vargha.ir ﻛﺘﺎب اول ﺗﺎﻣﻼﺗﻲ ﺑﺮ ﺣﻴﺎت روح اﻧﺴﺎن " حیات و ممات" کتاب اول - حیات و ممات هدف : فهم اين مطلب كه زندگي فقط تغييرات و فرصتهاي موجود در اين جهان نيست بلكـه معني و اهميت حقيقـي آن درترّقـي روح است و زندگي حقيقي حيات روح است، كه به مدت كوتاهي در اين جهان بوده و تا ابد ادامه مي يابد. کتاب اول - حیات و ممات قسمت اول (1) منشاء روح عوالم روحانيه الهيه است و از ماده و عالم جسماني منزّه و متعالي مي باشد. بـدايت انسـان هنگامي است كه روح از آن عوالم روحاني، به جنين درحين پيدايش در رحم مادر تعلّق پيدا مي كند. اما اين تعلق مادي نيست، روح درجسم انساني حلول و خروج نمي كند و حتي احتياج به جا و فضاي مـادي نـدارد . روح به عالم مادي تعلّقي ندارد و تعلّق آن به جسم مانند رابطه نور مـنعكس درآئينـه مـي باشـد. نـوري كـه درآئينه مي بينيم ازخود آئينه نبوده بلكه از مصدري خارجي مي باشد . بـه همـين نحـو روح در داخـل بـدن نيست، رابطه مخصوصي بين روح و بدن مي باشد و اين دو بايكديگر وجود انساني را تشكيل مي دهند . کتاب اول - حیات و ممات قسمت اول (2) 1- با توجه به عبارات( بالا قسمت اول (1))، جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟ الف – منشأ روح عوالم روحانيه الهيه است. ب – بدايت وجود انسان هنگامي است كه روح به جنين تعلق پيدا كند. ج- روح به عالم مادي تعلق دارد . د – روح داخل بدن است . ه – وجود انساني شامل روح و جسم است . و – روح ازماده و عالم جسماني منزه و متعالي مي باشد . ز- رابطه روح وجسم مانند رابطه نور وآئينه است . کتاب اول - حیات و ممات قسمت اول (3) 2- آيا پاراگراف بالا ( قسمت اول (1)) به اين دلالت مي كند كه : الف- زندگي حقيقي وقتي شروع ميشود كه انسان دراين جهان متولي مي شود. ب – وجودمادي وجسماني درعوالم الهيه ديگرنيزادامه دارد . ج- جسم مالك روح است . د – زندگي عبارت از اموري است كه روزانه برمامي گذرد کتاب اول - حیات و ممات قسمت اول (4) 3- سوالات : الف- منشاء روح كجاست ؟ ------------------------------------ ب – بدايت زندگي يك فرد درچه زماني اسـت ؟ -------------------------------- ج- وجود انساني متشكل از چيسـت ؟------------------------------------------ د – روح متعلق به چه عوالمي اسـت ؟ ----------------------------------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت دوم (1): رابطه بسيار مخصوصي بين روح و جسم موجوداست ، كه با يكديگر وجود انساني راتشكيل مي دهـد . اين رابطه فقط دراين زندگي فاني ادامه دارد و هنگامي كه اين زندگي فاني به انتهـاء مـي رسـد هركـدام بـه منشأ و اصل خود باز مي گردند، جسم به عالم خاكي و روح به عوالم روحانيه الهيه . روح كه از عوالم روحانيه سرچشمه گرفته، بصورت و مثال الهي خلق شده است و قابليت كسب صفات ملكوتي و فضائل رحماني را دارامي باشد، و پس از جدايي بدن تا ابد ترقي مي كند . کتاب اول - حیات و ممات قسمت دوم (2) 1- سوالات : الف – تاچه زمان رابطه بين روح و جسم ادامه دارد ؟ -------------------------------------- ب- جسم پس از مرگ به كجا برمي گردد ؟ ------------------------------------------- ج- روح پس از مرگ به كجا راجع مي شود ؟ -------------------------------------------- د- ترّقي روح چقدر ادامه مي يابد ؟ --------------------------------------------------- ه – كدام مهمتراست ، روح يا جسم ؟ ------------------------------------------------- و- روح از كجا آمده است ؟ --------------------------------------------------------- ز – كدام قسمت از انسان بصورت و مثال الهي خلق شده است ؟ ----------------------------- ح- پس از مرگ چگونه زندگي ما تغيير مي كند ؟----------------------------------------- ط – زندگي كي به انتهاء مي رسد ؟ --------------------------------------------------- ي – پس ازمرگ رابطه بين روح وجسم چه مي شود ؟ ------------------------------------ کتاب اول - حیات و ممات قسمت دوم(3) 2- براساس پاراگراف قبل كدام صحيح يا اشتباه است ؟ الف – مرگ مجازات و تنبيه است . ب- جسم مابصورت ومثال الهي خلق شده است . ج – رابطه بين جسم و روح فقط در اين زندگي فاني برقرار است . د- جسم قابليت كسب صفات ملكوتي را دارد . ه – روح تا ابد ترقي مي كند . و – مرگ انتهاي زندگي است . ز- پس از مرگ اجساد ما قيام خواهند نمود . ح – روح ما پس ازمرگ آزادي بيشتري ازآنچه كه دراين عالم داشته خواهد يافت . ط – زندگي با مرگ منتهي مي شود . ي – بايد از مرگ بترسيم . کتاب اول - حیات و ممات قسمت سوم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : « و اَما ما سئَلت عنِ الرّوحِ و بقائه بعد صعوده فَاعلَم اَنه يصعد حينَ ارتقائه الي اَن يحضُرَ بينَ يديِ االلهِ في هيكَلٍ لاتُغَيرُه القُرُونُ و الاَعصار و لا حوادثُ العالَمِ و ما يظهرُ فيه و يكُونُ باقياً بِداومِ ملَكُوت االلهِ و سلطانه و جبرُوتـه و اقتدارِه ومنه تَظهرُآثارااللهِ و صفاتُه و عنايه االلهِ و الطافُه » از روح و بقاي آن بعد از صعودش سئوال نمـودي، بـدان كـه روح بعـد از جدائيش از بدن، به ترّقي خود ادامه خواهد داد تا اينكه در محضرخداوند حاضر مي شود با هيكلي كه قرون و اعصار و حوادث عـالم و آنچـه در آن است در او تغييري نمي دهد و تا زماني كه ملكوت الهي و سلطنت و غلبه و اقتدار خداوند استمرار مي يابد روح باقي مي ماند و از او آثـار و صـفات رباني و عنايات و الطاف خداوندي ظاهر مي شود.(ترجمه) کتاب اول - حیات و ممات قسمت سوم (2) 1- سوالات : الف – جدايي روح از بدن چه نام دارد ؟ ------------------------------------------- ب – روح تا كي به ترقي خود ادامه مي دهد ؟ ---------------------------------- ج – درعالم بعد چه آثارو صفاتي از روح ظاهر خواهد شد ؟ --------------------- د – روح درعالم بعد چه چيزي راظاهر خواهد كـرد؟ ------------------------------ ه – آيا روح پس ازمرگ به زندگي خود ادامه مي دهد ؟ ------------------------ کتاب اول - حیات و ممات قسمت سوم (3) 2- به موجب بيانات حضرت بهاءاالله : (كدام صحيح يا اشتباه است) الف- روح به محضر حق واصل مي شود . ب- وضعيت روح تحت تاثير تغييرات اين عالم است حتي پس ازمرگ . ج- ملكو ت الهي ابدي است . د – روح استعداد آنرا دارد كه صفات الهي عشق، محبت و بخشش را ظاهر سازد. ه – مقام روح پس از صعود از مرتبه او در اين عالم بالاتر است . کتاب اول - حیات و ممات قسمت چهارم (1) حضرت بهاءاالله ميفرمايند : « اذن واعيه طاهره مقدسه درجميع احيان ازكل اشطار كلمه مباركه انا الله و انا اليه راجعون اصغاء مي نمايد . اسرار موت و رجوع مستوربوده وهست لعمراالله اگرظاهرشودبعضي ازخوف وحزن هلاك شوند و بعضي بـه شـاني مسرور گردند كه درهرآني از حق جل جلاله موت را طلب نمايند . موت ازبراي موقنين بمثابه كاس حيوان است فرح بخشـد و سـرور آرد و زندگاني پاينده عطا فرمايد ... مخصوص ، نفوسيكه به ثمره خلقت كه عرفـان حـق جـل جلالـه اسـت فائزشده اند اين مقام را بياني ديگر وذكري ديگراست . العلم عند االله رب العالمين» کتاب اول - حیات و ممات قسمت چهارم (2) جملات ذيل صحيح است يا نه ؟ الف- منشاء روح انسان ازحق است و به او راجع مي شود . ب – مرگ جسماني انسان يك راز است . ج- اگر اسرار مرگ ظاهر مي شد، همگي دچار وحشت مي شدند . د – اگر اسرار موت ظاهرمي شد، همه آرزوي مرگ مي كردند . ه – براي مؤمن حقيقي ، مرگ زندگي است . و – علم زندگي پس از مرگ نزد خداوند است . ز- مرگ سبب سرور است . ح – اسرار موت كشف شده است وهمه برآن اطلاع يافته اند. ط- براي ما مهم است كه درباره زندگي بعداز مرگ بدانيم کتاب اول - حیات و ممات قسمت چهارم (3) جملات ذيل را كامل نماييد . الف – اسرار موت و رجوع --------- بوده و هست. ب – اگر ظاهر شود بعضي از ------------------------------------------------------ ------------------------------------------ ج- افرادي كه در عهد و ميثاق الهي ثابت نيستند احساس ------- مي نمايند. د- افرادي كه در عهد و ميثاق الهي ثابتند چنان ------ كه در هر آن ---------- را طلب نمايند . کتاب اول - حیات و ممات قسمت پنجم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : «مقصود ازآفرينش، عرفان حق و لقاي او بـوده و خواهـد بـود . چنانچـه درجميع كتب الهيه و صحف متقنه ربانيه من غير حجاب اين مطلب احلي و مقصد اعلي مذكور و واضح است و هر نفسي كه به آن صـبح هـدايت و فجر احديت فائز شد به مقام قرب و وصل كه اصل جنّت و اعلـي الجنـان است فائز گرديد و به مقام قاب قوسين كه وراي سدره منتهي اسـت وارد شد والا در امكنه بعد كه اصل نار و حقيقت نفي است ساكن بوده وخواهد بود اگرچه درظاهر بر اكراس رفيعه و اعراش منيعه جالس باشد» کتاب اول - حیات و ممات قسمت پنجم (2) 1- سوالات : الف - مقصود حق از آفرينش انسان چيست ؟ ------------------------------------ ب - آيا اين هدف بر حسب زمان تغيير مي كند؟ --------------------------------- ج - چه كتبي بر اين هدف تأكيد نموده اند ؟ -------------------- د - صبح هدايت كيست ؟ ---------------------------------- ه - اگر بعرفان «صبح هدايت» فائز شويم به چه كسي تقرّب مي يابيم ؟ ----- و - جنّت حقيقي چيست ؟ -------------------------------------------------------- ز - اگر بعرفان «صبح هدايت» فائز نشويم در انتظار چه چيزي بايد باشـيم ؟ -- ح - اصل نار و حقيقت نفي اشاره به چه حالتي است ؟ ------------------------ کتاب اول - حیات و ممات قسمت ششم (1) حضرت عبدالبها ء مي فرمايند : « در بدايت حياتش انسان درعالم رحم بـود و درعـالم رحـم اسـتعداد و لياقت ترّقي به اين علام حاصل كرد. و قوايي كه در ايـن عـالم لازم بـود درآن عالم تحصيل نمود. چشم لازم داشت درايـن عـالم، درعـالم رحـم حاصل نمود. گوش لازم داشت دراين عالم، درعالم رحم پيدا كرد. جميـع قوايي كه دراين عالم لازم بود درعالم رحم تحصيل كـرد. درعـالم رحـم مهياي اين عالم شد، و به اين عالم كه آمد ديد كه جميع قواي لازمه مهيا است، جميع اعضاء و اجزايي كه از براي اين عـالم حيـات لازم دارد درآن عالم حاصل نموده . پس دراين عالم نيز بايد تهيه و تدارك عالم بعد را ديد، و آنچـه درعـالم ملكوت محتاج، بايد تهيه و تدارك آن در اينجا ببيند . همچنان كه درعالم رحم قوايي كه دراين عالم محتاج به آن است پيدا نمـود، همچنـين لازم است كه آنچه كه درعالم ملكوت لازم يعني جميع قواي ملكوتي را دراين عالم تحصيل بكند » کتاب اول - حیات و ممات قسمت ششم (2) 1- جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟ الف- ما استعداد و مواهب لازمه در اين عالم را درعالم رحم كسب نموده ايم . ب – شرايط حيات ما درعالم رحم محدود نبوده است . ج- جميع قوا و تواناييهاي لازم براي حيات ما در اين عالم ، درعالم رحم به ما اعطاء شده است . د – لازم نيست كه انسان خود را براي عالم بعد آماده نمايد . ه- آنچه براي عالم ملكوت لازماست درآن عالم ميتوان كسب نمود . و- هدف از اين عالم كسب قواي لازمه براي عالم بعد است . ز- زندگي حقيقي انسان، پس ازمرگ و دخول او درملكوت الهي شروع مي شود. ح – زندگي حقيقي ، حيات روح است. ط – زندگي حقيقي دراين جهان شروع مي شود و پس ازمرگ ادامه مي يابد . کتاب اول - حیات و ممات قسمت ششم (3) 2-سوالات : الف – انسان زندگي خود را چگونه شروع مي نمايد ؟ -------------------------------------- ب – انسان استعدادها و مواهب خود را دركجا كسب مي نمايـد ؟ ---------------------------- ج- برخي از آنچه انسان دراين عالم احتياج دارد و در عالم رحم كسب نموده است كدام است ؟ ----- د- قواي لازمه براي عالم بعد كه بايد در اين عالم كسب نموده چيسـت ؟ ---------------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت هفتم (1) حضرت بها ء االله مي فرمايند : « اصل، اليوم اخذ از بحر فيوضات است ديگر نبايد نظر به كوچك و بزرگي ظروف باشد، يكي كفي اخذ نموده و ديگري كاسـي و همچنـين ديگـري كوبي و ديگري قدري " کتاب اول - حیات و ممات قسمت هفتم (2) 1- تمرينات : الف- چند موهبت از مواهبي را كه حق شامل حال شما نموده ذكركنيد. ----------------------- ب- با ذكرچند مثال توضيح دهيد چگونه انسان خود را ازدريافت سهمش از بخشـش خداونـد محـروم مي سازد . ------------------------------------------------------------------------------ ج- چرا نبايد به كوچكي و بزرگي ظرفمان نظر كنيم؟ -------------------------------------- - کتاب اول - حیات و ممات قسمت هفتم (3) جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟ الف – فقط فلاسفة بزرگ استعداد شناخت خداوند را دارند . ب - براي خدمت به حق ، بايد ضعف خود را فراموش نموده به او توكّل كنيم . ج – اگر در اين عالم آنچه را كه خداوند به ما عطا فرموده پرورش و ترقّي ندهيم ، روح ما حين ورود به عالم بعد ضعيف خواهد بود. کتاب اول - حیات و ممات قسمت هشتم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : « اينكه از حقيقت نفس سوال نموديد ، انها آيه الهيه و جـوهره ملكوتيـه التي عجزَ كُل ذي علمٍ عن عرفانٍ حقيقتها و كُل ذي عرفانٍ عن معرِفَتهـا . انها اَولُ شَيء حكي عنِ االلهِ موجِده و اَقبلَ الَيه و تَمسك بِه و سـجد لَـه . دراين صورت به حق منسوب وبه او راجع ومن غير آن به هـوي منسـوب وبه او راجع» روح، نشاني الهي و جوهري ملكوتي است. هيچ عالمي به كُنـه حقيقـتش راه نيافته و هيچ عارفي به معرفت او نرسيده . اولين موجودي است كـه از خالقش حكايت نموده و بسوي او روي آورده و به او تمسك نموده و بـر او سجده كرده است. (ترجمه) کتاب اول - حیات و ممات قسمت هشتم (2) 1- جملات ذيل را كامل نماييد : الف – نفس (روح) ------------ الهي است. ب- ------------- جوهري ملكوتي است. ج- ---------- اولين پديده اي است كه حكايت از عظمت خالق خود نموده است. د- نفس (روح) به حق راجع مي شود اگر------------------ ه – نفس (روح) اسير هوي و هوس مي شود اگر------------------------------------------ و- اگرنفس (روح) اسيرهوي وهوس شد ، به ------------------- راجع مي شود. ز- نقس (روح) نور الهي را منعكس مي كند اگر ---------------------------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت هشتم (3) 2- جملات ذيل صحيح است يا خير ؟ الف – «عرفان» يعني شناختن و درك نمودن . ب – اولين چيزي كه ازبين تمام مخلوقات به عرفان خداوند رسيد عقل است . ج- عارف يعني كسي كه خوب مي شناسد و درك مي كند . د- شخص عالم به اسرار روح آگاه و مطلع است . ه- تفكر در باره نفس (روح) لازم نيست چه كه هرگز نمي توانيم به آن پي بريم . کتاب اول - حیات و ممات قسمت نهم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : « مثَل شما مثل طيري است كه به اجنحة منيعـه دركمـال روح و ريحـان درهواهاي خوش سبحان با نهايت اطمينان طيران نمايد و بعـد بـه گمـان دانه به آب و گل ارض ميل نمايد و به حرص تمام خـود را بـه آب و تـراب بيالايد و بعد كه اراده صعود نمايد خود را عاجز و مقهور مشاهده نمايد چه كه اجنحة آلوده به آب وگل قادر بر طيران نبوده و نخواهـد بـود. در ايـن وقت آن طاير سماء عاليه خود را ساكن ارض فانيه بينـد. حـال اي عبـاد پرهاي خود رابه طين غفلت و ظنون و تراب غـل و بغضـا ميالاييـد تـا از طيران در آسمانهاي قدس عرفان محروم و ممنوع نماييد » کتاب اول - حیات و ممات قسمت نهم (2 ) 1- جملات ذيل را كامل نماييد : الف- طيري كه حضرت بهاءاالله در اين بيان مبارك به آن اشاره فرموده اند ----------- انسان است . ب- اين طير از ساكنين --------- است. ج- حال اين طير مجبور است كه در--------- ساكن شود. کتاب اول - حیات و ممات قسمت نهم (3) 2- تمرينات : الف- اجنحة روح چگونه « آلوده» مي گردد ؟ -------------------------------------------- ب- برخي از آلودگيها را كه مانند «آب وگل ارض» هستند، توصيف كنيد. ---------------------- ج- چه چيزي مي تواند مانع از طيران مجدد ما در آسمان معرفت الهي شود. -------------------- د- مثالهايي بياوريد از چيزهايي كه مي تواند مانع از طيران ما در آسمان معرفت الهي شود. -------- ه – چرا روح مسكن آسماني خود را از براي آب وگل اين جهان عوض مي نمايد. ---------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت دهم (1) حضرت بهاءالله می فرمایند: « و بعد ازخلق كل ممكنات و ايجاد موجودات به تجلي اسم يامختار انسان را از بين امم و خلايق براي معرفت و محبت خود كه علّت غـائي و سـبب خلقت كائنات بود اختيار نمود... زيرا كينونت و حقيقـت هـر شـي را بـه اسمي از اسماء تجلي نمود و به صفتي ازصفات اشراق فرمود مگر انسان را كه مظهركل اسماء و صفات و مرآت كينونت خود قـرار فرمـود و بـه ايـن فضل عظيم و مرحمت قديم خود اختصاص نمود» کتاب اول - حیات و ممات قسمت دهم (2) 1- تمرينات : الف- خداوند به انسان چه امتياز خاصي عطا نموده . -------------------------------------- ب – بعضي ازصفات حق را ذكر نماييـد . ------------------------------------------------ ج- خداوند كينونت و حقيقت هرشي را به يكي از------------- خود تجلي نمود د- خداوند انسان را مظهر---------- و مرآت ------ خود قرار فرموده. ه – بعضي ازصفات حق كه درروح انسان تجلي نموده را ذكر كنيد . --------------------------- و- چگونه مي توان اين صفات را ظاهر نمود . --------------------------------------------- ز- انسان به چه فضل عظيمي اختصاص يافته است . --------------------------------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت دهم (3) 2- برحسب دو نص سابق جملات ذيل صحيح است ياخير ؟ الف- تعلّقات مادي مانع از ترّقي روحاني ما مي گردد . ب – آمال و آرزوهاي ما مانع از پرواز ما به ملكوت الهي نمي باشد . ج- با انقطاع از امور دنيوي مي توانيم از آلودگيهايي كه مانع ازتقرّب ما به حق مي گردد رهايي يابيم . د- محل و مسكن روح تراب است. ه – حسادت، نفرت و بدخواهي آلودگيهاي مانع از ترّقي روح نيستند. و – هيچ چيزي نمي تواند مانع اراده الهي باشد. ح -«عرفان حق» علّت غايي و سبب خلقت مخلوقات است. ط – كينونت و حقيقت هر شي تجلي يكي از صفات الهي است کتاب اول - حیات و ممات قسمت یازدهم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : « اين تجليات انوار صبح هدايت و اشراقات انوار شمس عنايت در حقيقت انسان مستور و محجوب است چنانچه شعله و اشـعه و انـوار درحقيقـت شمع و سراج مستور است و تابش درخشش آفتاب جهانتـاب در مرايـا و مجالي كه از زنگ و غبار شئونات بشري تيـره و مظلـم گشـته مخفـي و محجهور است. حال اين شمع و سراج را افروزنده بايد و اين مرايا و مجالي را صيقل دهنده شايد. و واضح است كه تا ناري مشتعل ظاهر نشود هرگـز سراج نيفروزد و تا آينه از زنگ و غبار ممتاز نگردد صورت و مثال و تجلي و اشراق شمس بي أمس در او منطبع نشود » کتاب اول - حیات و ممات قسمت یازدهم (2) 1- سوالات : الف- مقصود از كلمه مستور چيسـت ؟ ------------------------------------------ ب- چه استعدادهايي در روح انساني مستور است ؟ -------------------------- ج- چه قوه اي در چراغ نهفته است ؟ ---------------------- د - چه قوه اي در آينه نهفته است ؟ ---------------------- ه- چه بايد كرد تا يك سراج روشنايي بدهد ؟ ----------------------------------- و- چه بايد تا يك آئينه نور را منعكس سازد ؟ ------------------------------------ ز- آيا سراج و آئينه مي توانند قواي مكنونه شان را از خود ظاهر نماينـد ؟ ----- ح - چگونه مي توان اين دو مثال( آئينه وسراج ) را با حالت روح انساني مقايسه نمود ؟ ----------- ط – چه كسي مي تواند قواي انساني را ظاهر سازد ؟ ----------------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت دوازدهم (1) « سبيل كل، به ذات قدم مسدود بوده و طريق كل مقطوع خواهـد بـود و محض فضل و عنايت شموس مشرقه از افق احديـه را بـين نـاس ظـاهر فرموده و عرفان اين انفس مقدسه را عرفان خود قرارفرموده، "من عرَفَهم فَقَد عرَف االله و من سمع كَلماتهِم فَقَد سمع كَلمات االلهِ و من اَقَربِهِم فَقَـداَقَربِااللهِ ومن اَعرَض عنهم فَقَد اَعرَض عنِ االلهِ و من كَفَرَ بِهِم فَقَد كَفَرَ بِـااللهِ و هم صراطُ االلهِ بينَ السموا و الارضِ و ميـزانُ االلهِ فـي ملَكـوت الامـرِ و الخَلقِ و هم ظُهور االله و حججه بينَ عباده و دلائلُه بينَ بريته" هر كس آنان را شناخت خدا را شناخته است و هـركس كلمـات آنـان را شنيد كلمات خدا را شنيده، كسي كه به مقام آنان اعتراف نمود بـه مقـام خداوند اعتراف نموده و كسي كه از آنان دوري كرد از خـدا دوري كـرده . كسي كه به آنان كفر ورزيد به خداوند كفر ورزيده. ايشانند راه خدا بـين آسمانها و زمين و ميزان پروردگار در ملكوت امر و خلق، ايشـانند ظهـور خدا و دلائل و براهين او بين خلقش. (ترجمه) کتاب اول - حیات و ممات قسمت دوازدهم (2) 1- تمرينات : الف - مي دانيم كه فقط خداوند است كه استعدادهاي روح انسان را ظاهر مي سازد. آيـا ممكـن اسـت كه انسان حق را مستقيما بشناسـد. ----------- ب - پس چگونه مي توانيم خدا را بشناسيم ؟ ---------------------------------- ج- بعضي از «شموس مشرقه» را نام ببريد ؟ ---------------------------------- د - عرفان چه نفوسي مانند عرفان خداوند است؟ ------------------------------ ه- كساني كه كلمات مظاهر الهيه را استماع نموده اند في الحقيقه به كلمات چه كسي گوش فـرا داده اند ؟ ------------------------------------------ و- اگر از مظاهر الهيه اعراض نماييم از چه كسي اعراض كرده ايم ؟ ------------ کتاب اول - حیات و ممات قسمت دوازدهم (3) 2- جملات ذيل را كامل كنيد : الف - سبيل كل، به ذات قدم ---------- بوده و طريق كل ----------- خواهد بود . ب- طريق كل به ذات قدم ---------- خواهد بود . ج- محض ------- و------- خداوند مظاهر مقدسه را فرستاده است . د- عرفان مظاهر مقدسه همانند ------------------------ ه- كسي كه مظاهر مقدسه را بشناسد -------------------- و- كسي كه كلمات مظاهر مقدسه را بشنود ----------------- ز- مظاهر مقدسه طريق الهي بين --------------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت سیزدهم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : «انسان طلسم اعظم است و لكن عدم تربيت او را از آنچه با اوست محروم نموده به يك كلمه خلق فرمود و به كلمه اخري به مقام تعليم هدايت نمود و به كلمه ديگـر مراتـب و مقامـاتش را حفـظ فرمـود. حضـرت موجـود مي فرمايد: « انسان را بمثابه معدن كه داراي احجار كريمه ا ست مشاهده نما به تربيت جواهر آن به عرصه شهود آيد و عالم انسـاني از آن منقطـع گردد . اگرنفسي دركتب منزله از سماء احديه به ديده بصـيرت مشـاهده نمايد و تفكّر كند، ادراك مي نمايد كه مقصود آن است جميع نفوس نفس واحده مشاهده شوند تا درجميع قلوب نقش خاتم الملك الله منطبع شـود و شموس عنايت و اشراقات انجم فضل و رحمت جميع را احاطه نمايد» کتاب اول - حیات و ممات قسمت سیزدهم (2) 1- سوالات : الف- « طلسم» يعني چه ؟ ------------------------------------------------------ ب- عدم تربيت چه تاثيري برانسان گذارده است ؟ ------------------------------ ج- نتيجه تربيت مناسب چيست ؟ ----------------------------------------------- د- منبع و مرجع تعليم براي انسان كدام است ؟ ------------- ه- مقصد و سرنوشت انسان چيست ؟ ----------------------------------------- و- بعضي از جواهري را كه با تربيت درانسان ظاهر مي شود نام ببريد . ------ ز- هدف شريعت الهي چيست ؟ ------------------------------------------------ ح- چه كلماتي در قلوب انسانها منطبع (مهر) مي شود ؟ --------------------- کتاب اول - حیات و ممات قسمت سیزدهم (3) 2- جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟ الف- انسان به سعي وكوشش خود وجود روحاني مي گردد . ب- خداوند به انسان عقل عنايت فرموده و آن براي ترّقيش كافي است . ج- ترّقي روحاني انسان از طريق به عرفان مظاهر مقدسه الهيه است و احتياجي به سعي وكوشش بيشتري ندارد . د- ترّقي روحاني انسان منوط به عرفان مظاهر مقدسه الهيه است و پس ازوصول به آن بايد سعي كرد تا برحسب تعاليم مباركه شان زندگي نمود. ه- انسان مي تواند مستقيماٌ خداوند را بشناسد . و- انسان مي تواند مانند خداوند بشود . ز- خداوند متعالي و منزّه است از ادراك بشر . ح- هنگامي كه كلمات مظاهر الهيه را مي شنويم مانند آنست كه كلام الهي را استماع نموده ايم . ط- فقط بواسطه مظاهر الهيه انسان مي تواند صفات حق را منعكس سازد. کتاب اول - حیات و ممات قسمت چهاردهم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند: « طُوبي لروحٍ خَرَج منَ البدنِ مقَدساً عن شُبهات الاممِ انه يتَحرك في هواء اراده ربه و يدخُلُ في الجنه العليا و تَطوفُـه طَلَعـات الفـردوسِ الاعلـي و يعاشرَ اَنبياء االلهِ و اَوليائَه و يتَكَلم معهم و يقُص علَيهِم مـا ورد علَيـه فـي سبيلِ االلهِ رب العالَمينَ» خوشا بحال كسي كه روحش در حالي از بدن خارج مي گردد كه از قيود و اوهام پاك باشد، چنين شخصي در سبيل عشق به خواسته پروردگـارش حركت مي كند و در بهشت برين وارد مي گردد . طلعات قدسي در بهشت حول او طواف مي كنند. او همنشين انبيـاء و اولياسـت، بـا آنـان سـخن مي گويد و از آنچـه در راه خـدا بـر او وارد شـده بـراي آنـان حكايـت مي نمايد. (ترجمه) کتاب اول - حیات و ممات قسمت چهاردهم (2) حضرت بهاءاالله مي فرمايند: «و اَما اَرواحِ كُفّار لَعمري حينَ الاحتضارِ يعرِفُونَ مافات عنهم و ينُوحـونَ و يتَضَرعونَ وكَذلك بعد خُروجِ اَرواحهِم من اَبدانهِم» اما ارواح كافران در حين احتضار و همچنـين پـس از خـروج از بدنشـان متوجه قصور خود مي شوند و ناله و زاري مي كنند. کتاب اول - حیات و ممات قسمت چهاردهم (3) حضرت بهاءاالله مي فرمايند: «و برعاصيان قلم عفو دركشد و به حقـارت ننگـرد زيـرا حسـن خاتمـه مجهول است. اي بسا عاصي كه درحين موت به جوهر ايمان موفق شود و خمر بقا چشد و به ملاء اعلي شتابد. و بسا مطيـع و مـؤمن كـه در وقـت ارتقاي روح تقليب شود و به اسفل دركات نيران مقر يابد » کتاب اول - حیات و ممات قسمت چهاردهم (4) 1- سوالات : الف- هنگامي كه روح ما از بدن جدا مي شود بايد درچه حالتي باشد ؟ ----- ب - بعضي از شبهات را ذكر كنيد . ---------------------------------------------- ج- ا رواحي كه از شبهات امم پاك و منزهند به كجا وارد مي شوند؟ ---------- د- اين ارواح مقدسه با كه معاشر خواهند بود ؟ -------------------------------- ه- آيا اين ارواح مي توانند با انبياء الهي صحبت كنند؟ ---------------- و- آيا اين مقام عظيمي است ؟ آيا مي خواهيد به آن فائز شويد ؟ ------------ ز- كافران چه افرادي هستند ؟ --------------------------------------------------- ح- درحين احتضار(آخرين نفسها) ارواح غيرمؤمن به چه چيز آگاه مي شـوند ؟ ------------------ ط- وقتي كه به وضع و حال خود مطلع شدند چه مي كنند؟ ------------------- ي- آيا از عاقبت حياتمان كه چگونه وكي به انتهاء مي رسد اطلاع داريم ؟ --- ك- بمنظور تضمين حيات ابدي خود چه اقداماتي را مي توانيم انجام دهيم ؟ ------------------- ل- با رسيدن به حيات ابدي به چه صفات و فضائل روحاني فائز خواهيم شـد ؟ ------------------ کتاب اول - حیات و ممات قسمت پانزدهم (1) «اسراري كه انسان دراين عالم خاكي از آن غافل اسـت درعـالم ملكـوت كشف خواهد نمود و درآنجا از اسرار حقيقت آگاه خواهـد شـد و تعـداد بيشتري از نفوسي كه با آنان در اين عالم معاشر بوده را بهتر مي شناسد و وجود آنهارا درك مي كند. بدون شك نفوس مقدسه اي كه داراي چشـم پاك و بصيرت روشن مي باشند در ملكوت ابهي بر جميـع اسـرار مطلـع خواهند شد و شاهد حقيقت جميع نفوس عظيمه خواهند بود. و همچنين آن نفوس مقدسه ناظر ظهور جمال الهي در آن عالم خواهنـد بـود و نيـز جميع ياران الهي چه از زمان قبـل وچـه در حـال را در محفـل ملكـوت حاضرخواهند يافت» حضرت عبدالبهاء (ترجمه) کتاب اول - حیات و ممات قسمت پانزدهم (2) «فرق و تميز ما بين نفوس را بالطبع مي توان بعد از مفارقت از ايـن عـالم فاني درك نمود. ولكن اين تميز در رابطه با مكان نيست، بلكه در رابطه با روح و احساسات است چون ملكوت الهي مقدس از زمان و مكـان اسـت حال ديگري است وجهاني ديگر ولكن موهبت شفاعت به نفـوس مقدسـه وعده داده شده است و مطمئن باشيد كه درعوالم الهي احباي الهـي كـه عشّاق روحاني يكديگرند همديگر راخواهند شناخت و طالب مؤانست بـا يكديگر خواهند بود ولكن مؤانست روحاني. همچنين عشقي كه هر نفسي به ديگري دارد هيچ وقت درعالم ملكوت فراموش نخواهد شد و همچنين شمادرآنجا زندگي خودرادرعالم جسماني فرامـوش نخواهيـد نمـود» حضرت عبدالبهاء(ترجمه) کتاب اول - حیات و ممات قسمت پانزدهم (3) 1- سوالات الف- چه اسراري را انسان درعالم ملكوت كشف خواهد نمود؟ -------------------------------- ب- آيا افرادي را كه دراين عالم مي شناسيم در آن عالم تشخيص خواهيم داد؟ ----------------- ج- چه ارواحي به جميع اسرار مطلع خواهند گرديد ؟ -------------------------- د- آيا فرق و تميزي ما بين ارواح خواهد بود ؟ ----------------------------------- ه- عالم ملكوت مقدس از چه اموري است ؟ ------------------------------------ و- از روابط عشق ومحبت اشخاصي كه موجب اتّحاد آنان در اين عالم است چه باقي خواهد ماند ؟ --- کتاب اول - حیات و ممات قسمت پانزدهم (4) 2- جملات ذيل صحيح است يا خير؟ الف- نفوس(ارواح) يكديگر را درعوالم ملكوت نخواهند شناخت. ب- ارواح مقدسه ازفيض حضور جميع ارواح عظيمه بهره خواهند برد. ج- محفل ملكوت شامل نفوس(ارواح)مقدسه دوران گذشته نيزخواهد بود. د- بعداز مفارقت ازاين عالم فرق و تميزي بين ارواح ظاهر نخواهد گرديد. ه- درعوالم الهي مكان و زمان وجود ندارد . و- عالم بعد مربوط به كهكشان ديگر است . ز-درعالم ديگر محبت وعشقي را كه به ديگران داريم فراموش خواهيم كرد. کتاب اول - حیات و ممات قسمت شانزدهم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : « و اينكه سؤال نموديد روح بعد از خراب بدن به كجا راجع مي شود، اگر به حق منسوب است به رفيق اعلي راجع ، لعمراالله به مقامي راجع مي شود كه جميع السن و اقلام از ذكرش عاجز است. هرنفسي كـه در امـراالله ثابـت و راسخ است بعد از صعود جميع عوالم از او كسب فيض مي نمايند» کتاب اول - حیات و ممات قسمت شانزدهم (2) 1- جملات ذيل را كامل كنيد : الف- اگر روح انسان به حق منسوب است به ----------------- راجع مي شود. ب- «به مقامي راجع مي شود كه -------------- از ذكرش --------- است . » ج- «هر ----------- كه درامراالله -------------- و ------------- اسـت بعـد از ---- جميع ----------- از او ---------- مي نمايند.» کتاب اول - حیات و ممات قسمت هفدهم (1) حضرت بهاءاالله مي فرمايند : «اي عباد اگر در اين ايام مشهود و عالم موجود في الجمله امـور بـرخلاف رضا ازجبروت قضا واقع شود دلتنگ مشويد كه ايام خوش رحماني آيـد و عالمهاي قدس روحاني جلوه نمايد و شما را در جميع ايـن ايـام و عـوالم قسمتي مقدر و عيشي معين و رزقي مقرّر است البته به جميع آنها رسيده فائز گرديد» کتاب اول - حیات و ممات قسمت هفدهم (2) 1- جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟ الف- وقتي امور به نحوي كه ما مي خواهيم پيش نمي رود بايدمحزون باشيم. ب- به هر نحوكه بگذرد چه خوب و چه بد، خداوند آنگونه مقدرفرموده است. ج- ما مطمئن شده ايم كه روز فرح و سرور خواهد رسيد . د- عوالم ديگر الهي مقدس و مملو از شكوه روحاني است . ه- سرنوشت ما چنين است، هم در اين عالم و هم در عالم بعد،از مواهب اين عوالم بهره مند گرديم . کتاب اول - حیات و ممات قسمت هفدهم (3) 2- جملات ذيل را كامل نماييد: الف- اگرامور به خلاف آرزو ميل ما واقع شود نبايد -------------- شويم . ب- ايام ------------ و -------------- براي ما مقدر شده است . ج- عالمهاي ---------------- جلوه خواهد نمود . د- خداوند قسمتي از اين فضل را دراين -------- و -------- براي ما مقدر فرموده است . ه- دراين عوالم ----------- سهمي از -------------- را به دست خواهيم آورد . کتاب اول - حیات و ممات قسمت هفدهم (4) 3- سوالات : الف- وقتي كه امور برخلاف ميل و آرزوي ما واقع مي شود چرا نبايد محزون شويم ؟ ------------- ب- حضرت بهاءاالله در اين بيان مبارك ما را به چه وعده فرموده اند ؟ ------------------------- قسمت هيجدهم : در اين دوره، درباره معني حقيقي حيات انساني مطالعـه و تفكّـر نموديـد. از بيانـات مختلفـه حضـرت بهاءاالله و حضرت عبدالبهاء مطالب مهم بسياري راجـع بـه طبيعـت روح، هـدف از حيـات و اهميـت كسـب كمالات روحانيه در اين عالم و همچنين نويد و بشارات زندگاني ابدي مملو از سرور و جلال براي افـرادي كـه به عرفان مظاهر الهيه موفق شده و برحبش ثابت و راسخ بوده اند، آموخته ايد. براي پايان اين دوره مناسب است دربارة تاثيري كه درك ايـن مفـاهيم جديـده در زنـدگيتان خواهـد داشت به تفكّر پردازيد. حال كه دانستيد اين زندگي خاكي فقط دورة كوتاهي از حيات ابدي شماست، حياتي كه بايد خود را به جهت آن با عزم و پشتكار آماده نمائيد، به چه نحو زندگي خواهيد كرد؟ براي كمك به شما در تفكّر براي تصميمي كه مي خواهيد در زندگي خود بگيريد چنـد موضـوع ذيـلاً ارائه مي شود كه ممكن است درباره هركدام ساعتها به تفكّر پردازيد. مي توانيد راجع به هر موضـوع مقـداري بنگاريد و يا آنكه آن را با گروه كوچكي ازدوستانتان مورد بحث قرار دهيد . حال كه مي دانم زندگي من دراين كره خاكي شروع مي شود و تا ابد مرا بسوي حق راهنمايي مي كند مطالب ذيل داراي چه مقدار اهميت برايم مي باشند ؟ (دوستان غیر بهائی می توانند به نقش و مشارکتشان در خدمت به عالم انسانی و رفاه و آسایش بشریت توجه نمایند .) 1- اطاعت از دستورات و احكام حضرت بهاءاالله. 2- مشاركتم در رفاه و آسايش بشريت . 3- خدمتم به امر الهي و عالم انساني . 4- پايداريم بر عهد و ميثاق الهي مراجع کتاب اول 1- منتخباتي از آثار حضرت بهاءاالله ، شماره 81 ص 105 2- همان مرجع ، شماره 165 ص 222 3- همان مرجع ، شماره 29 ص 53 4- مجموعة خطابات حضرت عبدالبهاء (تك جلدي) ص 132 5- منتخباتي از آثار حضرت بهاءاالله شماره 5 ص 14 6- همان مرجع ، شماره 82 ص 107 7- همان مرجع ، شماره 27 ص 210 8- همان مرجع ، شماره 27 ص 50 9- همان مرجع ، شماره 27 صص 51 – 50 10- همان مرجع ، شماره 21 ص 40 11- همان مرجع ، شماره 122 ص 167 12- همان مرجع ، شماره 81 ص 105 13- همان مرجع ، شماره 86 ص 113 14- همان مرجع ، شماره 125 ص 171 15- ترجمة آثار حضرت عبدالبهاء 16- ترجمة آثار حضرت عبدالبهاء 17- منتخباتي از آثار حضرت بهاءاالله ، شماره 82 ص 108 18- همان مرجع ، شماره 153 ص 2
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ 864

