vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
Vargha.ir
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
  vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
صفحه اصلی
مطالب جدید
ﻛﺘﺐ روﺣﻲ
مناجات نسوان
مناجات های فارسی حضرت بهاالله
مناجات های فارسی حضرت عبدالبها
مناجات های حضرت ولی امرالله
مناجات های عربی حضرت عبدالبها
مناجات اطفال
نماز وسطی
نماز کبیر
نماز صغیر
وضو
کلمات مکنونه فارسی
کلمات مکنونه عربی
پیامها: خطاب به بهائیان ایران
پیامها: خطاب به بهائیان جهان
الواح حضرت بهاالله
الواح حضرت عبدالبهاء
ادعیه
اذکار بهائی
بیانات مبارکه
تاریخی
تعالیم دوازده گانه
حدود و احکام
 
 
   vargha.ir بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی بيت العدل اعظم
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 920
پیام بیت العدل اعظم مورخ ۲۴ نوامبر
3 شهر القول 174 24 نوامبر 2017 ارسال از طریق الکترونیکی جناب آقای فواد حقیقی ایالات متحدۀ امریکا دوست عزیز روحانی، ایمیل مورخ 14 نوامبر 2017 آن یار گرامی به یکی از خادمین ارض اقدس و تقاضای هدایت دربارۀ مطلبی مندرج در یکی از رسانه های اجتماعی راجع به فاجعۀ طبیعی اخیر در کشور ایران به بیت العدل اعظم واصل گشت. مقرر فرمودند به قرار ذیل مرقوم گردد. زلزلۀ اخیر و پیامدهای مصیبت بارش قلوب را شدیداً محزون ساخته است. اقدام احبای عزیز ایران که دوش به دوش دیگران با سخاوت مندی به مساعدت هم وطنان شان برخاسته اند موجب تسلّی خاطر می باشد. گزارش های واصله حاکی از آن است که حتّی برخی از افرادی که مغازه هایشان به علّت بهائی بودن پلمب گشته با صرف پس انداز خود به این کار مشغولند. احبّا این اقدامات را در مقام یک شهروند و بدون اشاره به دین خود انجام می دهند تا مبادا علی الخصوص در بحبوحۀ این بحران موجب آشفتگی خاطر روسای امور گردند و یا خطری برای افرادی که با آنان همکاری می نمایند ایجاد کنند. دوستان عزیز باید بدانند که بهائیان ایران قادرند با بصیرت لازم در رابطه با مسائل مربوط به زندگی فردی و جمعی خود عمل نمایند و نه احتیاج به هماهنگ سازی از طرف افراد ساکن خارج کشور دارند و نه مایل به آن هستند. افراد ساکن خارج نباید به هیچ وجه در راه هماهنگ سازی هیچ جنبه ای از حیات جامعه در مهد امرالله قدمی بردارند زیرا این کار نه تنها بر پیچیدگی شرایط می افزاید بلکه چالش جدید و مشکلات بالقوه مهمی برای احبای آن کشور ایجاد می نماید. اگر هر یک از احبای ساکن خارج مایل به کمک به زلزله زدگان باشند می توانند از طریق نهادهای معتبر امدادی عمل نمایند. با تقدیم تحیّات دارالانشاء بیت العدل اعظم رونوشت : محفل مقدّس ملّی بهائی ایالات متّحدۀ امریکا
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 919
پیام ٣١ اکتبر ٢٠١٧
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی) ٣١ اکتبر ٢٠١٧ دوستان عزیز و محبوب، سیل گزارش‌ها از همۀ قارّات عالم هم‌چنان در جریان است ولی در ابراز مسرّت بی‌پایان خود به شما عزیزان بیش از این درنگ نخواهیم کرد. فوران عشق و احترام عمیقی که در سراسر جهان نسبت به حضرت بهاءالله به مناسبت دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ آن حضرت ملاحظه شد موجب سرور و نشاط بی‌اندازۀ این مشتاقان گردید. در مکان‌های گوناگون از منازل گرفته تا استادیوم‌ها زندگی مبارکش با عشق فراوان و با خلّاقیّتی شایان گرامی داشته شد. در بسیاری از گردهمآیی‌ها تعداد میهمانان چندین برابر بهائیان و در بعضی از جزایر مستقلّ، تخمین شمار شرکت‌کنندگان درصدی از کلّ جمعیّت بود. براستی شگفتی خود را از نزول باران عظیم فضل و الطاف لانهایۀ جمال اقدس ابهی اذعان می‌کنیم و در هر کوشش ارزشمند به منظور بزرگداشت مقام مقدّسش تلاش صمیمانۀ یکایک احبّا برای کسب سهم کامل خود را مشاهده می‌نماییم. با توجّه به تمامی آنچه به وقوع پیوست، می‌دانیم که هر یک از شما عزیزان مایلید در بارۀ مقتضیات آن برای پیشرفت امر مبارک در محلّ خود تأمّل و تفکّر نمایید. به شما مؤکّداً توصیه می‌کنیم که هر فردی را که به دعوت شما پاسخ گفته است مشارکت‌کنندۀ بالقوّه‌ای در فرایند جامعه‌سازی ببینید. بررسی کنید که چگونه می‌توان شرایطی ایجاد کرد تا جمع کثیری را قادر سازد که در این مسیر هم‌دیگر را همراهی کنند. هر نفسی بعد از ارتباط با قدرت تقلیب‌کنندۀ این ظهور اعظم می‌تواند به حضرت بهاءالله تقرّب بیشتری یابد، قابلیّتش فزون‌تر گردد، شادی و شعف را در میدان خدمت جوید، و مساعدت به دیگران را بیاموزد. نتایج کوشش شکوهمند شما نویدبخش امکانات شگفت‌انگیزی است ولی تحقّق آن مستلزم ثبوتی خلل‌ناپذیر می‌باشد. امید آنکه قوای منبعث از این ایّام، مشوّق و محرّک مجهودات شخصی و جمعی شما در دوران باقی‌ماندۀ این دویستمین سال و در واقع طیّ هشت دورۀ فعّالیّت تا دویستمین سالگرد میلاد حضرت ربّ اعلی باشد. با قلوبی مشحون از امید و انتظار در اعتاب مقدّسۀ علیا از جانب شما عنایات الهی را راجی و ملتمس و جمال قدم را شاکریم که اراده فرمود تا در این ایّام فرخنده، لمحه‌ای تازه از جلال و عظمت روح‌پرورش را نمایان سازد. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 918
پیام ٢۵ مهر ١٣٩٦
٣ شهرالعلم ١٧٤ ٢۵ مهر ١٣٩٦ احبّای عزیز الهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند پیام مورّخ اکتبر ٢٠١٧ این مشتاقان را خطاب به تودۀ عظیمی از مردم که دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ جمال اقدس ابهی را در سراسر جهان جشن می‌گیرند ملاحظه فرموده‌اید. میلیون‌ها نفر در بیش از دویست و چهل کشور، جزیره و سرزمینِ مستقلّ در بارۀ پیامدهای تولّد حضرت بهاءالله، فرزند برجستۀ کشور مقدّس ایران، به تأمّل و تعمّق پرداخته‌اند. هر ایرانی بصیر و روشن‌ضمیری به ابعاد بی‌سابقۀ این بزرگداشت که تاکنون برای هیچ شخصیّت ایرانی دیگر برگزار نگردیده با سربلندی و افتخار خواهد نگریست. وسعت تنوّع قومی و نژادی این مردم آن‌چنان است که تحقّق وحدت نوع بشر را که هدف غایی آن حضرت می‌باشد بشارت می‌دهد. طرفه حکایتی است. مورّخین منصف البتّه آگاهند که چرا شخصیّتی بزرگوار از خاندان نوری از اهالی مازندران، متولّد طهران و از نوادگان پادشاهان ایران باستان، با وجود تعلّق خاصّ به آن مرز و بوم مجبور به ترک وطن خویش گردید. چهل سال زندگی در تبعید ذرّه‌ای از تعلّق‌ حضرتش به آن آب و خاک نکاست. با لطف و عنایت مخصوص نسبت به هم‌وطنان خویش به تأسیس جامعه‌ای متّحد، پویا و مترقّی مرکّب از مردمانی با پیشینه‌های قومی و مذهبی متفاوت در آن مملکت پرداخت. با ارسال الواح و اعزام معلّمین و ابلاغ پیام‌های مشفقانه توسّط کسانی که برای زیارت آن جمال منیر به زندان عکّا در ارض اقدس می‌شتافتند، ایرانیان را که به فرمودۀ مبارکش "به طراز قابلیّت و استعداد مزیّنند" در پرورش استعدادهای خدادادی خود مساعدت فرمود. توفیقات درخشان نیاکان روحانی شما آن‌چنان بود که حال در سراسر عالم مردم از نورانیّت تعالیم الهی بهره‌مند می‌شوند. قدم اوّل در این راستا تأکید شدید بر اخلاق و رفتار پسندیده است. در نظر آن حضرت اخلاقیّات و روحانیّات شالوده‌ای است محکم برای هر جامعۀ پیشرو و اساسی است مستحکم برای حفظ و تعادل نظم اجتماعی و پیشبرد رفاه و ترقّی همگانی. تعالیم بهائی به عنوان مثال این مفهوم را روشن می‌نماید که صداقت و امانت موجب افزایش توانایی جمعی، گسترش صنعت و اقتصاد و پیشبرد دیگر مشروعات مفید و سازنده است. هیچ ملّتی بدون تهذیب اخلاق رستگاری نیابد ولی اگر اخلاقیّات حکم‌فرما باشد پیشرفت در جمیع مراتب قطعی است زیرا افکار روشن گردد، روابط فردی و جمعی تحکیم یابد، شجاعت اخلاقی تثبیت شود، علوم و فنون و خردگرایی ترویج گردد، تجارت توسعه پذیرد، رفاه مادّی و معنوی و آزادی و احترام همگان محور سیاست و ادارۀ امور قرار گیرد و در نتیجه ملّت خلق جدید شود. ملاحظه فرمایید که امروز در سراسر جهان چه بسیار احزاب مختلف که مدّعی پیش‌گامی در بهبود اجتماع هستند ولی به علّت عدم تمسّک به صداقت و امانت، در واقع تیشه بر ریشۀ حیات اجتماع خود می‌زنند و عملکردشان مصداق این آیۀ قرآن کریم است که می‌فرماید "یخربون بیوتهم بأیدیهم." همان ‌طور که در پیام‌های اخیر نیز ذکر نموده‌ایم عصارۀ تعالیم دیگر حضرت بهاءالله یگانگی نوع انسان، طرح و مسیر تحقّق آن، مفهومی جدید از دینِ الهی متناسب با دوران بلوغ جمعی نوع بشر، و پایه‌گذاریِ تمهیدات لازم برای رفاه عالم بر اساس اتّحاد، عدالت و صلح است. آثار مبارکه این نکتۀ مهم را تأکید می‌نماید که ثمرۀ دین‌ باید ترویج وحدت و همبستگی باشد و اگر دین موجب نزاع شود البتّه عدم آن بهتر است. بدون شک مذاکرات شما با دوستان، همکاران و همسایگان در این ایّام فرخنده یادآور این مطلب خواهد بود که چطور آرمان‌های والای امروزِ همۀ مردم ایران انعکاسی است از همان اهداف عالیه‌ای که همواره انگیزۀ اصلی زندگی شما و نیاکان روحانی شما بوده و هست. تاریخ گواه است که مشکلات عمده‌ای که مردم آن سرزمین از زمان ظهور حضرت باب و حضرت بهاءالله تا به حال با آن رو به رو بوده‌اند مسائلی از قبیل تفاوت‌های قومی، اختلافات مذهبی، انحطاط اجتماع، و چالش‌های مربوط به برخورد تجدّد و سنّت‌گرایی می‌باشد. گروه بی‌شماری از مردم دنیا در تعالیم حضرت بهاءالله درمانی برای دردهای امروزی نوع بشر می‌بینند و امید و سرور حاصله از کوشش در جهت اجرای این تعالیم است که مشوّق آنان برای برگزاری این جشن‌ها می‌باشد. تصوّر فرمایید که اگر ایرانیان عزیز حتّی بدون در نظر گرفتن مسئلۀ دین و صرفاً به خاطر سعادتِ پایدار کشور خود به موجب تعالیم حضرت بهاءالله عمل نمایند از چه زیان‌هایی جلوگیری خواهد شد، چه پیشرفت‌هایی حاصل خواهد گردید، چه آسایشی دست خواهد داد، چه رفاهی برای همگان تأمین خواهد گشت و چگونه سربلندی ایران که وعدۀ حتمی آن در آثار بهائی به کرّات ذکر شده تحقّق خواهد پذیرفت. دوستان محبوب: بیایید تا در بحبوحۀ این جشن جهان‌شمول، آن خوابی را که پدر بزرگوار جمال مبارک در ایّام طفولیّتِ آن حضرت دیدند به یاد آوریم و دست شکرانه به درگاه ایزد متعال بلند نماییم که الحمد لله شواهد آشکار این واقعیّت را به چشم ظاهری مشاهده می‌نماییم که نهایتاً هیچ نیرویی در این عالم نمی‌تواند مانع مشیّت الهی گردد. در ادعیۀ خود در اعتاب مقدّسۀ علیا دائماً به یاد شما عزیزان هستیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 917
پیام ۱۲ اکتبر ۲۰۱۷
۱۷ شهرالمشیّة ۱۷۴ ۱۲ اکتبر ۲۰۱۷ ارسال از طریق الکترونیکی جناب آقای … کانادا دوست عزیز روحانی، نامۀ الکترونیکی آن برادر گرامی در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۷ به بیت العدل اعظم واصل گردید. سؤال از اعتبار کانالی تازه‌تأسیس در رسانۀ تلگرام به اسم "میلاد حضرت بهاءالله" نموده‌اید که در آن سندی تحت عنوان "مجموعه‌ای به عنوان دستیار ناظمین و همکاران جشن‌های دویستمین سالگرد میلاد حضرت بهاءالله" انتشار یافته است. اظهار نموده‌اید که در قسمت معرّفی این کانال جملۀ "تنها پیج رسمی دویستمین سال" با نشانی "@esmailpour_m" به اضافۀ آدرس سایت رسمی مرکز جهانی بهائی برای دویستمین سال آمده است و افراد تشویق می‌شوند که اخبار اقدامات در بارۀ بزرگداشت دویستمین سال را به این نشانی ارسال نمایند. نگرانی شما این است که این سوء تفاهم به خصوص برای احبّای عزیز ایران پیش ‌آید که کانال مزبور از طرف مرکز جهانی هدایت می‌شود. معهد اعلی مقرّر فرمودند به قرار ذیل مرقوم گردد. توجّه شما به مصالح جامعۀ بهائی قابل تقدیر است. احبّای عزیز باید آگاه باشند که نشانی فوق توسّط فردی که بهائی نیست و در دیگر رسانه‌های اینترنتی نیز فعّال است مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شخص هیچ ‌گونه اختیار و یا مجوّزی برای اظهار نظر و دخالت در امور امری از جمله برگزاری بزرگداشت دویستمین سالگرد میلاد مبارک را ندارد. کانال مورد سؤال شما هیچ ارتباطی با جامعۀ بهائی ندارد، نیّت واقعی از تأسیس و از طریقۀ معرّفی آن روشن نیست، اظهارات و توصیه‌هایش باید نادیده گرفته شود و از ارسال اخبار فعّالیّت‌ها به آن اکیداً خودداری گردد. هدایات بیت العدل اعظم راجع به نحوۀ برگزاری اقدامات خودجوش احبّا در ایران برای بزرگداشت دویستمین سالگرد میلاد حضرت بهاءالله را می‌توان در نامۀ مورّخ ۶ اوت ۲۰۱۷ دارالانشاء در جواب سؤال یکی از دوستان عزیز آن کشور یافت. نسخه‌ای از آن به ضمیمه ارسال می‌شود. با تقدیـم تحیّات دارالانشاء بیت العدل اعظم
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 916
شخصی از بیت‌العدل اعظم سؤال کرد که آیا خالکوبی (tattoo) کردن در امر بهائی مجاز است؟
در جواب او مکتوبی از سوی دارالانشاء مرقوم گشت که ترجمۀ آن ذیلاً مشاهده می‌شود: 19 آگست 2003 یار عزیز بهائی مکتوب مورّخ 17 آگست 2003 شما دربارۀ خالکوبی (tattoo) در مرکز جهانی بهائی واصل و به این دایره جهت تحریر جواب احاله گردید. در پاسخ به سؤال شما؛ در آثار مبارکه هیچ مطلبی دربارۀ خالکوبی مشاهده نشده است. البتّه، هدایت کلّی را حضرت بهاءالله به صورت زیر عنایت فرموده‌اند: "اعملوا ما لاتنکره العقول المستقیمة و لاتجعلوا انفسکم ملعب الجاهلین. طوبی لمن تزیّن بطراز الآداب و الأخلاق." (کتاب اقدس، بند 159) به طور کلّی، آنچه که در این قبیل امور صحیح و مناسب است، از فرهنگی تا فرهنگی دیگر تفاوت دارد. با تحیّات ابدع ابهی دارالانشاء (مضمون بیان مبارک به نقل از ترجمه جناب اشراق خاوری: طوری رفتار کنید که مردمی که صاحب عقل مستقیم هستند، به شما اعتراض نکنند؛ خود را بازیچه دست جاهلین نکنید. خوشا به حال کسی که به زینت آداب و اخلاق مزیّن باشد.)
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 913
پیام اکتبر ۲۰۱۷
پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به ستایندگان شکوه و جلال خداوندگار در سراسر عالم (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی) اکتبر ۲۰۱۷ ستایندگان شکوه و جلال خداوندگار در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، گفتار را با بیان این حقیقت والا شروع می‌کنیم که اهل عالم همیشه مشمول نظر پروردگار خود بوده و هستند. آن ذات منیع لایدرک در هر دوره‌ای از تاریخ با ارسال پیامبری به منظور اشاعۀ قوای محرّکۀ روحانی و اخلاقیِ لازم برای همکاری و پیشرفت انسان‌ها ابواب فضل و رحمت را به روی عالمیان گشوده است. بسیاری از این مطالع انوار گم‌نام مانده‌اند ولی برخی در صفحات تاریخ می‌درخشند، نام‌شان هم‌چنان مورد احترام و ستایش می‌باشد، موجب تحوّل افکار گشته، مخازن علم و دانش را گشوده و الهام‌بخش پیدایش تمدّن‌ها بوده‌اند.‌‌‌ هر یک از این متبصّرین روحانی و اجتماعی و آینه‌های پاک فضایل اخلاقی در پاسخ به احتیاجات ضروری زمان خود، حقایق و تعالیمی را ارائه فرموده‌اند. در شرایطی که جهان با دشوارترین چالش‌های خود رو به روست نام حضرت بهاءالله را که دویست سال پیش به عرصۀ وجود قدم نهادند با شعف و شادی به عنوان چنین شخصیّتی گرامی می‌داریم، شخصیّتی که تعالیمش براستی نوع بشر را به سوی دوران صلح و وحدتِ موعود هدایت خواهد کرد. حضرت بهاءالله از ابتدای جوانی در نزد آشنایان و اطرافیان به نفسی که صاحب سرنوشتی خاصّ است اشتهار داشتند، متمایز به خصایل روحانی و حکمتی فردانی بودند گوئیا که انوار ملکوتی در وجودشان متجلّی بود. در عین حال مجبور به تحمّل چهل سال رنج و مشقّت گردیدند از جمله تبعیدها و مسجونیّت‌های پی در پی به دستور دو سلطان مستبدّ، حملات وسیع برای لکّه‌دار کردن نام ایشان و محکوم نمودن پیروان‌شان، و خشونت و بی‌حرمتی و سوء قصد بی‌شرمانه به حیات مبارک‌شان. حضرت بهاءالله همۀ این مشقّات را به دلیل محبّت بی‌منتها به نوع انسان و در نهایت روح و ریحان و بردباری و مدارا و با میل و رضا و با شفقت نسبت به ستم‌گران تحمّل فرمودند. حتّی مصادرۀ کلّیّۀ متعلّقات دنیوی‌شان خاطر آن حضرت را نیازرد. این پرسش ممکن است برای هر ناظری مطرح ‌شود که نفسی با محبّت تام نسبت به دیگران و در حالی که همواره مورد حمد و ستایش عمومی بوده، به نیکوکاری و بلندنظری اشتهار داشته و به دنبال هیچ قدرت سیاسی نبوده چرا می‌باید هدف چنین خصومت‌‌هایی واقع گردد. دلیل مصائب وارده بر آن حضرت برای کسانی که با روال تاریخ آشنایی دارند البتّه کاملاً روشن می‌باشد. ظهور پیامبران الهی در جهان بدون استثنا با مخالفت‌های شدید و خشونت‌بارِ صاحبان قدرت همراه بوده است. امّا نور حقیقت خاموش‌ شدنی نیست و بنا بر این در زندگی این هیاکل فرابشری می‌توان فداکاری، شجاعت و دیگر اعمالی را مشاهده نمود که گواه اقوال‌شان است، نکته‌ای که در هر مرحله از حیات حضرت بهاءالله نیز عیان و آشکار می‌باشد. حضرت بهاءالله علی‌رغم سختی‌ها‌ و مشقّت‌های بی‌پایان هرگز سکوت اختیار نکردند و به نزول کلام‌ مقتدر و نافذ الهی خود ادامه دادند — کلامی که با بصیرت دردهای عالم را تشخیص داد و درمان را تجویز نمود، کلامی که حامل عدالت بود و سلاطین و امرا را به وجود قوایی که بالمآل آنان را از سریر قدرت خواهد انداخت هشدار داد، کلماتی که روح را به اهتزاز آرد، منقلب و مصمّم نماید تا خویشتن را از خارستان نفس و هوی رها سازد، و کلماتی که صریح، جذّاب و مؤکّد است و می‌فرماید "لیس هذا من عندی بل من لدن عزیز علیم." در بررسی زندگی چنین شخصیّتی آیا این پرسش پیش نمی‌آید که اگر این امر از جانب خدا نیست پس چه امری را می‌توان به خدا نسبت داد؟ مربّیان تمام‌عیاری که در طول تاریخ موجب نورانیّت عالم شده‌اند میراثی از کلمات مقدّسه از خود به جای گذاشته‌اند. در کلماتی که بمثابۀ رودخانه‌ای عظیم از قلم حضرت بهاءالله جاری شده مواهبی بس وسیع و متعالی نهفته است. نفوسی که با آثار مبارکش آشنا می‌شوند اغلب در ابتدا مجذوب دعا و مناجات‌های به غایت زیبا می‌گردند که آرزوی فطری روح را برای نیایش شایستۀ خالق خود برآورده می‌سازد. در اعماق دریای کلماتش احکام و مبادی اخلاقیِ لازم برای رهایی روح انسان از غلبۀ غرایض نفسانی که درخور مقام حقیقی او نیست یافت می‌شود. در این بحر زخّار آرمان‌های پایداری را نیز می‌توان یافت که والدین می‌توانند در پرتو آن کودکان خود را نه صرفاً به مانند خود بلکه با اهدافی والا‌تر پرورش ‌دهند. تبیینات و تشریحاتی نیز وجود دارد که نقش ید غیبی را در سفر پر پیچ و خم تاریخ بشری از مراحل وحدت قبیله و وحدت ملّی به سوی مراحل بالاتری از اتّحاد آشکار می‌نماید. ادیان مختلف را بمنزلۀ مراحل توسعۀ یک حقیقیت واحد توصیف می‌کند که با مبدئی مشترک و هدفی مشترک با هم مرتبط‌اند، هدف تقلیب حیات باطنی و شرایط ظاهری نوع بشر. تعالیم حضرت بهاءالله به شرافت روح انسان گواهی می‌دهد. اجتماع مورد نظر حضرت بهاءالله اجتماعی است در شأن آن شرافت و مبتنی بر اصولی که آن شرافت را حفظ و تقویت می‌نماید. آن حضرت یگانگی نوع بشر را محور حیات جمعی قرار داده تساوی زن و مرد را صریحاً تأکید می‌فرمایند. نیرو‌های به ظاهر متضادّ عصر حاضر را چون علم و دین، وحدت و کثرت، آزادی و نظم، حقوق فردی و مسئولیّت‌های اجتماعی با هم سازش می‌دهند. در میان عظیم‌ترین ارمغان‌های آن حضرت اصل عدالت است که در قالب مؤسّساتی ظاهر می‌گردد که نقطۀ نظرشان پیشرفت و تعالی همۀ مردمان می‌باشد. حضرت بهاءالله خود گواهی می‌دهند که "آنچه سبب اختلاف و فساد و نفاق است از کتاب محو نمودیم" و هم‌زمان "آنچه علّت الفت و اتّحاد و اتّفاقست ثبت فرمودیم". آیا این پرسش پیش نمی‌آید که پاسخ شایسته به چنین ارمغانی چه خواهد بود؟
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 912
پیام بیت‌العدل اعظم مورّخ 8 اوت 2017 به مناسبت صعود جناب دکتر محمّد افنان
«از استماع خبر صعود یار محبوب، جناب محمّد افنان، خادم برازندۀ جمال قدم و سلالۀ محترم عائلۀ جلیله حضرت ربّ اعلی، عمیقاً محزون شدیم. خدمات بی‌مثیل ایشان در طول ده ها سال به امر مبارک – در ادارۀ امور امریه در مهد امرالله، در افزودن به غنای تحقیقات امریه، و، به طور اخصّ، در مطالعۀ آثار مبارکۀ حضرت ربّ اعلی – که با جدّیت، حکمت، و تواضع بی حصر و حدّ صورت می‌گرفت برجسته و ممتاز بود. در تقدیم خدمات به امر الهی در مرکز جهانی بهائی، ایشان مشارکتی ارزشمند و جاودانی در دارالتّحقیق بین‌المللی داشتند. با همسر عزیزشان، مهری خانم، فرزندان، و دیگر اعضاء عائله عمیقاً و با محبّت تامّ ابراز همدردی می‌نماییم و آنها را به ادعیه صمیمانه در اعتاب مقدّس برای ارتقاء روح پرفتوح ایشان در جمیع عوالم الهی و نیز آرامش قلوب آنها اطمینان می‌دهیم.» (بیت‌العدل اعظم)
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 911
پیام خطاب به احبّای مجتمع در باتامبانگ-کامبوج
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به احبّای مجتمع در باتامبانگ-کامبوج به مناسبت افتتاح مشرق‌الاذکار(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی) ۱ سپتامبر ۲۰۱۷ دوستان عزیز و محبوب، هنوز یک سال از زمان بزرگداشت اتمام بنای آخرین مشرق‌الاذکار قارّه‌ای نگذشته که صبح جدیدی در توسعۀ مؤسّسۀ مشرق‌الاذکار دمیده است. شما در محلّ تجلّی این صبح جدید جمع شده‌اید، یعنی مقرّ اوّلین مشرق‌الاذکار محلّی، بنیانی که آغاز مرحله‌ای است که اکنون در افق طالع گشته. افتتاح این بنای بی‌نظیر فرصتی است تاریخی و نویدبخش تأسیس مشرق‌الاذکارهای بی‌شمار محلّی و ملّی در تبعیّت از حکم حضرت بهاءالله نازل در کتاب مستطاب اقدس که می‌فرمایند "عمّروا بیوتاً بأکمل ما یمکن فی الامکان باسم مالک الأدیان فی البلدان." بس برازنده و شایسته است که گرامی‌داشتِ این لحظۀ خاصّ تاریخی در منطقه‌ای صورت می‌گیرد که ارتباطی دیرینه و افتخارآمیز با امر الهی دارد، چه که حتّی در زمان حیات حضرت بهاءالله پیام مبارکش تا نواحی جنوب شرقی آسیا رسیده بود، پیامی که همۀ مردمان را به فعّالیّت در راه صلح و اتّحاد دعوت ‌می‌نمود و البتّه لزوم و فوریّتش نهایتاً در طیّ سال‌های متمادی بعد شدّت یافته است. آیا عدم اتّحاد موجب شدّت بحران‌ها و اختلافاتی نیست که جهان را مبتلا ساخته است؟ آیا عدم اتّحاد رنج و مشقّاتی را که بسیاری از مردمان با آن مواجهند تشدید ننموده است؟ الحمد لله که مردمان پاک‌دل کشور کامبوج که خود مصائب زیادی متحمّل شده‌اند با چنین اشتیاقی به دعوت جمال قدم پاسخ می‌گویند. آنان مجدّانه می‌کوشند تا به مدد نیروی اتّحاد، نفوس را با آموزش مادّی و معنوی تعالی بخشند و مردمان را قادر ‌سازند تا قابلیّت خدمت را در خود پروش دهند. احبّای کامبوج براستی جزو نفوسی کوشا و پیشرو در مرزهای یادگیری عالم بهائی برای ایجاد جوامعی استوار بر بنیانی پایدار هستند. بدین ترتیب بنای مشرق‌الاذکار در باتامبانگ، شاهدی است از درخشش تابان نور ایمان در قلوب احبّای آن سامان. نقشۀ این بنا که کار یک معمار ماهر از اهالی کامبوج است وقار و زیبایی فرهنگ آن ملّت را بازتاب می‌کند‌؛ فنون جدید در آن به کار برده شده ولی با طرح‌های سنّتی منطقه در هم آمیخته است و به یقین متعلّق به سرزمینی است که از آن برخاسته است. این معبد حتّی قبل از افتتاحش موفّق شده آگاهی کسانی را که در ظلّ آن ساکنند در بارۀ موضوعی که جزو لاینفکّ مشرق‌الاذکار است، یعنی جدایی‌ناپذیری عبادت و خدمت در حیات جامعه، افزایش دهد و درک بیشتری را نسبت به اهمّیّت اتّحاد به وجود آورَد که حال با عبادت به صورت جمعی در درون مشرق‌الاذکار تقویت خواهد شد. ظهور این بنیان رفیع محرّکی است برای کوشش در پرورش جوامعی که امتیازشان اتّکا بر کمالات روحانی است، بنیانی که با اهدافی والا توسّط مردمانی شریف بنا گردیده است. اکنون که این معبد جلیل درهای خود را به روی ساکنان باتامبانگ و فراتر می‌گشاید، از درگاه جمال ابهی ملتمسیم که ابواب برکات آسمانی بیش از پیش به روی این منطقه مفتوح گردد. امید چنان است که نفوسی که به این بنای عظیم الشّأن وارد می‌شوند روح‌شان به اهتزار آید، عبادت خدای یکتا موجب تقویت پیوند مهر و عطوفت در بین آنان گردد، و محبّت‌شان را نسبت به خداوند از طریق خدمت به اطرافیان ابراز دارند. در این مقطع زمان بیان مبارک حضرت بهاءالله را به خاطر می‌آوریم که می‌فرمایند "طوبی از برای نفوسی که در مشرق الاذکار به ذکر مولی الأخیار مشغولند طوبی از برای نفوسی که بر خدمت آن بیت قائمند و طوبی از برای نفوسی که سبب عمار آن بیت شده‌اند." [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 910
پیام ۶ اوت ۲۰۱۷
۷ شهرالکمال ۱۷۴ ۶ اوت ۲۰۱۷ ارسال از طریق الکترونیکی جناب … ایالات متّحدۀ امریکا دوست عزیز روحانی، لطفاً مطالب ذیل را به خانم … ابلاغ فرمایید. ‌مرقومۀ آن خواهر گرامی و درخواست هدایت در مورد چگونگی بزرگداشت دویستمین سالگرد میلاد جمال اقدس ابهی در ایران در تاریخ‌ ۳۰ مه ۲۰۱۷ به بیت العدل اعظم واصل گشت. مقرّر فرمودند به شرح ذیل مرقوم گردد. نامۀ پر مهر شما که مشحون از عواطف لطیفه و روح تمسّک به عهد و میثاق الهی می‌باشد مشام جان و روان را معطّر و معنبر نمود. الحمد لله علاقه‌مند خدمت به امر مبارک و به وطن مألوف هستید و ترویج مصالح امریّه و گسترش رفاه همگانی و عبودیّت محضۀ آستان مقدّسش را مدّ نظر دارید. بهائیان ممتحن آن دیار، در طیّ چند دهۀ گذشته شاهد بحران‌های متعدّد بوده‌ و مانند زر خالص در آتش امتحانات پی در پی رخ برافروخته‌ و گوی سبقت را در میدان استقامت ربوده‌اند. درک کامل اثرات قوای روحانیّۀ منبعثه از این ثبوت و رسوخ و تحمّل این شداید و بلایا آسان نیست. از یک طرف سبب شده است که پیروان جمال مبارک در سایر نقاط جهان با شور و هیجانی بس شدیدتر به خدمت در سبیل حقّ و در راه پیشرفت تمدّن به پا خیزند. از طرف دیگر فصل جدیدی در نگرش هم‌وطنان شما نسبت به این آیین نازنین الهی گشوده است. بیداری ایرانیان شریف نسبت به هویّت و موقعیّت جامعۀ بهائی و قیام چشم‌گیر آنان به قصد دفاع از حقوق حقّۀ آن مظلومان چه در درون و چه در خارج از کشور، هم‌دلی و حمایت آنان نسبت به مظالم وارده، علاقۀ رو به افزایش‌ آنان به آشنایی با حقایق و تاریخ امر مبارک، و هم‌بستگی آنان با شهروندان بهائی آن سرزمین در جهت بنای اجتماعی متنوّع و متّحد نمونه‌هایی از پیروزی‌هایی است که در پرتو تأییدات ملکوتی محقّق گردیده است. ملاحظه فرمایید که آنچه به زعم متعصّبین به نیّتِ ذلّت و خمودت امر مبارک انجام شد چطور سبب آگاهی و بیداری وجدان در موطن جمال قدم و موجب احترام و اعتماد همگان نسبت به آن دوستان فداکار گشته است. آن خواهر محترم باید اطمینان داشته باشند که امر الله مآلاً محفوظ و تحقّق کلّیّۀ وعود الهیّه امری است محتوم. دویستمین سالگرد میلاد حضرت بهاءالله فرصتی گران‌بها برای عاشقان جمال اقدس ابهی است تا با گفتگو در بارۀ ظهور، مقام و زندگی پیامبر الهی برای این عصر مشعشع یزدانی و شرح اثرات سازندۀ تعالیم وحدت‌بخش آن حضرت در سراسر عالم، قلوب را به نور امید و شادمانی منوّر سازند. این قبیل اقدامات در ایران البتّه باید با رعایت کامل حکمت، با در نظر گرفتن حرمت شرایط محلّ اقامت از طریق اقدامات فردی و جمعی ولی بدون تحریک احساسات عمومی انجام شود. هر فرد و هر خادم مؤمن باید شرایط خود را بسنجد تا در صورت امکان تعداد هرچه بیشتری از اقوام، دوستان، همسایگان، همکاران و آشنایان‌ خود را از ظهور نفس مقدّسی که از میان هم‌وطنان‌‌شان برخاسته است مطّلع سازد، نفسی که پیام مبارک او حال سرلوحۀ زندگی فردی و اجتماعی تعداد کثیری از مردم عالم از هر قوم، قبیله و نژاد و رنگی می‌باشد. معهد اعلی در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن خواهر محترم و دیگر عزیزان دل و جانِ آن خطّۀ مبارک به دعا و مناجات مشغول و موفّقیّت بیش از پیش یک‌ یک را در خدمت به آستان غنیّ متعال در این سالیان پرافتتان مسئلت می‌نمایند. با تقدیـم تحیّات دارالانشاء بیت العدل اعظم
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 880
پیام ١٨ اردیبهشت ١٣٩٦
١٢ شهرالجمال ١٧٤ ١٨ اردیبهشت ١٣٩٦ احبّای عزیز الهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند نهمین سال مسجونیّت اعضای محترم سابق هیئت یاران در حالی رو به اتمام است که آن عزیزان هم‌چنان از حقوق اوّلیّۀ انسانی خود محرومند. جمع کثیری در ایران و جهان منتظر پایان این محکومیّت طولانی و غیر قانونی هستند. اگرچه تعدادی از خادمین ارجمند مؤسّسۀ علمی بعد از چندین سال حبسِ غیر عادلانه آزاد شده‌اند ولی بعضی هنوز در زندانند و برخی دیگر به عناوین مختلف گرفتار رنج و حرمان. مروّجين علم و دانش که تأسیس و تداوم فعّالیّت این مؤسّسه را از جمله درخشان‌ترین ابتکارات در راه استقامت سازنده می‌دانند خواستار رفع ممانعت تحصیلی جوانان بهائی ایران می‌باشند. در حقیقت همگی شما عزیزان از بهائیان قدیم گرفته تا مؤمنین جدید هر یک به نحوی دچار جور و جفای مغرضین جاهل و ظلم و ستم متعصّبین غافل هستید. سیاست خفقان اقتصادی علیه شما به بهانه‌های مختلف اعمال می‌شود. تحقیر دانش‌آموزان در مدارس و اخراج دانشجویان از دانشگاه‌ها کماکان ادامه دارد. حملات ظالمانه به منازل و به دنبال آن غصب اموال، بازداشت افراد، اخذ وثیقه‌های سنگین، و صدور احکام بی‌اساس هم‌چنان در جریان است. تبلیغات سوء و وسیعِ رسانه‌های عمومیِ وابسته به دوایر رسمی و ساختن فیلم‌های افتراآمیز جهت تشویش اذهان عمومی علیه جمعی هم‌وطن‌ مرتّباً افزایش می‌یابد. این تبعیضات و این بی‌عدالتی‌ها نسبت به شهروندانی قانون‌مند روال کار برخی از مسئولین امور است که مدّعی اجرای عدالت اسلامی می‌باشند. پوچی ادّعاهای ظالمین بر همگان روشن و مبرهن گشته است. بعضی از وقایع‌ سال پیش جای هیچ شک و شبهه‌ای برای ایرانیان و مردم جهان باقی نگذاشته است که تعصّبات خشک مذهبی و ملاحظات دنیویِ برخی از مراجع دینی انگیزۀ واقعی همۀ مخالفت‌ها و ستم‌های وارده بر بهائیان است. نمایندگان مملکت در مجامع بین‌المللی دیگر قادر به انکار ماهیّت عقیدتی این تبعیضات نیستند. متصدّیان امور که جوابی قانع‌کننده برای چنین رفتار غیر معقول ندارند و به ضرر و زیان سیاست‌های تنگ‌نظرانۀ خود برای شهرت و اعتبار بین‌المللی ایران هم اهمّیّت نمی‌دهند از پاسخ صادقانه به این سؤال نیز عاجز مانده‌اند که دلیل اصلی نگرانی‌شان از وجود یک جامعۀ بهائی فعّال در آن سرزمین چیست. اقدامات وسیع چند ماه آینده نشان خواهد داد که تودۀ عظیمی از مردم جهان در هزاران هزار نقطه در سراسر گیتی با چه سرور و نشاطی مراسم بزرگداشت دویستمین سال تولّد حضرت بهاءالله را برگزار می‌کنند و با چه امید و اعتمادی در بارۀ طرق خدمت در راه بنای جوامعی پویا به مشورت و تعمّق می‌پردازند. هم‌وطنان عزیز شما با شنیدن این اخبار ملاحظه خواهند نمود که اگرچه بهائیان در زادگاه این آیین، گرفتار چنین تعصّبات شدیدی هستند امّا دیدگاه و اصول بهائی در دیگر نقاط عالم مورد تحسین و قدردانی فراوان می‌باشد. نمونه‌ای از این قدردانی‌ها پیام اخیر رئیس جمهور محترم یکی از پرجمعیّت‌ترین کشورهای دنیا در آغاز دویستمین سال میلاد فرخندۀ حضرت بهاءالله است که از شهروندان خود علناً دعوت نموده تا در حیات و تعالیم وحدت‌بخش آن حضرت تعمّق نمایند. ستایش‌ مردم جهان از اهداف و تعالیم این نهضت روحانیِ جهانی که از سرزمین مقدّس ایران برخاسته البتّه موجب افتخار همۀ ایرانیان پاک‌دل است. دوستان محبوب، نفوسِ مغرور به قدرت‌ زودگذرِ این عالم که از قوای معنوی دعای سحرگاهی مظلومان و از اثرات آه جان‌سوز ستم‌دیدگان بی‌خبرند به زعم باطل خویش می‌پندارند که در سرکوبی جامعۀ اسم اعظم در آن سرزمین بالاخره موفّق خواهند شد. امّا مشاهده فرمایید که در چند دهۀ گذشته به خصوص در ده سال اخیر، بیداری ایرانیان شریف نسبت به هویّت و موقعیّت جامعۀ بهائی، هم‌دلی آنان نسبت به مظالم وارده و هم‌بستگی آنان با شما در جهت بنای اجتماعی متنوّع و متّحد چه فرصت‌های گران‌بهایی برای همکاری فراهم آورده است. پس با ایمان به مقدّرات الهی و با اطمینان به تسلّط کامل مشیّت ربّانی و با الهام از آثار بهائی به مساعی خود در راه ترویج الفت و محبّت و برابری و اخوّت که شالودۀ حقیقی عزّت و پیشرفت ایران است ادامه دهید و به استمرار نزول تأییدات الهی و فرارسیدن حتمی روز خجستۀ آزادی و آسایش مطمئن باشید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 878
پیام رضوان ٢۰۱۷
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان رضوان ۲۰۱۷ میلادی (۱۷۴ بدیع) (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی) ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، قیام جامعۀ اسم اعظم را در میدان خدمت ملاحظه نمایید! تنها یک سال بعد از شروع نقشۀ جدید، گزارش‌های واصله از وسعت مجهودات و آغاز موفّقیّت‌ها حکایت می‌کند. سرعت بخشیدن به پیشرفت پنج هزار برنامۀ رشد مستلزم کوششی کاملاً بی‌سابقه است. تعداد کثیری از دوستان با درکی قاطع از اصول بنیادین نقشه بر حسب نیازهای آن عمل نموده جدّیّت و فداکاری خود را در کیفیّت اقدامات خویش نشان می‌دهند. بر طبق پیش‌بینی قبلی، بعضی از برنامه‌های فشردۀ رشد که برای مدّتی مدید تداوم داشته‌اند حال گنجینه‌ای از معلومات و ذخیره‌ای از منابع شده، نواحی اطراف خود را حمایت نموده، انتشار سریع بینش و تجربه را تسهیل می‌نمایند. مراکز فعّالیّت‌ فشرده، آن محلّه‌ها و روستا‌هایی که کار جامعه‌سازی در آن تمرکز بیشتری دارند، میادین مستعدّی را برای تقلیب جمعی فراهم می‌آورند. سپاه گسترده و پرشورِ اعضای هیئت معاونت و مساعدین‌شان مشوّق مجهودات دوستان بوده به آنان کمک می‌کنند که چگونه فرایند رشد را در موقعیّت‌های گوناگون به پیش ببرند و رویکردهایی متناسب با شرایطِ هر محدودۀ جغرافیایی بیابند. شوراهای منطقه‌ای بهائی با حمایت محافل روحانی ملّی می‌آموزند که چگونه می‌توان پیشرفت نقشه را هم‌زمان در طیفی از محدوده‌های جغرافیایی سرعت بخشید. این وظیفه در بعضی کشورهای کوچک که شورای منطقه‌ای وجود ندارد توسّط نهادهای جدیدی در سطح ملّی انجام می‌گیرد. گرچه همان طور که از هر فرایند ارگانیک انتظار می‌رود پیشرفت سریع حاصل در بعضی نقاط در دیگر مناطق هنوز ظاهر نشده است ولی تعداد کلّ برنامه‌های فشردۀ رشد در جهان هم‌اکنون در حال افزایش است. به علاوه، مشاهدۀ افزایش قابل ملاحظۀ میزان مشارکت در فعّالیّت‌ها در طیّ چهار دورۀ اوّل نقشه موجب سرور این مشتاقان است. بدین ترتیب علایم دست‌آوردهای سال جاری به سختی می‌تواند نویدبخش‌تر از این باشد و براستی چه ارمغانی به حضور حضرت بهاءالله در دویستمین سال ولادت آن حضرت می‌تواند شایسته‌تر از جهد بلیغ عزیزانش در اتّساع حیطۀ امر مبارکش باشد؟ بنا بر این اوّلین جشن از دویستمین سنۀ میلادین که عالم بهائی برگزار می‌نماید ایّامی است بس شورانگیز و نشانه‌ای از مغتنم‌ترین فرصت جهان‌شمولی که تا به حال برای مرتبط ساختن قلوب با جمال اقدس ابهی پیش آمده است. امید چنان‌که در ماه‌های آینده همگی با توجّه به این موقعیّت گران‌بها، فرصت‌های موجود در هر فضایی را با هشیاری غنیمت شمرده عموم را با حیات و رسالت اعلای حضرت بهاءالله آشنا سازند. برای استفادۀ کامل از فرصت‌های تبلیغی موجود در عالم بهائی گفتگوهای ممکن با هر فردی از افراد باید خلّاقانه مورد تأمّل قرار گیرد. در این چنین گفتگوهای هدف‌مندی ادراک افزایش می‌یابد، قلوب منشرح می‌شود و در مواردی تقلیب بغتتاً ایجاد می‌گردد. همگی به انجام این وظیفۀ ارزشمند دعوت می‌شوند و هیچ‌ کس نباید خود را از شادمانی حاصله از این خدمت محروم نماید. از آستان مبارک حضرت محبوب عالمیان رجا می‌نماییم که امسال تماماً سرشار از سرورِ منبعث از آگاه نمودن نفوسی از طلوع یوم الله باشد، سروری که پاک‌ترین و شیرین‌ترین سرورها است. سردرگمی، بی‌اعتمادی و ابهامات حاکم بر جهان به تعهّداتی که اجرای آن وظیفۀ جمیع مؤمنین می‌باشد فوریّت بیشتری می‌بخشد. دوستان باید براستی از هر فرصتی استفاده کنند تا نوری برافروزند که بتواند راه را روشنی، مضطرب را اطمینان و ناامید را امیدواری بخشد. اندرز حضرت ولیّ‌امرالله به زبان انگلیسی خطاب به یک جامعۀ بهائی را که گویی برای زمان ما بیان شده به خاطر می‌آوریم که می‌فرمایند "هر چه تار و پود اجتماع کنونی تحت تأثیر فشار مصائب و بلایای مستولیّه دچار سستی و از هم گسیختگی بیشتری گردد و هر چه بروز شکاف‌ها به گسستگی‌ها سرعت بخشد و جدایی ملّت از ملّت، طبقه از طبقه، نژاد از نژاد، و کیش از کیش مضاعف گردد، مجریان نقشۀ الهی باید با انسجام بیشتری در حیات روحانی و اقدامات اداری خویش معیار والاتری از مجهودات منظّم، از تعاون و تعاضد و از پیشرفت هماهنگ در مشروعات ‌جمعی خود نشان دهند." حضرت شوقی افندی که همواره بر اهمّیّت روحانی امور امری و عزم جزمی که احبّا باید با آن وظایف مقدّسۀ خویش را انجام ‌دهند تأکید می‌فرمودند هم‌چنین در مورد مداخله در مشاجرات سیاسی بحث‌انگیز، درگیری‌ها، و جرّ و بحث‌ها انذار فرموده و در مقامی دیگر احبّا را در بیانی به زبان انگلیسی هشدار می‌دهند تا "بر هر گونه خاصّ‌گرایی و تحزّب‌، مجادلات بیهوده، محاسبات واهی و تمایلات زودگذر که چهرۀ جهانی در حال تحوّل را آشفته و توجّه آن را به خود مشغول می‌دارد، فایق آیند." این مشاجرات چون ترشّحات و کف‌های لاینفکّ امواجی است که پی در پی اجتماعی عاصی و غیر متّحد را مغشوش می‌سازد. دل‌مشغولی به عواملی که متشتّت‌کنندۀ افکارند زیان‌های فراوانی به دنبال دارد. همان طور که پیروان حضرت بهاءالله به خوبی واقفند، رفاه نهایی عالم انسانی مستلزم آن است که نوع بشر از تفاوت‌های موجود فراتر رفته وحدت خود را به نحوی استوار تثبیت نماید. هدف بهائیان از هر کمکی به حیات اجتماع خود، ترویج وحدت و یگانگی است و هر یک از مجهودات جامعه‌سازی نیز به همین منظور صورت می‌گیرد. برای کسانی که از نفاق و اختلاف خسته شده‌اند، جوامعی که در سایۀ اسم اعظم نضج می‌گیرند مثالی است قدرت‌مند از آنچه که از طریق اتّحاد می‌توان به آن توفیق یافت.
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 877
پیام نوروز ۱۳۹۶
نوروز ۱۳۹۶ پیروان حضرت بهاءالله در مهد امر الله ملاحظه فرمایند حلول عید سعید نوروز و فرارسیدن بهار جان‌فزا را به شما بندگان طلعت ابهی و عزیزان باوفای حضرت عبدالبهاء تبریک و تهنیت می‌گوییم. امید چنان است که تجدید حیات طبیعت و وصول اخبار مسرّت‌بخش پیشرفت و تقدّم امر الله جان و روان آن خسته‌دلان را لطافت و طراوتی تازه بخشد. نوروز ۱۳۹۶ آغاز دویستمین سال میلاد حضرت بهاءالله در شهر مقدّس طهران است، سالی که بهائیان جهان به همراه دیگر علاقه‌مندانِ صلح و اخوّت عظمتِ رسالت آن حضرت را برای تأسیس وحدت عالم انسانی جشن خواهند گرفت. جمّ غفیری در شهرها و روستاها و بسیاری از هنرمندان، ادبا، شعرا، رهبران، اساتید و دیگر اندیشمندان در گوشه و کنار عالم بر طبق ذوق و ابتکار خویش آن نقطۀ عطف مهم در تاریخ نوع بشر را ارج نهاده ارمغان ظهور حضرتش را گرامی خواهند داشت، ارمغانی که مفهوم جدیدی از دین و هم‌چنین بینش روشنی از یگانگی نوع بشر و رهنمون‌های لازم برای تحقّق آن را در بر دارد. چه نیکو است که بسیاری از هم‌وطنان منصف و مستعدّ شما حال بر خود می‌بالند که آن شخص بزرگوار فرزند خاک پاک ایران است و به خاطر این انتساب مبارک هم‌اکنون در سراسر دنیا کشور ایران مقدّس شمرده شده و نوروز فیروز سالیانه جشن گرفته می‌شود. اشواق قلبی و ادعیۀ خالصانۀ این مشتاقان همواره متوجّه شما مقرّبان درگاه کبریا است. الحمد لله که با تأییدات ملأ اعلی به ایرانیان و جهانیان نشان داده‌اید که علی‌رغم ظلم و ستم‌های بی‌شماری که از طرف متعصّبین بی‌انصاف مستمرّاً بر شما وارد می‌شود، با حکمت و شجاعت و مظلومیّتِ تام در راه محبّت به نوع انسان و نشر نفحاتِ وحدت می‌کوشید و از هیچ فرد و یا مقامی بغض و کینه‌ای در دل نداشته و ندارید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 876
پیام ١ مارس ٢٠١٧
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی) ١ مارس ٢٠١٧ دوستان عزیز و محبوب، در جهانی بیش از پیش به هم وابسته، شرایط اجتماعی همۀ مردمان مورد توجّه بیشتری قرار می‌گیرد و اوضاع هر یک نمایان‌تر می‌شود. با وجود پیشرفت‌هایی امیدبخش هنوز مسائل بسیاری هست که باید بر وجدان نوع بشر سنگینی نماید. نابرابری، تبعیض، و استثمار آفت جان بشریّت است و در مقابل درمان‌های تجویزیِ طرح‌های سیاسی مختلف مقاوم به نظر می‌رسد. ضربات اقتصادیِ این مصائب منجرّ به درد و رنجی ماندگار برای جمع کثیری گردیده و نقایص عمیق تثبیت شده‌ای را نیز در ساختار اجتماع به وجود آورده است. هر نفسی که قلبش مجذوب تعالیم جمال مبارک شده باشد نمی‌تواند نسبت به این عواقب بی‌تفاوت بماند. حضرت بهاءالله در لوح دنیا می‌فرمایند، "عالم منقلب است و افکار عباد مختلف. نسأل اللّه ان یزیّنهم بنور عدله و یعرّفهم ما ینفعهم فی کلّ الأحوال انّه هو الغنیّ المتعال." با تلاش جامعۀ بهائی برای کمک به بهبود اوضاع جهان، در سطح اندیشه و عمل، شرایط نامساعدی که بسیاری از مردم دنیا تجربه می‌کنند توجّه روزافزون جامعه را به خود معطوف خواهد داشت. رفاه هر بخشی از مردم جهان به نحوی جدایی‌ناپذیر با رفاه کل به هم آمیخته است. وقتی هر گروهی بدون در نظر گرفتن آسایش همسایگانش تنها به رفاه خود ‌اندیشد و یا منافع اقتصادی را بدون توجّه به تأثیرش بر محیط زیست که تأمین‌کنندۀ معاش همگان است دنبال ‌کند، حیات جمعی نوع بشر است که دست‌خوش آسیب می‌شود. پس مانعی سرسخت در راه پیشرفت هدف‌مند اجتماعی قرار دارد: حرص و منفعت‌طلبی شخصی اغلب بر رفاه همگانی غلبه می‌یابد. ثروت در مقادیری وجداناً نامعقول اندوخته می‌شود و بی‌ثباتی حاصل از آن بر اثر توزیع نامتعادلِ درآمد و امکانات، هم در بین ملّت‌ها و هم در درون ملّت‌ها، وخیم‌تر‌ می‌گردد. امّا اوضاع الزاماً نباید چنین باشد. هرچند چنین شرایطی دست‌آورد تاریخ است ولی نباید مسیر آینده را تعیین کند و حتّی اگر رویکردهای اقتصادی رایج جوابگوی نیازمندی‌های مرحلۀ نوجوانی نوع بشر بوده است قطعاً برای رفع احتیاجات دوران طلوع عصر بلوغ او نارسا خواهد بود. هیچ دلیلی برای تداوم بخشیدن به ساختارها، قوانین، و سیستم‌هایی که آشکارا از تأمین منافع همگان عاجز است قابل توجیه نیست. تعالیم دیانت بهائی جایی برای شک و شبهه باقی نگذاشته است که کسب، توزیع و استفاده از ثروت و منابع، بُعدی اخلاقی در بر دارد. تنش‌های حاصل از فرایند طویل‌ المدّتِ انتقال از جهانی پراختلاف به جهانی متّحد در روابط بین‌المللی و هم‌چنین در عمیق‌تر شدن شکاف‌هایی که بر جوامع بزرگ و کوچک اثر می‌گذارد احساس می‌شود. با مشاهدۀ نقص گسترده در شیوه‌های فکری متداول، عالم بشری به شدّت نیازمند یک نظام اخلاقی مشترک است یعنی یک چارچوب قابل اعتماد برای حلّ و فصل بحران‌هایی که هم‌چون ابرهای طوفان‌زا غلیظ‌تر می‌گردد. بینش حضرت بهاءالله بسیاری از پیش‌فرض‌هایی را که مجازند گفتمان معاصر را شکل ‌‌دهند به چالش می‌کشد از جمله اینکه منفعت‌طلبی شخصی مروّج رفاه است و نه تنها نباید به هیچ وجه محدود شود بلکه ابراز آن از طریق رقابت‌های بی‌امان شرط پیشرفت می‌باشد. افکار بهائی با سنجش ارزش افراد بر حسب میزان ثروتی که می‌توانند ذخیره کنند و یا بر اساس مقدار کالای بیشتری که نسبت به دیگران می‌توانند مصرف نمایند مطلقاً سازگاری ندارد. امّا از سوی دیگر تعالیم بهائی با نفی همه‌جانبۀ ثروت و آن را ذاتاً نامطبوع و غیر اخلاقی شمردن موافق نیست و ریاضت را نیز منع می‌نماید. ثروت باید به بشریّت خدمت کند، استفاده از آن ‌باید با اصول روحانی هم‌خوان باشد، و سیستم‌ها در پرتو این اصول باید ایجاد شود. به فرمودۀ حضرت بهاءالله، "هیچ نوری به نور عدل معادله نمی‌نماید. آنست سبب نظم عالم و راحت امم." هرچند حضرت بهاءالله در آثار مبارکۀ خود جزئیّات یک نظام اقتصادی را ارائه نفرموده‌اند ولی سازمان‌دهی مجدّد و اصلاح جامعۀ بشری موضوعی است که به کرّات در تعالیم آن حضرت آمده است. بررسی این موضوع ناگزیر مسائل اقتصادی را مطرح می‌سازد. البتّه نظم آیندۀ مورد نظر حضرت بهاءالله به مراتب فراتر از تصوّرات نسل حاضر است. با این حال ظهور نهایی‌ این نظم بستگی به جهد بلیغ پیروان آن حضرت در راه اجرای تعالیم الهی در عصر حاضر دارد. با توجّه به این نکته امیدواریم توضیحات زیر موجب تأمّل اندیش‌مندانه و مستمرّ احبّای عزیز گردد. هدف آن است که بیاموزیم چگونه می‌توان به روشی مطابق با اوامر الهی در امور مادّی اجتماع مشارکت نمود و چگونه در عمل می‌توان رفاه جمعی را از طریق عدالت و سخاوت، همکاری و مساعدتِ متقابل ترویج داد.
