحاني محل و به كمك لجنه تبليغي منطقه اي تنظيم شده بود و تعدادي از مبلّغين با تجربه از جوامع نزديك دعوت شده بودند تا در توسعه و تحكيم امراالله در جامعه شما كمك كنند. با وجودي كه جسماً از فعاليتهاي مستمر چند روزه خسته ايد، ولي ذهن شما كاملاً فعال است و احساس شعف و سرورمي كنيد. شما به طور واضح سرور ناشي از شركت در فعاليتهاي گوناگون پروژه تبليغي اخير را، به اتّفاق تعدادي از مبلّغين با تجربه به خاطر داريد. ملاقات رهبران جامعه به منظور جلب دوستي و احترام آنان به امر مبارك، ملاقات مستمر دوستان در منازل آنها كه در آن تمامي اعضاي خانواده تبليغ وتزييدمعلومات
مي شوند برگزاري كلاسهاي اطفال ـ كه باعث مي شد كه آرزو كنيد اي كاش دوباره طفل بوديد و در اين كلاسها شركت مي كرديد ـ شركت در جلسات جامعه در شبها كه موجب مي شد ارواح به درجات بالا وبالاتري از روحانيت واصل گردند. شركت در كلاسهاي تزئيد معلومات امري كه در ميان مبلّغان ملاقات كننده برگزار مي شد و شما فرصت شركت در آنها را داشتيد و از همه جالبتر اوقاتي است كه محفل روحاني شركت كنندگان در پروژه را ملاقات نموده و هدايتهاي مشفقانه و روشن كننده خود را مطرح نمودند. فكري كـه بيش از هر چيز شما را به خود مشـغول داشته آن است كه چگونه اين تعداد قابل ملاحظه از نفوسي كه در مدت 30 روز اخير اقبال نموده اند كمك كنيد تا در امر مبارك عميق تر شوند. شما هنوز
بيانات يكي از مبلّغين با تجربه خود را به ياد داريد كه مرتباً اهميت بازديد از مؤمنين جديد به منظور تحكيم دوستي با آنان و كمك به آنها در تعمقشان در امرالهي را تأكيد مي نمود. پس از مدتي تفكّر و دعا در اين باره، چند خانواده را كه كم و بيش مي شناسيد انتخاب مي نماييد و تصميم مي گيريد به طور منظّم به ديدارشان برويد.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت اول (2)
اولين خانواده آقا و خانم سعادتي مي باشند كه در شهرها و روستاهاي مجاور خيلي معروف و مورد احترام اند. اين خانم و آقا كه حدوداً 60 سال دارند از خانواده بزرگي هستند كه نسلها در آن منطقه زندگي كرده اند. بچه هايشان همه بزرگ شده اند و الان به تنهايي در همسايگي شما زندگي مي كنند. آقا و خانم سعادتي با سواد هستند هر چند تحصيلات رسمي بالايي ندارند. آنها با اعمال و رفتارشان و خلوص نيتي كه از خود نشان داده اند، احترام جامعه را به خود جلب نموده اند. البته شما كسي نيستيد كه مردم را براساس ثروت و مدرك تحصيلي مورد قضاوت قرار دهيد و هيچ وقت به خود اجازه نمي دهيد به خاطر مقام و يا تحصيلاتتان احساس برتري نماييد و يا تحت تأثير بينش متكبرانه كه دشمن سرسخت مبلّغ بهائي است قرار بگيريد. يكي از درسهاي مهمي كه از مبلّغين با تجربه خود در دوره اين پروژه آموختيد آن است كه نبايد به نام ساده كردن تعاليم مباركه، از تأثير و نفوذ آنها بكاهيد و يا نبايد با زبان بچگانه با بزرگسالان چه با سواد و چه بي سواد، كه حكمتـهاي زيـادي از زندگي آموخـته اند صحبت نماييد. لذا با خضوع و در حالت دعا مي نشينيد و افكار خود را با دقّت درباره اولين مبحث تزييد معلوماتي كه انتخاب كرده ايد يعني عهد و ميثاق الهي منظّم مي نماييد. از آنجايي كه اين اولين جلسه شما است، ممكن است كمي هراسان و نگران باشيد لذا تصميم مي گـيريد مطالبي راجـع به موضـوع بنويسـيد، نه به منظور آنـكه براي خانواده هايي كه ملاقات مي كنيد بخوانيد بلكه جهت قوت و اطمينان بيشتر خودتان.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت اول (3)
تمرین:
1- همان گونه كه از مطالب فوق درك كرده ايد افكار و نگرشهاي شما موقع بازديد از مؤمنين جديد، عامل مهمي در موفّقيت شماست پس خوب است كمي تأمل نماييد و فكر كنيد چگونه بعضي از افكارتان مي تواند ملاقاتهاي شما را مؤثّرتر سازد. فرض نماييم شما در راه ملاقات با خانواده سعادتي مي باشيد. در قسمت ذيل بعضي از افكاري كه ممكن است در مورد خانواده سعادتي و نحوه شرح مطالب با آنان در ذهن شما باشد ذكر مي شود. نكاتي كه در مساعي شما در تزييد معلومات اين دوستان سهم مؤثّر خواهد داشت را علامت بگذاريد.
راجع به ملاقات:
ـ وظيفه من است كه در امراالله تعليمشان دهم و مطمئن شوم كه مطالب زيادي را ياد مي گيرند.
ـ چه افتخاري است كه بتوان اوقاتي را با اين خانواده عزيز صرف نمود و قسمتهايي از بيانات مباركه را با آنها در ميان گذاشت.
ـ مي دانم كه تزييد معلومات مقبلين جديد خيلي مهم است و من خوشحالم كه اين خدمت را انجام مي دهم ولكن اميداوارم اين برنامه خيلي طول نكشد چون كارهاي زياد ديگري دارم كه امروز بايد انجام دهم.
ـ ليستي طولاني از مطالبي كه بايد امروز به خانواده سعادتي بگويم تهيه كرده ام و بايد مطمئن شوم كه نكته به نكته را به آنها گفته ام.


کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت اول (4)
بقیه تمرین:
راجع به خانواده سعادتي:
ـ خانواده سعادتي خانواده خوب وخوش قلبي مي باشند ولي دانش زيادي ندارند. شايد حضرت بهاءاالله را قبول كرده باشند ولي از حضرت بهاءاالله چه چيزي ممكن است فهميده باشند؟
ـ بايد خيلي مواظب باشم وقتي كه با خانواده سعادتي صحبت مي كنم مطلب سختي را در ميان نگذارم. بيشتر مطالب امري احتمالاً برايشان خيلي سخت است، مهم آن است كه محبت خود را به آنها نشان دهم در
هر حال كه مي دانم تحصيلات كمي داشته اند.
ـ بيچاره آقا و خانم سعادتي در اين سن ديگر چه مي توانند ياد بگيرند.