ﻛﺘﺎب اول ﺗﺎﻣﻼﺗﻲ ﺑﺮ ﺣﻴﺎت روح اﻧﺴﺎن " حیات و ممات"


کتاب اول - حیات و ممات
هدف :
فهم اين مطلب كه زندگي فقط تغييرات و فرصتهاي موجود در اين جهان نيست بلكـه معني و اهميت حقيقـي آن درترّقـي روح است و زندگي حقيقي حيات روح است، كه به مدت كوتاهي در اين جهان بوده و تا ابد ادامه مي يابد.

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت اول (1)
منشاء روح عوالم روحانيه الهيه است و از ماده و عالم جسماني منزّه و متعالي مي باشد. بـدايت انسـان هنگامي است كه روح از آن عوالم روحاني، به جنين درحين پيدايش در رحم مادر تعلّق پيدا مي كند. اما اين تعلق مادي نيست، روح درجسم انساني حلول و خروج نمي كند و حتي احتياج به جا و فضاي مـادي نـدارد . روح به عالم مادي تعلّقي ندارد و تعلّق آن به جسم مانند رابطه نور مـنعكس درآئينـه مـي باشـد. نـوري كـه درآئينه مي بينيم ازخود آئينه نبوده بلكه از مصدري خارجي مي باشد . بـه همـين نحـو روح در داخـل بـدن نيست، رابطه مخصوصي بين روح و بدن مي باشد و اين دو بايكديگر وجود انساني را تشكيل مي دهند .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت اول (2)
1- با توجه به عبارات( بالا قسمت اول (1))، جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟
الف – منشأ روح عوالم روحانيه الهيه است.
ب – بدايت وجود انسان هنگامي است كه روح به جنين تعلق پيدا كند.
ج- روح به عالم مادي تعلق دارد .
د – روح داخل بدن است .
ه – وجود انساني شامل روح و جسم است .
و – روح ازماده و عالم جسماني منزه و متعالي مي باشد .
ز- رابطه روح وجسم مانند رابطه نور وآئينه است .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت اول (3)