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 873
پیام ٢٨ مهر ١٣٩۵
۵ شهرالعلم ١٧٣ ٢٨ مهر ١٣٩۵ احبّای صبور و ممتحن مهد امر الله ملاحظه فرمایند در ایّامی که برادران و خواهران روحانی شما با شعف و سرور فراوان مشغول فراهم آوردن تمهیدات لازم برای برگزاری جشنوارۀ افتتاح اوّلین امّ‌المعابد قارّۀ امریکای جنوبی بودند، خبر قتل جناب فرهنگ امیری در شهر یزد موجب حزن و اندوه عمیق این جمع گردید. کمک اهالی محل در دست‌گیری سریع یکی از مجرمین، اقدامات اوّلیّۀ مأمورین پلیس، و آمادگی وکیل مدافع برای مساعدت قانونی گویای این واقعیّت است که بخش‌های مختلف اجتماع در آن سرزمین مقدّس همگی از ظلم و ستم بیزارند و این عمل شنیع را تقبیح می‌نمایند. جدّیّت بازپرس مسئول و وعدۀ رسیدگی به این واقعۀ محزنه بر اساس تساوی کلّیّۀ شهروندان در برابر قانون خبری نویدبخش است. گزارش‌های واصله، حال این نکته را روشن می‌سازد که تعصّبات مذهبی انگیزۀ اصلی این قتل بوده است. ایرانیان روشن‌ضمیر و جامعۀ بین‌المللی اکنون مشتاق‌اند بدانند که روند اجرای عدالت چه خواهد بود و اقدامات تحریک‌آمیز و جوّ موجودی که ارتکاب چنین اعمالی را ممکن می‌سازد کی پایان خواهد یافت. خانوادۀ فرهنگ امیری در گذشتۀ ایّام در راه سقایت شجرۀ امر الهی جان نثار کرده و مظالمی فراوان متحمّل شده‌اند. آن نفس نفیس نیز خود طیّ سالیان بعد از انقلاب اسلامی صدمات متعدّدی را به خاطر انتساب به نام مبارک حضرت بهاءالله با رضایت خاطر پذیرفت و با مناعت طبع به زندگی شرافت‌مندانۀ خویش ادامه داد. انگیزۀ اعمالش اعتقاد به یگانگی نوع بشر، رفع تعصّبات، و خدمت به وطن مألوف بود. در بین همسایگان به محبّت و ملاطفت و به درایت و تواضع معروف بود و با انقطاع از امور دنیوی به امرار معاش می‌پرداخت و با احدی مشکلی نداشت. محیط خانواده‌اش مملوّ از عشق و عطوفت بود و فرزندانش را تشویق می‌کرد که زندگی خود را به زیور امانت و صداقت مزیّن نمایند. آن روح پاک و آن قلب بی‌کینه و تابناک در سنّ شصت و سه سالگی با مظلومیّت تام جان شیرین فدا کرد، علم شهادت عظمی برافراخت، در عالم بالا به بزم لقا پیوست و در ملکوت ابهی به محضر دیگر شهدای این امر نازنین از جمله پدر بزرگوار و شش تن دیگر از خویشاوندانش که همگی شصت و یک سال پیش در هرمزک یزد جان خود را در راه امر جمال اقدس ابهی فدا نمودند عزّ ورود یافت. تحیّات قلبی و مراتب تسلیت صمیمانۀ خود را به همسر عزیز، فرزندان گرامی، مادر محترم و دیگر بازماندگان آن متصاعد الی ‌الله تقدیم می‌داریم و در اعتاب مقدّسۀ علیا برای ارتقای روح پرفتوحش و هم‌چنین جهت سکون و آرامش کلّیّۀ اعضای آن خاندان مؤمن و محترم دعا می‌کنیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 872
پیام ١٤ اکتبر ٢٠١٦ خطاب به احبّای مجتمع در سانتیاگو
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به احبّای مجتمع در سانتیاگو، شیلی به مناسبت افتتاح امّ‌المعابد امریکای جنوبی (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی) ١٤ اکتبر ٢٠١٦ دوستان عزیز و محبوب، با سرور موفور، اشواق قلبی خود را به شما عزیزان در این ایّام تاریخی ابلاغ می‌داریم، ایّامی که پس از مجهودات خالصانۀ عالم بهائی شاهد توفیقی عظیم می‌باشد. فرایند بنای مشارق‌ اذکار، اقدامی که بدایت آن را در ایّام حیات جمال قدم می‌توان یافت، به مرحله‌ای رسیده است که امروز در هر یک از قارّات عالم یک امّ‌المعابد بهائی مرتفع است. سه معبد از این معابد جلیله حال در امتداد محوری سرتاسری، در قارّۀ امریکا قرار دارد که شما عزیزان اکنون در نقطۀ جنوبی آن جمع گشته‌اید زیرا که طبق خواستۀ حضرت ولیّ محبوب امر الله پایتخت شیلی بود که می‌بایست محلّ استقرار اوّلین مشرق‌الاذکار امریکای جنوبی گردد. این مشرق‌الاذکار با عظمت و شکوه و در کمال زیبایی و جلال اکنون کل را به عبادت خالق متعال و ربّ مختار و مطلع انوار دعوت می‌نماید. آیات مهیمن کتاب مستطاب اقدس خطاب به رؤسای جمهور کشورهای قارّۀ امریکا علاوه بر فرمان متین مبارک حضرت ربّ اعلی به "اهل ‏المغرب" مبنی بر قیام به نصرت امر مبارکش، این کشورها را در شمال و جنوب آن قارّۀ وسیع به افتخار و وظیفه‌ای پایدار مخصّص می‌فرماید. آن بیانات غنی و منیع ارتباط نزدیک آیین بهائی با سرزمین امریکای جنوبی را رابطه‌ای ابدی می‌سازد. با تحسین و تکریم فراوان، این مشتاقان خدمات دلیرانه و فداکاری‌های مؤمنینی را به یاد می‌آوریم که برای اوّلین بار نام مبارک حضرت بهاءالله را به این قارّه معرّفی نمودند و با عزمی جزم منبعث از دعوت الواح ملکوتی حضرت عبدالبهاء و تأکیدات حضرت شوقی ربّانی مندرج در هدایات مکرّره برای اجرای نقشه، به کشورهای امریکای لاتین مهاجرت نموده به پرورش جوامعی پرداختند که بالمآل موفّق به تشکیل محافل محلّی و نهایتاً محافل روحانی ملّی شدند — جوامعی که حضرت ولیّ‌امرالله آنها را به عنوان "هم‌کاران مجریان اصلی نقشه‌ای که میراث عظیم حضرت عبدالبهاء است" (ترجمه) خطاب فرموده‌اند. موفّقیّت در مجهودات تبلیغی در مقیاسی وسیع نمایان‌گر خلوص نیّت و بیداری روحانی ساکنان متنوّع این قارّه و آمادگی آنان برای پذیرش پیام الهی بود. یکی از چشم‌گیرترین موفّقیّت‌های آن دوران همانا اشتیاق مردمان بومی امریکای جنوبی در قبول پیام و امر مبارک حضرت بهاءالله و شناسایی قدرت کلام الهی در آزادسازی روح انسانی و تقلیب جامعۀ بشری بود. احبّای الهی در قبال چنین پیشرفت‌هایی وظیفۀ خطیر یادگیری برای حفظ تداوم فرایند ترویج و تحکیم سریع امر الله را پیش گرفتند. تمامی عالم بهائی از بینش‌های حاصله از تجارب کسب شده در این منطقه از جهان بهره‌مند شده است و مجهودات کنونی مؤمنین امریکای جنوبی در راه انتشار امر مبارک و بنای جوامعی بر بنیان روحانی همواره الهام‌بخش دیگر احبّای جهان می‌باشد. پس چقدر شایسته است که در زمانی که ملل و نحل نیم‌کرۀ غربی بیش از پیش نیازمند استفاضه از انوار تعالیم الهیّه هستند، مشعل روحانی پرقدرتی اکنون در دامنۀ سلسه کوه‌های آند در تلألو و نورافشانی کامل است. مشرق‌الاذکار "از اعظم تأسیسات عالم انسانیست" و با ملحقاتش نمایان‌گر دو جنبۀ اساسی و لاینفکّ حیات بهائی یعنی عبادت و خدمت است. در مقام نمادی پرقدرت و عنصری اساسی از مدنیّت الهی که ظهور حضرت بهاءالله همۀ اهل عالم را به سوی آن دعوت می‌نماید، مشرق‌الاذکار مرکز توجّه همگان در هر جامعه‌ای می‌گردد. حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند "مشرق‌الاذکار نفحات قدسش روح‌بخش کلّ ابرار" است. تأثیراتش براستی چنان است که می‌تواند تمامی یک قوم یا جمعیّت را به سوی احساسی عمیق از مقصد مشترک نائل گرداند. دیدگان عالم بهائی در این لحظات پرشور ناظر بر این مشرق‌الاذکار جدید التّأسیس می‌باشد و اطمینان داریم که این پیروزی که آرزویی دیرینه بوده موجب سرور و حبور کلّیّۀ احبّا در سراسر عالم خواهد شد. البتّه آنان صرفاً به فرح و شادمانی در بین خود اکتفا نخواهند کرد. شایسته است که با الهام از آنچه این بنیان عظیم ‌الشّأن به خاطر آن مرتفع گردیده سعی ‌کنند دیگران را نیز به کشف این سرور دائمی که منبعث از ذکر و ثنای الهی و خدمت به عالم انسانی است دعوت نمایند. سر تعظیم و تکریم بر آستان جمال قدم فرو می‌آوریم که پیروان مخلص خود را قادر ساخته است که چنین معبد جلیل القدری از شیشه، سنگ و نور بنا نهند که احساسات تقدیس و تنزیه را پرورش می‌دهد. این سپاس و امتنان آرزوی قلبی این جمع را برای فرارسیدن روز پرشکوهی افزون می‌نماید که موهبت داشتن مشرق‌الاذکار به هر شهر و هر دهکده عطا گردد و در این راستا با اشتیاق ابتدا ناظر به کشورهایی هستیم که در آنها مشارق اذکار ملّی و محلّی در حال تأسیس است. باشد که منظر پرشکوه آنچه جامعۀ اسم اعظم اکنون در سانتیاگو به اتمامش نائل آمده مشوّق و محرّک مؤمنین وفادار در سراسر عالم گردد تا بر شدّت و حدّت خدمات خویش به آستان جمال اقدس ابهی در راه بهبود عالم بیفزایند. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 853
( پيام بيت العدل اعظم: پیام ٢٣ ژوئن ٢٠١٦ ))
پیام ٢٣ ژوئن ٢٠١٦ 1 شهرالرّحمة ١٧٣ دوست عزیز روحانی، لطفاً مطالب ذیل را به آقایان ... و ... ابلاغ فرمایید. در تاریخ ١٢‌ مه ٢٠١٦ مکتوب آن یاران گرامی حاوی شرحی در بارۀ محدودیّت‌های اقتصادی وارده بر جامعۀ بهائی ... و سایر نقاط ایران و پرسش‌هایی در این خصوص به بیت العدل اعظم الهی واصل گشت. مقرّر فرمودند به شرح ذیل مرقوم گردد. توجّه شما به مصالح امری و آمادگی شما برای تحمّل شداید و بلایا در سبیل امرالله و تصمیم به ادامۀ اقامت در آن دیار قابل تمجید فراوان است. معهد اعلی از معضلات عدیده‌ای که مغرضین برای احبّای ستم‌دیدۀ ... و دیگر شهرها به علّت تعطیل کردن محلّ کسب و کار خود در ایّام محرّمۀ بهائی به وجود آورده‌اند کاملاً آگاهند. این اقدامات غیر قانونی از طرف بعضی از اولیای امور بدون شک بخشی از طرح موجود برای ایجاد خفقان اقتصادی در جامعۀ بهائی آن کشور است تا به زعم باطل خویش ارادۀ احبّا را تضعیف و عزم راسخ آنان را برای اقامت در ایران متزلزل سازند. جهانیان و هم‌وطنان عزیز شما اکنون بر این نکته واقفند که بهائیان با وجود فشارها و تضییقات گوناگون، به خاطر عقاید روحانی خود و با توجّه به آرمان‌های متعالی خویش در راه سر‌بلندی ایران، سکونت در وطن را بر جلای آن ترجیح داده‌‌ امیدوارند که این اقدام کمکی به ایجاد اجتماعی در آن سرزمین مقدّس بر اساس حکم قانون، عدل و انصاف، احترام به حقوق شهر‌وندی و متمایز به وحدت در کثرت ‌باشد. بر طبق منشور بین‌المللی حقوق بشر که به امضای اکثر ممالک از جمله ایران رسیده، آزادی تمسّک به اصول اعتقادی و رعایت مستلزمات آن در زندگی روزمرّه در زمرهء حقوق شهروندی افراد است. حفظ حرمت ایّام متبرّکۀ بهائی، تعطیل مشروعات امری و تأسیسات متعلّق به آحاد پیروان حضرت بهاءالله، و عدم اشتغال به کار در این ایّام از جمله فرایض اهل بهاء در سراسر عالم است و رعایت آن در نهایت وظیفه‌ای است روحانی که هر مؤمن مخلص فرداً و وجداناً موظّف به اجرای آن می‌باشد. در ممالکی که آزادی دین و عقیده محترم شمرده می‌شود بهائیان با رعایت قوانین مدنی موجود در ایّام محرّمه از کار خود دست می‌کشند، همان ‌طور که به عنوان مثال متمسّکین به مذهب شیعه در ایران در صورت تمایل با آزادی کامل در ایّام تعطیلات مذهبی خود کسب و کار را تعطیل می‌کنند. اجرای این حکم در شرایط فعلی برای بهائیان در ایران شامل نکات ذیل می‌باشد: ١ - مستخدمین بهائی در هر شغلی که هستند و هم‌چنین دانش‌آموزان، دانشجویان و دیگر محصّلین بهائی، باید از اشتغال به کار در ایّام محرّمه احتراز نمایند ولی اگر رؤسای مسئول‌ با این مسئله موافقت ننمایند آن وقت با اطاعت کامل و با وجدان آسوده می‌توانند به انجام وظیفۀ خود در آن روز ادامه ‌دهند. ٢ - صاحب‌کاران بهائی باید کار خود را در ایّام محرّمه تعطیل کنند حتّی اگر کارمندان غیر بهائی داشته باشند ولی اگر این اقدام شرایطی را ایجاد کند که انجام تمهیداتی از قبل برای تأمین احتیاجات عموم ضروری باشد، باید در انجام آن بکوشند و اولیای امور را از تمهیدات صورت گرفته و قصد تعطیل کردن کار خود مطّلع سازند. ٣ - در مواردی استثنایی نهاد‌های خصوصی متعلّق به بهائیان می‌توانند در ایّام محرّمه به کار خود ادامه دهند از قبیل مشروعاتی که خدمات اساسی جامعه را تأمین می‌کنند، به حفظ حیات و صحّت نفوس ارتباط دارند، و یا تأسیساتی که مستقیماً در زندگی روز‌مرّۀ اجتماع اطراف چنان اثر‌گذارند که تعطیل کوتاه‌مدّت آنها حتّی با انجام تمهیدات قبلی می‌تواند موجب اختلال امور ‌گردد. در این قبیل موارد احبّا مجازند خدمات مؤسّسات خود را ادامه دهند ولیکن شایسته است که با اطّلاع و مشورت مسئولین امور، میزان کار را به حدّ اقلّ لازم کاهش دهند. از جمله استثنائات دیگر البتّه زمانی است که صاحب‌کار بهائی شریک غیر بهائی داشته باشد و او مایل به ادامۀ کار در ایّام متبرّکه باشد که البتّه مجاز است ولی شریک و دیگر کارمندان بهائی از اشتغال به کار در آن روز خودداری خواهند نمود. اولیای امور از قرار مسموع در بعضی از شهر‌ها در رابطه با تعطیل کردن اماکن صنفیِ بهائیان در ایّام محرّمه خواستار تعهّداتی از طرف صاحب‌کار بهائی شده‌اند و پیشنهاداتی نیز ارائه ‌داده‌اند از قبیل تعطیل کردن محلّ کار یک روز قبل و یک روز بعد از ایّام محرّمه، روشن گذاشتن چراغ‌های مغازه بدون داشتن کارمندی برای فعّالیّت‌های تجاری، و یا حضور کارمند بدون انجام معاملات. اهل بهاء که همیشه مشتاق ابراز حسن نیّت و آمادۀ انجام امور با انعطاف‌پذیری کامل هستند البتّه می‌توانند در مشورت با دوستان مجرّب تعهّدات و یا پیشنهاداتی را که مغایر با روح تعلیم بهائی نیست بپذیرند و با تبادل نظر با دیگران و ملاحظۀ اوضاع محلّی و بدون جلب توجّه عمومی تدابیری بیاندیشند بدون اینکه خود را از موهبت رعایت اصول امری در این مورد محروم نمایند. در بارۀ اجازه گرفتن از مسئولین امور برای تعطیل مغازه‌ها در ایّام محرّمه که در شرایط دیگری پیشنهاد شده است، اگر قوانین مدوّن مدنی و صنفی در شرایطی گرفتن چنین اجازه‌ای را ایجاب می‌کند، اخذ آن البتّه لازم و وظیفۀ فرد بهائی همان خواهد بود که در بند شمارۀ یک فوق در مورد موافقت رؤسای مدارس و یا محلّ کار آمده است. ولی اگر لزوم داشتن چنین اجازه‌ای شامل حال غیر ‌بهائیان نمی‌شود و در قوانین موجود نیز پیش‌بینی نشده است کسب آن لازم به نظر نمی‌رسد چه که دالّ بر نوعی دخالت در زندگی روحانی و معنوی افراد می‌باشد. ملاحظه فرمایید که دیدگاه جامعۀ بهائی نسبت به این وظیفۀ روحانیِ فردی دیدگاهی متعادل و حاکی از آن است که بهائیان در حین انجام وظایف خود موظّف به رعایت حال اجتماع و مسئولیّت‌های اولیای امور نیز می‌باشند. لیکن در شرایط فعلیِ کشور اگرچه اکثریّت مردم و مسئولین منصف آن سرزمین با رعایت حقوق شهروندی بهائیان موافقند ولی متأسّفانه بعضی از متعصّبین با مقاصد ثانوی این مسئله را رسیدگی می‌کنند تا حیات روحانی جامعۀ قانون‌مند بهائی را که اطاعت از قوانین مملکتی یکی از اصول آیینش می‌باشد مختل ‌سازند. این گونه اقدامات هم با مفاد قوانین جمهوری اسلامی ایران و هم با ضوابط بین‌المللی مغایرت دارد. لذا ضروری است که آن عزیزان از طرفی با لحنی محترمانه و خالی از هر نوع کینه این بی‌عدالتی‌های وارده و این نقض حقّ شهروندی را به اطّلاع هم‌وطنان متشخّص و صاحب‌نظر رسانده برای پیدا کردن راه حلّی مسالمت‌آمیز با آنان مشورت و تقاضای کمک نمایند و از طرف دیگر با روشی حکیمانه و با صبر و تحمّل و علی‌رغم گوش ناشنوا، با استفاده از مجاری قانونی و دولتی و در صورت لزوم در مقامات قضایی به دادخواهی خویش ادامه دهند. در حالی‌ که به پی‌گیری احقاق حقّ شهر‌وندی خویش برای رعایت یکی از فرایض دینی فردی یعنی عدم اشتغال به کار در ایّام متبرّکه هستید با کمال محبّت و خضوع، اولیای امور را یاد‌آور شوید که بهائیان در این راه با خلوص نیّت و با صبر و برد‌باری به کوشش خود ادامه می‌دهند و اگر این مظالم را در مواردی به گوش ایرانیان و جهانیان و افراد خیرخواه و نیک‌اندیش می‌رسانند به این دلیل است که راهی جز آن برایشان باقی نمانده است. مضافاً متذکّر شوید که اگر‌چه این اطّلاع‌رسانی برای بعضی احیاناً چندان خوشایند نیست ولی راه حلّ سادۀ آن در دست مسئولین محترم است: زمانی که این تبعیضات مذهبی نسبت به بهائیان به پایان رسد البتّه دلیلی برای شکایت به هیچ فرد و مقامی باقی نخواهد ماند. رعایت حرمت ایّام محرّمه وظیفه‌ای است فردی و جامعۀ بهائی نباید در حال حاضر کسانی را که به هر دلیل موفّق به انجام این فریضۀ روحانی نمی‌شوند مورد سؤال قرار دهد. بندگان فداکار جمال اقدس ابهی در شهر ... و دیگر شهرهای ایران در این ایّام دشوار بدون شک به جان و دل خواهند کوشید تا با توکّل به قوّۀ کلمة ‌الله و قدرت میثاق و با آگاهی به اینکه درک افراد از مستلزمات رعایت اصول و حکمت متفاوت است، ناملایمات را با استقامت سازنده مواجهه نموده بیش از پیش و در کمال اتّحاد و اتّفاق به تشویق و حمایت یکدیگر پردازند و با هم‌بستگی کامل و تا حدّ امکان برای رفع زیان‌های اقتصادی وارده بر عزیزانی که آماج این ظلم و ستم واقع شده‌اند همّت نمایند. معهد اعلی در اعتاب مقدّسۀ علیا برای موفّقیّت آن برادران گرامی و هم‌چنین برای رخا و آسایش و حفظ و صیانت همۀ احبّای عزیز آن سرزمین مقدّس دعا می‌نمایند. با تقدیـم تحیّات دارالانشاء بیت العدل اعظم
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 809
پیام ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
۱۵ شهرالجمال ۱۷۳ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ احبّای عزیز کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند هشت سال از مسجونیّت اعضای سابق هیئت یاران و پنج سال از گرفتاری برخی از خادمان مؤسّسۀ علمی آزاد می‌گذرد. بازداشت‌ها، بازجویی‌ها و محاکمات مغایر موازین بین‌المللی و حتّی بر خلاف قوانین موجود مملکتی صورت گرفت. نتیجه برای یاران، صدور حکم بیست سال زندان بود که پس از چندی به ده سال تقلیل یافت و اگرچه بعضی از خادمین مؤسّسۀ علمی آزاد شده‌اند ولی تعدادی از آنان هنوز در زندان بسر می‌برند در حالی که حتّی یک روز مسجونیّتِ هر یک از‌ این بی‌گناهان هم ظلمی آشکار بوده و هست. بعضی را گمان بر آن بود که این تضییقات سبب سردرگمی و نومیدی آحاد احبّا و نهایتاً موجب ضعف عمومی بهائیان آن سرزمین خواهد شد. ولی شما پیروان باوفای جمال ‌قدم به زودی دریافتید که راه انجام امور فردی و جمعی از طریق مشورت در بین خانواده‌ها و گروه‌های کوچک به رویتان باز است. پس با ایمان به تأییدات الهی در میدان خدمات امری قائم ماندید، به تمشیت امور پرداختید و نفوسی خدوم و مجرّب نیز برای کمک به دیگران قیام نمودند؛ دانشجویان و اساتید مشتاق هم با حمایت بی‌دریغ جامعه به تلاش در راه تسهیل کسب علم و دانش ادامه دادند؛ و کلّاً اجازه ندادید که چالش‌های جدید، شما را از اهداف متعالی زندگی و ادای مسئولیّت‌های وجدانی بازدارد. شما البتّه به خوبی مطّلع‌اید که هدف ظهور حضرت بهاءالله استقرار تمدّنی لاشرقیّه و لاغربیّه در بسیط زمین است، تمدّنی که بر مبنای انسجام کامل نیازهای مادّی و معنوی نوع انسان استوار می‌باشد. هم‌چنین آگاهید که ایمان به آن حضرت سرآغاز تعهّدی برای وقف زندگی فردی و خانوادگی در راه کمک به فرایند تأسیس آن مدنیّت است و می‌دانید که تحقّق این هدف از طریق تقویت و فعّالیّت سه عامل اصلی پیشبرد تمدّن یعنی افراد، جامعه و مؤسّسات صورت می‌گیرد. از آنجایی که حفظ اصالت و جبران خسارت از جمله واکنش‌های طبیعی هر نهاد زنده و فعّال است، زمانی که ظلمت جور و جفا موجب تعطیلی مؤسّسات اداری بهائی در آن سرزمین شد شما سالکان سبیل هدی در مقام دو عامل دیگر یعنی فرد و جامعه موفّق شدید با استمداد از قوای خلّاقۀ عهد و میثاق این فقدان موقّت را تلافی نمایید. از اینرو افراد می‌کوشند تا به مدد فکری مثبت، با روحیّۀ یادگیری و قوّۀ ابتکار شخصی به انجام وظایف روحانی فردی و دیگر خدمات امری خود ادامه دهند و در این راه یکدیگر را تشویق و مساعدت ‌نمایند؛ تلاش می‌کنند تا ترویج اصول اخلاقی، پیشبرد تربیت روحانی کودکان و نوجوانان، و بسط دیگر فعّالیّت‌های جامعه‌سازی جزئی از زندگانی روزمرّۀ آنان گردد؛ مسائل گوناگونِ حیات فردی و جمعی خویش را با حفظ وحدت و اتّحاد از طریق تبادل نظر حلّ و فصل کرده و با وجود محدودیّت‌های ظالمانه، در راه امرار معاش کوشا و در امور انسان‌دوستانه پیش‌قدم و با هم‌وطنان شریف به همکاری مشغول‌اند. در مقابل تضییقات، صبورانه به استقامتِ سازندۀ خود ادامه می‌دهند، با شهامتی خردمندانه اتّهامات و افترائات پوچ و بی‌اساس را رد می‌کنند و با پی‌گیری اقدامات قانونی برای دفاع از حقوق حقّۀ خود منبع الهامی برای دیگر مردمان ستم‌دیده گشته‌اند. علی‌رغم مظالم عدیده‌ نه به انتقام‌جویی و خشونت روی می‌آورند و نه برچسب قربانی بودن را می‌پذیرند بلکه برعکس، مفتخر و سربلند، با انقطاعی بی‌نظیر، همّتی خلل‌ناپذیر، اراده‌ای آهنین و ایمانی محکم و رزین، آرمان‌های ارزشمند خود را دنبال ‌می‌نمایند. جامعه نیز آنچه در توان دارد به کار می‌گیرد تا بر تحرّک ثمربخش خود بیفزاید. جامعه‌ای پویا و در حال رشد می‌کوشد تا محیطی فراهم آورد که در آن استعدادهای درونیِ هر یک از اعضایش — اعمّ از جدید و قدیم، زن و مرد، پیر و جوان، شهرنشین و روستایی، از هر قوم و قبیله در سراسر آن سرزمین مقدّس — شکوفا گردد و قابلیّت آنان برای مشورت و اتّخاذ تصمیم و همکاری در سطح محلّی پرورش یابد تا بتوانند به نحوی مؤثّر در جهت بهبود و پیشبرد اجتماع خدمت نمایند. این جامعه می‌آموزد تا قرائتی صحیح از واقعیّات محیط داشته باشد، امکانات موجود را تشخیص دهد، از منابع خود استفاده نماید و به نیازها پاسخ گوید؛ متعهّد به گسترش فرهنگی برون‌گرا است که در آن همه با توافق کامل به تقویت قابلیّت‌ها برای تحقّق اهداف عالی آیین بهائی چون صلح و آشتی، ترویج وحدت در کثرت، استخلاص نوع بشر از یوغ جور و ستم و برقراری عدالت و انصاف مشغول‌اند و در اقدامات توسعۀ اجتماعی و اقتصادی و گفتمان‌های مفید اجتماع کوشا می‌باشند؛ جوانان را خادمان با کفایت عالم انسانی می‌داند و آنان را حمایت می‌نماید تا با اتّصاف به اخلاق شایستۀ مرضیّه و اعمال طیّبۀ طاهره، از قوای معنوی مدد گیرند و با اقدامات منظّم و پی‌گیر در میدان خدمت به عالم بشریّت جولان نمایند. در چنین جامعه‌ای، همگی به مثابه اجزای یک هیکل واحد به پیش می‌روند و تلاش می‌نمایند تا کل از منابع مادّی کافی برای ادارۀ زندگی روزمرّه و خدمات امریّۀ خود برخوردار باشند. البتّه اهل بهاء اگرچه به تحقّق نهایی مقصد دیانت بهائی در راه ضمانت رفاه مادّی و معنوی تمامی نوع بشر ایمانی راسخ دارند ولی با وقوف به نصایح الهی می‌دانند که وصول به این هدف سهل و آسان نیست و طیّ طریق برای رسیدن به سرمنزل مقصود وظیفه‌ای است دشوار که مستلزم سالیان بل قرون متمادی صبر و استقامت سازنده و از خودگذشتگی‌هایی است که تنها نیروی ایمان به قوّۀ خلّاقۀ کلمۀ الهیّه می‌تواند در انسان ایجاد کند. خیل عاشقان روی دلجوی آن دلبر حقیقی در سراسر عالم به نیروی عشق و با فداکاری‌های فراوان، هر یک در رویارویی با چالش‌های خاصّ ممالک خود برای تحقّق اهداف نقشۀ جدید پنج‌ساله در تلاش‌اند و اخبار خوش فعّالیّت‌های فردی و جمعی آنان هر روز به مرکز جهانی می‌رسد. سهم احبّای عزیز ایران در این راه از ابتدا سهمی بسیار مخصوص بوده است. تاریخ امر مبارک در ایران مشعشع است و بهائیان جان‌فشان آن سامان از بدو ظهورِ این آیین تا به امروز از جان و مال و راحت و آسایش و دیگر تعلّقات دنیوی گذشته در خدمت به امر حضرت یزدان زندان را ایوان پنداشته‌، زحمت را رحمت شمرده و جور و جفا را با صبر و وفا پاسخ داده‌اند و اگرچه از آزادی کامل چون هم‌کیشان خود در دیگر ممالک عالم برخوردار نبوده و نیستند ولی همگی چه مسجون و چه آزاد، با مساعی خستگی‌ناپذیر خویش در راه اجرای نوایای مرکز امر الهی و نقشۀ منیع ملکوتی شریک و سهیم‌اند. دوستان محبوب، با تقدیم اشواق قلبی شما را به ادعیۀ خالصانۀ مستمرّ خود در اعتاب مقدّسۀ علیا اطمینان می‌دهیم. شما نیز چون به اثمار بدیعۀ حاصله از برکات فداکاری‌های بی‌شمار خود ناظرید، از جمله اشتیاق روزافزون ایرانیانِ روشن‌ضمیر به آگاهی و پذیرش تعالیم الهی و ایجاد فضای همکاری و تشریک مساعی با هم‌وطنان عزیز در راه پیشرفت وطن مألوف، یقیناً با امید و اطمینان امکانات وسیع و درخشان آینده را نیز با دیدۀ بینش می‌نگرید و به شکرانۀ این مواهب به ساحت اقدسش شاکرید و ساجد. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 796
پيام ساحت رفيع به يكي از احبا راجع به تعطيلي محل كسب در ايام محرمه در رفسنجان ، كرمان ، جيرفت ،ساري
18شهرالنور 172، 22ژوئن 2015 دوست عزیز روحانی،شرح تضییقاتی که اخیرا بر بندگان موقن جمال اقدس ابهی در شهرهای رفسنجان،جیرفت،کرمان وساری وارد آمده موجب تاسف وتاثر عمیق معهد اعلی گردید. مقرر فرمودند به شرح زیر مرقوم گردد: طبق اطلاعات واصله عزیزان آن مناطق همانند عده ی روز افزونی از دیگر بهاییان ایران به علت تعطیل کردن محل کسب خود در ایام تعطیلات بهایی تحت فشار مضاعف مسئولین امور واقع شده اند. این اعمال غیر قانونی بدون شک بخشی از برنامه های وسیع دشمنان امر مبارک برای ایجاد محدودیتهای اقتصادی در جامعه بهایی ایران بوده وهدف آنست که به زعم باطل خود نیروی اراده احبا را تضعیف نموده وعزم راسخ آنان را برای اقامت وکسب معیشت در وطن مالوف را متزلزل سازند. احبای عزیز رفسنجان، جیرفت،کرمان وساری باید بدانند که با توجه به فعالیتهای گسترده وشدید علیه جامعه بهایی،تعطیل کردن محل کسب وکار در ایام تعطیلات امری اهمیت بیشتری می یابد زیرا موقعیتی برای پیروان جانفشان حضرت بهاالله فراهم میسازد تا بار دیگر نه تنها با تاسی به استقامت سازنده اجازه ندهند که حقوق شهروندی آنان به خاطر تعصبات جاهلیه پایمال گردد بلکه تعهد خود برای کمک به ایجاد اجتماعی پویا وپیشرو را نیز آشکار سازند. متعصبین بی انصاف از این آزار واذیت به آسانی دست برنخواهند داشت. لذا آن عزیزان باید به نحوی حکیمانه ومستمر وعلیرغم گوش ناشنوا، با صبر وتحمل واستفاده از روشهای متداول قانونی به دادخواهی خود ادامه دهند وبا لحنی محترمانه وخالی از هر نوع کینه این بی عدالتی های وارده واین نقض حقوق شهروندی خود را به اطلاع عموم رسانند. بعلاوه حائز کمال اهمیت است که اعضای جامعه بهایی به همبستگی کامل خود ادامه دهند وتا حد امکان به رفع زیانهای اقتصادی وارده بر عزیزانی که آماج این ظلم وستم واقع شده اند کمک نمایند. رعایت حکم عدم اشتغال به کار در ایام تعطیلات بهایی البته از اهمیت فراوان برخوردار بوده واگرچه با مقام ومنزلت امر مبارک در مقام دیانتی مستقل ودارای حقوق وامتیازات مختصه ی خود مستقیما خود وابسته می باشد ولی درنهایت وظیفه ای است روحانی که هر پیرو مخلص حضرت بهاالله فردا ووجدانا موظف به اجرای آن است. احبای عزیز بجز درموارد استثنایی مشخصی که قبلا تعیین شده است باید نهایت سعی خود را در انجام این وظیفه روحانی مجری دارند و متحدا متفقا آشکار سازند که هیچ عاملی اعتقادات راسخ آنان را متزلزل نخواهد کرد. در عین حال باید بدانند که اگر عضوی از اعضای جامعه به هر دلیلی موفق به اجرای این حکم محکم نشود مشمول محدودیت های اداری نخواهد شد ونباید هم اجازه داد که خدای نکرده اظهار نظر مختلف درباره این مسئله به اتحاد جامعه بهایی لطمه ای وارد آورد. درحالیکه احبای باوفای ساکن ایران با اتکا به نیروی حیات بخش ایمان وبا توکل کامل به عنایات روح بخش جمال اقدس ابهی به ادای وظائف دینی خود مشغول بوده وخواستار رفتار منصفانه اولیای امور نسبت به خود ودیگر شهروندان می باشند،وچون این خواسته ها با لجاجت وعدم رسیدگی مسئولین روبرو شده ومی شود،بیت العدل اعظم در تدارک تمهیداتی هستند تا حقایق مربوط به وقایع اخیربه گوش مردم جهان برسد که شایدجامعه جهانی وافراد خیرخواه ونیک اندیش عالم در اعتراض به این اعمال غیر انسانی قیام نمایند. معهد اعلی در اعتاب مقدسه علیا شمول عنایات وتائیدات الهیه را در حق آن سالکان سبیل عشق ووفا از درگاه ایزد متعال مسئلت مینمایند. باتقدیم تحیات
بيت العدل اعظم
   
بیانات مبارکه 781
درتبلیغ امرالله از روش مجادله و مبارزه باید بر حذر بود
"ای پسر خاک براستی میگویم غافلترین عباد کسی است که در قول مجادله نماید و بر برادر خود تفوق جوید بگو ای برادران باعمال خود را بیارائید نه باقوال" "کلمات مکنونه-حضرت بهاءالله" " مقصد از تبلیغ امرالله مبارزه و مجادله و تفوق در کلام نیست بلکه باید با عزمی جزم قیام نمود و با دعا و مناجات و تخلق باخلاقی بهائی و اظهار محبت حقیقی نسبت بجمیع نفوس بلسان شفقت در عین اعتدال مقاصد امر حضرت ذوالجلال را بر عالم و عالمیان معلوم و مکشوف ساخت" بیت العدل اعظم الهی
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 771
پیام رضوان ٢۰۱۶
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان رضوان ۲۰۱۶ میلادی (۱۷۳ بدیع) (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی) ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، با فرارسیدن سلطان اعیاد دورۀ آماده شدن برای شروع نقشۀ جهانی بعدی به پایان می‌رسد. اکنون یاران عزیز الهی را به تعهّدی جدید در پنج‌ سال آینده برای شجاعت، جدّیّت و سخاوت دعوت می‌کنیم. یاران باوفای جمال قدم مترصّد و آماده‌اند. گردهمایی‌های تشکیلاتیِ ماه‌های اخیر در سراسر عالم همگی حاکی از اشتیاق فراوان برای شروع این مشروع عظیم بوده و مستلزمات مندرج در پیام این جمع خطاب به کنفرانس مشاورین هم‌اکنون به نقشه‌های عمل قاطع تبدیل می‌شود. مجهودات دلیرانۀ ده‌ها سال جامعه را متبلور ساخته و توانایی لازم برای رشد و توسعه را به آن اعطا نموده و برای این لحظه‌ مهیّا ساخته است. علی‌الخصوص دو دهۀ گذشته به نحو قابل ملاحظه‌ای به این افزایش مطلوب در کارآیی امور سرعت بخشیده است. در این دوره، اتّخاذ یک چارچوب عملِ در حال بسط دوستان را قادر ساخته است تا مستمرّاً قابلیّت‌های اساسی را پرورش و تلطیف ‌نمایند، قابلیّت‌هایی که انجام خدمات ساده‌ای را موجب می‌شود که به نوبۀ خود به الگوهای مبسوط‌تر عمل می‌انجامد، الگوهایی که به نوبۀ خود توسعۀ قابلیّت‌هایی پیچیده‌تر را ایجاب می‌نماید. بدین ترتیب یک فرایند سیستماتیک پرورش منابع انسانی و جامعه‌سازی در هزاران محدودۀ جغرافیایی آغاز گشته و در بسیاری از آنها پیشرفت زیادی کرده است. تمرکز، تنها معطوف به افراد یا به جامعه و یا به مؤسّسات امری نبوده است بلکه قوای روحانی منبعث از بسط نقشۀ ملکوتی حضرت عبدالبهاء محرّک و مشوّق هر سه مشارکت‌کننده در شکوفایی نظم جدید جهانی می‌باشد. نشانه‌های پیشرفت این عوامل سه‌گانه بیش از پیش آشکار است: در اعتمادی که مؤمنین بی‌شماری برای بیان شرح وقایع حیات حضرت بهاءالله و مذاکره در بارۀ مفاهیم ظهور آن حضرت و عهد و پیمان بی‌مانندش کسب نموده‌اند؛ در ازدیاد تعداد نفوسی که به امر مبارک جلب گردیده و در تحقّق بخشیدن به جهان‌بینی و اصول وحدت‌بخش آن حضرت مشارکت می‌نمایند؛ در توانایی بهائیان و دوستان‌شان در سطح جامعۀ محلّی برای توصیف گویا و واضح تجارب خود از فرایندی که به تقلیب رفتار و تشکّل حیات اجتماعی می‌انجامد؛ در قیام تعداد چشم‌گیر و رو به افزایش مردم بومی کشورها که اکنون به عنوان اعضای مؤسّسات و نهادهای امری امور جوامع خود را هدایت می‌کنند؛ در تقدیم تبرّعات منظّمِ سخاوت‌مندانه و فداکارانه که برای تداوم پیشرفت امر الله جنبه‌ای حیاتی دارد؛ در شکوفایی بی‌سابقۀ ابتکار فردی و اقدام جمعی جهت حمایت از فعّالیّت‌های جامعه‌سازی؛ در شور و اشتیاق جمّ غفیری از نفوسِ از خود‌گذشته در عنفوان جوانی که مخصوصاً از طریق تعلیم و تربیت روحانی نسل‌های جوان‌تر پویایی فراوان به این مشروع بخشیده است؛ در اعتلای روح ستایش و نیایش از طریق تشکیل جلسات دعا و مناجات؛ در افزایش قابلیّت اداری بهائی در همۀ سطوح؛ در آمادگی مؤسّسات، نهادها، و افراد برای فراینداندیشی، قرائت واقعیّت‌های موجود، و برآورد منابع خود در محلّی که زندگی می‌کنند و نقشه‌ریزی بر آن اساس؛ در خصیصۀ مطالعه، مشورت، عمل، و تأمّل که اکنون همه با آن آشنا هستند و موجب نضج یک گرایش طبیعی برای یادگیری شده است؛ در افزایش درک چگونگی عملی ساختن تعالیم مبارکه از طریق اقدام اجتماعی؛ در استفاده از فرصت‌های فزاینده‌ برای ارائۀ چشم‌انداز‌های بهائی در گفتمان‌های رایج اجتماع؛ در آگاهی از اینکه جامعۀ جهانی بهائی جامعه‌ای است که در تمامی مجهوداتش به دنبال سرعت‌ بخشیدن به ظهور تمدّن الهی از طریق تجلّی نیروی قدرت اجتماع‌سازی امر مبارک است؛ و بالاخره در آگاهی فزایندۀ دوستان از اینکه تلاش‌هایشان برای ایجاد تقلیب درونی، برای گسترش دایرۀ وحدت و اتّحاد، برای همکاری با دیگران در میدان خدمت، و برای مساعدت جمعیّت‌ها تا بتوانند مسئول پیشرفت‌ روحانی و اجتماعی و اقتصادی خود باشند — همه و همه در راه تحقّق اصلاح و بهبود عالم که همانا هدف اصلی نهاد دین الهی است می‌باشد. در حالی ‌که هیچ معیاری به تنهایی نمی‌تواند میزان پیشرفت کلّی جامعۀ بهائی را به طور جامع ابراز نماید از تعداد برنامه‌های رشد موجود در محدوده‌های جغرافیاییِ سراسر جهان — که با شکر و سپاس به درگاه جمال ابهی به خاطر مواهب بی‌پایانش از ۵۰۰۰ بالغ گشته — می‌توان استنباطات زیادی نمود. زیربنایی چنین وسیع و گسترده پیش‌شرطی بود برای به عهده گرفتن مسئولیّتی که اکنون عالم بهائی با آن رو به روست یعنی تقویت فرایند رشد در هر محدودۀ جغرافیایی که چنین برنامه‌‌ای در آن شروع شده و توسعۀ بیشتر الگویی که حیات جامعه را غنی‌تر سازد. حفظ و تداوم تلاش مورد نیاز برای موفّقیّت در این امر، مسئولیّتی سخت و دشوار خواهد بود امّا نتیجۀ حاصله بالقوّه بسیار با‌اهمّیّت و حتّی گویای طلیعۀ عهدی جدید است. گام‌های کوچک اگر مرتّب و سریع باشد به طیّ مسافتی طولانی می‌انجامد. با تمرکز بر پیشرفتی که در هر محدودۀ جغرافیایی باید در مرحلۀ اوّل — مثلاً طیّ شش دورۀ فعّالیّت بین شروع نقشه و بزرگداشت دویستمین ‌سال‌روز تولّد حضرت بهاءالله — صورت گیرد نیل به اهداف‌ پنج‌ساله کاری آسان‌تر خواهد بود. در هر دورۀ‌ سه‌ماهه فرصت‌هایی برای گام‌هایی به سوی امکاناتی ذی‌قیمت موجود است، فرصت‌هایی زودگذر و بازگشت‌ناپذیر. در جهان امروز متأسّفانه علایم اشاعۀ روزافزون یک بیماری وخیمِ روح و روان به چشم می‌خورد. چقدر درخور توجّه است که در بحبوحۀ زمانی که مردم جهان در غیاب علاجی واقعی رنج می‌برند و بی‌تابانه از امیدی واهی به امید واهی دیگری روی می‌آورند شما با متانت و جدّیّت وسیله‌ای را تهیّه و تلطیف می‌نمایید که قلوب را با کلام ابدی الهی مرتبط می‌سازد. شایان تأمّل است که در میان جنجال عقاید جزمی و منافع متضادّ که در همه جا در حال اوج‌گیری است، تمرکز شما در جذب نفوس به ساختن جوامعی است که پناه‌گاه وحدت و یگانگی می‌باشد. پس شایسته است که تعصبّات و خصومت‌های جهان، بدون آنکه شما را ابداً ناامید کند، یادآور این ضرورت باشد که با چه فوریّتی نفوسِ اطراف شما به مرهم شفا‌بخشی نیاز دارند که تنها شما می‌توانید به آنان عطا نمایید. این نقشه آخرین نقشه از سلسله نقشه‌های پنج‌ساله است و در خاتمۀ آن، مرحلۀ تازه‌ای در بسط نقشۀ ملکوتی حضرت عبدالبهاء گشوده خواهد شد که مقرّر است جامعۀ اسم اعظم را به سوی قرن سوّم دور بهائی سوق دهد. امید آنکه دوستان الهی در هر کشوری اهمّیّت این چند سال آینده را ارج نهند، سال‌هایی که باید صرف تهیّه و تدارک وسایلی جدّی و منسجم برای ایفای وظایفی والاتر شود. میدان وسیع نقشۀ کنونی هر فرد را قادر می‌سازد تا در حمایت از این مسئولیّت مهم سهم خود را هر قدر ناچیز ادا نماید. از شما همکاران عزیز و ستایندگان محبوب عالمیان می‌خواهیم که از هیچ کوششی در به کار بردن تمام آنچه آموخته‌اید و استفاده از هر توانایی و مهارت خدادادی در پیشبرد نقشۀ ملکوتی به سوی مرحلۀ ضروری بعدی مضایقه ننمایید. هم‌زمان با ادعیۀ خالصانۀ شما برای نزول تأییدات الهی، این مشتاقان نیز در اعتاب مقدّسۀ علیا عنایات و فیوضات آسمانی را برای همۀ نفوس قائم به خدمت در راه پیشرفت این امر اعظم جهان‌شمول ملتمسند. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 748
پیام نوروز ۱۳۹۵
نوروز ۱۳۹۵ ستایندگان اسم اعظم در مهد امر الله ملاحظه فرمایند ای دوستان رحمانی، آغاز بهار دل‌نواز است و فصلی بدیع در حیات پر رمز و راز طبیعت و مرحله‌ای جدید از بهار روحانی در حیات عالم انسانی. نوروز است و تجدید حیات کائنات در جلوه و بروز. عصر نزول فیوضات الهی است و هنگام شادمانی و انتشار نغمات ربّانی. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما عزیزان هستیم و این عید سعید را به شما و همۀ شهروندان شریف و صلح‌دوست آن سرزمین مقدّس شادباش و تهنیت می‌گوییم. قرن‌ها است که این فرخنده عید باستانی با فرح و سرور گرامی داشته می‌شود ولی به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء فی‌الحقیقه هر روزی که انسان به یاد خدا باشد و به ترویج اخوّت و خدمت به نوع بشر پردازد آن روز عیدی مبارک است. الحمد لله زندگی شما وقف گسترش وحدت و یگانگی و همکاری در راه رفاه همگانی است. از اینرو برای شما جمیع ایّام بالقوّه حکم عید را دارد و مسرّت و شادی شما حقیقی و سرمدی است. حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند "در آبادی ایران و ترقّی ایرانیان بذل جهد بلیغ و سعی عظیم فرمایید"، و شما در پیروی از این بیان و علی‌رغم تضییقات وارده کما کان با وفاداری و محبّت و امانت و صداقت، همراهان شایسته‌ای برای هم‌وطنان عزیز خود در راه ترقّی و تعالی ایران عزیز هستید. قدر مقام و منزلت خود را بدانید و افزایش پشتیبانی اهالی کشور از حقوق قانونی شما و ازدیاد خیل ایرانیان روشن‌ضمیر و علاقه‌مند به آشنایی و پذیرش تعالیم الهی را با خضوع و خشوع و شکرگزاری و شعف، از جمله برکات استقامت سازنده و اعمال طیّبۀ طاهرۀ خویش شمرید و به سلوک در این صراط مستقیم ادامه دهید. در این مسیر پر نشیب و فراز مرکب شما صبر و بردباری است، توشۀ راه‌تان هدایات ربّانی، پشتیبان‌تان تأییدات ملکوتی، سرمنزل مقصودتان تحقّق وعود حتمیّۀ الهی، و اجرتان سرور قلب مولای بی‌همتا و سعادت در عالم اخریٰ. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 747
پیام ١۵ بهمن ١٣٩٤
١٧ شهرالسّلطان ١٧٢ ١۵ بهمن ١٣٩٤ احبّای ممتحن و باوفای جمال قدم در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند شواهد روزافزون انحطاط نظم عالم، اشاعۀ تعصّبات مذهبی، و سردرگمی همگانی در حلّ مشکلات عدیدۀ نوع بشر از یک طرف، و اخبار دست‌آوردهای چشم‌گیر حاصله از همکاری و تشریک مساعی پیروان حضرت بهاءالله با دوستان و هم‌دلان برای ایجاد اجتماعی متّحد از طرف دیگر، بیش از پیش یادآور بیانات حضرت ولیّ عزیز امر الله در توصیف دو فرایند توأمان تخریب و سازندگی است. انشاءالله با مطالعۀ پیام مورّخ ٢٩ دسامبر ٢٠١۵ این جمع خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای در ارض اقدس و هم‌چنین پیام مورّخ ٢ ژانویه ٢٠١٦ خطاب به بهائیان عالم تصویری روشن از پیشرفت امر مبارک در سراسر جهان کسب نموده‌اید و همانند خواهران و برادران روحانی خود در پهنۀ گیتی از تکمیل موفّقیّت‌آمیز نقشۀ پنج‌سالۀ کنونی و طلیعۀ فرصت‌های گران‌بهای پنج ‌سال آینده مسرورید. در اوّلین روز کنفرانس، به دنبال قرائت پیام ٢٩ دسامبر و تأمّل در قابلیّت‌های جامعۀ اسم اعظم برای تحقّق بخشیدن به اهداف جدید نقشه، آن خادمان برازندۀ امر الله با مباهات از استقامت سازنده و فداکاری‌های بی‌شمار شما عزیزان یاد نمودند و در مدح و ثنای شما نغماتی دل‌نواز سرودند و در هنگام تشرّف به اعتاب مقدّسه جهت نزول تأییدات ملأ اعلی برای یکایک شما دعا نمودند. الحمد لله که احبّای عزیز مهد امر الله در طیّ بیش از صد و هفتاد سال گذشته سهمی بسزا در انتشار امر الهی و پیشبرد مدنیّت ربّانی داشته‌اند. از قیام و اسفار تاریخی طلعات حروف حیّ و جان‌فشانی‌های مؤمنین اوّلیّه گرفته تا تشکیل منظّم اوّلین کلاس‌های تعلیم جوانان در عالم بهائی؛ از پیش‌گامی در تأسیس مدارس نوین برای دختران و پسران تا بذل مساعی مستمرّ در راه اشاعۀ دانش و خرافات‌زدایی؛ از جدّیّت در راه ترک تعصّبات تا ترویج برادری و یگانگی؛ از پیشبرد هنر و موسیقی تا اقدامات وسیع در زمینه‌های علمی، اقتصادی، اجتماعی و عمرانی؛ از اجرای برنامه‌های مؤثّر برای تربیت روحانی فرزندان و تحکیم خانواده تا تلاش برای برقراری تساوی کامل زنان و مردان؛ از تأکید بر حقیقت‌گویی و صداقت به عنوان شالودۀ کلّیّۀ صفات انسانی تا تقویت بینشی عمیق برای دیدن رفاه و سعادت فردی در رفاه و سعادت عمومی؛ از اعتقاد به رعایت اصول اخلاقی در جمیع شئون تا تمسّک به مشورت در امور و توسعۀ فرهنگ یادگیری در جهت بنای جامعه‌ای پویا؛ از حرکت خیل مهاجرین داخلی و بین‌المللی برای استقرار وحدت و یگانگی در اقصی نقاط عالم تا پی‌گیری فرایض روحانی انفرادی توسّط آحاد احبّا در این ایّام پرآلام؛ از مشارکت در گفتمان‌های مفید اجتماعی تا همکاری با دیگر شهروندان عدالت‌پیشه برای خدمت به وطن مألوف - همگی گواهی است صادق بر آنکه اعضای جامعۀ اسم اعظم در آن سرزمین مقدّس از بدو طلوع شمس حقیقت در نهایت فداکاری و تحت هر شرایطی همواره در راه سقایت شجرۀ امر الهی و استقرار تمدّنی مادّی و معنوی در صفّ اوّل خادمین امر الله بوده و هستند. در هنگام دعا و مناجات به یاد شما عزیزان هستیم و اطمینان داریم که با الهام از پیام‌های مذکور و با در نظر گرفتن شرایط محلّی و علی‌رغم مشکلات فراوان، کما کان به مجهودات ثمربخش خود ادامه می‌دهید زیرا به یقین مبین می‌دانید که روز فیروزِ اتّحاد و مشارکت مؤثّرتر و وسیع‌تر در بنای اجتماعی شکوفا در پیش است. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 746
پیام ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
۱۱ شهرالجمال ۱۷۲ ١٨ اردیبهشت ۱۳۹۴ پیروان باوفای حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند در ایّام فرخندۀ رضوان این مشتاقان به اتّفاق جمّ غفیری از پیروان جمال اقدس ابهی، خادمین مرکز جهانی بهائی و زائرین و مسافرین در ارض مقصود، با طواف مقامات متبرّکۀ علیا مراتب قدردانی و سپاس خود را از نزول تأییدات متتابعۀ ربّانی که سبب حصول موفّقیّت‌های مهمّی برای امر مبارک در قریب به پنج‌‌هزار محدودۀ جغرافیایی در جمیع قارّات عالم گردیده به لسان جان به ساحت قدس الهی ابراز داشتیم، موفّقیّت‌هایی که نتیجۀ سعی و کوشش خاضعانۀ دوستان در راه بهبود اوضاع و رفاه اجتماع با هم‌کاری دیگر مردم آزاده و خیراندیش جهان است. در راز و نیاز با خالق بی‌انباز به یاد شما عزیزان بودیم و نه تنها فرارسیدن سال‌روز دست‌گیری هفت نفر اعضای سابق هیئت جلیلۀ یاران و برخی از خادمین برازندۀ مؤسّسۀ علمی آزاد را به خاطر آوردیم بلکه این غم و اندوه را نیز به دل داشتیم که هنوز هزاران نفر از بهائیان ایران هم‌چنان به خاطر تمسّک به باورهای دینی خود در تضییقات شدید به سر می‌برند و بیش از صد نفر از آن عزیزان اسیر بند و زندان می‌باشند. از آستان مقدّسش رجا نمودیم که امرا را عدل و علما را انصاف عنایت فرماید تا این ظلم و ستم به پایان رسد و ابواب رخا و آسایش بر وجه آن خادمان امر حضرت کبریا و دیگر شهروندان شریف آن سرزمین مقدّس و باستانی گشوده گردد. آنچه را که وقایع سال گذشته بیش از پیش در مقابل دیدگان مردم اصیل و پاک‌نژاد آن مرز و بوم و دیگر مروّجین صلح و سلام در سراسر جهان آشکار نمود تضادّ شدیدِ موجود بین عقاید صلح‌جویانه و سلوک خیرخواهانۀ جامعۀ بهائی و اعمال اسف‌بار و غیر انسانی کسانی است که تحت تأثیر تعصّبات جاهلانۀ مذهبی هم‌چنان به بی‌عدالتی‌های خود در حقّ شما ادامه می‌دهند. دفاع ایرانیان نیک‌اندیش و روشن‌ضمیر، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از حقوق شهروندی هم‌وطنان بهائیِ خود به وضوح نمایان بود. خالی گذاشتن یک صندلی از طرف هم‌کلاسان به نام و به یاد یک دانشجوی بهائی محروم از تحصیلات دانشگاهی، دعوت به هم‌کاری از سوی هم‌صنفانِ یک کاسب بهائیِ محروم از جواز کسب، و یا اعلام رضایت کتبی جمعی از همسایگان و آشنایان برای به خاک‌سپاری یکی از متصاعدین بهائی که به دستور مسئولین و به بهانۀ مخالفت مردم از آن ممانعت به عمل آمده بود از جمله موارد بی‌شمارِ حمایت عامّۀ مردم چه در شهر‌ها و چه در روستاهای آن کشور بود. شواهد و قراین بسیار زیاد دیگری نیز بیان‌گر این معنا است که ایرانیان برومند از هر طبقه و قشری — اعمّ از مدافعان حقوق بشر، روحانیون نیک‌اندیش و بادرایت، فعّالان سیاسی و مدنی، نویسندگان و روزنامه‌نگاران، هنرمندان و تهیّه‌کنندگان برنامه‌های تلویزیونی و مورّخینی که برای استفادۀ آیندگان به تهیّۀ فیلم و جمع‌آوری اسناد در ارتباط با مظالم بی‌شمار وارده بر پیروان این آیین اقدام نموده و برنامه‌هایی مستند و بی‌طرفانه راجع به عقاید و اهداف‌شان ارائه می‌دهند، افرادی که در مقالات و وبلاگ‌های شخصی ابراز هم‌دردی و هم‌دلی می‌نمایند، کسانی که با امضای تظلّم‌نامه‌های مختلف خواهان احقاق حقوق مسلوبۀ شما عزیزان هستند، و برگزار‌کنندگان برنامه‌های وسیع و گسترده علیه محرومیّت جوانان بهائی از تحصیلات عالیه و آزار و اذیّت بهائیان — همگی آرزو دارند تا آحاد مردم مملکت از جمله بهائیان بتوانند در مقام شهروندانی دل‌سوز دوش به دوش یکدیگر در راه آبادانی و سربلندی ایران عزیز کوشا باشند. از طرف دیگر حمایت سازمان‌های غیر انتفاعی، مؤسّسات علمی، شخصیّت‌های برجسته چون برندگان جایزۀ صلح نوبل، نمایندگان دول مختلف و قطع‌نامه‌های مصوّب مجمع عمومی سازمان ملل متّحد نیز نشان‌دهندۀ انزجار مردم جهان از ادامۀ ظلم و ستم بر شما و دیگر ایرانیان است. ایقان و ایمان شما به مقام مظهر ظهور الهی در این عصر نورانی، انقطاع شما از امور دنیوی و توجّه‌تان به حیات معنوی، تشبّث‌تان‌ به تعالیم این امر عظیم، ارادۀ آهنین و بردباری حماسه‌آفرین شما در تحمّل شداید در سبیل محبّت ‌حضرت یزدان، درایت و استقامت سازندۀ شما در شرایط مصیبت‌بار کنونی، و اقدامات مجدّانۀ شما در راه خدمت به وطن مألوف و به عالم انسانی یاد‌آور این بیان احلی از قلم اعلی است که بعد از توصیف شوق و شور و عشق موفور پیروان خود و مراتب از خودگذشتگی‌ها و جان‌بازی‌های آنان در راه تحقّق ارادۀ الهی می‌فرمایند "فوعزّتک یا الهی انّی متحیّر فیهم و ما ظهر منهم فی سبیل محبّتک فطوبی لهم ثمّ روحا لهم…کأنّک صنعتهم لحبّک و اصطفیتهم لجذبک و القیت فیهم روح امرک و اظهرت لهم جمال احدیّتک". پس ای فارسان میدان وفا و ای سالکان سبیل هدی سرافراز و مفتخر باشید که مصداق این بیان مبارک حضرت عبدالبهاء هستید که می‌فرمایند "ای احبّای الهی نظر به اعتساف و بی‌انصافی نادانان ننمایید. ظلم را به عدل مقاومت کنید و اعتساف را به انصاف مقابلی نمایید و خونخواری را به مهربانی معامله نمایید. در ترقّی ایران و ایرانیان خیرخواه باشید و در مدنیّت عمومیّه بکوشید." [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 745
پیام نوروز ۱۳۹۴
نوروز ۱۳۹۴ احبّای باوفای حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند محبّت بی‌پایان، تقدیر بی‌کران و درود فراوان خود را به مناسبت فرارسیدن عید سعید نوروز و آغاز فصل دل‌نواز بهار به یکایک شما بندگان درگاه کبریا ابراز می‌داریم و امیدواریم که در این اوقات جان‌فزا با وجود تضییقات بی‌شمار فرصتی یابید تا ایّامی را با راحت و فراغت سپری نمایید. الحمد لله شما از موهبت شادی و مسرّت حقیقی برخوردارید، کیفیّتی روحانی که از آنِ کسانی است که علی‌رغم شرایط مادّی و اجتماعی، برای تقرّب به درگاه حضرت احدیّت و درک و ترویج کلام الهی می‌کوشند، به فکر بهبود و رفاه همه‌گانند، با از خودگذشتگی در راه ترویج عدل و انصاف گام برمی‌دارند و هیچ مانعی حتّی ظلم و ستم و اسارت و زندان هم آنان را از این نشاط معنوی محروم نمی‌سازد. این شادی و این مسرّت حقیقی است که قلوب را اهتزاز بخشد، روح را به پرواز آرد، بر قوای انسان بیفزاید، نیروی افکار و ادراکات را تقویت کند، امید ‌‌آفریند و شعلۀ اشتیاق را برای اقدامات هدف‌مند در مسیر بهبود رفاه عمومی فروزان‌ ‌نماید. این‌چنین است که در نزد اهل بهاء از مقبول‌ترین اعمال القای سرور در قلوب دیگران است. حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند "تا توانید قلوب انسانی را فرح و شادمانی بخشید و از برای جمیع بشر کامرانی طلبید." انشاءالله که طیّ دید و بازدید‌های مرسومِ این ایّام فرخنده چون نسیم جان‌پرور بهاری مشامّ هم‌وطنان عزیزتان را معطّر نموده بذر امید و اطمینان در حدایق دل‌ بیفشانید. تحیّات و تبریکات نوروزی این مشتاقان و کلّیّۀ پیروان حضرت بهاءالله در سراسر جهان را به شما عزیزان و از طریق شما به ملّت شریف ایران ابلاغ می‌داریم و در اعتاب مقدّسۀ علیا مزید الطاف و عنایات حقّ را برایتان مسئلت می‌نماییم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 744
پیام ٢٧ آذر ١۳۹۳
۷ شهرالمسائل ۱۷۱ ٢٧ آذر ۱۳۹۳ عاشقان جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند امیدواریم که تا کنون به مطالعۀ پیام مورّخ اوّل اوت ۲۰۱۴ این جمع خطاب به ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم که حاوی پیشرفت پروژه‌های بنای هشت مشرق‌الأذکار در نقاط مختلف جهان بود موفّق گشته‌اید. تأسیس هر یک از این مطالع ذکر سبحانی به راستی نشانه‌ای از اعلای کلمة‌ الله و نفوذ بیش از پیش امر حضرت پروردگار در جوامع بشری است. بهائیان مهد امر الله، آن پیروان باوفای دلبر آفاق، البتّه با مفهوم مشرق‌الأذکار آشنایی کامل دارند چه که بعد از نزول این حکم محکم الهی به زودی به اهمّیّت آن پی‌بردند و با وجود محدودیّت‌های فراوان، در حدّ امکان به اجرای آن قیام نمودند. آن عزیزان نه تنها پشتیبان اصلی تأسیس مشرق‌الأذکار عشق‌آباد بودند بلکه در داخل ایران نیز تشکیل جلسات دعای سحر‌گاهی را گسترش دادند و انگیزۀ خدمت به نوع بشر را تحکیم نمودند با این امید که در میقات معیّن بذرِ افشانده شکوفا گشته اثراتش منجرّ به بنای این مراکز انوار هدایت و موجب تأسیس ملحقات عامّ ‌المنفعه و خدمات انسان‌‌‌دوستانه‌ای گردد که طبعاً باید منبعث از عبادت حقیقی باشد. بر این منوال و در ظلّ هدایات مولای توانا حضرت عبدالبهاء الگوی عبادت جمعی توأم با روح الفت و اتّحاد ناشی از آن و شوق و انجذابی که برای خدمت به نوع بشر برمی‌انگیزد در بسیاری از جوامع محلّی جزء لاینفکّی از حیات بهائی شد و به تدریج تمهیداتی فراهم آمد تا منظور حضرت مولی ‌الوری در بارۀ مفهوم مشرق‌الأذکار و تأسیس آن به صورتی ابتدایی در تحت شرایط متنوّع طبق این بیان مبارک شکل گیرد که می‌فرمایند: "امّا مشرق‌الأذکار بسیار مهمّ است … هر نوع که باشد ولو حفره‌ئی در زیر زمین باشد آن حفره جنّة المأوی گردد و حدیقهٴ علیا شود و روضهٴ رضوان گردد محلّ انشراح ارواح شود و مرکز انجذاب قلوب به ملکوت ابهی." پس بر طبق تجربیّات شما عزیزان، به راستی طیفی وسیع از امکانات مختلف را می‌توان برای اجرای این حکم الهی و تکامل آن در هر محل و مکان تصوّر نمود. واژۀ مشرق‌الأذکار در آثار بهائی برای توصیف مفاهیم مختلفی به کار رفته است از قبیل گردهمایی برای دعا و مناجات در سحرگاهان، ساختمانی که در آن آیات الهی با لحن خوش تلاوت می‌گردد، مؤسّسۀ کامل مشرق‌الأذکار با ملحقات آن، و بنیان مرکزی آن مؤسّسه که غالباً عبادت‌گاه یا معبد خوانده می‌شود. همۀ این تعابیر گوناگون را می‌توان مراحل یا جوانب اجرای تدریجی حکمی دانست که حضرت بهاءالله در کتاب مستطاب اقدس نازل فرموده‌اند. مشرق‌الأذکار مفهومی منحصر به‌ فرد در تاریخ ادیان و نمادی از روح تعالیم اساسی الهی در این دور یزدانی است و به حقّ می‌توان آن را بنیانی عمومی برای حصول الفت قلوب و اجتماع نفوس دانست، مکانی برای نیایش و عبادت پروردگار که ابواب آن به روی همگان از هر دین و آیین، و هر قوم و ملّت باز است و با تساوی کامل، زن و مرد، پیر و جوان و کودک را پذیراست؛ مأمنی است مناسب برای تأمّل و تعمّق در مفاهیم روحانی و تفکّر در مسائل بنیادین زندگی مانند مسئولیّت فردی و جمعی برای بهبود وضع اجتماع. نشان این یگانگی بی‌نظیر و اجتماع نفوس متنوّع و کثیر حتّی در نفْس بنای مشرق‌الأذکار نیز جلوه‌گر است، بنایی که با جوانب و ابواب نُه‌گانه‌اش نشانی از حسّ جامعیّت و کاملیّتی است که عدد نُه نماد آن می‌باشد. بنای مشرق‌الأذکار تجلّی‌گاه قوای روحانی و کانون منضمّات و ملحقاتی است که به منظور رفاه نوع بشر و بروز و تحقّق ارادۀ جمعی برای خدمات همگانی تأسیس می‌گردد. این ملحقات شامل مراکز آموزشی، علمی، فرهنگی و اقدامات عام‌ّ المنفعه، مظهر آرمان‌های پیشرفت اجتماعی و تعالی معنوی با استفاده از علم و دانش بشری است و نشان می‌دهد که چون علم و دین با هم هماهنگ شوند راه‌گشای ارتقای مقام انسان و شکوفایی تمدّن ‌گردند. همان ‌طور که به خوبی مطّلع و به آن عاملید، نیایش و پرستش پروردگار اگرچه ریشه در فطرت بشری داشته و عامل ترقّی حیات معنوی است ولی باید منشأ ثمر و اثری در عالم وجود گردد و این جدایی‌نا‌پذیریِ عبادت و خدمتِ به هم‌نوع است که مؤسّسۀ مشرق‌الأذکار آن را تجسّم و تحقّق می‌بخشد. در این رابطه به ترجمۀ فارسی بیانی از حضرت ولیّ‌ عزیز امر الله توجّه فرمایید که می‌فرمایند: "عبادت بهائی هر قدر مفهومش متعالی و انجذابش شدید باشد ولی جدا از اقدامات اجتماعی و بشر‌دوستانه و مساعی آموزشی و علمیِ متمرکز در ملحقات مشرق‌الأذکار، هرگز نمی‌تواند نتایجی برتر از ثمرات ناچیز و غالباً زودگذر حاصله از تأمّلات زاهد گوشه‌گیر و یا عبادات عابد بی‌تحرّک داشته باشد. این‌چنین عبادتی نمی‌تواند به نفسِ عبادت‌کننده رضایت و نفعی پایدار ببخشد تا چه رسد به عامّۀ نوع بشر مگر آنکه در خدمت مجدّانه و خالصانه به عالم انسانی حلول و تجسّد یابد، خدمتی که ترویج آن اعظم موهبت ملحقات مشرق‌الأذکار است." حضرت بهاءالله و حضرت ربّ اعلی، دو مظهر ظهور الهی در این عصر نورانی در بارۀ دعا و مناجات چنین آموزش می‌دهند: دعا و مناجات گفتگویی است مستقیم و بدون واسطه بین روح بشر و خالق او؛ به منزلۀ غذای روح است و باعث تداوم حیات روحانی؛ هم‌چون شبنم صبحگاهی موجب طراوت و لطافت قلوب می‌گردد و روان را از تعلّقات نفس امّاره پاک و منزّه می‌سازد؛ ناری است که حجبات را می‌سوزاند و نوری است که انسان را به سوی پروردگار می‌کشاند؛ موجد قوّتی است روحانی که پرندۀ روح را با بال و پر خود در فضای نامتناهی الهی به پرواز درآورده به قربیّت درگاه احدیّت فائز می‌نماید. آنچه موجب پرورش قابلیّت‌های نامحدود روح و سبب جلب تأییدات الهی می‌گردد کیفیّت نیایش است و تطویل آن محبوب نبوده و نیست. قدرت نهفته در دعا و مناجات وقتی ظاهر می‌شود که انگیزۀ اصلی آن محبّت ‌الله باشد؛ از ترس، توقّع، تظاهر و خرافات به دور بوده با صداقت و پاکی دل تلاوت شود تا موجب تعمّق و تأمّل و سرانجام شکوفایی عقل و خرد انسانی گردد. چنین نیایش بی‌آلایشی از محدودۀ حروف و کلمات بگذرد و از اصوات و نغمات فراتر رود؛ حلاوت نغمه و آهنگش شادی آفریند، قلوب را به اهتزاز آرد، بر نفوذ کلمات بیفزاید، تمایلات دنیوی را به صفاتی ملکوتی تبدیل نماید و محرّک خدمات خالصانه به عالم انسانی گردد. پس جای تعجّب نیست که اعضای جامعه‌ای چون جامعۀ اسم اعظم در آن سرزمین مقدّس که از اوان کودکی با تلاوت مناجات‌‌ "پروردگارا قلب صافی چون دُرّ عطا فرما" پرورش یافته‌اند قادرند در مسیر زندگانی روزمرّۀ خود هر نوع سختی و مشقّتی را تحمّل کنند و اجازه ندهند که غبار تنفّر و کینه و یا حسّ انتقام قلوب‌شان را آلوده سازد، مبادا که آن دُرّ درخشان تلألؤ و درخشندگی خود را از دست دهد. دعا و مناجات نهایتاً باید در یک زندگی هدف‌مند و در اعمال و رفتار روزانه جلوه‌گر باشد. دعوت این مشتاقان از بهائیان آن است که مساعی جامعه‌سازی را که با پشت‌کار به آن مشغولند به منزلۀ الگوی جدیدی از نحوۀ اجتماع نوع انسان مشاهده نمایند. این الگوی اجتماع در تمامیّت خود، قابلیّت خدمت در ابعاد مختلف را افزایش می‌دهد: قابلیّت آموزش نسل جوان، قابلیّت توان‌دهی به نوجوانان، قابلیّت تعلیم و تربیت روحانی کودکان، قابلیّت تشویق دیگران به خدمت با مدد نفوذ کلمة ‌الله و بالاخره قابلیّت پیشرفت اجتماعی و اقتصادی یک جمعیّت و یک ملّت در پرتو تعالیم الهی. از جمله اجزای اساسی این الگو جلسات دعا و مناجات می‌باشد که جنبه‌ای جمعی از حیات روحانی و ابعادی از مفهوم مشرق‌الأذکار است. تشکیل این جلسات فرصت گران‌بهایی برای شما عزیزان فراهم می‌سازد تا نه تنها به نیایش و ستایش پروردگار یکتا پرداخته عنایات او را در زندگی خود سائل شوید بلکه قوای روحانی نهفته در دعا و مناجات را با دیگر شهروندان شریف آن آب و خاک نیز در میان گذارید، پاکی و اصالت نیایش را به آنان باز‌گردانید، موجب افزایش ایمان و اطمینان به تأییدات الهی در قلوب هم‌‌وطنان‌ عزیزتان شوید، انگیزۀ خدمت به اجتماع، به وطن و به نوع بشر را در خود و در آنان قویّ‌تر سازید و مشوّق استقامت سازنده در راه عدالت و انصاف گردید. دوستان عزیز و محبوب، جلسات دعا و مناجات در آن سرزمین مقدّس، در هر شهر، در هر محلّه، و در هر ده و قصبه، و دسترسی بیشتر دوستان و آشنایان به مناجات‌های بهائی، شما عزیزان را قادر می‌سازد تا بیش از پیش با برادران و خواهران روحانی خود در سراسر عالم در انتشار نور اتّحاد سهیم باشید. پس بدین سان و تا سر حدّ امکان بکوشید و بذر‌های مشارق ‌اذکار آینده و ملحقات عامّ ‌المنفعه‌اش را بیافشانید و هزاران هزار شمع نورانی در مقابل تاریکی ظلم و عدوان برافروزید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 743
پیام ۹ مهر ١۳۹۳
٥ شهرالمشیّة ١٧١ ۹ مهر ١۳۹۳ احبّای جان‌فشان مهد امر الله ملاحظه فرمایند سرزمین پاپوآ گینۀ نو کشوری است متشکّل از چند جزیرۀ کوچک و بزرگ در اقیانوس آرام و فرسنگ‌‌ها دور از کشور مقدّس ایران. گزارشی که اخیراً واصل شده حاکی از آن است که اعضای جامعۀ بهائی فعّال و پویای آن اقلیم توفیقات شایان خود را در راه تحقّق اهداف نقشۀ پنج‌ساله مدیون قوای روحانی منبعثه از فداکاری‌‌های احبّای ستم‌‌دیدۀ مهد امر الله دانسته تصمیم گرفته‌‌اند برنامۀ تلویزیونی مخصوصی به منظور آگاهی بیشتر هم‌‌وطنان‌شان از آنچه بر شما عزیزان به خاطر تمسّک به عقاید‌‌تان می‌‌گذرد تهیّه نمایند. خطّۀ وسیع اقیانوسیّه به زودی دارای چهار مشرق‌الأذکار خواهد شد، معابدی که به مثابۀ مشاعل انوار هدایت الهی‌‌اند و نمادی از پاسخ روحانی ساکنین آن مرز و بوم به پیام صلح و یگانگی جمال اقدس ابهی. پیشرفت امر الله در این بخش پهناور جهان به راستی شاهدی صادق بر تحقّق وعدۀ محکم و صریح حضرت بهاءالله است که می‌فرمایند: "لو یسترون النّور فی البرّ انّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی محیی العالمین." البتّه نفوسی هستند که در صددند تا این نور یزدانی را در کشوری که مطلع اشراق اوّلیّۀ آن می‌باشد پنهان بل به زعم باطل خویش خاموش سازند و بدین منظور به هر اقدام غیر انسانی متوسّل می‌‌شوند. در ماه‌های اخیر، ایرانیان شاهد افزایشی چشم‌‌گیر در نشر اکاذیب و مفتریات در بارۀ دیانت بهائی بوده‌اند. چه بیهوده کوششی ‌و چه بی‌‌حاصل تلاشی زیرا همان طور که واقفید صرف نیرو و منابع ملّت برای دروغ‌‌پردازی در بارۀ اعتقادات شما خود موجب برانگیختن حسّ کنجکاوی و علاقه‌مندی فزایندۀ مردم به تحقیق و مطالعۀ آثار و تاریخ آیین بهائی شده است. لحظه‌ای چند در بارۀ این ازدیاد علاقه‌ تأمّل فرمایید. بر همگان معلوم است که برای تحرّی حقیقت نمی‌‌توان به بررسی گفته‌های مخالفان اکتفا نمود بلکه برای قضاوت بی‌‌طرفانه باید آثار اصلی مورد تفحّص و تحقیق قرار گیرد. آیا با مطالعۀ اکاذیب ناروای بی‌‌شماری که در تاریخ ١٤٠٠ سالۀ اسلام از طرف مخالفان آن شریعت الهی منتشر شده و می‌‌شود می‌‌توان به کنه حقیقت آن دین مبین و مقام منیع حضرت محمّد رسول ‌الله (ص) پی برد یا این وظیفۀ خطیر مستلزم غور و تعمّق در بحر کلام الهی نازله بر آن حضرت می‌باشد؟ متأسّفانه در کشور شما، حقیقت به منزلۀ بازیچه‌‌ای در دست سرمستان بادۀ قدرت دنیوی است. دروغ‌‌گویی آن‌چنان در دوایر رسمی نهادینه شده که بیانیّه‌ها و اعلامیّه‌های صادره از طرف مسئولین امور در نظر صاحبان عقل و خرد اکثراً از حیّز اعتبار ساقط است. حال آنکه هم‌وطنان پاک‌طینت‌ شما روز به روز با سعۀ صدر و روشن‌فکری بیشتری ماهیّت دیانت بهائی و وضع بهائیان را درک کرده مشاهده می‌نمایند که علی‌رغم فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی فراوانی که یک فرد بهائی می‌تواند با گفتن یک دروغ نصیب خود نماید، چگونه بهائیان از بیان مطالب خلاف حقیقت و از انکار اعتقادات دینی خود اجتناب می‌ورزند و به حبل راستی و درستی متمسّکند. این تمسّک موجب تحسین همگان گشته و احترام و اعتماد ایرانیان و مجامع بین‌المللی را نسبت به شما عزیزان جلب نموده است. پس جای تعجّب نیست که عاملین بعضی از حملات جدید در فضای اینترنت چنان وانمود می‌‌کنند که از زبان بهائیان سخن می‌‌گویند. این نفوس درمانده با آگاهی از بی‌‌اعتباری سخنان معاندین در نزد عموم، سعی بر آن دارند که با تقلید از صدا و لحن شما، با استفاده از اصطلاحات شما، و به اعتبار کلام شما، در قلوب بذر شک و شبهه بیفشانند و به اتّحاد و اتّفاق جامعه لطمه زنند. بطلان این دسایس شیطانی آن‌چنان مبرهن است که احدی آنها را جدّی نمی‌گیرد ولی این قبیل تلاش‌‌های مذبوحانه بیش از هر چیز دالّ بر درماندگی و استیصال این کوته‌نظران است. همین تزویر و ریا را می‌توان به رأی‌العین در نحوۀ اجرای سیاست محروم ساختن جوانان بهائی از تحصیلات عالیه مشاهده نمود. هر سال دسیسه‌ای جدید در کار است و امسال هم از این قاعده مستثنی نبود. امّا عزم جزم و ارادۀ راسخ جوانان عزیز بهائی ایران برای کسب علم و دانش بار دیگر تمجید جهانیان و دولت‌مداران عالم را برانگیخته است. چه در جدّیّت و صراحت دانشجوی جوانی که امتحانات کنکور را با موفّقیّت گذرانده و خواهان ارائۀ دلایل محرومیّت خود از ورود به دانشگاه‌های مملکت است، چه در نامۀ عبرت‌آموز کودکی معصوم که از بی‌‌عدالتی‌های فاحش نسبت به خواهر خود در مقام دفاع برمی‌‌آید، و چه در شجاعت و شهامت پدر دل‌سوزی که به منظور بیان حقیقت به صاحبان قدرت صدها کیلومتر راه می‌پیماید، و چه در ابراز حمایت و پشتیبانی هم‌وطنان دلیر و روشن ضمیر از حقّ تحصیل شما — در تمام این اقدامات و در هزاران عمل خالصانۀ دیگر، داستان‌های بی‌نظیر و آموزنده‌ای از وفاداری و پشت‌کار شما دلاوران تاریخ و نمونه‌های افتخارآفرین شهامت و شرافت ملّت غیور ایران رقم خورده است. مجهودات شما منحصر به مساعی‌‌تان در راه عدالت‌جویی و احقاق حقّ نیست؛ پشت‌کار خستگی‌ناپذیر شما برای کسب علم و دانش شاید والا‌‌ترین نماد استقامت سازندۀ یک جامعه در عصر حاضر باشد. در دنیای امروز که آموزش عالی از فشار نیروهای مادّی‌گرا در امان نیست و برای برخی از مردم مدارک دانشگاهی به کالایی تجاری تقلیل یافته، گرایش شما به کسب علم و دانش به خاطر نفس دانایی و به منظور ازدیاد قابلیّت لازم برای خدمت به عالم انسانی و بهره‌برداری از آن برای پیشبرد تمدّن بشری قابل ستایش و در تضادّی شدید با روند متداول است. ولی آنچه به خصوص شایان توجّه است آنکه این گرایش، این درک و این ارزش‌‌شناسی محدود به بخش کوچکی از جامعۀ شما نیست. آموزش و پرورش، فکر و ذکر همگان از پیر و جوان است: علاوه بر کوشش جوانان در این راه، مساعی اساتید و معلّمینی که زندگی خود را برای تدریس آنان به خطر انداخته و می‌‌اندازند، افرادی که با اشتیاق این مجهودات آموزشی را نظم و ترتیب می‌‌دهند، والدینی که با فداکاری می‌‌کوشند تا وسیلۀ تحصیل فرزندان خود را فراهم سازند، کسانی که در این راه سخاوت‌مندانه به پذیرایی و مهمان‌نوازی می‌‌پردازند، دوستانی که برای پیشرفت این اقدامات صمیمانه دعا می‌‌کنند و آرزوی موفّقیّت آن را دارند و بالاخره نفوسی که از طرق بی‌‌شمار دیگر این اقدام جمعی را مدد می‌‌دهند، روحیّۀ مصمّم و خدمات خالصانۀ همه شایان بسی تکریم و تقدیر است. به نیروهای مخرّبی که در سراسر عالم آرامش و تعادل اجتماعی را مختل ساخته‌اند و به وضع کشور خود بیاندیشید. غاصبان قدرت با اِعمال نفوذ، حقایق را پنهان ‌می‌‌کنند و واقعیّات را واژگون عرضه می‌‌دارند تا بتوانند منافع عدّه‌ای معدود را به قیمت قربانی شدن مصالح و رفاه اکثریّت مردم تأمین نمایند. تعصّب و تحجّر به اسم دین به صورتی معرفی می‌‌گردد که ماهیّتِ والای رفتار و کردار انسانی را دگرگون جلوه می‌‌دهد و ستیزه‌جویی‌‌های اجتماعی را به نحوی ترویج می‌‌نماید که در تضادّ کامل با صفات روحانی و خصایص اجتماعی ارزنده‌ای است که جمیع مظاهر الهی برای تأسیس آن همه ‌نوع فداکاری نموده‌اند. رسوخ مادّی‌‌گرایی روح انسان را که مقدّر است در اوج عوالم روحانی پرواز کند در حضیض مرداب خودخواهی و تمایلات حیوانی اسیر می‌‌نماید. این نیروهای منفی مردم را به ستوه آورده بر اشتیاق‌شان به حقيقت‌جویی می‌افزاید و بالمآل آنان را به تلاش در جهت یافتن راهی صحیح برای گریز از این وضع مصیبت‌بار وامی‌دارد. شما عزیزان با الهام از تعالیم حیات‌بخش حضرت بهاءالله در مقابل این نیروهای مخرّب استقامت می‌‌نمایید، به این حقيقت‌جویی پاسخ می‌گویید و با کمک افراد هم‌فکر و هم‌دل در راه بنای اجتماعی صلح‌دوست و عدالت‌پرور خدمت می‌‌کنید. الحمد لله که در اجرای منویّات مولای خود کوشا هستید. پس با اطمینان کامل به راه خود ادامه دهید. در مقابل قدرت‌مندان خودپرست، در جستجوی حقیقت و به دنبال کسب علم و دانش باشید. در قبال تعصّب و جهالت، عشق و محبّت ورزید، اتّحاد و یگانگی ترویج نمایید و از هر نوع تعصّب احتراز جویید. به ‌جای تسلیم شدن در برابر جلوه‌های مکتب مصرف‌‌‌گرایی، به حیاتی سرشار از خدمات بی‌شائبه و صَرف منابع خود در راه بهبود اجتماع بپردازید و با دیگر علاقه‌مندان در راه تحقّق اهداف عالیه هم‌‌کاری نمایید. این مناجات مولای توانا حضرت عبدالبهاء وصف حال شماست و دعای قلبی این مشتاقان در حقّ شما: ای پروردگار این جمع یاران تواند و به جمال تو منجذبند و به نار محبّتت مشتعلند. این نفوس را ملائکهٴ آسمانی نما و به نفحهٴ روح القدس زنده فرما. لسانی ناطق بخش و قلبی ثابت عطا فرما قوّت آسمانی ده و سنوحات رحمانی بخش و مروّج وحدت بشر فرما و سبب محبّت و الفت عالم انسانی فرما تا ظلمات مهلکهٴ تعصّب جاهلی به انوار شمس حقیقت محو و زایل گردد و این جهان ظلمانی نورانی شود و این عالم جسمانی پرتو جهان روحانی گیرد و این الوان مختلفه مبدّل به یک رنگ گردد و آهنگ تسبیح به ملکوت تقدیس تو رسد. تویی مقتدر و توانا. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 742
