vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
تاریخی 847

خواب جناب خليل أردكانى ( عموى جناب فاضل أردكانى )
زمانى كه آقاى خليل أردكاني ، بـﭼه بودند ، ايشان خادم روضه مباركه بودند ، وبمدت ۱٤إلى ۱٥سال خدمت كردند، وباغبانى مى كردند وهمه جا را تميز مينمودند ، وبعد از ظهرها هم زير درختى خواب مختصري هم مينمودند .. يك روز وقتى كه خواب بود ديد كه حضور حضرت عبدالبهاء مشرّف است .. حضرت عبدالبهاء به خليل امر مى كنند ( الاغ را حاضر كن وبه ايستـﮔاه قطار بياور) .. وقتى بيدار ميشود ، با خودش مى ﮔويد : هيـﭻ وقت حضرت عبدالبهاء صبح تشريف نمى آورند .. بعداً فكر ميكند ﭼون در خواب بوده درست نفهميده .. ودو مرتبه سرش را مى ﮔذارد ومى خوابد .. مجدداً مشاهده مى كند كه حضرت عبدالبهاء تشريف آوردند وفرمودند : (خليل الاغ را به ايستـﮔاه قطار بياور)..
ﭘس از بيدارى خليل به خودش مى ﮔويد من بايد به ايستـﮔاه قطار بروم .. اﮔر تشريف آوردند كه خوب، واﮔر تشريف نياوردند الاغ را برمى ﮔردانم .. بنابرين سوار الاغ مى شود وبه ايستـﮔاه قطارشهر عكا؛ ميرود ولى مشاهده مى كند قطارى در ايستـﮔاه نيست وتصميم به مراجعت مى ﮔيرد..در اين وقت صداى سوت قطار از دور شنيده مى شود.. آنوقت مى ايستد ومسافرين يكى يكى ﭘياده ميشوند .. وملاحظه ميكند كه هيكل مبارك هم تشريف آوردند.. وﭘس از سوار شدن بر الاغ .. رو به خليل مى كنند ومى فرمايند : ( خليل ﭼند دفعه بايستى بـﮔويم كه الاغ را بياور)!!
( از كتاب داستانهاى شيرين و حكايات دلنشين / تهيه : عزيز روحانى ).
-