2- آيا پاراگراف بالا ( قسمت اول (1)) به اين دلالت مي كند كه :
الف- زندگي حقيقي وقتي شروع ميشود كه انسان دراين جهان متولي
مي شود.
ب – وجودمادي وجسماني درعوالم الهيه ديگرنيزادامه دارد .
ج- جسم مالك روح است .
د – زندگي عبارت از اموري است كه روزانه برمامي گذرد

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت اول (4)
3- سوالات :
الف- منشاء روح كجاست ؟ ------------------------------------
ب – بدايت زندگي يك فرد درچه زماني اسـت ؟ --------------------------------
ج- وجود انساني متشكل از چيسـت ؟------------------------------------------
د – روح متعلق به چه عوالمي اسـت ؟ -----------------------------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دوم (1):
رابطه بسيار مخصوصي بين روح و جسم موجوداست ، كه با يكديگر وجود انساني راتشكيل مي دهـد . اين رابطه فقط دراين زندگي فاني ادامه دارد و هنگامي كه اين زندگي فاني به انتهـاء مـي رسـد هركـدام بـه منشأ و اصل خود باز مي گردند، جسم به عالم خاكي و روح به عوالم روحانيه الهيه . روح كه از عوالم روحانيه سرچشمه گرفته، بصورت و مثال الهي خلق شده است و قابليت كسب صفات ملكوتي و فضائل رحماني را دارامي باشد، و پس از جدايي بدن تا ابد ترقي مي كند .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دوم (2)
1- سوالات :
الف – تاچه زمان رابطه بين روح و جسم ادامه دارد ؟ --------------------------------------
ب- جسم پس از مرگ به كجا برمي گردد ؟ -------------------------------------------
ج- روح پس از مرگ به كجا راجع مي شود ؟ --------------------------------------------
د- ترّقي روح چقدر ادامه مي يابد ؟ ---------------------------------------------------
ه – كدام مهمتراست ، روح يا جسم ؟ -------------------------------------------------
و- روح از كجا آمده است ؟ ---------------------------------------------------------
ز – كدام قسمت از انسان بصورت و مثال الهي خلق شده است ؟ -----------------------------
ح- پس از مرگ چگونه زندگي ما تغيير مي كند ؟-----------------------------------------
ط – زندگي كي به انتهاء مي رسد ؟ ---------------------------------------------------
ي – پس ازمرگ رابطه بين روح وجسم چه مي شود ؟ ------------------------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دوم(3)
2- براساس پاراگراف قبل كدام صحيح يا اشتباه است ؟
الف – مرگ مجازات و تنبيه است .
ب- جسم مابصورت ومثال الهي خلق شده است .
ج – رابطه بين جسم و روح فقط در اين زندگي فاني برقرار است .
د- جسم قابليت كسب صفات ملكوتي را دارد .
ه – روح تا ابد ترقي مي كند .
و – مرگ انتهاي زندگي است .
ز- پس از مرگ اجساد ما قيام خواهند نمود .
ح – روح ما پس ازمرگ آزادي بيشتري ازآنچه كه دراين عالم داشته
خواهد يافت .
ط – زندگي با مرگ منتهي مي شود .
ي – بايد از مرگ بترسيم .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت سوم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
« و اَما ما سئَلت عنِ الرّوحِ و بقائه بعد صعوده فَاعلَم اَنه يصعد حينَ ارتقائه
الي اَن يحضُرَ بينَ يديِ االلهِ في هيكَلٍ لاتُغَيرُه القُرُونُ و الاَعصار و لا حوادثُ
العالَمِ و ما يظهرُ فيه و يكُونُ باقياً بِداومِ ملَكُوت االلهِ و سلطانه و جبرُوتـه و
اقتدارِه ومنه تَظهرُآثارااللهِ و صفاتُه و عنايه االلهِ و الطافُه »
از روح و بقاي آن بعد از صعودش سئوال نمـودي، بـدان كـه روح بعـد از
جدائيش از بدن، به ترّقي خود ادامه خواهد داد تا اينكه در محضرخداوند
حاضر مي شود با هيكلي كه قرون و اعصار و حوادث عـالم و آنچـه در آن
است در او تغييري نمي دهد و تا زماني كه ملكوت الهي و سلطنت و غلبه
و اقتدار خداوند استمرار مي يابد روح باقي مي ماند و از او آثـار و صـفات
رباني و عنايات و الطاف خداوندي ظاهر مي شود.(ترجمه)

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت سوم (2)
1- سوالات :
الف – جدايي روح از بدن چه نام دارد ؟ -------------------------------------------
ب – روح تا كي به ترقي خود ادامه مي دهد ؟ ----------------------------------
ج – درعالم بعد چه آثارو صفاتي از روح ظاهر خواهد شد ؟ ---------------------
د – روح درعالم بعد چه چيزي راظاهر خواهد كـرد؟ ------------------------------
ه – آيا روح پس ازمرگ به زندگي خود ادامه مي دهد ؟ ------------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت سوم (3)
2- به موجب بيانات حضرت بهاءاالله : (كدام صحيح يا اشتباه است)
الف- روح به محضر حق واصل مي شود .
ب- وضعيت روح تحت تاثير تغييرات اين عالم است حتي پس ازمرگ .
ج- ملكو ت الهي ابدي است .
د – روح استعداد آنرا دارد كه صفات الهي عشق، محبت و بخشش را
ظاهر سازد.
ه – مقام روح پس از صعود از مرتبه او در اين عالم بالاتر است .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت چهارم (1)
حضرت بهاءاالله ميفرمايند :
« اذن واعيه طاهره مقدسه درجميع احيان ازكل اشطار كلمه مباركه انا الله
و انا اليه راجعون اصغاء مي نمايد . اسرار موت و رجوع مستوربوده وهست
لعمراالله اگرظاهرشودبعضي ازخوف وحزن هلاك شوند و بعضي بـه شـاني
مسرور گردند كه درهرآني از حق جل جلاله موت را طلب نمايند .
موت ازبراي موقنين بمثابه كاس حيوان است فرح بخشـد و سـرور آرد و
زندگاني پاينده عطا فرمايد ...
مخصوص ، نفوسيكه به ثمره خلقت كه عرفـان حـق جـل جلالـه اسـت
فائزشده اند اين مقام را بياني ديگر وذكري ديگراست . العلم عند االله رب
العالمين»

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت چهارم (2)
جملات ذيل صحيح است يا نه ؟
الف- منشاء روح انسان ازحق است و به او راجع مي شود .
ب – مرگ جسماني انسان يك راز است .
ج- اگر اسرار مرگ ظاهر مي شد، همگي دچار وحشت مي شدند .
د – اگر اسرار موت ظاهرمي شد، همه آرزوي مرگ مي كردند .
ه – براي مؤمن حقيقي ، مرگ زندگي است .
و – علم زندگي پس از مرگ نزد خداوند است .
ز- مرگ سبب سرور است .
ح – اسرار موت كشف شده است وهمه برآن اطلاع يافته اند.
ط- براي ما مهم است كه درباره زندگي بعداز مرگ بدانيم

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت چهارم (3)
جملات ذيل را كامل نماييد .
الف – اسرار موت و رجوع --------- بوده و هست.
ب – اگر ظاهر شود بعضي از ------------------------------------------------------
------------------------------------------
ج- افرادي كه در عهد و ميثاق الهي ثابت نيستند احساس ------- مي نمايند.
د- افرادي كه در عهد و ميثاق الهي ثابتند چنان ------ كه در هر آن ---------- را طلب نمايند .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت پنجم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
«مقصود ازآفرينش، عرفان حق و لقاي او بـوده و خواهـد بـود . چنانچـه
درجميع كتب الهيه و صحف متقنه ربانيه من غير حجاب اين مطلب احلي
و مقصد اعلي مذكور و واضح است و هر نفسي كه به آن صـبح هـدايت و
فجر احديت فائز شد به مقام قرب و وصل كه اصل جنّت و اعلـي الجنـان
است فائز گرديد و به مقام قاب قوسين كه وراي سدره منتهي اسـت وارد
شد والا در امكنه بعد كه اصل نار و حقيقت نفي است ساكن بوده وخواهد
بود اگرچه درظاهر بر اكراس رفيعه و اعراش منيعه جالس باشد»