پیام ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
۱۶ شهرالجمال ۱۷۱ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند سالی دگر از مسجونیّت جمعی از هم‌کیشان شما به سر آمد، شهروندانی نوع‌پرور و وطن‌دوست که با وجود محرومیّت از حقوق انسانی خویش، همّ‌شان بر آن بود که به تمشیت امور جامعه پردازند، وسایل تربیت کودکان را فراهم سازند، به جوانانِ محروم از تحصیلات دانشگاهی کمک کنند، به نگهداریِ سالمندان همّت گمارند، با الهام از مفاهیم روحانیِ آیین خود رفتار و سلوکی پاک و منزّه ترویج دهند، و در راه ایجاد اجتماعی زنده و پویا خدمت‌ نمایند؛ این بود گناهانی که آن عزیزان را علاوه بر مشقّات فراوان اسیر غل و زنجیر اهل عدوان نمود. البتّه دیگر بهائیان عزیز آن سرزمین هم به خاطر تمسّک کامل به تعالیم والای الهی هم‌چنان هدف تیر تعصّبات خشک مذهبی قرار دارند، دچار صدمات بی‌شمارند و عدّه‌ای نیز اسیر بند و زندان‌اند. با وجود این مظالم بسیار که جزئیّات آن بر هر منصف دانایی روشن است، مسئولین امور در نهایت گستاخی در مجامع بین‌المللی و رسانه‌های عمومی نقض حقوق بهائیان در آن کشور را انکار نموده به انتشار اتّهامات ناروا در بارۀ شما مظلومان می‌کوشند. ولی با آگاهی روز‌افزون ایرانیان و جهانیان به مقاصد اهل بهاء، کذب این انکارها و اتّهامات آن‌چنان ثابت و مبرهن شده که مفتریان و انکار‌کنندگان اعتبار خود را حتّی برای دیگر ادّعاهای خویش نیز از دست داده‌اند. به گفتهء شاعر: زبانی که با راستی یار نیست به گیتی کس او را خریدار نیست مروری اجمالی بر وقایع دوازده ماه اخیر حاکی از افزایشی چشم‌گیر در میزان حمایت از حقوق حقّهء شما است. این پشتیبانی از طرف تودهء مردم در ممالک مختلف جهان و نمایندگان منتخب آنان طیّ سالیان متمادی موجب نهایت قدردانی این جمع بوده ولی آنچه حال درخور ستایش و سپاس مخصوص است ندای هم‌میهنان عزیز شما در درون ایران است که بعد از آگاهی بر وسعت بی‌عدالتی‌های وارده بر شما در شرایطی بسیار دشوار در کمال شجاعت و صداقت، بیش از پیش به دفاع از حقوق شما برخاسته‌اند. برخی از مروّجین عدالت، هنرمندان، دولت‌مردان، متفکّرین و دیگر شهروندان روشن‌ضمیر، و حتّی نفوسی انسان‌دوست از درون سلول‌های زندان، مهر سکوت را شکسته‌‌اند. این بانگ عدالت‌خواهی که در ابتدا از اقصی نقاط جهان برخاست و به مرور صدای ایرانیان ساکن خارج از کشور نیز به آن پیوست، حال در مقیاسی بی‌سابقه در ایران شدّت می‌گیرد. ولی ورای آگاهی به عمق بی‌‌عدالتی نسبت به بهائیان، هم‌وطنان روشن‌‌فکر شما در بارهء اصول و تعالیمی نیز می‌اندیشند که هم زندگی شما عزیزان را شکل می‌دهد و هم بنیانی متین برای ایجاد جامعه‌ای پیشرو می‌باشد: تعالیمی از قبیل حرمت کرامت انسانی، یگانگی و برابری نوع بشر از هر قوم و قبیله و نژاد و عقیده، تساوی زن و مرد، رهایی از تعصّبات، پای‌بندی به یادگیری و کسب علم و دانش، مهار آتش حرص و طمع، ترویج اقتصادی عاری از ثروت مفرط و فقر فاحش، و تعامل بین خرد و ایمان. دوستان عزیز و محبوب: این آگاهی و بیداری وجدان در کشور خویش را البتّه ارج می‌نهید زیرا به خوبی واقفید که در برابر هر ندای علنی که در پشتیبانی از حقوق شما ستم‌دید‌گان و در تمجید از این تعالیم به گوش می‌رسد هزاران نفوس دیگر دور از انظار به گفتگو مشغول‌اند‌ و به مرور فرا می‌گیرند که چگونه با توجّه به جو‌ّ موجود عقاید خود را آشکارا در این موارد ابراز دارند و به جمع مدافعین شما و مروّجین صلح و آشتی بپیوندند. ملاحظه فرمایید که شرح و بسط سخیفی که اذهان بیمار مغرضین و افکار محدود متعصّبین در بارهء تاریخ دیانت بهائی و رسوم و مقاصد بهائیان ساخته و پرداخته‌ و در طول یک صد و هفتاد سال اخیر سعی در ترویج آن شده، چگونه در طیّ چند سال گذشته بطلان آن ثابت گشته است. به علاوه هم‌وطنان کنجکاو تیز‌هوش شما به این فکر افتاده‌اند که دلیل این سرسختی در کژ انگاشتن عمدی و تخطئهء این نهضت روحانی که از سرزمین ایران برخاسته و در سراسر گیتی از احترامی قابل ملاحظه برخوردار است چیست. موجب مسرّت فراوان این مشتاقان است که با اقدامات شجاعانه و خالصانهء نفوسی که خواهان ترقّی ایران هستند، فرهنگ هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بین اقوام متنوّع و ادیان مختلف که از ویژگی‌های فرهنگ اصیل آن سرزمین باستانی است در حال تجدید و شکوفایی می‌باشد. از جمله این چنین وقایع چشم‌گیر سال گذشته در ایران در رابطه با وضعیّت بهائیان اقدامات ذیل را می‌توان نام برد: پشتیبانی علنی شخصیّت‌های برجستهء اجتماع از حقوق جامعۀ بهائی، تشویق عموم توسّط افراد محترم و نام‌دار به دل‌جویی از بهائیان، پی‌گیری مشکلات بهائیان از طرف برخی از بانوان شیردل و ممتاز ایران‌زمین، و ابراز هم‌دردی علنی و خصوصی از جانب بعضی روحانیون عالی‌مقام اهل تشیّع. ولی فراخوان عمومی یک روحانی بلند‌پایۀ ایرانی به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز میان پیروان همهء ادیان، اقدامی چنان مهم با پیامدی چنان مفید و دامنه‌ای چنان وسیع بود که مورد تمجید و حمایت رؤسای ادیان از جمله مسلمانان در دیگر کشور‌ها قرار گرفت و برخی اظهار امیدواری نموده‌اند که با گسترش چنین اقدامات خردمندانه‌ای شاید بتوان آگاهی جمعیِ لازم نسبت به ریشهء اصلی تعصّبات مذهبی، مشکلی اجتماعی که میلیون‌ها نفر در سراسر عالم با آن دست به گریبانند، را افزایش داد. در آثار بهائی این قبیل علمای روحانی و منقطع از امور دنیوی با عباراتی چون "رحمت یزدان" و "موهبت رحمن" توصیف گشته‌اند و هم‌چنین در بارهء نفوس سلیمهء مخلصه‌ای که خادم عالم انسانی و مروّج صلح عمومی می‌باشند وعده داده شده که "عنقریب هر یک مانند کوکب نورانی از افق انسانی طالع و لائح‌ شوند و آفاق را منوّر نمایند." نظری بر اوضاع جهان بیافکنید. ابر تیرهء قساوت و بی‌رحمی، تعصّب و سرکوب‌گری عالم را فراگرفته و دیده‌ها را تار و قلوب را پرملال ساخته است. ولی در عین حال در همه جا و در کشور خود شما نیز نفوس بی‌شماری هستند که تمسّک‌شان به اصول سازنده، به محبّت و اخوّت، به انصاف و عدالت، و به جهان‌بینی و بشردوستی چنان قویم و پایدار است که حاضرند به خاطر پیشرفت جامعه و سعادت دیگران و برای ساختن آینده‌ای درخشان از منافع شخصی خود بگذرند. این نفوس با این‌ گونه فداکاری‌ها تحسین همگان را برمی‌انگیزند و به تدریج با آرامشی خاصّ ولی با نتایجی غیر قابل انکار موجب تنویر افکار می‌گردند و جوّ لازم را برای تحقّق اصل وحدت در کثرت می‌آفرینند. الحمد‌ لله که شما پیروان حضرت بهاءالله نیز در زُمرۀ این نفوس هستید؛ به نور ایمان مزیّن‌اید، به اصول و تعالیم الهی پای‌بندید و با زندگی خود که ملهم از تعالیم محیی عالمیان است موجب تقلیب قلوب شده و می‌شوید. پس شعلهء فروزندۀ امید را در سینه محفوظ دارید و با عزمی جزم در مسیر خود گام بردارید. ظلم و ستم که در ظلمت کذب و نادرستی نشو و نما می‌کند البتّه از تابش نور صداقت و محبّت گریزان است زیرا که این تابش مآلاً تاریکی تعصّبات را بزداید و راه عدالت و مساوات را روشن نماید. ادعیۀ قلبی این مشتاقان، قدردانی ابدی هم‌کیشان و تحسین روزافزون مردم جهان از آنِ شماست. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 741
پیام نوروز ۱۳۹۳
نوروز ۱۳۹۳ یاران و یاوران باوفای جمال اقدس ابهی در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند تحیّات خالصانه و تبریکات صمیمانهء خود را به مناسبت فرارسیدن نوروز فیروز و آغاز بهار دل‌افروز به یکایک شما خواهران و برادران عزیز روحانی و به کلّیّهء مردم شریف ایران تقدیم می‌داریم. اخبار خوش استقبال پرشور جوانان برومند آن سرزمین از پیام مورّخ ۹بهمن ۱۳۹۲این جمع و پویایی جامعهء اسم اعظم در مهد امر الله موجب نهایت سرور و حبور این مشتاقان گردید. در آستانهء سال نو دست شکرانه به درگاه خداوند بی‌مانند بلند می‌نماییم که الحمد لله شما دل‌دادگان روی جانان علی‌رغم ظلم و ستم فراوان و محدودیّت‌های بی‌پایان در مسیری گام برمی‌دارید که آرزوی حضرت عبدالبهاء برای احبّای عزیز ایران بود: "…جمیع شب و روز به آنچه سبب عزّت ابدیّهٴ ایرانست پردازند و در تحسین اخلاق و آداب و بذل همّت و مقاصد ارجمند و الفت و محبّت و ترقّی و اتّساع صناعت و زراعت و تجارت سعی بلیغ و جهد عظیم مبذول دارند." در اعتاب مقدّسۀ علیا موفّقیّت بیش از پیش شما عزیزان را در میدان خدمت مسئلت می‌نماییم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 740
پیام ۹ بهمن ١۳۹۲
١١ شهرالسّلطان ١٧٠ ۹ بهمن ١۳۹۲ جوانان عزیز و برومند بهائی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند یک سال پیش در چنین ایّامی از جوانان بهائی در سراسر عالم دعوت نمودیم تا در بارۀ نقش مهمّ خود در فرایند احیای عالم و اتّحاد امم به تفکّر پردازند و به صفّ اوّل خادمان نوع بشر پیوندند. هم‌چنین یادآور شدیم که بی‌شمارند دیگر نفوسی که هم‌چون جوانان بهائی مشتاق وقف زندگی خود به بنای جهانی متّحد، مرفّه و عدالت‌پرور می‌باشند. سپس آنان را تشویق نمودیم تا در معیّت دوستان نزدیک‌شان برای تعمّق در مورد این مسئولیّت خطیر در یکی از ١١٤ کنفرانس‌ تاریخی و بی‌سابقه‌ای که در قارّات مختلف برگزار می‌شد شرکت جویند. حضور در این کنفرانس‌ها فرصت گران‌بهایی برای جوانان پیش آورد تا به توانایی‌های شگفت‌انگیز و قابلیّت‌های بی‌نظیری که مختصّ سنّ جوانی است بیندیشند و در بارۀ اثرات نامطلوب نیروهایی تأمّل نمایند که در این برهه از زمان نسل جوان را شدیداً تحت فشار قرار می‌دهد تا آنان را در دام مصرف‌گرایی گرفتار سازد، از تمسّک به ارزش‌های عالی انسانی و خدمت به نوع بشر باز دارد، از تلاش سازنده در جهت ایجاد تحوّلات بنیادین اجتماعی مأیوس نماید، و از ایمان به توان‌مندی‌های بی‌کران خود منصرف کند. شرکت‌کنندگان در این گردهمایی‌ها هم‌چنین به اندیشه پرداختند که چگونه می‌توان با پیامدهای این نیروهای منفی رویارویی نمود، چگونه می‌توان روابط دوستی و صمیمیّت برقرار ساخت و اتّحاد و اتّفاق ترویج داد، چگونه باید خود را با افکار و آرمان‌هایی مجهّز نمود تا بتوان با مساعی همگانی به تأسیس جهانی نو توفیق یافت که در عین تنوّع، به طراز صلح و صفا و یگانگی و رخا آراسته باشد. پاسخ تحسین‌آفرین جوانان بهائی و هزاران نفر از دوستان‌شان به این دعوت نشانی دیگر از تحقّق انتظارات جمال اقدس ابهی بود که نفوس در اوّل جوانی و ریعان شباب در راه خدمت به عالم امکان قیام نمایند. دست‌آورد اوّلیّۀ این کنفرانس‌ها از هر نظر چشم‌گیر بود، چه از جهت جهد و کوشش‌ِ فوق‌العاده و در مواردی قهرمانانه برای شرکت در آنها، چه از لحاظ عمق درک و بینشی که جوانان کسب نمودند و چه از نظر شوق و شور و عزم راسخی که برای خدمت به جوامع و تقلیب جهانیان به منصّۀ ظهور رساندند. تصاویر زیبا و اخبار امیدبخش این اجتماعات را بدون شک دیده و شنیده‌اید و شاید از نکات مطروحه آگاه شده و حتّی احتمالاً به قرائت متون مورد بحث در این کنفرانس‌ها توفیق یافته‌اید. حال نیز یقیناً از مطالعۀ موادّ و تفکّر در بارۀ مفاهیم و مقتضیات آن در زندگی و شرایط خاصّ خود، نیرویی جدید و انجذابی بدیع خواهید یافت. شما جوانان غیور مهد امر الله به خوبی واقفید که رسالت مقدّس شما آنست که در حلقۀ اطرافیان چون مشعلی فروزان نور امید بیفشانید، در بین مردمان پیک مهر و محبّت و دوستی و الفت گردید، در جمع هم‌وطنان نماد صبر و تحمّل و عفو و بخشش و اطمینان خاطر شوید، و از همه مهم‌تر، پیش‌گامانی فعّال در آن فرایندی باشید که قابلیّت و ظرفیّت خدمت را افزایش ‌می‌دهد، اتّحاد و اتّفاق را استحکام می‌بخشد و به کسب بینش و مهارت‌های لازم برای کوشش در جهت استقرار مدنیّتی جهانی و بهبود شرایط مادّی و معنوی جوامع بشری کمک ‌می‌نماید. با استفادۀ مؤثّر از این فرایند قدرت‌مند برای تقلیب روحانی و اجتماعی، جامعۀ بهائی آموخته است که اشتیاق به خدمت و به تفحّص در تعالیم الهی برای یافتن راه حلّ مشکلات نوع بشر را افزایش دهد. این تجربه و این دست‌آورد پیامدهای مفید و مقتضیات پردامنه‌ای برای زندگی فردی و حیات جمعی عالم انسانی دارد. این جمع البتّه از محرومیّت‌های بی‌پایان و محدودیّت‌های فراوان آن عزیزان آگاه است. همواره چه در تحصیل علوم، چه در کسب و کار برای امرار معاش، چه در سعی برای رسیدن به آرمان‌های شایسته و موجّه خود و حتّی در انجام فرایض دینی با مشکلات و ناملایمات لاتحصی رو به ‌رو هستید و آزادی‌تان با بی‌عدالتی‌های گوناگون پایمال می‌شود. مقدّر چنین بوده که هم‌وطنان حضرت بهاءالله از اوّل در حمل شداید و بلایا در راه بهبود عالم با آن مظهر ظهور الهی شریک و سهیم باشند. این بیان مبارک حضرت عبدالبهاء در حقّ فرد‌ فرد شما عزیزان صادق است که می‌فرمایند: "تأسّی به جمال مبارک نمودی و از بحر بلایای او قدحی نوشیدی." ولی به این واقعیّت هم به خوبی واقفید که دقیقاً همین پایداری در مقابله با ‌مشقّات است که موجب درخشش و تلألؤ جامعۀ اسم اعظم در آن سرزمین مقدّس گردیده است. مطمئن باشید که تنها صفحات تاریخ نیست که صلابت، شهامت و استقامت شما را بازگو خواهد کرد بلکه ارج و اهمّیّت جامعه‌ای که تحت تضییقات شدید و مستمرّ توانسته است هم‌چنان فعّال، پیشرو و متعهّد به خدمت به میهن عزیز خود باقی بماند، امروز از دیدگان تیزبین منصفان پوشیده نمانده است. شاید در حال حاضر روشن‌ترین و بارزترین نماد این استقامت سازنده پی‌گیری مجدّانۀ شما جهت کسب علم و دانش و پای‌بندی‌تان به ارزش‌های والای ایمان و خرد که تعالیم بهائی در شما القا نموده و پشت‌کارتان در ادامۀ تحصیلات عالی باشد. دنیا ناظر بر این واقعیّت است که جامعه‌ای ستم‌دیده به هیچ وجه حاضر نشده برچسب قربانی بودن را بر خود بپذیرد و در عوض، زنده و پویا و با اراده‌ای آهنین با والاترین مراتب هم‌بستگی و هم‌کاری عمل می‌نماید تا جوانانش کسب دانش و معرفت نمایند، به درجات عالی علمی نائل شوند و تمامی اجتماع از نتایج پیشرفت و ترقّی آنان بهره‌مند گردد. جمال قدم می‌فرمایند: "عالم منقلب است و انقلاب او یوماً فیوماً در تزاید و وجه آن بر غفلت و لامذهبی متوجّه و این فقره شدّت خواهد نمود و زیاد خواهد شد به شأنی که ذکر آن حال مقتضی نه." ملاحظه می‌فرمایید که چگونه نور ایمان در سراسر جهان رو به اخماد است. امّا رفتار و کردار و خلق و خوی شما برهانی است زنده از نورانیّتی که دین حقیقی می‌تواند به عالمِ وجود بخشد. دین اخلاق حمیده‌ ترویج می‌دهد، تحمّل و بردباری، شفقت و محبّت، و بخشش و بزرگواری عطا می‌کند، تفکّری مترقّی و متعالی القا می‌نماید، آزار و اذیّت به دیگران را بالکلّ نهی می‌کند و افراد را به جان‌فشانی در راه خیر عموم دعوت می‌نماید. دین به افراد می‌آموزد که جهان‌بین باشند نه خودبین، از تعصّبات احتراز نمایند، به تأسیس اتّحاد و یگانگی در بین نوع بشر پردازند، در راه رفاه مادّی و معنوی همگان کوشند، سعادت خود را در خوشبختی دیگران بینند، علم و دانش را انتشار دهند، اسباب وجد و سرور حقیقی شوند و عالم انسانی را حیاتی تازه بخشند. دین آیینۀ قلب را صیقل می‌دهد تا خصایل روحانی مودوعه در وجود را منعکس نماید، قوای منبعثه از صفات الهی در زندگی فردی و جمعی بندگان ظاهر ‌شود و پیدایش نظم اجتماعی نوینی را مدد بخشد. این است مفهوم واقعیِ دین در تعالیم حضرت بهاءالله. الحمد لله که شما عزیزان پیوسته می‌کوشید تا زندگی خویش را بر اساس تعالیم عالیه و مبادی سامیه‌اش بنا نهید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما به دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 739
پیام ٥ شهریور ١٣٩٢
٨ شهرالاسماء ١٧٠ ٥ شهریور ١٣٩٢ یاران و یاوران باوفای جمال اقدس ابهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند خبر قتل جناب عطاءالله رضوانی موجب حزن و اندوه عمیق این جمع شد. این عمل شنیع قلب هر انسانی را مشحون از تأسّف و تحسّر می‌نماید و موازین بشری، بدون شک، آمرین و عاملین آن را محکوم می‌کند. آنان که در پی جاه و مقام می‌کوشند تا با ریاکاری به اسم دین و ایمان بذر نفرت و جدایی در قلوب بکارند و با گفتار و رفتار تحریک‌آمیز خود ارتکاب چنین جنایتی را ممکن می‌سازند نیز مسئولیّت این جرم را به عهده دارند و در این گناه سهیم‌اند. البتّه واقفیم که اکثریّت ایرانیان عزیز این عمل فجیع را تقبیح می‌کنند، از ظلم و ستم بیزارند و انزجار خود را نسبت به هر نوع تفرقه‌افکنی اعلان می‌دارند. عطاءالله رضوانی آرزویی جز خدمت به وطن مألوف و عالم انسانی نداشت، حیاتش وقف ایجاد محبّت و وداد در بین جمهور ناس بود و در مراودات روزانه می‌کوشید تا نمادی از مکارم اخلاقی و صفات عالیۀ انسانی باشد. به تهدید و قساوت با شجاعت و متانت پاسخ می‌گفت و در میان هم‌شهریانش به مهربانی و ملاطفت شهرت داشت. مروّج دوستی و وفاق بود و بیزار از تعصّب و نفاق. در این راه جان شیرین فدا نمود و جام شهادت نوشید. پس در عالم بالا به بزم لقا پیوست، از بادۀ رضای الهی سرمست گردید و نامش در لوح محفوظ الی‌الابد ثبت شد. مراتب هم‌دردی و تسلیت خود را به همسر عزیز، فرزندان دل‌بند و دیگر بازماندگان سوگوار جناب رضوانی تقدیم می‌داریم و در اعتاب مقدّسۀ علیا برای ارتقای روح پرفتوح آن وجود نازنین و نیز برای نزول تأییدات الهیّه بر فرد فرد اعضای آن خاندان جلیل دعا می‌کنیم. زندگانی پرافتخار آن فقید سعید نمودار دیگری از این حقیقت است که بهائیان ایران در راه تحقّق اهداف بشردوستانه، بینش معنوی خود را همواره مدّ نظر دارند، از ظلم و شقاوت نمی‌هراسند، تضییقات حاصله از جهل و نادانی را با استقامت سازنده می‌پذیرند و با صبر و شکیبایی از طرق قانونی به احقاق حقوق خود می‌پردازند. مزید تأیید و توفیق عموم را از آستان مالک عطا و سلطان ملکوت بقا مسئلت می‌نماییم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 738
پیام ٢۰ اردیبهشت ۱۳۹٢
۱۳ شهرالجمال ۱۷۰ ٢۰ اردیبهشت ۱۳۹٢ پیروان امر حضرت یزدان در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند ورود بیش از هزار نمایندۀ منتخبِ جوامع ملّی بهائی از سراسر عالم به ارض اقدس برای شرکت در یازدهمین کانونشن بین‌المللی بهائی با چنان شور و هیجان و شکوه و جلالی همراه بود که مشاهدۀ آن بی‌اختیار اشک شوق از دیدگان جاری می‌ساخت. اجتماع این خادمان محترم امر الله از زن و مرد و از اقوام و نژادهای گوناگون جهان، نمایی از تنوّع نوع بشر بود و گویای دخول امر مبارک به مرحلۀ جدیدی از تمکّن در بین جوامع محلّی و اقوام مختلف در تمام قارّات عالم و حاکی از تأییدات ملا‌ء اعلی و تأثیرات مساعی خستگی‌ناپذیر پیروان حضرت بهاءالله در راه استقرار ملکوت الهی بر عرصۀ غبرا. انتخاب اعضای بیت العدل اعظم الهی در نهایت خلوص و روحانیّت و الفت و محبّت و عاری از آلایش‌های انتخاباتی دنیای مادّی انجام گردید. در هر یک از جلسات شور و مشورت که موفّقیّت‌های جامعۀ جهانی بهائی مورد گفتگو قرار می‌گرفت، ذکر تأثیرات مشهود قوای روحانیِ منبعث از فداکاری‌ها و جان‌فشانی‌های شما عزیزان ورد زبان و محور کلام بود. دسته‌گلی زیبا یاد احبّای عزیز مهد امر الله را هر لحظه در خاطر زنده نگه می‌داشت. در روز دوم کانونشن پس از شنیدن شرحی از احساسات خالصانۀ شما عزیزان نسبت به جمال اقدس ابهی و آمادگی‌تان برای استقامت سازنده در راه اعلای امر نازنینش، عدّه‌ای از نمایندگان از قارّۀ افریقا به طور دسته‌جمعی به ترنّم سرودی روح‌افزا به افتخار آن محبوبان دل و جان پرداختند. در ایّام تشرّفِ نمایندگان به روضۀ مبارکه و مقامات مقدّسه در ادعیۀ قلبیّه یاد می‌شدید و در طول این مؤتمر فرخنده این بیان شیرین مولای محبوب در گوش جان طنین‌انداز بود: "در محفل انسیم در محضر قدسیم هم ساکن فردوسیم ای جای تو خالی ای جای تو خالی." برگزاری این انجمن شور روحانی بین‌المللی مصادف بود با پنجمین سال مسجونیّت اعضای هیئت سابق یاران که برای خدمت به بهائیان ایران به تمشیت امور جامعه مشغول بودند و با دومین سال دست‌گیری عزیزانی که با خلوص نیّت به تدریس علوم و فنون مفیده به جوانان بهائی اشتغال داشتند، جوانانی که به دستور دولت‌مردانِ وطن خویش به خاطر عقاید خود از تحصیلات عالیه محروم گشته‌اند. این وقایع اسف‌بار هر دو نمادی از ظلم و ستمی است که بر کلّیّۀ بهائیان ایران وارد می‌شود و در طیّ دوازده ماه گذشته بدون هیچ دلیل موجّهی شدّت یافته و از اطفال صغیر تا سال‌مندان ضعیف را در بر گرفته است. این جور و عدوانِ منبعث از تعصّب و نادانی دامن‌گیر بسیاری از دیگر شهروندان غیور آن سرزمین نیز گردیده و موجب شده است تا عدّه‌ای از برجسته‌ترین و لایق‌ترین فرزندان آن آب و خاک به بهانه‌های سخیف و بی‌پایه در زندان به سر ‌برند. گویی عاملین این مظالم نه تنها به رضای حقّ و آسایش خلق بی‌اعتنا هستند بلکه از پیامدهای زیان‌بار اجتماعی، اقتصادی، روانی و معنوی اعمال‌شان برای کشور باستانی ایران و ملّت شریف آن نیز پروایی ندارند. بغض و تعصّب دیدۀ باطن را کور می‌کند، کاردانی و قضاوت صحیح را از انسان سلب می‌نماید و البتّه بی‌تدبیری نیز به دنبال می‌آورد. هدف پوچ مسئولین امور از تشدید تضییقات صرفاً تضعیف روحیّۀ بهائیان و اطفای نار موقدۀ الهیّه است. ولی از این نکته غافل‌اند که طوفان عناد هر چقدر ازدیاد یابد هرگز سراج برافروختۀ ید قدرت الهی را خاموش ننماید بلکه بالعکس شدّت معاندت موجب اشتعال نار محبّت ‌الله در قلوب مستعدّه ‌گردد. این بیداد‌گرانِ ناآگاه، وقتی که از تعدّیات همه‌جانبۀ خود نتیجۀ دل‌خواه نمی‌گیرند به دنبال طرق دیگری برای اِعمال فشار و سرکوبی می‌گردند. با دشمنان دیرینۀ امر الله هم‌دست می‌شوند تا به زعم باطل خود با کاشتن بذر شک و شبهه در قلوب احبّا، در جامعه ایجاد اختلاف و نفاق نمایند. زمانی که گفتمان‌های شما را در زمینۀ جامعه‌سازی برای دوستان، آشنایان و همسایگان‌تان مؤثّر و جذّاب می‌یابند به تحریف حقایق و کژنمایی واقعیّات می‌پردازند و به تلاشی مذبوحانه برای انتشار شایعات دروغ و مباحث سفسطه‌آمیز دست می‌زنند تا چون ایّام گذشته‌ با پیش‌ کشیدن مسائل خشک مذهبی، گفتگوهای مفید و صمیمانه را با مجادلۀ لفظی جای‌گزین ‌کنند. آنچه همگان حتّی معاندین متعصّب به آن اذعان دارند اینست که علی‌رغم شدّت مصائب و کثرت موانع، شما عزیزان در مقابله با مشکلات همچون کوه ثابت و راسخید زیرا تحمّل صدمات و مشقّات در سبیل دوستِ یکتا را موهبت کبری می‌دانید و آگاهید که به فرمودۀ مرکز میثاق "همیشه نفوس طیّبه در بند راحت و آسایش خویش نبودند بلکه محض نورانیّت عموم از نوش گذشتند و تحمّل نیش فرمودند." با صبر و سکون به راه خود ادامه می‌دهید و بیانات مولای حنون را مدّ نظر دارید که می‌فرمایند: "عبدالبهاء را سجن آزادیست و زندان ایوان روحانی و کند و زنجیر گردش و گل‌گشت در حدیقۀ نورانی. حصیر سریر است و چاه اوج ماه." به علاوه به خوبی می‌دانید که استقرار ملکوت الهی در این جهان پرآشوب کار آسانی نیست. ایمانی راسخ، توکّلی کامل، همّتی بلند، روحیّه‌ای شکست‌ناپذیر، تلاشی‌ مستمرّ و صبر و تحمّلی بی‌پایان می‌خواهد. بر سنّت خداوندی واقفید و کوشش‌های خود را چون بذری می‌دانید که دهقان ملکوتی در کشت‌زار خود می‌افشاند. حصول ثمر و جمع‌آوری خرمن وقت و حوصله می‌خواهد و زحمت و مشقّت می‌طلبد ولی با نزول برکات الهی برداشت محصول موفور قطعی و حتمی است. مطمئن هستید که همان ‌گونه که دانه به فیض باران و کوشش باغبان به مرور زمان به درختی تنومند و بارور تبدیل می‌شود، از‌خودگذشتگی‌های شما عزیزان و مساعی دیگر بهائیان جهان نیز به طوری که شواهد آن در سراسر عالم ظاهر و آشکار و در این کانونشن بین‌المللی بارز و عیان بود با الطاف و عنایات خداوندی در میقات معیّن ثمرات عالیه به بار خواهد آورد، قلوب را روشن خواهد کرد، جهان تاریک را رشک گلزار و چمن خواهد نمود و بالمآل وحدت عالم انسانی را محقّق خواهد ساخت. الحمد‌ للّه شما باسلان مضمار عبودیّت در عرصۀ ایمان و میدان خدمت گوی سبقت را ربوده‌اید و تحسین و تمجید آشنا و بیگانه را به خود جلب نموده‌اید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد فرد فرد شما خادمان عزیز و با‌وفای حضرت کبریا دست به دعا برمی‌داریم و مزید تأیید و توفیق‌تان را مسئلت می‌نماییم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 737
پیام نوروز ۱۳۹۲
نوروز ١٣٩٢ بندگان راستان حضرت رحمان در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند با قلوبی سرشار از محبّت و وداد، نوروز فرخنده و سال نو را به شما عزیزان دل و جان و همۀ مردم پاک‌سرشت ایران تبریک و تهنیت می‌گوییم. شهرالعلاء، ایّام مبارک صیام و دوران پرموهبتِ تجدید قوای روحانی به پایان رسید، زمستان پرمرارت و برودت سپری گشت و شهرالبهاء، سرآغاز فصل پرطراوت بهار جان‌فزا فرا رسید. این تغییراتِ عالم طبیعت یادآوری است از حلول بهاری معنوی که با طلوع امر حضرت ربّ اعلی مبشّر و منادی تجدید حیات روحانی در این عصر نورانی و با ظهور حضرت بهاءالله مظهر کلّی الهی و بانی تمدّنی بدیع و جهانی آغاز گردید. همان ‌گونه که از نفخۀ بهار دل‌نشین جهان مشکین و عنبرین می‌شود و دشت و صحرای بی‌گیاه از نو سبز و خرّم می‌گردد، قوای منبعث از نسایم جان‌بخش این بهار پرانوار نیز عالم وجود را حیاتی تازه ‌بخشد و آن را برای ترقّیات شگرف مادّی و معنوی آماده نماید، فرا رسیدن بلوغ جمعی نوع بشر را نوید ‌دهد و ملل و اقوام مختلف را به سوی دنیایی مخصّص به اصل وحدت در کثرت به پیش بَرد. خوشا به حال شما برگزیدگان حضرت کبریا که به نور ایمان منوّرید، به خلق و خوی رحمانی مزیّنید، در ایجاد این تقلیب روحانی کوشایید، و در راه کمک به تأسیس مدنیّتِ لاشرقیّه و لاغربیّۀ الهیّه از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. شمایید پیش‌تازان جنود ملکوت‌ الهی و شمایید خادمان عالم انسانی که در لهیب امتحان چون زر ناب رخ برافروخته‌اید و در طوفان افتتان خاموش و افسرده ننشسته‌اید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما عزیزان به دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 736
پیام ١٢ اسفند ١٣٩١
١ شهرالعلاء ١٦٩ ١٢ اسفند ١٣٩١ احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، ظلم و ستمی که جامعۀ ممتحن و غیور اسم اعظم در سرزمین مقدّس ایران در طیّ سی و چهار سال گذشته با آن مواجه بوده دنبالۀ حملاتی است که در تاریخ صد و شصت و نه سالۀ آیین بهائی همواره با شدّتی کمتر یا بیشتر ادامه داشته است. بر خلاف انتظار کسانی که مصمّم بر تضعیف جمع پیروان حضرت بهاءالله در زادگاه آیین مقدّسش می‌باشند، دسیسه‌های دشمنان بالمآل موجب تقویت روح ایمان احبّا و تحکیم بنیان جامعه شده است. ایرانیان گرامی که خود قربانی مظالم فراوانند نه تنها بر بی‌عدالتی‌های وارده بر بهائیان واقفند بلکه در خدمات خالصانه و مستمرّ این جامعه نیرویی سازنده در جهت تغییر و احیای ایران عزیز مشاهده می‌کنند. با افزایش احساس هم‌دردی ملّت نسبت به هم‌وطنان بهائی خود، ندای مردم شریف آن سرزمین برای رفع موانعی که شما را از مشارکت در عرصه‌های مختلف حیات اجتماع باز می‌دارد بلندتر می‌شود. پس جای تعجّب نیست اگر سؤالات مربوط به موضع بهائیان نسبت به امور سیاسی اهمّیّت بیشتری ‌بیابد. در طول تاریخ، جامعۀ بهائی ایران در ارتباط با امور سیاسی با موقعیّت خاصّی رو به رو بوده است بدین معنی که از یک طرف به‌ غلط مورد اتّهاماتی چون داشتن انگیزه‌های سیاسی، جبهه‌گیری علیه حکومت وقت و یا جاسوسی برای قدرت‌های خارجی قرار گرفته و از طرف دیگر در نظر برخی، تمسّک محکم بهائیان به اصل عدم دخالت در سیاست‌های حزبی به بی‌توجّهی آنان نسبت به مصالح هم‌میهنان‌شان تعبیر شده است. حال که اهداف واقعی مخالفین آیین بهائی برملا گردیده شایسته است که به علاقۀ روز‌افزون ایرانیان به درک نگرش بهائیان نسبت به سیاست پاسخ گویید مبادا سوء‌ تفاهمات موجب سستی پیوندهای دوستی و رفاقتی گردد که با نفوس بی‌شماری برقرار ‌ساخته‌اید. سزاوار آنست که در این پاسخ فقط به چند جملۀ کوتاه، هرچند مهم، در بارۀ محبّت‌ و یگانگی اکتفا نکنید بلکه تصویری از چارچوبی که رویکرد جامعۀ بهائی را نسبت به این موضوع شکل می‌دهد برای هم‌وطنان عزیز خود ترسیم نمایید. امیدواریم توضیحات زیر بتواند در این مورد به شما عزیزان کمک کند. چشم‌انداز آیین بهائی از سیاست با مفهومی خاصّ از تاریخ و مسیر آن رابطه‌ای جدایی‌ناپذیر دارد. پیروان حضرت بهاءالله معتقدند که نوع بشر به آغاز مرحلۀ درخشانی در فرایند طولانی تکامل خود رسیده، فرایندی که او را از مرحلۀ طفولیّت به آستانۀ بلوغ یعنی مرحلۀ استقرار یگانگی نوع بشر رسانده است. همانند یک فرد که قبل از ورود به مرحلۀ بلوغ جسمانی، دورانی متغیّر امّا نویدبخش را می‌گذراند و بسیاری از قوا و استعدادهای نهفته‌اش آشکار می‌گردد، عالم انسانی نیز اکنون در بحبوحۀ تحوّلی بی‌سابقه قرار گرفته و بسیاری از اغتشاشات و تلاطمات جهان امروز را می‌توان فوران احساسات پر جوش و خروش این مرحله و نشانۀ آغاز بلوغ نوع انسان دانست. با ظهور و بروز مقتضیات این بلوغ، آداب و رسوم و نگرش‌ها و عادات متداولۀ قرون و اعصار دیرین یکی پس از دیگری از کارآیی باز می‌ماند. در تغییر و تحوّلات کنونیِ جوانب مختلف زندگی بشری، بهائیان تعامل دو فرایند اساسی را مشاهده می‌نمایند. طبیعتِ یک فرایند تجزیه و تخریب و طبیعتِ دیگری ترکیب و سازندگی است. هر یک از این دو به طریقی نوع بشر را به سوی بلوغ کامل خود سوق می‌دهد. اثرات فرایند اوّل در همه‌ جا آشکار است: در دشواری‌های گریبان‌گیر نهادهایی که در گذشته مورد نهایت احترام بوده‌اند؛ در ناتوانی رهبران عالم از ترمیم شکاف‌های فزاینده‌ای که در ساختارهای اجتماعی به چشم می‌خورند؛ در فروپاشی معیارهایی که طیّ قرون و اعصار تمایلات ناهنجار بشری را مهار ‌کرده‌اند؛ و در یأس و بی‌تفاوتیِ نه فقط افراد بلکه اجتماعاتی که تماماً حسّ هدف‌مندی خود را از دست داده‌اند. امّا نیروهای تخریب هرچند ویران‌گرند ولی در عمل سدهایی را که مانع پیشرفت بشر می‌شوند از میان برمی‌دارند و فضایی برای فرایند سازندگی فراهم می‌نمایند تا گروه‌های مختلف را به هم نزدیک ‌کند و امکانات تازه‌ای را برای هم‌کاری و معاضدت در برابر دیدگان‌شان قرار ‌دهد. بهائیان فرداً و جمعاً البتّه می‌کوشند تا مساعی خود را با قوای فرایندِ سازنده هم‌سو نمایند زیرا معتقدند که این فرایند، هر چقدر افق‌های نزدیک تیره و تار باشد، روز ‌به ‌روز قوی‌تر خواهد شد، امور بشری سازمانی کاملاً جدید خواهد یافت و عصر صلح عمومی چهره خواهد گشود. این است بینشی از تاریخ که مبنای کلّیّۀ اقدامات جامعۀ بهائی است. همان‌ گونه که از مطالعۀ آثار بهائی دریافته‌اید، اصل یگانگی نوع انسان که نشانۀ بارز دوران بلوغ اوست باید در تمام جوانب حیات اجتماعی تجلّی کند. تعلّق نوع انسان به یک قوم واحد که زمانی با ناباوری تلقّی می‌شد امروزه به طور وسیع مورد پذیرش است. ردّ تعصّبات عمیق دیرینه و حسّ روز‌افزون شهروندی جهانی از جمله نشانه‌های این آگاهیِ رو به تزاید است. هرچند این آگاهی امیدبخش است ولی باید آن را صرفاً به‌ منزلۀ اوّلین قدم در فرایندی شمرد که تنها با گذشت سال‌ها بلکه قرن‌ها تکامل خواهد یافت زیرا اصل یگانگی نوع بشر که حضرت بهاءالله مقتضیات آن را اعلان فرموده‌اند فقط خواهان هم‌کاری در بین مردمان و ملّت‌ها نیست بلکه مستلزم نواندیشی کامل در بارۀ روابطی است که به اجتماع تداوم می‌بخشد. بحران فزایندۀ محیط زیست که محرّک آن نظامی است که تاراج منابع طبیعی را برای ارضای زیاده‌طلبیِ بی‌پایان بشری نادیده می‌گیرد گویای آنست که تصوّر کنونی نوع انسان از روابطش با طبیعت تا چه حدّ نارسا است؛ وخامت اوضاع خانواده همراه با افزایش نقض مداوم حقوق زنان و کودکان در سراسر جهان روشن‌گر آنست که عقاید کوته‌نظرانه‌ای که امروزه روابط خانوادگی را توصیف می‌کند تا چه اندازه فراگیر است؛ تداوم استبداد از یک‌ سو و بی‌اعتنایی روزافزون مردم جهان به مرجعیّتِ مشروع از سوی دیگر روشن می‌سازد که ماهیّت روابط کنونی موجود میان فرد و نهادهای اجتماع برای بشریّتی رو به ‌بلوغ چقدر غیر قابل قبول است؛ تمرکز ثروت در دست گروهی کوچک از سکنۀ کرۀ زمین نشان می‌دهد که روابط بین بخش‌های گوناگون اجتماع که اکنون به ‌صورت جامعه‌ای جهانی در‌ آمده چگونه از بنیان به غلط طرح‌ریزی شده است. اصل یگانگی نوع بشر مستلزم تغییری بنیادین در تار و پود ساختار اجتماع در سراسر عالم است. بهائیان بر این باور نیستند که تقلیب و تحوّلات مورد نظر تنها از طریق مساعی آنان صورت خواهد گرفت و هم‌چنین به دنبال ایجاد نهضتی نیستند که بینش‌ خود را نسبت به آینده بر اجتماع تحمیل نماید. هر ملّت و هر گروه و در حقیقت هر فرد، به فراخور توان و استعداد خود به ایجاد تمدّنی جهانی که نوع بشر قطعاً به سوی آن پیش می‌رود کمک خواهد کرد. اتّحاد و یگانگی به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء در عرصه‌های مختلف حیات بشری متدرّجاً حاصل خواهد شد از جمله "وحدت سیاست"، "وحدت آراء در امور عظیمه"، "وحدت نژاد"، و "وحدت وطن". با تحقّق این امور، ساختارهای لازم در دنیایی برخوردار از اتّحاد سیاسی که تنوّع کامل فرهنگ‌ها را ارج‌ می‌نهد و شرایط ظهور و بروز حرمت و شرافت انسانی را فراهم می‌سازد، به ‌مرور شکل خواهد گرفت. بنا بر این مشغلۀ ذهنی جامعۀ جهانی بهائی آنست که چگونه می‌تواند به بهترین وجه به فرایند تمدّن‌سازی کمک کند. این جامعه دو بُعد در کار خود مشاهده می‌کند: بُعد اوّل مربوط به رشد و تکامل خود و بُعد دوم مربوط به کیفیّت تعاملش با اجتماع می‌باشد. در زمینۀ رشد و تکامل جامعۀ خود، بهائیان در شرایط اجتماعی مختلف در سراسر جهان خاضعانه تلاش می‌کنند تا الگویی برای فعّالیّت و ساختارهای اداری مربوطه فراهم آورند که اصل وحدت نوع بشر و معتقدات زیربنایی این اصل را تجسّم می‌بخشد. برای روشن شدن موضوع در اینجا فقط چند فقره از این اعتقادات بیان می‌گردد: روح انسانی عاری از جنسیّت، نژاد، قومیّت و طبقه می‌باشد و این حقیقتی است که هر نوع تعصّب را غیر قابل‌ قبول می‌نماید مخصوصاً تعصّب نسبت به زنان که آنان را از پرورش استعدادهای ذاتی خود و از اشتغال پا ‌به ‌پای مردان در میادین گوناگون باز می‌دارد؛ ریشۀ اصلی تعصّب جهل است که به کمک فرایندهای آموزشی‌‌ می‌تواند بر طرف گردد، فرایندهایی که دانش را در اختیار تمامی نوع بشر قرار می‌دهد و آن را کالایی منحصر به اقلّیّتی مرفّه نمی‌داند؛ علم و دین دو نظام مکمّل دانش و عمل‌اند که انسان از طریق آنها دنیای اطراف خود را درک می‌کند و به وسیلۀ آنها تمدّن را به پیش می‌برد؛ دین بدون علم به ‌سرعت به سطح خرافات و تعصّبات تنزّل می‌یابد و علم بدون دین به ابزاری برای مادّی‌گرایی خشک تبدیل می‌گردد؛ مادام که مصرف‌گرایی به منزلۀ افیونِ روحِ انسان عمل می‌نماید دسترسی به رفاه واقعی که ثمرۀ انسجامی پویا بین نیازهای مادّی و معنوی زندگی است روز به روز دشوارتر خواهد شد؛ عدالت که یکی از قوای روح انسان است فرد را قادر به تشخیص حقیقت از دروغ می‌سازد و جستجوی واقعیّت را هدایت می‌کند، جستجویی که برای رهایی از عقاید خرافی‌ و سنّت‌های پوسیده‌ای که راه یگانگی را مسدود می‌سازند ضروری است ؛ عدالت وقتی که به نحوی صحیح در مسائل اجتماعی اِعمال گردد مهم‌ترین وسیله برای ایجاد وحدت و یگانگی است؛ هر کسب و کاری که با روح خدمت به هم‌نوع انجام شود به منزلۀ عبادت و ستایش خداوند است. تبدیل این‌ قبیل آرمان‌ها به واقعیّت، ایجاد تقلیب در افراد و پی‌ریزی ساختارهای اجتماعی مناسب مطمئنّاً کار کوچکی نیست. با این حال جامعۀ بهائی یک فرایند یادگیری درازمدّت را که لازمۀ این مشروع عظیم است با جدّیّت تمام دنبال می‌کند، مشروعی که مشارکت تعداد فزاینده‌ای از مردم از هر طبقه و از هر گروه بشری را استقبال می‌نماید. البتّه بسیارند مسائلی که این فرایند یادگیری که اکنون در جوامع مختلف بهائی در هر گوشه از جهان در جریان است باید به آنها بپردازد از جمله: گردهم‌آوری مردمانی از پیشینه‌های مختلف در محیطی دور از خطرِ مداوم نفاق و اختلاف، محیطی که به روح ستایش و نیایش متمایز است، ترک ذهنیّت تفرقه‌اندازی را تشویق می‌کند، موازین بالاتری از وحدت فکر و عمل را ترویج می‌دهد و صمیمیّت و هم‌کاری قلبی را سبب می‌گردد؛ توان‌دهی به گروه‌های فزاینده‌ای از مردان و زنان به نحوی که از خمودت و بی‌تفاوتی به‌ در آیند و به فعّالیّت‌هایی اشتغال ورزند که به پیشرفت روحانی، اجتماعی و فکری‌شان منجر می‌شود؛ ادارۀ امور جامعه‌ای که عاری از وجود طبقۀ روحانیّونِ مدّعی برتری و امتیاز است؛ کمک به جوانان تا در عبور از این مرحلۀ حسّاس و پرمخاطرۀ زندگی راه خود را بیابند و توان‌مند شوند تا انرژی سرشار خود را در مسیر پیشبرد تمدّن به کار برند؛ ایجاد فضایی سازنده و منسجم در محیط خانواده تا به رفاه مادّی و معنوی بیانجامد، در کودکان و جوانان احساس بیگانگی نسبت به "دیگران" القا نشود و فکر بدرفتاری با "دیگران" تقویت نگردد؛ فراهم ساختن تمهیداتی برای یک فرایند مشورتی که در آن تصمیم‌گیری از افکار و آرای متنوّع بهره‌مند گردد، فرایندی که در نقش اقدامی جمعی در جستجوی واقعیّت و فارغ از دل‌بستگی به دیدگاه‌های شخصی، اطّلاعات مبتنی بر تجارب عملی را ارج ‌نهد، آنچه را که صرفاً یک نظر و یک رأی است به مقام واقعیّت ارتقا ندهد و حقیقت را وجه المصالحۀ توافق بین گروه‌های مخالف ذی‌نفع نسازد. برای بررسی بهتر این‌ مسائل و موضوع‌های بی‌شمار دیگری که مسلّماً پیش خواهد آمد، جامعۀ بهائی شیوۀ عمل معیّنی اتّخاذ کرده‌ است که ویژگی آن اقدام، بازنگری، مشورت و مطالعه‌ای است که نه تنها مراجعۀ مداوم به آثار امری بلکه تجزیه و تحلیل علمی الگوهای حاصله را نیز در بر می‌گیرد. سؤالاتی نیز از قبیل اینکه چگونه می‌توان یک چنین روش یادگیری در حین عمل را ادامه داد، چگونه می‌توان مشارکت تعداد فزاینده‌ای از افراد را در تولید و به کار گیری دانش مربوطه تضمین نمود، و چگونه می‌توان ساختارهایی برای استفادۀ سیستماتیک از تجربیّات حاصله در سراسر جهان و برای ارائه و انتقال درس‌های آموخته ‌شده طرح نمود، از جمله مسائلی است که مورد کاوش و تحقیق مستمرّ جامعۀ بهائی می‌باشد. مسیر کلّی این فرایندِ یادگیری از طریق یک سلسله نقشه‌های جهانی هدایت می‌شود که جهت و چارچوب آن را بیت العدل اعظم تعیین می‌کنند. واژۀ کلیدی این نقشه‌ها پرورش قابلیّت است. هدفْ بالا بردن سطح توان‌مندی سه شرکت‌کننده در این اقدام جمعی یعنی افراد، جامعه و مؤسّسات می‌باشد تا پایه‌های حیات روحانی را در همه جا - از دهکده‌های بی‌شمار در مناطق روستایی گرفته تا محلّه‌های شهرهای بزرگ - تقویت نمایند، رفع برخی از نیازهای اجتماعی و اقتصادی ساکنین محل را وجهۀ همّت خود قرار دهند، در گفتمان‌‌های رایج مشارکت نمایند و در عین حال انسجام لازم در روش‌ها و رویکردها را حفظ کنند. درک ماهیّت آن روابطی که فرد، جامعه و مؤسّسات اجتماع، یعنی ‌‌‌‌سه بازی‌گری را که همواره در صحنۀ تاریخ گرفتار کشمکش بر سر کسب قدرت بوده‌اند به هم پیوند می‌دهد، مسئله‌ای مهم و اساسی در فرایند یادگیری است. در این بستر، پیش‌فرضی که روابط بین سه اجرا‌کنندۀ مزبور را لزوماً تابع مستلزمات رقابت می‌داند و قدرت‌های عظیم و نهفتۀ روح انسانی را نادیده می‌گیرد کنار گذاشته شده‌ و به جای آن پیش‌فرضی واقع‌بینانه‌تر اتّخاذ گردیده مبنی بر اینکه تعاملِ دوستانه و هماهنگِ این سه می‌تواند مروّج تمدّنی باشد که شایستۀ بشری بالغ است. الهام‌بخش اقدامات بهائیان برای یافتن مجموعۀ نوینی از روابط بین این سه اجرا‌کننده، بینشی از اجتماع آینده است که حضرت بهاءالله قریب یک قرن و نیم پیش در یکی از الواح خود به آن اشاره فرموده‌ عالم بشری را به هیکل انسان تشبیه می‌نمایند که هم‌کاری و تعاون اصل حاکم بر نظام آن است. همان‌ گونه که پیدایش قوّۀ عاقله در عالم وجود نتیجۀ هم‌بستگی و اتّحاد پیچیدۀ میلیون‌ها سلّول است که با تشکیل بافت‌ها و اعضای مختلف توان‌مندی‌های متمایز را ممکن می‌سازند تکامل تمدّن بشری را نیز می‌توان نتیجۀ مجموعه‌ای از تعاملات بین اجزای منسجم و متنوّع نوع انسان دید، انسانی که توانسته ‌است از مقصد کوته‌بینانۀ تمرکز در موجودیّت خود فراتر رود. همان طور که زیستایی هر سلّول و هر عضو به سلامت تمامی بدن وابسته است به همین ترتیب رفاه هر فرد، هر خانواده و هر ملّت را باید در رفاه تمامی نوع بشر جستجو نمود. بر اساس چنین بینشی و با آگاهی بر لزوم اقدامات هماهنگ برای حصول نتایج سودمند، هدف مؤسّسات تسلّط بر افراد نیست بلکه پرورش استعدادها و هدایت آنان است. افراد نیز به ‌نوبۀ خود این هدایت را با میل و با ایمانی منبعث از درک و آگاهی می‌پذیرند نه با اطاعت کورکورانه. وظیفۀ خطیر جامعه ایجاد و حفظ محیطی است که در آن توانایی افرادی که مایلند خلّاقیّت خود را مسئولانه و در جهت مصالح عمومی و بر طبق نقشه‌های مؤسّسات ابراز نمایند از طریق اقدامات مشترک مضاعف ‌شود. برای شکل‌گیری مجموعۀ روابط فوق‌الذّکر به صورت الگویی از زندگیِ مبتنی بر اصل یگانگی نوع بشر، برخی از مفاهیم اساسی باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد. عمده‌ترین آنها مفهوم قدرت است. بدیهی است که قدرت به معنای وسیله‌ای برای سلطه‌جویی و گرایش‌‌های ملازم آن مانند رقابت، مجادله، تفرقه‌جویی و تفوّق‌طلبی باید کنار گذارده شود. البتّه این بدان معنی نیست که کارکرد قدرت انکار شود زیرا حتّی در مواردی که نهادهای اجتماع مأموریّت و اختیارات خود را با رأی مردم کسب می‌کنند قدرت در اِعمال حاکمیّت و مرجعیّت مدخلیّت دارد. امّا قدرتْ عنصری محدود نیست که باید ضبط و تصرّف شود و مجدّانه محافظت گردد. قدرت، در اصل، قابلیّتی است نامحدود برای ایجاد تقلیب و تحوّل که در تمامیّت نوع انسان جای دارد. فرایندهای سیاسی مانند سایر فرایندهای زندگی نباید از تأثیر قوای روح بشری از جمله قدرت وحدت و یگانگی، قدرت عشق و محبّت، قدرت خدمت خاضعانه، و قدرت اَعمال خالصانه بی‌بهره بماند. آیین بهائی همانند دیگر ادیان امیدوار است که نوع بشر از این قدرت‌ها بهرۀ بیشتری گیرد. شکوفا نمودن، تشویق کردن، جهت بخشیدن، هدایت کردن و قادر ساختن از جمله واژه‌هایی هستند که با این‌ مفهوم از قدرت بستگی دارند. جامعۀ بهائی ادّعای کمال ندارد و به خوبی نیز آگاه است که راه درازی در پیش دارد تا تجربیّاتش منجر به کسب بصیرت‌های لازم در بارۀ این روابط گردد. داشتن آرمان‌های والا با پیاده کردن آنها در زندگی روزمرّه بسی متفاوت است. چالش‌های بی‌شماری در راه است و درس‌های بسیاری باید آموخت. ناظری بی‌طرف در نگاهی کوتاه ممکن است مساعی جامعۀ بهائی در جهت مقابله با این چالش‌ها را آرمان‌گرایانه بخواند ولی متّهم ساختن بهائیان به بی‌تفاوتی نسبت به امور کشورشان توجیه‌پذیر نیست تا چه رسد به تهمت بی‌وطنی. اگرچه ممکن است مجهودات بهائیان برای برخی خیال‌پردازانه انگاشته شود امّا توجّه و علاقۀ عمیق‌شان به مصالح نوع بشر را نمی‌توان نادیده گرفت. به علاوه در حالی که به نظر نمی‌رسد هیچ ‌یک از ترتیبات کنونی جهان قادر باشد جامعۀ بشری را از غرقاب اختلاف و جدال نجات بخشد و رفاه و سعادتش را تأمین نماید، چرا اقدامات گروهی از شهروندان یک مملکت به منظور درک عمیق‌تر خود از ماهیّت آن روابط بنیادینی که تعیین کنندۀ آینده‌ای است که نوع انسان به سویش در حرکت است باید زیر سؤال برده شود؟ چه ضرری از این اقدامات می‌تواند حاصل ‌شود؟ حال در چارچوب ارائه شده در فوق، می‌توان دومین بُعد مجهودات جامعۀ بهائی برای کمک به فرایند تمدّن‌سازی، یعنی مشارکت این جامعه در امور اجتماع را بررسی نمود. آنچه را که بهائیان به منزلۀ یک جنبه از کمک خود به این فرایند می‌دانند البتّه نمی‌تواند با جنبۀ دیگر آن مغایرت داشته باشد بدین معنی که فی‌المثل آنان نمی‌توانند در صدد یافتن الگوهایی فکری و عملی برای متجلّی ساختن اصل وحدت و یگانگی در جامعۀ خود باشند ولی هم‌زمان در میدانی فعّالیّت کنند که مفروضاتی کاملاً متفاوت در بارۀ زندگی اجتماعی انسان را دنبال می‌کند. برای دوری جستن از این دوگانگی و تضادّ، جامعۀ بهائی بر اساس آموزه‌های آیین خود عناصر اصلی رویکردی را به ‌تدریج تنظیم کرده است که مشارکت اعضایش در حیات اجتماع را شکل می‌دهد. اوّلین و مهم‌ترین وظیفۀ بهائیان، چه فردی و چه جمعی، کوشش در اجرای این تعلیم حضرت بهاءالله است که می‌فرمایند: "باید با جمیع اهل عالم به روح و ریحان معاشرت نمایند چه که معاشرت سبب اتّحاد و اتّفاق بوده و هست و اتّحاد و اتّفاق سبب نظام عالم و حیات امم است." حضرت عبدالبهاء با ارائۀ توضیحات بیشتری در این مورد می‌فرمایند: "نوع انسان محتاج تعاون و تعاضد است محتاج مراوده و اختلاط است تا کسب سعادت و آسایش کند و راحت و آرایش یابد"، "آنچه سبب ائتلاف و تجاذب و اتّحاد بین عموم بشر است حیات عالم انسانیست و آنچه سبب اختلاف و تنافر و تباعد است علّت ممات نوع بشر است" و هم‌چنین "هر چه الفت و محبّت بین بشر مزداد شود سعادتش بیشتر شود و هر چه نزاع و جدال به میان آید سبب ذلّت شود." حتّی در بارۀ دین می‌فرمایند: "دین باید سبب محبّت و الفت باشد اگر دین سبب جدال و عداوت شود البتّه عدم آن بهتر است." بدین ترتیب بهائیان دائماً می‌کوشند تا به نصیحت حضرت بهاءالله گوش فرادهند که می‌فرمایند: "از بيگانگی چشم برداريد و به يگانگی ناظر باشيد." آن حضرت به پیروان خود توصیه می‌فرمایند که "امروز انسان كسی است كه به خدمت جميع من علی الأرض قيام نمايد." نصیحت حضرتش آنست که "هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید." حضرت بهاءالله در اهمّیّت وحدت و یگانگی می‌فرمایند: "نور اتّفاق آفاق را روشن و منوّر سازد." با توجّه به این‌ گونه عقاید و افکار، بهائیان می‌کوشند تا حدّی که امکانات‌شان اجازه دهد با تعداد فزاینده‌ای از جنبش‌ها، سازمان‌ها، گروه‌ها و افراد هم‌کاری نمایند و به اقدامات مشترکی بپردازند که بر اتّحاد و یگانگی می‌افزاید، رفاه عالم انسانی را ترویج می‌دهد و به هم‌بستگی جهانی کمک می‌نماید. آثار بهائی پیروان این آیین را به مشارکت فعّالانه در جوانب بی‌شماری از زندگی معاصر فرا می‌خواند. بهائیان برای انتخاب میادین مشارکت خود موظّفند که این اصل مندمج در تعالیم بهائی را نیز مدّ نظر داشته باشند که وسیله باید با هدف توافق و تطابق داشته باشد و نمی‌توان از راه‌های ناشایست به اهداف متعالی دست یافت. به خصوص ممکن نیست بتوان وحدتی پایدار را از طریق مجهوداتی بنیان نهاد که اختلاف را ترویج ‌می‌دهد و یا مبتنی بر این باور است که تعاملات بشری کلّاً و ذاتاً بر شالودۀ تضادِّ منافع استوار می‌باشد. در اینجا باید متذکّر شد که با وجود محدودیّت‌های ناشی از پای‌بندی به این اصل، جامعۀ بهائی دچار کمبود موقعیّت برای هم‌کاری نبوده است؛ چه بسیارند مردمانی که امروزه در سراسر جهان در جهت تحقّق اهدافی که مورد نظر بهائیان نیز هست مجدّانه در تلاش‌اند. بهائیان هم‌چنین می‌کوشند تا در هم‌کاری‌های خود با دیگران از مرزهای مشخّصی فراتر نروند مثلاً هیچ اقدام مشترکی را فرصتی برای تحمیل عقاید مذهبی خود نشمرند و از خود‌برحقّ‌بینی و سایر جلوه‌های نامطلوبِ هیجانات مذهبی احتراز ‌جویند. امّا درس‌هایی را که از تجربیّات خود آموخته‌اند بی‌دریغ در اختیار اطرافیان‌شان می‌گذارند و بینش‌هایی را که دیگران اندوخته‌اند با خوشنودی در مساعی جامعه‌سازی خود به کار می‌گیرند. پس از بیان مطالب فوق سرانجام به مسئلۀ فعّالیّت‌های سیاسی می‌پردازیم. اعتقاد بهائیان بر اینکه نوع بشر با گذشتن از مراحل اوّلیّۀ تکامل اجتماعی اکنون به آستانۀ بلوغ خود رسیده است؛ ایمان‌شان به اصل وحدت نوع بشر یعنی خصیصۀ بارز دوران بلوغ نوع انسان و آگاهی‌شان بر اینکه این اصل مستلزم نواندیشی کامل در بارۀ روابطی است که به اجتماع تداوم می‌بخشد؛ تمسّک‌شان به یک فرایند یادگیری که با الهام از اصل یگانگی سعی در درک عمیق‌تری از ماهیّت مجموعه‌ای نوین از روابط بین فرد، جامعه و مؤسّسات دارد؛ اعتقادشان به اینکه مفهوم جدیدی از قدرت - فارغ از حسّ سلطه‌جویی و گرایش‌های ملازم آن مانند رقابت، مجادله، تفرقه‌جویی و تفوّق‌طلبی - زیربنای این مجموعۀ روابط مطلوب است؛ و بینش‌شان از بنا نهادن جهانی که از تنوّع فرهنگی بهره‌مند و از هر نوع نفاق فارغ است؛ اینها از جمله عناصر اساسی چارچوبی هستند که رویکرد آیین بهائی نسبت به سیاست را، به نحوی که در زیر بیان می‌گردد، شکل می‌دهد. بهائیان در پی کسب قدرت سیاسی نیستند. در دولت‌های متبوع خود قطع نظر از نوع حکومت، پست‌های سیاسی را نمی‌پذیرند هرچند مسئولیّت‌هایی را که صرفاً جنبۀ اداری دارد قبول می‌کنند. به احزاب سیاسی وابستگی ندارند، در سیاست حزبی دخالت نمی‌کنند و در برنامه‌های وابسته به دستورالعمل‌های تفرقه‌انداز هیچ گروه‌ یا حزبی شرکت نمی‌جویند. در عین حال به کسانی که با نیّت خالص برای خدمت به کشور خود در اقدامات سیاسی مشارکت می‌نمایند و یا آمال سیاسی را دنبال می‌کنند احترام می‌گذارند. رویکرد جامعۀ بهائی در مورد عدم مشارکت در این گونه فعّالیّت‌ها به منزلۀ اعتراضی بنیادین نسبت به امر سیاست به معنای واقعی آن نیست زیرا نوع بشر مآلاً از طرق سیاسی امور خود را سازمان می‌دهد. بهائیان در انتخابات مدنی شرکت می‌کنند ولی تنها در صورتی که این عمل مشروط به وابستگی آنان به احزاب سیاسی نباشد. بهائیان دولت را نظامی برای حفظ رفاه و پیشرفت صحیح اجتماع تلقّی می‌نمایند و در هر کشوری که زندگی ‌می‌کنند اطاعت از قوانین آن را، بدون زیر پا نهادن عقاید دینی‌شان، وظیفۀ خود می‌دانند. در هیچ توطئه و دسیسه‌ای برای براندازی هیچ دولتی شرکت نمی‌جویند و در روابط سیاسی دول مختلف دخالت نمی‌نمایند. این بدان معنی نیست که بهائیان از فرایندهای سیاسی جهان امروز بی‌اطّلاع‌اند و بین حکومت‌های عادل و ظالم تمایز قائل نمی‌شوند. رهبران جهان در قبال مردم کشور خود که گران‌قدرترین ذخایر هر مملکت شمرده می‌شوند وظایف سنگین و مقدّسی بر عهده دارند. بهائیان در هر کجا که ساکن باشند می‌کوشند که موازین عدالت را رعایت نمایند و برای اصلاح نابرابری و بی‌عدالتی نسبت به خود و دیگران، در قالب قوانین موجود، فعّالیّت ‌کنند ولی از هر نوع اقدام خشونت‌آمیز نیز اجتناب می‌ورزند. محبّتی که بهائیان در قلوب‌شان نسبت به تمام نوع بشر می‌پرورانند هیچ مغایرتی با احساس علاقه و وظیفه نسبت به ‌وطن‌شان ندارد. این رویکرد یا این راه‌برد، همراه با آنچه در فوق بیان شد جامعۀ بهائی را قادر می‌سازد که در دنیایی که ملل و قبایل به ضدّیّت در مقابل یکدیگر ایستاده‌اند و ساختارهای اجتماعی در همه جا مردم را منقسم و از هم جدا می‌سازد، هم‌بستگی و یک‌پارچگی خود را در مقام یک موجودیّت جهانی حفظ کند و اجازه ندهد که اقدامات بهائیان در یک کشور موقعیّت هم‌کیشان‌شان را در سایر نقاط به خطر بیندازد. با اجتناب از درگیر شدن در منافع و اهداف متضاد ملل و احزاب سیاسی، جامعۀ بهائی قابلیّت خود را برای کمک به فرایندهای صلح و وحدت افزایش ‌می‌دهد. دوستان عزیز: این مشتاقان به خوبی واقفند که طیّ طریق در این مسیر طولانی که شما عزیزان سالیان دراز آن را با مهارت و تدبیر پیموده‌اید وظیفه‌ای خطیر و مسئولیّتی سنگین است. پیمودن این راه مستلزم حفظ تمسّکی به اصول اخلاقی است که تزلزل نپذیرد، خواهان درست‌کاری و صداقتی است که تضعیف نشود، خواستار درکی روشن است که به تیرگی نگراید و لازمه‌اش عشقی به وطن مألوف است که بازیچۀ دست دسیسه‌گران نگردد. اکنون که هم‌میهنان شریف شما به بی‌عدالتی‌های وارده بر جامعۀ بهائی وقوف یافته‌اند و بدون شک امکان مشارکت شما در حیات اجتماع بیش از پیش فراهم خواهد شد، دعای این جمع به درگاه حضرت پروردگار آن است که به مدد تأییدات الهی موفّق شوید که چارچوب ترسیم شده در این صفحات را برای همسایگان، دوستان، هم‌کاران و آشنایان خود تشریح نمایید تا در تشریک مساعی با آنان موقعیّت‌های فزاینده‌ای برای کمک به بهزیستی و رفاه هم‌وطنان خود بیابید بدون آنکه بر هویّت شما در مقام پیروان نفس مقدّسی که یک قرن و نیم پیش عالم انسانی را به استقرار صلح عمومی و نظمی بدیع و جهانی دعوت فرمود خدشه‌ای وارد آید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 735
پیام ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
۱۴شهرالجمال ۱۶۹ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ‌پیروان حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند نزدیک شدن سال‌گرد دست‌گیری غیر قانونی اعضای هیئت سابق یاران و کارکنان مؤسّسۀ علمی آزاد یادآور تضییقات وارده بر آن عزیزان و دیگر احبّای جان‌فشان مهد امر الله است. چهار سال از مسجونیّت اعضای هیئت سابق یاران می‌گذرد. مبارزۀ سرسختانه با تلاش آرام جوانان بهائی برای دسترسی به تحصیلات عالی هم‌چنان ادامه دارد و خادمان مؤسّسۀ علمی در واقع به جرم کمک به گسترش آموزش و پرورش و ترویج علم و دانش در زندان به سر می‌برند. اگرچه وسعت این بی‌عدالتی‌ها حسّ هم‌دردی ناظران آگاه را در سراسر عالم برانگیخته ولی ستمی که همواره نسبت به اعضای جامعۀ بهائی ادامه داشته شدّت یافته و ابعاد موحش و غیر انسانی آن کودکان و نوجوانان را نیز در بر گرفته است. مردم جهان با تعجّب و تاٴثّر شاهد آن بودند که اخیراً طفلی دو ساله با مادر روانۀ زندان گشت و چند روزی را در بند ‌گذراند. فردی که نام مقدّس معلّم را بر خود نهاده در محیط مدرسه کودک معصومی را به جرم عدم شرکت در نماز جماعت بی‌رحمانه مورد ضرب و شتم قرار داد و دست‌ نحیف او را ‌سوزاند. مأمورین دولت به زور وارد منزلی شده درب اطاق را شکسته و در مقابل چشمان وحشت‌زدۀ کودک هفت ساله و خواهر نوجوانش مادرشان را با خود ‌بردند. در حالی که محرومیّت بهائیان از استخدام در ادارات دولتی به قوّت خود باقی است محلّ کار آزاد عدّۀ کثیری از آنان مورد حمله و جستجو قرار می‌گیرد و با دلایلی بی‌اساس بسته می‌شود. معلّمین و اساتیدی که از داشتن شغل دولتی محرومند به بهانۀ امکان تبلیغ دیانت بهائی اجازۀ تدریس خصوصی را نیز ندارند. خدمات اجتماعی بهائیان حتّی اشتغال‌شان به امور عادی زندگی روزمرّه "اقدام علیه امنیّت کشور" تلقّی می‌گردد. دامنۀ شوم این بغض و عناد کریه مردگان را نیز در بر دارد. نه تنها حملات پیگیر و منظّم به قبرستان‌های بهائی و تخریب مراقد ادامه دارد بلکه در بعضی از مناطق به احبّا اجازۀ دفن اموات بر طبق احکام بهائی داده نمی‌شود. قطع درختان سرسبز این اماکن که با زحمت فراوان پرورش یافته نمونۀ دیگری از مساعی مسئولین امور برای وارد ساختن فشار‌های روحی بر احبّا و بی‌‌احترامی نسبت به رفتگان‌شان می‌باشد. بهائیان حتّی از گذاشتن گل بر آرام‌‌گاه عزیزان‌شان ممنوعند زیرا اولیای امور آن را نیز تبلیغ دیانت بهائی می‌دانند. عجبا که حتّی حیوان بی‌زبانی که یک بهائی در دام‌داری‌ خود پرورش می‌دهد نیز از مظالم اولو البغضاء در امان نیست. مخالفت‌ها و سرکوبی‌ها‌یی که علیه جامعۀ بهائی صورت می‌گیرد به اشکال مختلف علیه طیف وسیعی از دیگر شهروندان مملکت نیز اعمال می‌شود، شهروندانی که تنها جرم‌شان خواستن آزادی و داشتن جامعه‌ای مبنی بر عدل و انصاف است. در برابر این ‌همه حقّ‌کشی‌های آشکار، دول و ملل کوچک و بزرگ جهان به پشتیبانی از حقوق احبّای ستم‌دیدۀ ایران و دیگر شهروندان مصیبت‌زدۀ آن سرزمین ادامه می‌دهند. سازمان ملل متّحد، مجامع معتبر بین‌المللی حقوق بشر، نهادهای دولتی و مدنی، پارلمان‌ها، دانشگاه‌ها، مروّجین عدالت، وکلا، قضات، اساتید، فلاسفه، دیپلمات‌ها، دولت‌مردان و مقامات رسمی در بسیاری از کشورها و شخصیّت‌های برجسته از جمله بعضی از سیاست‌مداران مسلمان از شرق و غرب در قطع‌نامه‌ها، گزارش‌ها و اظهارات رسمی خود، این تضییقات را ظالمانه خوانده خواهان توقّف آن می‌باشند. اقدامات اخیر عامّۀ مردم جهان نیز قابل توجّه است. به عنوان مثال مراسم برگزار شده در دوازده شهر بزرگ جهان به مناسبت ده هزار روز زندانی بودن اعضای سابق یاران و راهپیمایی ده‌ها هزار نفر از اهالی برزیل برای دفاع از آزادی مذهب در جهان و اعتراض به نقض حقوق بشر از جمله حقوق بهائیان در ایران را می‌توان نام برد. در بین ایرانیان شریف، هنرمندان نیز در حمایت از حقوق شهروندی بهائیان به صف سایر روشن‌فکران منصف و فرهیخته پیوسته‌اند. نکتۀ مهم آن است که استمرار این بی‌عدالتی‌ها که چندی قبل سبب شد صاحبان عدل و انصاف سکوت خود را در بارۀ نقض حقوق شهروندی بهائیان شکسته و رسماً پشتیبانی خویش را از حقوق بهائیان اظهار دارند حال حسّ کنج‌کاوی‌ آنان را بیدار کرده و مایلند بدانند دلیل شدّت یافتن مخالفت با جامعۀ بهائی چیست. با وقوف بیش از پیش ایرانیان عزیز به نقش سازنده‌ای که بهائیان در آبادانی وطن مقدّس خود داشته‌اند موانع بی‌شماری که در راه مشارکت شما در بنای ایرانی پیشرفته ایجاد شده است تدریجاً رفع می‌گردد و فرصت‌های ارزشمندی در این مسیر در مقابل دیدگان شما رخ می‌گشاید. خشونت‌هایی که نسبت به بهائیان و سایر دگراندیشان ایرانی اعمال می‌شود در حقیقت زاییدۀ تمسّک به عقاید و اصول منسوخ و سنن و رسوم کهنه‌ای است که اثرات مستقیم و منفی‌اش در همۀ جنبه‌های حیات اجتماعی آن سرزمین دیده می‌شود. جوّی از تعصّبات جاهلیّه و گرایش‌های خرافی بر مملکت تحمیل شده و لطمات شدیدی به اعتبار دین و ایمان وارد آمده است. خواسته‌های جوانان عزیز نادیده گرفته می‌شود، علی‌رغم شرافتِ طبعِ ایرانیانِ پاک‌نهاد معنویّت و ارزش‌های اخلاقی در جامعه به حاشیه رانده شده، تباهی و فساد بسیاری از جوانب اجتماع را در بر گرفته، راستی و صداقت‌گویی از دوایر مدیریّت رخت بربسته و دروغ و تزویر جای‌گزین آن شده، پیوندهای همبستگی و اعتماد که لازمۀ بقا و پیشرفت یک جامعۀ زنده و پویاست ضعیف شده، ارکان نظم جامعه متزلزل گشته و گرداب مهیبی از مشکلات و نابسامانی‌ها همگان را در کام خود فرو برده است. ملاحظۀ این وضع اسف‌بار یادآور بیان مهیمن حضرت بهاءالله است که می‌فرمایند "...گیتی را دردهای بی‌کران فراگرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته. مردمانی که از بادۀ خودبینی سرمست شده‌اند پزشک دانا را از او بازداشته‌اند اینست که خود و همۀ مردمان را گرفتار نموده‌اند. نه درد می‌دانند نه درمان می‌شناسند راست را کژ انگاشته‌اند و دوست را دشمن شمرده‌اند...." با وجود این شرایط نابسامان، شما طالبان ملکوت از مصائب شدیدۀ این جهان نومید نشده به مدد اسم اعظم بر عهد و پیمان الهی استوار و در آرمان‌های شکوهمند و انسان‌دوستانۀ خود پایدارید و به تحقّق آن اطمینانی واثق دارید. به یقین مبین می‌دانید که عصر حاضر دوران دگرگونی‌های عظیم و تحوّلات بنیادین است. نظام‌های فرسودۀ جهان در حال فروپاشی است و در میان تشنّجات ناشی از آن، سلّول‌های پیکر نظمی نوین در بطن عالم به تدریج تکوین می‌یابد. یقیناً پیام رضوان ۲۰۱۲ را مطالعه فرموده‌ و از نشانه‌های جدید نفوذ و رسوخ این امر اعظم در تار و پود اجتماع در سراسر عالم آگاهی بیشتری یافته‌اید. ملاحظه فرمایید که پیروان دل‌باختۀ جمال جانان، به خصوص جوانان عزیز، چگونه با شور و ایمان فراوان در اقصی نقاط جهان به کمک دوستان، هم‌کاران، همسایگان و خویشاوندان در دهکده‌ها و شهر‌ها به ایجاد محیطی مشغولند که در آن مقدّر است یک مدنیّت روحانی جهانی شکوفا گردد و جوامعی را پرورش می‌دهند که حیاتی جدید را نوید می‌دهد و به عالم و عالمیان امید می‌بخشد. پس با ایمان و اتّکای همیشگی به الطاف بی‌پایان حضرت یزدان به خدمات خالصانۀ خود ادامه دهید و همواره بیانات تسلّی‌بخش حضرت ولیّ عزیز امر الله را به یاد آورید که خادمان جان‌فشان آیین جمال قدم را اطمینان می‌دهند که در این امر اعظم چنان قدرت شگرفی نهفته است که بر هر امتحان و افتتان فائق آید، از بروز مصائب و تضییقات قوّتی جدید ‌گیرد، و بر اثر هر ظلم و ستمی پیروانی تازه و نیرویی بی‌اندازه ‌یابد. به یاد شما عزیزان در اعتاب مقدّسۀ علیا با کمال محبّت و اشتیاق دعا می‌کنیم.
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 734
پیام نوروز ۱۳۹۱
نوروز ۱۳۹۱ پیروان حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند با قلوبی سرشار از محبّت و اشتیاق، فرا رسیدن عید سعید نوروز را به آن عاشقان جمال رحمان و همۀ ایرانیان پاک‌جان تبریک می‌گوییم. بهار ظاهری به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء نمادی است از بهار روحانی و همان ‌گونه که این تجدید فصل به عالم طبیعت جانی تازه و صفایی بی‌اندازه می‌بخشد، در این عصر جدید روحانی نیز پرتو انوار یزدانی بر قلوب صافیه می‌تابد، نسائم روح‌پرور الهی بر گلزار افئدۀ منیره می‌وزد و سبب آگاهی و بیداری نفوس هوشمند و نیک‌اندیش می‌گردد. حال که از مواهب معنوی ایّام صیام بهرۀ وافر برده‌ و بیش از پیش از بادۀ محبّت الله سرمست گشته‌اید، امیدواریم که در این اوقات فرخنده، علی‌رغم مشکلات فراوان، فرصتی بیابید تا از پیک شادی‌آور نوروز و روایح امیدبخش این روز پیروز حظّی برید و جان و روان را توانی تازه بخشید. در این ایّام خوش بهاری به آنچه در ایران و اکناف جهان می‌گذرد بیندیشید و ملاحظه فرمایید که چگونه فداکاری و صبر و شکیبایی شما عزیزان در برابر مصائب بی‌پایان توجّه و ستایش همگان را جلب نموده و ثمراتی بس گران‌بها به بار آورده است. یکی از ارزنده‌ترین دست‌آوردهای حاصله از این ثبوت و رسوخ، آگاهی یافتن هم‌میهنان شما به حقایق تاریخ و تعالیم امر مبارک و روش و سلوک بهائیان و آرمان‌های بشردوستانۀ جامعۀ بهائی است. در نتیجه جمّ غفیری از ایرانیان به مظلومیّت شما پی برده و بهائیان را شهروندانی دل‌سوز می‌بینند که بر اساس اعتقادات خود همواره آبادی و سربلندی ایران را مدّ نظر دارند و در اعمال و رفتارشان تلاش می‌کنند تا پیک دوستی و آشتی و مروّج اتّحاد و اتّفاق در بین مردمان باشند. آگاهی این زنان و مردان آزادۀ ایران بر حقایقِ آیین بهائی سبب شده است که عدّۀ بی‌شماری در آموزه‌های این آیین راه حلّی برای مشکلات ایران بیابند. این تحوّل مهمّ تاریخی را ارج نهید و الطاف حیّ قدیر را شاکر و سپاس‌گزار باشید. الحمد لله شما عزیزان با توکّل به خدای مهربان و اطمینان از تأییدات پروردگار منّان، این قدرت و صلابت را یافته‌اید که محدودیّت‌های بشری را زیر پا گذارید و با وجود استمرار بی‌عدالتی‌های فاحش، با عزمی راسخ راه خود را به سوی اهداف متعالی خویش ادامه دهید. در اعتاب مقدّسۀ علیا مزید الطاف و عنایات الهی را برایتان مسئلت می‌نماییم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 733
پیام ۱۱ اسفند ۱۳۹۰
۵ ایّام هاء ۱۶۸ ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ احبّای باوفای حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند ماه مبارک صیام که هر ساعتی از آن به فرمودۀ قلم اعلی به فضیلتی مخصّص است فرا رسیده و دل‌باختگان جمال جانان در سراسر جهان آماده‌اند تا از قوای مکنونۀ روحانیّۀ این ایّام بهرۀ وافر برند و روح و جان را نشئه‌ای تازه بخشند. ادای روزه با خلوص نیّت جاذب تأییدات الهی و موجب تذکّر و تنبّه و صفای قلب است. حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند "خوشا به حال نفوسی که در ماه صیام روزه گرفتند و به کمال اتّحاد و اتّفاق پرداختند از شبهات رستند و به استقامت و ثبوت بر عهد پیوستند." هیکل مبارک "صیام جسمانی" را "رمزی از صیام روحانی" یعنی "کفّ نفس از جمیع شهوات نفسانی و تخلّق به اخلاق روحانی و انجذاب به نفحات رحمانی" توصیف می‌فرمایند. پس در این ایّام مکرّم به آستان مقدّس جمال قدم تضرّع و تبتّل کنید و دعا و مناجات نمایید. باشد که به برکات فداکاری‌‌ و استقامت‌ سازندۀ شما تأییدات و توفیقات جدیدی نصیب جامعۀ اسم اعظم در مهد امر الله گردد. برادران و خواهران روحانی شما در سراسر عالم نیز در این ایّام پربرکت صیام با شما هم‌دل و هم‌رازند و دست نیاز به درگاه حضرت بی‌نیاز بلند کرده فراغت و آسایش شما و دیگر شهروندان رنج‌دیدۀ آن مرز و بوم و هم‌چنین ترقّی و سربلندی آن کشور مقدّس را از آستانش رجا می‌نمایند. این جمع نیز همواره به یاد آن فارسان میدان وفا و عاشقان جمال کبریا و سایر مردم شریف ایران به درگاهش ملتجی و الطافش را ملتمسیم.