ـ هر مؤمن جديد استعداد و قابليتي جديد به جامعه مي آورد چون آقا و خانم سعادتي از عشق حضرت بهاءاالله سرشار شوند و معلوماتشان افزايش يابد خدمات ذي قيمت بيشتر و بيشتري به جامعه خواهند نمود.
راجع به روش بحث و شرح مطالب:
ـ آنها بالغ هستند مي توانند بخوانند. من فقط بياناتي كوتاه در اختيارشان مي گذارم كه خود مطالعه كنند.
ـ حال بايد متذكّر باشم كه بايد بنشينم و صبورانه كلمه به كلمه مطالب را برايشان شرح دهم چون در غير اين صورت نمي توانند اين مطالب عميق و مشكل امري را بفهمند.
ـ خيلي مهم است كه بتوانم با آنها گفتگوي دو طرفه داشته باشم. وقتي مي خواهم ايده اي ارائه دهم بايد چندين بار مكث كنم تا بتوانيم بيانات را با هم مطالعه كنيم و راجع به هر يك مشورت كنيم.
ـ خوب من شروع مي كنم و همه ايده هاي خود را بيان مي كنم و در خاتمه از آنها مي خواهم اگر سؤالاتي دارند مطرح كنند.
-------------------------------------------------------
2 ـ در گروههاي كوچك و به كمك راهنماي گروه، راجع به اولين ملاقات خود با خانواده سعادتي فكر كنيد. هر عضو گروه مي بايست نمايشنامه اي كوتاه بازي كند و نشان دهد چطور وارد منزل مي شود و با آنها احوالپرسي مي كند و چطور موضوع عهد و ميثاق الهي را با آنها در ميان مي گذارد. اعضاء گروه بايد نمايش هر يك را با در نظر گرفتن شرايط ادب، مهرباني و تواضع ارزيابي كند و بعد از اينكه هر عضو نقش خود را بازي كرد، گروه بايد با هم متّفق شوند و مناسبترين روش ملاقات را پيدا كنند.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم (1)
شرح كوتاه ذيل راجع به مبحث عهد و ميثاق الهي شايد مانند همان بحثي باشد كه شما به منظور ملاقات با مقبلين جديد تهيه نموده بوديد:
خداي بي همتا و مختار خالق همه چيز است. او خالق آسمانها و زمين، كوهها، دره ها، جنگلها،مرغزارها، صحراها، رودخانه ها و درياهاست. خداوند به همه موجودات هستي بخشيده است. او انسان را خلق نمود و در او به صورت و مثال خود تجلّي فرمود.
حضرت بهاءاالله به ما تعليم فرموده اند كه: حقيقت خدا قابل درك با فكر انسان نيست زيرا محدود، درك غير محدود ننمايد. نمادهايي كه پيروان اديان مختلف از خداوند دارند ثمره فكر و خيال انسان است.
خدا، انسان نيست و او قوه اي نيست كه در تمام عالم منتشر شده باشد. كلماتي كه ما ضرورتاً براي وصف منبع هستي خودمان استفاده مي نماييم مانند پدرآسماني، قدرت ملكوتي، و روح اعظم، هر كدام يكي از
اسماء و صفات او در زبان بشري است و همگي از وصف كامل ذات الهي عاجزند.
دركلمات مكنونه مطالعه كرده ايم:
«يا ابنَ الانسانِ اَحببت خَلَقَك فَخَلَقتُك فَاحبِبني كَي اَذكُرَك وفى روحِ الحياه اُثَبِتَك« (1)
«اي پسر انسان دوست داشتم آفريدنت را پس خلق نمودم تو را پس دوست بدار مرا تا يادت كنم و در روح حيات جاودانت سازم.» (ترجمه)
بر طبق اين بيانات حضرت بهاءاالله محبت خداوند به ما همان علّت و وجود ماست. ما بايد همواره نسبت به اين محبت متذكّر باشيم زيرا كه ما را محافظت مي كند، تأييد مي دهد و روح حيات مي بخشد. در هنگام سختي و راحت و غم و شادي بايد به ياد آوريم كه محبت او مستمراً شامل حال ما است. از تعاليم مباركه مي آموزيم كه چون خداوند ما را از محبت خود آفريد، با ما عهدي بست كه تا ابد ادامه خواهد داشت. كلمه «عهد» يعني پيمان و قول و قرار بين دو نفر يا بيشتر. بر طبق اين ميثاق ابدي خداوند بخشنده هيچ وقت ما را تنها نمي گذارد و هر از چندي به اراده خود مقصد خويش را به وسيله يكي از مظاهر خود به ما مي آموزد.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم (2)
فعل «ظهور» يعني ظاهر ساختن و نشان دادن چيزي كه از قبل معلوم نبوده است. مظاهر ظهور الهي وجودات مقدسي هستند كه كلمات خدا را براي ما ظاهر و عيان مي نمايند. آنان مربيان كلي هستند كه به ما ياد مي دهند چگونه طبق اراده الهي زندگي كنيم و به سعادت حقيقي فائز شويم از جمله مظاهر ظهور كريشنا، موسي، زرتشت، بودا، مسيح،محمد و البته باب و بهاءاالله دو مظهر ظهور اين عصر مي باشند. هر پيماني دو طرف دارد و بين دو گروه منعقد مي گردد، هر طرف قول مي دهد كه به نحو مشخصي عمل كند. در اين عهد و ميثاق ابدي، خداوند هميشه نقش خود را عمل نموده است ولكن ما چگونه مي توانيم مطمئن شويم كه نقش خود را در اين عهد و ميثاق عظيم ايفا مي نماييم؟ عهد و ميثاق الهي از ما مي خواهـد تا مظـهر ظـهور الهي را بشناسيم و به اراده او تسليم شويم. بايد به خاطر داشته باشيم كه هدف از زندگي ما، شناسايي و عبادت خداوند است. اين نكته مهم در بيانات مختلفة حضرت بهاءاالله آمده است. نماز صغير بهترين مثال است:
«اَشهد يا الهي بِانَّك خَلَقتَني لعرفانك وعبادتك. اَشَهد في هذا الحين بِعجزي و قُوتك و ضَعفي و اقتدارِك و فَقري و غنائك لا اله الا انت المهيمنُ القَيوم «(2)
«گواهي مي دهم اي خداي من به اينكه تو آفريدي مرا تا تو را بشناسم و به نيايشت پردازم شهادت مي دهم در اين هنگام بعجز خود و توانايي تو و ضعف خود و اقتدار تو و فقر خود و بي نيازي تو، به درستي كه خدايي نيست جز تو كه مهيمني و قيوم.» (ترجمه)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم (3)
از آنجايي كه خداوند را فقط مي توانيم به وسيله مظاهر امر او بشناسيم لذا تنها با شناسايي مظهرظهور اين يوم قادر خواهيم بود به هدف زندگاني خود تحقّق بخشيم كساني از ما كه موهبت شناسايي حضرت بهاءاالله را يافته ايم بايد شاكر و حامد باشيم كه در چنين روزي كه جميع وعود الهيه در حال تحقّق يافـتن است، زندگي مي نماييم. بايد خدا را شكر كنيم كه موهبت پرارزش شناسايي حضرت بهاء االله را در زماني كه اكثريت مردم جهان از عظمت و جلال آن حضرت غافلند به ما عطا نموده است.