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت پنجم (2)
1- سوالات :
الف - مقصود حق از آفرينش انسان چيست ؟ ------------------------------------
ب - آيا اين هدف بر حسب زمان تغيير مي كند؟ ---------------------------------
ج - چه كتبي بر اين هدف تأكيد نموده اند ؟ --------------------
د - صبح هدايت كيست ؟ ----------------------------------
ه - اگر بعرفان «صبح هدايت» فائز شويم به چه كسي تقرّب مي يابيم ؟ -----
و - جنّت حقيقي چيست ؟ --------------------------------------------------------
ز - اگر بعرفان «صبح هدايت» فائز نشويم در انتظار چه چيزي بايد باشـيم ؟ --
ح - اصل نار و حقيقت نفي اشاره به چه حالتي است ؟ ------------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت ششم (1)
حضرت عبدالبها ء مي فرمايند :
« در بدايت حياتش انسان درعالم رحم بـود و درعـالم رحـم اسـتعداد و
لياقت ترّقي به اين علام حاصل كرد. و قوايي كه در ايـن عـالم لازم بـود
درآن عالم تحصيل نمود. چشم لازم داشت درايـن عـالم، درعـالم رحـم
حاصل نمود. گوش لازم داشت دراين عالم، درعالم رحم پيدا كرد. جميـع
قوايي كه دراين عالم لازم بود درعالم رحم تحصيل كـرد. درعـالم رحـم
مهياي اين عالم شد، و به اين عالم كه آمد ديد كه جميع قواي لازمه مهيا
است، جميع اعضاء و اجزايي كه از براي اين عـالم حيـات لازم دارد درآن
عالم حاصل نموده .
پس دراين عالم نيز بايد تهيه و تدارك عالم بعد را ديد، و آنچـه درعـالم
ملكوت محتاج، بايد تهيه و تدارك آن در اينجا ببيند . همچنان كه درعالم
رحم قوايي كه دراين عالم محتاج به آن است پيدا نمـود، همچنـين لازم
است كه آنچه كه درعالم ملكوت لازم يعني جميع قواي ملكوتي را دراين
عالم تحصيل بكند »

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت ششم (2)
1- جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟
الف- ما استعداد و مواهب لازمه در اين عالم را درعالم رحم كسب
نموده ايم .
ب – شرايط حيات ما درعالم رحم محدود نبوده است .
ج- جميع قوا و تواناييهاي لازم براي حيات ما در اين عالم ، درعالم
رحم به ما اعطاء شده است .
د – لازم نيست كه انسان خود را براي عالم بعد آماده نمايد .
ه- آنچه براي عالم ملكوت لازماست درآن عالم ميتوان كسب نمود .
و- هدف از اين عالم كسب قواي لازمه براي عالم بعد است .
ز- زندگي حقيقي انسان، پس ازمرگ و دخول او درملكوت الهي شروع
مي شود.
ح – زندگي حقيقي ، حيات روح است.
ط – زندگي حقيقي دراين جهان شروع مي شود و پس ازمرگ ادامه
مي يابد .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت ششم (3)
2-سوالات :
الف – انسان زندگي خود را چگونه شروع مي نمايد ؟ --------------------------------------
ب – انسان استعدادها و مواهب خود را دركجا كسب مي نمايـد ؟ ----------------------------
ج- برخي از آنچه انسان دراين عالم احتياج دارد و در عالم رحم كسب نموده است كدام است ؟ -----
د- قواي لازمه براي عالم بعد كه بايد در اين عالم كسب نموده چيسـت ؟ ----------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هفتم (1)
حضرت بها ء االله مي فرمايند :
« اصل، اليوم اخذ از بحر فيوضات است ديگر نبايد نظر به كوچك و بزرگي
ظروف باشد، يكي كفي اخذ نموده و ديگري كاسـي و همچنـين ديگـري
كوبي و ديگري قدري "

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هفتم (2)
1- تمرينات :
الف- چند موهبت از مواهبي را كه حق شامل حال شما نموده ذكركنيد. -----------------------
ب- با ذكرچند مثال توضيح دهيد چگونه انسان خود را ازدريافت سهمش از بخشـش خداونـد محـروم
مي سازد . ------------------------------------------------------------------------------
ج- چرا نبايد به كوچكي و بزرگي ظرفمان نظر كنيم؟ --------------------------------------
-

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هفتم (3)
جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟
الف – فقط فلاسفة بزرگ استعداد شناخت خداوند را دارند .
ب - براي خدمت به حق ، بايد ضعف خود را فراموش نموده به او
توكّل كنيم .
ج – اگر در اين عالم آنچه را كه خداوند به ما عطا فرموده پرورش
و ترقّي ندهيم ، روح ما حين ورود به عالم بعد ضعيف خواهد بود.

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هشتم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
« اينكه از حقيقت نفس سوال نموديد ، انها آيه الهيه و جـوهره ملكوتيـه
التي عجزَ كُل ذي علمٍ عن عرفانٍ حقيقتها و كُل ذي عرفانٍ عن معرِفَتهـا .
انها اَولُ شَيء حكي عنِ االلهِ موجِده و اَقبلَ الَيه و تَمسك بِه و سـجد لَـه .
دراين صورت به حق منسوب وبه او راجع ومن غير آن به هـوي منسـوب
وبه او راجع»
روح، نشاني الهي و جوهري ملكوتي است. هيچ عالمي به كُنـه حقيقـتش
راه نيافته و هيچ عارفي به معرفت او نرسيده . اولين موجودي است كـه از
خالقش حكايت نموده و بسوي او روي آورده و به او تمسك نموده و بـر او
سجده كرده است. (ترجمه)

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هشتم (2)
1- جملات ذيل را كامل نماييد :
الف – نفس (روح) ------------ الهي است.
ب- ------------- جوهري ملكوتي است.
ج- ---------- اولين پديده اي است كه حكايت از عظمت خالق خود نموده است.
د- نفس (روح) به حق راجع مي شود اگر------------------
ه – نفس (روح) اسير هوي و هوس مي شود اگر------------------------------------------
و- اگرنفس (روح) اسيرهوي وهوس شد ، به ------------------- راجع مي شود.
ز- نقس (روح) نور الهي را منعكس مي كند اگر ----------------------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هشتم (3)
2- جملات ذيل صحيح است يا خير ؟
الف – «عرفان» يعني شناختن و درك نمودن .
ب – اولين چيزي كه ازبين تمام مخلوقات به عرفان خداوند رسيد
عقل است .
ج- عارف يعني كسي كه خوب مي شناسد و درك مي كند .
د- شخص عالم به اسرار روح آگاه و مطلع است .
ه- تفكر در باره نفس (روح) لازم نيست چه كه هرگز نمي توانيم به آن
پي بريم .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت نهم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
« مثَل شما مثل طيري است كه به اجنحة منيعـه دركمـال روح و ريحـان
درهواهاي خوش سبحان با نهايت اطمينان طيران نمايد و بعـد بـه گمـان
دانه به آب و گل ارض ميل نمايد و به حرص تمام خـود را بـه آب و تـراب
بيالايد و بعد كه اراده صعود نمايد خود را عاجز و مقهور مشاهده نمايد چه
كه اجنحة آلوده به آب وگل قادر بر طيران نبوده و نخواهـد بـود. در ايـن
وقت آن طاير سماء عاليه خود را ساكن ارض فانيه بينـد. حـال اي عبـاد
پرهاي خود رابه طين غفلت و ظنون و تراب غـل و بغضـا ميالاييـد تـا از
طيران در آسمانهاي قدس عرفان محروم و ممنوع نماييد »

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت نهم (2 )
1- جملات ذيل را كامل نماييد :
الف- طيري كه حضرت بهاءاالله در اين بيان مبارك به آن اشاره فرموده اند ----------- انسان است .
ب- اين طير از ساكنين --------- است.
ج- حال اين طير مجبور است كه در--------- ساكن شود.

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت نهم (3)
2- تمرينات :
الف- اجنحة روح چگونه « آلوده» مي گردد ؟ --------------------------------------------
ب- برخي از آلودگيها را كه مانند «آب وگل ارض» هستند، توصيف كنيد. ----------------------
ج- چه چيزي مي تواند مانع از طيران مجدد ما در آسمان معرفت الهي شود. --------------------
د- مثالهايي بياوريد از چيزهايي كه مي تواند مانع از طيران ما در آسمان معرفت الهي شود. --------
ه – چرا روح مسكن آسماني خود را از براي آب وگل اين جهان عوض مي نمايد. ----------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دهم (1)
حضرت بهاءالله می فرمایند:
« و بعد ازخلق كل ممكنات و ايجاد موجودات به تجلي اسم يامختار انسان
را از بين امم و خلايق براي معرفت و محبت خود كه علّت غـائي و سـبب
خلقت كائنات بود اختيار نمود... زيرا كينونت و حقيقـت هـر شـي را بـه
اسمي از اسماء تجلي نمود و به صفتي ازصفات اشراق فرمود مگر انسان را
كه مظهركل اسماء و صفات و مرآت كينونت خود قـرار فرمـود و بـه ايـن
فضل عظيم و مرحمت قديم خود اختصاص نمود»

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دهم (2)
1- تمرينات :
الف- خداوند به انسان چه امتياز خاصي عطا نموده . --------------------------------------
ب – بعضي ازصفات حق را ذكر نماييـد . ------------------------------------------------
ج- خداوند كينونت و حقيقت هرشي را به يكي از------------- خود تجلي نمود
د- خداوند انسان را مظهر---------- و مرآت ------ خود قرار فرموده.
ه – بعضي ازصفات حق كه درروح انسان تجلي نموده را ذكر كنيد . ---------------------------
و- چگونه مي توان اين صفات را ظاهر نمود . ---------------------------------------------
ز- انسان به چه فضل عظيمي اختصاص يافته است . ---------------------------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دهم (3)
2- برحسب دو نص سابق جملات ذيل صحيح است ياخير ؟
الف- تعلّقات مادي مانع از ترّقي روحاني ما مي گردد .
ب – آمال و آرزوهاي ما مانع از پرواز ما به ملكوت الهي نمي باشد .
ج- با انقطاع از امور دنيوي مي توانيم از آلودگيهايي كه مانع ازتقرّب
ما به حق مي گردد رهايي يابيم .
د- محل و مسكن روح تراب است.
ه – حسادت، نفرت و بدخواهي آلودگيهاي مانع از ترّقي روح نيستند.
و – هيچ چيزي نمي تواند مانع اراده الهي باشد.
ح -«عرفان حق» علّت غايي و سبب خلقت مخلوقات است.
ط – كينونت و حقيقت هر شي تجلي يكي از صفات الهي است