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 732
پیام ۲۷ خرداد ۱۳۹۰
۱۳ شهرالنّور ۱۶۸ ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند ای حبیبان باوفا، خبر یورش ماٴمورین امنیّتی به منازل بعضی از همکاران مؤسّسۀ علمی آزاد و دست‌گیری جمعی از آن خادمان فداکار موجب نهایت تأثّر گردید امّا گزارشات واصله از عزم راسخ‌ شما عزیزان در استمرار کسب علم و دانش موجب سرور و مباهات این جمع است. یکی از پیامدهای انقلاب ۱۳۵۷ اخراج اساتید بهائی از دانشگاه‌ها و محرومیّت جوانان بهائی از تحصیل در مؤسّسات آموزش عالی بود. هرچند قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مدّعی تساوی حقوق همگان می‌باشد و در قوانین مدنی کشور نیز مجوّزی برای تحمیل این محرومیّت وجود ندارد و اعلامیّۀ جهانی حقوق بشر که ایران نیز از امضاکنندگان آن است صریحاً دسترسی به آموزش عالی را حقّ مسلّم هر انسان می‌شمرد، ولی صاحبان قدرت تحت تاٴثیر تعصّبات جاهلانۀ مذهبی و بر خلاف قوانین ملّی و موازین بین‌المللی این تبعیض را خطّ مشی رسمی دولت قرار داده و با تمام قوا به اجرای آن پرداخته‌اند. با قید ستون مذهب در تقاضانامۀ امتحانات سراسری، جوانان بهائی نتوانستند به دانشگاه‌های ایران وارد شوند زیرا تنها راه موجود توسّل به دروغ و کتمان عقیده بود. از آنجایی که دادخواهی اساتید و دانشجویان بهائی در دستگاه‌ قضایی مملکت به جایی نرسید، جامعۀ بهائی بر آن شد که امکاناتی فراهم سازد تا اساتید اخراج شده به آموزش جوانان محروم از تحصیل بپردازند. بسیاری از دیگر افراد جامعه نیز به طرق مختلف از این اقدام خیرخواهانه حمایت نمودند. بدین ترتیب این ابتکار آموزشی و این حرکت خودجوش بر اساس فداکاری‌ علاقه‌مندان به کسب علم و دانش بدون تحمیل هیچ‌گونه مشکل و هزینه‌ای به دولت در شرایطی دشوار آغاز گردید و به تدریج توسعه یافت و در اواخر دهۀ ۱۳۶۰ نام مؤسّسۀ علمی آزاد را به خود گرفت. به مرور اساتید عالی‌قدر دیگری چه در داخل و چه در خارج که برخی حتّی عضو جامعۀ بهائی هم نبودند با این مؤسّسه به همکاری پرداختند. ممانعت جوانان بهائی از ورود به دانشگاه‌های مملکت ادامه یافت تا اینکه به دنبال اعتراضات شدید و مکرّر از اکناف جهان، در سال ۱۳۸۴ نمایندۀ دولت ایران مزوّرانه به جامعۀ بین‌المللی چنین توضیح داد که ذکر دین در اوراق امتحانات ورودی دانشگاه‌ها به عقاید مذهبی دانشجو ارتباطی ندارد بلکه به رشتۀ مطالعات مذهبی وی اشاره می‌کند. جوانان بهائی با شک و تردید فراوان نسبت به صحّت این‌ توضیح ولی به خاطر ابراز حسن نیّت آن را پذیرفتند و با وجود مشکلات جدیدی که برایشان فراهم شده بود از سال ۱۳۸۵ به بعد عدّه‌ای از آنان توفیق ورود به دانشگاه را یافتند. امّا به زودی روشن شد که اظهارات نمایندۀ دولت به جامعۀ بین‌المللی کذب محض بوده است زیرا در سال ۱۳۸۵ مدیر کلّ حراست مرکزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در نامه‌ای محرمانه به مقامات هشتاد و یک دانشگاه کشور دستورالعملی ابلاغ نمود مبنی بر اینکه دانشجویان بهائی باید به محض شناسایی اخراج گردند. خطّ مشی رسمی دولت ایران برای کاهش توانایی‌ جامعۀ بهائی و سعی در تبدیل آن به جامعه‌ای ناپایدار در سند محرمانه‌ای مندرج است که در سال ۱۳۶۹ از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور به امضای حجّت‌الاسلام سیّد محمّد‌رضا هاشمی گلپایگانی دبیر وقت شورا صادر گردیده و به تصویب رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله سیّد ‌علی خامنه‌ای رسیده است. در این سند از مراجع دولتی خواسته شده که "راه ترقّی و توسعۀ" بهائیان مسدود شود و دستور صریح داده شده است که "در دانشگاه‌ها چه در ورود و چه در حین تحصیل چنانچه احراز شد بهائی‌‌اند از دانشگاه محروم شوند." در نتیجه در طیّ سی سال گذشته، چه از طریق قید ستون مذهب در تقاضانامه‌ها، چه به بهانۀ "نقص پرونده" از طرف سازمان سنجش آموزش کشور و چه با اخراج به محض شناسایی به نام بهائی - در زمان ثبت نام، در حین تحصیل و حتّی در هفته‌های پایانی تحصیلات - جوانان بهائی از تحصیل در دانشگاه‌های ایران و اخذ مدرک تحصیلی محروم بوده‌اند. حملۀ اخیر به منازل همکاران مؤسّسۀ علمی آزاد چهارمین کوششی است که برای سرکوبی این فعّالیّت‌ سازنده و خودکفای جامعۀ بهائی به عمل آمده است. اولیای امور در عین حال که با حیل مختلف و با جدّیّت تمام از ورود جوانان بهائی به دانشگاه ممانعت می‌نمایند به هر نیرنگی نیز متوسّل می‌شوند تا این خطّ مشی ننگین خود را از ملّت ایران و از جامعۀ بین‌المللی و از مدافعان حقوق بشر پنهان نگاه دارند. زمانی با دروغ و ریا در مقام انکار آن برمی‌آیند و در مواقعی با تهمت‌هایی که دیرزمانی است در دادگاه وجدان مردم از حیّز اعتبار ساقط شده سعی در توجیه اعمال خود دارند. حال نیز در کمال وقاحت و با تلاشی مذبوحانه به امید جلب پشتیبانی مردم و جامعۀ بین‌المللی از غیر قانونی بودن فعّالیّت‌هایی دم می‌زنند که جامعۀ بهائی برای آموزش جوانان خود مجبور به انجام آن شده است. از ابتدای شروع این ابتکار آموزشی بر همگان روشن بود که صدور هر نوع مدرک رسمی از طرف این مؤسّسه غیر ممکن خواهد بود ولی درس‌های ارائه شده از بالاترین معیارها برخوردار بوده و سعی شده است که فارغ‌التّحصیلان شرایط لازم برای دریافت مدارک تحصیلی عالی بر حسب موازین دانشگاه‌های معتبر جهان ‌را دارا باشند. با توجّه به استعداد و اشتیاق دانشجویان به کسب علم و دانش، شماری از دانشگاه‌های معتبر در اروپا، استرالیا، امریکا، کانادا و هندوستان به قابلیّت و عمق موفّقیّت‌های علمی فارغ‌التّحصیلان این مؤسّسه پی‌برده‌ و آنان را حتّی بدون مدرک رسمی لیسانس برای ادامۀ تحصیلات در سطح فوق لیسانس و دکترا پذیرفته‌اند. اکثر این دانشجویان پس از دریافت مدارک عالی با نهایت فداکاری به ایران بازگشته و به نوبۀ خود به تدریس در مؤسّسه مشغول شده‌اند. در تحت چنین شرایطی و با توجّه به عدم صدور مدرک رسمی از طرف مؤسّسه، غیر قانونی شمردن مجهودات جامعۀ بهائی در جهت آموختن علم و دانش به جوانان خود اظهاری پوچ و بی‌اساس است. این ادّعای باطل به مثابۀ آن است که جمعی از شهروندان از دسترسی به ارزاقِ موجود ممنوع شوند و هر گاه آن محرومان برای سدّ جوع با تحمّل مشقّت فراوان به کشت و زرع در حیاط خانه خویش پردازند، آن را عملی غیر قانونی دانسته به تخریب محصول‌شان اقدام نمایند. تداوم در این اقدامات انسان‌ستیز نشانۀ سماجت غیر معقول مسئولین امور در جلوگیری از پیشرفت اجتماعی بهائیان ایران به خاطر معتقدات دینی آنان می‌باشد. برای هر ایرانی اصیل و شریف جای بسی تأسّف و تألّم است که در کشور دانش‌پروری که مرامش "ز گهواره تا گور دانش بجوی" بوده است و در نظامی که خود را معرّف و محافظ تعالیم پیامبر اسلام (ص) می‌داند که می‌فرماید "اطلبوا العلم ولو بالصّین"، عدّه‌ای که نه به افتخارات شکوهمند فرهنگی این سرزمین پای‌بند بوده و نه از ارزش‌های اسلامی بهره گرفته‌اند‌، صرفاً تحت تأثیر تعصّبات قشری مذهبی به خود اجازه می‌دهند که بر خلاف همۀ موازین انسانی و حتّی بدون توجّه به قوانین مصوّبۀ کشور خود، جمعی از جوانان هم‌وطن خویش را از تحصیلات عالی محروم نمایند. اکنون با گذشت سی سال ابعاد این نقض فاحش حقوق بشر در ایران آن‌چنان گسترش یافته که طیف وسیع محرومیّت‌های‌ دانشگاهی هزاران دانشجو و استاد دگراندیش را در بر گرفته و کار به جایی رسیده است که صحبت از ایجاد محدودیّت‌های‌ جدیدی در تحصیلات عالی برای نیمی از جمعیّت کشور یعنی زنان باکفایت آن مرز و بوم می‌نمایند. قبول تعالیم حضرت بهاءالله مستلزم جهد در راه بلوغ روحانی فردی و مشارکت در فعّالیّت‌های اجتماعی به منظور کمک به بنای جامعه‌ای شکوفا و خدمت در جهت رفاه عمومی می‌باشد. علم و دین دو نظام داناییِ مستقلّ امّا مکمّل یکدیگر و محرّک پیشرفت تمدّن می‌باشند. به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء "ترقّی عالم انسانی به دانائیست و تدنّی عالم بشری به نادانی. نوع بشر چون دانایی افزاید رحمانی گردد و چون دانش‌آموزد ربّانی شود." کوشش در راه کسب علم و دانش و تحصیل فنون مفیده از معتقدات اهل بهاء محسوب می‌گردد. بنا بر این راه حلّ درازمدّتی که شما عزیزان برای مقابله با مشکلات تحمیلی در راه تحصیلات عالی انتخاب کرده‌اید، همکاری مثبت با دیگر علاقه‌مندان صلح و آشتی جهت ایجاد جامعه‌ای پیشرفته و قانون‌مند بر اساس ترویج علم و دانش و عدالت اجتماعی می‌باشد. شما اهل وفا و عاشقان جمال کبریا که همواره در طوفان بلایا و تندباد رزایا هم‌چون کوه استوار و پایدار مانده‌اید، با ایمان به بیانات مبارکه هر نقمت را نعمت و هر مشکلی را فرصتی جدید برای خدمت می‌انگارید. از این رو مصمّم هستید تا با پویایی و تمسّک به حبل صبر و بردباری به فعّالیّت‌های آموزشی مؤسّسه ادامه دهید و بپذیرید که حملات اخیر طبیعتاً مشکلاتی موقّت به دنبال داشته احیاناً موجب تعویق و در عین حال تعدیل در بعضی از امور خواهد گشت. به اهمّیّت اتّحاد و اتّفاق جامعه که به خصوص در این دوران پرافتتان حافظ و حامی شما است به خوبی واقفید و در هر حال به تأییدات لاریبیّۀ حضرت پروردگار امیدوار می‌باشید. ملّت هوشیار ایران و دیگر خیرخواهان جهان با شما هستند. این مشتاقان نیز با مراقبت کامل امور را دنبال می‌کنند. مطمئن باشید که تجربیّات ارزندۀ شما در راه ارائۀ تحصیلات عالی به دانشجویان محروم از تحصیل کمکی مؤثّر به توسعۀ علم و دانش در بین جوانان برومند آن ملّت دانش‌پرور خواهد بود و ستم‌دیدگان بی‌شمار جهان از شیوۀ سازنده و صلح‌آمیز شما برای مقابله با ظلم و ستم سرمشق خواهند گرفت. در اعتاب مقدّسۀ علیا بیاد شما عزیزان دست به دعا برمی‌داریم و با کمال تضرّع و ابتهال از درگاه حضرت ذو الجلال رجا می‌نماییم که ابواب آزادی و رخا بر وجه آن سالکین طریق وفا مفتوح گردد. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 731
پیام ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰
۱۷ شهرالجمال ۱۶۸ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ پیروان جان‌فشان جمال قدم در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، سوّمین سالگرد مسجونیّت اعضای هیئت سابق یاران یادآور شرایط دردناکی می‌باشد که جامعۀ بهائی ایران هم‌چنان با آن رو به رو است. ادامۀ این وضع اسف‌بار ایجاب می‌کند که فرزندان راستین این سرزمین در بارۀ علل بنیادین این ظلم و پی‌آمدهای گستردۀ آن در آیندۀ مملکتی که زمانی پرچم‌دار حقوق انسان بوده است به تفکّر و تعمّق پردازند. امروز بر هر ناظر بی‌طرفی روشن است که هفت نفر اعضای هیئت سابق یاران مصداق بارز زندانیان وجدان هستند. بازتاب مکرّر نام این هفت نفر در رسانه‌های جهان نمادی از اعتراض ملل عالم به ظلم و ستمی است که بهائیان ایران از خرد و کلان و پیر و جوان صرفاً به خاطر معتقدات دینی و باورهای وجدانی خود در معرض آن قرار دارند: کودکانی که در مدارس پیوسته از طرف اولیای مدرسه مورد اهانت و تحقیر قرار می‌گیرند و در نهایت مظلومیّت مجبور به دفاع از شرافت انسانی خود می‌شوند و پدران و مادران آنان باید در کمال دل‌شکستگی این اعمال غیر انسانی را برای فرزندان خود به نحوی توجیه نمایند که بذر کینه و نفرت در قلوب پاک آنان کاشته نشود؛ جوانانی که از تحصیلات عالیه محروم گشته‌اند و والدین‌شان که خود از استخدام و شغل و حرفه ممنوع و با مشکلات شدید اقتصادی رو به رو هستند باید در عین حال درد عدم استطاعت مالی برای برآوردن نیازهای فرزندان دل‌بند خود را نیز تحمّل نمایند؛ افرادی که بدون کوچک‌ترین خطا و بر خلاف تمام موازین قانونی بازداشت شده و با خشونت مورد بازجویی قرار گرفته در موحش‌ترین زندان‌ها به بند کشیده می‌شوند و از حقوق حقّۀ زندانیان نیز محرومند؛ خانواده‌هایی که در معاشرت با همسایگان و دوستان خود باید محتاط باشند زیرا ماٴمورین امنیّتی مردم را به شدّت از معاشرت با بهائیان بر حذر می‌دارند؛ فرد فرد اعضای جامعۀ بهائی که به علّت تبلیغات منفی و نشر اکاذیب و توهین به مقدّسات آنان از طرف مسئولین امور، پیوسته احساس ناامنی می‌نمایند؛ و احبّای عزیزی که در شهرها و روستاها در سراسر ایران شاهد تخریب و آتش زدن خانه، مزرعه و محلّ کسب و کار خویش و حتّی هتک حرمت و ویرانی قبور عزیزان از دست ‌رفتۀ خود هستند و تظلّم و دادخواهی آنان نیز به جایی نمی‌رسد. البتّه بهائیان تنها شهروندانی نیستند که در عین بی‌گناهی از حقوق حقّۀ خود محروم شده و مورد انواع بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند. بسیاری دیگر از مردان و زنان آزاده و شریف آن مرز و بوم نیز برای دفاع از آزادی و حقوق انسانی و نهایتاً پیشرفت و آبادانی کشور خود، متحمّل مشقّات فراوان گردیده با شهامتی قابل ستایش در مقابل شدیدترین مظالم ایستادگی نموده تسلیم تعصّبات جاهلیّه و خرافات مبتذله نشده‌اند. استقامت سازندۀ شما و نتایج آن از انظار ناظران هوشیار پنهان نیست. ملاحظه فرمایید که چگونه از یک طرف در طیّ سه سال گذشته، جامعۀ بهائی اگرچه از موهبت هدایات هیئت‌های یاران و خادمین خود محروم بوده ولی به مدد تاٴییدات آسمانی و همّت یکایک شما عزیزان به تمشیت امور خود ادامه داده و ابعاد ابتکارات شخصی و نتایج مشاورات گروهی‌اش گسترشی شایان یافته است. هر یک از شما در هر فضا و هر مکان، چه در فسحت ایوان و چه در سلول‌های تنگ و تاریک زندان، چون شمع برافروختۀ ید قدرت رحمان بر همگان نور امید و پرتو عشق و محبّت ‌افشانده‌اید. اتّحاد جامعه و هم‌بستگی اعضای آن و قابلیّت رسیدگی به نیازهای یکدیگر به مراتب بیشتر شده، روابط اجتماعی اعضای آن با آشنایان و همکاران گسترده‌تر و محکم‌تر گشته، پویایی جامعه در راه خدمت به دیگران افزون گردیده و خیل مشتاقان به سوی حریم قدس جانان مستمرّاً در حرکت بوده است. فداکاری‌های بی‌شمار شما عزیزان اثرات عمیقی نیز در بیداری وجدان مردمان شریف آن سرزمین داشته است. در همین مدّت به برکت جان‌فشانی‌های شما، قابلیّت جامعۀ بهائی در سراسر عالم برای کمک به ازدیاد توان‌مندی مردم جهت تعیین مسیر پیشرفت معنوی، اجتماعی و مادّی خود، به نحو چشم‌گیری افزایش یافته و توجّه عموم به ویژه جوانان به مطالعۀ حقایق این آیین نازنین بیش از پیش جلب شده و تمایل آنان برای مشارکت در مشروع عظیمی که بهائیان به آن اشتغال دارند فزونی گرفته است. از سوی دیگر، کذب اتّهامات وارده از طرف متعصّبین بر بهائیان در پیشگاه وجدان مردم ایران و جهان به اثبات رسیده، آرزوی دشمنان دیرینه برای تضعیف جامعۀ اسم اعظم در آن سرزمین بر باد رفته و اقوال و ادّعاهای دروغین مسئولین امور در نزد خاصّ و عام بی‌اعتبار شده است. در عین حال تضییقات وارده به دیگر شهروندان نیز گسترش یافته است. سنّت شوم زورگویی و ستم‌پیشگی چنان بر آن سرزمین حاکم گردیده که هیچ‌ یک از ایرانیان از گزند آن در امان نیست. به نظر می‌رسد که اولیای امور از این حقیقت غافلند که به شهادت تاریخ، ظلم و ستم هرگز بقای هیچ نظامی را تضمین ننموده است. ملاحظه فرمایید که چگونه نظریّات و خواسته‌های افراد نادیده گرفته می‌شود و حقوق انسانی آنان همواره پایمال می‌گردد، گویی آنچه در نزد اولیای امور از کمترین اولویّت برخوردار است رفاه، آسایش، ترقّی و سعادت تودۀ مردم است. نتیجۀ دردناک این فجایع بر همگان روشن است. حضرت بهاءالله فرزند ارجمند ایران‌زمین در الواح مهیمن خود به حکم‌رانان جهان توصیه می‌فرمایند که مظهر عدل و انصاف باشند، به قدرت و لشکر و خزائن خود اطمینان نکنند و دست خود را از ظلم کوتاه نمایند. به آنان هشدار می‌دهند که مردمان سرمایه و ذخایر اصلی هر سرزمین هستند، مبادا امور آنان را به دست سارقین بسپارند. از اولیای امور می‌خواهند که آنچه را برای خود می‌پسندند برای مردم نیز اختیار نمایند، از غرور بپرهیزند، از صرف ذخایر مملکت در راه مقاصد شخصی و تحمیل سختی و مشقّت بر مردم اجتناب نمایند و از آه و نالۀ مظلومان بهراسند. هیکل مبارک تأکید می‌فرمایند که اگر چنین کنند دیگر صرف مبالغ هنگفت برای انباشتن اسلحه لزومی نخواهد داشت، آزادی و صلح و آشتی مستقرّ خواهد شد و مُلک و ملّت آسایش خواهد یافت. آرزوی اهل بهاء به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء آن است که "...ایران سبب حیات جاودان جهان گردد و علم صلح عمومی و امان و روحانیّت محضه در قطب امکان برافرازد...." این بینش روحانی است که به شما نیرو می‌بخشد تا به رغم همۀ مشقّات و تضییقاتی که پیوسته بر شما وارد می‌شود هم‌چنان مشتاق خدمت به این آب و خاک بمانید. پس کما کان به حکمت‌های بالغه و وعود حتمیّۀ الهیّه ناظر باشید، با اطمینان کامل به آینده بنگرید و هم‌چون گذشته زندگی خود را وقف خدمت به نوع انسان نمایید: به انجام وظایف روحانی فردی خود قائم باشید، گفتمان‌های هدف‌مند خود را در فضاهای موجود با جدّیّت دنبال کنید و در فعّالیّت‌های اجتماعی و امور عامّ المنفعه تا حدّ امکان مشارکت نمایید. در راهی که برای زندگی خود انتخاب کرده‌اید با شادی و سرور گام بردارید و مطمئن باشید که در تحمّل شداید و بلایا شریک مولای توانای خود هستید. به یاد فرد فرد شما عزیزان در اعتاب مقدّسۀ علیا دست به دعا برمی‌داریم و این بیان مبارک حضرت عبد‌البهاء را به یاد می‌آوریم که می‌فرمایند: ...یاران ایران از جان و روان عزیزترند زیرا در سبیل الهی امتحانات شدیده دیده‌اند صدمات عظیمه تحمّل کرده‌اند خانه و کاشانه به تالان و تاراج داده‌اند هدف تیر ملامت گشته‌اند و آماج سنگ شماتت شده‌اند جان و روان فدا نموده‌اند و از بوتهٴ افتتان و آزمایش مانند ذهب خالص با روی شکفته بیرون آمده‌اند. لهذا در نزد عبدالبهاء از جان عزیزترند و در نزد ملأ اعلی معزّز و محترم. لهذا به هر یک که رسی آن جان پاک را در آغوش گیر و از طرف من ببوی و ببوس. اگر چنین نمایی مذاق این مشتاق حلاوت بی‌منتها یابد و سبب سرور کلّی گردد... [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 730
پیام ۱ فروردین ۱۳۹۰
۱ شهرالبهاء ۱۶۸ ۱ فروردین ۱۳۹۰ ستایندگان اسم اعظم در مهد امر الله ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و باوفا، فرارسیدن نوروز باستانی، جشن فرخندۀ ایرانی، پایان ایّام مبارک صیام و حلول سال نو را مغتنم شمرده اشواق قلبیّۀ خود را به فرد فرد شما عزیزان، بندگان حضرت رحمان و از طریق شما به تمامی ملّت شریف ایران ابلاغ می‌داریم. از جمله سنن معمول در بین ملل آن است که روزی را برای شادمانی عمومی تعیین ‌می‌نمایند، در نهایت سرور و حبور به ملاقات یکدیگر می‌پردازند و به آشتی و محبّت روی ‌می‌آورند. نوروز یادآور شکوه و عظمت ایران باستان و نمادی از بزرگی و فخر دیرین این ملّت نازنین است. این سنّت پسندیده فرصتی است برای مسرّت همگانی، شفقت و مهربانی، به دور افکندن کینه‌ و دشمنی و نو شدن درونی و برونی. ایرانیان از دیرباز این روز پیروز را فرخنده و مبارک شمرده آن را تقدیس و تکریم کرده و به شادی و سرور پرداخته‌اند. بهائیان عالم نیز از هر قوم و نژاد در بیش از ۲۰۰ مملکت و سرزمین این روز پرشکوه را با همان نام زیبای "نوروز" جشن می‌گیرند و بر طبق نصایح حضرت عبدالبهاء می‌کوشند که ثمرۀ چنین روز خجسته‌ای تنها "محصور در سرور و شادمانی" نماند بلکه سرآغاز اقداماتی شایان در جهت خیر و رفاه همگان باشد. سالی که گذشت شاهد استمرار تضییقات و ادامۀ شداید و ستم‌های ناروا بر شما عزیزان درگاه کبریا بود. مرتکبین اصلی این ظلم و ستم براستی کسانی هستند که اهریمنِ جهل و تعصّب روح و قلب‌شان را تسخیر نموده و آنان را از نیکی و بزرگ‌منشی بازداشته است به طوری که عامل خشونت و شقاوت نسبت به هم‌نوع گشته و خود را از الطاف الهی محروم ساخته‌اند. عدّۀ دیگری از هم‌وطنان شما نیز در حالی که به بی‌گناهی شما معترف و قلباً مایلند که عدالت را در حقّ شما مجری دارند به علّت جوّ امنیّتی موجود دستورات رؤسای خود را با اکراه اجرا می‌کنند و در این ظلم و ستم سهیم می‌شوند. سپاس پرودگار یکتا را که در همین سال چه در داخل و چه در خارج، شاهد هم‌بستگی جمع بی‌شماری از ایرانیان شریف و روشن‌ضمیر بودید. ندای سازمان‌های مدنی ملّی و بین‌المللی را در حمایت از آزادی و شرافت انسانی خویش شنیدید، از صدور قطع‌نامه‌ها و بیانیّه‌های متعدّد در مجالس ملّی و بین‌المللی در دفاع از حقوق حقّۀ خود مطّلع شدید و با پایداری و استقامت آرام و سازندۀ خود تحسین و ستایش جهانیان را جلب نمودید. برادران و خواهران روحانی شما نیز در سراسر عالم با الهام ‌گرفتن از خدمات و فداکاری‌های شما با عزمی راسخ‌ و روحی مصمّم‌ در میادین خدمت به پیش رفتند و همواره در دعا و مناجات‌ به آستان حضرت یزدان به یاد شما عزیزان بودند. موجب مسرّت این مشتاقان است که از مطالعۀ پیام رضوان ۱۶۷ بدیع و تأمّل در موفّقیّت مجهودات پیروان جمال اقدس ابهی در سراسر جهان در اجرای نقشۀ پنج‌ساله و یادگیری طرق کمک به افزایش توان‌مندی معنوی مردم برای به عهده‌ گرفتن مسئولیّت پیشرفت روحانی، اجتماعی و عقلانی خود بهرۀ وافر بردید و هم‌چنان که در پیام مزبور آمده است به ایفای نقش خود در این مشروع ملکوتی به نحو احسن ادامه دادید. مرحلۀ بعدی مشروع عظیمی که جامعۀ بهائی عالم به آن اشتغال دارد در رضوان ۱۶۸ آغاز خواهد شد. پیام مورّخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ این جمع خطاب به مشاورین محترم قارّه‌ای تمهیدات نقشه را توضیح داده است. بهائیان در سراسر گیتی با اشتیاق به کسب موفّقیّت‌هایی شایان در اجرای نقشۀ جدید چشم دوخته‌اند و فرد فرد شما عزیزان نیز از پیر و جوان با جدّیّت کامل و تا جایی که اوضاع اجتماعی‌ اجازه ‌دهد، چه از طریق انجام فرایض روحانی فردی و چه با استفاده از دیگر امکانات موجود، در راه خدمت کوشا خواهید بود. عالم در هیجان است و سیل خروشان تحوّلات با سرعت و قوّتی بی‌سابقه در جریان. نظم و ترتیب دیرینۀ عالم دست‌خوش تزلزل گشته و دگرگونی‌های شگرفی که در روابط بشری در همۀ سطوح رخ داده تجدید نظری بنیادین در کلّیّۀ جنبه‌های حیات انسانی را طلب می‌کند. کشور ایران البتّه از این مقتضیات زمان برکنار نیست. ملاحظه فرمایید که با چه عزم جزمی مردم آن سرزمین در بنای جامعه‌ای پیشرفته و سربلند می‌کوشند و در این راه از تحمّل هیچ عذابی دریغ ندارند. موسم نوروز و تازگی طبیعت فرصت مناسبی برای تجدید قوای روحانی و بازنگری امور وجدانی و معنوی فراهم می‌سازد. شایسته است که در این بهار دل‌انگیز که نمادی از بهار روحانی است در مکالمات هدف‌مند خود با همسایگان، دوستان، آشنایان، همکاران و هم‌فکران، در مورد آنچه موجب توان‌مندی انسان برای کمک به رفاه مادّی و معنوی دیگران می‌شود به تبادل افکار پردازید و در چگونگی بنای اجتماعی که در آن استعداد‌های هر فرد بدون توجّه به پیشینۀ قومی، مذهبی، جنسی و یا طبقاتی شکوفا می‌شود، تاٴمّل فرمایید. به اتّفاق در بارۀ هدف واقعی عالم هستی و زندگی دنیوی تفکّر و تعمّق نمایید، زیبایی و کارآیی جامعه‌ای مبتنی بر اصل وحدت در کثرت را در نظر گیرید و در مورد شرافت ذاتی انسان که او را قادر می‌سازد تا سعادت خود را در سعادت دیگران ببیند به بحث و گفتگو مشغول شوید. ظالمان را به خداوند واگذارید و این بیان مبارک را به خاطر آورید که می‌فرمایند: "ای ظالمان ارض از ظلم دست خود را کوتاه نمایید که قسم یاد نموده‌ام از ظلم احدی نگذرم." ورای مصائبی که شما را از هر جهت احاطه نموده بنگرید و به بینش شکوهمند این امر اعظم که اصلاح عالم و سعادت امم است ناظر باشید. با تأسّی به حیات هیاکل مقدّسۀ امر الله و نیاکان روحانی خود و بر طبق مثل بارزی که خود در طیّ سی سال گذشته به جهانیان ارائه داده‌اید در شداید صبور و بردبار بمانید، به فداکاری‌های الهام‌بخش خود ادامه دهید و سهم خود را در بنای جهان و ایرانی متّحد، آباد و آزاد بیش از پیش ادا نمایید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد فرد فرد شما عزیزان هستیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 729
پیام ۱۳ فروردین ۱۳۸۹
۱۳ شهرالبهاء ۱۶۷ ۲ آوریل ۲۰۱۰ احبّای عزیز کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، در پیام مورّخ ٢۴ نوامبر ٢٠٠٩، از خانواده و اثرات آن در پیشبرد تمدّن بشری سخن گفتیم و به لزوم تربیت فرزندانی که سعادت خود را در سعادت و عزّت دیگران ببینند اشاره نمودیم. اهمّیّت استحکام خانواده و سهم آن در پیشرفت جامعه را یادآور شدیم و در عین حال این نکته را نیز متذکّر گشتیم که توجّه به مصالح و منافع خانوادگی نباید از تعهّد به عدالت‌خواهی و شفقت نسبت به دیگران بکاهد و یا مجوّزی برای ترویج مفهوم «خودی و بیگانه» در اجتماع گردد. در حقیقت اثرات خانواده در ترقّی حیات اجتماعی بسیار گسترده است. به عنوان مثال خانواده در مقام یک واحد اقتصادی می‌تواند نقش مؤثّری نیز در رفع مشکلات گوناگونی که زاییدۀ بی‌عدالتی‌های فاحش اقتصادی و مالی جهان است داشته باشد. فرهنگ جامعۀ بهائی که بر اهمّیّت فراگیری علم و دانش تأکید داشته و اشتغال مجدّانه و صادقانه به صنعت و حرفۀ مفید توأم با روح خدمت را به مقام عبادت ارتقا می‌دهد، عامل اصلی ترقّی و رفاه نسبی اکثریّت بهائیان ایران در گذشته بوده است. شرایط اقتصادی و اجتماعی فعلی ایران و محدودیّت‌های غیر عادلانه‌ای که در سال‌های اخیر از طرف برخی از مسئولین امور برای جامعۀ بهائی به وجود آمده تحصیل علم و اشتغال به کار و انجام خدمات اجتماعی را برای بهائیان مشکل ساخته است ولی الحمد لله شما عزیزان علی‌رغم مشکلات عدیده، در انتقال این فرهنگ ارزشمند به فرزندان خود کوشا هستید. از آنجایی که پیشرفت اقتصادی و اجتماعی ایران منوط به ایجاد تغییری بنیادین در بینش مردم به خصوص نسل جوان نسبت به هدف اصلی زندگی، راه ترقّی و تقدّم، مفهوم رستگاری و سعادت ابدی و جایگاه مادّیّات در حیات شخصی و خانوادگی می‌باشد، مایلیم به منظور کمک به گفتمان‌های سودمند شما با هم‌وطنان عزیزتان، نکاتی را در بارۀ خانواده و تأثیر آن در امور اقتصادی و اجتماعی با شما در میان بگذاریم. تحقّق عدالت اجتماعی در شرایطی امکان‌پذیر خواهد بود که همگان از رفاه نسبی مادّی برخوردار و در اکتساب خصایص معنوی کوشا باشند. بنا بر این راه حلّ اساسی مشکلات اقتصادی جهان را باید در توجّه هم‌زمان به موازین علمی و اصول روحانی جستجو نمود. خانواده محیط مناسبی است که در آن فضایل اخلاقی لازم برای نگرشی صحیح نسبت به منابع مالی و استفاده از آن می‌تواند شکل گیرد. حضرت بهاءالله در بیان مقتضیات عالم خلقت، تأیید می‌فرمایند که پیشرفت هر امری و تحقّق هر هدفی معلّق به وجود اسباب و وسایل است. تعمّق در این بیان مبارک به انسان می‌آموزد که پیوسته باید بین هدف و اسبابِ وصول به آن تفاوت قائل شد و اجازه نداد که به دست آوردن آنچه وسیله‌ای بیش نیست جای هدف را در زندگی انسان بگیرد. مثلاً مال و منال در مقام وسیله‌ای ضروری برای نیل به اهدافی متعالی از جمله معیشت روزانه، ترقّی خانواده، خدمت به جامعه و اقداماتی در جهت استقرار مدنیّت جهانی، ممدوح و مقبول است ولی شایستۀ شأن انسان نیست که کسب آن را به خودی خود هدف غایی و منظور نهایی زندگی خویش قرار دهد. نکتۀ مهمّ دیگری که با روح تعالیم الهی مطابقت دارد آن است که هدف وسیله را توجیه نمی‌کند بدین معنی که یک هدف هر قدر والا، مفید و شکوه‌مند باشد و یا حصولش برای زندگی فرد و خانواده ضروری شناخته شود، نیل به آن از راه نادرست و توسّل به اسباب ناپسند جایز نیست. متأسّفانه در عصر حاضر برخی از سیاست‌مداران و رهبران اجتماعی و مذهبی و هم‌چنین عدّه‌ای از کارگزاران بازارهای مالی بین‌المللی، گروهی از مدیران شرکت‌های چند ملّیّتی و ارباب صنایع و تجارت و جمعی از مردم عادی، تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و علی‌رغم ندای وجدان خویش، این نکتۀ مهم و اساسی را نادیده گرفته رسیدن به اهداف خود را از هر طریقی مشروع می‌شمرند. حضرت عبدالبهاء مطلوب بودن ثروت را مشروط به نحوۀ کسب و مصرف آن دانسته می‌فرمایند «...غنا منتهای ممدوحیّت را داشته اگر به سعی و کوشش نفس خود انسان در تجارت و زراعت و صناعت به فضل الهی حاصل گردد» و «جمهور اهالی به ثروت و غنای کلّی برسند» و در «امور خیریّه» و در راه «ترویج معارف» و تأسیس مدارس و صنایع و پیشبرد تعلیم و تربیت و به طور کلّی در جهت منافع عمومی صرف شود. در این بیان مبارک و معانی لطیفۀ منیرۀ عدیدۀ آن تعمّق نمایید. علاوه بر موانعی که گروهی از متعصّبین برای اشتغال و خدمت به جامعه در راه شما ایجاد کرده‌اند، عوامل منفی متعدّد دیگری نیز که زاییدۀ جوّ مادّی‌گرا و فساد اقتصادی دنیای امروز است، پیروی از روش و سلوک بهائی را در رابطه با امور مالی صعب و دشوار می‌سازد. ولی به تأسّی از اسلاف روحانی خود، البتّه از پای ننشسته‌اید و صمیمانه می‌کوشید که در محیط خانواده، هم‌دیگر و به خصوص فرزندان دل‌بند را بیش از پیش مدد دهید تا بینش خود را نسبت به ثروت و غنا بر اساس نصایح الهی شکل دهند. شایسته است که نسل جوان در بیان مبارک که سعی و کوشش فردی و شمول فضل الهی را شرط ممدوحیّت ثروت قرار داده تعمّق کنند، در تفاوت بین ثروت حاصله از طریق کوشش فردی در صنعت، کشاورزی، تجارت و هنر و امثال آن و ثروتی که بدون زحمت و یا از طرق ناصواب حاصل می‌شود تفکّر نمایند و اثرات هر یک را در ترقّی روحانی فردی و پیشرفت اجتماعی بررسی کنند و از خود سؤال نمایند که به دست آوردن ثروت از چه طریقی می‌تواند جاذب تأییدات الهی باشد. بدون شک در خواهند یافت که داشتن فضایل اخلاقی مانند صداقت و امانت، سخاوت و اعانت، عدالت و رعایت حال دیگران و هم‌چنین نگرش به ثروت به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد دنیایی بهتر، سبب جلب عنایات حقّ و نهایتاً سعادت دنیوی و اخروی می‌باشد. تمسّک به اصل عدالت در تأمین ثروت، اصلی که مورد تأیید بسیاری می‌باشد، البتّه درجات و سطوح مختلف دارد. در یک سطح بدین معنی است که مثلاً کارگر و کارفرما هر دو در کلّیّۀ امور با پیروی از قوانین و مقرّرات متداول، امانت‌داری و صداقت را پیشۀ خود سازند. ولی برای درک عمیق‌تر مقتضیات عدالت باید به دو شرط دیگر ممدوحیّت ثروت نیز توجّه نمود و در پرتو آن معیارهای رایج را مورد مطالعه قرار داد. به عنوان مثال، رابطۀ بین میزان دست‌مزدهای قانونی امروز با هزینۀ زندگی و ارزش دست‌آورد کارِ کارگران که به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء مستحقّ شریک شدن در سود حاصله از زحمات خود هستند، شایان توجّه و بررسی خاصّ است. تفاوت فاحش و اغلب غیر قابل توجیه بین هزینۀ تولید یک کالا و قیمت فروش آن درخور تفکّر فراوان می‌باشد. کسب مال به شیوه‌ای که تودۀ مردم «به ثروت و غنای کلّی برسند»، امری اساسی و شایستۀ تحقیق و تأمّل جدّی است. در ضمن چنین تفکّرات و مطالعاتی، البتّه زشتی و ناپسندی اندوختن ثروت از طرقی نظیر استثمار دیگران، احتکار و انحصار و یا تولید کالاهای مخرّب و آنچه خشونت و فسق و فجور را در بین جمهور ناس رواج می‌دهد بیش از پیش روشن‌ و آشکار می‌گردد. جهان بشری در چنگ قوای تخریب‌کننده و زیان‌آور گرفتار و مبتلا است. مکتب ماتریالیسم غرب که حال به تمام نقاط گیتی سرایت نموده، توسعۀ فرهنگ مصرف‌گرایی را وسیله‌ای لازم برای استحکام اقتصاد جهان و تأمین رفاه نسل انسان می‌داند، مصرف در جهت ارضای امیال شخصی و تمتّع از لذائذ نفسانی را با مهارت و زیرکی ترویج می‌دهد و صرف ثروت در راه مخاصمات اجتماعی و تداوم آن را جایز می‌شمرد. در سخافت این دیدگاه تفکّر نمایید. فلسفۀ رو به گسترش بنیادگرایی دینی با فهم بسیار محدود خود از دین و از مبادی روحانی عقاید خشک مذهبی را رواج می‌دهد، در مواردی رهایی جهان از مشکلات موجود را مشروط به وقوع رویدادهایی خرافی و غیر معقول می‌داند، از یک طرف تظاهر به تقوی را ترویج می‌کند و از طرف دیگر در عمل، حرص و آز و اجحاف و ظلم را در جامعه شیوع می‌دهد. از جمله نتایج و اثرات اسفناک این قوای ویران‌گر سردرگمی شدید جوانان، نومیدی نیروهای فعّال لازم برای پیشرفت جامعه و بروز مشکلات بی‌شمار کنونی است. کلید نجات از این مصائب اجتماعی در دست نسل جوانی است که به شرافت نوع انسان معتقد بوده اشتیاقی وافر برای درک هدف واقعی عالم هستی داشته باشد، بین تدیّن حقیقی و خرافات مذهبی فرق قائل شود، علم و دین را دو نظام دانایی مستقلّ امّا مکمّل یک‌دیگر و محرّک پیشرفت نوع انسان شمرد، زیبایی و کارآیی وحدت در کثرت را درک کرده آن را با آغوش باز بپذیرد، سعادت و عزّت خود را در خدمت به هم‌وطنان و دیگر مردم جهان بیند و مقبولیّت ثروت را موکول به کسب عادلانه و مصرف آن در امور خیریّه و در راه ترویج معارف و علوم و تأمین منافع عمومی بداند. جوانان عزیز باید آن‌چنان خود را آمادۀ وظایف خطیر آینده نمایند تا هم از مضرّات حرص و طمع رایج در امان مانند و هم با جدّیّت و اشتیاق در جهت تحقّق اهداف عالی و شکوه‌مند خود کوشا باشند. امیدواریم که مذاکرات و مشاورات شما با دوستان، همسایگان، اقوام و هم‌کاران در بارۀ نکات بالا موجب افزایش توان‌مندی در جهت کمک به بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی وطن عزیز و فراهم ساختن اسباب آسایش و رفاه همگان گردد. در اعتاب مقدّسۀ علیا برای ترقّی و پیشرفت ملّت شریف ایران و موفّقیّت بیش از پیش شما عزیزان دعا می‌کنیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 728
پیام ۱ فروردین ۱۳۸۹
۱ شهرالبهاء ۱۶۷ ۲۱ مارس ۲۰۱۰ پیروان حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند ای سرمستان جام محبّت الله، یوم مبارک نوروز است و قلوب این مشتاقان بیش از پیش متوجّه آن شیفتگان جمال جانان. ایّامی بس پرشور و طرب‌انگیز است و دشت و دمن لاله‌خیز و مشکبیز. در اقالیم شمالیّۀ کرۀ ارض طبیعت جانی تازه یابد و جلوه‌ای بی‌اندازه نماید، حشر و نشری بدیع رخ بگشاید و جوشش و حرکتی جدید در کائنات مشاهده گردد، به خصوص خاک پاک ایران‌زمین که رشک فردوس برین است و به فرمودۀ مرکز میثاق «کشورش مهرپرور و دشت بهشت‌آسایش پر گل و گیاه جان‌پرور». ایرانیان پاک‌نهاد این عید فرخندۀ ملّی را بر حسب سنّت دیرینۀ چندین هزار سالۀ خود گرامی داشته در این روز فیروز و آغاز بهار دل‌افروز به سرور و شادمانی می‌پردازند، از کدورت‌ها می‌گذرند و به الفت و محبّت رو می‌آورند. بهائیان جهان نیز از همۀ ملل و اقوام، این عید سعید را که منصوص کتاب مستطاب اقدس است با شکوه و جلالی خاصّ جشن می‌گیرند و این ایّام خجسته را فرصتی برای ایجاد دوستی و آشتی بین نوع بشر و ترویج اتّحاد و اتّفاق در میان عالمیان می‌شمرند. سالی که گذشت شاهد وقایع اسف‌انگیز و اندوه‌ناکی برای شما عزیزان و دیگر شهروندان آن سرزمین بود و شاید در این برهه از زمان، با سرور و شادمانی از نوروز باستانی استقبال کردن چندان آسان نباشد. ولی شما دل‌باختگان جمال ابهی به آیندۀ درخشان ایران مطمئن هستید و به یقین مبین می‌دانید که عالم آبستن وقایع عظیمه است و این درد و الم عمومی و آشوب و هیجان همه‌جانبه صرفاً رنج سفر در مسیر تحقّق وحدت عالم انسانی و تأسیس مدنیّت جهانی مورد نظر حضرت بهاءالله است. شما که به اهمّیّت اجتناب از هر نوع تعصّب و خشونت و نفاق واقفید و به قدرت معجزه‌آسای اتّحاد و یگانگی که قادر است عالم را به نور خود منوّر سازد ایمان دارید، و اثرات آن را در جوامع خود دیده و تجربه کرده‌اید، می‌توانید در کاستن رنج و درد دیگر هم‌وطنان عزیز نقشی مؤثّر ایفا نمایید. استقامت سازنده و پشت‌کار شما عزیزان دل و جان، از پیر و جوان، در تحمّل تضییقات بی‌شمار سال‌های اخیر مورد قدردانی و ستایش این مشتاقان و تحسین مردم جهان است. الحمد لله با توجّه کامل به رسالتی که حضرت بهاءالله به پیروان فداکار خود در مهد امر الله عنایت فرموده، به وظایف روحانی خود واقف و به انجام آن قائمید. پس به تسبیح و تقدیس ربّ‌ الجنود پردازید و با شور و اشتیاق به این تاج وهّاجی که بر سر دارید افتخار نمایید و از رشته‌ای که دوست حقیقی بر گردن‌تان افکنده همواره شاکر و خشنود باشید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد همۀ مردم شریف ایران به دعا مشغولیم و موهبت آسایش و رخا و صلح و صفا را برایتان صمیمانه مسئلت می‌نماییم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 727
پیام ۲۰ دی ۱۳۸۸
۱۱ شهرالشّرف ۱۶۶ ۱۰ ژانویه ۲۰۱۰ یاران و یاوران ممتحن جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند ای حبیبان باوفا، با نزدیک شدن موعد مقرّر برای محاکمۀ اعضای محترم سابق هیئت یاران، چند ‌روزی است که بعضی از مسئولین امور اظهار می‌دارند که دست‌گیری ده نفر از بهائیان در روز ۱۳ دی ۱۳۸۸ به دلیل بهائی بودن آنها نیست بلکه به علّت سهیم بودن در سازمان‌دهی وقایع روز عاشورا بوده است. قاطبۀ ملّت شریف ایران، مردم جهان و جامعۀ بین‌المللی با ماهیّت عقاید و رفتار بهائیان و تاریخ روشن آیین بهائی آشنا هستند و به بی‌اساس بودن این ادّعا‌ واقفند. این دوست‌داران عدل و انصاف شهادت می‌دهند که بهائیان در هر کشوری که ساکن باشند برای پیشبرد رفاه و سعادت آن سرزمین دوش به دوش هم‌وطنان خود می‌کوشند، با توسّل به قانون برای حفظ حقوق خود و دیگران اقدام می‌کنند، در همۀ احوال به ذیل درست‌کاری و صداقت متشبّث‌اند، از ستیزه‌جویی و خشونت پرهیز دارند و از هر نوع جبهه‌گیری سیاسی دوری می‌جویند. ولی متأسّفانه کسانی که تعصّبات شدید مذهبی چشم بصیرت‌شان را نابینا ساخته با دسیسه‌بازی تهمت‌های ناروا بر شما وارد می‌سازند تا اقدامات ظالمانۀ خود را در مقابل ملّت ایران توجیه نمایند، غافل از آنکه این کار عاقبت ثمری جز بی‌اعتباری عاملین آن نخواهد داشت. تسلّی قلب این جمع در آن است که شما عزیزان به رموز و سنن الهیّه واقفید، امور را در ید قدرت او می‌بینید و با قوای روحانی منبعث از این بینش قادرید ورای این ظلم و عدوان بنگرید و با ثبوت و رسوخی که تحسین عالمیان را برانگیخته با رعایت حکمت به انجام وظایف خود قائم باشید. با قلوبی پر از محبّت و با رضایت از یکایک شما عزیزان دست دعا به آستان ملیک متعال بلند کرده حفظ و صیانت شما و موفّقیّت آن دل‌دادگان ثابت‌قدم را در پیشبرد مصالح امر الله و خدمت به هم‌وطنان عزیز سائلیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 726
پیام ۳ آذر ۱۳۸۸
۲ شهرالقول ۱۶۶ ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹ ستایندگان اسم اعظم در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، بر اساس اطّلاعات واصله، اخیراً ترجمۀ فارسی مجموعۀ جدیدی از آثار بهائی در بارۀ حیات خانواده که در مارس ٢٠٠٨ به زبان انگلیسی منتشر گردید به دست آن عزیزان درگاه الهی رسیده و مشغول مطالعه و مشورت در مورد اندرزهای ارزشمند آن هستید. توجّه شما به این مسئلۀ مهم موجب مسرّت قلبی این جمع شد و ما را بر آن داشت که نکات ذیل را با شما در میان گذاریم. پیروان حضرت بهاءالله در سراسر عالم از زن و مرد و از هر قوم و نژاد می‌کوشند تا هم‌گام با دوستان و هم‌کاران خود قدمی مثبت در راه تأسیس جامعه‌ای بر اساس عدالت و دنیایی بر پایۀ وحدت بردارند، دنیایی که در آن افراد بشر تفاوت‌های ظاهری خود را جلوه‌ای از زیبایی و کمال بوستان عالم انسانی بدانند و با روحیّه‌ای مبتنی بر یادگیری و الهام از تعالیم الهی و به مدد استعداد‌های متنوّع خدادادی با اتّحاد و اطمینان در جهت استقرار مدنیّتی پیشرو تلاش نمایند. بهائیان فرصت مشارکت در چنین مشروع عظیمی را موهبتی ربّانی می‌شمارند و معتقدند که از جمله شرایط لازم برای موفّقیّت در این امر شکوه‌مند، کسب فضایل اخلاقی است. خانواده در مقام یک واحد انسانی و هستۀ اصلی اجتماع بشری کانونی است که فضایل اخلاقی و توان‌مندی‌های بنیادی لازم باید در آن شکل گیرد، زیرا عادات و رفتاری که در خانواده پایه‌ریزی می‌گردد از خانه به محلّ کار و حیات اجتماعی و سیاسی هر ملّت و سرانجام به روابط بین‌المللی تعمیم می‌یابد. از جمله نشانه‌های سقوط اخلاقی در نظام اجتماعی کنونی جهان، ضعف پیوند روحانی در روابط خانوادگی است. عدم رعایت کامل تساوی زن و مرد و بی‌توجّهی به حقوق کودک در خانواده موجب رواج فرهنگی می‌گردد که از خصوصیّات بارز آن تحقیر زن و فرزند، تحمیل ارادۀ شخصی به دیگران و سرانجام اِعمال زور و خشونت، ابتدا در خانواده و سپس در مدارس و محلّ کار و نهایتاً در کوی و برزن و صحنۀ اجتماع، می‌باشد. در چنین جوّی، خانواده که بهترین محیط برای آموختن اصل مشورت و تصمیم‌گیری جمعی است خود عاملی در جهت پرورش و تداوم استبداد در جامعه می‌گردد. نکتۀ اساسی که در زمینۀ استحکام خانواده باید مورد توجّه خاصّ قرار گیرد این است که اگرچه اهمّیّت خانواده در بسیاری از فرهنگ‌ها مورد تأکید می‌باشد و چه بسیار شواهدی که گویای نقش مثبت خانواده در پیشرفت عمومی است ولی مواردی نیز وجود دارد که توجّه بیش از حدّ به مصالح خانوادگی، خواه و ناخواه، موجب بروز نوعی تنگ‌نظری اجتماعی گردیده و در نهایت به حال دیگران مضر واقع شده است. چه بسا خانواده‌های باثبات و متّحدی که بر اثر دید تعصّب‌آمیزی که نسبت به بخشی از اجتماع دارند به کودکان خود مفهوم "خودی و بیگانه" را القا می‌کنند، غافل از اینکه تلقین چنین افکار مسموم کننده‌ای حسّ نوع‌دوستی و عدالت‌خواهی را در وجود آنان ضعیف می‌کند. جای تعجّب نیست اگر کودکانی که در چنین محیطی پرورش می‌یابند در سنین بلوغ یا در مقابل رنج و درد انسان‌ها بی‌تفاوت شوند، یا ظلم و ستم به دیگران را عملی جایز و مشروع شمرند و یا خود نیز احتمالاً به رواج آن کمک نمایند. به علاوه از آنجایی که در جوامع سرکوب‌گر و خشن دفاع از حقوق بشر و حمایت از ستم‌دیدگان امر دشواری است این قبیل افراد به جای ترویج عدالت و حمایت از مظلومان راه آسان‌‌تر یعنی سکوت و یا سازش‌ با ستم‌گر را برگزیده، نادانسته سدّ راه پیشرفت روحانی و معنوی خود و ترقّی ملّت خویش می‌گردند. تعلیم عدل و انصاف در خانواده اقدامی اساسی در جهت رفع این نارسایی بزرگ اجتماعی است. فرزندان باید آن چنان تربیت شوند که هر انسانی را بدون در نظر گرفتن دین، قوم و یا هر گونه تعلّق دیگری هم‌نوع خود دانسته گرامی شمرند و به این بیان که نمایان‌گر روح این زمان است ناظر باشند: "سراپردهٴ یگانگی بلند شد به چشم بیگانگان یک‌دیگر را مبینید همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار." ملاحظه فرمایید که چطور کودکان بر اثر تربیت فرا می‌گیرند که به فکر حقوق افراد خانوادۀ خویش باشند. با تربیت بیشتر می‌آموزند که رعایت حال همسایگان و خدمت به آنان را نیز واجب شمرند. در سطحی برتر، تربیت درست می‌تواند به آنان یاری دهد تا با بینشی وسیع‌تر عزّت وطن و ملّت خویش را مدّ نظر قرار دهند و هنگامی که این وسعت بینش به منتهی درجۀ کمال رسد البتّه پیشرفت نوع انسان و خیر و صلاح تمامی مردم جهان را یکی از اهداف زندگی خود قرار خواهند داد. خانواده محیطی است که در آن، این افکار بلند و شکوه‌مند جهان‌شمول می‌تواند پرورش یابد و بدین ترتیب نسل‌های برومندی تربیت شوند که ترقّی و پیشرفت خود را در سعادت و عزّت دیگران بینند. ای حبیبان باوفا، در این ایّام پرآلام که خود با انواع مشکلات ناشی از ظلم و بی‌عدالتی مواجه هستید و در زمانی که ملّت شریف ایران در جهت یافتن راه حلّی مناسب برای مسائل پیچیدۀ خود در تکاپو و تلاش است، به مطالعه و تعمّق در مورد حیات خانواده ادامه دهید و در بارۀ دست‌آوردهای جامعۀ اسم اعظم در این زمینه تأمّل کنید. برداشت خود از این مسائل را با همسایگان، دوستان و هم‌کاران در میان نهید تا از تجارب هم‌دیگر بهره‌مند شوید. در مشورت با آنان بیاندیشید که چگونه در عمل، هر یک از اعضای خانواده می‌تواند در ایجاد جوّی مثبت نقشی سازنده ایفا کند و چطور می‌توان اطمینان حاصل نمود که در این راه، هر نسل پیشرفت چشم‌گیرتری نسبت به نسل‌های گذشته داشته باشد. شاید از این طریق به انجام خدمتی به وطن مألوف موفّق گردید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن برگزیدگان حضرت کبریا به دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 725
پیام ۲ تیر ۱۳۸۸
۱۹ شهرالنّور ۱۶۶ ۲۳ جون ۲۰۰۹ بهائیان عزیز در کشور ایران ملاحظه فرمایند خواهران و برادران روحانی، با حزن و اندوه فراوان از وقوع حوادث اخیر در آن سرزمین مقدّس، منویّات قلبیّۀ خود را به پیروان حضرت بهاءالله ابراز می‌نماییم. سلامت و امان شما عزیزان از دیرزمان مشغلۀ ذهنی این مستمندان بوده و اکنون نگرانی امنیّت میلیون‌ها نفر زنان و مردان شریف دیگر ایران نیز بر آن اضافه گردیده است، خاصّه آنکه اغلب آنان در عنفوان جوانی بوده مشتاق شکوفایی استعدادهای وسیع و نهفتۀ خود می‌باشند. ملاحظه فرمایید که با چه سرعتی پرده‌ها برافتاد! مظالمی که طیّ سالیان دراز از طرق سازمان‌یافته و پنهان، بر بهائیان و دیگر شهروندان آن کشور وارد آمده در هفته‌های اخیر در خیابان‌های ایران در مقابل انظار جهانیان نمایان گشته است. اطمینان داریم که شما عزیزان در این ایّام نیز به آن اصل اساسی آیین بهائی که هر نوع فعّالیّت سیاسی حزبی را بر مؤمنین و مؤسّسات خود شدیداً منع می‌کند با خلوص کامل تمسّک خواهید جست. البتّه در عین حال نمی‌توانید نسبت به مشکلاتی که گریبان‌گیر هم‌وطنان عزیزتان است بی‌اعتنا باشید. استقامت در مقابل مشقّات و تضییقات بی‌شمار در طول سال‌های متمادی شما را به خوبی آماده ساخته است که در حلقۀ خویشاوندان، دوستان، آشنایان و همسایگان چون نمادی از ثبوت قد برافرازید و چون مشعلی فروزان نور امید و شفقت برافشانید. اطمینان به آیندۀ درخشان ایران را در قلوب‌تان زنده نگاه ‌دارید و بر این باور استوار مانید که سرانجام نور معرفت و دانایی غمام تیرۀ جهل و نادانی را زائل خواهد ساخت، عدالت‌خواهی و انصاف‌طلبی مردم سبب خواهد شد که از چنگ تهمت و افترا رهایی یابند، و محبّت و وداد بر نفرت و عناد چیره خواهد گشت. بهائیان ایران با سلوک و منش خود نشان داده‌اند که واکنش صحیح در مقابل ظلم نه قبول خواسته‌های سرکوب‌گران است و نه پیروی از خوی و روش آنان. نفوسی که گرفتار جور و ستم هستند می‌توانند با اتّکا به قدرتی درونی که روح انسان را از آسیب کینه و نفرت محفوظ می‌دارد و موجب تداوم رفتار منطقی و اخلاقی می‌شود، ورای ظلم و عدوان بنگرند و بر آن فائق آیند. امید آنکه این بیان حضرت عبدالبهاء در گوش‌ها طنین افکند: «ایران مرکز انوار گردد این خاک تابناک شود و این کشور منوّر گردد.» در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما و هم‌وطنان عزیزتان به دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 724
پیام ۲۱ خرداد ۱۳۸۸
۷ شهرالنّور ۱۶۶ ۱۱ جون ۲۰۰۹ احبّای عزیز جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند خواهران و برادران روحانی، اخبار واصله حاکی از آن است که شما برگزیدگان حضرت کبریا در نهایت صدق و صفا و با روحیّه ای مثبت و سازنده به حلّ و فصل امور جامعۀ خویش مشغولید و در گروه های کوچک جهت مساعدت و تشویق یکدیگر در انجام وظایف روحانی فردی، اقدامات جمعی و مسائل مربوط به احوال شخصی به مشورت و تبادل نظر پرداخته اید و از برخی خواسته اید که سایرین را مدد دهند. حضرت بهاءالله میفرمایند: «انسان نباید جمیع همّت را در خیال خود مصروف دارد. باید در تمشیت امور یکدیگر به کمال سعی توجّه نمایند.» البتّه طبیعی است که در چنین شرایطی احبّای عزیز با الهام از این بیان مبارک با کمال اشتیاق به یاری همدیگر برخیزند. هر یک از عزیزانی که گه گاه برای انجام خدمتی مخصوص دعوت میشوند به خوبی واقفند که جانشینی برای اعضای هیئت خادمین نیستند و هیچ گونه مسئولیّتی راجع به امور شخصی و جمعی احبّا ندارند، بلکه در مقام یک فرد بهائی وظیفۀ خود میدانند تا با دوستان هم فکری و همراهی نمایند و آگاهند که میزان موفّقیّت شان در این راه بستگی تام به درجۀ خضوع و خشوع ایشان خواهد داشت. از تحمیل نظر خویش بر دیگران احتراز جسته مشورت را پیشۀ خود نمایند و سایرین را نیز به این کار تشویق نموده از این طریق آنان را در تصمیم گیری مساعدت خواهند کرد. شایسته است که همدیگر را یادآور شوید که در این ایّام انتقالی، روش پسندیدۀ اهل بهاء در مهد امر الله برای حلّ و فصل امور جامعۀ خویش آن است که با اطمینان کامل به تأییدات الهی، در نهایت اتّحاد و جدّیّت قدم به قدم پیش روند و با صبر و شکیبایی هر روز بینشی روشن تر نسبت به جزئیّات مسائل مختلف کسب نموده در جهت اهداف خود گام های استوار بردارند. بدین ترتیب حتّی در این دوران نیز خواهید توانست به کوشش های ارزندۀ خویش در جهت ترقّیات روحانی فردی و استحکام جامعه و نیز خدمت به وطن و هموطنان گرامی ادامه دهید. در پیام ۱۹ می ۲۰۰۹ ، بعضی از وظایف جمعی آن جامعۀ ممتحن را ذکر نموده به اهمّیّت رعایت حال احبّای نیازمند اشاره نمودیم. شیوع فقر و بیکاری البتّه یکی از مشکلات امروز ملّت ایران است ولی با فشارهای اقتصادی که در چند سال گذشته برخلاف موازین عدل و انصاف از طرف بعضی از مقامات مسئول به شهروندان بهائی آن سرزمین وارد آمده، توجّه مخصوص به وضع کسانی که علیرغم تلاش شرافتمندانۀ خویش به حمایت مالی احتیاج دارند ضروری است. بنا بر این مراقب باشید که افراد و خانواده ها برای امرار معاش و رفع احتیاجات مبرم زندگی مشکلی نداشته باشند. این وظیفۀ مقدّس را با کمال حزم و مهربانی و توجّه کامل به اصول روحانی و اخلاقی و رعایت کامل حرمت و شأن احبّای نیازمند انجام دهید. عالم بشریّت با چالش ریشه کن کردن فقر رو به رو است و تا این مشکل به نحوی عادلانه حلّ نشود عواقب این بی عدالتی بزرگ گریبان گیر همگان خواهد بود. از جمله تکالیف اهل بهاء این است که در این راه ورای جامعۀ بهائی نیز بیندیشند و تا حدّ امکان کمک هایشان را برای نیل به این هدف ارزشمند در بین هم وطنان خود با خلوص نیّت ارائه دهند. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما همواره به دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 723
پیام ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
۳ شهرالعظمة ۱۶۶ ۱۹ می ۲۰۰۹ احبّای باوفای جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، گزارش انجمن های شور روحانی ملّی بهائی در ممالک مختلف نمایان گر احساسات رقیق و عواطف لطیف خواهران و برادران روحانی شما در اطراف و اکناف جهان است که از وابستگی معنوی به آن عاشقان روی دلبر حقیقی به خود میبالند، به سریان قوای روحانی منبعث از استقامت و فداکاری های احبّای ممتحن مهد امر الله واقفند و با پشت گرمی آن، به دفاع از حقوق حقّۀ شما و نشر تعالیم بهائی و ترویج رفاه عالم انسانی مشغولند. از جمله اخبار خوش واصله در مراسلات متعدّد شما که در پیام مورّخ ۱۴ می ۲۰۰۹ به آن اشاره نمودیم ازدیاد بی سابقۀ فرصت برای رفع سوء تفاهمات هموطنان عزیزتان در مورد تاریخ و تعالیم دیانت بهائی است. اثرات استقامت سازندۀ شما در تمسّک به عقاید و انجام تکالیف روحانی خویش، علیرغم تضییقات شدیده، به قدری همه جانبه و عمیق است که تجزیه و تحلیل کامل آن حال مقدور نیست. تنها مرور زمان تأثیر و نفوذ کامل وقایع پراهمّیّتی را که در طیّ چند سال اخیر با آن مواجه بوده اید نمایان خواهد ساخت. اشتیاق بیش از پیش ملّت ایران به درک حقایق مربوط به امر مبارک و آگاهی فزایندۀ نسل جوان به اینکه رهنمودهای حضرت بهاءالله امیدی نو برای آیندۀ آنان ارائه میدهد از اهمّیّت خاصّی برخوردار است. پس با قلبی مطمئن و روشی حکیمانه به انجام وظایف روحانی فردی خود در چارچوب هدایات قبلی ادامه دهید. بسیاری از نامه های شما حاوی سؤالاتی مربوط به استحکام و تقویت جامعه میباشد. توجّه به مقتضیات این مسئلۀ بنیادی وظیفۀ هر مؤمن ثابت قدم است. ملاحظه مینمایید که انجام وظایف روحانی فردی چگونه موجب وحدت نظر و ایجاد شوق و شور و احساس وابستگی در بین اعضای جامعه میگردد. همچنین عوامل متعدّدی از قبیل تشکیل کلاس های درس اخلاق، کوشش در جهت تزیید معلومات امری، تشکیل مرتّب ضیافات نوزده روزه و دیگر جلسات بهائی، حفظ و ترویج اتّحاد در جمیع احوال، رعایت حال جوانان و خانواده های محتاج، ملاقات در منازل به منظور گفتگوهای هدف مند و تحکیم رشته های هم بستگی و مودّت به پویایی فزایندۀ جامعه کمک میکند. هر چقدر اصول و روح امر مبارک در شئون مختلف جامعه بیشتر جلوه نماید تحرّک و کارآیی اقدامات فردی و مساعی جمعی نیز فزون تر خواهد بود. وضع موجود که در آن می بایستی وظایف خود را بدون تشویق یاران و خادمین انجام دهید ایجاب میکند که هر یک از شما بیش از پیش شکیبایی و انضباط از خود نشان داده، تشویق و حمایت یکدیگر را مدّ نظر قرار دهید. در عین حال هر قدر فعّالیّت های فردی شما بیشتر بر اساس برون نگری طرح و تنظیم شود، رسیدگی به امور درونی جامعه نیز آسانتر خواهد شد. انجام فرایض فردی و جمعی مذکور جزئی از هویّت بهائی و بخشی از تعهّدات مبرم هر یک از پیروان این امر اعظم است. این نحوۀ ابراز عقیده از جمله موازین شناخته شدۀ حقوق بشر میباشد. بنا بر این با اطمینان قلب و رعایت حکمت و با اطاعت از قوانین مدنی و با توجّه به حسّاسیّت های اجتماعی، با کمال جدّیّت در انجام این وظایف کوشا باشید. در پیام مورّخ ۱۸ مارچ ۲۰۰۹ به نقش مؤثّر مشورت در بلوغ و کارآیی جامعه اشاره نمودیم و از اینرو خبر گسترش بیشتر آن موجب کمال خوشوقتی و سرور این جمع شد. حضرت بهاءالله حکم مشورت را یکی از اصول بنیادین آیین بهائی مقرّر داشته و «بلوغ و ظهور خرد» را موکول به آن دانسته و تأکید فرموده اند که تمسّک به مشورت «سبب و علّت آگاهی و هوشیاری و خیر و سلامتی بوده و خواهد بود.» همچنین میفرمایند: «مشورت بر آگاهی بیفزاید و ظنّ و گمان را به یقین تبدیل نماید اوست سراج نورانی در عالم ظلمانی راه نماید و هدایت کند.» مشورت راه گشای امور فردی و اجتماعی بوده رشد و پیشرفت و اتّحاد پایدار جامعه را تضمین مینماید و برای تمشیت امور بشری ضروری است. حضرت عبدالبهاء آن را «سبب فتوح کلّی در امور» و «جاذب عون و عنایت حقّ» دانسته اند. همان طور که مطّلع هستید، مشورت بهائی باید در نهایت محبّت و صمیمیّت و اتّحاد صورت گیرد. کسانی که به مشورت میپردازند باید با تبتّل و ابتهال و اشتیاق به کسب تأییدات از افق ابهی، نظرات خود را با کمال آزادی و بدون پافشاری بر عقاید شخصی و با رعایت ادب و احترام کامل ابراز دارند و به منظور نیل به اتّحاد نظر با دقّت و تمعّن و انصاف به اظهارات دیگران توجّه نمایند. حضرت عبدالبهاء توصیه میفرمایند که اگر تصمیم گیری در مورد موضوعی به بحث های طولانی و یا خدای ناکرده مشاجره و اختلاف منجر گردد میتوان آن را موقّتاً متوقّف ساخت و در وقت مناسب دیگری مجدداً به آن پرداخت. مطمئن باشید که با مساعی خالصانۀ خود در اجرای این اصول از طریق مشورت در بین خانواده ها و یا در گروه های کوچک و به مدد تأییدات الهی و به قوّۀ میثاق به حلّ و فصل اکثر مسائل توفیق خواهید یافت. در این مورد باید توجّه داشت که هدف از مشورت همیشه وصول به تصمیمی نهایی نیست بلکه در بسیاری از موارد منظور تبادل افکار جهت روشن تر شدن مواضیع و ایجاد وحدت نظر است. البتّه به این نکته نیز واقفید که رسیدگی به بعضی از مسائل به نحو مطلوب شاید در شرایط فعلی امکان پذیر نباشد لذا باید آن را در نهایت صبر و بردباری به آینده موکول نمود. بعضی از دوستان سؤالاتی راجع به ضیافات نوزده روزه مطرح نموده بودند. ضیافت منصوص کتاب مستطاب اقدس است و از سالهای اوّلیّۀ تاریخ امر مبارک یکی از خصوصیّات حیات روحانی و اجتماعی جامعۀ اسم اعظم و امری اساسی جهت پیشرفت افراد و جامعه بوده است و تشکیل مرتّب آن البتّه باید با رعایت حکمت و ملاحظۀ اوضاع و احتیاجات محلّی صورت گیرد. در چارچوب هدایات صریح در بارۀ ماهیّت و هدف ضیافت، احبّای عزیز آزادی عمل قابل توجّهی در طرز برگزاری این جلسات دارند. در اعتاب مقدّسۀ علیا با قلبی مسرور از ثبوت و استقامت شما عزیزان دست شکرانه به درگاه کبریا بلند میکنیم که الحمد لله مصداق این بیان مبارکۀ صادره از قلم معجز شیم حضرت مولی الوری هستید: ای یاران روحانی و دوستان رحمانی در هر عهد مؤمن بسیار ولی ممتحن کمیاب حمد کنید خدا را که مؤمن ممتحنید و در سبیل ربّ مهیمن اسیر هر نوع آلام و محن گشتید در آتش امتحان مانند ذهب خالص رخ برافروختید و در نائرهٴ ظلم و جفای ستمکاران سوختید و ساختید و هر مؤمنی را رسم و آداب ثبوت و استقامت آموختید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 722
پیام ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
۱۷ شهرالجمال ۱۶۶ ۱۴ می ۲۰۰۹ پیروان جمال اقدس ابهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، یک سال از دستگیری اعضای محترم سابق هیئت یاران میگذرد. امروز ملّت شریف ایران و دیگر مردم جهان برخلاف آنچه در رسانه های دولتی منعکس است از بیگناهی این عزیزان و دیگر بهائیان بیش از پیش آگاهند. تأمّل در وقایع مربوط به مسجونیّت این هفت نفر که نمایانگر ابعاد موحش تضییقات وارده بر دیگر بهائیان ایران است، مبرهن میسازد که در این مورد بی عدالتی محض صورت گرفته و همۀ موازین عدل و انصاف به سخریّه گرفته شده است. این گروه به طور ناگهانی و با شتابی غیر عادی و بدون رعایت موازین قانونی بازداشت و زندانی شده تحت بازجویی های شدید و طولانی قرار گرفتند. مأمورین در تلاش خود جهت پرونده سازی برای آنان، دوستانی را که با اعضای هیئت یاران از نزدیک کار میکردند دستگیر و مورد استنطاق قرار دادند. مدّت هفت ماه هیچ گونه دلیلی برای بازداشت آنها ارائه نگردید تا سرانجام در ١١ فوریه ۲۰۰۹ اتّهاماتی بی اساس که تحریف آشکارِ فعّالیّت های صادقانۀ آنها در راه خدمت به جامعۀ بهائی بود بر آنان وارد ساختند. مکاتبات شان با مرکز جهانی بهائی در خصوص مسائلی از قبیل شرح مشکلات بهائیان اقرار به «جاسوسی برای اسرائیل» قلمداد شد، تمسّک شان به دیانت بهائی «توهين به مقدّسات» و «تبليغ عليه نظام» تعبیر گردید و عضویّت آنان در هیئت یاران - گروهی که نهادهای مختلف دولت سالیان دراز با آن در ارتباط بودند - عضویّت در یک سازمان غیر قانونی شمرده شد. سپس با سوء استفاده از رسانه های تحت حمایت دولت، سعی در محاکمۀ یاران نمودند و محکومیّت آنها را اعلان کردند. مسئولین امور که به دنبال اعتراضات گستردۀ جهانی بدون شک دریافتند که این محاکمه توجّه دقیق و موشکافی شدید بین المللی را به خود جلب خواهد نمود، اقدام به تعویض بازپرس نمودند. حال حدود دوازده هفته پس از آنکه به گفتۀ مسئولین بازپرسی تکمیل شده، به خانواده های مسجونین اطّلاع داده اند که اتّهام جدید «مفسد فی الارض» علیه آن عزیزان در نظر گرفته شده است. احتمال چنین اتّهامی بیش از پیش روشن میسازد که دلیل اصلی دستگیری این نفوس بیگناه چیزی جز عقاید دینی ایشان نبوده است. سال گذشته شاهد تشدید تضییقات بر دیگر اعضای جامعه نیز بود. تعداد زیادی از شما مظلومان در معرض مشقّاتی نظیر حملات خشونت آمیز، بازداشت های عجولانه، بازجویی های خشن، فشار در مدارس، محرومیّت از تحصیلات دانشگاهی، محدودیّت های سنگین اقتصادی و صدمات بسیار دیگری قرار گرفتید. فعّالیّت یاران و خادمین غیر قانونی اعلان شد و شما شهروندان مطیع و پیرو قانون، با حسن نیّت همیشگی خود به کار جمعی این هیئت ها پایان دادید. ولی هر یک از این بی عدالتی ها موجب آن گردید که تضادّ شدید بین صداقت احبّا و تعصّب عمیق کسانی که در مبارزه با شما اصرار میورزند واضح تر جلوه نماید و توجّه مردم را در داخل و خارج ایران به خود جلب کند. واکنش ایرانیان آزاده و دیگر حامیان عدل و انصاف در شرق و غرب عالم در مقابل این بی عدالتی ها روز به روز قوی تر و ندای حمایت از حقوق شهروندی بهائیان در ایران رساتر میشود. احتمالاً از مقالات و بیانیّه های امیدبخش متعدّدی که از طرف متفکّرین و متنفّذین ایرانی در چند ماه اخیر انتشار یافته مطّلع هستید. این ندا از افراد، سازمان ها و نمایندگان دول در اطراف جهان نیز به گوش میرسد. نمونه ای بارز از تقدیر و تکریم مردم جهان از ایرانیان آزاده و اظهار نگرانی از مظالم وارده بر آن ستمدیدگان را میتوان در نشست روز ۳۰ مارچ ۲۰۰۹ مجلس عوام کانادا ملاحظه نمود. در این اجلاسیه، اعضای آن مجلس یعنی نمایندگان کلّیّۀ احزاب به مدّت یک ساعت و نیم به افصح بیان و با حرارت تمام از مصائب شما سخن گفتند. آنان در حالی که نقش ارزشمند ایرانیان را در پیشبرد تمدّن جهان ستودند و احترام عمیق خود را نسبت به ملّت شریف ایران ابراز داشتند، صلح جویی و بشردوستی بهائیان را ستودند و از لطماتی که بر اثر نقض حقوق بشر در مورد بهائیان و دیگر شهروندان ایرانی بر حیثیّت و نام این سرزمین باستانی وارد آمده به شدّت اظهار تأسّف کرده به اتّفاق آرا قطع نامه ای تصویب نمودند که در آن چنین آمده است: «این مجلس اذیّت و آزار اقلّیّت بهائی ایران را محکوم مى کند و از حکومت ایران مى خواهد که در اتّهامات مطرح شده علیه اعضاى یاران ایران تجدید نظر نموده آنها را بلافاصله آزاد کند و یا در غیر این صورت، محاکمۀ آنها را بدون تأخیر بيشتر به جریان اندازد و تضمین نماید که دادرسی آنان علنی، منصفانه و در حضور ناظران بین المللی انجام خواهد شد.» از طرف دیگر، اخبار مربوط به مساعی شما در سراسر ایران برای انطباق با تغییرات اخیر و شروع ابتکاراتی به منظور تمشیت امور شخصی و برگزاری بدون وقفۀ فعّالیّت های جمعی جامعه موجب دلگرمی این جمع است. مراسلات متعدّده از سراسر ایران که از طریق دوستان مقیم خارج و مؤسّسات امری در دیگر ممالک عالم ارسال داشته اید نشانۀ جدیّت شما است. این مکاتبات از یک طرف حاوی سؤالات گوناگونی است که در ظرف چند روز آینده در پیامی جداگانه به برخی از آنها پاسخ داده خواهد شد و از طرف دیگر نمایانگر عزمی جزم برای پیگیری وظایف روحانی فردی، تعلیم و تربیت روحانی اعضای جامعه از سنین مختلف، همکاری با هموطنان گرامی در راه بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی ایران و مشارکت در گفتمان های سازنده با همسایگان، دوستان، آشنایان، اقوام و همکاران میباشد. الحمد لله مصداق این بیان مبارک حضرت عبدالبهاء واقع شده اید که میفرمایند: انسان را عزّت و بزرگواری به پاکی و راستی و خیرخواهی و عفّت و استقامتست نه به زخارف و ثروت اگر نفسی موفّق بر آن گردد که خدمتی نمایان به عالم انسان علی الخصوص ایران نماید سرور سرورانست و عزیزترین بزرگان اینست غنای عظیم و اینست گنج روان و اینست ثروت بی پایان. در میان مراسلات متعدّدۀ واصله، تبریکات صمیمانه به مناسبت عید سعید نوروز و عید اعظم رضوان نیز دیده میشود. این مشتاقان نیز متقابلاً به این مناسبت به تک تک شما تبریک و تهنیت میگوییم و سالی پر بار و سرشار از موفّقیّت های شایان در راه خدمت به وطن و هموطنان برایتان آرزو میکنیم و امیدواریم با تأییدات ایزد یکتا خورشید عدل و انصاف در آن سرزمین باستانی بدرخشد، تضییقات کاهش یابد و ابواب سعادت و آسایش به روی آن دوستان گرامی و دیگر ایرانیان گشوده گردد. دوستان عزیز و محبوب: بر اهل درایت روشن است که هر کس بذر کینه و اختلاف بیفشاند عاقبت ثمر تلخ چیند و به خسران مبین مبتلا گردد. تمسّک به تهمت و افترا برای رسیدن به اهداف ناروا نتیجه ای جز سلب اعتماد عمومی نخواهد داشت. تودۀ مردم که با فراست و هشیاری ناظر امورند سرانجام از قبول و باور این اتّهامات سر باز زنند و با کنجکاوی بیش از پیش به تحقیق و بازشناسی عقاید و انگیزه های روحانی شما روی آورند. از این روست که بانگ رسای حمایت ایرانیان شریف و آزاده از حقوق شهروندی شما در فضای مدارس، دبیرستان ها، دانشگاه ها و در بین اقشار مختلف مردم طنین انداز گردیده است. با رجای تأیید و توفیق برای آن فارسان میدان وفا، دست دعا به آستان محبوب بیهمتا بلند نموده با زبان جان چنین مناجات مینماییم که «ای پروردگار تأیید بخش و توفیق عنایت کن این ابر تیره را زائل کن و این غمام حائل را متلاشی و باطل نسیم جانبخشی بوزان و دلهای مرده را زنده کن باران رحمتی ببار و این گیاه افسرده را تر و تازه نما حدایق قلوب را جنّت ابهی کن و حقایق نفوس را ریاض ملأ اعلی.» [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 721