حضرت بهاءاالله مي فرمايند:
«امروز روز فضل اعظم و فيض اكبر است بايد كل، به كمال اتّحاد و اتّفاق در ظلّ سدره عنايت الهي ساكن و مستريح باشند.» (3)
چقدر باعث تأسف است اگر شخصي بشارت ظهور حضرت بهاءاالله را بشنود امر او را قبول نكند و بخواهد اوهام و خرافات كهنه قبل را دنبال نمايد. او از جمله نفوسي است كه در هر عصر آرزوي ظهور موعود را مي نمودند ولكن چون ظهور فرمود قبول ننمودند و به عهد و ميثاق الهي وفا نكرده، به خرافات واوهام متمسك شدند.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم (4)
پس از قبول حضرت بهاءاالله ما بايد در امر او استقامت نموده و اوامر او را اطاعت كنيم. ما نبايد اجازه دهيم انتقادات مردم ناآگاه، ما را از صراط مستقيمي كه اختيار نموده ايم دور كند. ما بايد بر عهد و ميثاق الهي محكم و استوار بمانيم.
حضرت بهاءاالله مي فرمايند:
«و بعد از عـرفان حـق، اعظـم امـور استقامـت بر امـر اوسـت. تَمسـك بِـها و كُن منَ الراسخين»(4)
اگر حيات حضرت بهاءاالله را علي الخصوص هنگامي كه با امتحانات و سختي ها مواجه مي شويم به خاطر آوريم، حياتي كه مملو از رنجها و پيروزيهاي عظيم بوده است و محبت بي حد و اندازه آن حضرت را به جميع نوع بشر به ياد آوريم، تصميم ما براي ثبوت در امر الهي راسختر مي گردد.
بگذاريد اين كلمات حضرت بهاءاالله در فكر و قلبمان نقش بندد:
«قَد قُيد جمالُ القدمِ لاطلاقِ العالمِ وحبِس في الحصنِ الاعظَمِ لعتقِ العالمينَ و اختارلنَفسه الاحزانَ لسرورِ من في الاكوان هذا من رحمه ربِك الرّحمنِ الرّحيم. قَد قَبلنَا الذلَّه لعزكُم و الشَّدائد لرَخائكُم يا ملاء الموحدينَ. انَّ الذي جاء لتَعميرِالعالمِ قَد اَسكَنَه المشرِكونَ في اَخرَبِ البلاد(5)
«به تحقيق جمال قدم براي آزادي جهانيان اسير گشت و در سجن اعظم از براي رهايي عالميان محبوس گرديد و براي خود غم ها را برگزيد تا ساكنان هستي مسرور باشند اين همه از رحمت پروردگار رحمن و رحيم تو است ذلّت را از براي عزّت شما و سختي ها را به خاطر آسايش شما اي گروه موحدين قبول نموديم. همانا كسي را كه براي اصلاح
عالم آمده بود مشركين در خراب ترينِ شهرها ساكن نمودند.» (ترجمه)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم
تمرین (1)
الف ـ بر خلاف آنچه در واحدهاي قبل مطالعه كرديد اين قسمت حاوي قطعاتي طولاني راجع به مواضيع مختلفه است. اگر بار اول است كه موضوع «عهد وميثاق الهي» را مطالعه مي كنيد مي بايست توضيحات را قسمت به قسمت و پاراگراف به پاراگراف چندين مرتبه در گروه خود بخوانيد تا بتوانيد به راحتي ايده هاي آن را به زبان خود بيان كنيد. روشهاي مختلفي جهت كمك به يكديگر در فهم اين موضوع وجود دارد مثلاً مي توانيد دو يا سه بار موضوع را بخوانيد و از يكديگر سؤال كنيد. سؤالات بايد طوري طرح شود كه جوابش در خود مطلب باشد. البته به خصوص فراگيري بيانات مباركه خيلي مهم است چون ذكر بيانات مباركه قسمت مهم مشورت و بحث شما راجع به هر موضـوعي بـا مؤمنين جديد را تشـكيل
مي دهد. تمرينهاي ذيل به شما كمك مي كند در مفهوم بيانات مباركه فوق تأمل كنيد.
1- خالق همه موجودات كيست؟ ---------------------------------------------
2- آياچيزي هست كه خداوند خلق نكرده باشد ؟ --------- -----------------
3- چرا خداوند عالم انساني را خلق فرموده است؟ -------------------------
4- معني كلمه «عهد و ميثاق» چيست؟ ------------------------------------
5- چرا خداوند با انسان عهد بسته است؟ ---

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم
تمرین (2)
6- آيا اين صحيح است كه بگوييم: اگر خداوند را دوست نداشته باشيم محبت او به ما نخواهد رسيد؟
----------------------------------------------------------- -------------
7- آيا اين صحيح است كه بگوييم: اگر خداوند را دوست نداشته باشيم او هم ما را دوست نخواهدداشت؟ ------------------------------------------------------------------
8- آيا خداوند هيچ وقت ما را ترك خواهد نمود؟ ------------------------------
9- هدف از زندگي ما چيست؟ ------------------------------------------------
10ـ آيا هرگز براي ما ممكن است كه ذات الهي را بشناسيم؟ --------------
11ـ اگرشناسايي ذات خدا امكان ندارد پس اينكه بگوييم هدف از حيات ما شناسايي خداوند است به چه معني است؟ --------------------------------
12ـ مقصود از كلمه «ظهور» چيست؟ ------------------------- --------------
13ـ چند مظهر ظهور الهي را نام ببريد. ---------------------------------------

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم
تمرین (3)
14ـ جملات ذيل را تكميل كنيد:
ـ امروز روز ------- اعظم و ------- اكبراست.
ـ امروز روز ------- و ------- است.
ـ بايد كل به كمال ------- و ------- در ظلّ ------- الهي ساكن و ------- باشند.
بايد ------- به ------- اتّحاد و ------- در ------- سدره الهي ------- و ------
باشند.