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت یازدهم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
« اين تجليات انوار صبح هدايت و اشراقات انوار شمس عنايت در حقيقت
انسان مستور و محجوب است چنانچه شعله و اشـعه و انـوار درحقيقـت
شمع و سراج مستور است و تابش درخشش آفتاب جهانتـاب در مرايـا و
مجالي كه از زنگ و غبار شئونات بشري تيـره و مظلـم گشـته مخفـي و
محجهور است. حال اين شمع و سراج را افروزنده بايد و اين مرايا و مجالي
را صيقل دهنده شايد. و واضح است كه تا ناري مشتعل ظاهر نشود هرگـز
سراج نيفروزد و تا آينه از زنگ و غبار ممتاز نگردد صورت و مثال و تجلي
و اشراق شمس بي أمس در او منطبع نشود »

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت یازدهم (2)
1- سوالات :
الف- مقصود از كلمه مستور چيسـت ؟ ------------------------------------------
ب- چه استعدادهايي در روح انساني مستور است ؟ --------------------------
ج- چه قوه اي در چراغ نهفته است ؟ ----------------------
د - چه قوه اي در آينه نهفته است ؟ ----------------------
ه- چه بايد كرد تا يك سراج روشنايي بدهد ؟ -----------------------------------
و- چه بايد تا يك آئينه نور را منعكس سازد ؟ ------------------------------------
ز- آيا سراج و آئينه مي توانند قواي مكنونه شان را از خود ظاهر نماينـد ؟ -----
ح - چگونه مي توان اين دو مثال( آئينه وسراج ) را با حالت روح انساني مقايسه نمود ؟ -----------
ط – چه كسي مي تواند قواي انساني را ظاهر سازد ؟ -----------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دوازدهم (1)
« سبيل كل، به ذات قدم مسدود بوده و طريق كل مقطوع خواهـد بـود و
محض فضل و عنايت شموس مشرقه از افق احديـه را بـين نـاس ظـاهر
فرموده و عرفان اين انفس مقدسه را عرفان خود قرارفرموده،
"من عرَفَهم فَقَد عرَف االله و من سمع كَلماتهِم فَقَد سمع كَلمات االلهِ و من
اَقَربِهِم فَقَـداَقَربِااللهِ ومن اَعرَض عنهم فَقَد اَعرَض عنِ االلهِ و من كَفَرَ بِهِم فَقَد
كَفَرَ بِـااللهِ و هم صراطُ االلهِ بينَ السموا و الارضِ و ميـزانُ االلهِ فـي ملَكـوت
الامـرِ و الخَلقِ و هم ظُهور االله و حججه بينَ عباده و دلائلُه بينَ بريته"
هر كس آنان را شناخت خدا را شناخته است و هـركس كلمـات آنـان را
شنيد كلمات خدا را شنيده، كسي كه به مقام آنان اعتراف نمود بـه مقـام
خداوند اعتراف نموده و كسي كه از آنان دوري كرد از خـدا دوري كـرده .
كسي كه به آنان كفر ورزيد به خداوند كفر ورزيده. ايشانند راه خدا بـين
آسمانها و زمين و ميزان پروردگار در ملكوت امر و خلق، ايشـانند ظهـور
خدا و دلائل و براهين او بين خلقش. (ترجمه)

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دوازدهم (2)
1- تمرينات :
الف - مي دانيم كه فقط خداوند است كه استعدادهاي روح انسان را ظاهر مي سازد. آيـا ممكـن اسـت كه انسان حق را مستقيما بشناسـد. -----------
ب - پس چگونه مي توانيم خدا را بشناسيم ؟ ----------------------------------
ج- بعضي از «شموس مشرقه» را نام ببريد ؟ ----------------------------------
د - عرفان چه نفوسي مانند عرفان خداوند است؟ ------------------------------
ه- كساني كه كلمات مظاهر الهيه را استماع نموده اند في الحقيقه به كلمات چه كسي گوش فـرا داده اند ؟ ------------------------------------------
و- اگر از مظاهر الهيه اعراض نماييم از چه كسي اعراض كرده ايم ؟ ------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت دوازدهم (3)
2- جملات ذيل را كامل كنيد :
الف - سبيل كل، به ذات قدم ---------- بوده و طريق كل ----------- خواهد بود .
ب- طريق كل به ذات قدم ---------- خواهد بود .
ج- محض ------- و------- خداوند مظاهر مقدسه را فرستاده است .
د- عرفان مظاهر مقدسه همانند ------------------------
ه- كسي كه مظاهر مقدسه را بشناسد --------------------
و- كسي كه كلمات مظاهر مقدسه را بشنود -----------------
ز- مظاهر مقدسه طريق الهي بين ---------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت سیزدهم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
«انسان طلسم اعظم است و لكن عدم تربيت او را از آنچه با اوست محروم
نموده به يك كلمه خلق فرمود و به كلمه اخري به مقام تعليم هدايت نمود
و به كلمه ديگـر مراتـب و مقامـاتش را حفـظ فرمـود. حضـرت موجـود
مي فرمايد: « انسان را بمثابه معدن كه داراي احجار كريمه ا ست مشاهده
نما به تربيت جواهر آن به عرصه شهود آيد و عالم انسـاني از آن منقطـع
گردد . اگرنفسي دركتب منزله از سماء احديه به ديده بصـيرت مشـاهده
نمايد و تفكّر كند، ادراك مي نمايد كه مقصود آن است جميع نفوس نفس
واحده مشاهده شوند تا درجميع قلوب نقش خاتم الملك الله منطبع شـود
و شموس عنايت و اشراقات انجم فضل و رحمت جميع را احاطه نمايد»

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت سیزدهم (2)
1- سوالات :
الف- « طلسم» يعني چه ؟ ------------------------------------------------------
ب- عدم تربيت چه تاثيري برانسان گذارده است ؟ ------------------------------
ج- نتيجه تربيت مناسب چيست ؟ -----------------------------------------------
د- منبع و مرجع تعليم براي انسان كدام است ؟ -------------
ه- مقصد و سرنوشت انسان چيست ؟ -----------------------------------------
و- بعضي از جواهري را كه با تربيت درانسان ظاهر مي شود نام ببريد . ------
ز- هدف شريعت الهي چيست ؟ ------------------------------------------------
ح- چه كلماتي در قلوب انسانها منطبع (مهر) مي شود ؟ ---------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت سیزدهم (3)
2- جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟
الف- انسان به سعي وكوشش خود وجود روحاني مي گردد .
ب- خداوند به انسان عقل عنايت فرموده و آن براي ترّقيش كافي است .
ج- ترّقي روحاني انسان از طريق به عرفان مظاهر مقدسه الهيه است و
احتياجي به سعي وكوشش بيشتري ندارد .
د- ترّقي روحاني انسان منوط به عرفان مظاهر مقدسه الهيه است و پس
ازوصول به آن بايد سعي كرد تا برحسب تعاليم مباركه شان زندگي نمود.
ه- انسان مي تواند مستقيماٌ خداوند را بشناسد .
و- انسان مي تواند مانند خداوند بشود .
ز- خداوند متعالي و منزّه است از ادراك بشر .
ح- هنگامي كه كلمات مظاهر الهيه را مي شنويم مانند آنست كه كلام
الهي را استماع نموده ايم .
ط- فقط بواسطه مظاهر الهيه انسان مي تواند صفات حق را منعكس سازد.

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت چهاردهم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند:
« طُوبي لروحٍ خَرَج منَ البدنِ مقَدساً عن شُبهات الاممِ انه يتَحرك في هواء
اراده ربه و يدخُلُ في الجنه العليا و تَطوفُـه طَلَعـات الفـردوسِ الاعلـي و
يعاشرَ اَنبياء االلهِ و اَوليائَه و يتَكَلم معهم و يقُص علَيهِم مـا ورد علَيـه فـي
سبيلِ االلهِ رب العالَمينَ»
خوشا بحال كسي كه روحش در حالي از بدن خارج مي گردد كه از قيود و
اوهام پاك باشد، چنين شخصي در سبيل عشق به خواسته پروردگـارش
حركت مي كند و در بهشت برين وارد مي گردد . طلعات قدسي در بهشت
حول او طواف مي كنند. او همنشين انبيـاء و اولياسـت، بـا آنـان سـخن
مي گويد و از آنچـه در راه خـدا بـر او وارد شـده بـراي آنـان حكايـت
مي نمايد. (ترجمه)

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت چهاردهم (2)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند:
«و اَما اَرواحِ كُفّار لَعمري حينَ الاحتضارِ يعرِفُونَ مافات عنهم و ينُوحـونَ و
يتَضَرعونَ وكَذلك بعد خُروجِ اَرواحهِم من اَبدانهِم»
اما ارواح كافران در حين احتضار و همچنـين پـس از خـروج از بدنشـان
متوجه قصور خود مي شوند و ناله و زاري مي كنند.