پیام ۶ فروردین ۱۳۸۸
۶ شهرالبهاء ۱۶۶ ۲۶ مارچ ۲۰۰۹ احبّای ممتحن موطن جمال قدم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، از قرار معلوم بعضی از مسئولین امور خواستار آنند که عدّه ای از اعضای جامعۀ بهائی کتباً تعهّد نمایند که اقدامات و فعّالیّت های فردی و جمعی نخواهند داشت و در صورت ارجاع خدمتی به ایشان از قبول آن امتناع خواهند ورزید. این اقدام، اگر صحّت داشته باشد، نمایانگر آن است که بعد از تعطیل کار هیئت های یاران و خادمین، گروهی از مقامات مسئول در صدد آن هستند که با اِعمال این قبیل فشارها، شما را از حیات بهائی و ابراز عقاید و منویّات وجدانی خویش باز دارند و برخلاف تعالیم ادیان الهی و موازین انسانی جمعی از شهروندان خود را در واقع خلع عقیده و اندیشه نمایند. قبول تعالیم حضرت بهاءالله به معنای تعهّدی شخصی جهت تلاش در راه تکامل روحانی فردی، فعّالیّت های اجتماعی به منظور کمک به شکوفایی جامعه ای فعّال و پویا و کوشش برای بهزیستی و رفاه عمومی است. از جمله اقدامات جمعی جامعه، تمشیت امور مربوط به احوال شخصی، تشکیل ضیافات نوزده روزه و دیگر جلسات بهائی، کوشش در راه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش اطفال، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان در زمینه های روحانی، علمی، هنری و اجتماعی و همچنین تشویق و حمایت از یکدیگر در این فعّالیّت ها و در راه خدمت به وطن و هموطنان عزیز میباشد. حقّ مسلّم هر انسانی، آزادی در راه کسب علم و عمل بر اساس عقاید شخصی در چارچوب اطاعت از قوانین مدنی و رعایت حکمت و ملاحظۀ اوضاع اجتماعی است و هر اقدامی در جهت جلوگیری از این آزادی نقض آشکار حقوق بشر و مغایر میثاق نامه های بین المللی و موازین عدالت اسلامی میباشد. با توجّه به این اصول اساسی، درخواست امضای تعهّد فوق به منزلۀ تجاوز به حریم اندیشۀ انسانی است. استقامت و ثبوت آن حاملان پیام محبّت و سالکان طریق وحدت موجب نهایت ستایش و تقدیر این جمع است. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن مظلومان به دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 720
پیام ۲۸ اسفند ۱۳۸۷
۱۷ شهرالعلاء ۱۶۵ ۱۸ مارچ ۲۰۰۹ پیروان حضرت بهاءالله در مهد امر الله ملاحظه فرمایند خواهران و برادران روحانی و حافظان آیین یزدانی، در این ایّام مبارک صیام، قلوب این مشتاقان از افزایش تضییقات بر آن مظلومان محزون و دردمند است ولی مشاهدۀ روحیّۀ استقامت آن دل‌باختگان جمال جانان، افزایش استعداد روحانی مردم در آن اقلیم و دیگر نقاط عالم، فتوحات جدید مستمرّ امر مبارک و نیز پشتیبانی و حمایت فزایندۀ قاطبۀ مردم از حقوق حقّۀ آن ستم‌دیدگان موجب دل‌گرمی این ضعفا است. با قبول اختتام کار هیئت‌های یاران و خادمین، بهائیان به مسئولین امور مجدداً نشان دادند که مخالفت و ستیز در مرام‌شان نیست و تنها مایلند بتوانند بر طبق اصول و تعالیم خود با آزادی در راه خدمت به وطن و هم‌وطنان و رفاه نوع انسان، عمل نمایند. البتّه پذیرش این محدودیّت به این معنا نیست که آحاد احبّا از انجام وظایف روحانی و اجتماعی خود باز خواهند ماند. در تاریخ ادیان الهی تعمّق و تأمّل فرمایید که چگونه سفینۀ امر یزدان در مقابل طوفان‌های شدید ظلم و عدوان همواره محفوظ مانده و چطور در این دور مبارک، هر مخالفت و توطئۀ جدیدی سبب پیشرفت امر الله و موجب بروز استعدادهای بی‌اندازه در پیروانش گردیده است. تقدیر الهی همیشه چنین بوده چه که شداید و مشقّات سرما در موسم زمستان لازم تا لطافت و طراوت فصل بهار و ثمرات بدیعۀ آن جلوه نماید. به فرمودۀ مرکز عهد و میثاق: «...گریهٴ ابر سبب خندهٴ گل گردد و دمدمهٴ رعد نتیجه‌اش زمزمهٴ بلبل شود و شدّت برد جمال ورد به بار آورد و طوفان سرد باغ را به شکوفه‌های سرخ و زرد بیاراید.» شایستۀ این ایّام پرتحوّل آنکه احبّای عزیز بیش از پیش به حمایت و یاری یک‌دیگر برخیزند و در مسیری جدید گام نهند. در این راه باید از یک طرف تصمیم تعطیل کار هیئت‌های یاران و خادمین را محترم شمرید و از طرف دیگر بکوشید تا به اتّکای نیروی خلّاقۀ عهد و میثاق و با عشق بی‌پایان به دلبر آفاق و تأسّی به قهرمانان تاریخ درخشان ۱۶۵ سالۀ این آیین ربّانی، وظایف روحانی و امور اجتماعی خود را سر و سامان بخشید و کوشش‌های خود را در راه خدمت به هم‌وطنان گرامی دنبال نمایید. اطمینانی که در پیام مورّخ ۴ شهرالعلاء خود در این خصوص اظهار داشتیم با مطالعۀ نامۀ جوانان عزیز بهائی و هم‌چنین اعضای خادمین کرمان در بارۀ وقایع اخیر، دو چندان شده است. در این راه مرکب شما صبر و شکیبایی، توشۀ راه شما توکّل به عنایات حقّ و تمسّک به عهد و میثاق الهی، علم بر افراشتۀ شما اتّحاد و اتّفاق کامل در جمیع شئون، پشتیبان شما تأییدات متتابعۀ ملکوت ابهی، مقصد شما سرزمینی پر از صلح و صفا و اجر لانهایۀ شما تقرّب به درگاه کبریا و نیل به سعادت ابدی و افتخار سرمدی است. پس کمر همّت بربندید و ردای درایت، شجاعت و حکمت بر تن کنید، و با پویایی و تحرّکی جدید به پیش روید تا به تحقّق هدف اصلی زندگی موفّق شوید و در آشیان رحمانی و بر شاخسار گلزار روحانی مسکن و مأوی گیرید. خبر گسترش مشورت در بین خانواده‌های احبّا برای تمشیت امور فردی و اجتماعی خود موجب سرور و امتنان این جمع است. مشورت از جمله اصول بنیادین این آیین نازنین و اسباب لازمۀ حیات بهائی است. استفاده از این هدیۀ پربها و ارزشمند الهی منحصر به مؤسّسات امری نیست بلکه افراد و خانواده‌ها نیز به آن مکلّف و موظّف هستند. مطمئن باشید که ترویج فزایندۀ مشورت در بین خانواده‌ها کمک شایانی به بلوغ و کارآیی جامعه خواهد نمود و شما را برای خدمات وسیع‌تری آماده خواهد ساخت. در انجام وظایف روحانی و اجرای امور مربوط به احوال شخصی مشوّق و حامی یک‌دیگر باشید و جهد نمایید تا اغلب تصمیمات لازم در سطح خانواده‌ها اتّخاذ گردد. به تعلیم و تربیت روحانی فرزندان خود ادامه دهید و مطالعه و تعمّق در آیات الهی را دنبال کنید. وابستگی بین خود را آن ‌چنان مستحکم کنید که بدخواهان فرصت ایجاد کوچک‌ترین اختلاف در بین شما نیابند. از اخبار خوش اقدامات خواهران و برادران خود در دیگر مناطق جهان کسب اطّلاع نمایید و اجازه ندهید که توقّف فعّالیّت یاران و خادمین احساس انزوا در شما ایجاد کند. در صورت لزوم با کمک مؤسّسات امری در خارج و خویشان و دوستان خود در سایر نقاط عالم می‌توانید با این مشتاقان نیز در تماس باشید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن فارسان مضمار وفا هستیم و نزول ملائکۀ تأیید را برای آن عزیزان مقرّب درگاه کبریا ملتمسانه آرزو می‌کنیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 719
پیام ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
۴ شهرالعلاء ۱۶۵ ۵ مارچ ۲۰۰۹ ستایندگان اسم اعظم و یاوران ممتحن جمال قدم در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند ای حاملان امانت الهیّه، در چند هفتۀ اخیر توجّه جهانیان بیش از پیش به مظالم جدیدی که پیروان حضرت بهاءالله در آن سرزمین با آن رو به رو هستند معطوف بوده است. بی‌اساس بودن اتّهامات علیه هفت نفر اعضای محترم یاران، ناروا بودن جور و ستم نسبت به دیگر زندانیان بی‌گناه بهائی و ادامۀ فشار و تضییقات علیه اعضای جامعۀ اسم اعظم موضوع بحث و مذاکرات عمومی در سراسر عالم می‌باشد. ثبوت و رسوخ شما عزیزان و تمرکز افکارتان بر ادارۀ امور زندگی، انجام وظایف روحانی و خدمت به وطن گرامی، و هم‌چنین وقار و متانت و روحیّۀ استقامت سازندۀ شما در مقابله با مشکلات بی‌شمار تحسین همگان را برانگیخته است. دادستان کلّ کشور اخیراً اعلان داشته‌اند که وجود هیئت‌های یاران و خادمین در ایران غیر قانونی است. این اعلان با توجّه به اینکه نهادهای مختلف دولتی در طیّ ۲۰ سال گذشته با این هیئت‌ها مرتّباً در ارتباط و از فعّالیّت آنها آگاه بوده‌اند تعجّب‌آور است. اعضای محترم یاران از سلول زندان چنین اظهار داشته‌اند که اگر ترتیب کنونی برای ادارۀ جامعۀ بهائی دیگر مورد موافقت دولت نیست، اعلان تعطیل آن اشکال بزرگی برای جامعۀ بهائی ایجاد نخواهد کرد و تأکید نموده‌اند که این رویکرد صرفاً به این منظور اتّخاذ گردیده که جامعۀ بهائی بار دیگر حسن نیّت خود را به روال گذشته به دولت جمهوری اسلامی ایران نشان دهد. تصمیم هیئت یاران و حکمت و مصلحت آن در شرایط کنونی مورد قبول این جمع است. مسجونیّت آن امنای حضرت رحمان که با کفایت و درایت شایان به خدمت برادران و خواهران روحانی خود در آن سرزمین مقدّس مشغول بوده‌اند، اجرای این تصمیم را به عهدۀ هیئت‌های محترم خادمین در سراسر ایران محوّل می‌نماید. خادمین عزیز به نوبۀ خود سرمشق فداکاری و از خودگذشتگی در راه خدمت به امر الهی بوده‌اند. با آگاهی کامل به تدبیر و کاردانی ایشان، مطمئن هستیم که آن نفوس برازنده با رعایت موازین لازم کار هیئت‌های خود را در این زمان با روشی مناسب پایان خواهند داد. هم‌چنین اطمینان داریم که توقّف کار هیئت‌های یاران و خادمین موجب نگرانی خاصّی برای جامعۀ ستم‌دیدۀ بهائی ایران نخواهد شد. احبّای عزیز و ممتحن مهد امر الله، آن باسلان میدان خدمت و وفا، با اتّحاد و اتّفاق کامل و با تعاون و تعاضد دائم و البتّه به مدد تأییدات الهیّه، شیوه‌ای شایسته خواهند یافت تا وظایف روحانی و امور اجتماعی خود را سر و سامان بخشند و هم‌چنین کوشش در راه خدمت به وطن عزیز و هم‌وطنان گرامی خود را با نیّتی خالص و ایمانی راسخ دنبال نمایند. تاریخ درخشان ۱۶۵ سال گذشته مؤیّد این اطمینان است. محافل روحانی ملّی با هم‌کاری دفاتر سازمان ملل متّحد، فعّالان حقوق بشر و روشن‌فکران، بیش از پیش برای دفاع از حقوق حقّۀ شما عزیزان در تلاشند. جامعۀ جهانی بهائی نامه‌ای سرگشاده به تاریخ ۱۴اسفند ۱۳۸۷ خطاب به دادستان کلّ کشور ارسال داشته و در آن نکاتی اساسی راجع به اعلان اخیرآن مقام را گوشزد نموده است. در این ایّام مبارک صیام، خواهران و برادران روحانی شما در سراسر عالم در ادعیۀ خود به یاد شما هستند و با توسّل به قوای روحانی منبعث از فداکاری‌های شجاعانۀ شما می‌کوشند که در راه پیشرفت و ترقّی امر الله و پیشبرد سعادت و رفاه نوع انسان از هیچ تلاشی دریغ ننمایند. ما مشتاقان نیز در اعتاب مقدّسۀ علیا به راز و نیاز مشغولیم و در کمال تضرّع و ابتهال از جمال اقدس ابهی مسئلت می‌نماییم که علما و امرا را عدل و انصاف عنایت فرماید و روز استخلاص و رهایی شما عزیزان از قید تعصّبات واهیه و تضییقات دیرینه هر چه زودتر فرا رسد. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 718
پیام ۲۳ بهمن ۱۳۸۷
۳ شهرالملک ۱۶۵ ۹ فوریه ۲۰۰۹ پیروان ممتحن جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند خواهران و برادران عزیز روحانی، در این ایّام پرافتتان که دریای بلا بیش از پیش در تلاطم است و طوفان جفا از جمیع جهات آن عزیزان را احاطه نموده، «آنی نمیگذرد مگر آنکه به خاطر آیید و دمی نمیرود مگر آنکه یاد شوید». اخبار خوش ثبوت و استقامت آن دلدادگان روی جانان مرهم قلوب محزون این مستمندان است و مشاهدۀ اثرات و برکات قوای روحانیّۀ منبعثه از فداکاریهای شما عزیزان در حصول موفّقیّت های شایان ستایندگان اسم اعظم در کلّیّۀ اقالیم عالم موجب فرح و انبساط خاطر این ضعفا است. بسیاری از مردم آن مرز و بوم و حتّی تعداد کثیری از مسئولین امور قلباً واقفند که آنچه بر شما مظلومان میگذرد بی عدالتی صرف است. ابراز همبستگی و پشتیبانی از طرف هموطنان عزیزتان و اظهار همدردی و ندامت و اشتیاق به جبران مافات از سوی روشنفکران، صاحبان قلم، ارباب جراید و هنرمندان، نمایانگر روان پاک و اندیشۀ تابناک ایرانیان و یادآور پیشگامی نیاکان آن مردم آزاده در دفاع از حقوق انسان در جهان باستان است. اهل انصاف در آن سرزمین از خود میپرسند که علّت این جور و عدوان بر جمعی از شهروندان خیرخواه و صادق چیست؟ چگونه بهائیان که بر طبق تعالیم دینی خود از جبهه گیری سیاسی و شرکت در هر نوع دسیسه بر علیه دیگران ممنوعند و سابقۀ ۱۶۰ سالۀ حیاتشان نیز گواه این مدّعا است، متّهم به وابستگی سیاسی با دول خارجی میشوند؟ به چه نحو میتوان توجیه نمود که برنامه ریزیهای دقیق و منظّم، اجرای اقدامات وسیع و همه جانبه و صرف منابع مادّی و انسانی قابل توجّه، همگی به منظور جلوگیری از تحصیل علم و اشاعۀ فقر و بیکاری در بین بخشی از شهروندان و همچنین گسترش تعصّب و بدبینی علیه آنان به کار گرفته شود؟ علّت تلاش فراوان برای نشر اکاذیب، تحریف تاریخ و واژگون جلوهدادن حقایق آیین بهائی چیست؟ چگونه میتوانیم پاسخگوی این بیعدالتیها در مقابل مردم جهان و در پیشگاه عدل الهی باشیم؟ نتیجۀ این تفکّرات و بررسیها این است که مردم بیش از پیش به نقش ویرانگر تعصّبات دینی در راه تأسیس جامعه ای پیشرو پی میبرند و برای ترویج فرهنگی بر اساس وحدت در کثرت مصمّم تر می شوند. اهمّیّت تاریخی این تحوّل فکری را کم نشمارید. مطمئن باشید که تحمّل این مصائب بیشمار و فداکاریهای شما از انظار هموطنان شریفتان پنهان نخواهد ماند و در درگاه ایزد یکتا مقبول خواهد افتاد. با کمال ثبوت و رسوخ و روح و ریحان در انجام وظایف روحانی خود کوشا باشید. در جمیع امور، حمایت و تشویق یکدیگر را پیشۀ خود قرار دهید و در استحکام پایه های اتّحاد از هیچ کوششی دریغ ننمایید. در احقاق حقوق حقّۀ خود از طرق قانونی با صداقت کامل بکوشید، دشنام را با تحیّت و سلام پاسخ گویید و حتّی با ظالمان به رأفت و مهربانی و صبر و شکیبایی مقابله نمایید. در میادین خدمت به وطن همچنان فعّال باشید و با مشارکت در گفتمانهای سازنده با همسایگان، همکاران، دوستان و آشنایان عزیز خود در ترقّی جامعه سهمی بسزا بر عهده گیرید تا ابواب تأییدات الهی را بر وجوه خود بیش از پیش مفتوح یابید و آثار عنایات حضرت پروردگار را به چشم ظاهر و باطن مشاهده فرمایید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما فارسان میدان وفا به دعا و مناجات مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 717
پیام ۱۰ آبان ۱۳۸۷
۱۶ شهرالعلم ۱۶۵ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸ احبّای ممتحن ایران ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، در چند ماه اخیر بهائیان عالم با مسرّت و امتنان فراوان شاهد اقدامات شجاعانه و بی‌سابقۀ ایرانیان روشن‌ضمیر در دفاع از حقوق شهروندی هم‌وطنان بهائی خود بوده‌اند. از طرفی دیگر به قرار اطّلاع، عدّۀ معدودی از مردم آن سرزمین بازیچۀ دست نیروهای عناد و تعصّب قرار گرفته و وسیله‌ای برای ایجاد محدودیّت‌های بیشتر برای جامعۀ بهائی شده‌اند. در موقعیّتی که اکاذیب و افترائات مختلف در بارۀ دیانت بهائی با شدّتی بی‌سابقه منتشر می‌گردد و بهائیان از دست‌رسی به رسانه‌های عمومی برای دفاع خود محرومند، چنین اقدامی را نمی‌توان حمل بر قصور کامل این قبیل افراد نمود. شما عزیزان که به درایت ملّت شریف ایران ایمان دارید، علی‌رغم مشاکل فراوان با رعایت حکمت به رفع این سوء تفاهمات همّت گماشته‌اید. در انجام این کار از پا ننشینید، از شدّت این گونه حملات نگران نباشید و ناامیدی به خود راه ندهید. اشاعۀ تهمت و افترا و اثرات زیان‌‌آور آن به نحوی است که خنثی نمودن آن مستلزم تکرار و استمرار و صبر و بردباری است ولی نتیجۀ نهایی روشن است. سرانجام نور صداقت بر ظلمت کذب فائق آید و شمس حقیقت ابرهای تیرۀ فریب را زائل سازد. از جمله اتّهامات وارده این است که دیانت بهائی وابستگی سیاسی به دولت‌های خارجی دارد و بهائیان ایران در جهت مصالح کشور و دولت خود حرکت نمی‌کنند. به هم‌وطنان عزیزتان مکرّراً توضیح دهید که هر نوع دخالت در سیاست حزبی و یا جبهه‌گیری سیاسی در تمام سطوح محلّی، ملّی و بین‌المللی در دیانت بهائی اکیداً و شدیداً منع و نهی شده است. مفهوم حکومت در مقام نهادی برای تأمین رفاه و ترقّی جامعۀ بشری و اصل اطاعت از آن و تبعیّت از قوانین مدنی از جمله ویژگی‌های بارز آیین بهائی است. بهائیان به ایران عشق می‌ورزند و بر اساس تعالیم دیانت خود، خیرخواه همگان هستند و در هر کشوری که زندگی می‌کنند، از جمله موطن جمال مبارک، به جان و دل می‌کوشند که شهروندانی مفید برای پیش‌برد رفاه عمومی باشند. به هم‌کاری با دیگران در راه ایجاد الفت و یگانگی و برقراری صلح و عدالت اجتماعی مأمورند. برای احقاق حقّ خود و دیگران از طرق صلح‌آمیز و با استفاده از مجراهای قانونی موجود با امانت و صداقت می‌کوشند. از نزاع و تهاجم شدیداً برکنارند، از کشمکش برای دسترسی به سلطه و اقتدار دنیوی پرهیز می‌کنند و برای براندازی هیچ دولتی نه خود دست به اقدامی می‌زنند و نه در توطئه و دسیسۀ دیگران وارد می‌شوند. تاریخ صد و شصت سال گذشته مؤیّد این ادّعا است. عدّه‌ای یا از روی بی‌خبری و یا به منظور پیش‌برد مقاصد خاصّ خود وجود مرکز جهانی بهائی در کشور اسرائیل را امری سیاسی و نوعی وابستگی به نهضت صهیونیسم به شمار می‌آورند. هر طفل سبق‌خوان مکتب تاریخ می‌داند که علّت وجود مرکز جهانی بهائی در اراضی مقدّسه این است که صد و چهل سال پیش، به تحریک دولت ایران حضرت بهاءالله به این منطقه که در آن زمان تحت سلطۀ امپراطوری عثمانی بود تبعید شدند و بدین ترتیب هشتاد سال قبل از تأسیس کشور اسرائیل، مرکز جهانی بهائی در اراضی مقدّسه تثبیت یافت. روابط مرکز جهانی بهائی با اسرائیل مانند سایر کشورهای جهان، بر اساس اطاعت از قوانین مدنی آن مملکت و عدم وابستگی و دخالت در امور سیاسی استوار است. شاید مناسب باشد که یادآور شوید که در سال ۱۹۴۷ میلادی، یک سال قبل از تأسیس کشور اسرائیل، هنگامی که کمیسیون ویژۀ فلسطین در سازمان ملل متّحد خواهان نظر ادیان و گروه‌های مختلف راجع به آیندۀ این سرزمین شد، رئیس این کمیسیون، عالی‌جناب قاضی امیل سندستروم، ضمن نامه‌ای به مرجع امر بهائی، حضرت شوقی افندی، نظر و دیدگاه بهائیان را در این زمینه جویا شد. آن حضرت در تاریخ ۱۴ جولای ۱۹۴۷ در مکتوبی خطاب به ایشان فرمودند که دیانت بهائی به کلّی از سیاست حزبی مبرّا است و در مجادلات و منازعاتی که در مورد آیندۀ ارض اقدس در میان است وارد نمی‌شود. هیکل مبارک در همان نامه توضیح می‌فرمایند که «بسیاری از پیروان دیانت ما از اعقاب مسلمان و یهودی هستند و ما هیچ گونه تعصّبی نسبت به هیچ یک از این دو گروه نداریم و به جان و دل مشتاقیم که به منظور حفظ منافع متقابل آنان و خیر و صلاح این مملکت، بین آنها صلح و آشتی برقرار گردد.» جای تأسّف است که اهل افترا بهائیان را مخالف و حتّی دشمن اسلام می‌شمرند. بدون شک شما آماده‌اید که آثار بهائی را با این قبیل افراد در میان گذارید که در آن از اسلام به عنوان «شریعت مبارکۀ غرّا» یاد می‌شود، حضرت محمّد (ص) را «سراج وهّاج نبوّت کبری»، «سرور کائنات» و «نیّر آفاق» که «به ارادۀ الهی از افق حجاز اشراق نمود» وصف می‌نماید و از حضرت امیرالمؤمنین (ع) به «بدر منیر افلاک علم و معرفت» و «سلطان عرصۀ علم و حکمت» یاد می‌کند. زیارت‌نامۀ مخصوص حضرت سیّدالشّهداء را که از قلم نفس شارع امر ابهی نازل شده با آنها زیارت کنید که در آن حضرت بهاءالله مقام آن حضرت را با القاب «فخر الشّهداء» و «نیّر الانقطاع من افق سماء الابداع» می‌ستایند. خطابات حضرت عبدالبهاء را که حدود صد سال پیش در اروپا و امریکا در کلیساها، کنیسه‌ها و در جمع دانشمندان راجع به مقام و اهمّیّت اسلام ایراد فرمودند برایشان بخوانید. شرح مراسم تشییع و تدفین حضرت عبدالبهاء را که در آن عدّۀ کثیری از اهالی منطقۀ شام، از جمله هزاران نفر مسلمان، برای ادای احترام به مقام ایشان حضور داشتند و سخنان مفتی شهر حیفا و دیگر رهبران مسلمانان در بزرگداشت آن حضرت را با آنان در میان گذارید. مقابله با اشاعۀ اکاذیب و مفتریات تنها چالش‌ شما عزیزان نیست. فشارهای اقتصادی و اجتماعی گوناگون از جمله محرومیّت جوانان از تحصیلات دانشگاهی و ایجاد مشکلات برای برخی از دانش‌آموزان مدارس هم‌چنان ادامه دارد. در مقابل، عدّۀ فزاینده‌ای از مردم آن مرز و بوم شجاعت، شهامت، صبر و استقامت شما را در برابر امواج بلایا می‌ستایند و این واقعیّت را که اکثریّت بهائیان زندگی پرمشقّت در آن آب و خاک مقدّس را بر جلای وطن ترجیح می‌دهند ارج نهاده آن را نشانه‌ای از وطن‌دوستی شما می‌دانند. اخیراً چنین استنباط می‌شود که عدّه‌ای مترصّدند تا از وجود کوچک‌ترین علائم کدورت‌ بین احبّا آگاهی یافته به آن دامن‌ زنند و به تصوّر خود در جامعه اختلاف و انشقاق ایجاد نمایند و از این طریق به تضعیف روحیّه پردازند. شما عزیزان البتّه واقفید که حفظ و استحکام وحدت جامعه از اعظم امور است. اسلاف روحانی شما در طیّ یک قرن و نیم گذشته در رویارویی با حملات مداوم دشمنان، چه کسانی که علناً به مخالفت با امر الهی قیام نمودند و چه نفوسی که چون گرگ در لباس میش مقاصد مزوّرانۀ خود را برای ایجاد تشتّت و اختلاف در بین احبّاء الله دنبال کردند، مقاومت نموده به قوّت میثاق بر قوای ظلم و تاریکی فائق شدند. شما نیز به خوبی می‌دانید که به فرمودۀ مبارک «اختلاف هادم بنیان است و سبب تأخیر در انتشار» و بیان حضرت مولی‌الوری را هادی اعمال و رفتار خود قرار داده‌اید که می‌فرمایند »...الیوم یوم اتّحاد است و وقت وقت اتّفاق به اتّحاد و اتّفاق کمر اهل نفاق شکسته گردد....» اگر مردم دنیا هنوز برای رسیدن به مراحل اوّلیّۀ هم‌زیستی در تلاشند شما در مکتب حضرت عبدالبهاء اتّحاد و یگانگی بین اقوام را می‌آموزید و به قوای سازندۀ آن ایمان دارید. پس بیش از پیش در بارۀ آنچه لازمۀ تحکیم روابط الفت و محبّت بین احبّا در شرایط سخت کنونی است تفکّر و تأمّل فرمایید و طلب تأییدات الهی نمایید. با تمسّک به آیات ربّانی و توجّه به هدایات مرجع امر، به وحدت نظر در مورد خدمت امر الله و کمک به استقرار پایه‌های تمدّنی روحانی موفّق شده‌اید. قدر این دست‌آورد ارزشمند را بدانید و ارج و بهای آن را کم نشمرید. به این نکتۀ مهم و عملی نیز آگاهید که افراد احبّا در استعداد و کارآیی، در طرز عمل، در فهم و رعایت حکمت و انضباط روحانی و در میزان تعهّد و آمادگی برای گذشت و فداکاری و هم‌چنین در سلیقه و اولویّت‌های زندگی متفاوتند. پس به عنوان اعضای جامعه‌ای متّحد ولی متنوّع، هم‌چون رشته‌های حبل میثاق، کل مرتبط و متّصل بمانید. در جمیع شئون مشوّق و پشتیبان یک‌دیگر باشید تا به برکت آن هر روز باب جدیدی از خدمت به روی شما گشوده شود و با کمک دوستان و همسایگان و آشنایان خود، ظلمت جور و جفا را به نور حبّ و وفا زائل نمایید. به شایعات توجّه نکنید و از قوّۀ اتّحاد و نفوذ و تأثیر «کلمۀ طیّبه و اعمال طاهرۀ مقدّسه» یاری جویید تا بتوانید بیش از پیش اسباب الفت و محبّت و یگانگی در جامعه و در بین هم‌وطنان عزیز خود گردید. هر قدمی که هر یک از احبّای الهی با خلوص نیّت در راه حقّ بردارد مطمئنّاً به طراز قبول در آستان مبارک مزیّن و با عنایات مخصوصه‌اش به فیوضات آسمانی مؤیّد خواهد شد. اوست که «قطره را حکم دریا دهد و ذرّه را آفتاب کند». در اعتاب مقدّسۀ علیا همواره به یاد شما عزیزان به دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 716
پیام ۷ مرداد ۱۳۸۷
۱۶ شهرالکلمات ۱۶۵ ۲۸ جولای ۲۰۰۸ احبّای ستمدیده در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند خواهران، برادران، و نور دیدگان عزیزتر از جان، در این ایّام پرآلام که شما عزیزان در معرض امواج جدید شداید و بلایا قرار گرفته اید و در حالی که اعضای هیئت مجلّلۀ یاران، چند نفر از خادمین نازنین و تعداد دیگری از بهائیان عزیز آن سرزمین همچنان بدون هیچ دلیلی در زندان بسر میبرند، افکار و ادعیۀ قلبی این جمع همواره متوجّه شما است و ما را بر آن میدارد که با ارسال پیامهای خود احساسات گرم و مشتاقانۀ خویش را ابراز نماییم. البتّه مقصود این نیست که شما را به تهیّۀ برنامه ای جدید تشویق کنیم، به حجم وظایف محوّله بیفزاییم و یا به فداکاری بیش از پیش دعوت نماییم، زیرا ثبوت و رسوخ شما بر امر الهی مشهود است و اطمینان داریم که در اجرای وظایف مقدّسۀ روحانیّهای که حضرت بهاءالله مقرّر فرمودهاند به هیچ وجه فتور نمی ورزید. بدون توجّه به تلقینات مداومی که شما را به داشتن ایمان ولی سکوت در بارۀ آن فرا می خواند، با حکمت و دور از تظاهر و قیل و قال به تبادل افکار در بارۀ ترقّی و سربلندی ایران مشغولید، زیرا به خوبی میدانید که ایمان به یک حقیقت را نمیتوان از اظهار و بیان آن جدا ساخت. در این دوران که ملّت شریف ایران با تبعیضات و تعصّبات دیرینۀ مذهبی، قومی، جنسی و طبقاتی دست به گریبان است تجربیّات یکصد و پنجاه سالۀ جامعۀ بهائی ایران میتواند منبعی غنی برای کمک به آنان باشد. شما از یک طرف موفّق شده اید که در مقابل شدیدترین و مبغضانه ترین تعصّبات که دشمنان امر الله از بدو ظهور اذهان عموم را به آن مغشوش ساخته اند استقامت نمایید و آن را با محبّت و وداد جواب گویید و از طرف دیگر با مساعی فراوان برای رفع تعصّبات گوناگون چه در درون جامعۀ خود و چه در تماس با دیگران مستمرّاً کوشیده اید. نور منیری که همیشه رهنمون مجهودات شما بوده و هست، اصل وحدت عالم انسانی، محور اساسی تعالیم حضرت بهاءالله میباشد. به نونهالان خود از آغاز زندگی این بیان مبارک را آموخته اید که میفرمایند: «سراپردهٴ یگانگی بلند شد به چشم بیگانگان یکدیگر را مبینید همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار». همیشه بر این باور بوده اید که تعصّب را نمیتوان با دوری گزیدن از دیگران و عناد مقابله نمود، بلکه باید با نیروی محبّت و نوعدوستی بر آن چیره شد. به این حقیقت واقفید که بنیاد تعصّب جهل و نادانی است و غلبه بر آن مستلزم نشر انوار دانش و بینش و در عین حال عمل و پشتکار است چون یکی از مؤثّرترین طرق فایق گشتن بر تعصّبات همکاری و همگامی افراد مختلف برای نیل به اهدافی والا و مشترک میباشد. شما میدانید که اصل وحدت عالم انسانی که مورد نظر حضرت بهاءالله میباشد با تحمیل یکنواختی مغایر است. شعارش وحدت در کثرت است، پذیرفتنش به معنای در بر گرفتن تنوّع تمامی نوع بشر است، و ترویجش مستلزم ایجاد امکانات برای شکوفایی استعدادهای ذاتی هر فرد است که در حقیقتِ او به ودیعه گذاشته شده است. پیام حضرت بهاءالله از ابتدا ایرانیان بیشماری را از اقشار و ادیان گوناگون به خود جلب کرد. جامعۀ بهائی با آگاهی به چالشهای موجود در راه رفع تعصّب و تأسیس اجتماعی متنوّع ولی متّحد، با دقّت برنامههای آموزشی و تربیتی برای سنین مختلف طرح و اجرا نمود و اقدامات و مراسم اجتماعی و حتّی روشهای اداری خود را مورد سنجش قرار داد تا بتواند شکافهای عمیق موجود بین اقوام مختلف، گروههای سنّی متفاوت، طبقات گوناگون و زنان و مردان را به نحوی منظّم تقلیل دهد. سنن قدیمه و عادات متداوله و گفت و شنودهای روزانه را که آگاهانه یا ناآگاهانه به نوعی تعصّب دامن میزند بررسی نمود و در تعدیل آن کوشید. تفاهم و همبستگی های نزدیکی که در طیّ نسلهای پیاپی بین خانواده های بسیاری، در اثر مراوده یا ازدواج با پیروان ادیان گوناگون به وجود آورده اید نمونه ای است گویا از پیروزی جامعۀ شما در این راستا. ذکر دستآوردهای فوق به این معنا نیست که جامعۀ بهائی در این راه به درجۀ کمال نزدیک شده است. آنچه مهم است اشتغال شما در یک فرایند یادگیری برای ایجاد وحدت و یگانگی است که تجربیّات ارزشمند حاصله از آن میتواند برای دیگران نیز مفید و مؤثّر واقع گردد. پس با عزمی جزم و ارادهای راسخ تلاش خود را در این مسیر کماکان ادامه دهید. در وجود هر انسان، اعمّ از غنی و فقیر، زن و مرد، پیر و جوان، شهرنشین و روستانشین، کارگر و کارفرما، و از هر قوم و آیین، اصالت و شرافت مشاهده کنید. ضعفا و محرومان را حمایت نمایید. به نیازها و مشکلات جوانان عزیز رسیدگی کنید و آنان را به آینده امیدوار سازید تا خود را برای خدمت به نوع بشر آماده نمایند. از هر فرصت استفاده کنید و با صدق و صفا تجربیّات خود را برای رفع تعصّبات گوناگون در طبق اخلاص نهاده به هم میهنان عزیز خود تقدیم دارید و به کمک یکدیگر به ایجاد الفت و محبّت بین افراد پردازید و از این راه به پیشرفت ایران و سربلندی مردم آن خدمت نمایید. در هر آن به یاد آن دلدادگان روی جانانیم و به ذکر کمالات آن فارسان میدان استقامت و وفا مشغول. در اعتاب مقدّسۀ علیا از آستان محبوب بیهمتا حفظ و حمایت آن عزیزان را عاجزانه سائلیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 715
پیام ۳۱ خرداد ۱۳۸۷
۱۶ شهرالنّور ۱۶۵ ۲۰ جون ۲۰۰۸ احبّای ممتحن کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، در پیام مورّخ ۳ جون ۲۰۰۸، ضمن ابراز قدردانی از شجاعت و استقامتی که در مقابله با بحرانهای اخیر نشان داده اید، یادآور شدیم که همّ خود را بر این گمارید که سبب خیر و منفعت اطرافیان خود باشید و در بارۀ آنچه که مشغلۀ ذهنی هموطنان ارجمندتان است با آنان به مذاکره و تبادل نظر پردازید. به طور قطع مسائل گوناگونی فکر مردم آن سرزمین را که برای پیشرفت و ترقّی ایران میکوشند به خود مشغول داشته است و بدون شک یکی از اساسی ترین آنها نیاز مبرم به رفع موانع پیشرفت زنان در جامعه میباشد. تساوی حقوق زن و مرد برای شما امری ساخته و پرداختۀ دنیای غرب نیست بلکه حقیقتی روحانی و همگانی و جنبهای از ماهیّت نوع انسان است که صد و پنجاه سال پیش حضرت بهاءالله آن را در وطن خویش، ایران، تعلیم فرمودند. احترام به حقوق زنان و پذیرفتن برابری آن با حقوق مردان از مستلزمات عدالت اجتماعی و موجب تقویت و استحکام زندگی خانوادگی است و با متعالیترین مراتب تنزیه و تقدیس هماهنگ میباشد. رفع موانع ترقّی اجتماعی زنان شرطی اساسی برای احیا و اعتلای هر ملّت، و رکنی از ارکان صلح عمومی و عاملی بنیادی برای پیشرفت تمدّن بشری است. حضرت عبدالبهاء میفرمایند: عالم انسانی را دو بال است يک بال رجال و يک بال نساء تا دو بال متساوی نگردد مرغ پرواز ننمايد اگر يک بال ضعيف باشد پرواز ممكن نيست تا عالم نساء متساوی با عالم رجال در تحصيل فضائل و كمالات نشود فلاح و نجاح چنانكه بايد و شايد ممتنع و محال. شما عزیزان برای کمک به پیشبرد این اصل مهم موقعیّتی خاصّ و مناسب دارید. طاهره، آن شیرزن بی مثیل تاریخ ایران، در سال ۱۲۲۷ شمسی، زمانی که فعّالیّتهای مربوط به بهبود اوضاع اجتماعی زنان در بعضی از نقاط عالم تازه در حال نضج گرفتن بود، شجاعانه به دفاع از آزادی زنان قیام نمود. از همان زمان، شما نسل های پیاپیِ فرزندانِ خود را اعمّ از پسر و دختر با این فکر تربیت کرده اید که چگونه این اصل اساسی بهائی را قدر بدانند و در همۀ جوانب زندگی خود نمایان سازند. در سال ۱۲۹۰ شمسی، یعنی نزدیک به یکصد سال پیش، به تأسیس مدرسۀ دخترانۀ تربیت در طهران موفّق شدید و با تشویق روشنفکری و فراهم آوردن آموزش و پرورش برای دختران از هر طبقۀ اجتماعی، اثری مثبت و همیشگی بر جامعه باقی گذاشتید. زنان بهائی در نیم قرن گذشته پا به پای مردان در ادارۀ امور جامعۀ بهائی در سطوح محلّی، منطقه ای و ملّی با موفّقیّت کامل شرکت کرده اند. دیر زمانی است که به ریشه کن کردن بیسوادی در بین زنان زیر چهل سالِ جامعۀ خود موفّق شده اید. ولی شما کاملاً آگاهید که نمیتوانید به دستآوردهای گذشتۀ خود در این زمینه قانع باشید بلکه باید برای غلبه یافتن بر آن سنن فرهنگی که پیشرفت زنان را محدود میسازد همچنان به مساعی خود ادامه دهید. دستیابی کامل به هدف تساوی واقعی بین زن و مرد کار آسانی نیست و تقلیب و تغییر و تحوّلات همه جانبۀ لازم، هم برای مردان و هم برای زنان، امری بس دشوار است. بنابراین صمیمانه توصیه مینماییم که برای درک بیشتر و عمیقتر این اصل مهم به کوشش های خود ادامه دهید و سعی نمایید که آن را در زندگی خانوادگی و در حیات جامعۀ خود بیش از پیش منعکس سازید. به علاوه، با استفاده از تجربیّات خود، با دوستان و همسایگان و همکاران خویش در بارۀ چالشها و راه حلّ های مؤثّر در این مورد به گفت و گو پردازید و در پروژه هایی که چه از طرف دولت و چه از طرف سازمان های مدنی برای رسیدن به این هدف متعالی انجام میگیرد شرکت جویید. بسیاری از هموطنان شریفتان خواهان تحقّق این اصل عمومی انسانی یعنی تساوی حقوق زن و مرد هستند و بدون شک از همراهی شما در فرایند یادگیریِ گام به گام برای رفع کلّیّۀ موانع موجود و تواندهی به زنان ایران برای مشارکت متساوی آنان در جمیع شئون و مجهودات بشری استقبال خواهند نمود. دعای قلبی این جمع در این میدان مهمّ خدمت رفیق راه شماست. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 714
پیام ۱۴ خرداد ۱۳۸۷
۱۸ شهرالعظمة ۱۶۵ ۳ جون ۲۰۰۸ احبّای عزیز مهد امر الله ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، نزدیک به سه هفته از دستگیری اخیر اعضای محترم هیئت یاران می‌گذرد. نه از محلّ دقیق زندان و نه از آنچه که بر آنان می‌گذرد خبر دقیقی در دست است. این بی‌خبری و همچنین محرومیّت آن عزیزان از تماس با خانواده و دسترسی به وکیل برای دفاع از حقوق حقّۀ خود، موجب نگرانی شدید بهائیان جهان و صاحبان عدل و انصاف شده است. آنچه قلوب این آزرد‌ه‌دلان را تا حدّی تسکین می‌بخشد شجاعت و استقامتی است که شما دلدادگان روی جانان در مقابله با این بحران از خود نشان داده‌اید و با اتّحاد کامل، تمسّک به تعالیم الهی و اطمینان به تأییدات آسمانی به انجام فرایض روحانی خود مشغول و در حفظ و صیانت مصالح امری کوشایید. حمایت ارباب جراید و رسانه‌های گروهی از احبّای مظلوم ایران، پشتیبانی فعّالان اجتماعی و همدردی متفکّرین ایرانی نیز موجب امیدواری و امتنان قلبی است. ملاحظه فرمایید که چگونه گروه‌های فزاینده‌ای از ایرانیان عزیز با احیای سنن باستانی خود حقوق بشر را محترم می‌شمارند و معتقدند که دورانی که تعصّبات جاهلانه بتواند موجب تبعیض و جدایی بین مردم گردد به سر آمده و سعادت واقعی این ملّت را در ایرانی متنوّع ولی متّحد می‌دانند. مطمئن باشید که قاطبۀ ایرانیان نیز برای تحقّق این آرمان‌ها خواهند کوشید. متأسّفانه افراد معدودی که ابر تعصّب قلوب‌شان را تیره و تار ساخته و بغض و عداوت بر احساسات انسانی‌شان غلبه نموده نمی‌توانند درک کنند که چگونه ممکن است بهائیان دستورالعمل و برنامه‌ای جز خدمت به عالم انسانی و کمک به استقرار مدنیّت معنوی نداشته باشند. در نتیجه توطئه‌های بی‌اساسی را به شما نسبت می‌دهند، شما را به سبب تمسّک به اصول و فرایض دینی‌تان سرکوب می‌کنند و ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به اذیّت و آزارتان می‌پردازند. ولی شما نصایح حضرت بهاءالله را به خاطر دارید که می‌فرمایند: «امروز انسان کسی است که بخدمت من علی الارض قیام نماید.» (مجموعه‌ای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده، صفحۀ ۱۰۱) پس بکوشید تا مصداق این بیان حضرت عبدالبهاء گردید که می‌فرمایند: «احبّای الهی باید مظاهر رحمت عامّه باشند و مطالع فیض خاصّ مانند آفتاب بر گلشن و گلخن هر دو بتابند و بمثابهٴ ابر نیسان بر گل و خار هر دو ببارند جز مهر و وفا نجویند و طریق جفا نپویند و غیر از راز صلح و صفا نگویند.» (منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ۱، صفحۀ ۲۴۸) علی‌رغم وضع بحرانی موجود و با الهام از تعالیم الهی به اعراض و ظلم و عدوان اهمّیّت ندهید و بالعکس معامله نمایید. فکرتان را در این محصور دارید که سبب خیر و نفع به اطرافیان خود باشید. به هم‌وطنان خود که وارثان فرهنگی غنی و انسانی هستند و خود نیز گرفتار ظلم و ستم و تضییقات گوناگون می‌باشند صمیمانه خدمت نمایید. از هر گونه اختلاف و انشقاق بپرهیزید، با عموم با صدق و صفا معاشرت کنید و در بارۀ آنچه که مشغلۀ ذهن آنهاست مذاکره و تبادل نظر نمایید و شعلۀ امید، ایمان و اطمینان به آیندۀ پرشکوه ایران و به سرنوشت درخشان نوع بشر را که خود معتقدید مآلاً تحقّق خواهد یافت در قلوب‌شان بر افروزید. در اعتاب مقدّسه برای حفظ و صیانت احبّای عزیز مهد امر الله دعا می‌نماییم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 713
پیام ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
۳ شهرالعظمة ۱۶۵ ۱۹می ۲۰۰۸ احبّای مظلوم و باوفای جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، دستگیری اخیر اعضای محترم هیئت مجلّلۀ یاران نشانۀ دیگری است از غفلت مسئولین امور از حرکت قوای روحانیّه ای که میتواند موجب عظمت آن خطّۀ مبارکه گردد. این غفلت سبب شده است که دولت ایران جمعی از باوفاترین، مطیع ترین، باکفایت ترین و بیگناه ترین شهروندان خود را در نهایت بی انصافی و بدون هیچ دلیل موجّهی مورد تحقیر و جور و ستم قرار دهد. البتّه شما عزیزان به خوبی واقفید که ید غیبی الهی در کار است، جمیع امور در قبضۀ قدرت اوست و آنچه میگذرد جزئی از نقشه های حیاتبخش او است که ممدّ تأسیس مدنیّت ملکوتی و تحقّق نهایی رفاه عالم انسانی است. لذا از اشتعال نار امتحان و افتتان در عالم امکان هراسی ندارید و بر امر حضرت یزدان ثابت و استوارید. اضطراب و پریشانی به خود راه نمیدهید و سخت ترین حوادث عالم تزلزلی در قلوب شما ایجاد نمی نماید. مانند کوه مستقیمید و به مثابه نجوم بازغه در تلألؤ و حتّی در تلاطمات فعلی ثابتاً راسخاً در کمال حکمت به انجام وظایف روحانی خود مشغولید. چون سراج منیر در مجامع توحید پرتوافکنید و همگام با دیگر هموطنان روشن ضمیرتان در احیای ایران عزیز و ارتقای آن به مقام محترم ترین ممالک عالم کوشا هستید تا آن سرزمین مقدّس مایۀ مباهات جهانیان و مورد ستایش و غبطۀ عالمیان گردد. به نزول تأییدات آسمانی مطمئن باشید، تعالیم الهی را همیشه مدّ نظر قرار دهید و در موارد لزوم برای مشورت و کسب هدایت به جمع خادمین توجّه نمایید. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما هستیم و حفظ و صیانت و موفّقیّت شما عزیزان را ملتمسیم و از آستان مبارکش تمنّا میکنیم که «امرا را عدل و علما را انصاف» عنایت فرماید و این جور و جفا را به صلح و صفا مبدّل نماید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 712
پیام ۴ دی ۱۳۸٦
۱۴ شهرالمسائل ۱۶۴ ۲۵ دسامبر ۲۰۰۷ پیروان حضرت بهاءالله در مهد امر الله ملاحظه فرمایند دوستان محبوب، در طیّ سی سال گذشته، شما عزیزان در مقابل طوفان بلا با اطمینان قلبی از اینکه چنین مصائب و ابتلائاتی «مبشّر دورۀ سعادت و فلاحی است که مشیّت یزدانی برای عالم انسانی مقدّر فرموده» استقامت و ایستادگی نموده اید. مراجع دینی و دولتی که همواره محرّک اصلی ظلم و ستم وارده بر شما و نیاکانتان بوده اند همچنان حقوق خدادادی شما را انکار میکنند. آنها شما را از پاسخگویی به تهمت هایی که در بارۀ شما و اعتقاداتتان منتشر میسازند منع نموده و در عین حال جوّی از وحشت و ارعاب ایجاد کردهاند و کسانی را که مایلند به حمایت از شما ستمدیدگان قیام نمایند به شدّت تهدید میکنند. در طیّ این مدّت، جامعۀ بین المللی و خواهران و برادران بهائی شما در سراسر جهان، به دفاع از شما عزیزان مشغول بوده اند. امّا اکنون ایرانیان عدلپرور و منصف نیز از هر گروه و طبقه، چه در وطن و چه در خارج، در دفاع از شما مظلومان لب به اعتراض گشوده و تعداد روزافزونی از آنان مایلند به حقیقت امر مبارک پی برند. در شهرهای بزرگ و کوچک کشور، در کوی و محلّه، مدرسه و دانشگاه، در مؤسّسات تجاری و دفاتر دولتی و حتّی در سلول های زندان تعداد فزاینده ای از خیرخواهان شما قدم به پیش گذاشته اند. مسئولان مدارس، معلّمین، محصّلین و والدین انزجار خود را از رفتار شرمآوری که نسبت به کودکان بهائی اعمال میشود نشان داده اند، دوستان و همسایگان از ورود غیر قانونی مأموران دولتی به منازل احبّا جلوگیری نموده اند، دانشجویان و کادر دانشگاه ها به طور علنی یا خصوصی مخالفت خود را با محرومیّت غیر عادلانۀ بهائیان از تحصیلات عالیه اظهار داشته اند، کارکنان ادارات دولتی نسبت به تلاش های شما برای احقاق حقوق خود با همدردی توجّه نشان داده اند، روزنامه نگاران از اینکه نمیتوانند حقایق را در بارۀ وضع شما منتشر سازند ابراز تأسّف نموده اند و نشانه هایی میتوان یافت که روحانیون روشن ضمیر نیز مایلند که از شما رفع ظلم و ستم شود. در سایر نقاط جهان، هر جا که آزادی عمل وجود دارد، روشنفکران ایرانی نگرانی و خشم خود را از رفتاری که نسبت به بهائیان ایران اِعمال شده و میشود مکرّراً ابراز نموده و می نمایند، رسانه های گروهی ایرانی شرح مصائب شما را بازگو میکنند و خواهان تأمین حقوق مدنی همۀ ایرانیان هستند، و همچنین تعداد بیشماری از ایرانیان مقیم خارج با همدردی، شهامت شما را میستایند و مایلند در بارۀ اصولی که الهام بخش زندگی شماست اطّلاعات بیشتری کسب نمایند. اکنون سازمان های جامعۀ مدنی ایران در داخل و خارج از کشور و تعدادی از احزاب سیاسی نیز به جمع مدافعان شما پیوسته اند. چنانکه اخیراً، بعضی احزاب سیاسی رسماً نگرانی خود را در بارۀ آزار و اذیّت بهائیان ایران اعلام نمودند و در یک مورد رسمیّت دیانت بهائی را به عنوان یک اقلّیّت مذهبی خواستار شدند. جامعۀ بین المللی بهائی به نمایندگی از طرف بهائیان سراسر جهان مراتب قدردانی خود را به بعضی از این سازمانها اعلام نموده است. ایّام حاضره مشحون از مقدّرات الهی است. طوفان امتحان و افتتان همچنان در جریان است، ولی سحاب هرچند تیره و تار باشد نمیتواند نور ساطعه در افق را پنهان دارد. در قبال این تحوّلات خجسته، شایسته است که شما عزیزان به کمال استقامت و اطمینان و با اجتناب از مداخله در سیاست حزبی، هر فرصتی را برای همکاری با هموطنان عزیز خود در پیشبرد آرمانهایی که موجب ترقّی و سعادت وطن عزیزتان است مغتنم شمارید و مطمئن باشید که در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما ملتمسانه به دعا مشغولیم تا مساعی خالصانۀ شما مشمول تأییدات لانهایۀ الهیّه گردد. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 711
پیام ۱۸ شهریور ۱۳۸٦
۲ شهرالعزّة ۱۶۴ ۹ سپتامبر ۲۰۰۷ پیام بیت العدل اعظم الهی خطاب به دانشجویان بهائی ایران که از تحصیلات عالیه محروم شده اند جوانان عزیزتر از دل و جان، در این ایّام پرافتتان نظر این مستمندان به سوی آن نور دیدگان متوجّه و جان و روان این دردمندان از استمرار بارش ظلم و ستم بر آن شیفتگان روی محبوب پرملال و افسرده است. اقدامات مستمرّ اولیای امور در ایران برای ممانعت دانشجویان بهائی از دسترسی به تحصیلات دانشگاهی موجب تألّم و تأثّر شدید است. این سیاست در نامه ای که از طرف دفتر حراست مرکزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به طور محرمانه به مقامات هشتاد و یک دانشگاه ابلاغ شده به وضوح تأیید شده است. بر اساس این نامه، هر دانشجو به محض آنکه به عنوان بهائی شناسایی شود باید از دانشگاه اخراج گردد. همین سیاست در اقدام اخیر سازمان سنجش نیز که حدود هشتصد نفر دانشجوی بهائی را به عنوان «نقص پرونده» از ورود به دانشگاه محروم نموده منعکس میباشد. این اقدامات رسمی، هم تأسّف انگیز و هم شرمآور است. فقط چند ماه پیش بود که جراید عالم، همزمان با پخش خبر اخراج دانشجویان بهائی از دانشگاه های ایران، پاسخ سخنگوی هیئت نمایندگی آن کشور در سازمان ملل متّحد به سؤال خبرنگار رویتر را نیز نقل نمودند. این سخنگو با قاطعیّت تعجّب انگیزی بیان کرد که هیچ فردی در ایران به خاطر عقاید دینی خود از تحصیل محروم نمیشود. وی تنها مقام دولتی ایران نبود که این خبر را انکار میکرد. سفارت جمهوری اسلامی ایران در انگلستان نیز در نامه ای خطاب به یکی از اعضای پارلمان آن کشور که در مورد تضییقات وارده بر دانشجویان بهائی سؤال نموده بود همان گفتۀ سخنگوی هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل را تکرار کرد. به علاوه سفارت جمهوری اسلامی در اتیوپی، در بیانیّه ای که به دنبال انتشار خبر نقشۀ سرّی ایران برای شناسایی بهائیان و زیر نظر گرفتن فعّالیّت های آنها در یکی از روزنامه های آن کشور منتشر کرد، اعلان نمود که در ایران هیچ فردی به خاطر عقاید شخصی از تحصیل در دانشگاه محروم نمیشود. بیش از بیست سال است که دانشجویان بهائی عملاً نتوانسته اند به دانشگاه های ایران راه یابند زیرا تنها راه موجود برای آنان کتمان عقیده بود تا آنکه به دنبالۀ اقدامات همآهنگ وسیع بین المللی از طرف دول مختلف، سازمان های مدنی، مؤسّسات آموزش عالی و افراد در سراسر جهان که نسبت به این موضوع ابراز نگرانی میکردند، نمایندگان دولت ایران توضیح دادند که ذکر دین در این اوراق اشاره به عقاید مذهبی دانشجو نیست بلکه اشاره به رشتۀ مطالعات مذهبی او است که در آن امتحان میدهد. شک و تردید شما در قبول این توضیحات البتّه قابل درک بود. ولی به جهت ابراز حسن نیّت و به منظور کمک به یافتن راه حلّی مناسب برای مشکلی که به حیثیّت ایران لطمه میزند، جامعۀ بهائی توضیحات رسمی مزبور را پذیرفت و بدین ترتیب برخی از شما توانستید با امیدی جدید در سال تحصیلی ۱۳۸۵ در بعضی از دوره های دانشگاهی اسم نویسی نمایید. ولی این امید چندان دوامی نیاورد چه که قبل از پایان اوّلین سال تحصیلی، بیش از نیمی از دانشجویانی که ثبت نام کرده بودند به محض آنکه به عنوان بهائی شناسایی شدند از دانشگاه اخراج گردیدند و حال نیز مشاهدۀ نامۀ دفتر حراست مرکزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری عزم دولت جمهوری اسلامی را در ممانعت جوانان بهائی از تحصیلات دانشگاهی، صرفاً به خاطر عقاید مذهبی آنان، ثابت مینماید. این اتّفاقات اخیر، خاطرۀ وقایع جانسوزی از نیرنگ های بیرحمانه علیه نیاکان روحانی شما عزیزان را در آن سرزمین زنده میسازد. شایستۀ شما عزیزان این است که با همان روحیۀ استقامت سازنده که اسلاف روحانی شما در مقابل تزویر دشمنان از خود نشان دادند بر تضییقات واردۀ حالیه فائق آیید. آن نفوس مقدّسه که نظر خود را به ماورای مشکلاتی که بر ایشان هجوم نموده بود معطوف داشتند، سعی نمودند که در مقابل بی عدالتی، تعالیم دیانت جدید الهی را در جهت حصول مقاصد روحانی و توسعۀ اجتماعی به مرحلۀ عمل درآورند. وظیفۀ شما نیز در این زمان همین است. هدف آن قهرمانان شجاع امر مبارک سازندگی، تقویت و بهبود تار و پود اجتماع زادگاه خود بود و به این نیّت به تأسیس مدارس برای تعلیم و تربیت یکسان دختران و پسران، ارائۀ اصول و عقاید جدید مترقّیانه، ترویج علوم و فنون، ارائۀ کمک های مهم در زمینه های مختلف از قبیل کشاورزی، بهداشت و صنایع موفّق شدند - اقداماتی که منافع آن متوجّه تمامی ملّت بود. شما عزیزان نیز سعی در خدمت به وطن مألوف و کمک به احیای تمدّنش دارید. آن سالکین راه حقّ در مقابل اعمال غیر انسانی دشمنان، صبر و آرامش، ثبوت و رسوخ، انقطاع و تعاون و تعاضد از خود نشان دادند و حیله و نیرنگ را با صداقت و ظلم و ستم را با حسن نیّت نسبت به عموم جواب گفتند. شما نیز با تخلّق به همان صفات و اخلاق حسنه و با تمسّک به همان اصول روحانیه، بیاساس بودن اتّهامات ناروایی را که به شما نسبت میدهند ثابت نموده، تحسین اهل انصاف را برانگیخته اید. اقدام دولت جمهوری اسلامی در منع گروهی از جوانان کشور خود، اعم از بهائیان و دیگران، از تحصیلات عالیه با افتخاراتی که کشور کهنسال ایران در تاریخ پرشکوه خود به آن نائل آمده در تضادّ است. چطور باید به مردم دنیا و علیالخصوص جوانان کنجکاو توضیح داد که چنین ممانعتی از طرف مسئولینی صورت میگیرد که خود را پیرو تعالیم اسلام میشمارند؟ بدین ترتیب، آموزش و پرورشی که در گذشتۀ ایّام اصول اسلامی بر آن صحّه گذاشته و موجب تأسیس مراکز مهمّ علمی و ظهور متفکّرین عظیمی در بین ایرانیان گردیده از چه ارج و قدری برخوردار است؟ اظهار تعجّب و نگرانی شدید مؤسّسات برجستۀ آموزشی عالم و متفکّرین امم که نمیتوانند تصوّر کنند که چطور وزارت علومی که وظیفه اش ترویج علم است میتواند جوانان کشور خود را بر اساس دلایلی غیر قابل قبول از تحصیل محروم کند، چه عواقب و نتایجی برای ملّت ایران دارد؟ پاسخ مسئولین امور به این سؤال که بر اساس چه اصول اخلاقی چنین تصمیماتی گرفته اند چیست؟ آیا میتوان تصوّر کرد که این مسئولین برای تعهّدات بین المللی کشور ایران نسبت به رعایت عدل و انصاف ذرّهای ارزش قائلند و آیا اثری از خشیة الله در قلوبشان میتوان یافت؟ از خودگذشتگی ها و فداکاری های بیحدّ و حصر شما هر چقدر سخت و شدید باشد، تنها جزئی از مصیبات دهشتباری است که ملیونها نفوس دیگر در ایران و سراسر عالم در این ایّام پرآشوب با آن دست به گریبانند. منظور از ذکر این حقیقت کاستن اهمّیّت و یا کم جلوه دادن شدّت و حدّت مشکلات شما نیست ولی مهم است که شما عزیزان زمینه و موقعیّتی را که در آن با این مشکلات روبرو هستید فراموش نکنید. حضرت بهاءالله به کرّات وضع اسفناک دنیا را متذکّر شده میفرمایند: «...اریاح یأس از جمیع جهات در عبور و مرور است و انقلابات و اختلافات عالم یوماً فیوماً در تزاید...»، «عالم منقلب است و افکار عباد مختلف». عکس العمل بعضی از مردم در مقابل رنج و عذاب قیام بر علیه ظالم ستمگر است، برخی دیگر چاره ای جز فرار ندارند و گروهی نیز تسلیم سرنوشت خود میشوند. در حالی که مردم ستمدیدۀ دنیا اغلب قربانی نیروهای پراکندۀ ظلم و ستم هستند، امّا شما به وضوح میدانید که چرا این مشکلات و ناملایمات را تحمّل مینمایید و بدین ترتیب عکس العمل شما نیز باید به همان درجه روشن و واضح باشد. به بیانات و انذارات حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء توجّه نمایید که میفرمایند. «...بخود مشغول نباشید در فکر اصلاح عالم و تهذیب امم باشید. اصلاح عالم از اعمال طیّبه طاهره و اخلاق راضیه مرضیّه بوده...»، «...باعراض و انکار و استکبار و ظلم و عدوان اهمّیّت ندهید و اعتنا نکنید بالعکس معامله نمائید...»، «...اگر زهر دهند قند بخشند...»، «...هر نفسی از شما در هر شهری که وارد گردد به خلق و خوی و صدق و وفا و محبّت و امانت و دیانت و مهربانی بعموم عالم انسانی مشار بالبنان گردد...»، «...معین هر مظلومی باشید و مجیر هر محروم...»، «...بهر نفسی برسد خیری بنماید و نفعی برساند...»، «...خالصاً مخلصاً لله بوعظ و نصیحت عموم برخیزند تا دیدۀ اهالی از این کحل بینش معارف روشن و بصیر گردد...». آیا حضرت بهاءالله برای انتشار این تعالیم شخصاً تحمّل هر نوع محنت و بلا نفرمودند؟ آیا آن حضرت حبس و تبعید را برای آزادی اهل عالم قبول نفرمودند؟ «قد قیّد جمال القدم ﻻطلاق العالم و حبس فی الحصن الاعظم لعتق العالمین...». بنابراین با وجدانی روشن و دیدگاهی عالم بین، با احتراز کامل از دخالت در هیچ نوع سیاست حزبی، و با رعایت حرمت قوانین و نظم اجتماعی، برای احیای وطن خود بیش از پیش جهد و کوشش نمایید. با اعمال و خدمات پسندیده و مهر و محبّت واقعی به همه، قلوب اطرافیان خود را بدست آورید و حتّی احترام دشمنان سرسخت خود را نیز جلب نمایید. صداقت و امانت و خلوص نیّت خود را به ثبوت رسانید و برای جامعۀ اسم اعظم در سرزمین زادگاهش حرمت و پذیرش روزافزون بدست آورید. گمان مبرید که آنچه مذکور شد صرفاً عباراتی برای آرامش قلوب شکستۀ شما و مرهمی بر زخمهای شما است. به نتایج حاصله از رفتار و کردار باانضباط بهائیان ایران در مقابل تضییقات واردۀ بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ بیندیشید. آیا روش و سلوک آنان در مقابل ظلم های وارده تحسین تعداد فزایندهای از هموطنان شما را جلب نکرده است؟ دفاع شما از حقوق حقّۀ خود البتّه شرط عدل و انصاف است. علاوه بر آن، کلّیّۀ وسایل قانونی موجود نیز برای دفاع از حقوق شما در حرکت است. آیا دول مختلف، سازمانهای مدنی در سطح ملّی و بین المللی و مؤسّسات معظم و معروف علمی عالم برای دفاع از حقوق شما قیام نکرده اند؟ البتّه که شما تنها نیستید. ولی پشتکار و استقامت شما در این راه باید با بردباری توأم باشد و بخوبی بدانید که صبر و تحمّل برای پیشبرد فراینده ای تحوّل اجتماعی که بالطّبیعه با سرعت کم پیش میرود با درد و مشقّت توأم و همراه است. ضدّیت با هر حقیقت الهی که جدیداً ظاهر میشود سنّت تاریخ است و در هر عصری تکرار میشود. واقعیّت دیگری که تاریخ با همان استمرار به آن شهادت داده آن است که هیچ عاملی نمیتواند مانع پیشرفت عقیدهای گردد که وقت و زمان آن فرا رسیده است. وقت آزادی عقیده، توافق علم و دین - خرد و ایمان - آزادی زنان، دوری و بیزاری از هر نوع تعصّب، احترام متقابل افراد و دول مختلف و در حقیقت عصر وحدت و اتّحاد تمامی نوع بشر فرا رسیده است. آمال و آرزوهای عمیق مردم ایران البتّه با مستلزمات و مقتضیات این اصول تحوّلانگیز جهانی حضرت بهاءالله مطابقت دارد. خدمت به دیگران صراط مستقیم و راه نجاح و فلاح است. آن را شعار زندگی خود قرار دهید. حضرت عبدالبهاء مثل اعلای زندگی شما است. به پیروی از آن حضرت، طرق عملی برای خدمت به هموطنان عزیز خود را البتّه خواهید یافت. دست اندر دست دیگران و دوش به دوش دیگر شهروندان آن سرزمین مقدّس برای ترویج امور عام ّالمنفعه جهد و کوشش نمایید. وقت، وقت قیام نفوسی برومند، بلندهمّت، خیرخواه، حکیم و شجاع است. در اعتاب مقدّسۀ علیا بیاد شما عزیزان سر به سجود میگذاریم تا انشاءالله از زمرۀ این نفوس شریفه محسوب شوید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 710
پیام ۸ تیر ۱۳۸۵