15- اگر بخواهيم به عهدي كه با خدا بسته ايم وفا كنيم بايد چه كار كنيم؟
16- آيا درست است كه بگوييم وقتي حضرت بهاءاالله راقبول كرديم مظاهر ظهورقبل را رها كرده ايم؟
17- چرا تأمل درمصائب جمال مبارك به ماكمك مي كند درعهد وميثاق الهي ثابت بمانيم ؟ -
18- چرا حضرت بهاءاالله قبول فرمودند درقيد و زنجير باشند؟
19- چرا حضرت بهاءاالله پذيرفتند كه يك زنداني باشند؟

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم
تمرین (4)
---
20 – چرا حضرت بهاءاالله احزان را براي خود اختيار فرمودند؟ ----------------
21- چرا حضرت بهاءاالله ذلّت را قبول فرمودند؟ -------------------------------
22ـ چرا حضرت بهاءاالله شدايد را تحمل فرمودند؟ ---------------------------
23ـ آيا حضرت بهاءاالله چون قدرت انجام كارديگري نداشتند قبول رنج نمودند؟ -----------------
24 ـ اگرحضرت بهاءاالله مقابل اعداء خودضعيف نبودند، پس چرا رنج را برخود پذيرفتند؟ ----
5 ـ چرا مابايد رنجهاو سختي ها را درخدمت به امراالله قبول كنيم؟

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم
تمرین (5)
ب ـ هنگامي كه يكي از مباحث تزييد معلوماتي را با دوستاني كه ملاقات مي كنيد در ميان مي گذاريد واجب است كه نكات اساسي مطلبي كه مي خواهيد به آنها برسانيد در فكر خودتان واضح باشد نكات اساسي مبحث فوق چيست؟ مي توانيد ليستي از اين نكات تهیهكنيد؟ -----------------------------
ج ـ براي اينكه مقصد از صحبتهاي ما درك شود بايد تسلسل منطقي در افكار خود داشته باشيم. اگر هنوز اين كار را انجام نداده ايد يك ليست منطقي از افكار خود تهيه و آن را به ترتيب شماره گذاري نماييد.
د ـ با گروه خود حكايتي از تاريخ اوليه امر و يا وقايع جديد كه نشان دهندة ثبوت بر عهد و ميثاق است تعريف كنيد. بعضي از حكايات را مي توان بصورت نمايشنامه نيز اجراء نمود.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت دوم
تمرین (6)
ه ـ همان طور كه از قبل گفته شد علاوه بر مطالب مورد بحث با مؤمنين جديد، احساسات و منشهاي شما عامل مهمي در مفيد بودن ديدار شما است و به خصوص خيلي مهم است كه حالت دعا و مناجات را همواره در حين مشورت دارا باشيد. همين طور كه با ديگران مشورت مي كنيد بايد مرتباً به سوي خدا توجه كنيد و از او بخواهيد كه قلب و فكر شما و ساير همراهان را روشن نمايد. عبارات و جملات بسياري در مناجاتها موجود است كه مي توانيد حفظ نماييد و در ذهن خود تكرار كنيد اينها فقط قسمتهاي كمي هستند:
«دلها را روشن كن وچشمهارا بينا نما وگوشهارا شنوا فرما» (6 )
«الطاف بي پايان شامل كن. نورهدايت برافروز...» (7)
«ابواب عرفان بگشا نورايمان تابان نما...» (8)
«اي ربِّ نَوِّر وجوهَ عبادِكَ لِلتَّوجُهِ الي وَجهِكَ ...»(9)
«پروردگارا وجوه بندگانت را نوراني گردان تا بر وجه تو توجه نمايند.» (ترجمه)
«... و جبين به پرتو فيض قديم بيارايند...» (10)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم (1)
اولين ديدار از خانواده سعادتي شما را غرق سرور نمود. همان طور كه انتظار داشتيد آنها مهمان نواز و علاقه مند به يادگيري بودند. احساس مي كنيد وقتي كه صرف آمادگي خود كرده ايد نتيجه بخش بوده است. شما موفق شديد افكار خود را به وضوح ارائه دهيد و بحث مفيدي در مورد بياناتي كه انتخاب نموده بوديد داشته باشيد. در نهايت خضوع و فروتني جواب سؤالات را مي داديد و اغلب اذعان مي نموديد كه بايد با احباي مطلع تر صحبت كنيد و در بيانات مباركه به جستجوي جواب مناسب بپردازيد . واقعه جالب اينكه مريم يكي از نوه هاي خانم و آقاي سعادتي كه براي چند هفته به ملاقات پدر و مادر بزرگش آمده بود در جلسة شما شركت داشت. نحوة مشاركت او در مذاكرات به نظر شما خيلي جالب
بود. با وجودي كه بيش از 15 سال نداشت استعداد عجيبي در درك و فهم سريع مطالب عميق نشان مي داد استعدادي كه ازحد سن او فراتر بود. بنابراين شما تصميم گرفتيد به او بيشتر توجه كنيد و كمكش نماييد تا
با سرعتي مطابق با استعداد و علاقه اش معلومات امري خود را افزايش دهد و بسيار خوشحال شديد وقتي مريم قبول كرد كه چند صفحه اي درخصوص حيات حضرت بهاءاالله را مطالعه كند به كمك شما در جلسه
بعد مطلب را ارائه نمايد. او با خوشحالي اظهار داشت كه چند تن از دوستان خود را هم به همراه خواهد آورد.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم (2)
ذيلاً مختصري ازحيات حضرت بهاءاالله به نحوي كه مريم مطالعه نموده تا براي سخنراني جلسه بعد آماده شود نقل مي گردد:
حضرت بهاءاالله در تاريخ 12 نوامبر 1817 در طهران پايتخت ايران متولد شدند. از كودكي صفات فوق العاده اي داشتند و طرز رفتار ايشان، والدينشان را مطمئن ساخت كه در آينده مقام عظيمي خواهند
داشت. پدر حضرت بهاءاالله كه وزير مشهوري در دربار شاه بودند، عشق وفيري به پسر خود داشتند. يك شب ايشان در رويا ديدند كه حضرت بهاءاالله در اقيانوس بزرگي شنا مي كنند. جسم ايشان نوراني بود و
تمامي دريا را روشن مي ساخت. دور سر نوراني ايشان موهاي سياهشان بر روي آب شناور بود و گروه عظيمي ماهي هر يك تاري از موي مبارك را گرفته بودند. حتّي يك تار مو از سر ايشان جدا نشده بود.
