vargha.ir هُو اللّه ای خدای مهربان دوستان قديمت که نديم ياد روی تو اند و نزيل کوی تو اگر چه به ظاهر در باديه هجرانند و مبتلای حرمان و لی بحقيقت مَحرمان خلوتخانه راز تو اند و مُحرمان کعبه بی نياز تو و مستمعان نغمه و آواز طيور چمنستان معانی و مستان جام سرشار رحمانی ای پروردگار اين مرغان چمن را از دست زاغ و زغن برهان و اين بلبلان گلشن اسرار را آواز و ترانهء گلبن حقايق ابرار تعليم فرما اين ماهيان تشنه لب را به بحر بی پايان بيفکن و اين قافله های گمگشته را به راه کوی خويش هدايت فرما و اين تشنگان وادی ايمن را به معين صافی ايّوب هذا مُغْتَسَلُ باردٌ و شراب دلالت کن ای پروردگار اين جمع پريشان هر چند ضعيف و نا توانند ولی در بين ملأ امکان لشکر حياتند و سپاه نجات پس به جنود ملکوت ابهايت تأييد فرما و به ملائکهء ملأ اعلايت تقويت بخش تا سپاه ممات را پريشان نمايند و صفوف ظلمات را به نور هدی در هم شکنند ای پروردگار اگر پشه ضعيف را مدد فرمائی نسر طائر گردد و اگر ذباب نحيف را تأييد نمائی عقاب کاسر شود و صَقْر صاقر گردد ظلّ زائل را اگر تجلّی فرمائی نور باهر شود و خاک خاسر را اگر فيض رسانی حديقه فائق گردد پس هر چه نمايد قوّهء تأييد نمايد ظلمات ضلالت است که شرق و غرب را احاطه نموده است و با نور هدايت در اين کور اعظمت در جنگ و ستيز است و سهم و سنانش بس تند و تيز و لشکرش بسيار خونريز پس سپاهی انبوه و لشکری پر شکوه يعنی انواری ساطع و اسراری لامع در حقايق و معانی در ميدان قلوب دوستان بر انگيز تا به اين قوّهء ملکوتی ظلمات دلها را پراکنده نمايند . ع ع
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها 339

هُو اللّه
ای خدای مهربان دوستان قديمت که نديم ياد روی تو اند و نزيل
کوی تو اگر چه به ظاهر در باديه هجرانند و مبتلای حرمان و لی بحقيقت
مَحرمان خلوتخانه راز تو اند و مُحرمان کعبه بی نياز تو و مستمعان نغمه و آواز
طيور چمنستان معانی و مستان جام سرشار رحمانی ای پروردگار اين
مرغان چمن را از دست زاغ و زغن برهان و اين بلبلان گلشن اسرار را
آواز و ترانهء گلبن حقايق ابرار تعليم فرما اين ماهيان تشنه لب را به بحر بی پايان
بيفکن و اين قافله های گمگشته را به راه کوی خويش هدايت فرما و اين
تشنگان وادی ايمن را به معين صافی ايّوب هذا مُغْتَسَلُ باردٌ و شراب دلالت
کن ای پروردگار اين جمع پريشان هر چند ضعيف و نا توانند ولی در بين
ملأ امکان لشکر حياتند و سپاه نجات پس به جنود ملکوت ابهايت تأييد
فرما و به ملائکهء ملأ اعلايت تقويت بخش تا سپاه ممات را پريشان نمايند
و صفوف ظلمات را به نور هدی در هم شکنند ای پروردگار اگر پشه ضعيف را
مدد فرمائی نسر طائر گردد و اگر ذباب نحيف را تأييد نمائی عقاب کاسر
شود و صَقْر صاقر گردد ظلّ زائل را اگر تجلّی فرمائی نور باهر شود
و خاک خاسر را اگر فيض رسانی حديقه فائق گردد پس هر چه نمايد قوّهء تأييد
نمايد ظلمات ضلالت است که شرق و غرب را احاطه نموده است و با نور هدايت
در اين کور اعظمت در جنگ و ستيز است و سهم و سنانش بس تند و تيز و لشکرش
بسيار خونريز پس سپاهی انبوه و لشکری پر شکوه يعنی انواری ساطع و اسراری
لامع در حقايق و معانی در ميدان قلوب دوستان بر انگيز تا به اين قوّهء
ملکوتی ظلمات دلها را پراکنده نمايند . ع ع
حضرت عبدالبهاء