۶ شـهر الرّحمة ۱۶۳ ۲۹ جون ۲۰۰۶ ای حبیبان باوفا و برگزیدگان حضرت کبریا، جامعۀ اسم اعظم در سراسر عالم مملوّ از شور و شعف حاصله از شروع نقشۀ پنجسالۀ جدید است. پیام های محبّت آمیز واصله از نمایندگان کانونشن های ملّی ممالک مختلف به مرکز جهانی، حاکی از عزم جزم بهائیان عالم برای سرعت بخشیدن به فرایند یدخلون فی دین الله افواجاً از طریق شروع برنامه های فشردۀ رشد در حدّ اقلّ ۱۵۰۰ محدودۀ جغرافیائی در سراسر جهان میباشد. بسیاری از این پیام ها حاوی این مژدۀ جانفزاست که شرح استقامت احبّای ایران در مقابله با تضییقات حالیه و وفاداری آنان نسبت به اوامر الهیّه در ایجاد جوّی روحانی در آن اجتماعات کمکی مؤثّر نموده است. پیام های واصله همچنین بشارت میدهد که جانفشانی شما عزیزان برای ارتقاء مصالح امریّه در شرایط صعب و دشوار فعلی، سرمشقی از فداکاری، منبعی از قوای روحانی و مشوّقی مؤثّر برای دیگر عاشقان روی بها در اقصی نقاط عالم بوده و آنان را در مساعی خود برای نشر نفحات الله و خدمت به امرالله مصمّم تر کرده است. ملاحظه فرمائید که قوای منبعثه از تحمّل و بردباری احبّای عزیز ایران در این ایّام پرافتتان چطور مفهوم بیان مبارک «لو یسترون النّور فی البرّ انّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی محیی العالمین» را روشنتر و وسائل و لوازم پیشرفت عنصری آن را مهیّاتر ساخته است. در این مقام، یادآوری وعدۀ محکمۀ الهیّه که از قلم مبارک جمال اقدس ابهی در اشاره به تضییقات وارده بر نفس مظهر ظهور الهی نازل شده روح و روان را به وجد و طرب میآورد که میفرمایند: ...و امّا الآن حجّبونی بحجاب الظّلام الّذی نسجوه بأیدی الظّنون و الاوهام سوف تشقّ ید البیضاء جیباً لهذه اللّیلة الدّلماء و یفتح الله لمدینته باباً رتاجاً یومئذ یدخلون فیها النّاس افواجاً و یقولون ما قالته اللّائمات من قبل لیظهر فی الغایات ما بدا فی البدایات معهد اعلی با تمجید و قدردانی، آن عزیزان را اطمینان میدهند که آنی نمیگذرد مگر آنکه شهامت و شجاعت و استقامت و جانفشانی آن دلدادگان روی جانان به یاد آید. «این بلایا و رزایا و زجر و حبس و محنت و ابتلا در ساحت کبریا مذکور و اجرش موفور و محتوم. انّما یوفی الصّابرون اجرهم بغیر حساب». برکات آسمانی و قوای روحانی منبعثه از اهراق دماء مطهّرۀ شهیدان و فداکاریها و از خود گذشتگیهای قاطبۀ اهل بها در آن سرزمین در تحمّل شرایط طاقتفرسا وسائل تحقّق وعود مبارکۀ الهیّه را یکی بعد از دیگری مهیّا ساخته و میسازد. به فرمودۀ مبارک «...جمیع این بلایا بمنزلۀ دهن است برای اشتعال این مصباح کذلک یبدّل الله ما یشاء و انّه علی کلّ شیء قدیر...» حضرت ولیّ عزیز امرالله سنواتی بعد از جلوس بر کرسیّ ولایت، خطاب به محفل مقدّس روحانی مرکزی ایران چنین فرمودند: استخلاص این فئۀ مظلوم بیگناه از قیود اسارت و چنگ ارباب ظلم و عداوت ضوضا و هیجان عمومی را مقتضی و حصول عزّت و رخا و آسایش حقیقی از برای اهل بها مقاومت و ممانعت و شور و آشوب اهل حقد و جفا را مستلزم پس اگر چنانچه طلاطم دریای بلا ازدیاد یابد و طوفان محن و رزایا از شش جهت آن جمعیّت مظلوم را احاطه نماید بحقّ الیقین بدانید و آنی متردّد نمانید که میعاد نجات و میقات جلوۀ موعودۀ دیرینه نزدیک گشته و وسائل اخیرۀ فوز و نصرت عظمی از برای ملّت ستمدیدۀ بها در آن کشور مهیّا و فراهم شده قدم ثابت ﻻزم و عزم راسخ واجب تا این مراحل باقیه طیّ گردد و مقصود و آمال اهل بها در اعلی المقامات پدیدار گردد و جلوهئی حیرت انگیز نماید هذه سنّة الله و لن تجد لسنّة الله تبدیلا. این بیانات محکمۀ مبارکه البتّه توشۀ راه هر عاشق باوفا در سبیل تحمّل بلایا و تلاش برای وصول به معشوق و محبوب بیهمتاست ولی از طرفی مشاهدۀ نشانه های فتح و ظفر قوای روحانی و استحکام مستمرّ بنیان امر الهی در حین شدّت تضییقات اغلب سخت و دشوار است. پیام مورّخ ۲۷دسامبر ۲۰۰۵ بیت العدل اعظم خطاب به مشاورین مجتمع در ارض اقدس و همچنین پیام رضوان سال ۲۰۰۶ معهد اعلی خطاب به بهائیان عالم را مطالعه فرمائید و ملاحظه نمائید که چه مقدار از فتوحات مذکوره، از جمله موفّقیّت جامعه در توسعۀ چهارچوب عمل برای پیشبرد فرایند دخول افواج، بعد از وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران و به برکت جانفشانیها و از خود گذشتگی های شما عزیزان نصیب شده است، فتوحاتی که هر یک بخودی خود، گامی عظیم در راه استقرار نظم جهان آرای الهی محسوب میشود. در وقایع اخیر مصر تفکّر فرمائید که چطور استقامت احبّای عزیز ساکن آن سرزمین بالاخره منجرّ به اعلان عمومی بینظیر امر مبارک در جهان عرب شد. تنها در ماه می ۲۰۰۶، بیش از بیست هزار نفر در کشور مصر از سایت عربی بهائی برای کسب اطّلاعات در مورد امر مبارک دیدن نموده و علاقمندان در نقاط مختلفۀ عالم هزاران نسخه از آثار مبارکه را به زبان عربی از کتابخانۀ اینترنت بهائی استخراج نمودند. ملیونها نفر با تماشای برنامه های هفتگی یکی از ایستگاه های تلویزیونی معروف آن کشور با حقایق و اصول امرالله و بی انصافی اهل عدوان آشنا شدند. گروهی از متفکّرین و مدافعین حقوق بشر به پشتیبانی علنی از حقّ بهائیان برای اخذ کارت شناسائی که حال از آن محرومند قیام کردند. جراید بین المللی عربی در سراسر عالم و سایتهای مختلف اینترنت به زبان عربی نیز توجّه خاصّی به وضع بهائیان مصر نشان داده، موجب اشتهار امر و نشر کلمة الله شدند. حضرت عبدالبهاء ارواحنا لمظلومیّته الفداء در یکی از الواح مبارکه میفرمایند: «...و از غرائب وقوعات این است که اعظم وسیلۀ صون و حمایت این حقیقت نورانیّت هجوم اعداست و آلام و محن بیمنتها زجاج آن سراج اریاح است و سبب سلامت آن سفینه شدّت امواج...». پس صبر و اصطبار بیش از پیش لازم و آمادگی کامل جامعه برای قبول مسئولیّتهای مضاعفۀ ناشی از رفع موانع و محدودیّتها واجب تا در میقات معیّن و با ارادۀ جمال قدم ابواب رخا بر وجه احبّا گشوده شود، یار دلنشین رخ بگشاید و روز پیروزی جلوه نماید. در حین تأمّل و تعمّق دربارۀ وضع موجود در ایران و مشکلاتی که جامعۀ بهائی با آن روبرو است، شایسته است که احبّای عزیز متوجّهاً الی الله نکتۀ مهمّ دیگری را نیز به خاطر داشته باشند و آن این که چون دشمنان امرالله در این ایّام به دلائل مختلفه خود را برای هجوم فزاینده و علنی به جامعۀ بهائی محدود می بینند، برای رسیدن به هدف خود آنچه را قادرند - از ایجاد محدودیّت های اقتصادی تا مسدود نمودن ترقّیات اجتماعی، از ایجاد ترس و نگرانی تا اشاعۀ کذب و افترا، از ممانعت ورود دانشجویان بهائی به دانشگاه ها تا تسهیل اخذ گذرنامه و خروج از کشور - مجری میدارند تا احبّای عزیز را تشویق و یا مجبور به ترک وطن مألوف سازند و بدین وسیله به زعم خود جامعۀ بهائی مهد امرالله را تضعیف و سرانجام ریشه کن نمایند. در پرتو این بررسی ها روشن خواهد شد که ترک ایران در شرایط فعلی موجب افسردگی خاطر دوستانی که به حبل استقامت متمسّکند گشته و بدون شک دشمنان امرالله را جسور و در تعقیب اهداف غیر انسانی خود مصمّم تر میکند. یکی از ارزشمندترین ثمرات فداکاریها و تحمّل محن وارده بر شما عزیزان در سنوات اخیر، افزایش چشمگیر آمادگی اهل عالم و ملّت ایران برای قبول امر مبارک است. این سرمایۀ گرانبها که با دادن جان و مال و راحت و آسایش و فدا کردن پیشرفتهای مادّی و دنیوی احبّای عزیز از پیر و جوان حاصل گشته و اساس ترقیّات و فتوحاتی جدید در عصر تکوین محسوب میشود باید به بهترین وجه ممکن مورد بهره برداری قرار گیرد. خواهران و برادران روحانی شما در سراسر عالم، با حمایت مؤسّسات امری، مساعی خود را برای انجام این امر تمرکز داده اند و جامعۀ اسم اعظم در سرزمین مقدّس ایران، چه افراد و چه تشکیلات امری، نیز باید بیش از پیش بکوشد تا اطمینان یابد که برای مقابله با این مسئولیّت تاریخی از آمادگی فکری و روانی، معلومات امری و مهارت های ﻻزمه بهره مند است. بدون شک شما عزیزان در این موقعیّت خطیر به وظائف خود در مقابل تبلیغ انفرادی که مهمترین جنبۀ این آمادگی است آگاهید. چندی پیش بیت العدل اعظم الهی بعد از بررسی اوضاع مهد امرالله و مصالح امر در آن کشور به یاران ایران توصیه نمودند که مؤسّسۀ آموزشی در ایران را به عنوان سیستم رسمی ملّی که زیر نظر ایشان اداره میشد منحلّ نمایند و از آن تاریخ به بعد یاران و خادمین مسئولیّتی در قبال امور تبلیغ انفرادی احبّا نداشته باشند. این تصمیم معهد اعلی برای حفظ و صیانت یاران و خادمین و جامعۀ بهائی و رعایت امور مملکتی و به عنوان نشانی از اشتیاق به همکاری جامعۀ بهائی با اولیای امور گرفته شد. ولی معنی و مفهوم این تصمیم این است که افراد احبّا باید در انجام امر مهمّ تبلیغ که از جمله وظائف روحانی و تخطّی ناپذیر هر فرد بهائی است بیش از پیش کوشا باشند، هیچ فرصتی را از دست ندهند و با رعایت حکمت و از طریق ابتکار شخصی، تا حدّ امکان با استفاده از بینش های روحانی و تعلیماتی که در فرایند مؤسّسۀ آموزشی آموخته اند به این وظیفۀ خطیر قیام کنند و در این راه همدیگر را نیز تشویق و حمایت نمایند. ملاحظه فرمائید که حضرت عبدالبهاء در اهمیّت تبلیغ چه میفرمایند: ای بندگان جمال مبارک از قرار معلوم از کثرت اغتشاش امر تبلیغ اندکی مهجور مانده ... این معلوم و واضحست که الیوم تأییدات غیبیّۀ الهیّه شامل حال مبلّغین است و اگر تبلیغ تأخیر افتد بکلّی تأیید منقطع گردد زیرا مستحیل و محال است که بدون تبلیغ احبّای الهی تأیید یابند در هر صورت باید تبلیغ نمود ولی بحکمت اگر جهاراً ممکن نه خفیّاً بتربیت نفوس پردازند و سبب حصول روح و ریحان در عالم انسان شوند ... مقصود این است که در ایّام امن و امان باید تبلیغ را در نهایت گرمی مجری داشت و چون امن و امان نه باید بنهایت حکمت مجری نمود امّا بکلّی تعطیل جائز نه زیرا بکلّی تأیید منقطع گردد... پس ای حاملان امانت الهیّه، در این ایّام که بلایا و رزایا و محن و فتن از هر جهت احاطه نموده، دست شکرانه به آستان مقدّسش بلند کنید که الحمدلله از جند وفایش محسوب، به حبل میثاقش متمسّک، به اطاعت اوامرش مفتخر، به رداء استقامتش ملبّس، و در میادین خدمت و ترویج مصالح امرش ساعی و قائم هستید. در محیط گرم خانواده و با فرزندان دلبند و جوانان برومند خود این نکات را در میان گذارید و ایشان را از قدردانی عمیق معهد اعلی مطمئن سازید که الحمدلله فداکاریهای آن نوردیدگان نیز در رقّ منشور با خطّ جلی مسطور و موجب افتخار جامعۀ بهائی و نسلهای آیندۀ عالم بشری است. بیت العدل اعظم در اعتاب مقدّسۀ علیا آن یاران ممتحن جمال ابهی را به ادعیۀ قلبّیۀ خود اطمینان میدهند و حفظ و صیانت و موفّقیّت کل را از درگاه مقدّسش مسئلت میفرمایند. با تقدیـم تحیّات [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 709
پیام ۲ فروردین ۱۳۸۵
٢ شـهر البهاء ۱۶۳ ٢٢ مـارچ ٢٠٠٦ احبّای عزیز و محبوب ایرانی مقیم بلاد سائره ملاحظه نمایند یاران عزیز و محبوب، بطوریکه احیاناً مطّلع هستید، راپرت اخیر گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متّحد برای آزادی دین یا عقیده، موجب نگرانی عمیقی دربارۀ اقدامات اخیر دولت ایران علیه بهائیان عزیز مهد امرالله شده است، اقداماتی که گزارشگر مزبور آن را «غیر مجاز و غیر قابل قبول» توصیف میکند. شکّی نیست که جمال اقدس ابهی پیروان مظلوم خود را ملحوظ لحاظ عنایت و مشمول الطاف مشفقانۀ خود خواهند فرمود. این جمع به سهم خود اقدامات منظّمی را در عرصۀ ملّی و بینالمللی، به منظور آگاه ساختن عالم و عالمیان از این خطر حاد و بحرانی که آن جامعۀ معزّز و محبوب با آن روبرو است، دنبال میکند. در نتیجۀ مجهودات بیدرنگ افرادی که مسئولیّت انجام این کار به آنان محوّل شده است، دوائر مختلف سازمان ملل متّحد و دولتها و سازمانهای مدنی و رسانه های گروهی در بسیاری از ممالک جهان به بررسی وضع بهائیان ایران مشغولند، شاید فریادی شدید و عالم گیر بلند شده و دست ظالمین را کوتاه نماید. تحوّلات جاری، دوره ای دیگر از شدّت و حدّت تضییقات وارده بر بهائیان ایران است، تضییقاتی که در طیّ بیش از یک قرن و نیم از بدایت امرالله تا کنون در آن سرزمین متتابعاً در کاهش و افزایش بوده است. انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ مرحلۀ جدیدی برای استمرار این مصائب به وجود آورد. در سالهای اخیر هنگامی که شدّت تضییقات بر حسب ظاهر تقلیل یافته بود، احبّای ایران مصمّم شدند که همچون برادران و خواهران روحانی خویش در سراسر عالم فرایند مؤسّسۀ آموزشی را در کشور خود شروع کنند. در نوامبر سال ۲۰۰۳در پیامی خطاب به پیروان اسم اعظم در مهد امرالله مراتب قدردانی و تمجید خود و عالم بهائی را از فداکاریها و استقامت آن عزیزان ابراز و توجّه شان را به رسالت تاریخی که انجام آن را جمال اقدس ابهی بر دوش اعضای آن جامعۀ منتخب و مفتخر گذاشتهاند جلب نمودیم. یک سال بعد، بهائیان ایران نامه ای خطاب به رئیس جمهور سابق نوشته جبران نقض حقوق انسانی و مدنی خود را تقاضا نمودند. عکس العمل اولیای امور در قبال این مسائل ایجاد موجی از بازداشت ها و حبس های بی علّت جمعی از احبّا بود. با تغییرات سیاسی اخیر آن کشور موقعیّت احبّا وخیم تر شده است. دولت خواستار تعطیل مؤسّسۀ آموزشی شد و جامعۀ بهائی این امر را اجابت نمود ولی بهائیان نمیتوانند به خواسته های غیر قابل قبول تن در دهند و یا در مقابل پافشاری دشمنان امرالله بر منع تبلیغ فردی تسلیم گردند. مگر نه این است که حضرت بهاءالله تبلیغ را فریضه ای روحانی برای پیروان خود مقرّر داشته و حضرت عبدالبهاء در ضرورت تداوم آن فرموده اند که: «به کلّی تعطیل جائز نه زیرا به کلّی تأیید منقطع گردد» فی الحقیقه حقّ بیان عقاید مذهبی شخصی به دیگران از جمله حقوق مذکوره در عهدنامۀ بین المللی حقوق مدنی و سیاسی افراد است. از این گذشته اظهار این عقاید تنها راه مقابله با تحریفات و افترائات و شبهات رایجه در خصوص امر مبارک و همچنین حفظ جامعه است و در ایفای این وظیفه، احبّا البتّه به ضرورت رعایت حکمت واقفند و طبیعتاً از بینشهای روحانی و تعلیماتی که در فرایند مؤسّسۀ آموزشی آموخته اند استفاده خواهند کرد. خطراتی که احبّای ایران در حال حاضر با آن مواجه اند به حدّی است که از اوائل دهۀ ۱۹۸۰تا به حال دیده نشده است. شواهد موجود حاکی از آن است که اولیای امور مجهودات خود را برای ایجاد خفقان جامعه مضاعف نموده اند تا از طریق اجرای تدابیر غیر اخلاقی مندرجه در سند محرمانه ای که در سال ۱۹۹۱از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران صادر و توسّط حجّت الاسلام سیّد محمّد گلپایگانی، منشی شورا، امضا و از طرف رهبر جمهوری اسلامی ایران آیت الله علی خامنه ای به تصویب رسیده به نیّات خود جامۀ عمل بپوشانند. تنها از اواخر اکتبر تا اواخر نوامبر سال ۲۰۰۵، کیهان، روزنامۀ متنفّذ طهران، دهها مقاله حاوی حملات متعدّد به امر مبارک منتشر کرد. در همین مدّت شبکۀ رادیوی ملّی پخش یک سریال هفتگی را که محتوی و مقصد آن شبیه مقالات کیهان بود آغاز نمود. در تلویزیون و اینترنت نیز امر مبارک مورد حمله قرار گرفت. انتشار اطّلاعات جعلی و نفرت انگیز دربارۀ امرالله، هیاکل مقدّسۀ بهائی و بهائیان از طریق این رسانه ها نمیتواند هدفی غیر از دامن زدن به آتش شبهه و عناد داشته باشد. پخش برنامه های تبلیغاتی علیه امر بهائی، گزارشهای اخیر دربارۀ ازدیاد آزار و اذیّت احبّاءالله در سراسر ایران، اقدام اتّحادیّۀ اصناف برای جمع آوری اسامی بهائیان در مشاغل و حرف مختلفه و ترس و خوف گزارشگر ویژه دربارۀ این که تصمیم اخیر دولت «که پیروان دیانت بهائی را شناسائی و اعمال آنها را تحت نظر بگیرند ... مبنای آزار فزاینده و تبعیض بیشتر علیه بهائیان خواهد شد»، وقتی جمعاً بررسی شود، موجب ازدیاد تشویش و نگرانی دربارۀ مقاصد و نیّات مرتکبین این اعمال میگردد. (۵) در سه دهۀ گذشته، بهائیان مهد امرالله از حمایت و تشویق بیدریغ یاران ایران که جامعه را در غیاب محفل روحانی ملّی با کفایت و درایت اداره نموده و مجهوداتشان در تقویت روحیّۀ احبّای عزیز آن سامان مراتب تحسین و قدردانی این جمع را برانگیخته، برخوردار بوده اند. استقامت و وفاداری احبّای ایران به امر مبارک در حین مقابله با آشوب و ضوضائی که جامعه را احاطه نموده موجب سرافرازی و افتخار پیروان اسم اعظم در سراسر عالم است. با توکّل به صون و حمایت لاریبیّۀ الهیّه و با شجاعت، قاطعیّت و تعهّد عمیقی که سبب تمجید بیحدّ ما شده است کماکان به انجام وظائف روحانی خود مشغولند. آمادگیشان برای تحمّل مشقّات بیشمار به منظور رعایت اصول روحانی و حفظ حقوق حقّۀ جامعۀ بهائی در مهد امرالله، آن سرزمین را به سوی سرنوشت باشکوهی که در آثار مبارکه به آن اشاره شده است سوق میدهد. آن عزیزان وارثان صالح نیاکان روحانی خود میباشند که این کلمات عالیات از قلم اعلی در حقّشان عزّ نزول یافته است: جميع اين قلوب منزّهه و نفوس مقدّسه به کمال رضا در موارد قضا شتافتند و در مواقع شکايت، جز شُکر از ايشان ظاهر نه و در مواطن بلا، جز رضا از ايشان مشهود نه ... گويا صبر در عالم کون از اصطبارشان ظاهر شد و وفا در ارکان عالم از فعلشان موجود گشت. امّا مصائبی که احبّای ایران بدان مبتلا هستند باید در عرصۀ بزرگتر حوادث عالم مورد بررسی قرار گیرد زیرا تشنّجات و اضطراباتی که آن کشور را محاصره نموده نتیجۀ قوای فعّالهای است که تمامی کرۀ ارض را احاطه نموده است. پیشرفت محتوم جهان به سوی وحدت عالم انسانی از دو جریان مهارنشدنی ترکیب و تحلیل، تحرّک میپذیرد. «در وقتی که امواج فزایندۀ شرارت، نظم و ترتیب عالم را مختل ساخته و حال به اطفای شعلۀ حیاتش مشغول است ندای نوع بشر در طلب نجات» از هر جهت بلند است. در میان این اغتشاش و پریشانی، هنگامی که احبّای عزیز ایران هستی و وجود خویش را وقف امرالله نموده اند و تشکیلات امری در ممالک خارج نهایت سعی خود را برای دفاع و حمایت از ایشان مبذول میدارند، وظیفۀ شما و آنچه شایستۀ فداکاریها و جانبازیهای آن دوستان ستمدیده است این که هر یک، در هر نقطه از جهان که ساکنید، عزم خود را در برآوردن احتیاجات همه جانبۀ امرالله بیش از پیش جزم نمائید و علی الخصوص اوقات و مساعی خود را وقف تحقّق مقصد اصلی نقشۀ پنجساله کنید. از طریق فعّالیّت های اساسی نقشه میتوانید به نهایت صمیمیّت، افراد علاقه مند، منجمله در موارد مناسب بعضی از هموطنان مورد اعتماد خود را، با کلمات الهی آشنا کرده، به امر مبارک جلب نمائید و آنان را برای قیام به خدمت راهنمائی کنید. ملاحظه فرمائید که وعدۀ جمال قدم که میفرمایند اگر امر مبارکش در سرزمینی از پیشرفت ممنوع گردد از مکانی دیگر سر برآورده و پیام حیاتبخش خود را به جهانیان اعلان خواهد نمود، چقدر مناسب حال و درخور احوال است. نقشۀ عظیم الهی چشم عالمیان را به سوی ایران متوجّه ساخته است. در ادوار گذشته مردم شریف آن سرزمین با استفاده از قوای خلّاقۀ تعالیم حضرت زرتشت و حضرت محمّد و با به کار بستن مبادی روحانی، تمدّنی بنا نهادند که «عزّت و سعادتش» به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء «چون صبح صادق از افق کائنات طالع» شد: در قطب عالم مرکز علوم و فنون جليله بود و منبع صنايع و بدايع عظيمه و معدن فضائل و خصائل حميدهء انسانيّه. دانش و هوش افراد اين ملّت باهره حيرتبخش عقول جهانيان بود و فطانت و ذکاوت عموم اين طايفهء جليله مغبوط عموم عالميان. وضع امروز ایران موجب نهایت تأسّف است، وضعی که به سختی میتوان آن را با شکوه و جلال گذشتۀ آن کشور نسبت داد. بهائیان ایران، علیرغم تضییقات موجوده، مصمّم اند که به کمک خود برای بنیانگذاری جامعه ای بر اساس تعالیمی روحانی، معنوی و اجتماعی ادامه دهند، جامعه ای که مقدّر است نه تنها میراث نفیس آن ملّت را باز یابد بلکه به مراتب بر آن بیفزاید. یاران و یاوران امر الهی: دسائس کسانی که خود را قادر بر محو جامعۀ اسم اعظم در ایران میانگارند قطعیّاً با شکست روبرو خواهد شد. مساعی شما، به نیابت از خواهران و برادران محبوب خود در ایران، طلوع صبحی را که در آن «این امر محکم متین» الیالابد ظلمات غلیظۀ محیطه بر سرزمین ولادتش را ضایع خواهد کرد تسریع مینماید. وقت تنگ است، «ایّام منتهی گردد و مدّت جزئیّۀ حیات منقضی شود ولی ثمرات عبودیّت آستان مقدّس ابدی و سرمدی» است. از جانب شما در اعتاب مقدّسۀ علیا به تضرّع و دعا مشغولیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان ایران 708
٢۶ نوامبر ٢٠٠٣
۴ شهرالقول ١٦٠ ٢۶ نوامبر ٢٠٠٣ یاران و یاوران حضرت رحمن در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند. ای دوستان محبوب، بیش از یكصد و بیست و پنج سال پیش حضرت عبدالبهاء رساله‌ای خطاب به ملّت ایران صادر فرمود. از آنجا كه جامعهء جدیدالبنیان بهائی گرفتار تعصّبات بی‌امان در آن سامان بود صاحب آن کلام آسمانی از ذکر نام مبارك خویش بر آن صحیفهٴ یزدانی امتناع ورزید امّا پیام هیكل اطهر کاملا‌ً صریح و روشن بود. حضرتش با مهری بی‌کران نسبت به وطنی که از زمان صباوت به علّت تبعید از دیدارش محروم مانده بود با لحنی پر‌شور از مردم ایران درخواست نمود كه خرّم‌روزگاران خوش پیشین را به خاطر آرند، زمانی كه ”مملكت ایران به منزلهء قلب عالم“ و ”مركز علوم و فنون جلیله بود و منبع صنایع و بدایع عظیمه و معدن فضائل و خصائل حمیدهء انسانیّه“. طلعت میثاق ورّاث آن مدنیّت عظیم را دعوت فرمود که بپاخیزند و سمند همّت در میدان غیرت برانند و استیفای میراث مرغوب كهن نمایند. در آن رسالهء گرانبها حضرت عبدالبهاء با بصیرتی کامل مسئلهٴ تجدّد را که امروزه نیز مشغلهء ذهنی مردمان جهان به خصوص ملل مسلمان است مطرح فرمود و مفهوم تجدّد و خصائص این انقلاب فرهنگی از جمله حکومت مردم‌ساﻻری، حاكمیّت قانون، تعلیم و تربیت عمومی، رعایت حقوق بشر، پیشرفت اقتصادی، همزیستی و بردباری بین اهل ادیان، ترویج علوم و فنون و صنایع مفیده و تأمین رفاه اجتماعی را با دقّت و صراحت تشریح نمود و بعد از بررسی ”امور ظاهرهٴ جسمانیّه“ و ”اسباب تمدّنیّه“ خاطرنشان ساخت كه منظور مباركش تقلید کورکورانه از تمدّن مغرب زمین نبوده و نیست. بالعکس آن بدر لامع با بیانی قاطع جوامع اروپا را مستغرق در بحر نفس و هوی و گرفتار در دام بینشی مادّه‌گرا خواند و انذار فرمود که این بینش سرانجامی جز ناكامی و ثمری جز نافرجامی از پی نداشته و نخواهد داشت: حال انصاف دهید که این تمدّن صوری بدون تمدّن حقیقی اخلاقی سبب آسایش و راحت عمومی و وسیلهٴ اجتلاب مرضات الهی است و یا خود مخرّب بنیان انسانیّت و مدمّر ارکان آسایش و سعادت است. حضرتش به خوانندگان آن رسالهء مبارکه توصیه فرمود که در بررسی مسئلهء تجدّد ناظر به باطن امور باشند. جوهر کلام مبارک آنکه عامل اصلی پیشرفت تمدّن انسانی در طیّ قرون و اعصار قوای فعّالهء مقلّبهء‌ عقل و دانش بوده و هست و عنوان آن صحیفهٴ مبارکه یعنی رسالهء مدنیّه نیز بهمین مطلب اشاره دارد. هیکل مبارک چه در ضمن بررسی حوادث و تحوّﻻت تاریخی و چه در تبیین فقراتی از آیات قرآن مجید مخاطبانش را تشویق فرمود كه درخصوص آن عطیّۀ کبری كه سبب ترقّی حقیقی عموم بشر است تأمّل نمایند: به دیدهء بصیرت ملاحظه نمائید كه این آثار و افكار و معارف و فنون و حِکَم و علوم و صنایع و بدایع مختلفهء متنوّعه كلّ از فیوضات عقل و دانش است. هر طایفه و قبیله‌ ای كه در این بحر بی‌پایان بیشتر تعمّق نمودند از سائر قبائل و ملل پیشترند. عزّت و سعادت هر ملّتی در آنست كه از افق معارف چون شمس مشرق گردند. رسالهء مدنیّه تجلیلی است از نقش خلّاقهء عقل و دانش در پیشرفت تمدّن انسانی. حضرت عبدالبهاء ترقّیّات علمی و صنعتی را به عنوان یکی از مهمترین فیوضات این لطیفهء ربّانیّه ممتاز و مشخّص فرمود و خوانندگان آن سِفر جلیل را تشویق نمود که دربارهٴ نتائج و فوائدی که اقتباس معارف و فنون مفیده از سایر نقاط عالم نصیب ملّت ایران خواهد کرد تأمّل کنند. حضرتش تأکید فرمود که تحقیقات و اکتشافات سودمند منبعث از خرد انسان است و ایجاد موانع فرهنگی و ملّی برای محدود کردن این قوّهء کاشفه خلاف عقل و منطق. پیشرفتها و توفیقات حاصله متعلّق بتمامی افراد بشر است و اقتباس و استفاده از آنها نه از قدر و منزلت مقتبِس می كاهد و نه از قلّت استعداد و ظرفیّت او حكایت دارد. هیکل مبارک تنها به شرح نکات فوق اکتفا ننمود بلکه توّجه خوانندگان را به آن قوای روحانی که باید بینش انسان را هدایت و دلالت کند معطوف ساخت. حضرتش با بیانی دقیق به نقد عقاید واهیه‌ای دربارهٴ سرشت انسان که در سائر بلاد ثمری جز خسران به بار نیاورده بود پرداخت. با اشاره به اینکه ”بعضی نفوس چنان گمان كنند كه ناموس طبیعی انسان مانع ارتكاب اعمال قبیحه و ضابط كمالات معنویّه و صوریّه است“ متذکّر گردید كه در حقیقت ارتفاع مقام و ترقّی هر نفسی منوط به تعلیم و تربیت است و بدین منوال تعلیم و تربیت را به عنوان قانونی ضروری برای ترقّی بشر و پیشرفت جامعه لازم شمرد. شواهد بیشماری گواه این حقیقت است که عامل اصلی در تهذیب اخلاق نه خرد فطری بلكه تأثیر ظهور مظاهر الهیّه در روح انسان است و در اثر تعالیم آن مشارق قدسیّه اهل عالم توانِ آن یافته‌اند که با کفایت و آگاهی منابع مادّی و فنون حاصله از اختراعات علمی را در خدمت رفاه و بهبود نوع بشر بکار برند. مظاهر مقدّسهٴ الهیّه هستند که در هر عهد و عصری معنی و مفهوم تجدّد را تعیین و مقتضیات آن را مشخّص می‌فرمایند. ایشانند که مربّیان حقیقی نوع انسانند: فوائد کلیّه از فیوضات ادیان الهیّه حاصل زیرا متدیّنین حقیقی را بر صدق طویّت و حسن نیّت و عفّت و عصمت کبری و رأفت و رحمت عظمی و وفای بعهد و میثاق و حرّیّت حقوق و انفاق و عدالت در جمیع شئون و مروّت و سخاوت و شجاعت و سعی و اقدام در نفع جمهور بندگان الهی باری به جمیع شیم مرضیّهٴ انسانیّه که شمع روشن جهان مدنیّت است دﻻلت می‌نماید. * وقایع و حوادث عصر حاضر بطور شگفت‌انگیزی مؤیّد تشخیص و تجویز حضرت عبدالبهاء بوده است و این امر ما را بر آن داشت که در سطور فوق باختصار مروری بر پیام نافذ طلعت میثاق نمائیم. حقائقی که حضرتش در آن رسالهء مبارکه بودیعه گذاشت هم بر موقعیّت کنونی ملّت ایران پرتو می‌افکند و هم تأثیرات این موقعیّت را در جامعهء پیروان جمال اقدس ابهی در آن کشور نیک‌اختر مشخّص می‌نماید. حضرت مولی‌الوری از مردم ایران و اولیاء امور آن کشور خواست که دیدهء بصیرت بگشایند، از تقلید نفوس متوهّمه بپرهیزند، تغییر و تحوّل اساسی در طرز تفکّر و رفتار فردی و اجتماعی را ﻻزم شمرند، به فکر بزرگواری و عزّت خود بین ملل و طوائف عالم باشند و با وجدانی آگاه و تمسّک به خشیة‌اللّه دست بدست هم داده احتیاجات مملکت را دریابند و منافع شخصی را فدای مصالح عامّه نمایند. امّا آن عزیزان به خوبی مستحضرند که نصائح آن مولای توانا با بی‌اعتنائی روبرو شد. كشور ایران که در دام استبداد فرسودهٴ قاجار و پنجهٴ زمامداران بی‌لیاقتش اسیر و گرفتار بود بیش از پیش در مرداب نادانی و انحطاط فرورفت. سیاستمداران فاسد رشوه‌خوارش بر سر بهره‌گیری از ثروت رو بزوال كشوری که در آستانهء ورشکستگی بود به رقابت با یکدیگر ادامه دادند. ملّتی كه در گذشتهء ایّام برخی از بزرگترین رهبران و متفکّران در تاریخ فرهنگ و تمدّن جهان چون كورش و داریوش، جلال‌الدّین رومی و حافظ شیرازی، ابن سینا و زكریای رازی را در دامان خود پرورده بود قربانی اقدامات طبقهٴ روحانیّون جاهل و مغرضی شد که تأمین و تداوم حقوق و امتیازات خود را در این می‌دید که خلق ناتوان را از آنچه نشانی از ترقّی و تجدّد داشت به هراس اندازد. پس عجب نیست كه مردی سپاهی‌ و طالب نام و نشان با استفاده از هرج و مرج ناشی از جنگ جهانی اوّل زمام قدرت را بدست گرفت و حكومتی مبتنی بر استبداد نظامی تشكیل داد. در نظر او و جانشینش نجات ایران از آﻻم بی‌شمارش منوط به اجرای برنامه‌هائی منظّم برای اشاعهء تمدّن غرب بود. دولت جدید ملّی برای پیشبرد هدف مزبور به تأسیس مدارس و مشروعات اجتماعی و استخدام كارمندان كارآزموده و تشکیل ارتشی مجهّز اقدام نمود. سرمایه­گذاری خارجی را به عنوان وسیله‌ای برای توسعهء منابع چشمگیر ملّی تشویق و ترویج کرد. زنان را از قیود شدیدی كه مانع از پیشرفتشان بود رهائی بخشید و امکاناتی جهت تحصیل و کسب علوم و حرف و فنون برای آنها فراهم آورد. هرچند مجلس هیچ گاه صاحب قدرت و اختیارات لازمه نشد امّا امید آن بود که روزی پشتوانهء حقیقی برای حکومتی بر اساس رضایت و انتخاب ملّت گردد. اسفا که این اقدامات درد جامعه را درمانی مؤثّر نشد. با استفاده از منابع نفتی، ثروتی سرشار به میزانی ورای تصوّر بدست آمد امّا از آنجا که نظام موجود بر اساس عدالت فردی و اجتماعی استوار نبود نتیجهء این ثروت تموّل مفرط برای اقلّیّتی خودخواه و مزیّت ‌‌طلب شد حال آن كه اوضاع عامهء مردم فقط اندکی بهبود یافت. خاطرات گذشته‌ای پرشکوه تجدید شد و نمادهای نفیس فرهنگی به جلوه درآمد تا ابتذال عمیق جامعه‌ای را بپوشاند که پایهء اخلاقیش بر شنزار حرص و جاه‌طلبی استوار گردیده بود. در این جامعه هر گونه اعتراضی با سركوبی شدید نیروی امنیّتی که بدون هیچ گونه نظارت قانونی عمل می‌نمود مواجه می‌شد. در سال ١٣٥٧ شمسی مردم ایران بساط آن حكومت مستبد را برچیدند و آن را به همراه دعاوی پوچ کاذبش به وادی فراموشی سپردند. انقلابشان دستاورد اتّحاد گروه های متعدّد امّا نیروی محرّكه اش آرمان های اسلام بود. مسئولین و اولیاء انقلاب به مردم وعده دادند كه به جای لذّت‌جوئیِ عنان گسیخته وقار و نجابت معمول خواهد شد. نابرابری های شدید طبقاتی و اختلاف فاحش میان فقیر و توانگر با توسّل به روح دوستی و برادری التیام خواهد یافت. منابع طبیعی كه دست پروردگار بآن اقلیم پرانوار ارزانی فرموده متعلّق به جمیع مردم ایران بوده و جهت ایجاد كار و فراهم‌ساختن امكانات تحصیل برای همگان صرف خواهد شد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران كه مدّعی تساوی حقوق همهء مردم آن کشور است وضع گردید و مقرّر شد كه حكومت با وجدانی بیدار بکوشد تا ارزش های روحانی را با اصول آزادی و مردم‌ساﻻری پیوند دهد. حال پس از گذشت قریب بیست و پنج سال باید دید که اکثر مردم ایران به چه سان از تحقّق وعده‌های انقلاب سخن می‌گویند. امروز فریاد نارضایتی و خشم جوانان و اعتراض علیه شیوع فساد، دسیسه‌های سیاسی، سوء رفتار با زنان و سركوب‌کردن اندیشه و اندیشمندان و عدم رعایت حقوق بشر از هر گوشهٴ ایران به گوش می رسد. شایان تأمّل است که استناد به مرجعیّت قرآن مجید برای توجیه سیاستهائی كه به چنین اوضاعی انجامیده چه تأثیری بر افکار و روحیهء ملّت می گذارد. * حلّ بحران مدنیّت ایران نه در تقلید كوركورانه از فرهنگ سقیم غرب است و نه در بازگشت به جاهلیّت قرون وسطی. راه نجات را در آستانهٴ این بحران، نجل بزرگوار همان سرزمین که امروز جز در موطن مقدّس خویش در جمیع قارّات عالم مورد تعظیم و تکریم است با کلامی نافذ و رسا بیان فرمود. چه خوش گفته شاعر که ”دوست در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم“. نمونه‌ای از تقدیر و تکریم مردم جهان از مقام حضرت بهاءاللّه را می‌توان در مراسمی دید که در روز ٢٩ می سال ١٩٩٢ میلادی در جلسهٴ رسمی پارلمان برزیل به مناسبت سالروز صدمین سال صعود آن حضرت منعقد شد و ضمن آن از مقام بنیانگذار آئین بهائی و تعالیم مبارکه‌اش و خدماتی که جامعهٴ پیروانش به نوع بشر ارزانی داشته تجلیل گردید. در آن روز سخنگوی مجلس و نمایندگان جمیع احزاب بپاخاستند و یکی بعد از دیگری آن مظهر ظهور الهی را در بیانات خویش ستودند و حضرتش را آفرینندهٴ ”عظیم‌ترین مجموعهء آثار دینی كه تاکنون به قلم یک فرد تألیف شده“ خواندند و پیام مبارکش را پیامی ”برای جمیع نوع بشر ورای تفاوت‌های بی‌اهمیّت نژادی، مذهبی و ملّی“ توصیف نمودند. امّا پاسخ موطن و زادگاه آن وجود مقدّس كه نفوذ و تأثیرات ظهورش چنان عزّت و منقبتی برای نام ایران بارمغان آورده چه بوده است؟ از اوائل قرن سیزدهم هجری كه جمال مبارک به قیادت امر الهی قیام فرمود با آن كه سخاوت و حکمت و بصیرت خدادادیش زبانزد خاص و عام بود آماج تیر بلا و گرفتار دام جفا گردید. نیاكان و پیشینیان شما ندای یار مهربان را لبّیك گفتند و بدین عزّت بی‌پایان معزّز گشتند كه در ابتلائات آن مولای علیم شریك و سهیم شوند. از آن گذشتهٴ پرافتخار تا بحال شما عزیزان نیز پیوسته بر امر جمال کردگار وفادار مانده‌اید و جان و مال خود را در سبیل انتشار نفحات مشکبار آئین یزدان ایثار نموده‌اید. پیامی را که عامل ایجاد مدنیّتی جدید و فرهنگی بدیع در جامعهٴ بشری است به دورترین نقاط جهان رسانیده‌اید، حال آنکه در وطن خود معرض بهتان و گرفتار آزار اهل عدوان و تحقیر و توهین مخالفان بو‌ده‌اید. به جرأت می‌توان گفت که هر خانوادهٴ بهائی در ایران از این تضییقات و صدمات بی‌امان سهمی داشته است. بی‌تردید یکی از شدیدترین لطمات وارده بر پیكر امر الهی تهمت و افتراء نسبت به امر جمال ابهی از جانب نفوسی بوده است که عامّهٴ مردم ایران می‌بایست به آنان به عنوان مرجع تقلید در امور روحانی و اخلاقی روی آورند. بیش از یکصد و پنجاه سال است که هر وسیلهء ارتباط جمعی، اعمّ از مساجد و منابر، مطبوعات و جرائد، رادیو و تلویزیون، حتّی انتشارات علمی را برای تحریف حقیقت آئین بهائی بکار گرفته‌اند صرفاً به این منظور که در بین عامّۀ مردم حسّ خصومت و تحقیر و مخالفت و بیزاری نسبت به جامعهء بهائی بوجود آورند. معاندین از ذکر هیچ تهمتی اباء نكردند و از گفتن هیچ دروغی دریغ نورزیدند. در این سالیان دراز هرگز بآن عزیزان مظلوم فرصت و موقعیّتی داده نشد كه به دفاع از خود بپاخیزند و با بیان حقایق دسائسی را که جهت مسموم ساختن اذهان ملّت طرح کرده و می‌کنند برملا سازند. ذکر یك نمونه از این مفتریات ماهیّت این عناد را روشن می‌سازد. یكی از برجسته‌ترین توفیقات بیشمار امر الهی آنکه نسلهای متوالیِ پیروان جمال ابهی در ظلّ تعالیم مبارکهٴ حضرتش به واﻻترین مدارج اخلاقی در حیات روزمرّهٴ خویش نائل گشته‌اند. این ادّعا را حاجتی به برهان نیست. حیثیّت و اعتباری که جامعهء بهائی در سراسر جهان در میان عامّهء مردم و دول و دوائر بین­المللی بدست آورده شاهدی است صادق بر این مدّعا و صدها هزار نفر از هموطنان عزیزتان که از نزدیک با خلق و خوی اهل بهاء آشنائی دارند نیز بر این گواهند. باوجود این، دشمنان شما در ایران به صِرف کینه‌ای عنان‌گسیخته هر فتنه و فساد و خطائی را به آن مظلومان نسبت دادند. ذکر این اتّهامات در جوامع آزادی که امر مبارک در آن اشتهار یافته صرفاً مبیّن وقاحت ذهن مفتریان است. علاوه بر فعّالیّتهای منظّمی که برای بدنام کردن جامعهٴ بهائی صورت گرفت سیاستهائی نیز اتّخاذ گردید تا نفوس منصف و مطّلعی را که مایل بودند باعانت یاران الهی در آن سامان برخیزند به هراس انداخته و از این امر بازدارند. ستمكاران بی‌انصاف شما را در انظار عام عواملی خطرناک برای جامعه جلوه دادند و هر كه را که به مددتان آمد بهائی خوانده بزعم خویش غیرقابل اعتمادش شمردند و دامنهٴ جعل اکاذیب و تحریف حقایق را تا بدانجا گستردند که با جسارت تمام بعضی از مخالفان امر الهی را نیز از حامیان مخفی آن قلمداد نمودند. آیا مدّعی نشدند که یكی از نخست‌وزیران کشور كه پدرش بسبب دخالت در امور سیاسی و حزبی از جامعهء بهائی طرد شده ‌بود و خود نیز برای اثبات عدم وابستگی به امر بهائی به هر وسیله‌ای متوسّل و باعث مشاکل عدیده برای احبّای ایران گردید بهائی بود؟ سركوب‌گران جبّار به ایراد تهمت و بهتان اکتفاء نكردند بلكه از بدو ظهور هر گاه فرصتی یافتند به قلع و قمع جامعه اسم اعظم پرداختند. در سالهای اخیر نیز عدّه ای از شریف ترین زنان و مردانی را كه ید قدرت و مرحمت جمال قدم در بوستان امر اعظم پرورده و به ماء مَعین استقامت و ایمان سقایت فرموده بود به بهانه‌هائی که در نظر خردمندان بدرهمی نمی‌ارزد در زندان‌های مخوف مسجون ساختند، با شكنجه های شدید آزردند و پس از محاكمه‌های تصنّعی و نمایشی به قتل رساندند و اموالشان را به مدد اراذل و اوباشی كه محافظ منافع آن ستمگران هستند به تاراج بردند. محافل روحانی را که نمونه‌های بارز مؤسّسات انتخابی برای تمشیت امور جامعه در آن سرزمین بود مستبدّانه منحل نمودند، بعضی از اعضایشان را ربودند و نشانی از آن برگزیدگان جامعه بجا نگذاشتند. چه بسیار از كودكان كه یتیم شدند، چه بسیار از جوانان که برنامه‌های تحصیلی و معیشت خویش را نقش بر آب دیدند، چه بسیار از سالمندان كه بی‌خانمان شده و از حقوق تقاعدشان، پاداش عمری كار و كوشش صادقانه، محروم گشتند. حتّی برخی از گلستان های جاوید بهائی را که سالیان دراز در نهایت زیبائی و حسن ترتیب از آنها نگهداری شده بود بطرزی قبیح ویران کردند و چه بسیار پدران و مادرانی كه مجبور شدند اجساد متلاشی شدهٴ فرزندانشان را در قطعه زمین بائری كه جهت تدفین اموات بآنان واگذار شده بود دفن نمایند. دشمنان شما آماده‌اند که با ملاحظهٴ كمترین اسائهء ادبی نسبت بیکی از اماكن مقدّسهء اسلام بانگ اعتراض خود را بآسمان رسانند، و در این امر البتّه محقّند، امّا هر هتک حرمتی را نسبت باماكن مقدّسهء بهائی در كشور ایران روا میدانند. مگر بیت مبارک حضرت اعلی در شیراز زیارتگاه بهائیان عالم به دستور علماء و به دست عمّال دولت با خاك یكسان نشد و به نشان نهایت درجهٴ اهانت هموار نگشت؟ حضرت بهاءاللّه دربارهٴ کسانی که دستشان باین مظالم و اعمال شرارت‌بار آلوده است می‌فرمایند: ”قسم بامواج بحر بیان که دین از آن نفوس بیزار بوده و هست“. * در دنیای پرآشوب امروز تنها شما قربانی بیدادگری نیستید. شمار ستمدیدگان جهان سر به هزاران هزار می‌زند. هر ساله دفاتر سازمان‌های حقوق بشر مملوّ از تقاضاهای جوامع مختلف برای رسیدگی به مظالم وارده بر اقلّیّتهای دینی، قومی، ملّی و اجتماعی است. به فرمودهء حضرت بهاءاللّه: ”امروز نالهٴ عدل بلند و حنین انصاف مرتفع دود تیرهٴ ستم عالم و امم را احاطه نموده“. آنچه مخصوصاً سبب تشویش خاطر بعضی از ناظران آگاه و تیزبین شده این است که صدمات روحی و روانی ناشی از ظلم و ستم به مراتب بیش از لطمات جسمانی و مادّی آن است. بنظر ایشان هدف عاملان این گونه تعدّیات و تضییقات آنکه روحیّهٴ فرد قربانی را تضعیف کنند، حیثیّتش را از بین ببرند، حقوق فردی و اجتماعی او را سلب نمایند و بدین ترتیب خود را مجاز دانند که کمترین ملاحظه‌ای نسبت باو روا ندارند. در نتیجهٴ ادامهٴ چنین شرائطی چه بسا قربانیانی که اعتماد به نفسشان را از دست دادند، از روحیّهٴ ابتكار كه خصیصهء طبیعت انسانی است عاری گشتند، عزم و ارادهٴ خود را باختند و بازیچهٴ دست حاكمانشان شدند و چه بسا افرادی چنان بآن وضع خوگرفتند که در فرصت مناسب خود نیز همان رفتار ظالمانه را نسبت بدیگران روا داشتند. حال اهل بصیرت مترصّدند که بدانند چه نیروئی شما عزیزان را از این گونه فرسودگی‌ روحانی محفوظ داشته است و با استفاضه از چه منبع الهامی توانسته‌اید قلوبتان را از نفرت و کینه پاک و منزّه سازید و با آنان که بر شما ستم روا داشته‌اند با بزرگواری و عطوفت رفتار نمائید و محبّت جاودانۀ خود را نسبت به سرزمینی که در آن متحمّل بلایای لاتحصی شده‌اید حفظ کنید. چگونه است که بعد از یك قرن و نیم مقاومت در مقابل تضییقات متتابعه و علیرغم برنامه‌های منظّم جهت ریشه‌کن ساختن جامعهٴ بهائی هنوز شما در مساعی خویش برای رسیدن باهداف عالیهٴ روحانی و اخلاقی با عزّت و افتخار ثابت‌قدم مانده‌اید؟ این بیان منیع مبارک حضرت بهاءاللّه جوابگوی آن پرسشهاست: هر ناری مخمود مشاهده می‌شود مگر ناری که لحبّ‌اللّه در قلوب ظاهر و مشتعل است هر شجر محکمی را اریاح قاصفه براندازد مگر اشجار بستان الهی را و هر سراجی خاموش مگر سراج امر الهی که در وسط عالم روشن و منیر است اریاح بر نورش بیفزاید و اطفاء او را نیابد. پاسخی که تاریخ به جویندگان رمز قوای روحانی بهائیان ایران خواهد داد این است که شما عزیزان پروردهء دست باغبان آن بستان الهی و صنع چنین کلمات خلّا‌قهٴ یزدانی هستید: ”ای دوستان سراپرده یگانگی بلند شد بچشم بیگانگان یکدیگر را مبینید همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار“. ”محبّت نور است در هر خانه بتابد و عداوت ظلمت است در هر کاشانه ﻻنه نماید“. ”اگر انسان به قدر و مقام خود عارف شود جز اخلاق حسنه و اعمال طیّبهٴ راضیهٴ مرضیّه از او ظاهر نشود“. ”باید کل الیوم باسبابی تمسّک نمایند که سبب اصلاح عالم و دانائی امم است“. ”لسان از برای ذکر خیر است او را بگفتار زشت میاﻻئید“. ”اناث و ذکور عنداللّه واحد بوده و هست“. ”ذرّه‌ای از عصمت اعظم از صد هزار سال عبادت و دریای معرفت است“. ”کل را به صنعت و اقتراف امر نمودیم و از عبادت محسوب داشتیم“. ”امانت باب اعظم است از برای راحت و اطمینان خلق“. ”دانائی سبب علوّ و سموّ است. انسان را از خاک به افلاک رساند و از تاریکی به روشنائی کشاند. اوست نجات دهنده و حیات بخشنده. کوثر باقی عطا کند و مائدهٴ منزله بخشد“. جوهر این آیات مبارکه در این نصیحت مشفقانهٴ حضرت عبدالبهاء که همه از کودکی با آن پرورش یافته‌اید نهفته است: ”بهائی یعنی جامع جمیع کماﻻت انسانی“. واقع‌بینی و چاره‌جوئی و کاردانی و ابتكاری كه در سالهای اخیر از خود به ظهور رسانیده اید سبب تسکین قلوب بهائیان و تحسین دیگران در سراسر جهان گشته است. هنگامی كه فرزندانتان بعلّت تمسّک به امر الهی از مدارس اخراج شدند به تشكیل كلاسهای درسی در منازل خود اهتمام ورزیدید. در سطح دانشگاهی موسّسهٴ علمی آزاد را بنیان نهادید. اگرچه این اقدام جوابگوی احتیاجات هزاران جوان بهائی که هنوز بیرحمانه از فیض تحصیل در ایران محرومند نیست امّا مایهء افتخار است که امروز بعضی از فارغ‌التّحصیلان آن مؤسسّه در دانشگاه‌های معتبر جهان به ادامهء تحصیلات عالیهٴ خود مشغولند. به یمن تبرّعات فداکارانهٴ شما نه تنها هیچیک از یاران در آن دیار نیازمند نمانده بلكه مخارج ﻻزم جهت فعّالیّتهای آن جامعه نیز تأمین شده است. بلی، در شرائطی چنین دشوار جامعهٴ بهائی ایران مستغرق در بحر آثار مبارکهٴ الهیّه با شور و هیجان به حیات و ترقّیات روحانیّهٴ خویش ادامه می‌دهد و این شوق و شور فقط می‌تواند ثمر محن و بلایاء در سبیل الهی باشد. ثمرات روحیّهٴ فداکاری و استقامت شما عزیزان در طول بیش از یک قرن نه تنها در ایران بلکه در سراسر عالم مشهود بوده است. امروز هیچ نقطه‌ای در جهان نیست که از خدمات لایقۀ احبّای عزیز ایران در جهت نشر تعالیم الهی و تأسیس و تحکیم مؤسّسات امری سهمی وافر نبرده باشد. توفیقات حاصله البتّه محدود به عرصۀ حیات روحانی جامعهء بـهائی نیست چنان که کمتر رشتهٴ علمی یا هنری و یا صنعتی را می‌توان نام برد که بهائیان ایرانی به خصوص جوانان در آن به کسب اعلی مراتب کمال که به کرّات مورد تأکید حضرت عبدالبهاء قرار گرفته موفّق نشده باشند. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند در مدّتی کوتاه به چنین قوّه و استعدادی دست یابد و ظهور این کمالات و فضائل را نمی‌توان صرفاً مرهون ارادۀ بشری دانست. حیات و خدمات مهاجران بهائی ایرانی ثمرۀ فرهنگی است که تعلیم و تربیت را ارج می‌نهد، و در دامان این فرهنگ است که این عزیزان و نسل‌های قبل از ایشان در موطن خویش با عشق و محبّت پرورش یافته‌اند. صاحبان انصاف آن یاران را شاهد صادقی بر این مدّعا می دانند كه ایمان به خدا و اعتقاد به حقیقتِ تجدّد با یکدیگر سازگارند و توفیقات شما نشانی از این است که فی‌الحقیقه علم و دین دو نظام دانائیِ مستقل امّا مکمّل یکدیگرند و محرّک پیشرفت تمدّن‌. این حقائق بر بسیاری از آشنایان مسلمان شما نیز روشن شده و می‌شود. این آشنایان و همسایگان که براستی مصداق آیهء ”امّة یدعون الی‌الخیر“اند با خشم و تأسّف شاهدند كه دوستانی که بیگناهیشان در نظر ایشان محرز است بدون هیچگونه حفاظت و حمایت قانونی مورد بهتان و هجوم قرار گرفته‌اند. ایشان شاید حتّی بیش از خود شما بشهامت و نجابتی كه در خلال این تضییقات از خود نشان داده‌اید واقف و بتدریج به صفات واقعی کسانی که با اذیّت و آزار شما حرمت اسلام را آلوده می‌سازند پی‌برده و می‌برند. اگرچه شما حبیبان معنوی هنوز از آزادی محرومید امّا در آستانهٴ آنید که مقام و موقعیّت خود را به عنوان عضو شریف جامعهٴ ایران کسب نمائید و بالمآل اهل آن دیار خدماتی را که ید قدرت پروردگار برای آن پاک‌اندیشان جهت عزّت و منقبت کشور مقدّس ایران مقدّر فرموده غنیمت خواهند شمرد. * بزرگترین اشتباهی كه طبقات حاكمه می‌توانند مرتكب شوند این است كه تصوّر کنند با قدرتی كه برای خود غصب کرده‌اند می‌توانند سدّ و مانعی برای قوای مستمر تغییر و تحوّﻻت تاریخی باشند. امروز چه در ایران و چه در دیگر نقاط جهان سیل این تحوّﻻت با سرعت و قوّت در جریان است. نه وجودش را می‌‌توان انکار کرد و نه مسیرش را منحرف نمود و نه از شدّت و قدرتش کاست. از در و دیوار می‌گذرد و به درون خانه راه می‌یابد. دلیل اصلی اینکه علماء و امراء از بدو ظهور به مخالفت با امر حضرت بهاءاللّه قیام نمودند آن بود که حضرتش را مؤسّس جامعه‌ای بدیع مبتنی بر برابری و عدالت اجتماعی میدیدند که در آن، جا و مقامی برای خود نمی‌یافتند. این بیم و هراس از آن زمان تا کنون انگیزهٴ بروز شدائد و بلایای متوالیه بر آن سالکان سبیل محبّت و وفا بوده و هیچ شخص منصفی انکار نخواهد کرد که علی‌رغم این مظالم جامعهء بهائی اقلیّتی خلّاق و نمونه‌ای از تمدّن آیندهٴ مورد نظر حضرت بهاءاللّه و نشانه‌ای از ارادهٴ آهنین آن جمال مبین برای تحقّق مقصد اعلای خویش است. شما ستایندگان اسم اعظم در مهد امرالله با خدمات صادقانهٴ خود و با ازخود گذشتگی و حتّی نثار جان بـه ثبوت رسانیده‌اید که براستی آرزومند پیشرفت و ترقّی کشور ایرانید، ایرانی که حضرت عبدالبهاء در بارهٴ آن چنین می‌فرماید: افق ایران از پرتو مه آسمان روشن و منیر گردید. عن‌قریب آفتاب عالم باﻻ چنان بدرخشد که آن اقلیم اوج اثیر گردد و به جمیع جهان پرتو اندازد و عزّت ابدیّهٴ پیشینیان دوباره چنان ظهور نماید که دیده‌ها خیره و حیران گردد. ایران مرکز انوار گردد این خاک تابناک شود و این کشور منوّر گردد و این بی نام و نشان شهیر آفاق شود و این محروم محرم آرزو و آمال و این بی بهره و نصیب فیض موفور یابد و امتیاز جوید و سرفراز گردد. این مشتاقان در اعتاب مقدّسهٴ منوّره آن باسلان میدان خدمت و وفا را در ادعیهٴ قلبیّهٴ خویش یاد می‌کنند. شب تیرهٴ تضییقات بسرآید و عظمت و جلال بنیان قویّ‌اﻻرکانی را که با جانبازی و فداکاری بنا نموده‌اید با سرور و مباهات مشاهده خواهید کرد. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 707
پیام رضوان ٢۰۱۵
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان رضوان 2015 میلادی (172 بدیع) (از: مرکز جهانی بهائی) ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، ایّام فرخندۀ رضوان فرا‌رسیده و از فراز توفیقاتی که جامعۀ اسم اعظم به آن فائز گشته چشم‌اندازهای درخشانی در افق مشاهده می‌شود. مراحل وسیعی پشت ‌سر گذاشته شده است: تعداد برنامه‌های جدید رشد ازدیاد یافته و در حالی ‌که صدها برنامۀ دیگر باید در ظرف دوازده ماه آینده به وجود آید تلاش برای شروع الگوی فعّالیّت‌های لازم هم‌اکنون تقریباً در همۀ محدوده‌هایی که شمارشان طبق هدف نقشۀ پنج‌ساله باید به ۵٠٠٠ بالغ گردد، آغاز شده است. برنامه‌های موجود در حال قوّت گرفتن هستند و بسیاری از آنها به وضوح نشان می‌دهند که مفهوم گسترش آیین الهی در صحنۀ اجتماعی در سراسر یک محدوده و در یک محلّه یا روستا چیست. مسیرهایی که منجرّ به ترویج و تحکیم مستمرّ در مقیاسی وسیع می‌گردد با گام‌هایی محکم‌تر و غالباً با پیش‌گامی جوانان دلیر پیموده می‌شود. روش‌هایی که از طریق آن امر الهی قدرت اجتماع‌سازی خود را در محیط‌های مختلف نمایان می‌سازد اکنون آشکارتر گشته و خصوصیّاتی که نشان‌دهندۀ بسط بیشتر فرایند رشد در یک محدودۀ جغرافیایی است تدریجاً قابل رؤیت می‌شود. دعوت قیام به انجام و حمایتِ این مجهودات ندایی است خطاب به هر یک از پیروان حضرت بهاءالله. هر قلبی که از مشاهدۀ اوضاع حسرت‌بار جهان که بسیاری از مردمان اسیر آنند متألّم ‌گردد این صلا را لبّیک گوید زیرا مآلاً، سازنده‌ترین پاسخِ هر فردِ مؤمنِ متعهّد و نگران از آلام فزایندۀ اجتماع بی‌سامان، همانا اقدام سیستماتیک، مجدّانه و فداکارانه در چارچوب وسیع نقشه می‌باشد. در طیّ سال گذشته این نکته روشن‌تر شده است که در کشورهای مختلف و به طرق گوناگون، وحدت نظر اجتماع حول آرمان‌هایی که معمولاً مردم را متّحد ساخته به ‌هم پیوند می‌دهد روز به روز ضعیف‌تر و فرسوده‌تر می‌شود و دیگر نمی‌تواند دفاع مؤثّری در مقابل انواع ایدئولوژی‌های خودمحور، تعصّب‌آمیز و زهرآگین که از نارضایتی و رنجش مردم قوّت می‌گیرند ارائه دهد. مروّجین این عقاید ویران‌گر در جهانی مستغرق در نفاق و اختلاف که اطمینان و اعتمادش نسبت به خود هر روز کاهش می‌یابد جسورتر و گستاخ‌تر می‌شوند. بیان صریح قلم اعلی را به خاطر می‌آوریم که می‌فرماید: "یهطعون الی النّار و یحسبون انّها نور." رهبران نیک‌اندیش ملل و مردم خیرخواه عالم در تلاش‌اند که شکستگی‌های آشکار اجتماع را مرمّت کنند ولی حتّی قادر به جلوگیری از گسترش آن هم نیستند. اثرات این وضع تنها در جنگ و ستیز آشکار و یا در فروپاشی نظم‌ مشاهده نمی‌شود بلکه در عدم اعتمادی که همسایه را به مخالفت با همسایه وامی‌دارد و پیوندهای خانوادگی را از هم می‌گسلد، در خصومت‌هایی که به اسم گفتمان اجتماعی پذیرفته می‌شود، در سهولتی که در به کارگیری انگیزه‌های دونِ بشری برای کسب قدرت و انباشتن ثروت ملاحظه می‌گردد — در همۀ اینها نشانه‌های صریحی موجود است که آن نیروی اخلاقی که زیربنای تداوم اجتماع است دست‌خوش فرسایشی شدید گردیده است. امّا این آگاهی نیز بسی اطمینان‌بخش است که در میان همۀ این نابسامانی‌‌ها نوع جدیدی از حیات جمعی در حال شکل‌گیری است که خصایل ملکوتی مودوعه در انسان را جامۀ عمل می‌پوشاند. مشاهده کرده‌ایم که چگونه به خصوص در نقاطی که شدّت فعّالیّت‌‌های تبلیغی و جامعه‌‌سازی حفظ شده و استمرار یافته احبّا نه تنها توانسته‌اند خود را از اثرات نیروهای مادّی‌گرایی که خطر تضییع قوای مفید و ارزشمند آنان را در بر دارد محفوظ دارند بلکه در ضمن تمشیت امور دیگری که وقت‌شان را مصروف می‌دارد، وظایف مقدّس و مبرم خود را نیز هرگز از نظر دور نمی‌دارند. ‌چنین تمرکزی بر نیازهای امر مبارک و بر مصالح نوع بشر در هر جامعه‌ای ضروری است. هر کجا که برنامۀ رشد در محدوده‌ای که قبلاً فتح روحانی نشده شروع می‌شود، منشأ شور و هیجان اوّلیّۀ هر گونه فعّالیّت، شعلۀ عشق حضرت بهاءالله مشتعل در قلب مؤمنی متعهّد است. و با وجود پیچیدگی‌هایی که جامعه طیّ مراحل رشد باید مآلاً آن را بپذیرد، مبدأ همۀ فعّالیّت‌‌ها همانا این رشتۀ عشق است. این رشتۀ اساسی و حیاتی است که با صبر فراوان از آن طرحی از مجهودات فشرده در دوره‌های مختلف بافته می‌شود تا کودکان، جوانان و بزرگ‌سالان را با عقاید روحانی آشنا سازد؛ تا حسّ ستایش و نیایش را از طریق جلسات دعا و مناجات پرورش دهد؛ تا گفتگوهایی را سبب شود که موجب تنویر افکار می‌گردد؛ تا گروه‌های دائم ‌التّزایدی را به مطالعۀ مادام‌ العمرِ کلام الهی و ابراز آن در رفتار و کردار خویش برانگیزد تا اینکه افراد بتوانند در کنار دیگران قابلیّت لازم برای خدمت را در خود ایجاد کنند و یکدیگر را در استفاده از آنچه آموخته‌اند همراهی نمایند. دوستان محبوب و عزیزان جمال اقدس ابهی: این مشتاقان در هر فرصتی که به موهبت زیارت اعتاب مقدّسه نائل می‌گردیم در نهایت ابتهال دعا می‌کنیم که عشق‌ و محبّت حضرت بهاءالله شما را قوّت بخشد تا حیات خود را وقف امر مبارکش نمایید. آنچه درخور توجّهی خاصّ است بینش‌های گران‌بهای حاصله در محدوده‌ها و در مراکز اقدامات فشرده در درون این محدوده‌ها می‌باشد که پویایی حیات جامعه تعداد زیادی از مردم را در بر گرفته است. بسیار خشنودیم که در چنین مناطقی یک فرهنگ حمایت متقابل که بر اساس دوستی و خدمت خالصانه استوار است به طور طبیعی استقرار یافته و توانسته است نفوس روزافزونی را به طور سیستماتیک در میدان فعّالیّت‌های جامعه وارد سازد. در شرایط متنوّع، حرکت یک جمعیّت به سوی بینش حضرت بهاءالله از یک اجتماع جدید دیگر صرفاً به صورت دورنمایی جذّاب به نظر نمی‌آید بلکه واقعیّتی است در حال ظهور و بروز. در اینجا مایلیم کلامی چند با عزیزانی که در اطراف‌شان هنوز پیشرفت قابل ملاحظه‌ای حاصل نشده و در آرزوی مشاهدۀ تغییر و تحوّل هستند بیان نماییم: امیدوار باشید، اوضاع همیشه چنین نخواهد ماند. آیا تاریخ امر مبارک پر از شرح وقایعی نیست که آغازی ناساز ولی نتایجی شگفت‌انگیز و پرثمر داشته‌اند؟ آیا به کرّات مشاهده نکرده‌ایم که اقدامات معدودی از احبّا اعمّ از پیر و جوان یا اقدام یک خانواده و یا حتّی مساعی یک نفس واحد که به نیروی تأییدات الهی مؤیّد گشته، در محیط‌هایی به ظاهر نامساعد به پرورش جوامعی فعّال و سرزنده انجامیده است؟ تصوّر نکنید که موقعیّت شما با آنان فرقی کلّی دارد. ایجاد تغییر در یک محدودۀ جغرافیایی نه از شیوه‌ای فرمول‌وار پیروی می‌کند و نه از فعّالیّت‌هایی تصادفی سرچشمه می‌گیرد بلکه با روش عمل، تأمّل، و مشورت به پیش می‌رود و از طریق نقشه‌هایی مبتنی بر تجربه تحقّق می‌یابد. ورای آن، خدمت در راه محبوب عالمیان، فارغ از اثرات آنی آن، به خودی خود منشأ سرور دائمی روح انسان است. از روش و سلوک بستگان ‌روحانی خویش در مهد امر الله قوّت قلب یابید که چگونه نگرش سازندۀ آن عزیزان، استقامت‌ و پایداری‌شان به عنوان یک جامعۀ منسجم، و مداومت‌شان در ترویج پیام الهی موجب تغییر و تحوّل در سطح فکر و عمل در اجتماع آنان شده و می‌شود. خداوند متعال با فرد فرد شماست. امید آنکه در دوازده ماه باقی‌‌ماندۀ نقشه، هر یک از جوامع شاهد پیشرفت موقعیّت کنونی خود باشد. وظیفۀ خطیر و حیاتی ترویج و تحکیم، شالودۀ محکمی را برای مجهوداتی بنا می‌نهد که عالم بهائی در دیگر زمینه‌های متعدّد بر انجام آن کمر همّت بسته است. در مرکز جهانی به منظور سرعت ‌بخشیدن به انتشار مجلّداتی از آثار الهی، هم به زبان اصلی و هم ترجمۀ انگلیسی، مساعی فهرست‌نگاری و نمایه‌سازیِ محتوای هزاران لوح — میراث ذی‌قیمت آثار مقدّسۀ امر مبارک که برای بهره‌مندی تمامی نوع بشر به امانت نگاه داشته می‌شود — شدّت یافته است. کار تأسیس هشت مشرق‌الاذکار، معابد مقدّسی که به اجلال حضرت ذو الجلال برپا می‌گردند، با سرعت ادامه دارد. اقدامات روابط خارجی در سطح ملّی کارآیی قابل توجّهی کسب نموده است و به نحو فزاینده‌ای سیستماتیک می‌شود و با انتشار سندی که شش ماه قبل به محافل ملّی ارسال شد تحرّک بیشتری یافته است، سندی که بر تجارب معتنابهی که در طیّ دو دهۀ اخیر حاصل شده مبتنی است و چارچوب وسیع‌‌تری را برای توسعۀ آیندۀ این مجهودات فراهم می‌سازد. در این بین، مشابه با دفتر جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل متّحد در نیویورک و در ژنو و دفتر بروکسل، دو دفتر جدید در آدیس‌آبابا و در جاکارتا افتتاح شده است که فرصت‌های معرّفی دیدگاه‌های امر مبارک را در سطح بین‌المللی در افریقا و جنوب شرقی آسیا گسترده‌تر می‌سازد. طیفی از محافل ملّی و اغلب در پاسخ به نیازهای رشد جامعه، قابلیّت‌های اداری خود را افزایش می‌دهند. آثار افزایش این قابلیّت‌ها در سرپرستی مدبّرانۀ منابع موجودشان، در کوشش برای آشنایی نزدیک با شرایط جوامع‌شان، و در مراقبت و هشیاری در تحکیم عملیّات دفاتر ملّی‌شان به وضوح دیده می‌شود؛ نیاز به روش‌مند کردن تجربه و دانش غنی و وسیعِ حاصله در این زمینه به ایجاد "دفتر توسعۀ سیستم‌های اداری" در ارض اقدس انجامیده است. فعّالیّت‌های مختلف در زمینۀ اقدام اجتماعی در بسیاری از کشورها هم‌چنان در حال افزایش است و امکانات بسیاری را برای یادگیری در بارۀ این نکته فراهم می‌سازد که چگونه حکمت‌ مندمج در تعالیم الهی می‌تواند برای بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی به کار گرفته شود؛ موفّقیّت‌های کسب شده در این میدان آن‌چنان امیدوار‌کننده است که این جمع به تأسیس یک هیئت مشورتی بین‌المللی هفت‌نفره برای دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی اقدام نموده ‌است، اقدامی که خود نمایان‌گر مرحلۀ بعدی تکامل این دفتر می‌باشد. سه نفر از اعضای این هیئت بعد از سکونت در ارض اقدس در مقام گروه هماهنگ‌کنندۀ امور این دفتر نیز انجام وظیفه خواهند نمود. این مشتاقان در این عید سعید رضوان در حالی‌که به حجم مجهودات لازم ناظریم در عین حال شاهد نفوس بی‌شماری نیز هستیم که آمادۀ انجام آن هستند. در هزاران محدوده، محلّه و دهکده چشمه‌های تازه‌ای از ایمان و ایقان در حال فوران است و روح و روان کسانی را که از آب حیات‌بخش آن نوشیده‌اند سرشار از سرور و نشاط می‌سازد. این جریان در بعضی از نقاط جهان جویباری است خرامان ولی در دیگر نقاط هم‌اکنون نهری است خروشان. نشاید که هیچ‌ نفسی درنگ نماید و در ساحل بماند، باشد که همه با امواج غلطانش به پیش روند. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 706
پیام ۱ اوت ۲۰۱۴
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی) ۱ اوت ۲۰۱۴ ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، بیش از دو سال از زمانی که در رضوان ۲۰۱۲ خبر تأسیس دو مشرق‌الاذکار ملّی و پنج مشرق‌الاذکار محلّی را هم‌زمان با بنای آخرین مشرق‌الاذکار قارّه‌ای در سانتیاگو، شیلی به عالم بهائی اعلان نمودیم می‌گذرد. این اقدامات با رشد حیات جامعه که اکنون از طریق نیایش و خدمت در همۀ نقاط عالم در حال توسعه و پیشرفت می‌باشد ارتباط مستقیم دارد و به منزلۀ گام‌های جدیدی است که در پیشبرد وظیفۀ عظیم تأسیس مشرق‌الاذکار در عالم امکان "باسم مالک الادیان" که حضرت بهاءالله آن را به عهدۀ نوع بشر محوّل فرموده‌اند برداشته می‌شود، مراکزی که در آن نفوس انسانی "جمیع بالاتّحاد" مجتمع گردند، آیات الهی را استماع نمایند، به مناجات پردازند، تا از آنها "نفحات اللّه" منتشر گردد و "آهنگ تسبیح و تهلیل به ملکوت تقدیس" رسد. پاسخ احبّا در سراسر جهان به دعوت این جمع موجب مسرّت عمیق این مشتاقان است. به خصوص در ممالک و مناطقی که اخیراً برای بنای مشرق‌الاذکار تعیین گردیده‌ شاهد سرور خودجوش و تعهّد قلبی و فوری احبّا نسبت به ایفای سهم خود در انجام کارهای ضروری و افزایش پویایی فعّالیّت‌هایی بوده‌ایم که مستلزم تأسیس مشرق‌الاذکار در بین یک جمعیّت است؛ لازمۀ فداکاری و جان‌فشانی در صرف وقت، نیرو، منابع مادّی به صور گوناگون می‌باشد؛ و شایستۀ کوشش‌های مستمرّ برای آگاه ساختن گروه‌های فزاینده‌ای از مردم به جهت درک و کسب بینش نسبت به بناهای رفیع ‌الشّأنی است که برای ذکر الهی در میان آنها ساخته خواهد شد. پاسخ مشتاقانۀ جامعۀ اسم اعظم نمایان‌گر پذیرش مسئولیّت‌هایی است که در پیشبرد این پروژه‌ها بر عهدۀ آن جامعه گذاشته شده است. محافل روحانی ملّی در پاپوآ گینۀ نو و جمهوری دموکراتیک کنگو، و هم‌چنین در کامبوج، کلمبیا، کنیا، وانواتو و هندوستان، با مساعدت نزدیک "دفتر معابد و اماکن" که در سال ۲۰۱۲ در مرکز جهانی بهائی تأسیس شد، بی‌درنگ به تهیّۀ تدارکات اوّلیّه مبادرت نمودند. لجنه‌ای در هر یک از کشورها تشکیل شد که با هم‌کاری مؤسّسات و نهادهای مختلف امری در تمام سطوح جامعه، به تعیین روش افزایش میزان مشارکت و جهت دادن به نیروی حاصله از شور و شوق احبّا بعد از اعلان این پروژه‌ها پرداخت. اقدام عملی دیگر برای این پروژه‌های ملّی و محلّی انتخاب قطعه‌زمین مورد نظر بوده است، زمینی در محلّ مناسب با مساحتی متناسب که به راحتی قابل دسترس باشد. چهار قطعه از این هفت قطعه‌زمین هم‌اکنون به تملّک درآمده است. برای هر یک از این پروژه‌ها یک دفتر ساختمانی در دست تأسیس است تا به سرپرستی و ادارۀ امور فنّی، مالی و قانونی مربوطه بپردازد. کارهای مربوط به مرحلۀ آغازین هر پروژه با تبرّعات کریمانۀ احبّای سراسر عالم به صندوق معابد در حال پیشرفت است. معاضدت فداکارانه و عمومی به این صندوق، پیشرفت منظّم مراحل بعدی را تضمین خواهد کرد. این پروژه‌ها در چهار کشور به مرحلۀ تهیّۀ طرح بنای معبد رسیده است. کار تهیّۀ طرح با انتخاب مهندس آرشیتکت و تنظیم طرح مقدّماتی معماری که شامل مشخّص کردن نیازهای ساختمان می‌باشد آغاز می‌گردد و نهایتاً به انعقاد قراردادی برای طرح نهایی می‌انجامد. مهندسین آرشیتکت‌ با چالش خطیر طرح مشرق‌الاذکار "باکمل ما يمکن فی الامکان" رو به رو هستند، طرحی که به طور طبیعی با فرهنگ محلّی و حیات روزانۀ کسانی که برای دعا و مناجات در آن گرد هم خواهند آمد هماهنگی داشته باشد. این وظیفه مستلزم خلّاقیّت و مهارتی است که زیبایی، ظرافت، و شکوه را با اعتدال، کارآیی و اقتصاد تلفیق دهد. تعدادی از آرشیتکت‌ها از مناطق دور و نزدیک با خشنودی آمادگی خود را برای انجام این کار اعلام نموده‌اند. در عین حال که از این ‌گونه کمک‌ها البتّه استقبال می‌شود، محافل ملّی اهمّیّت اشتغال مهندسینی را که با ناحیۀ محلّ ساختمان این معابد آشنایی کامل داشته باشند در نظر خواهند داشت. در شیلی ساختمان مشرق‌الاذکار قارّه‌ای امریکای جنوبی به مرحلۀ اتمام کار خود نزدیک می‌شود. بنای بدنۀ اصلی فلزّی قسمت فوقانی تقریباً به اتمام رسیده، نصب سنگ‌های نیمه‌شفّاف داخلی اکنون در دست اجرا است و تزیین باغ‌ها و ساختن تسهیلات بر طبق برنامه پیش می‌رود. احبّای سانتیاگو با کمک دیگر دوستان از سراسر قارّۀ امریکا با هوشیاری و دقّت می‌کوشند تا جمعیّت اطراف را برای افتتاح مشرق‌الاذکار آماده نمایند، تعداد فزاینده‌ای در اقدامات جامعه‌سازی شرکت می‌کنند و از سیل بازدیدکنندگان در محلّ مشرق‌الاذکار برای دعا و گفتگو در بارۀ جنبه‌های عملی و روحانی این مشروع استقبال می‌شود. هم‌اکنون تمهیدات لازم در رابطه با نیازهای فراوانی که مطمئنّاً با افتتاح مشرق‌الاذکار در سال ۲۰۱۶ در آن مملکت پدید خواهد آمد، در حال بررسی است. احبّا در سراسر جهان با سرور از مشاهدۀ این پیشرفت‌ها نیروی خود را در تقویت فرایندهای محدوده‌های جغرافیایی یکی پس از دیگری تمرکز ‌می‌دهند و در انجام این وظایف ارزش تعامل پویا بین عبادت و خدمت را که از شرایط ارتقای پیشرفت روحانی، اجتماعی و مادّی جامعه می‌باشد فراموش نکرده‌اند. امید چنان است که نفوسی که مشغول خدمت در شهرها، محلّه‌ها و دهکده‌ها می‌باشند از مجهوداتی که در ساختن اوّلین دو بنای مشرق‌الاذکار در ابتدای قرن بیستم در شرق و سپس در غرب به عمل آمد الهام گیرند. در شهر عشق‌آباد، گروهی از مؤمنین جان‌فشان ایران که در آن سامان اقامت گزیده و برای مدّتی در ترکستان به امنیّت و آرامش رسیده بودند، قوای خود را صرف ایجاد الگویی از حیات نمودند که منعکس‌کنندۀ اصول متعالی روحانی و اجتماعی آیین حضرت بهاءالله بود. گروهی که ابتدا از چند خانواده تشکیل شده بود در طیّ چند دهه با ملحق شدن عدّه‌ای دیگر به چند هزار نفر بهائی بالغ گردید. این دوستان با پیوندهای دوستی و رفاقت حاصله از روح ایمان و اتّحادِ در هدف به درجۀ والایی از هم‌بستگی و پیشرفت نائل شده در سراسر عالم بهائی شهرت یافتند. با درک خود از تعالیم الهی و در فضای آزاد مذهبی‌ که به آنان اعطا شده بود این نفوس با همّت کوشیدند که شرایطی را به وجود آورند تا به تأسیس مشرق‌الاذکار، که "اعظم تأسیسات عالم انسانیست" منجرّ گردد. در قطعه زمینی مناسب در مرکز شهر که به طراز قبول نفس جمال مبارک مزیّن شده و سالیان قبل ابتیاع گردیده بود، ساختمان‌هایی برای رفاه همگانی ساخته شد از جمله سالنی برای تشکیل جلسات، مدارسی برای کودکان، مسافرخانه‌ای برای بازدیدکنندگان، و یک درمان‌گاه کوچک. یکی از علایم موفّقیّت‌های قابل‌ ملاحظۀ بهائیان عشق‌آباد، که در آن سال‌های پربار خود را در رفاه، علوّ طبع و اکتسابات عقلانی و فرهنگی ممتاز ساخته بودند آن بود که می‌کوشیدند تا تضمین نمایند که در جامعه‌ای که بی‌سوادی به خصوص در بین دختران متداول و رایج بود همۀ کودکان و جوانان بهائی باسواد باشند. در چنین جوّی از رفاه، پیشرفت و مجهودات متّحد که در هر مرحله به ید عنایت حضرت عبدالبهاء پرورش یافته بود، مشرق‌الاذکاری باشکوه — برجسته‌ترین بنا در آن ناحیه — تأسیس گشت. تقریباً بیست سال، احبّا به خاطر تحقّق هدف والای خود از سروری روحانی برخوردار بودند: استقرار یک مرکز نیایش، مرکز تشکیلاتی حیات جامعه، مکانی که نفوس در سپیده‌دم برای دعا و مناجاتِ خاضعانه قبل از آنکه به کار روزانۀ خود مشغول شوند در آن گرد هم می‌آمدند. با آنکه طوفان لامذهبی نهایتاً در آن منطقه بوزید و آمال را سرنگون ساخت ولی وجود کوتاه‌مدّت مشرق‌الاذکار در عشق‌آباد شاهدی است ماندگار بر ارادۀ گروهی از احبّا که با الهام از قدرت کلام خلّاق الهی توانستند الگویی غنی از حیات به وجود آوردند. کمی بعد از آغاز کار ساختمان مشرق‌الاذکار عشق‌آباد، در نیم‌کرۀ غربی جهان، اعضای جامعۀ نوپای بهائی امریکای شمالی تحت تأثیر عواطف روحانی و ایمان خالصانۀ قلبی خود به فکر تأسیس مشرق‌الاذکار در آن سامان افتادند و به منظور کسب اجازه از مولای محبوب در سال ۱۹۰۳ مرقومه‌ای تقدیم حضورش نمودند. از آن لحظه به بعد مشرق‌الاذکار به نحوی جدایی‌ناپذیر با سرنوشت آن خادمان جان‌فشان حضرت بهاءالله پیوند خورد. در حالی ‌که پیشرفت این پروژۀ پیچیده به واسطۀ پیامدهای دو جنگ جهانی و بحران شدید اقتصادی در طیّ چندین دهه معوّق ماند، هر مرحله از پیشرفت آن با توسعۀ جامعه و استقرار نظم اداری آن پیوندی نزدیک داشت. در همان روزی که عرش مطهّر حضرت ربّ اعلی در قلب کوه کرمل در مارس ۱۹۰۹ استقرار یافت، نمایندگانی در سطح ملّی گرد هم آمدند تا نهادی به نام "هیئت معبد بهائی" تأسیس نمایند، نهادی که هیئت‌مدیرۀ منتخب آن، هستۀ مرکزی جوامع محلّی در سراسر آن قارّه شد. این اقدام به زودی منجرّ به تشکیل محفل روحانی ملّی بهائیان ایالات متّحده و کانادا گردید. حضرت عبدالبهاء در طیّ اسفار خود در امریکای شمالی سنگ زاویۀ آن ساختمان رفیع ‌البنیان، معروف به امّ‌المعابد غرب را به دست مبارک خویش با قوای روحانی عظیمی نصب فرمودند. سیل تبرّعات که برای این مشروع عظیم تاریخی از مراکز بهائی در افریقا، آسیا، اروپا، امریکای لاتین و منطقۀ اقیانوس آرام روان گشت شاهد بارزی از هم‌بستگی و جان‌فشانی احبّای شرق و غرب است. همان طور که پیروان جمال اقدس ابهی در هر سرزمین هر روز افکار خود را حصر در ذکر الهی نموده مستمرّاً مساعی خالصانۀ خود را در راه خدمت به او مصروف می‌دارند، امید چنان است که این بیانات پرشور حضرت عبدالبهاء خطاب به نفسی که تحت هدایات صمیمانۀ حضرتش همّ خود را صرف بنای اوّلین مشرق‌الاذکار نموده بود الهام‌بخش آن عزیزان باشد: …حال نیز در نهایت انقطاع و به شعلهٴ نار انجذاب به عشق‌آباد بشتاب و یاران الهی را تحیّت مشتاقانهٴ عبدالبهاء برسان و روی هر یک را ببوس و شدّت حبّ این عبد را به جمیع بیان نما و بالنّیابه از عبدالبهاء در بنای مشرق‌الاذکار خاک بکش و گِل بردار و سنگ ببر تا انجذاب آن خدمت سبب روح و ریحان مرکز عبودیّت گردد. آن مشرق‌الاذکار اوّل تأسیس پروردگار واضح و آشکار است لهذا این عبد امیدوار است که اخیار و ابرار هر یک جان‌فشانی نمایند و فرح و شادمانی کنند و خاک‌کشی را کامرانی شمرند تا این بنیان رحمن بلند گردد و آیین یزدانی منتشر شود و در جمیع اطراف و اکناف نیز به کمال همّت بر این امر عظیم قیام نمایند. اگر عبدالبهاء مسجون نبود و موانع در میان نه البتّه بنفسه به عشق‌آباد می‌شتافت و در بنای مشرق‌الاذکار حمل تراب می‌کرد و بی‌نهایت مسرور و شادمان می‌شد. حال یاران باید به این نیّت قیام نمایند و نعم البدل گردند تا به مدّتی قلیله این بنیان نمایان گردد و احبّا به ذکر جمال ابهی مشغول شوند و آهنگ مشرق‌الاذکار در سحرگاه به ملأ اعلی رسد و گلبانگ بلبلان الهی اهل ملکوت ابهی را به وجد و طرب آرد دل‌ها خوش شود و جان‌ها بشارت یابد و قلب‌ها روشن گردد. اینست آمال مخلصین و اینست منتها آرزوی مقرّبین…. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 705