حضرت بهاءاالله آزادنه و با عظمت بر روي آب شنا مي نمودند و ماهيها به دنبال ايشان شناور بودند. پدر حضرت بهاءاالله از شخص معبـّري خواست تا اين رويا را تعبير كند. آن شخـص معبـر گفت اين اقيانوس بي حد و حصر عالم وجود است و حضرت بهاءاالله فريداً وحيداً بر اين دنيا سلطنت خواهند نمود. ماهيان زياد نشانه آشوب و اضطراب است كه با ظهور حضرتش بر پا خواهد شد ولكن ايشان در تحت حفظ و حمايت الهي محفوظ خواهند ماند و هيچ چيز آسيبي به ايشان نخواهد رساند. وقتي كه حضرت بهاءاالله به سن 14 سالگي رسيدند در دربار شاه به حكمت و علم معروف بودند
در 22 سالگي پدرشان صعود نمود و دولت، منصب عالي پدر را به ايشان پيشنهاد كرد ولكن حضرت بهاءاالله كه نمي خواستند حيات خود را صرف اداره امور مادي نمايند، شغل دربار و وزارت را قبول ننمودند و طريقي را كه خداوند براي ايشان مقدر فرموده بود برگزيدند و وقت خود را صرف كمك به فقراء و ضعفا و بيماران نمودند و به زودي به نام قهرمان عدالت و انصاف معروف خاص و عام شدند.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم (3)
در سن 27 سالگي حضرت بهاءاالله به وسيله فرستاده خاصي بعضي از آثار حضرت باب را دريافت نمودند كه در آن بشارت قرب ظهور يوم االله داده شده بود، همان روزي كه مظهر ظهور جديد ظاهر خواهد شد و صلح عمومي و وحدت و عدالتي را كه عالم انساني مد تها منتظر آن بوده تحقق خواهد بخشيد.حضرت بهاءاالله بلافاصله پيام حضرت باب را قبول فرمودند و يكي از پيروان مشتاق آن حضرت گرديدند. متأسفانه زمامداران ايران كه به وسيله هواهاي نفساني خود نابينا شده بودند، به نحوي شديد و وحشيانه به تعذيب پيروان حضرت باب پرداختند. حضرت بهاءاالله كه به شرافت و حسن سيرت معروف بودند از اين مصائب مستثني نگرديدند. حدود 8 سال پس از بعثت حضرت باب و 2 سال پس از شهادت آن حضرت، حضرت بهاءاالله اسير سجن سياه چال شدند. زنجيري كه بر گردن آن حضرت بود آنقدر سنگين بود كه قادر بر بلند نمودن سرشان نبودند. در اين سجن حضرت بهاءاالله 4 ماه تحمل دشواريهاي شديدي نمودند اما در همين سياه چال بود كه روح ايشان از روح الهي آكنده شد و بر آن حضرت معلوم گرديد كه موعود جميع امم مي باشند. از اين سجن اظلم، شمس حضرت بهاءاالله اشراق فرمود تا جميع خلايق را روشن كند. پس از 4 ماه مسجونيت در سجن سياه چال، تمام املاك و دارايي حضرت بهاءاالله را مصادره، و ايشان را با خانواده شان تبعيد نمودند. در سرماي سخت زمستان از طريق كوههاي غربي ايران به
سوي بغداد كه يكي از شهرهاي حكومت عثماني بود و اكنون پايتخت عراق است حركت نمودند. كلمات نمي تواند رنجهاي اين سفر را توصيف نمايد كه چگونه صدها كيلومتر را در جاده هاي پوشيده از برف و يخبندان پياده راه به سوي آن سرزمين موعود طي نمودند. شهرت مبارك به سرعت در بغداد و ديگر شهرهاي آن منطقه منتشر شد و مردم دسته دسته براي كسب مواهب بديدن اين زنداني تبعيد شده مي آمدند. اما چند نفري هم بر اثر شهرت آن حضرت شروع به حسادت كردند. يكي از آنها برادر ناتـني آن حضـرت ميـرزا يحيي بود كه در ظلّ عنايت و محبت مبارك مي زيست. ميرزا يحيي كه در آن ايام مورد احترام بود بناي مخالفت با حضرت بهاءاالله گذاشت به خيال اينكه بابيان كه به او احترام زيادي مي گذاشتند او را به عنوان رهبر قبول خواهند كرد، ولي نمي دانست كه
با روي برگرداندن از مظهر ظهورالهي تـدنّي و سـقوط او حتمي خواهد بود. وقتي مظهر ظهور الهي ظاهر مي شود تنها نفوسي كه عبوديت و بندگي او را قبول مي كنند به عظمت حقيقي خواهند رسيد. حتّي بستگان و نزديكان نبايد فراموش كنند كه آن حضرت با همه انسانها متفاوت و متمايز هستند. و هيچ كس نمي تواند در اين مقام با حضرتش شريك باشد.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم (4)
دسيسه هاي ميرزا يحيي موجب اختلاف بين پيروان حضرت باب گرديد و باعث حزن شديد حضرت بهاءاالله شد. يك شب جمال مبارك بدون آنكه به كسي بگويند خانه را ترك فرموده و به كوههاي كردستان هجرت نمودند. در آنجا عزلت اختيار فرموده به دعا و مناجات و تأمل پرداختند. در غار كوچكي زندگي كردند و به ساده ترين غذا قناعت فرمودند. كسي ايشان را نمي شناخت و اسمشان را نمي دانست. ولكن بتدريج مردم آن منطقه درباره «شخص ناشناس» و درويش بزرگواري كه علم الهي داشت سخن گفتند
و چون خبر اين شخص بزرگوار به پسر ارشدشان حضرت عبدالبهاء رسيد، بلافاصله علامتهاي پدر عزيز خود را شناختند. و رقائمي به وسيله فرستاده اي براي آن حضرت ارسال، و رجا و تمنّا نمودند كه به بغداد
مراجعت فرمايند و ايشان قبول فرمودند و بالاخره بعد از 2سال به دوران پر مشقّت عزلت خود خاتمه دادند.در ايام غيبت حضرت بهاءاالله اوضاع جامعه بابي به سرعت به سوي قهقرا كشيده شد. حضرت بهاءاالله به محض بازگشت، در پيروان ستمديده و سرگردان حضرت باب روح جديدي دميدند. با وجودي كه هنوز ايشان مقام عظيم خود را اعلام ننموده بودند، قدرت كلام و حكمت حضرتشان وفاداري تعداد فزاينده اي از بابيان را برانگيخت و افراد از طبقات مختلفه مجذوب ايشان گشته و از مريدان آن حضرت شدند ولكن علماي متعصب و برادر حسود ايشان ميرزا يحيي نتوانستند نفوذ عظيم حضرت بهاءاالله را بر اين تعداد زياد از مردم تحمل كنند. لذا به مسؤولين دولتي مكرراً شكايت نمودند تا اينكه حكومت ايران با برخي از
