vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
تاریخی 807

طریقه دعا خواندن / دوروتی فریمن

خانم جاویددخت خادم، همسر ایادی امرالله ذکرالله خادم، دربارۀ سفری که با ایادی امرالله خانم دورودتی بیکر داشتند داستان زیر را تعریف کردند. این داستان مربوط به نحوۀ آماده شدن دوروتی بیکر جهت ادای نماز است. داستان از آنجا شروع می‌شود که دوروتی بیکر در حال رانندگی است و می‌گوید:
"کاری را باید انجام می‌دادم ولی فراموش کردم. قول دادم برای السی آستین دعا کنم، چون مایل است به آفریقا برود ولی راه‌ها به رویش بسته است. به من کمک می‌کنی؟"
گفتم، "البته. یقین داشته باشید."
ابداً نمی‌دانستم که چه می‌خواهد. دوروتی گفت، "می‌خواهم 95 مرتبه «هل من مفرّج» بخوانم."
خیلی آرام و شمرده دعا را می‌خواند و با هر کلمه‌ای اشکی از چشمش فرو می‌ریخت. به من توجّهی نداشت. به او نگاه کردم. هرگز چنین چیزی را قبلاً تجربه نکرده بودم. اشک صورتش را پوشاند، و بر لباسش فرو ریخت. تعداد دفعاتی که دعا را می‌خواند نشمردم؛ وقتی دعا را به پایان رساند، اتومبیل را به کنار جادّه کشید و از هوش رفت.
در اتومبیل را باز کردم و فریاد زدم، "دوروتی، دوروتی، لطفاً!" بعداز چند دقیقه به هوش آمد و دیدگانش را گشود؛ خیلی شادمان بود. گفت، "متأسّفم عزیزم که تو را اینقدر ناراحت کردم."
پرسیدم، "شما اینطور دعا می‌کنید؟ نماز هم هر روز اینطور می‌خوانید؟"
گفت، "مگر نخوانده‌ای که باید برای نماز آنقدر صبر کنی که احساس روحانیت کنی؟ هر صبح مناجات‌های زیادی می‌خوانم تا آنقدر روحانیت یابم تا بتوانم نماز بخوانم."
این سفر من با دوروتی بیکر بود.

(مأخذ: From Copper to Gold, The Life of Dorothy Baker، اثر دوروتی فریمن،صفحات73-272)
-