vargha.ir (( عکس‌العمل حضرت عبدالبهاء به ردّیه )) گویا شخصی ردّیه‌ای علیه امر مبارک نوشت و انتشار عامّ داد. جناب میرزا حیدرعلی اسکویی حضور اطهر مرکز میثاق مرقوم داشتندو هیکل مبارک در جواب ایشان می‌فرمایند: هوالله، تبریز، جناب آقا میرزا حیدرعلی اسکویی علیه بهاءالله الأبهی ملاحظه نمایند هوالله، ای بندۀ صادق جمال مبارک همواره محرّرات آن دوست حقیقی سبب مسرّات است. مکتوبی که مرقوم نمودید قرائت شد و بر تفاصیل اطّلاع حاصل گردید. الحمدلله آن صفحات رو به انتعاش است و احبّای الهی رو به ترقی. از کتاب منهاج‌الشّیاطین مرقوم نموده بودید. این کتاب بسیار خوب است. زیرا از عبارات و اشارات و عنوان و حکایاتش بغض و عدوان و جهل و طغیان واضح و عیان است. هر نفسی که اندک انصافی داشته باشد، به محض نظر به آن کتاب واقف گردد که منشأ، صِرف بغضا و جهل است. عبارات قبیحه‌اش عداوت صریحه است و فی‌الحقیقه جمیع فِرَق عالم را ردّ کرده. ماعدای طریقۀ بالاسری آن را نیز، از قرائن کلماتش معلوم است، اعتنایی ندارد. این شخص از کثرت تَفلیس این کتاب را دام تلبیس نمود که بلکه عطیه‌یی گیرد و منفعتی بَرَد چنان که در ظَهر کتابش صریح مرقوم نموده است. ولی مانند ابلیس مأیوس و نومید شد. به جمیع صفحات عالم فرستاده؛ حتّی به ارض مقدّس؛ و از این گونه تألیفات بسیار خواهید دید. اینها ضرّی به امر نرساند. آنچه ضرّ امر است حرکتی مخالف رضای مبارک و عدم آراستگی به فضائل و خصائل اهل حقیقت. یاران اگر مرکز سنوحات رحمانیّه گردند، به شعاعی ساطع این ظلمات را محو و نابود کنند. گواه عاشق صادق در آستین باشد. این شخص نصف کتابش مفتریات است و بسیار از کلمات را تغییر و تبدیل داده. فسوف یری نفسَهُ فی خسرانٍ مبین. شما در آذربایجان به حکمت تام شهرت دهید که این شخص آنچه نوشته است مقصدش صِرف افترا بوده. اگر حقیقت این امر را بخواهید کتب و رسائل استدلالیه موجود. ملاحظه نمایید که هیچ اثری ازاین مفتریات در آن مذکور و یا نفسی مقتدر بر جواب هست. چون از بیان و برهان عاجزند لهذا به این مفتریات پردازند که شاید بدین سبب نار موقده را خاموش کنند. "یریدون آن یُطفِئوا نورَالله بأفواهِهِم و یأبی‌الله إلّا أن یُتِمُّ نوره ولو کَرَهَ الکافرون." در ایّام حضرت رسول روحی له الفداء نیز از این قبیل اشیاء بسیار انشاء انشاد نمودند. مثلاً الفیل، ما الفیل و ماأدراکَ ما الفیل له خرطوم طویل و این را در محافل و مجالس می‌خواندند و قرآن می‌گفتند. ولی آیا این نزاع و جدال سبب اضمحلال امرالله شد؟ لا والله. بلکه سبب قوّت امر گردید. پس مطمئن باشید که امر عنقریب اوج گیرد و به یک موج این خس و خاشاک‌ها را به وادی هلاک اندازد. شما در فکر تبلیغ باشید. دیگر آن که احبّای الهی باید نفوس مهمّه را که اظهار حمایت می‌نمایند مخفی و مستور بدارند. هر نفسی که داند به دیگری ابداً ابراز ندارد. مثلاً شاید امروز یکی از بزرگان با آن جناب ملاقات نمود و جستجویی کرد. شما ابداً به دیگری ابراز ندارید؛ و همچنین اگر کسی از شخص دیگری از احباب سؤالی کرد که دلیل بر انصاف بود، باید او را مکتوم بدارد. زیرا نفس شهرت سبب فرار او گردد. چرا؟ می‌ترسد که در معرض امتحان و افتتان افتد. فَاعلَمِ الکنایة بصریح الإشارة. مقصود این است که یاران الهی را چنین تعلیم نمایید و اگر چنانچه ممکن بشود که احبّاء کلّ یکدیگر را مستور بدارند و ذکری ننمایند این دیگر بهتر؛ خیلی مدار ترویج است و علیک التّحیّة و الثّنآء ع ع مثلاً یکی از یاران الهی نفسی را هدایت نمود، باید مکتوم بدارد و بیش دیگران ذکر هدایت او را اگر ننماید البتّه بهتر است. زیرا محفوظ و مصون مانَد و از این گذشته فوائد و منافع دیگر نیز حاصل گردد. ع ع (مجموعه مکاتیب حضرت عبدالبهآء، شماره 89، ص70-367 / مآخذ اشعار در آثار بهائی، ج2، ص4-382) (تَفلیس = حکم کردن بر افلاس کسی)
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
بیانات مبارکه 822

(( عکس‌العمل حضرت عبدالبهاء به ردّیه ))
گویا شخصی ردّیه‌ای علیه امر مبارک نوشت و انتشار عامّ داد. جناب میرزا حیدرعلی اسکویی حضور اطهر مرکز میثاق مرقوم داشتندو هیکل مبارک در جواب ایشان می‌فرمایند:
هوالله، تبریز، جناب آقا میرزا حیدرعلی اسکویی علیه بهاءالله الأبهی ملاحظه نمایند
هوالله، ای بندۀ صادق جمال مبارک همواره محرّرات آن دوست حقیقی سبب مسرّات است. مکتوبی که مرقوم نمودید قرائت شد و بر تفاصیل اطّلاع حاصل گردید. الحمدلله آن صفحات رو به انتعاش است و احبّای الهی رو به ترقی.