مسؤولين امپراطوري عثماني همدست شده و حضرت بهاءاالله را به شهري دورتر از موطن اصلي يعني استانبول سرگون نمودند. آپريل 1863 براي مردم بغداد مملو از حزن و اندوه بود. قرار بود شخصي كه به او عشق مي ورزيدند شهر را به مقصد نامعلوم ترك نمايد. چند روز قبل از عزيمت، حضرت بهاءاالله به باغي در بيرون شهر نقل مكان فرمودند و 12 روز در آن باغ خيمه زدند و تعداد زيادي از نفوس را كه دسته دسته براي وداع با آن
حضرت مي آمدند به حضور پذيرفتند. پيروان حضرت باب با قلوبي آكنده از حزن به زيـارت ايشان نائل مي شدند و بعضي از آن نفوس با آن حضرت در سرگوني به شهر استانبول همراه مي شدند. ولكن خيلي ها باقي مي ماندند و از ارتباط با حضرت بهاءاالله محروم مي شدند. اما اراده الهي چنان نبود كه اين واقعه با حزن خاتمه يابد. ابواب فضل بي منتها به روي احبا گشوده شد و حضرت بهاءاالله به همراهان اعلان فرمودند كه ايشان موعودي هستند كه حضرت باب به او بشارت داده اند يعني من يظهره االله. در اين حين،حزن مبدل به سرور گرديد، قلوب پرواز نمودند و ارواح به عشق حضرت بهاءاالله مشتعل گشتند. اين 12 روز از 21 آپريل تا 2 مي (اول تا دوازدهم ارديبهشت) به عنوان عيد رضوان سالگرد اظهارامر علني حضرت
بهاءاالله را بهاييان در سراسر عالم در طي قرون آينده جشن خواهند گرفت.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم (5)
استانبول مركز امپراطوري عثماني بود. در اينجا نيز دوباره عظمت و حكمت و قوة جاذبه حضرت بهاءاالله نفوس بسياري را به سوي خود مجذوب نمود. روحانيون متعصب مسلمان كم كم زمزمه كردند كه او ديگر نبايد در استانبول بماند و مسؤولين دولت را قانع نمودند كه جمال مبارك را به ادرنه سرگون كنند. در ادرنه حضرت بهاءاالله الواحي به ملوك و سلاطين نوشتند و از آنها دعوت نمودند دست از ظلم و ستم بردارند و خود را وقف راحتي و آسايش ملّت سازند. پس از آن دشمنان آن حضرت مجازاتي بسيار و شديدتر براي ايشان ترتيب دادند ايشان بايد به همراه خانواده خود به عكّا تبعيد مي شدند. عكّا در آن زمان سخت ترين زندان در تمام امپراطوري عثماني محسوب مي شد و افراد كوته فكري كه به گمان واهي خود
مي خواستند امري را كه خداوند به حركت درآورده بود متوقّف سازند، گمان مي كردند كه نور حضرت بهاءاالله در شرايط صعب طاقت فرساي اين زندان خاموش خواهد شد.
رنجهاي حضرت بهاءاالله در عكّا بيش از حد و اندازه بود. در بدايت به تنهايي در سلّولي مسجون شدند كه حتي فرزندان مبارك اجازه ملاقات نداشتند. دشمنان شب و روز، ايشان را احاطه نموده بودند و جميع وسايل آسايش و راحتي مفقود بود. ولي اوضاع سجن بتدريج تغيير نمود. ساكنين عكّا و مأمورين حكومت قانع شدند كه حضرت بهاءاالله و بهاييان بي گناه مي باشند. در اينجا نيز دوباره مردم مجذوب علم
و درايت و محبت آن حضرت شدند با وجودي كه هنوز عظمت حقيقي آن حضرت را درك نمي كردند. پس از چند سال ابواب سجن مفتوح شد و حضرت بهاءاالله آزاد شدند و به ايشان اجازه داده شد به منزلي
راحت تر در آن حوالي منتقل شوند محلّي كه امروزه به اسم قصر بهجي معروف است. و در اين محل بود كه حضرت بهاءاالله در ماه مي 1892 در اوج عظمت و جلال صعود فرمودند. حضرت بهاءاالله علَم صلح عمومي و وحدت عالم انساني را بلند نمودند و كلمات الهيه را نازل فرمودند. با وجودي كه دشمنان آن حضرت به جميع قوا بر عليه ايشان قيام نمودند، آن حضرت ناصراً مظفراً بر آنان غالب شدند و وعده الهي كه در سياه چال طهران در تحت سلاسل به ايشان داده شده بود تحقق يافت. در دوره حيات ايشان، پيام حضرتشان قلوب هزاران نفوس را زنده كرد و گروهي از آنان جان
خود را در راه ايشان فدا كردند. امروز تعاليم مبارك مستمراً در عالم انتشار مي يابد و هيچ امري نمي تواند تحقّق هدف غايي آن را كه وحدت عالم انساني در ظلّ ديانتي جهاني است مانع شود. (11)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم - تمرین (1)
1ـ مطلب فوق دربارة حيات حضرت بهاءاالله نسبتاً طولاني است و قبل از انجام تمرينها بايد چندين مرتبه در گروههاي خود آن را قسمت به قسمت بخوانيد و از يكديگر سؤال كنيد تا مطلب را خوب بفهميد و بتوانيد به زبان خود بيان نماييد.
2ـ به عنوان يك بهايي تاريخ حيات حضرت بهاءاالله را گاهي خلاصه و گاهي به تفصيل به حضار متعدد بيان خواهيد نمود لذا ثبت وقايع مهمه حيات مبارك ايشان در ذهن و فكر شما اهميت بسزا خواهدداشت. در قسمت ذيل ليستي از وقايع مهمه حيات مبارك را كه ذكر شد نام ببريد. البته اين ليست ابتدايي خواهد بود و همين طور كه اطلاعات شما از تاريخ امر زيادتر مي شود حقايق جديدي به اين ليست اضافه خواهيد نمود. -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم - تمرین (2)
3- وقتي مطالبي مانـند عهد و ميثاق الهي و يـا حـيات حضـرت بهاءاالله را بـا مؤمنين جديد در ميان مي گذاريد نبايد انتظار داشته باشيد همه نكات را دقيقاً به ذهن بسپارند ولكن بعضي نكات اساسي هستند كه براي درك مبحث ضروري مي باشند. و شما بايد اين نكات را تأكيد نماييد چه نكات اساسي در مطلب فوق كه شرح حيات حضرت بهاءاالله است وجود دارد؟
يك مثال براي كمك به شما ذكر مي شود:
حضرت بهاءاالله متحمل مصائب عظيمه شدند.
