vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
تاریخی 843

خانم ماکسول در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:
«روزی شوهر یکی از اعضای عائله‌ی حضرت ولیّ امرالله مرحوم شد، بیوه‌ی او به درب منزل ما آمد و درخواست کرد که هیکل مبارک وصیّت او را قبول کرده و وجهی را که به عنوان تبرّع برای امر آورده بود بپذیرد.
او حتّی حاضر شد تا تعدادی از مهرهای ذی‌قیمت حضرت بهاءالله را که از مرکز میثاق در هنگام سفر به آمریکا نزد خود به ودیعه گرفته بود، به حضرت ولیّ امرالله تحویل دهد؛ ولی چون این خانم با ناقضین مربوط بود، هیکل مبارک از قبول هر تقدیمی روگردان شده و فرمودند که به او بگویم:
«ولو ملیونها مهر باشد و یا تمام کوه کرمل را تقدیم کند، ابداً قبول نخواهم کرد؛ مگر این‌که روحاً و قلباً خود را بالمّره از ناقضین جدا کند.»
با این‌که مهرها بی‌نهایت در چشم مبارک ذی‌قیمت بود و آن‌ها را برای محفظه‌ی آثار لازم داشتند با این وجود رو کرده و فرمودند که به او بگویم از دست ولیّ امرالله کاری ساخته نیست؛ مگر آن‌که آن‌چه گفته شد عمل نماید و مهرها و وصیّت و همه چیز را با خود ببرد.»
(گوهر یکتا، ص ۳۴۹)
-