vargha.ir هوالله ای بنده بهاء، سَرهاست که در پای آن دلبر یکتا افتاده و جان هاست که در سبیل آن معشوق حقیقی در میدان وفا، فدا گشته. این از مقتضای عشق و محبّت است و از شُروط انجذاب و خُلّت. یوسف رحمانی به چاه کنعانی افتاد و مسیح نورانی، سَر ِِ دار بیاراست. سیّد حَصور، حنجر به خنجر بخشید و سَروَر ابرار، شهیدِ دشتِ کربلا گردید. سلطان وفا، هدف هزار تیر جفا شد. جمال ابهیٰ، صد هزار بلایا تحمل فرمود و آثار زهر، همیشه در دو پهلوی مبارک ظاهر بود. حضرت قُدّوس در مشهد فدا "سُبّوحٌ قدّوسٌ ربُّ الملائکة و الرّوح" فرمود و جناب باب "فَدَیتُکَ روحی یا رَبّ الاَرباب" ندا کرد. سلطانُ الشّهداء و محبوبُ الشّهداء، زمین را به خون نازنین رنگین نمود و شهدای خراسان به قربانگاه عشق شتافتند. شهیدان یزد در مَهدِ وفا، مقرّ گزیدند و جانبازان اصفهان، مانند بازان به اوج شهادت پریدند. مقصود این است که این از مقتضای حضرت عشق است و باید چنین باشد و الّا هر خاری، دَم از عالم گُل زند و هر جزئی، آهنگ کُل از حنجر بر آرد. هر خسیسی خود را شخص نفیس شِمُرَد و هر اسیر طبیعتی، خود را مَظهر حقیقت داند. لِهذا امتحان به میان آید و افتتان رُخ بگشاید و صادق از کاذب، ممتاز گردد. وَ عَلیکَ التّحیّة و الثّناء. عبدالبهاء عباس (مجموعه آثار مبارکه مخصوص محافل تذکّر، ص 124)
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
الواح حضرت عبدالبهاء 766

هوالله

ای بنده بهاء، سَرهاست که در پای آن دلبر یکتا افتاده و جان هاست که در سبیل آن معشوق حقیقی در میدان وفا، فدا گشته. این از مقتضای عشق و محبّت است و از شُروط انجذاب و خُلّت.

یوسف رحمانی به چاه کنعانی افتاد و مسیح نورانی، سَر ِِ دار بیاراست. سیّد حَصور، حنجر به خنجر بخشید و سَروَر ابرار، شهیدِ دشتِ کربلا گردید. سلطان وفا، هدف هزار تیر جفا شد. جمال ابهیٰ، صد هزار بلایا تحمل فرمود و آثار زهر، همیشه در دو پهلوی مبارک ظاهر بود. حضرت قُدّوس در مشهد فدا "سُبّوحٌ قدّوسٌ ربُّ الملائکة و الرّوح" فرمود و جناب باب "فَدَیتُکَ روحی یا رَبّ الاَرباب" ندا کرد. سلطانُ الشّهداء و محبوبُ الشّهداء، زمین را به خون نازنین رنگین نمود و شهدای خراسان به قربانگاه عشق شتافتند. شهیدان یزد در مَهدِ وفا، مقرّ گزیدند و جانبازان اصفهان، مانند بازان به اوج شهادت پریدند.

مقصود این است که این از مقتضای حضرت عشق است و باید چنین باشد و الّا هر خاری، دَم از عالم گُل زند و هر جزئی، آهنگ کُل از حنجر بر آرد. هر خسیسی خود را شخص نفیس شِمُرَد و هر اسیر طبیعتی، خود را مَظهر حقیقت داند. لِهذا امتحان به میان آید و افتتان رُخ بگشاید و صادق از کاذب، ممتاز گردد. وَ عَلیکَ التّحیّة و الثّناء. عبدالبهاء عباس

(مجموعه آثار مبارکه مخصوص محافل تذکّر، ص 124)
حضرت عبدالبهاء