------------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------------------------------
4ـ اينكه حضرت بهاءاالله به خاطر عشق به عالم بشريت، تحمل مصائب عظيمه نمودند از مواضيعي است كه به عنوان فرد بهايي بايد به ياد داشـته و در آن تأمل كنيم. ولكن وقتي راجع به اين نكته صحبت مي شود بايد دقّت شود كه حضرت بهاءاالله را شخصي بيچاره و ناتوان در مقابل اعداء معرّفي ننماييم بلكه بايد واضح شود كه جمال مبارك به اراده خود راه سرگوني و سجن را انتخاب فرمودند و براي آزادي عالم انساني قبول سلاسل و اغلال نمودند. تاريخ حيات مبارك كه مشحون از مصائب عظيمه و شديده است در حقيقت يك انتصار واقعي به حساب مي آيد. بر اساس معلومات خود از حيات حضرت بهاءاالله و با كمك راهنماي گروه، نطقي كوتاه از مصائب و پيروزيهاي حضرت بهاءاالله تهيه نماييد.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت سوم - تمرین (3)
5ـ يكي از صفات مهمه قيام به اين خدمت، تواضع و فروتني است. اساسِ هرگونه تواضع و فروتني، تواضع و فروتني در مقابل خدا است كه موجب تواضع و فروتني در مقابل خلق مي گردد. در هيچ موقعي صفت تواضع لازمتر از وقتي كه راجع به خدا و مظاهر او مي خواهيد صحبت به ميان آوريد نيست در اين بيان مبارك حضرت بهاءاالله تأمل نماييد و سعي كنيد آنرا حفظ نماييد:
«احباي الهي در هر مجمع و محفلي كه جمع شوند بايد به قسمي خضوع و خشوع از هر يك در تسبيح و تقديس الهي ظاهر شود كه ذرات تراب آن محل شهادت دهند به خلوص آن جمع. و جذبه بيانات روحانيه آن انفس زكيه، ذرات آن تراب را اخذ نمايد نه آنكه تراب به لسان حال ذكر نمايد اَنَا اَفضَل منكُم چه كه در حمل مشقّات فلاّحين صابرم و به كل ذي روح اعطاي فيض فياض كه در من وديعه گذارده، نموده و مي نمايم مع همه اين مقامات عاليه و ظهورات لاتحصي كه جميع مايحتاج وجود از من ظاهر
است به احدي فخر ننموده و نمي نمايم و به كمال خضوع در زير قدم كل ساكنم.» (12)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم (1)
مريم به طرزي فوق العاده و بهتر از آنچه انتظار داشتيد حيات حضرت بهاءاالله را با لحني آكنده از حلاوت و ايمان ارائه داد. قابل مشاهده بود كه خانم و آقاي سعادتي خيلي تحت تأثير قرار گرفته اند و دو نفري كه مريم دعوت كرده بود با وجودي كه خيلي مي خنديدند و شوخي مي كردند اما مشخصاً به امر مبارك علاقه مند شدند. دو جلسه اي كه با خانواده سعادتي داشتيد باعث تشويق شما شده و مي خواهيد اين روي كرد به تحكيم مؤمنين جديد را بيشتر دنبال كنيد. اكنون سؤال شما اين است كه اين جلسات كوتاه و جالب بايد در چه جهتي ادامه پيدا كند و چه مطالبي بايد انتخاب شود تا آقا و خانم سعادتي بيشتر در امر تمكن يافته و از اعضاي فعال جامعه شده در پيشرفت امراالله در آن منطقه سهيم گردند؟ اين سؤال چند روزي است كه فكر شما را به خود مشغول داشته است. از يك طرف مي خواهيد مطالبي مانند دعا و مناجات، حيات روح و معني حقيقي فدا را با آنان در ميان گذاريد تا زندگي روحانيشان بر اساسِ متيني
مستحكم شود و از طرفي ديگر مي دانيد چقدر مهم است كه مؤمنين جديد با جامعه محشور شده و درفعاليتهاي آن شركت كنند چون بالاخره ملاقات شما با خانواده سعادتي هميشه ادامه نخواهد داشت چه كه
باعث مي شود متّكي به شما شده و نتوانند بهايياني شوند كه با ابتكار عمل خود قيام به خدمت كنند. پس با خود مي گوييد «هر چيز وقت خود را دارد»، و حال بايد به فكر موضوع بحث ديدار دو روز بعد باشم.
به نحوي غير منتظره جواب سؤال خود را بدست مي آوريد. در يك جلسه بهايي احساس مي كنيد تنشهائي بين دوستان وجود دارد. به نظر مي آيد كه ابر سياهي آسمان را گرفته و نور شادي و سرور را پنهان نموده است. علّت واضح است: اختلاف كه بزرگترين دشمن امراالله است در جامعه رخنه نموده است. با خود مي گوييد «عشق و محبت در جامعه بهايي موضوع بعدي ملاقات من با خانواده سعادتي خواهد بود.»
آنچنان مشتاقيد دربارة مضرات اختلاف با خانواده سعادتي صحبت كنيد كه تا حدودي اصول ادب را فراموش مي نماييد. بعد از احوالپرسي سريع از آقا و خانم سعادتي مي پرسيد: «آيا مي دانيد چه امري بزرگترين ضرر را به امر مبارك مي رساند؟» نحوه مستقيم پرسش سؤال از آنها، سبب مي شود كمي جا بخورند. ولي تا به حال آنقدر به شما علاقه مند شده اند كه از رفتار شما نرنجند. و پس از كمي مكث خانم سعادتي با لبخند مي پرسد: «ما احساس مي كنيم شما قدري مضطرب هستيد، سؤال شما مهم است و فكر مي كنم جواب آن را مي دانيم. وقتي امر مبارك را قبول كرديم دانستيم كه حضرت بهاءاالله آمده اند تا نوع بشر را متّحد كنند. بنابراين هيچ امري بيشتر از اختلاف بين احباء، به امراالله آسيب نخواهد رساند.» لحن آرام و محبت آميز خانم سعادتي شما را به حالت سكون و آرامش بر مي گرداند و با ملايمت مي گوييد: «از طرز صحبتم معذرت مي خواهم چند بيان راجع به وحدت با خود آورده ام.آيا موافقيد با هم مطالعه كنيم؟»
بدين ترتيب وارد بحثي خوشايند در خصوص اين مبحث بي نهايت مهم مي شويد.

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم (2)
در قسمت ذيل ليستي از نكاتي كه احتمالاً در بحث و مشورت خود مطرح خواهيد كرد ذكر مي شود:
* به منظور متّحد ساختن جامعه هر فرد بهايي بايد از كدورت و اختلاف احتراز كند. حضرت بهاءاالله مي فرمايند:
«ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و نزاع و جدال و كدورت و برودت مابين احباب نبوده و نيست اجتَنَبِوا بِقُـدره االله و سلطانه ثُم اَلـفُوا بينَ القُلوبِ بِاسمه المؤَلف العليمِ ِ الحكيم» (13)
«... با قدرتي الهي از فساد و نزاع دوري كنيد و قلبها را به نام خداوندالفت دهنده عليم و حكيم با يكديگر الفت دهيد.» (ترجمه)
* بايد احباء را دوست بداريم و اين عمل را فقط به خاطر عشق به خداوند بايد انجام دهيم.