از کتاب منهاج‌الشّیاطین مرقوم نموده بودید. این کتاب بسیار خوب است. زیرا از عبارات و اشارات و عنوان و حکایاتش بغض و عدوان و جهل و طغیان واضح و عیان است. هر نفسی که اندک انصافی داشته باشد، به محض نظر به آن کتاب واقف گردد که منشأ، صِرف بغضا و جهل است. عبارات قبیحه‌اش عداوت صریحه است و فی‌الحقیقه جمیع فِرَق عالم را ردّ کرده. ماعدای طریقۀ بالاسری آن را نیز، از قرائن کلماتش معلوم است، اعتنایی ندارد. این شخص از کثرت تَفلیس این کتاب را دام تلبیس نمود که بلکه عطیه‌یی گیرد و منفعتی بَرَد چنان که در ظَهر کتابش صریح مرقوم نموده است. ولی مانند ابلیس مأیوس و نومید شد. به جمیع صفحات عالم فرستاده؛ حتّی به ارض مقدّس؛
و از این گونه تألیفات بسیار خواهید دید. اینها ضرّی به امر نرساند. آنچه ضرّ امر است حرکتی مخالف رضای مبارک و عدم آراستگی به فضائل و خصائل اهل حقیقت. یاران اگر مرکز سنوحات رحمانیّه گردند، به شعاعی ساطع این ظلمات را محو و نابود کنند. گواه عاشق صادق در آستین باشد.
این شخص نصف کتابش مفتریات است و بسیار از کلمات را تغییر و تبدیل داده. فسوف یری نفسَهُ فی خسرانٍ مبین. شما در آذربایجان به حکمت تام شهرت دهید که این شخص آنچه نوشته است مقصدش صِرف افترا بوده. اگر حقیقت این امر را بخواهید کتب و رسائل استدلالیه موجود. ملاحظه نمایید که هیچ اثری ازاین مفتریات در آن مذکور و یا نفسی مقتدر بر جواب هست. چون از بیان و برهان عاجزند لهذا به این مفتریات پردازند که شاید بدین سبب نار موقده را خاموش کنند. "یریدون آن یُطفِئوا نورَالله بأفواهِهِم و یأبی‌الله إلّا أن یُتِمُّ نوره ولو کَرَهَ الکافرون."
در ایّام حضرت رسول روحی له الفداء نیز از این قبیل اشیاء بسیار انشاء انشاد نمودند. مثلاً الفیل، ما الفیل و ماأدراکَ ما الفیل له خرطوم طویل و این را در محافل و مجالس می‌خواندند و قرآن می‌گفتند. ولی آیا این نزاع و جدال سبب اضمحلال امرالله شد؟ لا والله. بلکه سبب قوّت امر گردید.
پس مطمئن باشید که امر عنقریب اوج گیرد و به یک موج این خس و خاشاک‌ها را به وادی هلاک اندازد. شما در فکر تبلیغ باشید.
دیگر آن که احبّای الهی باید نفوس مهمّه را که اظهار حمایت می‌نمایند مخفی و مستور بدارند. هر نفسی که داند به دیگری ابداً ابراز ندارد. مثلاً شاید امروز یکی از بزرگان با آن جناب ملاقات نمود و جستجویی کرد. شما ابداً به دیگری ابراز ندارید؛ و همچنین اگر کسی از شخص دیگری از احباب سؤالی کرد که دلیل بر انصاف بود، باید او را مکتوم بدارد. زیرا نفس شهرت سبب فرار او گردد. چرا؟ می‌ترسد که در معرض امتحان و افتتان افتد. فَاعلَمِ الکنایة بصریح الإشارة. مقصود این است که یاران الهی را چنین تعلیم نمایید و اگر چنانچه ممکن بشود که احبّاء کلّ یکدیگر را مستور بدارند و ذکری ننمایند این دیگر بهتر؛ خیلی مدار ترویج است و علیک التّحیّة و الثّنآء ع ع
مثلاً یکی از یاران الهی نفسی را هدایت نمود، باید مکتوم بدارد و بیش دیگران ذکر هدایت او را اگر ننماید البتّه بهتر است. زیرا محفوظ و مصون مانَد و از این گذشته فوائد و منافع دیگر نیز حاصل گردد. ع ع
(مجموعه مکاتیب حضرت عبدالبهآء، شماره 89، ص70-367 / مآخذ اشعار در آثار بهائی، ج2، ص4-382)
(تَفلیس = حکم کردن بر افلاس کسی)
حضرت عبدالبهاء