vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
تاریخی 839

جناب فیضی
زمانیکه جناب فیضی در بحرین تشریف داشتند و اوائل ورودشان هنوز کسب و شغلی نداشتند و از لحاظ اقتصادی در مضیقه بودند جناب مرکزی برایم این خاطره را تعریف نمودند که دختر عزیز شان "می" که آن موقع طفلی بیش نبودند تقاضای لباس مورد علاقه شان را نمودند ، بهر تقدیر لباس تهیه ، به دلیل خوشحالی از داشتن لباس مورد علاقه میایند در بالکن و به دختر هم سن وسالش که بحرینی بوده نشان میدهند ایشون به ( "می " كه نام دختر جناب فیضی ) است میگوید لباست را به من میدهی !؟ و "می" فورا لباس را از بالکن برای دختر همسایه پرت میکند و جناب فیضی به همسر گرامی شان میفرمایند عکس العملی نشان ندهید " می " باید از همین اوان طفولیت ایثار را عملا یاد بگیرد .
-