حضرت عبدالبهاء مي فرمايند:
«با يكديگر در نهايت اتّحاد باشيد. ابداً از يكديگر مكدر نشويد... خلق را از براي خدا دوست داريد نه براي خود، چون براي خدا دوست مي داريد هيچ وقت مكدر نمي شويد زيرا انسان كامل نيست لابد هر انساني نقصي دارد. اگر نظر به نفوس نماييد هميشه مكدر مي شويد اما اگر نظر به خدا نماييد چون عالم حق عالم كمال است رحمت صرف است لذا براي او همه را دوست مي داريد به همه مهرباني مي كنيد» (14)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم (3)
* و اگر سعي خود را كرديم ولي هواهاي نفساني غلبه نمود و اختلاف واقع شد اين بيان حضرت بهاءاالله، در اين لحظاتِ ضعف، به ما كمك خواهد كرد:
«ان ظَهرَت كُدوره بينَكُم فَانظُروني اَمام وجوهكُم وغضُوا البصرَ عما ظَهر خالصاً لوجهي وحباً الشرِقِ المنيرِ» (16)
«اگر كدورتي در ميان شما ظاهر شود مرا در مقابل خود به نظر آريد و خالصانه به خاطر روي من و محبت امر الهي از آنچه ظاهر شد چشم بپوشيد.» (ترجمه)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم (4)
* انضباط روحاني خطاپوشي و ديدن صفات خوب و احتراز از غيبت، مؤثّرترين وسيله براي اجتناب از اختلاف است. به ياد آوريم كه معمولاً ما اشتباهات نفوسي را كه دوستشان داريم، نمي بينيم و هيچ مشكلي در اغماض خطاياي آنان نداريم. حضرت عبدالبهاء مي فرمايند:
«چـشم خطابين نظر به خطا كند امـا نظر خطاپوش به خالـق نـفوس بنگرد چه كه جميع را او خلق كرده كل را او مي پروراند رزق مي دهد جميع را روح و روان مبذولمي فرمايد. چشم و گوش عطا مي كند لهذا كل آيات قدرت اوهستند بايد جميع را دوست داشت به جميع مهرباني كرد. فقراء را رعايت نمود ضعفا را حمايت كرد مريضان را شفا بخشيد نادانان را تعليم و تربيت نمود.» (17)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند:
«اي رفيق عرشي بد مشنو و بدمبين و خود را ذليل مكن و عويل برميار يعني بد مگو تا نشنوي و عيب مردم را بزرگ مدان تا عيب تو را بزرگ ننمايد و ذلّت نفسي مپسند تا ذلّت تو چهره نگشايد. پس با دل پاك و قلب طاهر و صدر مقدس و خاطر منزّه، در ايام عمر خود كه اقل از آني محسوب است فارغ باش تا به فراغت از اين جسد فاني به فردوس معاني راجع شوي و در ملكوت باقي مقرّ يابي» (18)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم (5)
* اتّحاد البته منحصر به عدم كدورت و اختلاف نيست و همچنين عشق آن نيست كه فقط با زبان بيان شود. ما فقط وقتي مي توانيم ادعا كنيم كه جامعه اي متّحد داريم كه محبتمان به يكديگر، به خدمت مبدل گردد و فعاليتهاي ما توأم با روح همكاري و تعاون متقابل باشد.
حضرت عبدالبهاء مي فرمايند:
«باري كائنات عموميه عالم، هر يك منفرداً زندگاني مي توانند. هر شجري منفرداً نشو و نما نمايد بدون اينكه از ساير اشجار مستفيد شود. همچنين حيوان منفرداً زندگاني تواند ولكن انسان ممكن نيست. نوع انسان محتاج تعاون و تعاضد است محتاج مراوده و اختلاط است تا كسب سعادت و آسايش كند و راحت و آرايش يابد» (19)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم (6)
* مهمترين كليد موفّقيت در فعاليتهاي گروهي جامعه، مشورت صريح و محبت آميز در جميع امور است. در مشورت، ديدگاه هاي مختلف ما نسبت به يك مطلب در يك نقطه جمع مي شود و مناسبترين طريقه بـراي پياده نمودن بـرنامه هاي دسته جمعي را مي يابيم. با مشورت به وحدت نظر
مي رسيم و با افكار و آراء متحد، نقشه هاي جالب و بديعي جهت پيشرفت جامعه طرح مي نماييم.
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:
«... اعضاء در حين ورود توجه به ملكوت اعلي كنند و طلب تأييد از افق ابهي و در نهايت خلوص و وقار و سكون و آداب در انجمن قرار يابند و به نهايت ادب و ملايمت كلام و اهميت خطاب به بيان آراء پردازند. در هر مسأله اي تحري حقيقت كنند نه اصرار در رأي، زيرا اصرار و عناد در رأي منجر به منازعه و مخاصمه گردد و حقيقت مستور ماند ولي اعضاي محترمه بايد به نهايت آزادگي، بيان رأي خويش نمايند و ابداً جايز نه
كه نفسي تزييف راي ديگري نمايد بلكه به كمال ملايمت بيان حقيقت كند و چون اختلاف آراء حاصل شود رجوع به اكثريت آراء كنند و كل، اكثريت را مطيع و منقاد
گردند» (20)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم (7)
* وحدت در فكر متحقّق نمي شود اگر مبدل به وحدت در عمل نشود. عمل كردن با وحدت به اين معني نيست كه همه يك كار را انجام دهيم. بر عكس، وقتي جامعه نقشه اي را با توجه به وحدت در عمل طرح مي كند باعث مي شود از استعدادات مختلفة هر فرد در جامعه به بهترين وجه استفاده شود. قوت ما مضاعف مي شود و حتّي يك جامعه كوچك مي تواند به موفّقيتهايي برسد كه اكثر مؤسسات قدرتمند عالم، قادر به احراز آن نيستند.
حضرت عبدالبهاء مي فرمايند:
«عالم انساني احتياج عظيم به همكاري متقابل دارد. هرچه رابطه دوستي و همبستگي قويتر باشد قدرت سازندگي و اجراء در زمينه هاي متعدد اقدامات بشري عظيم تر خواهد بود» (21) (ترجمه)

کتاب دوم : قیام به خدمت
مباحث تزييد معلومات
قسمت چهارم - تمرین (1)
الف ـ پس از اينكه با دقّت مطالب فوق را نكته به نكته چندين مرتبه در گروه خود مطالعه نموديد جملات ذيل را تكميل كنيد تا به شما كمك كند در معاني بيانات مباركه تأمل نماييد.
1ـ جملات ذيل را تكميل كنيد:
ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از ------- و نزاع و جدال و كدورت و برودت ما بين احباب نبوده و نيست.
ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و ------- و جدال و كدورت و برودت ما بين احباب نبوده و نيست.
ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و نزاع و ------- و كدورت و برودت ما بين احباب نبوده و نيست.
ـ ضرّي از براي اين امر اليوم اعظم از فساد و نزاع و جدال و ------- و برودت ما بين احباب نبوده و نيست.
ـ ضرّي از براي اين
-