پیام ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۴
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی) ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۴ ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، غروب آفتاب روز ۲۹ اسفند ماه ۱۳۹۳ (۲۰ مارس ۲۰۱٥) پایان سال ۱۷۱ بهائی و اختتام واحد نهمِ اوّلین کلّ شیءِ تقویم بدیع خواهد بود. از پیروان حضرت بهاءالله در شرق و غرب عالم دعوت می‌نماییم تا از آن روز فیروز به بعد به روشی یکسان از تقویم بدیع استفاده نمایند. جزئیّات تقویم بدیع بر طبق اصلی که باعث تنظیم و تعدیلِ بسط و اجرای تدریجی تعالیم الهی می‌باشد به مرور زمان تعیین شده است. طرح کلّی این تقویم، اعصار و ادوار، ماه‌ها و روزهای آن از قلم حضرت ربّ اعلی نازل شد و بعداً توضیحات و منضمّاتی اساسی از یراعۀ حضرت بهاءالله عزّ صدور یافت. حضرت عبدالبهاء جوانب مختلف این تقویم را تبیین نمودند و تحت هدایت حضرت ولیّ عزیز امر الله ترتیبات لازم برای کاربرد آن در غرب به نحوی که در مجلّدات عالم بهائی انعکاس یافته مقرّر گردید. ولی به خاطر وجود مبهماتی در مورد برخی از تاریخ‌ها در تقویم میلادی و تقویم هجری قمری و هم‌چنین وجود مشکلاتی در تطبیق ایّام تاریخی و وقایع نجومی با بیانات مصرّح در آثار مبارکه چند مطلب حلّ نشده باقی مانده بود. در پاسخ به سؤالات احبّا در مورد تقویم، هم حضرت عبدالبهاء و هم حضرت ولیّ‌امرالله این مطالب را به بیت ‌العدل اعظم ارجاع فرمودند. برای استفادۀ یک‌نواخت از تقویم بهائی، سه نکته از ویژگی‌های بسیار آن نیاز به توضیح دارد: روش تعیین روز نوروز، رعایت خصوصیّت قمری بودن اعیاد میلادِ دو مظهر ظهور در تقویم شمسی، و تثبیت تاریخ ایّام متبرّکه در تقویم بدیع. حضرت بهاءالله در رسالۀ سؤال و جواب می‌فرمایند "هر روز که شمس تحويل به حمل شود همان يوم عيد است اگرچه يک دقيقه به غروب مانده باشد." امّا جزئیّات این قضیّه تا به حال تعیین نشده بود. تصمیم این جمع بر آنست که طهران زادگاه جمال ابهی نقطۀ تعیین لحظۀ آغاز اعتدال بهاری در نیم‌کرۀ شمالی، بر حسب محاسبات نجومی از منابع موثّق، و بالتّبع تعیین روز نوروز برای عالم بهائی خواهد بود. دو عید میلاد، یعنی یوم تولّد حضرت بهاءالله و تولّد حضرت ربّ اعلی تا به حال همیشه در شرق در روزهای اوّل و دوم ماه محرّم مطابق تقویم هجری قمری برگزار شده ‌است. حضرت بهاءالله تصریح می‌فرمایند که "اين دو يک يوم محسوب شده عندالله." در عین حال در مکتوبی به زبان انگلیسی از طرف حضرت ولیّ‌امرالله ذکر شده است که "در آینده بدون ‌تردید همۀ ایّام متبرّکه طبق تقویم شمسی رعایت خواهد شد و تمهیدات لازم برای برگزاری عمومیِ دو عید سعید میلاد فراهم خواهد گردید." این مسئلۀ که چگونه خصوصیّت قمری بودن این دو یوم مبارک در متن تقویم شمسی حفظ خواهد شد تا کنون بدون پاسخ مانده بود. این دو عید مبارک از این پس بر طبق تصمیم این جمع، در اوّلین و دومین روزِ هشتمین ماه قمری پس از نوروز بر اساس جداول‌ نجومی که از پیش با در نظر گرفتن طهران به عنوان نقطۀ مبدأ تهیّه شده، برگزار خواهد گردید. در نتیجه، ایّام برگزاری دو عید میلاد سال به سال تغییر خواهد کرد و دو روز متوالی در شهرالمشیّة، شهرالعلم و یا شهرالقدرة در تاریخ بهائی و بین نیمۀ اکتبر تا نیمه نوامبر در تاریخ میلادی خواهد بود. سال آینده، میلاد حضرت ربّ اعلی با دهم شهرالقدرة و میلاد حضرت بهاءالله با یازدهم شهرالقدرة مصادف خواهد گشت. با نهایت سرور و اشتیاق منتظر فرارسیدن جشن‌های دویستمین سال میلاد حضرت بهاءالله و حضرت ربّ اعلی، به ترتیب در سال‌های ۱۷۴ و ۱۷۶ بدیع هستیم، زمانی که تمامی عالم بهائی این دو سال‌روز مقدّس را در یک تقویم مشترک جشن خواهد گرفت. تاریخ برگزاری‌ بقیّۀ ایّام متبرّکه بر طبق بیانات صریح حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء، و حضرت ولیّ‌امرالله مطابق تقویم شمسی به شرح زیر ثابت خواهد بود؛ لذا تصمیم گرفته‌ایم که برخی از تفاوت‌های تاریخی کنار گذاشته شود: نوروز، اوّل شهرالبهاء؛ عید اعظم رضوان، از ۱۳ شهرالجلال تا ٥ شهرالجمال؛ اظهار امر حضرت ربّ اعلی، ۸ شهرالعظمة؛ صعود حضرت بهاءالله، ۱۳ شهرالعظمة؛ شهادت حضرت ربّ اعلی، ۱۷ شهرالرحمة؛ روز میثاق، ۴ شهرالقول؛ و صعود حضرت عبدالبهاء، ۶ شهرالقول. هدایات و توضیحات قبلی راجع به تقویم بدیع و انعقاد جلسات ضیافات نوزده‌روزه و ایّام متبرّکه مانند شروع روز از غروب آفتاب، عدم اشتغال به کار، و ساعات برگزاری بعضی از ایّام متبرّکه هم‌چنان به قوّت خود باقی است مگر آنکه با ارائۀ این مقرّرات جدید صریحاً ملغی شده باشند. در آینده ممکن است به علّت تغییر اوضاع و شرایط توضیحات بیشتری مورد نیاز باشد. احبّای عزیز الهی در شرق و غرب عالم به دنبال تصمیمات مذکور مسلّماً بعضی از عناصر تقویم بدیع را با آنچه تا به حال معمول بوده متفاوت خواهند یافت. تطبیق تاریخ‌های تقویم بدیع با سایر تقویم‌ها بسته به تاریخ روز نوروز تغییر خواهد کرد. تغییر تعداد روزهای ایّام‌ هاء در سال‌های مختلف مبتنی بر وقت وقوع اعتدال بهاری خواهد بود؛ سالی که با نوروز ۱۷۲ بدیع آغاز می‌گردد شامل چهار روز ایّام هاء خواهد بود. جدولی که در مرکز جهانی بهائی تهیّه شده و شامل تاریخ نوروز و تاریخ برگزاری دو عید سعید میلاد در پنجاه سال آینده می‌باشد به زودی برای محافل روحانی ملّی ارسال خواهد شد. گزینش تقویمی جدید در دورۀ هر پیامبر نمادی از قدرت ظهور الهی برای ایجاد تحوّل در درک انسان از حقایق مادّی، اجتماعی و روحانی است و از این طریق لحظات و ایّام مقدّس مبرّز می‌گردد، جایگاه نوع بشر در زمان و مکان بازاندیشی می‌شود و روند زندگی از نو شکل می‌گیرد. نوروز سال ۱۷۲ بدیع آغاز مرحلۀ تاریخی دیگری در تجلّی وحدت اهل بهاء و در اتّساع نظم جهانیِ حضرت بهاءالله خواهد بود. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 704
پیام رضوان ٢۰۱۴
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان رضوان ۲۰۱۴ میلادی (۱۷۱ بدیع) (از: مرکز جهانی بهائی) ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز، سه سال تمام از آغاز مرحلۀ کنونی نقشۀ ملکوتی که تنها دو سال به اختتام آن باقی مانده می‌گذرد، مشروعی که پیروان جان‌فشان حضرت بهاءالله را در مجهودی مشترک و روحانی به یکدیگر پیوند می‌دهد. دو حرکت اساسی که کماکان محرّک اصلی پیشرفت فرایند رشد است — یعنی سیر مستمرّ شرکت‌کنندگان در دوره‌های متسلسل مؤسّسۀ آموزشی و حرکت محدوده‌های جغرافیایی در پیوستار توسعه — با فوران قوای منبعثه از کنفرانس‌های اخیر جوانان به شدّت تقویت یافته‌‌اند. توانایی گسترده‌تری که عالم بهائی برای بسیج تعداد زیادی از جوانان در میدان خدمت کسب نموده اکنون می‌تواند ثمرات بیشتری به بار آورد. در مدّت زمان باقی ‌مانده، دو وظیفۀ خطیر یعنی تحکیم برنامه‌های رشدِ در دست اجرا و شروع برنامه‌های جدید، محتاج بذل توجّه فوری است. جامعۀ اسم اعظم اکنون در موقعیّت مناسبی است که قبل از انقضای این مدّت، دوهزار محدودۀ باقی ‌مانده از اهداف نقشه را به لیست محدوده‌هایی اضافه نماید که در آنها این ‌گونه برنامه‌‌ها انجام شده ‌است. از مشاهدۀ سرعت پیشرفت این مجهودات در تقریباً سه هزار محدودۀ جغرافیایی در اقصی نقاط کرۀ زمین و در شرایط و محیط‌های گوناگون بی‌نهایت مسروریم. بسیاری از این محدوده‌ها در مرحله‌ای هستند که به ‌کار بستن چند خطّ عملِ ساده‌ موجب ازدیاد تحرّک آنها می‌شود. در نواحی دیگر، پس از گذراندن ادوار متوالی فعّالیّت، تعداد افرادی که در چارچوب نقشه در اقدامات پیش‌قدم می‌شوند ازدیاد می‌یابد. با بهتر شدن کیفیّت فرایند آموزش روحانی از طریق تجربه، نفوس آسان‌تر به مشارکت در آن جلب می‌گردند. در بعضی موارد ممکن است وقفه‌ای در فعّالیّت‌ها و یا موانعی بر سر راه ایجاد ‌شود که مشورت‌ دقیق و عمیق در بارۀ علل آن توأم با صبر و شهامت و پشت‌کار، تحرّک مجدّد را به دنبال می‌آورد. در تعداد فزاینده‌ای از محدوده‌های جغرافیایی وسعت و پیچیدگی برنامۀ رشد در تناسب با ازدیاد قابلیّت سه شرکت‌کنندۀ نقشه — افراد، جامعه، و مؤسّسات — در حال افزایش است تا جوّی از حمایت متقابل ایجاد نماید. بسیار خرسندیم که در تعداد روزافزونی از محدوده‌ها همان ‌طور که انتظار می‌رفت اکنون فعّالیّت‌ها به مرحله‌ای رسیده است که صد نفر یا بیشتر، اشتغالِ فزون از هزار نفر را در پی‌گیریِ یک الگویِ زندگی روحانی، پویا و تقلیب‌‌کننده تسهیل می‌نمایند. اساس این فرایند البتّه از آغاز مبتنی بر حرکتی جمعی به سوی بینشی از رفاه مادّی و معنوی بوده که از جانب نفس مقدّس محیی‌ عالمیان افاضه گردیده امّا وقتی که گروه‌های چنین عظیمی به مشارکت قیام می‌کنند آن ‌گاه حرکت تمامی یک جمعیّت به راحتی قابل تشخیص است. این حرکت در حال حاضر به خصوص در محدوده‌هایی‌ مشهود است که قرار است در آنها مشرق‌الاذکار محلّی مرتفع گردد. برای مثال در وانواتو (Vanuatu) احبّای ساکن جزیرۀ تانا (Tanna) در راه افزایش آگاهی مردم نسبت به مفهوم مشرق‌الاذکار کوشش فوق‌العاده‌ای مُجرا داشته‌اند به حدّی که تا به حال حدّ اقلّ یک ‌سوّمِ سکنۀ سی ‌هزار نفرۀ این جزیره به طرق گوناگون در گفتگوی در حال گسترشی‌ در بارۀ این موضوع مشارکت داشته‌اند. توانایی استمرار بخشیدن به یک گفتگوی ارزشمند در بین جمعیّتی چنین بزرگ از طریق سال‌ها تجربه در ارائۀ تعالیم حضرت بهاءالله و اتّساع دامنۀ پوشش یک مؤسّسۀ آموزشیِ پویا به تدریج شکل یافته است. گروه‌های نوجوانانِ جزیره با تشویق و حمایت سران دهکده‌ها که شاهد توان‌دهی روحانی شرکت‌کنندگان بوده‌اند به طور اخصّ شکوفا شده‌اند. این نوجوانان عزیز با الهام از اتّحاد و تعهّد جمعی خود، نه تنها سستی و رخوتِ بی‌تفاوتی را در خویش زایل نموده‌اند بلکه از طریق پروژه‌های عملیِ متنوّع وسیله‌ای برای خدمت در راه بهبود جامعۀ خود یافته‌اند و در نتیجه افرادی از سنین مختلف از جمله والدین‌شان قیام به اقدامات سازنده نموده‌اند. چه احبّا و چه اعضای جامعۀ گسترده موهبتِ امکان مراجعه به محفل روحانی محلّی به منظور کسب هدایت و حلّ مسائل مشکل را درک می‌کنند و در نتیجه، تصمیمات محافل روحانی بیش از پیش به حکمت و ملاطفت مخصّص می‌گردد. شواهد زیادی نشان می‌دهد که هنگامی که عناصر چارچوب عملِ نقشه به صورت یک کلّیّت منسجم در هم می‌آمیزد تأثیر‌گذاری آن بر مردم می‌تواند بسیار عمیق باشد. بر مبنای چنین پیشرفتِ مداوم در زمینۀ ترویج و تحکیم و اجرای سی دوره از برنامه‌های فشردۀ رشد است که احبّا هم‌گام با سایر ساکنان این جزیره مجدّانه می‌کوشند تا درک عمیق‌تری در بارۀ مشرق‌الاذکار یعنی بنیانی برای حصول "الفت قلوب و اجتماع نفوس" را در بین خود حاصل نمایند. ساکنان جزیرۀ تانا با حمایت فعّالانۀ رهبران سنّتی خود بیش از صد ایده و نظر در رابطه با طرح این معبد ارائه داده‌اند که خود نمایان‌گر آنست که تا چه حدّ مشرق‌الاذکار افکار آنان را به خود مشغول داشته و چه چشم‌اندازهای جذّابی از تأثیرات آن مؤسّسۀ رفیع‌البنیان بر زیستن در سایۀ ممدودش آشکار شده است. نظایر این گزارشِ دل‌گرم‌کننده را در بسیاری از محدوده‌های جغرافیایی پیشرفته می‌توان یافت، محدوده‌هایی که در آنها مقتضیات تعالیم حضرت بهاءالله به تدریج بر شرایط زندگی در محلّه‌ها و دهکده‌ها اثر می‌گذارد. در هر یک از این محدوده‌ها مردمانی که از وجود مبارک حضرت بهاءالله آگاهی بیشتری می‌یابند، از راه تعمّق در تجارب و به کمک مشورت و مطالعه می‌آموزند که چگونه به موجب حقایق مندمج در ظهور اعظمش عمل نمایند تا اخوّت روحانی در حال گسترش همواره از طریق عبادت جمعی و خدمت انسجام بیشتری بیابد. از بسیاری جهات موفّق‌ترین جوامع مسیری را طیّ می‌کنند که دیگران نیز مشتاق پیمودن آن می‌شوند. با این حال سطح فعّالیّت در یک محدودۀ جغرافیایی هر چه باشد، آنچه موجب تسریع پیشرفت می‌شود قابلیّت یادگیریِ احبّای محلّی برای عمل در یک چارچوب مشترک است. هر فرد در این مجهود سهمی دارد و خدمات هر یک به غنی‌سازی کل کمک می‌کند. پویاترین محدوده‌ها آنهایی هستند که در آنها، فارغ از منابع موجود در جامعه و قطع نظر از تعداد فعّالیّت‌ها، احبّا واقفند که وظیفه‌شان آنست که آنچه را برای نیل به پیشرفت لازم است تشخیص دهند — قابلیّت نورسته‌ای که باید پرورش یابد، مهارت تازه‌ای که باید کسب شود، پیش‌گامانِ تلاش نوخاسته‌ای که باید همراهی گردند، فضای تفکّر و تعمّقی که باید ایجاد شود، مجهودی جمعی که باید هماهنگ گردد — و سپس راه‌های خلّاقی بیابند که از آن طریق بتوان وقت و منابع لازم را برای نیل به آن تأمین نمود. هر موقعیّت خاصّی چالش‌های مربوط به خود را داراست و وقوف بر این واقعیّت، هر جامعه‌ای را قادر می‌سازد تا نه تنها از آنچه در دیگر نقاط عالم بهائی آموخته می‌شود بهره گیرد بلکه بر این دانش اندوخته شده نیز بیفزاید. آگاهی از این حقیقت شخص را از جستجوی بیهوده برای یافتن یک فرمول عملِ انعطاف‌ناپذیر آزاد می‌سازد و در عین حال امکان آن را فراهم می‌سازد که بینش‌های کسب شده در محیط‌های گوناگون الهام‌بخش فرایند رشدی باشد که در هر محیط شکل خاصّی به خود می‌گیرد. این رویکرد با تصوّرات کوته‌بینانه‌ای از مفاهیم "موفّقیّت" و "شکست" که مولد آشفتگی و یا فلج‌کنندۀ اراده است کاملاً در تضادّ می‌باشد. انقطاع لازم است؛ هرگاه که اقدام و فعّالیّت کلّاً به خاطر رضای الهی انجام شود هر چه پیش آید به او تعلّق دارد و هر پیروزی که به نام او حاصل گردد موقعیّتی است برای ستایش او. در آثار مبارکه به رابطۀ بین مجهودات مبذوله و نزول تأییدات ملکوتی اشارات زیادی شده است از جمله در این بیان اطمینان‌بخش حضرت مولی الوری که می‌فرمایند: "اگر همّتی بنمایيد يقين است که اين انوار بتابد و اين ابر رحمت ببارد و اين نسيم جان‌پرور بوزد و رایحۀ اين مشک اذفر منتشر گردد." این مشتاقان در هنگام تشرّف به اعتاب مقدّسه از آستان منیعش عاجزانه می‌طلبیم که شما را در مجهودات‌تان برای برقراری ارتباط با نفوس ناآشنا با تعالیم الهی و ورودشان در ظلّ امر مبارک مشمول عنایات لانهایۀ خود نماید و شما را در توکّل به فیوضات ابدیّه‌اش بیش از پیش ثابت و استوار بدارد. در دعای خود هیچ‌گاه شما عزیزان را فراموش نمی‌کنیم و در ادعیۀ قلبی خود فداکاری‌های خالصانۀ شما را هرگز از یاد نمی‌بریم. وقتی به وظایف خطیرۀ پیروان جمال مبارک طیّ دو سال آینده می‌اندیشیم، ندای مؤکّد و جان‌بخش مولای حنون برای قیام به خدمت را به خاطر می‌آوریم که می‌فرماید: "سبحات را بدرید حجبات را خرق نمایید سلسبیل حیات ببخشید و طریق نجات بنمایید." [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 703
پیام ٥ دسامبر ۲۰۱۳
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی) ٥ دسامبر ۲۰۱۳ ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، حضرت عبدالبهاء یکصد سال پیش در پایان "مسافرت پر عزّت و حشمت" خود به کشور مصر و دیار غرب در چنین روزی به ارض اقدس مراجعت نمودند و همانند هنگام آغاز مسافرت، از هر گونه تشریفات و مراسم پر سر و صدا اجتناب ورزیدند. امّا در سالیان بین عزیمت و بازگشت آن حضرت، دوره‌ای پراهمّیّت در تاریخ امر مبارک بسط یافته بود، دوره‌ای که حضرت ولیّ عزیز امر الله آن را "فصل مشعشعی" توصیف نمودند که طیّ آن "بذر امکاناتی فوق تصوّر به ید قدرت نفس نفیس مرکز میثاق در بعضی از اراضی حاصل‌خیز غرب افشانده شده بود." حکایات مربوط به مسافرت‌های حضرت عبدالبهاء و نفوذ آن حضرت بر نفوسی که به موهبت ملاقات با ایشان فایز شدند بی‌شمار است. افرادی که از شدّت اشتیاقِ وصول به فیض حضور مبارکش به طرقی خارق‌‌العاده — با قایق، پای پیاده، یا حتّی با آویزان شدن به میله‌های زیر قطار — متوسّل شدند و به سویش شتافتند نام خویش را در خاطر نسل‌های آینده از کوچک و بزرگ، جاودان نمودند. گواهی نفوسی که در اثر یک برخوردِ هر قدر مختصر با مولای محبوب‌شان، گاهی تقریباً بدون ذکر کلامی، تقلیب ‌شدند هم‌چنان روح را به اهتزاز می‌آورَد. عمومیّت آیین مقدّس بهائی در تنوّع وسیع گروه‌هایی که به حضور می‌پذیرفتند — اعمّ از غنی و فقیر، سیاه و سفید، بومی و مهاجر ‌‌‌‌‌‌‌— به وضوح به چشم می‌خورد. قلم و زبان از توصیف توفیقات عظیمۀ حضرت عبدالبهاء در طول این اسفار قاصر است. بذرهای فراوانی که آن حضرت افشاندند و از طریق مکاتبات وسیع خود که تا پایان حیات عنصری ایشان ادامه داشت آن را پرورش دادند، به صورت جامعه‌ای ثابت‌قدم شکوفا گشت که توانست بار عظیم وظایف سال‌های بعد را حمل نماید، اوّلین ساختارهای تشکیلات ملّی بهائی را تأسیس کند، و در جهت تحقّق آمال مولای محبوب برای گسترش تعالیم الهی به هر شهر و دیار، شروع به اقدام نماید. احبّای عزیز البتّه در این ایّامِ صدمین سالگرد علاوه بر توجّه به این نکات، اقدامات بسیار دیگری نیز انجام داده‌اند و همان گونه که امیدوار بودیم با الهام از مثل اعلی و تحت هدایات ابدی مولای بی‌همتا توجّه خود را به وظایفی که در پیش دارند معطوف نموده‌اند. از مشاهدۀ گسترش مساعی، به خصوص در جهت تعلیم و تربیت روحانی کودکان و جوانان بسی خرسندیم. تأسیس مؤسّسۀ مشرق‌الاذکار که حضرت عبدالبهاء طیّ سفر خویش به ایالات متّحده اهمّیّت خاصّ آن را صریحاً تأکید فرمودند، در هشت کشور در حال پیشرفت است و به موازات آن در هر مرز و بوم جلسات دعا و مناجات که جنبه‌ای جمعی از حیات روحانی است برگزار می‌گردد. اشتغال فزایندۀ جامعۀ بهائی به حیات اجتماع چشم‌انداز تازه‌ای به هر گونه گفتگوی رسمی و غیر رسمی می‌بخشد و انعکاسی است واضح از توجّه عمیق حضرت عبدالبهاء به نیازهای هر عصر. در آن محدوده‌های جغرافیایی که احتیاجات ناشی از وسعت و شدّت فعّالیّت‌ها بیشتر احساس می‌شود، از طریق یک فرایند یادگیری، طرح‌های پیشرفته‌تری برای هماهنگ‌سازی امور، صبورانه و به تدریج در حال شکل‌گیری است. در بعضی از مناطق جهان با اقدامات و راهنمایی‌های ویژۀ مؤسّسات، فوجی از مهاجرینِ مشتاق مشغول کمک به تقویت پایه‌های رشد مستمرّ و گسترش دامنۀ موفّقیّت‌های جامعه هستند. فرایند ترویج و تحکیم با فعّالیّت‌های خستگی‌ناپذیر نفوس فداکار بی‌شماری به پیش می‌رود که به طرق مختلف و به پیروی از حضرت عبدالبهاء با جان‌فشانی به خدمت قائمند. توان‌مندی فزون‌یافتۀ جامعه‌ای جهانی برای کمک به حرکت تودۀ مردم به سوی بینش حضرت بهاءالله، در یازدهمین کانونشن بین‌المللی بهائی به نحو قابل ملاحظه‌ای آشکار بود. همان توان‌مندی در فیلم مرزهای یادگیری به وضوح به چشم می‌خورد و در بیانیّۀ بینش‌هایی از مرزهای یادگیری نیز به طور مشروح بررسی گردیده و این دو سند موجب شده‌اند که جامعه نه تنها در مورد پویایی رشد بلکه در بارۀ طرق درمان علل بسیاری از بیماری‌های اجتماعی نیز به تأمّلی عمیق پردازد. و ماه‌های آخر این دوران سه‌ساله شاهد نمایش چشم‌گیر این واقعیّت بود که چگونه نسل کنونی با گرد هم آمدن بیش از هشتاد هزار جوان در سلسله کنفرانس‌هایی که در مدّت چهار ماه در متجاوز از یکصد نقطه در سراسر کره ارض برگزار گردید به ندای خدمت به عالم انسانی، خدمتی که به نحوی منحصر به فرد در وجود مبارک حضرت مولی الوری متجسّم بود، پاسخ گفته‌ است. هرچند هر یک از این کنفرانس‌ها ویژگی‌های خود را داشت ولی همگی در خصایصی اساسی مشترک بودند از جمله: توجّه دقیقی که در تدارک همۀ آنها به کار رفته بود، اتّحادی فکری‌ که در هر یک از این گردهمایی‌ها به نحوی محسوس مشاهده می‌شد و نیرویی که از کلّیّۀ این همایش‌ها فوران نموده است. عزم راسخ شرکت‌کنندگان را می‌توان در تلاش‌های پرشور آنان برای حضور در کنفرانس‌ها ملاحظه نمود. برخی با فداکاری زیاد کوشیدند تا وجوه لازم را از منابعی اندک تأمین کنند؛ در موارد دیگر احبّا توانستند با توضیح اهداف والا و ماهیّت مصفّای این رویدادها اجازۀ مخصوص از مسئولین امور کسب نمایند. در موردی یک شرکت‌ کشتیرانی برای تسهیل سفر شرکت‌کنندگان مسیر خود را تغییر داد و در مواردی دیگر بعضی از جوانان برای رسیدن به محلّ کنفرانس‌ها چندین روز پیاده راه پیمودند. شرح بینش‌های حاصله، خلّاقیّت ایجاد شده، احساسات هیجان‌انگیزی که ابراز گردیده و فراتر از همه، انگیزه‌ای که برای خدمت به وجود آمده، همه نمایان‌گر آن است که حاضران در این کنفرانس‌ها تحت تأثیر قوای روحانی‌‌ای بودند که نفوذش به مراتب پایدارتر و عمیق‌تر از هر قوّه‌ای است که می‌توانست صرفاً از شعف دوستی و حضور در جمعی بزرگ حاصل شود. موجب بسی دل‌گرمی است که ده‌ها هزار جوان که به امور ناچیز و بی‌ارزش دنیا دل نبسته و به آسانی به هم‌رنگی با جماعت تن در نداده‌اند، اکنون به دایرۀ دایم الاتّساع گفتگو و یک الگوی عمل کشیده شده‌اند که برای دنبال کردن یک زندگی هماهنگ و منسجم و برای اثرگذاری بر تقلیب روحانی و اجتماعی، پیامدهایی پردامنه دارد. توان‌مندی سه شرکت‌کننده‌ای که موفّقیّت نقشۀ پنج‌ساله متّکی بر آنها است به حدِّ قابل توجّهی افزایش یافته است. عواملی که موجب این افزایش گردیدند بسیارند از جمله هم‌کاری خالصانه بین مؤسّسات برای به حرکت درآوردن و هدایت جمعی چنین کثیر و آماده نمودن گروه عظیم تسهیل‌گران برای کمک به آنان؛ کوشش دسته‌جمعی و صمیمانۀ جامعه‌ برای وسعت بخشیدن به دایرۀ شرکت‌کنندگان و ملاحظۀ اثرات عمیق این اقدام؛ و نهایتاً، مشاهدۀ عزم راسخ هر فردی که با بهره بردن از مفاهیم مورد بحث در کنفرانس، به جمع ده‌ها هزار نفر که مشغول مراوده با صدها هزار نفر دیگر هستند می‌پیوندد. هرچند می‌دانیم که جوانان در خطّ مقدّم این پیشرفت هستند امّا در عین حال ویژگی ممتاز این موفّقیّت آنست که تمامی جامعه قیام به حمایت و تشویق و کوشش برای حصول آن نمود و اینک از مشاهدۀ تقدّم خود به عنوان یک وجود ارگانیک و هم‌بسته، با آمادگی بیشتر برای رویارویی با نیازهای عصر حاضر مسرور است. با توجّه به تمامی این توفیقات، تردیدی نداریم که این تحوّلات گویای آنست که در فرایند دخول افواج پیشرفتی حاصل گردیده که تا کنون نظیر آن مشاهده نشده است. از همه دعوت می‌کنیم که در اهمّیّت مجهوداتی که جامعۀ اسم اعظم بدان اشتغال دارد، مجهوداتی که مولای حنون در طیّ سفرهای خود کوشیدند تا مقاصد آن را مشخّص فرمایند، تأمّل کنند و همِّ خود را وقف کمک به تحقّق اهداف آن نمایند. حضرت عبدالبهاء در یکی از خطابات مبارکه بیاناتی به این مضمون می‌فرمایند که به جان و دل بکوشید تا مجاری عنایات حقّ شوید زیرا او شما را برگزیده که سفیر محبّت الهی در بین اهل ارض و حامل مواهب روحانی برای نوع بشر بوده سبب اتّحاد و اخوّت جمیع ملل گردید. و در موقعیّتی دیگر می‌فرمایند "بلكه انشاء‌الله اين عالم ناسوت مرآت عالم لاهوت شود صور لاهوتیّه در مرآت ناسوتیّه انطباع يابد و آن مقصد اصلی از خلق انسان كه می‌فرماید انسانی به مثال خود خلق كنیم آن صورت و مثال الهی در مرآت حقایق انسانی ارتسام يابد." الحمد لله که مجهودات شما کلّاً به این هدف معطوف است. در طیّ نیمۀ دوم نقشۀ پنج‌ساله قوای اجتماع‌سازی امر الله باید در هزاران محدودۀ جغرافیایی انتشار یابد، محدوده‌هایی که در آنها برنامه‌های رشد باید آغاز شود تقویت گردد و یا گسترش یابد. وظیفۀ خطیر مؤسّسات بهائی و نهادهایشان فراهم ساختن وسایلی خواهد بود تا همۀ کسانی را که خالصانه و مجدّانه در آرزوی جهانی بهترند — با هر میزان از اشتغال قبلی در فرایند آموزش روحانی — همراهی نمایند و به آنان کمک کنند تا آن آرزو را به گام‌هایی عملی که نتایج آن روز به روز و هفته به هفته انباشته می‌شود تبدیل نمایند و جوامعی پویا و شکوفا بنا کنند. چه بجاست که در این برهه از زمان نسلی از جوانان به پا خاسته ‌است تا مسئولیّت‌های فزاینده‌ای را بر عهده بگیرد زیرا در ماه‌ها و سال‌های آینده مساعدت آنان به کارهای در دستِ اجرا سرنوشت‌ساز خواهد بود. در ادعیۀ خود در اعتاب مقدّسۀ علیا از پروردگار توانا رجا می‌نماییم که همۀ عزیزانی را که خواهان سهمی در این مشروع عظیم‌‌اند تأیید و توفیق عطا فرماید، عزیزانی که رفاه واقعی دیگران را به راحت و آسودگی خویش ترجیح می‌دهند و به عنوان مثلی اعلی و سرمشقی عاری از خطا برای نحوۀ کردار و رفتار، به حضرت عبدالبهاء چشم دوخته‌اند تا آنکه "ظلمانیان نورانیان گردند" و "محرومان صرف محرم راز ملکوت شوند." [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 702
پیام ٢٦ نوامبر ٢٠١٣
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به کلّیّۀ محافل روحانی ملّی (از: مرکز جهانی بهائی) ٢٦ نوامبر ٢٠١٣ محافل روحانی ملّی در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز، با نهایت سرور اخبار پیشرفت بنای مشرق‌الاذکار قارّه‌ای امریکای جنوبی در دامنۀ ارتفاعات آند در کشور شیلی را به اطّلاع‌ شما عزیزان می‌رسانیم. کار ساختمانی با اتمام ساختار پیچیدۀ سه‌طبقه‌ای و تونل زیرزمینی خدمات با مصرف بیش از دو هزار متر مکعّب بتن و یکصد و نود تن فولاد، از نقطۀ عطف مهمّی گذشته و اکنون مرحلۀ عمدۀ بعدی یعنی نصب قسمت فوقانی معبد شروع شده است. قطعات این قسمت که با دقّت بسیار طرح‌ریزی شده — از جمله انبوهی از رابط‌های فولادی که چارچوب ساختمان را به کف نیم‌طبقه متصّل می‌کنند؛ حدود سی و دو هزار قطعه شیشۀ قالبی در قاب‌های آلومینیومی که پوشش بیرونیِ ساختمان را تشکیل خواهند داد؛ و بیش از هشت هزار قطعۀ‌ مسطّح و محدّب از سنگِ نیمه‌شفّاف که دیوارۀ داخلی را خواهند پوشاند — همه در چندین کارگاه‌ مختلف در دست تهیّه هستند و در محموله‌های پیاپی به شیلی ارسال می‌شوند تا توسّط گروه کوچکی از مهندسین که حال در محلّ ساختمان با مقاطعه‌کاران محلّی و کارکنان و داوطلبان به کار مشغول‌اند نصب گردد. از نقاط مرتفع شهر سانتیاگو برج چوب‌بست مرکزی ساختمان به چشم می‌خورد. در نقطه‌ای مشهود در بالای چوب‌بست حلقه‌ای مدوّر و فولادی قرار گرفته است که هجده ستون لوله‌ای منحنی‌ را در فوقانی‌ترین نقطۀ بنا به هم متّصل خواهد ساخت، حلقه‌ای که بر روی آن نمای زیبا و آشنای اسم اعظم نصب خواهد شد تا دیدۀ مهمانانی را که برای نیایش در مشرق‌الاذکار جمع می‌شوند منوّر سازد. ادعیۀ مستمرّ و تبرّعات کریمانۀ دوستان که در سراسر عالم به خدمت امر الله قائم‌اند البتّه ضامن پیشرفت سریع و مداوم این مشروع عظیم جامعۀ جهانی بهائی خواهد بود. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 701
پیام ١٧ ژوئیه ٢٠١٣
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی) ١٧ ژوئیه ٢٠١٣ ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، یک قرن و نیم پیش حضرت بهاءالله بیت مبارک بغداد را به سوی باغ نجیبیّه که در آن رسالت الهی خود را برای اوّلین بار علناً اعلام نمودند ترک فرمودند و بدین ترتیب مکان بی‌نهایت مقدّسی را پشت سر گذاشتند که به مدّت هفت سال منزل و مأوای هیکل مبارک بود. جمال قدم این اقامت‌گاه را که هرگز به آن مراجعت ننمودند "بیت اعظم" نامیدند و همانند بیت مبارک حضرت نقطۀ اولی در شیراز به عنوان زیارت‌گاه بهائیان عالم تعیین فرمودند. بیت بغداد از قلم اعلی با این کلمات روح‌افزا مخاطَب گردیده: اشهد بأنّک المنظر الأکبر و المقرّ الأطهر و منک مرّت نسمة السّبحان علی من فی الأکوان و استفرحت قلوب المخلصین فی غرفات الجنان. با این حال، بیت بغداد در زمان حیات عنصری خودِ آن حضرت مورد تعدّی قرار گرفت و مالکیّت آن به طور موقّت از دست پیروان امرش خارج شد. حضرت بهاءالله با بیاناتی اندوه‌بار پیش‌بینی فرمودند که اهانت‌های بیشتری بر بیت مبارک‌شان وارد خواهد شد. لیس هذا اوّل وهن نزل علی بیتی و قد نزل من قبل بما اکتسبت ایدی الظّالمین و سینزل علیه من الذّلّة ما تجری به الدّموع عن کلّ بصر بصیر کذلک القیناک بما هو المستور فی حجب الغیب و ما اطّلع به احد الّا اللّه العزیز الحمید." وقایع یکصد و پنجاه سال گذشته آنچه را که حضرت بهاءالله به آن اشاره فرموده بودند تأیید نموده است. بیت اعظمِ بغداد که احتمالاً در حدود سال ١٨٣٠ میلادی بنا شده بود، بیست و پنج سال بعد برای استفادۀ هیکل مبارک خریداری گردید. در اوایل صدۀ ١٩٠٠ میلادی به تعمیرات شدیدی احتیاج داشت و حضرت عبدالبهاء در موقعیّتی مناسب، ترتیبی فراهم نمودند که از پایه نوسازی شود. همین ‌که عملیّات نوسازی نزدیک به اتمام بود تلاش معاندین امر الله برای تصاحب این بنا تشدید گردید و منجر به ادّعای مالکیّتی کاملاً بی‌اساس شد که غیر عادلانه توسّط دادگاه تأیید گردید و بار دیگر بیت اعظم از تصرّف بهائیان خارج شد. برای باز پس گرفتن بیت طیّ سال‌های بعد و تحت هدایات حضرت ولیّ عزیز امر الله تلاش‌هایی متوالی از جانب احبّا به عمل آمد. موضوع نهایتاً به جامعۀ ملل ارجاع شد و آن سازمان ظلم وارده بر جامعۀ بهائی را صریحاً محکوم نمود ولی حتّی این نیز موجب رفع تعدّی نگشت. امّا مصادرۀ بیت مبارک و عکس‌العمل احبّا منجر به پیشرفت مهمّ دیگری نیز شد که حضرت ولیّ‌امرالله آن را در کتاب قرن بدیع چنین توضیح می‌فرمایند: ذکر این نکته کفایت می‌کند که علی‌رغم این تعلّل و تعرّض و قصور بی‌منتها و اعتراضات و تسامح فاحشِ مقامات مربوطه در اجرای توصیه‌های شورای جامعۀ ملل و کميسيون دائمی قیمومیّت، صیت و شهرتی که از این اقامۀ دعوی تاریخی و دفاع از قضیّۀ آن، یعنی دفاع از اصل حقیقت و عدالت، توسّط عالی‌ترین محکمۀ جهان، برای آیين الهی حاصل گرديد چنان بود که موجب اعجاب و شگفتی دوستان و مورث بهت و دهشت دشمنان شد. (ترجمه) حال وقت آن نیست که به جزئیّات این "اقامۀ دعوی تاریخی" (ترجمه) بپردازیم، امّا حضرت ولیّ‌امرالله در توصیف بی‌نظیر خود از قرن اوّل بهائی شرح مفصلی در این مورد ارائه فرموده‌اند. فقط این مطلب را اضافه می‌کنیم که بیت اعظم به یک موقوفۀ مذهبی شیعیان تبدیل شد و از آن زمان به بعد در تملّک بهائیان نبوده است. در طیّ ده سال پرآشوب گذشته، به علّت وضع فوق‌العاده حسّاس کشور عراق، برای بهائیان امکان نداشت که دعوی خود را در مورد این مکان مقدّس دنبال نمایند. با این حال، مؤسّسات امری در آن کشور و افراد احبّا مراقب مسائل مربوط به حفظ و صیانت بیت اعظم بودند و هر اقدامی را که برای حراست و نگهداری آن برایشان امکان داشت انجام می‌دادند. مردم عراق هرچند عموماً از اهمّیّت خاصّی که حضرت بهاءالله به این بیت عطا فرموده بودند آگاهی نداشتند ولی از ارزش تاریخی و معماری آن بی‌خبر نبودند. درست یک سال قبل، ادارۀ باستان‌شناسی عراق در روزنامۀ رسمی دولتی دستوری مبتنی بر قانون به منظور حفاظت این بنا در مقابل هر اقدامی که به آن لطمه وارد سازد منتشر کرده بود. در واقع اولیای امور در اوایل دهۀ ١٩٨٠ میلادی این بیت را نمونۀ اعلایی از معماری زمان خود در عراق دانسته و آن را به عنوان یک میراث تاریخی تعیین نموده بودند. چنین بود که بهائیان بغداد با نهایت بهت‌ و تعجّب و با اندوهی جان‌کاه در روز ٢٦ ژوئن متوجّه شدند که مقرّ اطهر حضرت بهاءالله تقریباً با خاک یکسان گردیده تا به جای آن مسجدی بنا شود. حال تأیید شده که این کار بدون مجوّز قانونی صورت گرفته است. تخریب این بنا از قرار معلوم از مدّت‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود ولی قسمت عمدۀ عملیّات فقط در ظرف سه شبانه روز، از ٢٤ تا ٢٦ ژوئن، با استفاده از ماشین آلات سنگین انجام شده است. استنباط چنین است که ادارۀ باستان‌شناسی که قبلاً در تدارک نوسازی و مرمّت این بنا بوده است، هم‌اکنون مشغول اقداماتی است تا آنچه را که منجر به تخریب بیت گردیده دقیقاً مشخّص سازد، بنای هر گونه ساختمان را در آن نقطه متوقّف نماید و مسئولین تخریب بیت مبارک را به محاکمه کشاند. در جهان امروز واکنشی خشونت‌بار در مقابل ضربه‌ای ‌چنین شدید بر یک مکان مقدّس، امری کاملاً عادی تلقّی می‌شود. امّا احبّای عراق که پروردگان ید جمال ابهی هستند البتّه هم‌چنان مظهر مهربانی و بردباری بوده و امیدوار به رسیدگی عادلانه به این واقعه هستند. آن عزیزان در سنگینی خسارت و فقدانی که مجبورند به نیابت از طرف جامعۀ جهانی بهائی و ورای آن تحمّل کنند شکّی ندارند امّا اشتیاق‌شان به خدمت به اجتماعِ خود با این فاجعه از بین نخواهد رفت و آگاهی‌شان نسبت به نیاز شدیدِ تمامی نوع بشر به آشنایی با تعالیم حضرت بهاءالله نیز کاهش نخواهد یافت بلکه عکس قضیّه صادق است. برای کسب بینش در این مسئله که آن بیت اعظم حقیقتاً نمایان‌گر چیست و در واقع برای درک بهتر ِمعنای متعالی زیارت آن بنیان مقدّس، فقط کافی است که به واکنش پیروان جمال قدم در سراسر عالم نسبت به تخریب آن بیت مکرّم نظر شود: بلند‌نظری، متانت و توکّل به خداوند. توجّه اصلی بهائیان معطوف بر آنست که قلوب را بر مقتضیات پیام جمال اقدس ابهی آگاه نمایند؛ وقایع بغداد تنها احساس فوریّت ادای این وظیفه را تشدید می‌کند. در این برهه از زمان که برگزاری سلسله کنفرانس‌های جوانان آغاز گردیده و در شرف ایجاد تحرّکی چشم‌گیر در مرحلۀ فعلی بسط و توسعۀ نقشۀ الهی است، از درگاه حضرت کبریا مسئلت می‌نماییم که عزمی راسخ به عموم احبّای جهان عطا فرماید. حضرت بهاءالله بیان فرمودند که بیت اعظم در آینده مورد بی‌حرمتی‌های‌ شدید قرار خواهد گرفت ولی هم‌چنین در بیاناتی که موجب قوّت قلب هر مؤمنِ مخلصی می‌باشد فرمودند که با وجود هر گونه لطماتی که وارد شود، امر الله محفوظ و مصون خواهد ماند. جمال قدم در بیانی مهیمن و مهیّج خطاب به بیت اعظم بغداد فرمودند: "قد زيّنک اللّه بطراز ذکره بين الأرض و السّمآء و انّه لا يهتک ابداً." آن حضرت هم‌چنین وعده فرمودند که علی‌رغم آنچه که بر آن مقرّ اسنی وارد گردد ظهور عظمت و جلال آیندۀ آن مکان مقدّس حتمی الوقوع است: "ثمّ تمضی ايّام يرفعه اللّه بالحق و يجعله علماً فی الملک بحيث يطوف فی حوله ملأ عارفون." [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 700
پیام ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به محافل روحانی ملّی (از: مرکز جهانی بهائی) ارسال از طریق الکترونیکی خطاب به: تمام محافل روحانی ملّی تاریخ: ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳ با قلوبی پرسوز و گداز خبر تخریب بیت اعظم، بیت مبارک حضرت بهاءالله در بغداد را به اطّلاع شما می‌رسانیم. جزئیّات این عمل شنیع هنوز روشن نیست ولی پیامد آنی و وخیم آن آشکار است: مردم جهان از موهبت وجود حریمی مبارک با تقدّسی لاتحصی محروم گشته‌اند. عملی چنین اسفناک در آستانۀ کنفرانس‌های بی‌سابقۀ پیروان جوان حضرت بهاءالله و دوستان آنان در سراسر عالم، ارتباط غیبی بین بحران و پیروزی را به یاد می‌آورد که از طریق آن، ارادۀ محیطۀ غالبۀ محتومۀ حضرتش نهایتاً تحقّق خواهد یافت. از آستان جمال اقدس ابهی رجا می‌نماییم که به بندگان باوفایش استقامت و قدرت تحمّل این ضربۀ شدیده را عطا فرماید. اطّلاعات بیشتر به محض وصول ابلاغ خواهد شد. بیت العدل اعظم رونوشت: دارالتّبلیغ بین‌المللی هیئت مشاورین قارّه‌ای مشاورین ارجمند
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 699
پیام ۱ مه ۲۰۱۳
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی) ۱ مه ۲۰۱۳ پیروان جمال قدم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، استقبال جوانان عزیز بهائی و دوستان‌شان و براستی استقبال جوامع بهائی در سراسر عالم از اعلان نود و پنج کنفرانسی که مقرّر است طیّ ماه‌های ژوئیّه و اکتبر در اطراف جهان برگزار گردد چنان خارق‌العاده بوده که تمهیدات موجود برای حضور همۀ مشتاقانِ شرکت در این گردهمایی‌ها کافی به نظر نمی‌رسد و نیاز به تشکیل کنفرانس‌های بیشتری اکنون واضح شده است. لذا در این ایّام که اعضای محافل روحانی ملّی برای شور و مشورت در یازدهمین کانونشن بین‌المللی حضور یافته‌اند فرصت را مغتنم شمرده با نهایت سرور برگزاری نوزده کنفرانس دیگر را در نقاط زیر اعلام می‌داریم: برتوا، بریزبین، بیدور، بیرات‌ناگار، جورج‌تاون (گایانا)، سیاتل، کاگایان دی اورو، کامپانگ تام، کیگوما، لس‌آنجلس، ماهیکنگ، مونتریال، میلن بی، مینیاپولیس، نوکوآلوفا، نوندو (جمهوری دموکراتیک کنگو)، واشنگتن دی سی، وینتیان، و هوستن. این پاسخ مسرّت‌بخش نمایان‌گر انرژی سرشار و خلوص جوانان است. نهایت سعی و کوشش را برای کمک به این نوردیدگان باید مبذول داشت تا به ادامۀ انجام مسئولیّت‌های خود موفّق شوند. امید چنان است که این نورچشمان عزیز دامنۀ فعّالیّت‌هایی را که جامعۀ بهائی می‌تواند به آن بپردازد گسترش دهند. به شکرانۀ قابلیّت جمعیِ خدمت که جمال اقدس ابهی به وفور به پیروان جوانش عطا فرموده سر سپاس به آستان مقدّسش فرو می‌آوریم و از ساحت اقدسش می‌طلبیم که این قابلیّت در راه پیشبرد مصالح عالم بشری به عرصۀ شهود درآید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 698
پیام رضوان ٢۰۱۳
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان - رضوان ٢۰۱۳ میلادی (۱۷۰ بدیع) (از: مرکز جهانی بهائی) ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز، قلم اعلی با این بیانات روح‌افزا ظهور یوم لقا و یوم حصاد را توصیف می‌نماید: "کتاب الهی ظاهر و کلمه ناطق" و در ادامه می‌فرماید: "ای دوستان الهی بشنوید ندای مظلوم را و به آنچه سبب ارتفاع امر الهی است تمسّک نمایید." حضرت بهاءالله سپس خطاب به پیروان خود می‌فرمایند: "به کمال روح و ریحان به مشورت تمسّک نمایید و به اصلاح عالم و انتشار امر مالک قدم عمر گران‌مایه را مصروف دارید." هم‌کاران محبوب: مشاهدۀ مساعی فداکارانۀ شما عزیزان در قبال دعوت جمال اقدس ابهی، بیانات شورانگیز فوق را بی‌اختیار به خاطر ‌می‌آورد. پاسخ‌ شکوهمند مردم به ندای آن منجی امم از هر طرف به گوش می‌رسد و نفوسی که در پیشرفت نقشۀ ملکوتی تفکّر و تأمّل می‌نمایند نمی‌توانند اثرات قوّۀ غالبۀ کلام الهی را بر قلوب زنان و مردان، کودکان و جوانان هر کشور و هر محدودۀ جغرافیایی نادیده بگیرند. جامعه‌ای که در سراسر گیتی استقرار یافته، توانایی خود را پرورش می‌دهد تا قرائتی دقیق از اطراف خود به دست آورد، امکانات موجود را بسنجد و روش‌ها و ابزار نقشۀ پنج‌ساله را مدبّرانه به کار برد. همان طور که پیش‌بینی می‌شد، در محدوده‌‌‌هایی که مرزهای یادگیری آگاهانه گسترش داده می‌شود کسب تجربه با سرعت بیشتری صورت می‌گیرد. در چنین محدوده‌هایی اهمّیّت و کارآیی ابزار موجود برای توان‌مندسازی تعداد فزاینده‌ای از افراد برای خدمت به خوبی درک شده است. یک مؤسّسۀ آموزشی پویا و فعّال به منزلۀ محور اصلی اقدامات جامعه برای پیشبرد نقشه انجام وظیفه می‌نماید و مهارت‌ها و قابلیّت‌های حاصله از طریق شرکت در دوره‌های مؤسّسه در اوّلین فرصت در میادین خدمت به کار برده می‌شود. برخی در تعاملات روزانۀ خود نفوسی را ملاقات می‌کنند که آمادۀ کاوشِ مطالب روحانی در محیط‌های مختلف هستند؛ عدّه‌ای می‌توانند پاسخگوی آمادگی روحانی افراد در دهکده‌ها و یا محلّه‌ها باشند و شاید به آن نقاط نقل مکان کنند. بسیاری برای به عهده گرفتن مسئولیّت‌های مختلف قیام نموده و به صف خادمانی چون راهنمایان حلقه‌های مطالعه، مشوقین گروه‌های نوجوانان، و معلّمین کودکان و یا افرادی که به اداره و هماهنگ‌سازی امور مشغول‌اند و یا به طرق دیگر فعّالیّت‌های جامعه را حمایت می‌کنند می‌پیوندند. تعهّد احبّا به یادگیری از طریق تداوم مجهودات خود و اشتیاق به همراهی کردن دیگران ابراز می‌گردد. به علاوه آنان دو چشم‌انداز مکمّل از الگوی عملی را که در محدودۀ جغرافیایی در حال شکل‌گیری است قویّاً مدّ نظر دارند: یکی ادوار سه‌ماهۀ فعّالیّت یعنی نبض منظّم برنامۀ رشد است و دیگری مراحل متمایز فرایند آموزش برای کودکان، برای نوجوانان، و برای جوانان و بزرگسالان. احبّا با درکی روشن از روابطی که این سه مرحله را با هم مرتبط می‌سازد از این نکته نیز مطّلع‌اند که هر مرحله‌ای خصوصیّات، مقتضیات و امتیازات ذاتی خود را دارد. بالاتر از این، همگی واقف بر تصرّفات قوای عظیم روحانیّه‌ای هستند که اثراتش را هم در آمار کمّیِ پیشرفت جامعه و هم در شرح توفیقات و انتصارات حاصله می‌توان ملاحظه نمود. آنچه مخصوصاً مایۀ امیدواری است اینست که بسیاری از این ویژگی‌های متمایز و برجسته که از خصوصیّات پیشرفته‌ترین محدوده‌های جغرافیایی می‌باشد در جوامعی که مراحل بسیار ابتدایی‌تری از رشد را می‌گذرانند نیز دیده می‌شود. با عمیق‌تر شدن تجارب دوستان، توان‌مندی‌ آنان نیز برای ترویج یک الگوی غنی و زیبای زندگی در یک محدودۀ جغرافیایی افزایش یافته است، الگویی که صدها یا حتّی هزاران نفر را در بر می‌گیرد. بینش‌های متعدّدی که این خادمین عزیز امر الله از مساعی خود کسب می‌نمایند موجب خرسندی فراوان است، از جمله آنکه: پیشرفت تدریجی نقشه در سطح محدودۀ جغرافیایی فرایندی است پویا با ماهیّتی الزاماً پیچیده که نمی‌توان آن را پدیده‌ای ساده انگاشت؛ این فرایند با افزایش توانایی در پرورش منابع انسانی و در هماهنگ نمودن و سازمان دادن اقدامات قائمین به خدمت به پیش می‌رود؛ با ازدیاد این توانایی‌ها، تلفیق طیف وسیع‌تری از ابتکارات امکان‌پذیر می‌شود؛ عنصر جدیدی که به نقشه اضافه می‌شود تا مدّتی نیاز به توجّه خاصّ دارد ولی این توجّه به هیچ‌ وجه از اهمّیّت سایر جوانب فعّالیّت‌های جامعه‌سازی نمی‌کاهد چه اگر قرار است یادگیری شیوۀ عمل‌ جامعه باشد باید مترصّد امکانات بالقوّه‌ای بود که هر یک از ابزار نقشه در یک مقطعِ زمانی خاصّ ارائه می‌دهد و در صورت لزوم می‌بایست انرژی بیشتری صرف توسعۀ آن نمود امّا این بدان معنا نیست که همۀ افراد باید در همان جنبۀ نقشه مشغول خدمت باشند؛ تمرکز عمدۀ قسمت ترویج در هر دورۀ برنامۀ رشد نباید لزوماً معطوف به یک هدف باشد بدین معنی که مثلاً در یک دوره ممکن است شرایط ایجاب کند که دعوت نفوس به اقبال به امر مبارک از طریق مجهودات فشردۀ تبلیغیِ انفرادی یا جمعی مورد توجّه قرار گیرد و در دوره‌ای دیگر این توجّه می‌تواند به ازدیاد یک فعّالیّت اصلی خاصّ معطوف گردد. به علاوه، احبّای عزیز آگاهند که سرعت پیشرفت امور امری که در هر حال پدیده‌ای ارگانیک است، در نقاط مختلف به دلایل منطقی متفاوت است و در نتیجه مشاهدۀ هر موفّقیّتی موجب سرور و دل‌گرمی آنان می‌گردد. در واقع نفعی را که از کمک‌ هر فرد عاید پیشرفت کل می‌شود قدر می‌دانند و بدین ترتیب خدمت هر فرد به فراخور امکانات شخصی او مورد استقبال همگان قرار می‌گیرد. گردهمایی‌های منعقده برای تأمّل و تفکّر بیش از پیش فرصتی انگاشته می‌شود که در آن تمامی فعّالیّت‌های جامعه موضوع شور و مشورتی جدّی و روح‌افزا می‌باشد. شرکت‌کنندگان از همۀ دست‌‌آوردهای حاصله مطّلع می‌شوند و در پرتو آن، مفهوم مساعی خود را بیشتر درک می‌کنند و با برداشت بهتری از توصیه‌های مؤسّسات و بهره‌گیری از تجارب دیگران، دانش خود را در بارۀ فرایند رشد افزایش می‌دهند. این گونه تبادل فکر و تجربه، در فضاهای متعدّد دیگری برای مشورت در بین کسانی که به مساعی خاصّی مشغول‌اند، اعمّ از اینکه خطّ مشی مشترکی را دنبال ‌می‌نمایند یا در بخشی از محدودۀ جغرافیایی خدمت می‌کنند نیز انجام می‌شود. همۀ این بینش‌ها جزئی از درک وسیع‌تری از این واقعیّت است که پیشرفت به آسان‌ترین وجه در محیطی حاصل می‌گردد که سرشار از عشق و محبّت است، کاستی‌ها با بردباری نادیده گرفته ‌می‌شود، موانع با شکیبایی برطرف ‌می‌گردد، و رویکردهایِ آزمون شده با اشتیاق پذیرفته ‌می‌شود. بدین ترتیب با هدایت مؤسّسات و نهادهای امری که در سطوح مختلف انجام وظیفه می‌کنند، کوشش احبّا، هرچند در سطح فردی مختصر باشد، در یک کوشش جمعی ادغام می‌گردد تا استعداد روحانی برای پذیرشِ ندای جمال مبارک به سرعت شناسایی شود و به نحوی مؤثّر پرورش ‌یابد. بدیهی است یک محدودۀ جغرافیایی که دارای این شرایط باشد، محلّی است که در آن روابط بین فرد، مؤسّسات و جامعه - سه اجرا‌کنندۀ نقشه - به نحوی مطلوب در حال تکامل است. با ملاحظۀ این اقدامات موفّقیّت‌آمیز، یک نکته درخور توجّه خاصّ است. در پیام رضوان سه سال قبل اظهار امیدواری نمودیم که در محدوده‌های جغرافیایی‌ با برنامۀ فشردۀ رشد، احبّا بتوانند با ایجاد مراکز فعّالیّت‌ فشرده در محلّه‌ها و دهکده‌ها، یادگیری خود را در بارۀ راه‌های جامعه‌سازی افزایش دهند. توفیقات حاصله از انتظارات این جمع فراتر رفته است زیرا حتّی در محدوده‌هایی که برنامۀ رشد از تحرّک لازم برخوردار نیست، مساعی چند نفر به منظور شروع فعّالیّت‌های اصلی نقشه در بین ساکنان یک ناحیۀ کوچک، کارآیی خود را مکرّراً به ثبوت رسانده است. این رویکرد در اصل بر استقبال مردم از تعالیم حضرت بهاءالله تمرکز می‌یابد، مردمی که برای تقلیب روحانیِ منبعث از ظهور حضرتش آمادگی دارند و مشتاق‌اند که از طریق شرکت در فرایند آموزشیِ ارائه شده توسّط مؤسّسۀ آموزشی، رخوت و بی‌تفاوتی حاصله از نیروی‌های اجتماع را کنار گذاشته به جای آن الگوهایی از عمل را که باعث ایجاد تحوّل در زندگی می‌شود دنبال کنند. در هر محلّه یا هر دهکده‌ای که این رویکرد چند سالی توسعه یافته و احبّا تمرکز خود را حفظ کرده‌اند، نتایج قابل ملاحظه‌ای به تدریج ولی قاطعانه آشکار می‌گردد. توان‌دهی به جوانان موجب می‌شود تا مسئولیّت پیشرفت اطرافیان جوان‌تر از خود را به عهده بگیرند. بزرگ‌سالان از مشارکت جوانان در گفتگو‌های پرمحتوا و سودمند راجع به امورِ تمامی جامعه استقبال می‌کنند. دست‌آوردهای حاصله از طریق فرایند آموزشیِ جامعه، توان‌مندی برای مشورت را در پیر و جوان به طور یکسان ایجاد می‌کند و فضاهای تازه‌ای برای مکالمات هدف‌مند پدیدار می‌شود. با این حال، تغییر و تحوّل صرفاً به بهائیان و افراد دیگری که در فعّالیّت‌های اصلی نقشه شرکت می‌کنند و قاعدتاً ممکن است انتظار رود که زمانی طرز فکر جدیدی اتّخاذ کنند منحصر نمی‌گردد. جوّ محیط کلّاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد. گرایش به ستایش خداوند در بین گسترۀ وسیعی از جمعیّت ایجاد می‌شود. تساوی زن و مرد با جلوه‌های چشم‌گیرتری ابراز می‌گردد. تعلیم و تربیت کودکان اعمّ از پسر و دختر، مورد توجّه بیشتری قرار می‌گیرد. خصوصیّات روابط درون خانواده که در قالب تصوّرات کهنۀ قرون و اعصار شکل گرفته به نحو محسوسی تغییر می‌یابد. حسّ مسئولیّت نسبت به جامعۀ محلّی و محیط اطراف خود فراگیر می‌شود. حتّی بلای تعصّب که سایۀ شوم خود را بر هر اجتماعی افکنده به تدریج تسلیم قوای غالبۀ یگانگی می‌گردد. نهایتاً مساعی جامعه‌سازی احبّا بر جوانب مختلف فرهنگ تأثیر می‌گذارد. با پیشرفت مستمرّ ترویج و تحکیم در سال گذشته، کوشش در سایر عرصه‌های مهم نیز غالباً به موازات آنها پیش رفته است. یکی از بارز‌ترین نمونه‌ها آنست که پیشرفت‌هایی که در سطح فرهنگِ برخی از دهکده‌ها و محلّه‌ها مشاهده می‌گردد تا حدّی مدیون آموخته‌های ناشی از مشارکت بهائیان در اقدام اجتماعی است. دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادیِ بیت العدل اعظم اخیراً سندی در این زمینه تهیّه نموده که حاوی عصارۀ تجربۀ سی‌ساله، یعنی از ابتدای تأسیس آن دفتر در مرکز جهانی بهائی تا امروز است. از جمله نکات مذکور در این سند این است که فرایند مؤسّسۀ آموزشی تا چه حدّ به مشارکت در اقدام اجتماعی نیز تحرّک می‌بخشد. این امر به تنهایی در اثر افزایش منابع انسانی صورت نمی‌پذیرد بلکه تجربه نشان داده است که بینش‌های روحانی و خصایص و توانایی‌های منبعث از فرایند مؤسّسۀ آموزشی به همان اندازه که برای کمک به فرایند رشد ضروری است برای مشارکت در اقدام اجتماعی نیز حائز اهمّیّت می‌باشد. نکتۀ دیگری که در این سند توضیح داده شده این است که چگونه یک چارچوب ذهنی مشترکِ در حال تکامل و متشکّل از عناصری که متقابلاً یکدیگر را تقویت می‌کنند، بر تمامی فعّالیّت‌های جامعۀ بهائی حکم‌فرما است هرچند این عناصر در عرصه‌های متمایزِ عمل جلوه‌های متفاوتی به خود می‌گیرند. سند مذکور اخیراً به محافل روحانی ملّی ارسال شده است. حال از آن محافل دعوت می‌نماییم که در مشورت با مشاورین این مسئله را مورد بررسی قرار دهند که چگونه مفاهیم مندرج در آن می‌تواند به پیشبرد مساعی جاری در عرصۀ اقدام اجتماعی در مناطق تحت اشراف آنها کمک کند و آگاهی از این بُعد مهمِّ مجهودات بهائی را افزایش دهد. این دعوت نباید به عنوان فراخوانی عمومی برای تلاش‌های گسترده در این زمینه تعبیر گردد زیرا در یک جامعۀ در حال رشد شروعِ اقدام اجتماعی به طور طبیعی صورت می‌پذیرد ولی بجاست که احبّا در بارۀ نتایج و مقتضیات مساعی خود در جهت تقلیب اجتماع عمیق‌تر به تفکّر و تأمّل پردازند. ازدیاد یادگیری در اقدام اجتماعی مشغلۀ بیشتری برای دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی ایجاد می‌نماید و تمهیداتی در دست تهیّه است تا عملیّات این دفتر به نحو متناسبی بسط و تکامل یابد. یکی از ویژگی‌های بارز دوازده ماه گذشته ذکر مکرّر نام جامعۀ بهائی در رابطه با فعّالیّت در زمینه‌هایی بسیار متنوّع و هم‌کاری با گروه‌های هم‌فکر برای بهبود اجتماع بوده است. رهبران فکری در سطوح مختلف اجتماع، از دوایر بین‌المللی گرفته تا جوامع روستانشین، این نکته را اذعان کرده‌اند که بهائیان نه تنها قلباً خواهان رفاه عالم انسانی هستند بلکه در بارۀ آنچه باید انجام شود درکی روشن دارند و از ابزاری مؤثّر برای تحقّق آمال خود برخوردارند. این قدرشناسی‌ها‌ و حمایت‌ها‌ هم‌چنین از جانب گروه‌هایی ابراز شده است که در گذشته انتظار نمی‌رفت. به عنوان مثال در مهد امر الله علی‌رغم موانع سهم‌گینی که ستم‌گران بر سر راه جامعۀ بهائی قرار داده‌اند، بهائیان به خاطر مقتضیات و تأثیرات عمیقی که پیام حضرت بهاءالله برای آیندۀ کشورشان در بر دارد بیش از پیش پذیرفته شده و به دلیل عزم راسخ‌شان برای کمک به پیشرفت وطن عزیزشان مورد احترام می‌باشند. مصائب احبّای ثابت‌قدم ایران به خصوص در چند دهه‌ای که از آغاز موج اخیر تضییقات می‌گذرد برادران و خواهران روحانی آنان را در سایر کشورها بر آن داشته تا به دفاع از حقوق آن مظلومان برخیرند. از جمله مواهب گران‌بهایی که به برکت این استقامت سازنده نصیب جامعۀ جهانی بهائی شده، تأسیس شبکه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای چشم‌گیر از دفاتر مخصوص در سطح ملّی می‌باشد که به طور سیستماتیک با دولت‌ها و سازمان‌های جامعۀ مدنی رابطه بر قرار ساخته است. به موازات توسعۀ این دفاتر، فرایندهای نقشه‌های متوالی توانایی جامعه را برای مشارکت در گفتمان‌های رایج در فضاهای گوناگون، از مکالمات شخصی تا اجتماعات بین‌المللی، افزایش داده است. در سطح مردمی، این کار از طریق همان رویکرد ارگانیک که موجب ازدیاد تدریجی اشتغال احبّا به اقدام اجتماعی می‌شود به طور طبیعی گسترش می‌یابد و هیچ‌گونه تلاش خاصّی برای تحرّک بخشیدن به آن لازم نیست. امّا در سطح ملّی، شرکت در گفتمان‌های رایج اکثراً مطمح نظر این دفاتر است که هم‌اکنون در ده‌ها جامعۀ ملّی مشغول فعّالیّت هستند و بر طبق الگوی مؤثّر و آشنایِ عمل، تأمل، مشورت و مطالعه به کار خود ادامه می‌دهند. به منظور افزایش این گونه مجهودات و با هدف تسهیلِ یادگیری در این عرصه، و برای تضمین انسجام این اقدامات با سایر مساعی جامعۀ بهائی، اخیراً در مرکز جهانی بهائی "دفتر گفتمان‌های عمومی" را تأسیس نموده‌ایم تا با پیشبرد تدریجی و هماهنگ‌سازی فعّالیّت‌ها و تنظیم تجارب، محافل روحانی ملّی را در این میدان کمک نماید. پیشرفت‌های امیدوارکننده‌ای در میادین دیگر نیز دیده می‌شود. در سانتیاگو در کشور شیلی، کار ساختمان ام‌ّ‌المعابد امریکای جنوبی با سرعت ادامه دارد. بتون‌ریزی شالوده‌، زیر زمین و تونل خدمات و هم‌چنین ستون‌های بنای اصلی تکمیل شده‌ است. شور و اشتیاق نسبت به ساختمان مشرق‌الاذکار سانتیاگو رو به فزونی است و احساس مشابهی در هفت کشوری که قرار است مشرق‌الاذکارهای ملّی یا محلّی در آنها بنا گردد نیز در حال افزایش است. در هر یک از این ممالک با استفاده از تبرّعاتی که احبّا به صندوق مشرق‌الاذکار تقدیم می‌دارند هم‌اکنون تمهیدات لازم آغاز گردیده امّا ملاحظات عملی از قبیل خریداری زمین، تهیّۀ طرح ساختمان و تأمین منابع مالی فقط یک جنبه از مشغلۀ احبّا است. این عزیزان اساساً وظیفه‌ای روحانی در پیش دارند که تمامی جامعه در آن مشارکت می‌کند. حضرت عبدالبهاء از مشرق‌الاذکار به عنوان "مغناطیس تأیید پروردگار"، "اساس عظیم حضرت آمرزگار" و "رکن رکین آیین کردگار" نام می‌برند. این بنیاد عظیم در هر کجا که تأسیس گردد طبیعتاً جزء لاینفک فرایند جامعه‌سازی محیط اطرافش خواهد بود. آگاهی نسبت به این واقعیّت در بین آحاد مؤمنین در شهرهایی که قرار است مشرق‌الاذکار در آنها تأسیس گردد در حال افزایش است و یاران الهی در این نقاط به خوبی درک می‌کنند که حیات جمعی‌شان باید به نحو فزاینده‌ای بازتاب تلفیق عبادت و خدمت باشد، تلفیقی که مشرق‌الاذکار به آن تجسّد می‌بخشد. بدین ترتیب مشاهده می‌کنیم که جامعۀ جهانی بهائی در هر یک از میادین مختلف مستمرّاً به پیش می‌رود، ادراکش گسترش می‌یابد، مشتاق کسب بصیرت از تجارب می‌باشد، آماده است تا هرگاه منابعش اجازه دهد وظایف جدیدی را به عهده گیرد، در پاسخگویی به ضروریّاتِ تازه چالاک است، از لزوم انسجام در بین عرصه‌های مختلف فعّالیّتی که به آن اشتغال دارد آگاه بوده و خود را کاملاً وقف ایفای مأموریّت خویش نموده است. اشتیاق و اشتعال جامعه در شور و هیجان عظیم حاصله از دعوت به برگزاری نود و پنج کنفرانس جوانان نمایان است. سرور و شادی این جمع نه ‌تنها از استقبال جوانان عزیز از این کنفرانس‌ها بلکه هم‌چنین از اعلام حمایتی است که دیگر احبّای الهی ابراز نموده‌اند، احبّایی که نقش حیاتی پیروان جوان‌تر حضرت بهاءالله را برای ایجاد تحرّک و پویایی در تمامی هیکل امر الله درک می‌کنند و ارج می‌نهند. قلوب این مشتاقان از مشاهدۀ شواهد پی در پی انتشار پیام شفابخش حضرت بهاءالله و گسترش دامنۀ آگاهی از منویّات عالیه‌اش مشحون از امیدواری است. در این ایّام پرمیمنت جشن و سرور، آن "یوم فرح اکبر"، عید اعظم رضوانِ یک قرن و نیم پیش را به خاطر می‌آوریم که جمال اقدس ابهی امر اعظمش را برای اوّلین بار به ملازمین حضورش در باغ نجیبیّه اعلان فرمود. از آن مکان مقدّس کلام الهی به هر شهر و دیار و هر برّ و بحر منتشر شده و نوع انسان را به لقای پروردگارش فرا می‌خواند و از آن نخستین سرمستان بادۀ عشق الهی جامعه‌ای متنوّع و هدف‌مند ظاهر و چون گل‌هایی رنگارنگ در بوستانِ پروردۀ ید عنایتش شکوفا گردیده است. با گذشت هر روز تعداد بیشتری از نوآگاهان غیور دست دعا و مناجات به سوی روضۀ مبارکه‌اش بلند می‌کنند و این مستمندان نیز در همان مقام اطهر به یاد آن یوم فرخنده و به شکرانۀ جمیع مواهبی که حضرتش به جامعۀ اسم اعظم عطا فرموده، در نهایت تضرّع و تبتّل سر تعظیم به عتبۀ مقدّسش فرو می‌آوریم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 697
پیام ۸ فوریه ٢۰۱۳
٨ فوریه ٢۰۱۳ ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز، این جمع در کمال مسرّت شاهد آنست که چگونه فرایندهای نقشۀ پنج‌ساله در جوامع مختلف بهائی روح خدمت را برمی‌افروزند و اشتیاق به اقدامات هدف‌مند را سبب می‌گردند. هر روز نمونه‌های مشهود حاکی از آن است که چطور ایجاد ارتباطات قلبی، آشنا ساختن نفوس با کلام الهی و دعوت آنان به مشارکت در بهبود اجتماع می‌تواند مآلاً موجب سعادت مردمان گردد. این جنبش دسته‌جمعی که خصوصیّات پویای آن به نحوی فزاینده‌ شناخته شده زمانی ملموس و محسوس می‌شود که عناصر نقشه در یک کوشش هماهنگ در سطح محدودۀ جغرافیایی تلفیق ‌گردد. یک چنین محدودۀ جغرافیایی هم برای احبّای مجرّب و هم برای کسانی که جدیداً با امر مبارک آشنا شده‌‌اند، از هر سنّ و هر پیشینه‌ای، میدانی است که در آن دوش به دوش هم کار کنند، یکدیگر را در خدمات همراهی نمایند و همگان را قادر سازند تا در اجرای نقشه مشارکت جویند. در گسترۀ فعّالیّت‌های پرشور عالم بهائی یک پدیدۀ بارز یعنی مشارکت و کمک‌های قاطعانۀ جوانان عزیز در تمام قارّات توجّه خاصّ این جمع را به خود جلب کرده است. در این پدیده، تحقّق امیدی را که حضرت ولیّ محبوب امر الله "برای تقدّم و گسترش آیندۀ امر الهی" به جوانان داشتند و اطمینانی را که با آن "تمام مسئولیّت حفظ روح خدمت خالصانه در بین احبّا" را بر دوش آنان ‌می‌گذاشتند، مشاهده می‌نماییم. نکتۀ قابل توجّه دیگر تعداد جوانانی است که تنها بعد از ارتباطی مختصر با جامعۀ بهائی متعهّد انجام خدمات مهم و مؤثّری شده به سرعت به تمایل و کشش خود نسبت به مجهودات جامعه‌سازی امر مبارک پی‌می‌برند. در حقیقت، تفکّر در بارۀ جوانان بهائی و دوستان هم‌فکرشان و ملاحظۀ اشتیاق آنان برای پذیرفتن مسئولیّت‌ِ کمک به پیشرفت روحانی و اجتماعی اطرافیان خود، به خصوص نسل جوان‌تر از خودشان، موجب سرور موفور این مشتاقان است. در عصری که لهیب خودخواهی چنان فراگیر شده که حتّی گرایش‌های روحانی نیز با موازین پاداش و ارضای امیال شخصی سنجیده می‌شود، مشاهدۀ نفوسی بین سنین پانزده تا سی سالگی — گروهی که انظار مادّی‌گرایی متهاجم، قاطعانه بر آنان دوخته شده است –– و ملاحظۀ آنکه این عزیزان با الهام از بینش حضرت بهاءالله حاضرند احتیاجات دیگران را بر نیازهای خود رجحان دهند مایۀ بسی دل‌گرمی است. اینکه جوانانی چنین نیک‌اندیش با مساعی خود و هم‌چنین از طریق تحرّکی که فعّالیّت‌هایشان به تمامی جامعه می‌بخشد، با این کارآیی به کوشش‌های جامعه در همه جا کمک می‌کنند، نشانۀ امیدبخشی از تسریع مطلوب در این کار است. دست‌آوردهای دو سال گذشته باید نه فقط در سال‌های پایانی نقشۀ کنونی بلکه در سال‌های باقیماندۀ اوّلین قرن عصر تکوین نیز به مراتب افزون‌تر گردد. به منظور پیشبرد این مشروع عظیم و دعوت از جوانان عصر حاضر برای به عهده گرفتن کامل مسئولیّت‌هایی که باید در این فرصتِ زودگذر ایفا نمایند، برگزاری ۹۵ کنفرانس جوانان را بین ماه‌های ژوئیّه و اکتبر در نقاط زیر که سراسر کرۀ ارض را در بر می‌گیرد اعلام می‌داریم: استانبول (٢)، اکرا، اُکلند، اَگوئاسکالینتس، اواگادوگو، اوتاوالو، اَوکلند، اولان‌باتار، آپیا، آتلانتا، آدیس‌ آبابا، آلماتی، آنتاناناریوو، باتامبانگ، باکو، بانگویی، برازیلیا، بردیا، بریج‌تاون، بنگلور، بوبانسور، بوپال، بوستون، بوکاوو، پاتنا، پاریس، پرت، پنجگنی، پورت‌ دیکسون، پورت‌ مورسبی، پورتوپرنس، پورت‌ویلا، تاراوای جنوبی، تفلیس، تورونتو، تیرانا، تیولو، جاکارتا، چنای، چیبومبو، خجند، دارالسّلام، داکا، داکار، دالاس، دانانه، دنیپروپتروفسک، دورهام (ایالات متّحدۀ امریکا)، دی‌داناو، ژوهانسبورگ، سان دیگو، سان سالوادور، سانتیاگو، سبرانگ ‌پرای، سپله، سرح، سن خوزه (کاستاریکا)، سن خوزه سیتی (فیلیپین)، سیدنی، شیکاگو، فرانکفورت، فینیکس، کدوگناوا، کارتاگنای کلمبیا، کالی، کامپالا، کانانگا، کراچی، کلکته، کنوآس، کوچابامبا، کوچینگ، کیشیناو، کینشاسا، گواتی، لائه، لکهنو، لندن، لوبومباشی، لیما، ماتوندا سوی، مادرید، ماکائو، مانیلا، مسکو، موزوزو، موینیلونگا، نادی، نایروبی، نیو دهلی، ورونا، ونکوور، هلسینکی، یائونده. از همۀ جوانانی که روش‌ها و ابزار این نقشه را وسیله‌ای مؤثّر و نیرومند برای حرکت به سوی یک اجتماع بهتر می‌بینند دعوت می‌نماییم که در این گردهمایی‌ها شرکت نمایند. و از دیگر پیروان حضرت بهاءالله دعوت می‌کنیم که از مشارکت جوانان عزیزی که آن همه انتصارات منوط به کوشش‌های آنان است، صمیمانه حمایت نمایند. دوستان محبوب، برای هر نسلی از مؤمنین جوان فرصتی مغتنم پیش می‌آید تا خدمتی منحصر به زمان خود به مقدّرات عالم انسانی ارائه دهد. برای نسل حاضر زمان آن فرا رسیده است که به تأمّلی عمیق پردازد، تعهّدی جدید نماید و خود را برای یک زندگی سراسر خدمت و مشمول مواهب لاتحصای الهی آماده نماید. در ادعیۀ خود در اعتاب مقدّسۀ علیا از جمال اقدس ابهی مسئلت می‌نماییم که از میان اجتماع سرگردان و پریشان بشری، نفوسی خالص و بصیر را مبعوث فرماید: جوانانی که خلوص و صداقت‌شان بر اثر توجّه به عیوب دیگران مخدوش نگردد و تمرکز بر قصور و کمبودهای خود، آنان را از تحرّک باز ندارد؛ جوانانی که سرمشق‌شان حضرت عبدالبهاء و سعی‌شان بر این خواهد بود که "محرومان ناسوت را محرمان لاهوت" گردانند؛ جوانانی که وقوف‌شان بر نقایص و نارسایی‌های کنونی جامعۀ بشری، آنان را به کناره‌گیری از اجتماع سوق ندهد بلکه به کوشش برای تقلیب آن مصمّم سازد؛ و جوانانی که به هر قیمت، از نادیده گرفتن بی‌عدالتی‌های فراوان اجتماعی به هر شکل و صورتی، امتناع ‌ورزند و با جدّیّت تلاش نمایند تا "انوار عدل عالم را احاطه نماید." [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 696