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت چهاردهم (3)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند:
«و برعاصيان قلم عفو دركشد و به حقـارت ننگـرد زيـرا حسـن خاتمـه
مجهول است. اي بسا عاصي كه درحين موت به جوهر ايمان موفق شود و
خمر بقا چشد و به ملاء اعلي شتابد. و بسا مطيـع و مـؤمن كـه در وقـت
ارتقاي روح تقليب شود و به اسفل دركات نيران مقر يابد »

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت چهاردهم (4)
1- سوالات :
الف- هنگامي كه روح ما از بدن جدا مي شود بايد درچه حالتي باشد ؟ -----
ب - بعضي از شبهات را ذكر كنيد . ----------------------------------------------
ج- ا رواحي كه از شبهات امم پاك و منزهند به كجا وارد مي شوند؟ ----------
د- اين ارواح مقدسه با كه معاشر خواهند بود ؟ --------------------------------
ه- آيا اين ارواح مي توانند با انبياء الهي صحبت كنند؟ ----------------
و- آيا اين مقام عظيمي است ؟ آيا مي خواهيد به آن فائز شويد ؟ ------------
ز- كافران چه افرادي هستند ؟ ---------------------------------------------------
ح- درحين احتضار(آخرين نفسها) ارواح غيرمؤمن به چه چيز آگاه مي شـوند ؟ ------------------
ط- وقتي كه به وضع و حال خود مطلع شدند چه مي كنند؟ -------------------
ي- آيا از عاقبت حياتمان كه چگونه وكي به انتهاء مي رسد اطلاع داريم ؟ ---
ك- بمنظور تضمين حيات ابدي خود چه اقداماتي را مي توانيم انجام دهيم ؟ -------------------
ل- با رسيدن به حيات ابدي به چه صفات و فضائل روحاني فائز خواهيم شـد ؟ ------------------

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت پانزدهم (1)
«اسراري كه انسان دراين عالم خاكي از آن غافل اسـت درعـالم ملكـوت
كشف خواهد نمود و درآنجا از اسرار حقيقت آگاه خواهـد شـد و تعـداد
بيشتري از نفوسي كه با آنان در اين عالم معاشر بوده را بهتر مي شناسد و
وجود آنهارا درك مي كند. بدون شك نفوس مقدسه اي كه داراي چشـم
پاك و بصيرت روشن مي باشند در ملكوت ابهي بر جميـع اسـرار مطلـع
خواهند شد و شاهد حقيقت جميع نفوس عظيمه خواهند بود. و همچنين
آن نفوس مقدسه ناظر ظهور جمال الهي در آن عالم خواهنـد بـود و نيـز
جميع ياران الهي چه از زمان قبـل وچـه در حـال را در محفـل ملكـوت
حاضرخواهند يافت»
حضرت عبدالبهاء (ترجمه)

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت پانزدهم (2)
«فرق و تميز ما بين نفوس را بالطبع مي توان بعد از مفارقت از ايـن عـالم
فاني درك نمود. ولكن اين تميز در رابطه با مكان نيست، بلكه در رابطه با
روح و احساسات است چون ملكوت الهي مقدس از زمان و مكـان اسـت
حال ديگري است وجهاني ديگر ولكن موهبت شفاعت به نفـوس مقدسـه
وعده داده شده است و مطمئن باشيد كه درعوالم الهي احباي الهـي كـه
عشّاق روحاني يكديگرند همديگر راخواهند شناخت و طالب مؤانست بـا
يكديگر خواهند بود ولكن مؤانست روحاني. همچنين عشقي كه هر نفسي
به ديگري دارد هيچ وقت درعالم ملكوت فراموش نخواهد شد و همچنين
شمادرآنجا زندگي خودرادرعالم جسماني فرامـوش نخواهيـد نمـود»
حضرت عبدالبهاء(ترجمه)

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت پانزدهم (3)
1- سوالات
الف- چه اسراري را انسان درعالم ملكوت كشف خواهد نمود؟ --------------------------------
ب- آيا افرادي را كه دراين عالم مي شناسيم در آن عالم تشخيص خواهيم داد؟ -----------------
ج- چه ارواحي به جميع اسرار مطلع خواهند گرديد ؟ --------------------------
د- آيا فرق و تميزي ما بين ارواح خواهد بود ؟ -----------------------------------
ه- عالم ملكوت مقدس از چه اموري است ؟ ------------------------------------
و- از روابط عشق ومحبت اشخاصي كه موجب اتّحاد آنان در اين عالم است چه باقي خواهد ماند ؟ ---

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت پانزدهم (4)
2- جملات ذيل صحيح است يا خير؟
الف- نفوس(ارواح) يكديگر را درعوالم ملكوت نخواهند شناخت.
ب- ارواح مقدسه ازفيض حضور جميع ارواح عظيمه بهره خواهند برد.
ج- محفل ملكوت شامل نفوس(ارواح)مقدسه دوران گذشته نيزخواهد بود.
د- بعداز مفارقت ازاين عالم فرق و تميزي بين ارواح ظاهر نخواهد گرديد.
ه- درعوالم الهي مكان و زمان وجود ندارد .
و- عالم بعد مربوط به كهكشان ديگر است .
ز-درعالم ديگر محبت وعشقي را كه به ديگران داريم فراموش خواهيم كرد.

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت شانزدهم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
« و اينكه سؤال نموديد روح بعد از خراب بدن به كجا راجع مي شود، اگر به
حق منسوب است به رفيق اعلي راجع ، لعمراالله به مقامي راجع مي شود كه جميع السن و اقلام از ذكرش عاجز است. هرنفسي كـه در امـراالله ثابـت و راسخ است بعد از صعود جميع عوالم از او كسب فيض مي نمايند»

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت شانزدهم (2)
1- جملات ذيل را كامل كنيد :
الف- اگر روح انسان به حق منسوب است به ----------------- راجع مي شود.
ب- «به مقامي راجع مي شود كه -------------- از ذكرش --------- است . »
ج- «هر ----------- كه درامراالله -------------- و ------------- اسـت بعـد از ----
جميع ----------- از او ---------- مي نمايند.»

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هفدهم (1)
حضرت بهاءاالله مي فرمايند :
«اي عباد اگر در اين ايام مشهود و عالم موجود في الجمله امـور بـرخلاف
رضا ازجبروت قضا واقع شود دلتنگ مشويد كه ايام خوش رحماني آيـد و
عالمهاي قدس روحاني جلوه نمايد و شما را در جميع ايـن ايـام و عـوالم
قسمتي مقدر و عيشي معين و رزقي مقرّر است البته به جميع آنها رسيده
فائز گرديد»

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هفدهم (2)
1- جملات ذيل صحيح است يا اشتباه ؟
الف- وقتي امور به نحوي كه ما مي خواهيم پيش نمي رود بايدمحزون باشيم.
ب- به هر نحوكه بگذرد چه خوب و چه بد، خداوند آنگونه مقدرفرموده است.
ج- ما مطمئن شده ايم كه روز فرح و سرور خواهد رسيد .
د- عوالم ديگر الهي مقدس و مملو از شكوه روحاني است .
ه- سرنوشت ما چنين است، هم در اين عالم و هم در عالم بعد،از مواهب اين عوالم بهره مند گرديم .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هفدهم (3)
2- جملات ذيل را كامل نماييد:
الف- اگرامور به خلاف آرزو ميل ما واقع شود نبايد -------------- شويم .
ب- ايام ------------ و -------------- براي ما مقدر شده است .
ج- عالمهاي ---------------- جلوه خواهد نمود .
د- خداوند قسمتي از اين فضل را دراين -------- و -------- براي ما مقدر فرموده است .
ه- دراين عوالم ----------- سهمي از -------------- را به دست خواهيم آورد .

کتاب اول - حیات و ممات
قسمت هفدهم (4)
3- سوالات :
الف- وقتي كه امور برخلاف ميل و آرزوي ما واقع مي شود چرا نبايد محزون شويم ؟ -------------
ب- حضرت بهاءاالله در اين بيان مبارك ما را به چه وعده فرموده اند ؟ -------------------------

قسمت هيجدهم :
در اين دوره، درباره معني حقيقي حيات انساني مطالعـه و تفكّـر نموديـد. از بيانـات مختلفـه حضـرت بهاءاالله و حضرت عبدالبهاء مطالب مهم بسياري راجـع بـه طبيعـت روح، هـدف از حيـات و اهميـت كسـب كمالات روحانيه در اين عالم و همچنين نويد و بشارات زندگاني ابدي مملو از سرور و جلال براي افـرادي كـه به عرفان مظاهر الهيه موفق شده و برحبش ثابت و راسخ بوده اند، آموخته ايد.
براي پايان اين دوره مناسب است دربارة تاثيري كه درك ايـن مفـاهيم جديـده در زنـدگيتان خواهـد داشت به تفكّر پردازيد. حال كه دانستيد اين زندگي خاكي فقط دورة كوتاهي از حيات ابدي شماست، حياتي كه بايد خود را به جهت آن با عزم و پشتكار آماده نمائيد، به چه نحو زندگي خواهيد كرد؟
براي كمك به شما در تفكّر براي تصميمي كه مي خواهيد در زندگي خود بگيريد چنـد موضـوع ذيـلاً ارائه مي شود كه ممكن است درباره هركدام ساعتها به تفكّر پردازيد. مي توانيد راجع به هر موضـوع مقـداري بنگاريد و يا آنكه آن را با گروه كوچكي ازدوستانتان مورد بحث قرار دهيد .
حال كه مي دانم زندگي من دراين كره خاكي شروع مي شود و تا ابد مرا بسوي حق راهنمايي مي كند مطالب ذيل داراي چه مقدار اهميت برايم مي باشند ؟
(دوستان غیر بهائی می توانند به نقش و مشارکتشان در خدمت به عالم انسانی و رفاه و آسایش بشریت توجه نمایند .)
1- اطاعت از دستورات و احكام حضرت بهاءاالله.
2- مشاركتم در رفاه و آسايش بشريت .
3- خدمتم به امر الهي و عالم انساني .
4- پايداريم بر عهد و ميثاق الهي

مراجع کتاب اول
1- منتخباتي از آثار حضرت بهاءاالله ، شماره 81 ص 105
2- همان مرجع ، شماره 165 ص 222
3- همان مرجع ، شماره 29 ص 53
4- مجموعة خطابات حضرت عبدالبهاء (تك جلدي) ص 132
5- منتخباتي از آثار حضرت بهاءاالله شماره 5 ص 14
6- همان مرجع ، شماره 82 ص 107
7- همان مرجع ، شماره 27 ص 210
8- همان مرجع ، شماره 27 ص 50
9- همان مرجع ، شماره 27 صص 51 – 50
10- همان مرجع ، شماره 21 ص 40
11- همان مرجع ، شماره 122 ص 167
12- همان مرجع ، شماره 81 ص 105
13- همان مرجع ، شماره 86 ص 113
14- همان مرجع ، شماره 125 ص 171
15- ترجمة آثار حضرت عبدالبهاء
16- ترجمة آثار حضرت عبدالبهاء
17- منتخباتي از آثار حضرت بهاءاالله ، شماره 82 ص 108
18- همان مرجع ، شماره 153 ص 2
-