vargha.ir هُو القيّوم پاک يزدانا جمعيم پريشان تو بيگانه ايم خويشان تو افسرده ايم شعله ئی بر افروز پژمرده ايم دلها را به آتش محبّتت بسوز هر چه هستيم آشفته روی تو ايم و سر گشتهء کوی تو بيچاره ايم و آواره افتاده ايم پر آه و ناله ذرّاتيم ولی در هوای تو اوج يافتيم قطراتيم ولی در موج يم تو شتافتيم اين خفتگان را بيدار فرما و اين آوارگان را هوشيار اين سيّاره های باختر را اختران خاور کن و اين گياههای بی ثمر را درختان بارور اگر چه ما موران ذليليم امّا تو سليمان پر حشمت سلطنت جليل اگر چه ما خوار و گنهکاريم امّا تو بزرگوار و آمرزگار در استعداد و استحقاق نظر مفرما و در تعيّنات و قابليّات ملاحظه مکن در فضل و جود خويش بر بيگانه و خويش نظر نما اگر موج دريای بخشش و دهش اوج گيرد عالم آفرينش را مستغرق نمايد اگر انوار ساطعهء خورشيد آمرزش بدرخشد ظلمات حالکه سيّئات و خطيئات را به پرتوئی محو نمايد تجلّی فضل ماء طهور است و فيض اصل صهباء کأس مزاجها کافور آن هر آلوده ئی را پاک نمايد و اين هر افسرده و پژمرده ئی را چابک و افروخته و چالاک ای پروردگار اين حروف مفرده را کلمات تامّات کن و اين کلمات مجمله را آيات باهرات تا حجج بالغه گردند و رحمت سابقه حقيقت فائقه شوند و نعمت سابغه مصابيح عُلی گردند و مفاتيح ابواب تقی نجوم هدی شوند و رجوم نفس و هوی حقيقت فائضه گردند و عروق وشريان نابضه اشجار بوستان تو شوند و ازهار گلستان تو ای خداوند مهربان اين جمع پريشان هر يک از کشوری و بومی و مرزی و ثغوری يکی شرقی و ديگری غربی يکی جنوبی و ديگری شمالی همچنانکه اين بيچارگان را در ملک ادنی در اشرف نقطه از ثَری بعد از بقاع عليا جمع فرمودی اميدواريم که به فضل و جودت و عنايت و موهبتت در اشرف نقطه از ملکوت اعلی جمع فرمائی تا کلّ در ظلّ سدره منتهی بيارميم و به نعمت فوز به لقا فائز گرديم رَبِّ حَقِّق ذلک بفضلک و جودک. ع ع
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها 335

هُو القيّوم
پاک يزدانا جمعيم پريشان تو بيگانه ايم خويشان تو افسرده ايم
شعله ئی بر افروز پژمرده ايم دلها را به آتش محبّتت بسوز هر چه
هستيم آشفته روی تو ايم و سر گشتهء کوی تو بيچاره ايم و آواره افتاده ايم
پر آه و ناله ذرّاتيم ولی در هوای تو اوج يافتيم قطراتيم ولی در موج يم
تو شتافتيم اين خفتگان را بيدار فرما و اين آوارگان را هوشيار
اين سيّاره های باختر را اختران خاور کن و اين گياههای بی ثمر را
درختان بارور اگر چه ما موران ذليليم امّا تو سليمان پر حشمت سلطنت
جليل اگر چه ما خوار و گنهکاريم امّا تو بزرگوار و آمرزگار در استعداد
و استحقاق نظر مفرما و در تعيّنات و قابليّات ملاحظه مکن در فضل و
جود خويش بر بيگانه و خويش نظر نما اگر موج دريای بخشش و دهش
اوج گيرد عالم آفرينش را مستغرق نمايد اگر انوار ساطعهء خورشيد
آمرزش بدرخشد ظلمات حالکه سيّئات و خطيئات را به پرتوئی
محو نمايد تجلّی فضل ماء طهور است و فيض اصل صهباء کأس مزاجها کافور
آن هر آلوده ئی را پاک نمايد و اين هر افسرده و پژمرده ئی را
چابک و افروخته و چالاک ای پروردگار اين حروف مفرده را
کلمات تامّات کن و اين کلمات مجمله را آيات باهرات تا
حجج بالغه گردند و رحمت سابقه حقيقت فائقه شوند و نعمت سابغه
مصابيح عُلی گردند و مفاتيح ابواب تقی نجوم هدی شوند و رجوم
نفس و هوی حقيقت فائضه گردند و عروق وشريان نابضه اشجار
بوستان تو شوند و ازهار گلستان تو ای خداوند مهربان اين جمع
پريشان هر يک از کشوری و بومی و مرزی و ثغوری يکی شرقی
و ديگری غربی يکی جنوبی و ديگری شمالی همچنانکه اين بيچارگان
را در ملک ادنی در اشرف نقطه از ثَری بعد از بقاع عليا
جمع فرمودی اميدواريم که به فضل و جودت و عنايت و موهبتت
در اشرف نقطه از ملکوت اعلی جمع فرمائی تا کلّ در ظلّ سدره منتهی
بيارميم و به نعمت فوز به لقا فائز گرديم رَبِّ حَقِّق ذلک بفضلک و جودک. ع ع
حضرت عبدالبهاء