پیام رضوان ۲۰۱۲
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی) رضوان ۲۰۱۲ میلادی (۱۶۹ بدیع) ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند صد سال پیش در بعد از ظهر روز یازدهم عید اعظم رضوان حضرت عبدالبهاء در حالی که جمعیّتی چند صد نفری در حضور مبارک ایستاده بودند اوّلین کلنگ بنای مشرق‌الأذکار را در گروس پوینت (Grosse Pointe) واقع در شمال شیکاگو (Chicago) بر زمین زدند. نفوسی که برای شرکت در این مراسم شکوه‌مند در آن روز بهاری دعوت شده بودند از پیشینه‌های مختلف از جمله نروژی، فرانسوی، هندی، ژاپنی، ایرانی و امریکایی بومی بودند. گویی معبدی که هنوز ساخته نشده بود منویّات مرکز میثاق را تحقّق می‌بخشید چه که در شام‌گاه قبل از این مراسم در بارۀ مشرق‌الأذکار فرموده بودند: "تا نوع بشر مکانی جهت اجتماع داشته باشد" و "اعلان وحدت عالم انسانی از صحن مقدّس آن بلند شود." مستمعین آن حضرت در این مراسم و تمام کسانی که در طول سفرهای ایشان به مصر و ممالک غرب خطابات مبارک را استماع می‌کردند یقیناً مفاهیم گستردۀ این بیانات را برای اجتماع و ارزش‌ها و مشاغل ذهنی آن به خوبی درک نمی‌کردند. حتّی امروز چه کسی می‌تواند ادّعا کند که قادر است از اجتماع آینده‌ای که مقدّر است در ظلّ این ظهور اعظم جلوه نماید جز تصوّری مبهم چیزی در ذهن خود مجسّم نماید؟ احدی نباید تصوّر کند که مدنیّتی که تعالیم الهی نوع بشر را به سوی آن پیش می‌برد صرفاً با تعدیلاتی در نظم کنونی عالم به وجود خواهد آمد. این تصوّر بسی دور از حقیقت است. حضرت عبدالبهاء در خطابه‌ای که چند روز پس از استقرار سنگ زاویۀ امّ ‌المعابد غرب ایراد نمودند فرمودند که "از جمله نتایج ظهور قوای روحانی آنست که عالم انسانی ترکیب اجتماعی جدیدی به خود خواهد گرفت" و "عدل الهی در جمیع امور بشری ظاهر خواهد شد." این کلمات و دیگر بیانات بی‌شمار مرکز میثاق که در این دورۀ بزرگداشت صدمین سال اسفار تاریخی آن حضرت مکرّراً مورد مطالعه و مداقّۀ جامعۀ بهائی قرار می‌گیرد سبب افزایش آگاهی نسبت به تفاوت فاحشی است که بین اجتماع امروز و دیدگاه شگفت‌انگیزی که حضرت بهاءالله به عالم عطا فرموده‌اند وجود دارد. با وجود مساعی قابل تحسین افرادِ خیراندیشی که در سراسر عالم در جهت اصلاح وضع اجتماع فعّالیّت می‌کنند، متأسّفانه در افکار بسیاری از مردم، موانعی بر طرف نشدنی راه تحقّق چنین دیدگاهی را سدّ می‌کند. آمال این قبیل افراد در اثر فرضیّات غلط در بارۀ ماهیّت انسان در هم می‌شکند، فرضیّاتی که چنان در ساختار و سنن قسمت عظیمی از زندگی کنونی بشر رسوخ کرده که به صورت حقایقی معتبر در آمده است. چنین به نظر می‌رسد که این فرضیّات منابع خارق‌العادۀ قوای مکنونۀ روحانیّه‌ای را که در دسترس نفوس مشتعل به نار محبّت الله قرار دارد نادیده می‌گیرد و در عوض برای توجیه فرضیّات خود بر قصور بشر که هر روز نمونه‌های آن حسّ نومیدی عمومی را تشدید می‌نماید اتّکا می‌کند. بدین ترتیب حجاب ضخیمی از فرضیّات نادرست این حقیقت بنیادین را می‌پوشاند که اوضاع جهان تحریفی از روح بشر را منعکس می‌سازد و نه ماهیّت اصلی آن را. مقصد هر یک از مظاهر مقدّسۀ الهی تقلیب نوع بشر هم در حیات باطنی و هم در شئونات ظاهری‌ است. با فعّالیّت گروه فزاینده‌ای از مردم که بر اساس تعالیم الهی متّحد گشته و جمعاً می‌کوشند تا استعدادهای روحانی را برای کمک به یک فرایند تحوّل اجتماعی توسعه دهند، این تقلیب به طور طبیعی حاصل می‌شود. تئوری‌های متداول عصر حاضر همانند زمین سختی که یک قرن پیش مرکز میثاق بر آن کلنگ زدند، ممکن است در ابتدا تغییرناپذیر به نظر برسد امّا بدون شک به تدریج زائل شده و "از زمین دل بیاری باری ژالۀ بخشش لالۀ دانش بروید." الحمد لله که شما اعضای جامعۀ اسم اعظمش به مدد قوّۀ کلام الهی دست اندر کار ایجاد محیطی هستید که در آن ادراک حقیقی می‌تواند شکوفا ‌شود. حتّی نفوس پاکی که در راه امر مبارک سختی زندان را تحمّل می‌نمایند با فداکاری و استقامت غیر قابل وصف خود موجب می‌شوند که "سنبلات علم و حکمت" در قلوب مستعدّه شکوفا گردد. نفوس مشتاق در سراسر عالم با اجرای سیستماتیک مفاد و مندرجات نقشۀ پنج‌ساله، به کارِ ساختن جهانی نو مشغولند. خصوصیّات نقشه آن‌چنان به خوبی درک گردیده که در این مقال نیازی به شرح بیشتر آن نیست. با تضرّع و ابتهال از آستان خداوند متعال رجا می‌نماییم که جنود ملاء اعلی در راه پیشرفت نقشه هر یک از شما عزیزان را یار و یاور باشد. امید وطید این جمع که با مشاهدۀ مجهودات سال گذشتۀ شما قوّت بیشتری گرفته آن است که با عزمی جزم و اطمینانی کامل دانشی را که از راه تجربه کسب می‌کنید بیش از پیش به کار بندید. وقت وقت آسایش و فراغت نیست. هنوز افواج بی‌شماری از مردم از طلوع صبح هدی بی‌خبرند. چه کسی به جز شما عزیزان می‌تواند حامل پیام الهی باشد؟ حضرت بهاءالله می‌فرمایند که این امر اعظم عرصۀ بینش روحانی و انقطاع از عالم مادّی است و میدان مشاهده و ادراک و تعالی. جز فارسان حضرت رحمان و سالکان طریق ایمان و منقطعین از عالم امکان، نفسی را در آن مجال جولان نبوده و نیست. مشاهدۀ عالم بهائی در حالی که به انجام وظایف خویش مشغول می‌باشد چشم‌اندازی بس روشن است. در حیات افراد مؤمنی که بیشتر از هر چیز آرزومندند دیگران را به عبادت پروردگار بی‌‌نیاز و خدمت به عالم انسانی فراخوانند نشانه‌های تقلیبی روحانی را می‌توان یافت که ربّ مجید برای هر نفسی اراده فرموده است. در روحیّه‌ای که مشوّق و محرّک فعّالیّت‌های هر جامعۀ بهائی است - جوامعی که همّ خود را وقف افزایش توان‌مندی اعضای خود از پیر و جوان و نیز دوستان و هم‌کاران خود برای خدمت به مصالح عمومی می‌نمایند - می‌توان بینشی از چگونگی بسط و توسعۀ یک اجتماع یافت که بر اساس تعالیم الهی پایه‌ریزی شده است. و در آن محدوده‌های جغرافیایی پیشرفته‌ای که فعّالیّت ‌در چارچوب نقشه افزایش یافته و نیاز به ایجاد انسجام در بین خطوط عمل کاملاً احساس می‌شود، بسط ساختارهای اداری نمایان‌گر بارقه‌ای است از اینکه چطور مؤسّسات امری به تدریج مسئولیّت‌های بیشتر و جامع‌تر خود را در جهت ترویج رفاه و پیشرفت بشریّت به عهده خواهند گرفت. بنا بر این واضح است که بلوغ و تکامل فرد، جامعه و مؤسّسات بسیار امیدبخش است ولی فراتر از این، با نهایت سرور شاهد آن هستیم که روابطی که این سه را به هم پیوند می‌دهد سرشار از محبّت و حمایت متقابل است. ولی روابط بین سه همتای این بازیگران در جهان - یعنی شهروندان، هیئت اجتماع، و نهادهای اجتماع - بالعکس نمایان‌گر نزاع و نفاقی است که از خصوصیّات مرحلۀ متلاطم انتقال و تحوّل می‌باشد. این سه بازیگر که مایل نیستند به مثابۀ اجزای وابستۀ یک کلّیّت ارگانیک عمل نمایند، در چنگ تلاشی بیهوده و بی‌ثمر برای کسب قدرت اسیرند. چقدر متفاوت است اجتماعی که حضرت عبدالبهاء در الواح و خطابات بی‌شمار خود ترسیم فرموده‌اند، اجتماعی که در آن جمیع روابط، از تعاملات روزانه گرفته تا مناسبات میان کشورها، بر اساس آگاهی از وحدت نوع انسان استوار است. هم‌اکنون بهائیان و دوستان‌شان در دهکده‌ها و محلّه‌ها در سراسر جهان به ایجاد و ترویج روابطی قائمند که مشحون از این آگاهی است و روایح جان‌بخش هم‌کاری و الفت و محبّت از آن به مشام می‌رسد. در چنین فضای بی‌تکلّف و بی‌ادّعایی، به جای کشمکش‌ها و درگیری‌های رایج در اجتماع، گزینه‌ای مشهود در حال ظهور و بروز است. بدین ترتیب آشکار می‌گردد که فردی که مایل است به نحوی مسئولانه به ابراز عقاید شخصی خود بپردازد در مشورت‌هایی که هدف آن ترویج خیر عمومی است متفکّرانه شرکت می‌کند و از وسوسۀ اصرار بر عقاید شخصی دوری می‌جوید. مؤسّسات بهائی با آگاهی از ضرورت اقدام هماهنگ برای حصول نتایج سودمند، همّ خود را صرف تربیت و تشویق می‌کنند نه کنترل و سلطه‌جویی. جامعه‌ای که مایل است مسئولیّت ترقّی و پیشرفت خود را در دست گیرد اتّحاد حاصله از مشارکت صمیمانه در اجرای نقشه‌های مؤسّسات را سرمایه‌ای ارزشمند به شمار می‌آورد. تحت تأثیر ظهور حضرت بهاءالله، روابط بین این سه عامل، حیاتی تازه و صمیمیّتی بی‌اندازه می‌یابد. این روابط در مجموع محیطی را به وجود می‌آورند که در آن به تدریج یک مدنیّت روحانی جهانی که جلوه‌گاه الهامات الهی است شکوفا می‌گردد. چنین مقدّر است که انوار این ظهور اعظم کلّیّۀ میادین تلاش‌ بشری را منوّر سازد. در هر یک از این میادین، روابطی که سبب بقا و دوام اجتماع است باید از نو طرح‌ریزی گردد و در هر یک، جهان در جستجوی نمونه‌هایی از چگونگی رفتار انسان‌ها نسبت به یکدیگر می‌باشد. به جاست که در این مقال حیات اقتصادی نوع بشر را ملاحظه فرمایید که سهم آشکاری در ایجاد اضطراب و انقلاباتی دارد که اخیراً مردم بسیاری را گرفتار نموده است، اقتصادی که در آن بی‌عدالتی با بی‌تفاوتی اغماض می‌گردد و کسب منافع بی ‌حدّ و حصر محکّ موفّقیّت شناخته می‌شود. ریشۀ این طرز فکر زیان‌بار آن‌چنان عمیق و محکم است که نمی‌توان تصوّر نمود که احدی بتواند به تنهایی معیارهای متداولی را که بر روابط موجود در این عرصه حکم‌فرماست تغییر دهد. با این حال، سلوک‌ و روش‌هایی وجود دارد که یک فرد بهائی در هر حال از آن اجتناب می‌ورزد مانند تقلّب و عدم صداقت در معاملات و یا استثمار اقتصادیِ دیگران. پیروی تام از نصایح الهی مستلزم آن است که در زندگی یک فرد بهائی هیچ تناقضی بین رفتار و کردار اقتصادی و معتقداتش وجود نداشته باشد. با به کار بردن اصول بهائی مربوط به عدالت و انصاف در زندگی شخصی، یک فرد به تنهایی می‌تواند موازینی را رعایت و حمایت نماید که به مراتب بالاتر از معیارهایی است که جهان خود را با آن می‌سنجد. نوع بشر از فقدان الگویی از زندگی که بتواند از آن الهام بگیرد به ستوه آمده است. چشم امید ما به شما عزیزان است تا جوامعی پرورش دهید که روش و سلوک‌شان امید‌بخش جهان و جهانیان گردد. در پیام رضوان سال ۲۰۰۱ اشاره نمودیم که در کشورهایی که فرایند دخول افواج به حدّ کافی پیشرفت کرده و شرایط جوامع ملّی مساعد باشد، تأسیس مشرق‌الأذکار ملّی را تصویب خواهیم نمود و شروع این کار یکی از ویژگی‌های عهد پنجم عصر تکوین امر بهائی خواهد بود. اکنون با شعفی بی‌پایان اعلان می‌داریم که مقرّر است دو مشرق‌الأذکار ملّی یکی در کشور جمهوری دموکراتیک کنگو (Democratic Republic of the Congo) و دیگری در پاپوآ گینه نو (Papua New Guinea) بنا شود. در این دو کشور ملاک‌هایی که تعیین نمودیم به نحوی آشکار تحقّق یافته و پاسخ مردم به امکاناتی که سلسله نقشه‌های کنونی به وجود آورده خارق‌العاده بوده است. با پیشرفت ساختمان آخرین مشرق‌الأذکار قارّه‌ای در سانتیاگو (Santiago)، شروع پروژه‌هایی برای تأسیس مشرق‌الأذکارهای ملّی نشانۀ رضایت‌بخش دیگری از نفوذ و رسوخ امر الهی در تار و پود اجتماعات بشری است. گام مهمّ دیگری نیز امکان‌پذیر است. مشرق‌الأذکار که حضرت عبدالبهاء آن را یکی از "اعظم تأسیسات عالم انسانی" توصیف فرموده‌اند دو جنبۀ اساسی و تفکیک‌ناپذیر حیات بهائی یعنی عبادت و خدمت را به هم می‌پیوندد. پیوند خدمت و عبادت در انسجام موجود بین فعّالیّت‌‌های جامعه‌سازی نقشه نیز منعکس است به خصوص بین شکوفایی روح نیایش که در جلسات دعا متجلّی است و فرایند آموزشی که توان‌مندی برای خدمت به نوع بشر ایجاد می‌نماید. ارتباط بین عبادت و خدمت مخصوصاً در آن دسته از محدوده‌های جغرافیایی در سراسر جهان آشکار است که جوامع بهائی از نظر تعداد عضو به نحو قابل ملاحظه‌ای رشد کرده‌اند و تحرّک و اشتغال به فعّالیّت‌های اجتماعی چشم‌گیر می‌باشد. بعضی از این محدوده‌ها به عنوان جایگاه‌های نشر یادگیری تعیین شده‌اند تا توانایی دوستان را برای پیشبرد برنامۀ نوجوانان در مناطق مربوطه پرورش دهند. همان طور که اخیراً اشاره کرده‌ایم توان‌مندی برای تداوم بخشیدن به برنامۀ نوجوانان موجب توسعۀ حلقه‌های مطالعه و کلاس‌های کودکان نیز می‌گردد. بدین ترتیب جایگاه یادگیری علاوه بر هدف اوّلیّه‌اش تمامی طرح ترویج و تحکیم را تقویت می‌نماید. در این قبیل محدوده‌های جغرافیایی است که می‌توان طیّ سال‌های آینده تأسیس یک مشرق‌الأذکار محلّی را مورد تأمّل قرار داد. با قلوبی مملوّ از سپاس به آستان جمال قدم و در نهایت سرور به اطّلاع شما عزیزان می‌رسانیم که مشورت با محافل روحانی ملّی مربوطه در بارۀ بنای اوّلین مشرق‌الأذکار محلّی در هر یک از محدوده‌های جغرافیایی زیر در شرف آغاز است: باتامبانگ (Battambang) در کامبوج (Cambodia)، بیهار شریف (Bihar Sharif) در هندوستان (India)، ماتوندا سوی (Matunda Soy) در کنیا (Kenya)، نورت دل کائوکا (Norte del Cauca) در کلمبیا (Colombia)، و تانا (Tanna) در وانواتو (Vanuatu). به منظور کمک به تأسیس این دو مشرق‌الأذکار ملّی و پنج مشرق‌الأذکار محلّی، صندوقی به نام صندوق مشرق‌الأذکار برای همۀ این ‌گونه پروژه‌ها در مرکز جهانی تأسیس نموده‌ایم. از احبّای عزیز در سراسر عالم دعوت می‌کنیم که با فداکاری و بر حسب توانایی خود در تقدیم تبرّعات به این صندوق مشارکت نمایند. هم‌کاران عزیز و محبوب: کلنگی که یک‌‌صد سال پیش به ید مبارک حضرت عبدالبهاء بر زمین زده شد حال باید در هفت کشور دیگر بر زمین زده شود. این اقدام نویددهندۀ روزی است که به پیروی از دستور حضرت بهاءالله، در هر شهر و دهکده بنایی برای نیایش و عبادت پروردگار ساخته خواهد شد، از این مطالعِ ذکر الهی پرتو انوارش ساطع و طنین حمد و ثنایش مرتفع خواهد گشت. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 695
پیام رضوان ۲۰۱۱
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان رضوان ۲۰۱۱ میلادی (۱۶۸ بدیع) (از: مرکز جهانی بهائی) ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، در آغاز این ایّام خجسته مشاهدۀ درخشش مجدّد قبّۀ ذهبی مقام منیع اعلی، تاج وهّاج آن بنای مقدّس، دیدگان این مشتاقان را روشن و منوّر ساخته است. این بنای رفیع البنیان بار دیگر با آن تلألؤ ملکوتی که منظور نظر حضرت ولیّ محبوب امر الله بود روز و شب بر زمین و دریا و آسمان می‌درخشد و بیانگر عظمت و علوّ مقام نفس مقدّسی است که رمس مطهّرش را در آغوش خود ارج می‌نهد. این لحظات پرسرور با اختتام مرحلۀ فرخنده‌ای در پیشرفت نقشۀ ملکوتی مصادف است. تنها یک دهه به پایان اوّلین قرن عصر تکوین باقی مانده است، اوّلین صده‌ای که در ظلّ ممدود الواح وصایای مبارکۀ حضرت عبدالبهاء سپری خواهد شد. نقشۀ پنج‌ساله‌ای که اکنون به پایان رسیده نقشۀ دیگری را به دنبال دارد که خصوصیّات آن موضوع مطالعات گسترده‌ای در سراسر عالم بهائی بوده است. پاسخ احبّا به پیام صادره خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای و نیز به پیام رضوانِ دوازده ماه پیش براستی موجب رضایت خاطر این جمع است. یاران الهی که به درک و فهم محدود حاصله از یک بار مطالعه قانع نبوده‌اند این پیام‌ها را بارها فرداً و جمعاً، در جلسات رسمی و گردهم‌آیی‌های خودجوش مرور نموده‌اند و بر اثر مشارکت فعّال در برنامه‌های رشد که در محدوده‌های جغرافیایی در دست اجرا است به درک غنی‌تری نائل شده‌اند. بدین ترتیب، ظرف چند ماه جامعۀ بهائی در سراسر جهان آنچه را برای آغازِ موفّقیّت‌آمیز دهۀ آینده نیاز دارد آگاهانه کسب نموده است. در طیّ همین مدّت، موجی از تحوّلات سیاسی و پریشانی اقتصادی در قارّات مختلف، دولت‌ها و ملّت‌ها را آشفته ساخته و جوامعی را به آستانۀ انقلاب و در مواردی به ماورای آن سوق داده است. رهبران دریافته‌اند که برای تضمین امنیّت نه ثروت کفایت ‌کند و نه تسلیحات مدد رساند. هر جا که خواسته‌های مردم برآورده نشده خشم عمومی شعله‌ور گشته است. عبرت‌انگیز است بیان مهیمن جمال قدم که حکم‌رانان را در رابطه با مردم خود متنبّه ساخته می‌فرمایند: "انّهم خزائنکم ایّاکم ان تحکموا علیهم بما لا حکم به اللّه و ایّاکم ان تسلّموها بأیدی السّارقین." ولی هر چقدر اشتیاق مردم برای ایجاد تغییر، جذّاب و مسحور‌کننده باشد باید آگاه بود که قوایی وجود دارد که به خاطر منافع شخصی مسیر وقایع را زیرکانه منحرف می‌سازد. البتّه مادامی که علاج مفید طبیب الهی نادیده گرفته شود رنج و عذاب این عصر هم‌چنان ادامه یافته عمیق‌تر خواهد شد. امروز هر ناظر دلسوزی بی‌درنگ فروپاشیِ شتابنده و نامنظّم ولی بی‌امانِ نظمِ عالم را که شدیداً نارسا و اسفبار است تصدیق می‌نماید. ولی در مقابل این فروپاشی نیروی سازنده‌ای نیز مشهود است که به فرمودۀ حضرت ولیّ‌امرالله مرتبط با "دیانت نوپای حضرت بهاءالله" بوده "مبشّر نظمی جهانی و بدیع است که امر بهائی باید آن را نهایتاً تأسیس نماید." اثرات غیر مستقیم این نیروی سازنده را می‌توان در فوران احساسات به خصوص در میان نسل جوان مشاهده نمود، احساساتی که از اشتیاق به مشارکت در فرایند پیشرفت اجتماعی سرچشمه می‌گیرد. موهبتی که شامل حال پیروان جمال قدم شده آن است که این اشتیاقی که در سراسر عالم بی‌وقفه از روح انسانی سرچشمه می‌گیرد قادر است در مجهوداتی که جامعۀ بهائی به منظور ایجاد توان‌مندی جهت اقدام مؤثّر در بین مردم متنوّع جهان انجام می‌دهد، جلوه‌ای چنین سازنده داشته باشد. کدام موهبتی است که با این برابری نماید؟ برای کسب بصیرت در این کار، شایسته چنان است که هر مؤمن مخلص توجّه به حضرت عبدالبهاء نماید، شخصیّت عظیم الشّأنی که امسال صدمین سال "اسفار تاریخی" حضرتش را به کشور مصر و جهان غرب گرامی می‌داریم. آن طلعت نورا به نحوی خستگی‌ناپذیر در هر فضای اجتماعی - در منازل و نوان‌خانه‌ها، در کلیساها و کنائس، در پارک‌ها و میادین عمومی، در قطارها و کشتی‌ها، در باشگاه‌ها و انجمن‌ها و در مدارس و دانشگاه‌ها - به ابلاغ و انتشار تعالیم مبارک اقدام نمود و با قاطعیّت کامل ولی با شیوه‌ای بی‌نهایت آرام و متین به دفاع از حقایق پرداخته اصول و مبادی الهیّه را بر طبق مقتضیات این عصر تشریح فرمود. آن حضرت بدون ادنی فرق و تمایزی و به مقتضای نیاز افراد، برای همگان - اولیای امور، دانشمندان، کارگران، کودکان، والدین، تبعید‌شدگان، فعّالان اجتماعی، روحانیون و شکّاکیون - پیک محبّت، سرچشمۀ حکمت و مایۀ تسلّی و راحت بود. هم‌چنان که قلوب‌شان را به اهتزاز می‌آورد، فرضیّات‌شان را زیر سؤال برده به دیدگاه‌شان جهت جدیدی می‌بخشید و آگاهی‌ آنان را وسعت داده قوایشان را در مصالح عالم انسانی متمرکز می‌ساخت. هیکل اطهر قولاً و عملاً، چنان همگان را مورد محبّت و شفقت و جود و کرم خود قرار می‌داد که قلوب به کلّی تقلیب می‌شد و هیچ‌کس از حضور مبارک محروم بازنمی‌گشت. امید وطید این جمع آن است که در طیّ این دوران بزرگداشت صدمین سال آن اسفار تاریخی، یادآوری مکرّر وقایع حیات بی‌نظیر آن هیکل بقا روح جدیدی به قلوب ستایندگان صادق حضرتش بخشد. پس مثل اعلای مولای حنون را نصب العین خود سازید و آن را در پی‌گیری اهداف نقشه راهنمای خویش قرار دهید. در ‌آغاز اوّلین نقشۀ جهانی جامعۀ بهائی، حضرت ولیّ‌امرالله با لحنی قاطع مراحل متوالی ظهور انوار الهی را توصیف فرمودند که چگونه در سیاه چال طهران تجلّی نمود و سپس در سراج امر الهی در بغداد برافروخت و به کشورهای آسیا و افریقا انتشار یافت و در حالی که با اشراقی اشدّ در ادرنه و عکّا شعله‌ور بود اشعّۀ آن از فراز دریاها به دیگر قارّات عالم رسید و چگونه مآلاً به تدریج در تمامی کشورها و سرزمین‌های جهان فروزان خواهد گشت. هیکل مبارک قسمت نهایی این فرایند را "نفوذ انوار امر الهی ... در جمیع اقطار باقی ماندۀ کرۀ ارض" توصیف نموده و از آن به عنوان "مرحله‌ای که در آن تجلّیات امر مظفّر و منصور الهی در نهایت قدرت و عظمت تمامی کرۀ ارض را اشباع و احاطه خواهد نمود." یاد فرموده‌اند. هرچند راه درازی تا تحقّق این هدف در پیش است ولی هم‌اکنون این نور در بسیاری از مناطق عالم به شدّت تابان گشته است، در بعضی از کشورها در تمام محدوده‌های جغرافیایی می‌درخشد، و در سرزمینی که اوّلین شعلۀ این نار موقدۀ لایطفی طالع شد علی‌رغم تلاش در فرونشاندن آن هم‌چنان می‌درخشد. در سایر ممالک با اشتعال شمع ایمان به ید قدرت الهی در قلوب مستعدّۀ افراد یکی بعد از دیگری، این نور قدسی در محلّه‌ها و دهکده‌های ملل گوناگون مستمرّاً می‌تابد، مکالمات هدف‌مند در هر سطحی از تعامل بشری را منوّر می‌سازد و بر اقدامات بی‌شماری در جهت رفاه مردم پرتو می‌افکند. این است آن نور الهی که چون پرتوی نورانی در مقابل ظلمت، دائماً از وجود هر مؤمن باوفا، هر جامعۀ پویا و هر محفل روحانی آراسته به حبّ و ولا ساطع می‌گردد. در اعتاب مقدّسۀ علیا به کمال تضرّع و ابتهال دعا می‌کنیم که هر یک از شما حاملان این شعلۀ جاودانی در مساعی خود برای اشتعال بارقۀ ایمان در قلوب دیگران مشمول تأییدات لاریبیّۀ جمال قدم گردید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 694
پیام ١٢ آوریل ٢٠١١
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به محافل روحانی ملّی (از: مرکز جهانی بهائی) ١٢ آوریل ٢٠١١ محافل روحانی ملّی در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، در نهایت سرور اختتام مجهودات تعمیر و مرمّت بنای رفیع البنیان مقام مقدّس اعلی را به اطّلاع شما عزیزان می‌رسانیم. این مجهود مهم‌ترین پروژه از سلسله پروژه‌های انجام شده طیّ سال‌های اخیر در ارض اقدس بود از جمله نوسازی و مرمّت درونی و برونی بنای دارالآثار بین‌المللی، بازسازی باغ رضوان، ابتیاع املاک وسیع در بهجی و احداث خیابانی عریض و مشجّر جهت ورود از طریق درب شمالی، و تنظیم ربع دایرۀ شمال غربی در جوار روضۀ مبارکه که تکمیل دایرۀ کامل باغ‌های حول آن مرقد منوّر را به دنبال خواهد داشت. همۀ این موفّقیّت‌ها بر دست‌آوردهای بی‌شمار دیگری می‌افزاید که آن را، در این لحظات اختتام مشروع عظیمی که عالم بهائی در طیّ‌ پنج سال گذشته به آن مشغول بوده است، ارج می‌نهیم. امروز "ملکۀ کرمل" که در بیشتر دوران پروژه از دید عموم پنهان بود نقاب از رخ برافکنده بار دیگر بر فراز کوه خدا "به تاج ذهبی متوّج" و در نهایت حسن و جمال جلوه‌گر است. مرمّت این بنای شکوهمند به دنبالۀ سه سال تدارک و آمادگی قبلی آغاز شد، شامل مطالعات وسیع و پردامنه‌ای جهت بررسی وضعیّت ساختمان، تجزیه و تحلیل اثرات عوامل طبیعی بر آن و تصمیم‌گیری لازم در بارۀ رویکردها و مصالح مناسب جهت نوسازی به نحوی که هم اصالت طرح اوّلیّه محفوظ بماند و هم در مقابل فرسایش ناشی از گذشت زمان مقاومت نماید. جزئیّات متعدّد و بی‌شمارِ هر قسمتی از این بنا، از سرمنارۀ زرکوبی که زینت‌بخش قبّۀ ذهبی است گرفته تا ستون‌های رواق اطراف ساختمان، مورد بررسی متخصّصین کارآزموده و گروه بزرگی از داوطلبان خدوم از اطراف و اکناف عالم قرار گرفت، نفوسی که با عشق و علاقۀ وافر، دقّت و مراقبت سرشار و توجّه خاصّ نسبت به تقدّس وظیفه‌ای که در پیش داشتند در کنار هم به انجام این خدمت قائم بودند. استحکام تمامی ساختمان به منظور دوام بیشتر و مقاومت در مقابل زمین‌لرزه یکی از جنبه‌های مهمّ این اقدام عظیم بود. برای حفاظت این بنای مقدّس از ریزش صخره‌، دیوارهای حائل در ناحیۀ پشت مقام مرمّت شده و متجاوز از ١٢٠ قلّاب فولادین در کوه تعبیه گردیده است. ترمیم نمای خارجی ساختمان مستلزم رویکردی منظّم در مرمّت سنگ‌کاری‌ها و در همۀ تزیینات ظریف و پیچیدۀ آن بود. نرده‌های آهنیِ زینتی که در بالای سقف بنای هشت‌ضلعی قرار دارد تعمیر و مجدّداً جلا و صیقل داده شده است. دقیقاً ١١٧٩٠ عدد کاشی مذهّب که در ده‌ها شکل و اندازۀ مختلف با دقّت طرح‌ریزی و ساخته شده بر روی گنبد که با مراقبت کامل مرمّت و مستحکم گشته نصب گردیده است و اکنون با شکوه و جلال فراوان می‌درخشد. سه اطاقی که حضرت ولیّ محبوب امر الله به ضلع جنوبی ساختمان اصلی ضریح مقدّس که با رنج فراوان به دست حضرت عبدالبهاء بنا گردیده بود اضافه نمودند تعمیر و ترتیب یافته برای زیارت زائرین آماده گشته است. در بامداد امروز این مشتاقان در اطاق میانی این سه اطاق اجتماع نموده در مقابل آن مقرّ اعزّ اسنی که تربت مقدّس حضرت ربّ اعلی مبشّر جمال ابهی را در آغوش خود گرامی می‌دارد برای ادای شکر و سپاس دست به دعا برداشتیم. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 693
پیام ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای (از: مرکز جهانی بهائی) ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ دوستان عزیز و محبوب، پانزده سال پیش در یک چنین گردهم‌آیی مشاورین قارّه‌ای در ارض اقدس برای اوّلین بار به مسیری اشاره نمودیم که جامعۀ بهائی می‌بایست برای تسریع فرایند دوگانۀ ترویج و تحکیم خود بپیماید، مسیری که تجارب اندوخته، جامعه را آماده نموده بود تا با اطمینان در آن گام بردارد. فاصله‌ای که در ظرف این مدّت کوتاه طیّ شده نیازی به اظهار نظر ندارد زیرا دست‌آوردهای موجود خود گویای آن است. امروز از شما عزیزان دعوت می‌نماییم تا در مورد مرحلۀ بعدی مشروع عظیمی که عالم بهائی به آن اشتغال دارد مشورت نمایید. این مرحله‌ از رضوان سال ۲۰۱۱ تا رضوان سال ۲۰۱۶ ادامه خواهد داشت و اوّلین نقشه از دو نقشۀ متوالی پنج‌ساله‌ای است که به صدمین سالگرد آغاز عصر تکوین منتهی خواهد گردید. از شما تقاضا می‌کنیم که در طیّ چند روز آینده تصویر روشنی در ذهن خود ترسیم نمایید که چگونه اعضای هیئت‌های مشاورین و معاونین جامعۀ بهائی را یاری خواهند داد تا بر مبنای موفّقیّت‌های خارق‌العاده‌اش به پیشرفت خود ادامه دهد - روحیّۀ یادگیری را که به نحو غیر قابل انکاری از ویژگی‌های مساعی تبلیغی‌اش گردیده به سایر میادین فعّالیّت تعمیم دهد، توان‌مندی لازم را برای استفادۀ منسجم‌ از ابزار و روش‌هایی که با تلاش زیاد به وجود آورده کسب نماید و تعداد کسانی را که با وقوف به بینش امر الهی در اجرای رسالت روحانیش با پشت‌کار فراوان در تلاشند به میزانی بی‌سابقه افزایش دهد. در پیام رضوان امسال ابعاد فرایند یادگیری را که در طیّ چهار نقشۀ متوالی مستمرّاً سرعت گرفته و موجب افزایش توان‌مندی احبّا برای فعّالیّت در سطح مردمی شده است توصیف نمودیم. این چشم‌انداز به راستی شگفت‌انگیز است. بیش از ۰۰۰,۳۵۰ نفر در سراسر عالم اوّلین دورۀ مؤسّسه را گذرانده‌اند و توانایی برای ایجاد یک الگوی زندگی ممتاز به خصلت نیایش به نحو محسوسی افزایش یافته است. در محیط‌های گوناگون و در همۀ قارّات، احبّا در دعا و مناجات با دیگران متّحد شده با تضرّع و ابتهال به درگاه حضرت پروردگار توجّه نموده و از قوای روحانیّه‌ای که کارآیی مساعی فردی و جمعی‌شان منوط به آن می‌باشد مدد می‌گیرند. تعداد کلّ کسانی که بالقوّه می‌توانند در مقام معلّمین کلاس‌های کودکان خدمت کنند در طیّ پنج‌ سال تقریباً دو برابر شده و به حدود ۰۰۰,۱۳۰ نفر بالغ گشته است. این افزایش به جامعه امکان داده است که به نیازهای روحانی کودکان صمیمانه پاسخ گوید. در طیّ همان مدّت، شش برابر شدن توان‌مندی برای کمک به نوجوانان به منظور گذر از چنین مرحلۀ بحرانی حیات‌شان نشانه‌ای از میزان تعهّد جامعه نسبت به این گروه سنّی می‌باشد. به علاوه در همه جا تعداد قابل ملاحظه‌ای از احبّا خود را آماده می‌یابند تا با مردمی از پیشینه‌ها و علایق گوناگون وارد مکالمه شوند و با هم به کشف واقعیّاتی پردازند که به درکی مشترک از نیازهای این دوره از تاریخ بشر و نحوۀ پاسخگویی به آن می‌انجامد. و مساعی نزدیک به ۰۰۰,۷۰ نفر که قادرند در مقام راهنمای حلقه‌های مطالعه خدمت کنند افزایش سیستماتیک فعّالیّت‌های اساسی نقشه را کمک می‌نماید، فعّالیّت‌هایی که تعداد شرکت‌کنندگان در آن در سراسر عالم در هر مقطع زمانی رقمی بالغ بر نیم‌میلیون بوده است. با سیستمی که به این ترتیب برای پرورش منابع انسانی ایجاد شده، همان طور که در پیام رضوان ۲۰۱۰ روشن ساختیم، جامعۀ اسم اعظم وسیله‌ای با امکانات نامحدود به دست آورده است. در تحت شرایطی بسیار متنوّع و عملاً در همۀ محدوده‌های جغرافیایی، چند نفر در مقام هستۀ مرکزی یک گروهِ در حال تزاید می‌توانند جنبشی مردمی به سوی هدف یک نظم جهانی به وجود آورند. ده سال پیش هنگامی که برای اوّلین‌ بار مفهوم محدوده را که یک ساخت جغرافیایی به منظور تسهیل تفکّر در مورد رشد امر الله است مطرح نمودیم توضیحی نیز در بارۀ چهار مرحلۀ کلّی در مسیر توسعۀ آن ارائه دادیم. با اجرای نقشه توسّط جامعۀ بهائی این توضیح در تجسّم و توصیف آنچه اساساً یک فرایند مستمرّ است بسیار مفید واقع شد. تجارب فراوانی که تا به حال به دست آمده اکنون احبّا را قادر می‌سازد که حرکت یک جمعیّت را که به مدد قوای روحانی متزاید پیش می‌رود به صورت یک پیوستار غنی و پویا تصوّر نمایند. یک بررسی کوتاه از فرایندی که در محدودۀ جغرافیایی بسط می‌یابد، گرچه همگی با آن آشنایی کامل دارید، کمکی به تأکید بر ماهیّت ارگانیک آن خواهد بود. برنامۀ رشد فرصت‌های حاصله از اقدامات شخصی احبّا، و یا احیاناً فعّالیّت‌های یک مهاجر داخلی، در جهت شروع مکالمات هدف‌مند و پرمحتوا با ساکنین محل نحوۀ آغاز فرایند رشد در یک محدودۀ جغرافیایی را تعیین می‌کند. یک حلقۀ مطالعه مرکّب از چند دوست یا همکار، کلاسی برای چند کودک محلّه، گروهی برای نوجوانان در ساعات بعد از مدرسه، یک جلسۀ دعا برای دوستان و بستگان - هر یک از این اقدامات می‌تواند محرّک رشد باشد. پیشرفت‌های بعدی تابع مسیری نیست که از قبل مشخّص شده باشد. شرایط ممکن است ایجاب نماید که به یک فعّالیّت اساسی اولویّت داده شود و به میزانی سریع‌تر از سایر فعّالیّت‌ها افزایش یابد. این امکان نیز وجود دارد که هر چهار فعّالیّت اساسی با سرعتی مشابه پیش رود. ممکن است گروه‌های سیّار دعوت شوند تا به مجموعۀ فعّالیّت‌های نوشکفته تحرّک بخشند. امّا نتیجۀ نهایی قطع نظر از ویژگی‌ها باید یکسان باشد. انسجام حاصله بین فعّالیّت‌های اساسی در داخل هر محدودۀ جغرافیایی باید به میزانی برسد که در مجموع بتوان یک برنامۀ نوپا جهت ترویج و تحکیم پایدار امر الله را مشاهده نمود. بدین معنا که جلسات دعا، کلاس‌های کودکان و گروه‌های نوجوانان، با هر ترکیب و هر تعداد، توسّط کسانی اداره می‌شود که دوره‌های متسلسل مؤسّسۀ آموزشی را طیّ کرده‌اند و به آن بینش تقلیب و تغییر فردی و جمعی که این دوره‌ها ترویج می‌دهند پای‌بندند. این نخستین حرکت منابع انسانی به میدان عمل سیستماتیک اوّلین نمادِ پیشرفت از نمادهای متعدّدِ یک فرایند رشد پایدار می‌باشد. همۀ مؤسّسات و نهادهای امری، و بیش از همه اعضای هیئت معاونت، که اهداف سلسله نقشه‌های جهانی جاری را ترویج می‌نمایند باید آن چالاکی و هوشیاری را که تولّد یک چنین فرایند پویایی ایجاب می‌کند از خود نشان دهند. کمک به احبّا برای تجسّم این اوّلین نماد و راه‌های متعدّد وصول به آن جزو وظایف اصلی هر عضو هیئت معاونت و تعداد فزاینده‌ای از مساعدین آنها است. در این مورد نیز مانند دیگر کارهایشان باید وسعت نظر و روشنی فکر، انعطاف‌پذیری و کاردانی و ابتکار از خود نشان دهند. بایستی دوش به دوش احبّا حرکت کنند، آنان را در تلاش‌هایشان حمایت نمایند و در شادی آنها شریک باشند. بعضی از این دوستان به سرعت در صفّ اوّل فعّالیّت‌ها قرار خواهند گرفت در حالی که دیگران با احتیاط بیشتری گام بر خواهند داشت ولی همه نیازمند تشویق و حمایت هستند امّا نه تشویق و حمایتِ نظری بلکه بر اساس دانش واقعی که تنها با خدمت در کنار یکدیگر حاصل می‌گردد. ایمان به توان‌مندی هر فرد مشتاقِ به خدمت از طرف کسانی که مایلند احبّا را به مشارکت جدّی در اجرای نقشه ترغیب نمایند حائز اهمّیّت بسیار خواهد بود. محبّت بدون قید و شرط و فارغ از حسّ برتری برای کسانی که می‌خواهند به احبّا کمک کنند تا تردید را به شهامتِ ناشی از ایمان به خدا و هیجان‌طلبی را به تعهّد نسبت به اقدام درازمدّت تبدیل نمایند از ضروریّات خواهد بود. عزم جزم همراه با آرامش در تلاش برای تبدیل موانع به وسیله‌ای برای پیشرفت جنبۀ حیاتی خواهد داشت. آمادگی برای گوش دادن، توأم با بصیرت عمیق روحانی، برای تشخیص موانعی که می‌تواند بعضی از احبّا را از درک ضرورت وحدت در عمل بازدارد، بسیار ارزشمند خواهد بود. تشدید فعاّلیّت‌ها توجّه به این نکته حائز اهمّیّت است که با ایجاد یک برنامۀ رشد، بروز یک حسّ تعلّق به جامعه شروع به اثرگذاری بر سیر وقایع می‌نماید و چه این فعّالیّت‌ها در سطح محدودۀ جغرافیایی پراکنده باشد و چه در یک دهکده یا محلّه متمرکز گردد احساس یک هدف مشترک ویژگی مساعی دوستان خواهد بود. با هر میزانی از سازمان‌دهی که فعّالیّت‌ها بعد از بروز اوّلیّۀ این احساس هدایت شده باشد، ازدیاد سیستماتیک و متوازن فعّالیّت‌های اساسی سطوح بالاتری از آن را ایجاب خواهد کرد. از طریق تمهیدات گوناگون، فعّالیّت‌ها بیش از پیش سازمان می‌یابد و ابتکار شخصی که در گذشته عمدتاً نمایان‌گر میل و ارادۀ فرد بود اکنون بیان‌گر خواست جمعی می‌گردد. تعدادی هماهنگ‌کننده که از طرف مؤسّسۀ آموزشی منصوب شده‌اند به میدان خدمت وارد می‌شوند - بعضی برای حلقه‌های مطالعه، برخی برای گروه‌های نوجوانان و هم‌چنین برای کلاس‌های کودکان. انتصاب این نفوس به هر ترتیب و نوبتی که صورت گیرد بالقوّه قابل قبول است. هیچ امر دیگری به غیر از آگاهی دقیق از اوضاع محل نباید تعیین‌کنندۀ نوبتِ این انتصاب باشد زیرا آنچه مطرح است رعایت مجموعه‌ای از مقرّرات نیست بلکه بسط یک فرایند آموزشی است که ظرفیّت بالقوّۀ آن برای توان‌دهی روحانی به تعداد زیادی از افراد در حال جلوه و بروز می‌باشد. به موازات استقرار مکانیزم‌هایی جهت حمایت از فرایند مؤسّسۀ آموزشی ساختارهای اداری دیگری تدریجاً شکل می‌گیرد. ملاقات‌های پراکندۀ‌ چند نفر از احبّا به تبادل ‌نظر‌های منظّم یک گروه مرکزی از دوستانی تبدیل می‌شود که تعدادشان در حال افزایش است و علاقه‌مندند انرژی فزاینده‌ای را صرف خدمت نمایند. با شتاب گرفتن فرایند رشد، چنین ترتیبی نهایتاً پاسخگوی نیازهای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری نخواهد بود و لجنۀ تبلیغ ناحیه‌ای تشکیل می‌شود و جلسات تأمّل و بازنگری نهادینه می‌گردد. با تعاملات مشترک لجنه، مؤسّسۀ آموزشی و اعضای هیئت معاونت، طرحی کامل برای هماهنگ نمودن فعّالیّت‌ها به اجرا در می‌آید، طرحی که بالقوّه دارای همۀ قابلیّت‌های مورد نیاز برای تسهیل مؤثّر ابلاغ هدایات، حرکت منابع مالی و توزیع اطّلاعات می‌باشد. در این زمان، فرایند رشد در محدودۀ جغرافیایی ترتیبی خواهد داشت که با ادوار مشخّص ترویج و تحکیم توازن یافته است و هر سه ماه یک بار با تشکیل جلسه‌ای برای تأمّل، بازنگری و برنامه‌ریزی، بدون وقفه به پیش می‌رود. در این مرحله نیز اعضای هیئت معاونت و دیگر مؤسّسات و نهادهای مربوطه مانند شورای منطقه‌ای و هیئت‌مدیرۀ مؤسّسۀ آموزشی باید تمهیدات لازم را مجری دارند تا ساختارهای اداری که در محدودۀ جغرافیایی شکل می‌گیرد از خصوصیّات لازم برخوردار باشد. دوره‌های متسلسل که فرایند تقلیب جامعه را به نحوی چنین مؤثّر تسهیل می‌نماید و استفاده از آن را به همۀ مؤسّسات آموزشی توصیه نموده‌ایم، به خصوص چنان طرح‌ریزی شده است که جوّی ایجاد نماید که هم مشارکت عمومی را سبب گردد و هم به حمایت و مساعدت متقابل کمک نماید. در پیام رضوان، ماهیّت روابط بین افراد را در چنین محیطی که همگی خود را رهروان یک مسیر مشترک خدمت می‌بینند به اختصار شرح دادیم و هم‌چنین اشاره نمودیم که چنین محیطی بر امور اداری امر الله بی‌تأثیر نیست. احبّا با مشارکت روزافزون در امور تبلیغی و اداری، مشارکتی که با حالت یادگیریِ خاضعانه صورت می‌گیرد، هر وظیفه و هر تعاملی را باید فرصتی برای همکاری در جهت پی‌گیری پیشرفت و موهبتی برای همراهی یکدیگر در میدان خدمت به امر الله بدانند. از این طریق گرایش به زیاده‌روی در تعلیم کاهش خواهد یافت و تمایل به تقلیل یک فرایند پیچیدۀ تقلیب روحانی به چند گام ساده بر طبق مقرّرات یک دستورالعمل برطرف خواهد شد. اقدامات پراکنده در زمینه‌ای مشترک مرتبط می‌گردد و حتّی کوچک‌ترین گام‌ها پرمعنا می‌شود. عمل‌کرد قوای روحانی در میدان خدمت به طور روزافزون نمایان می‌شود و پیوندهای دوستی که برای یک الگوی صحیح رشد جنبۀ حیاتی دارد مستمرّاً تقویت می‌گردد. در این صحنه که فرایندها بسط می‌یابد، ساختارها شکل‌ می‌گیرد و دوستی‌ها تداوم پیدا می‌کند، آن لحظه‌ای که به "آغاز" یک برنامۀ فشردۀ رشد معروف گردیده نشانۀ این تشخیص آگاهانه است که همۀ عناصر لازم برای تسریع ترویج و تحکیم امر الله نه تنها موجود بلکه از کارآیی لازم نیز برخوردار است و علامت بلوغ نظمی دائم ‌التّوسعه و خودکفا برای تهذیب روحانی یک جمعیّت است: گروه‌هایی از دوستان به طور مداوم دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی را طیّ می‌کنند و به فعّالیّت‌های مربوطه مشغول می‌شوند و این فعّالیّت‌ها به نوبۀ خود باعث افزایش تعداد مقبلین جدید می‌گردد که پیوسته درصد قابل ملاحظه‌ای از آنان به فرایند مؤسّسۀ آموزشی می‌پیوندند و بدین ترتیب گسترش سیستم تضمین می‌گردد. این قابلیّت، نمادِ دیگری از پیشرفت در یک فرایند رشدِ پایدار است که دوستانی که در محدودۀ جغرافیایی به فعّالیّت‌ اشتغال دارند باید به آن برسند. منظور از تکرار آنچه در پیام‌های قبلی بیان کرده‌ایم تأکید بر این نکته است که چگونه حرکت یک جمعیّت، حرکتی ملهم از مقاصد و اصول امر الهی، وقتی دست‌خوش ملاحظات نامربوط نگردد می‌تواند به راحتی گسترش یابد. البتّه تصوّر این نیست که مسیری که در فوق به اختصار توصیف گردیده عاری از مشکلات باشد. پیشرفتْ نتیجۀ عبور از فراز و نشیبِ بحران و پیروزی است و برخورد به موانع اجتناب‌ناپذیر است. کاهش در مشارکت، اختلال در ادوار فعّالیّت‌ها، شکاف موقّت در پیوند‌های اتّحاد از جمله چالش‌های بی‌شماری است که باید احتمالاً با آن رو به رو شد. در بسیاری از موارد افزایش منابع انسانی یا توانایی استفاده از خدمات‌شان پاسخگوی نیازهای ترویج سریع نخواهد بود. ولی با تحمیل فرمولی بر این فرایند نیز یک الگوی رشد با توازن مطلوب حاصل نخواهد شد. عدم توازن در پیشرفت فعّالیّت‌های مختلف جزئی از طبیعت این فرایند است و با صبر و به مرور زمان می‌توان آن را تعدیل نمود. کاهش دادن یک فعّالیّت در حال شکوفایی بر اساس تصوّرات نظری در مورد چگونگی حصول رشد متعادل، غالباً نتیجۀ معکوس به بار می‌آورد. اگرچه ممکن است احبّای یک محدودۀ جغرافیایی از تجارب کسانی بهره‌مند گردند که الگوی لازم برای عمل را در محدوده‌های دیگر پیاده کرده‌اند ولی تنها از طریق مشارکت خودشان در اقدام مستمرّ و تأمّل و مشورت است که می‌آموزند قرائتی از واقعیّات اطراف خود داشته باشند، امکانات خویش را تشخیص دهند، از منابع خود استفاده نمایند و به نیازهای ترویج و تحکیم در مقیاس وسیع پاسخ گویند. امروزه حدود ۶۰۰,۱ محدودۀ جغرافیایی در سراسر جهان وجود دارد که در آن دوستان موفّق شده‌اند الگوی عمل برای یک برنامۀ فشردۀ رشد را ایجاد نمایند. اگرچه این دست‌آورد مهم است ولی به هیچ وجه نمی‌توان آن را حدّ اعلای فرایندی دانست که در هر محدوده شتاب گرفته است. مرزهای جدیدی از یادگیری اکنون به روی دوستان باز شده است و از آنان دعوت می‌شود که قوای خود را وقف ایجاد جوامعی نمایند که پویا و در حال رشد بوده دیدگاه حضرت بهاءالله برای بشریّت را بیش از پیش منعکس می‌سازد. این محدوده‌های جغرافیایی هم‌چنین باید منبعی بالقوّه‌ از مهاجرینی باشد که بیشتر در میدان مهاجرت داخلی به محدوده‌های جغرافیایی یکی بعد از دیگری اعزام شوند تا در بعضی از این محدوده‌ها اوّلین اشعّۀ انوار ظهور جمال مبارک را تابان نمایند و در برخی دیگر حضور امر الهی را قویّ‌ سازند و کلّاً همه را قادر نمایند که به طرف اوّلین نماد پیشرفت در مسیر توسعۀ فرایند رشد و یا ورای آن با سرعت پیش روند. با توجّه به این نکات، در رضوان سال ۲۰۱۱ از جامعۀ اسم اعظم دعوت خواهیم نمود که در طیّ پنج سال آینده تعداد محدوده‌های جغرافیایی را که در آن یک برنامۀ رشد، در هر سطحی از فشردگی، در جریان است به ۰۰۰,۵ یعنی تقریباً معادل یک سوّم تمام محدوده‌های جغرافیایی فعلی موجود در جهان افزایش دهند. پیشبرد مرزهای یادگیری آنچه در صفحات فوق و در پیام‌های متعدّد در طیّ پانزده سال اخیر توصیف نموده‌ایم می‌توان به منزلۀ تازه‌ترین رویکرد از یک سلسله رویکردهایی دانست که از بدایت امر تا به حال برای رشد جامعۀ بهائی اتّخاذ شده و هر یک متناسب با اوضاع و احوال تاریخی خاصّ خود بوده است. این فرایند رشد که به نیروی خلّاقۀ الهی در حرکت است بیش از یک صد و شصت سال پیش با شور و شوق عمیق ناشی از اجابت ندای یوم جدید ربّ مجید توسّط هزاران نفر در مهد امر الله آغاز گردید و با تلاش‌های مؤمنین اوّلیّه برای رساندن پیام حضرت بهاءالله به کشورهای همسایه در شرق و جمعیّت‌های پراکنده‌ای در غرب تحرّک یافت. با صدور الواح نقشۀ ملکوتی حضرت عبدالبهاء ساختار عظیم‌تری یافت و با استقرار سیستماتیک مهاجرین در سراسر کرۀ ارض در تحت هدایات حضرت ولیّ‌امرالله به منظور تأسیس مراکز کوچکی از فعّالیّت‌های بهائی و بنای اوّلین ستون‌های نظم اداری شدّت یافت. با اقبال جمّ غفیری به امر مبارک این فرایند در مناطق روستایی جهان قوّت گرفت امّا در حالی که احبّا در صدد یافتن تدابیری برای تداوم ترویج و تحکیم در مقیاس وسیع برآمدند پیشرفت آن به نحو قابل ملاحظه‌ای کند گردید. سرعت این فرایند در پانزده سال گذشته، بعد از آنکه در آغاز نقشۀ چهارساله از عالم بهائی دعوت نمودیم که بر اساس تجارب حاصله در طیّ ده‌ها سال یادگیری دشوار ولی گران‌بها امر تبلیغ را بر پایه‌ای سیستماتیک قرار دهد، مرتّباً در حال افزایش بوده است. رویکرد کنونی رشد، با وجود کارآیی آن، پس از اینکه در یک محدودۀ جغرافیایی قوام گرفت باید باز هم از نظر پیچیدگی و آراستگی تکامل یابد تا "نیروی اجتماع‌سازی" را که در بطن امر الهی نهفته است بیش از پیش نمایان سازد. حضرت ولیّ محبوب امر الله در اشاره به پیشرفت جامعۀ جهانی بهائی به کرّات احبّا را تشویق می‌فرمودند که در مقصد خود ثابت‌قدم بمانند و در مساعی خویش استقامت ورزند. هیکل مبارک با رضایت خاطر از فعّالیّت احبّا می‌فرمایند که "با آگاهی از مسئولیّت‌های عالیۀ خویش و اعتماد به نیروی اجتماع‌سازی که آیین‌شان دارا است مساعی خود را بی‌هراس و بی‌واهمه برای ایجاد و اِکمال وسایل و ابزار لازمه‌ای معطوف می‌دارند که نظم جنینی جهانی حضرت بهاءالله می‌تواند در آن رشد و توسعه یابد." سپس به آنان یادآوری می‌فرمایند که "همین فرایند نامشهود و بطیء سازندگی" است که "تنها امید" بشریّتی مأیوس و سرگردان می‌باشد.از آثار حضرت ولیّ‌امرالله کاملاً روشن است که این فرایند به توسعه و نفوذ خود ادامه خواهد داد و نظم اداری به موقع نشان خواهد داد که "نه تنها قابلیّت آن را دارا است که به منزلۀ هستۀ نظم بدیع الهی محسوب گردد بلکه نمونۀ کامل آن است." "در جهانی که بنیان مؤسّسات سیاسی و اجتماعی‌اش معیوب، بينشش تاريک، وجدانش آشفته و نظام‌های دینیش ضعیف و عاری از فضایل و مناقب است، اين عامل شفابخش، اين نيروی تقلیب‌کننده، اين قوّۀ الفت‌دهنده در غايتِ جلوه و تأثير به تدريج در کالبد مؤسّسات متبلور می‌شود و نيروهايش را بسيج می‌کند." آنچه باید بدیهی باشد این است که اگر این نظم اداری قرار است الگویی برای اجتماع آینده باشد پس جامعه‌ای که این الگو در درون آن پرورش می‌یابد نه تنها بایستی توان‌مندی لازم را کسب نماید تا بتواند به نیازهای مادّی و معنوی بیش از پیش پیچیده پاسخ گوید بلکه باید به نحو روزافزونی بزرگ‌تر و گسترده‌تر گردد. چگونه می‌تواند غیر از این باشد. یک جامعۀ کوچک که اعضای آن به سبب عقاید مشترک‌شان با یکدیگر متّحدند، آرمان‌های والا ویژگی‌ خاصّ آن است، در ادارۀ امور خویش ماهر و در برآوردن نیازهای خود کارآمد است و احتمالاً به چند طرح بشردوستانه نیز اشتغال دارد - یک چنین جامعه‌ای شکوفا ولی دور از واقعیّت‌هایی که توده‌های وسیع بشریّت با آن سر و کار دارند هرگز نمی‌تواند امیدوار باشد که به منزلۀ الگویی برای تجدید ساختار تمامی جامعۀ بشری عمل نماید. مایۀ سرور عمیق این جمع است که جامعۀ بهائی در سراسر عالم توانسته است از خطرات خودخوشنودی و سهل‌انگاری بپرهیزد. جامعه براستی زمام امور ترویج و تحکیم خود را به خوبی در دست دارد. امّا تا یادگیری روش‌های تمشیت امورِ تعداد فزاینده‌ای از مردم در روستاها و شهرهای مختلف کرۀ زمین و معرّفی معیارهای نظم جهانی حضرت بهاءالله به جهانیان هنوز راه درازی در پیش است. رسیدن به این هدف وظیفۀ خطیری است که پیش‌گامانِ فرایند یادگیری باید آن را بپذیرند، فرایندی که پیشرفت آن در طیّ نقشۀ آینده ادامه خواهد یافت. هر جا یک برنامۀ فشردۀ رشد تأسیس می‌گردد شایسته است که دوستان نهایت سعی و کوشش خود را جهت بالا بردن سطح مشارکت مبذول دارند. به جا است که به شدّت تلاش کنند تا سیستمی که با چنین زحمتی به وجود آورده‌اند محدود و درون‌گرا نشود بلکه بیش از پیش گسترش یابد و مردمان بیشتری را در بر گیرد. حال که نسبت به توانایی خود در تعامل با مردم از همۀ طبقات و مکالمه با آنها در بارۀ مقام حضرت بهاءالله و ظهور اعظمش اعتماد بیشتری کسب نموده‌اند نباید استعداد روحانی قابل ملاحظه و فراتر از آن، حسّ اشتیاقی را که در مردم یافته‌اند نادیده بگیرند. و یقین داشته باشند که معرّفی مستقیم امر مبارک هنگامی که با عمق کافی صورت گیرد و از طریق رویکرد مناسبی نسبت به تحکیم تقویت گردد می‌تواند نتایج پایدار به بار آورد. به جا است که درس‌های گذشته را فراموش نکنند، درس‌هایی که شکّی باقی نگذاشته است که یک گروه نسبتاً کوچک از پشتیبانان فعّال امر هر چقدر هم عالِم و کاردان و از جان‌‌گذشته و فداکار باشند قادر نخواهند بود پاسخگوی نیازهای جوامعی باشند که مشتمل بر صدها نفر مرد و زن و کودک است تا چه رسد به هزاران نفر. مقتضیات مسئله کاملاً روشن است. اگر در یک محدودۀ جغرافیایی تعداد افرادی که مسئولیّت ترویج و تحکیم را بر عهده می‌گیرند ده‌ها نفر است و چندصد نفر در فعّالیّت‌های حیات جامعه مشارکت می‌نمایند هر دو رقم باید به نحو قابل ملاحظه‌ای افزایش یابد به طوری که در پایان نقشه صد یا دویست نفر مشارکت هزار یا دوهزار نفر را تسهیل نمایند. مایۀ امیدواری است که در حال حاضر در ۳۰۰ محدوده از ۶۰۰,۱ محدودۀ جغرافیایی در سراسر عالم با برنامه‌های فشردۀ رشد، احبّا به میدان جدیدی از یادگیری که اکنون به روی آنها گشوده شده است گام نهاده‌ و در تعدادی نه چندان کم از این محدوده‌ها این یادگیری وسعت بیشتری پیدا کرده است. تقویت فرایندهای آموزشی که توسّط مؤسّسۀ آموزشی در همۀ این قبیل محدوده‌ها، هر یک بر حسب شرایط خود، آغاز گردیده یعنی تشکیل کلاس‌های منظّم برای خردسال‌ترین اعضای جامعه، تأسیس گروه‌های به هم وابستۀ نوجوانان و حلقه‌های مطالعه برای جوانان و بزرگ‌سالان البتّه حائز اهمّیّت بسیار است. قسمت اعظم آنچه که لازمۀ این تقویت می‌باشد در پیام رضوان توضیح داده شده است. در چنین محدوده‌هایی، دوستانی که از نزدیک شاهد اثرات تقلیب‌کنندۀ فرایند مؤسّسۀ آموزشی بوده‌اند بدون استثنا در تلاشند تا درک کامل‌تری از ویژگی‌های نهفتۀ آن پیدا کنند یعنی روح دوستی و رفاقتی که به وجود می‌آورد، روش مشارکتی که اتّخاذ می‌نماید، عمق فهمی که ترویج می‌دهد، خدماتی که توصیه می‌کند و بالاتر از همه اتّکای آن به کلام الهی. آنان از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند تا این فرایندْ بازتابی باشد از آنچه دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی به وضوح بر آن تأکید دارد - مکمّلیّتِ "بودن" و "عمل کردن"، مرکزیّت دانش و کاربرد آن، اجتناب از دوگانگی‌های ساختگی، اهمّیّت حفظ کردن کلام الهی و توجّه به بالا بردن سطح آگاهی بدون بیدار کردن نفس امّاره. افزایش قابلیّت برای ادارۀ امور هرچند در محدوده‌های جغرافیایی که پیش‌گام یادگیری هستند عناصر اصلی فرایند رشد تغییر نمی‌کند ولی تنها افزایش تعداد نفرات و فعّالیّت‌ها مستلزم آن است که طرح‌های سازمان‌دهی به سطحی پیچیده‌تر برسد. ابداعات و نوآوری‌های مختلفی تا به حال بر حسب مقتضیات جغرافیایی و رشد کمّی جامعه عرضه گردیده است مانند: تقسیم محدودۀ جغرافیایی به واحدهای کوچک‌تر، تمرکززدایی در تشکیل جلسات تأمّل و بازنگری، تعیین دستیار برای هماهنگ‌کنندگان مؤسّسۀ آموزشی و اعزام گروه‌هایی از احبّای باتجربه برای حمایت از دیگران. این جمع اطمینان کامل دارد که در طیّ نقشۀ آینده دارالتّبلیغ بین‌المللی با مساعدت ارزندۀ شما این پیشرفت‌ها را پی‌گیری کرده کمک خواهد نمود تا درس‌های آموخته‌شده در قالب روش‌ها و ابزار آزموده تثبیت گردد. به این منظور، به همّت شما و اعضای هیئت معاونت باید جوّی به وجود آید که احبّا را تشویق نماید تا روش‌مند باشند ولی نه انعطاف‌ناپذیر، خلّاق باشند ولی نه بی‌نظم، قاطع باشند ولی نه عجول، مراقب باشند ولی نه سلطه‌جو، و آگاه باشند که در نهایت، وحدت فکر و اقدام مستمرّ و اشتیاق به یادگیری است که باعث پیشرفت می‌گردد نه فنّ و مهارت. ماهیّت ترتیب هماهنگ نمودن فعّالیّت‌ها در مقیاس وسیع در سطح محدودۀ جغرافیایی هر چه باشد، تداوم پیشرفت بستگی به رشد محافل روحانی محلّی و افزایش قابلیّت شوراهای منطقه‌ای بهائی و نهایتاً محافل روحانی ملّی خواهد داشت. در پیام رضوان، خرسندی خود را از ملاحظۀ رشد قابلیّت محافل ملّی ابراز داشتیم و حال نیز با خوش‌بینی به پنج سال آینده می‌نگریم و اطمینان داریم که در این راستا شاهد جهش‌های قابل ملاحظه‌ای خواهیم بود. به علاوه تردیدی نداریم که شما به اتّفاق محافل ملّی قادر خواهید بود به شوراهای منطقه‌ای کمک نمایید تا توان‌مندی تشکیلاتی خود را افزایش دهند. در حال حاضر ۱۷۰شورای منطقه‌ای در ۴۵ کشور در سراسر عالم وجود دارد و مطمئنّاً تعداد آنها در طیّ نقشۀ بعدی افزایش خواهد یافت. همۀ شوراهای منطقه‌ای باید توجّهی دقیق به عملیّات مؤسّسۀ آموزشی و وظایف لجنات تبلیغ ناحیه‌ای مبذول دارند. در این راستا در خواهند یافت که باید مکانیزم‌هایی را ایجاد و تلطیف نمایند که به پیشبرد الگوی رشد محدودۀ جغرافیایی و فرایند یادگیری مربوط به آن کمک نماید از قبیل: یک دفتر منطقه‌ای کارآمد که در امور اوّلیّۀ سازمان‌دهی به منشی کمک نماید، یک سیستم مناسب حساب‌داری که ارسال منابع مالی به محدودۀ جغرافیایی و بالعکس را از طریق مجاری مختلف ممکن سازد، یک وسیلۀ کارآمد ارتباطات که با واقعیّت‌های زندگی در دهکده و محلّه تناسب داشته باشد، و در صورت اقتضا، یک ساختمان که انجام فعّالیّت‌های متزاید و متمرکز را تسهیل نماید. آنچه در این راستا قبولش حائز اهمّیّت می‌باشد این است که چنین مکانیزم‌هایی تنها وقتی مؤثّر واقع خواهد شد که شوراهای منطقه‌ای خود با روحیّۀ یادگیری به انجام وظیفه مشغول باشند. در غیر این صورت، مکانیزم‌‌هایی که به وجود می‌آید اگرچه به صورت ظاهر برای آن است که به یادگیری در حین عملِ تعداد فزاینده‌ای از شرکت‌کنندگان در محلّه‌ها و دهکده‌ها کمک کند ولی ممکن است از طرقی ناملموس اثرات منفی بر یادگیری داشته و به طور ناخواسته امیدهای فزاینده در سطح مردمی را فرونشاند. در حالی که همکاری با محافل روحانی ملّی و شوراهای منطقه‌ای یکی از مسائل مهمّ مورد توجّه شما خواهد بود اعضای هیئت معاونت می‌بایستی بیش از پیش نیروی خود را صرف پرورش توان‌مندی تشکیلاتی در سطح محلّی نمایند چه که در این سطح است که نیاز به جامعه‌سازی به وضوح احساس می‌شود. به منظور کمک به اینکه بتوانید وظایف اعضای هیئت معاونت و مساعدین‌شان را در همه جا، به خصوص در محدوده‌های جغرافیایی با برنامه‌های ترویج و تحکیم در مقیاس وسیع، تجسّم نمایید از شما می‌خواهیم که اوّل در بارۀ تکامل محافل روحانی محلّی در بسیاری از مناطق روستایی جهان تأمّل نمایید، مناطقی که امروزه بخش اعظم چنین محدوده‌هایی را در بر می‌گیرد. همان طور که مطّلعید در یک محدودۀ روستا‌یی که شامل تعدادی ده و شاید یک یا دو شهر کوچک می‌باشد مساعی احبّا، در دورانی که الگوی عمل مربوط به یک برنامۀ فشردۀ رشد در حال شکل‌گیری است، غالباً منحصر به چند محل می‌باشد. امّا همان طور که در پیام رضوان امسال توضیح داده شده این الگو را بعد از استقرار می‌توان به سرعت به سایر دهکده‌ها یکی بعد از دیگری گسترش داد. در هر محل، ابتدا محفل روحانی محلّی تأسیس می‌گردد و تکامل مستمرّ آن مسیری را طیّ می‌کند که به موازات و کاملاً مرتبط با فرایند نوپای رشدی است که در دهکده جریان دارد. رشد محفل محلّی را نیز باید مانند دیگر جنبه‌های این فرایند از زاویۀ پرورش قابلیّت نگریست. آنچه در وهلۀ اوّل باید انجام شود نسبتاً واضح است: آگاهی فردی از فرایند رشدی که در دهکده در حال شتاب‌گیری است و نتیجۀ اشتغال شخصی هر فرد در فعّالیّت‌های اساسی نقشه می‌باشد ‌بایستی به یک آگاهی جمعی بدل شود که هم ماهیّت تقلیب و تغییرِ در حال وقوع را تشخیص دهد و هم به وظیفۀ محفل روحانی برای پرورش آن واقف باشد. بدون شک بعضی از وظایف اوّلیّۀ اداری امری مانند تشکیل جلسات نسبتاً منظّم محفل، برگزاری ضیافات نوزده‌روزه و تدارک بزرگداشت ایّام متبرّکه، تأسیس یک صندوق محلّی و انجام انتخابات سالیانه طبق اصول بهائی، باید مورد توجّه قرار گیرد. ولی برای محفل روحانی محلّی نباید مشکل باشد که هم‌زمان با این مساعی و به تشویق یکی از مساعدین اعضای هیئت معاونت در بارۀ یک یا دو مسئلۀ خاصّ که با حیات جامعه ارتباط نزدیک دارد به مشورت پردازد. مثلاً، چگونه خصلت نیایش در دهکده از طریق مساعی افرادی که اوّلین دورۀ مؤسّسۀ آموزشی را به اتمام رسانده‌اند تقویت می‌شود؟ چگونه معلّمینی که توسّط مؤسّسه تعلیم داده شده‌اند به تربیت روحانی کودکان رسیدگی می‌کنند؟ چگونه استعداد نوجوانان از طریق برنامۀ توان‌دهی روحانی شکوفا می‌شود؟ و چگونه بافت روحانی و اجتماعی جامعه با ملاقات دوستان در منازل یکدیگر تقویت می‌گردد؟ با مشورت در بارۀ چنین مطالب مشخّصی، محفل می‌آموزد که فرایند رشد را صبورانه و با محبّت پرورش دهد و روابطش با لجنۀ تبلیغ ناحیه‌ای و با مؤسّسۀ آموزشی بر اساس یک مقصد مشترک مستحکم می‌گردد. امّا از همه مهم‌تر بنای شالوده‌ای را آغاز خواهد کرد که بر روی آن می‌توان آن روابط بسیار صمیمانه و حمایت‌آمیزی را که محافل روحانی باید با افراد احبّا برقرار سازند و حضرت ولیّ محبوب امر الله آن را در بسیاری از توقیعات خود توصیف فرموده‌اند بنا نمود. واضح است که یادگیری شور و مشورت در بارۀ مسائل خاصّ مربوط به نقشۀ جهانی هر قدر مهم و اساسی باشد فقط یکی از ابعاد فرایند ایجاد توان‌مندی است که محفل روحانی محلّی باید به آن اشتغال ورزد. تکامل مستمرّ محفل روحانی اطاعت از این دستور حضرت عبدالبهاء را ایجاب می‌نماید که می‌فرمایند: "مذاکرات به تمامها محصور در امور روحانیّه که تعلّق به ادارۀ تربیت نفوس و تعلیم اطفال و اعاشۀ فقرا و اعانۀ ضعفا جمیع فرق عالم و مهربانی به کلّ امم و نشر نفحات الله و تقدیس کلمة الله باشد." پیشرفت پایدار محفل مستلزم تعهّد استوار به پیشبرد مصالح جامعه و مراقبت در حفظ فرایند رشد از نفوذ نیروهای انحطاط اخلاقی است که خطر متوقّف نمودن آن را دارد. لازمۀ ترقّی مداوم محفل ایجاد حسّ وسیع‌تری از مسئولیّت است، مسئولیّتی که از دایرۀ دوستان و خانواده‌هایی که به فعّالیّت‌های اساسی نقشه اشتغال دارند فراتر رفته تمامی جمعیّت دهکده را در بر گیرد. آنچه بلوغ تدریجی محفل را استمرار خواهد بخشید ایمانی راسخ به وعدۀ حضرت عبدالبهاء است که می‌فرمایند هر محفل روحانی را در کهف حفظ و حمایت خود خواهند گرفت. مسئلۀ دیگری که با این افزایش آگاهی جمعی مرتبط است رشد فزایندۀ توانایی محفل روحانی در ارزیابی و استفادۀ صحیح از منابع، اعمّ از مالی و غیره، هم در حمایت از فعّالیّت‌های جامعه و هم در ایفای وظایف اداری خویش است که ممکن است در بعضی موارد شامل انتصاب سنجیدۀ لجنات و استفاده از یک ساختمان ساده نیز باشد. مسئلۀ بسیار مهمّ دیگر توانایی محفل برای به وجود آوردن محیطی است که مشوّق وحدت در عمل با شرکت تعداد زیادی از افراد باشد و توجّه به اینکه انرژی و استعداد این افراد قطعاً کمکی به پیشرفت امور نماید. در همۀ این موارد، سلامت روحانی جامعه همواره بالاترین اولویّت محفل است. و هر گاه مشکلات اجتناب‌ناپذیری پیش بیاید، چه در ارتباط با بعضی فعّالیّت‌ها و چه در بین افراد، محفل روحانی به آن رسیدگی خواهد نمود، محفلی که آن‌چنان اعتماد کامل اعضای جامعه را به خود جلب نموده که همه طبعاً برای طلب کمک به آن روی می‌آورند. این بدان معنا است که محفل به تجربه آموخته است چگونه به احبّا کمک کند تا از روش‌های تفرقه‌افکن یک ذهنیّت جانب‌گرا احتراز کنند، چگونه بذر اتّحاد را حتّی در دشوارترین و نامساعدترین شرایط بیابد و آن را تدریجاً و با محبّت پرورش دهد و در تمام اوقات به حبل عدالت متمسّک باشد. با افزایش تعداد اعضای جامعه و ازدیاد توان‌مندی برای حفظ تحرّک و نشاط، همان گونه که در گذشته اشاره نمودیم، احبّا بیش از پیش به مشارکت در حیات عمومی اجتماع جلب خواهند شد و با این وظیفۀ مهم رو به رو خواهند گشت که به کمک رویکردهایی که ابداع کرده‌اند در حلّ مسائل پردامنه و وسیعی که دهکده‌شان با آن مواجه است شرکت نمایند. مسئلۀ انسجام که برای رشدی که تا کنون حاصل شده این چنین ضروری بوده و برای چارچوب عملِ در حال تکامل نقشه نیز بسیار مهم است، حال ابعاد جدیدی پیدا می‌کند. محفل روحانی محلّی نه در مقام مجری پروژه‌ بلکه در مقام یک مرجع اخلاقی باید مراقب باشد که هم‌چنان که احبّا می‌کوشند تا با به کار گرفتن تعالیم بهائی و از طریق فرایند عمل، تأمّل و مشورت به اصلاح شرایط بپردازند، لطمه‌ای بر یک‌پارچگی مساعی‌شان وارد نشود. پیام رضوان سال ۲۰۱۰ بعضی از خصوصیّات اقدام اجتماعی در سطح مردمی و شرایطی را که باید دارا باشد توصیف نموده است. مجهودات در یک دهکده معمولاً در مقیاس محدود و شاید از طرف گروه‌های کوچک از دوستانی آغاز می‌گردد که هر یک نیاز اجتماعی یا اقتصادی خاصّی را شناسایی کرده و‌ اقدامات مناسب ساده‌ای را دنبال می‌کنند. مشورت در ضیافات نوزده‌روزه فضای مناسبی به وجود می‌آورد تا آگاهی فزایندۀ اجتماعی جامعه به طریقی سازنده جلوه نماید. صرف نظر از ماهیّت فعّالیّت‌ها، محفل محلّی باید مراقب خطرهای بالقوّه باشد و در صورت لزوم به احبّا کمک نماید که از آنها بگذرند از جمله: فریب پروژه‌های بلندپروازانه که انرژی زیادی را مصرف خواهد کرد و سرانجام حاصلی نخواهد داشت، وسوسۀ کمک‌های ‌مالی که مستلزم دوری جستن از اصول بهائی خواهد بود، امکانات استفاده از تکنولوژی که به طور فریبنده عرضه می‌شود ولی می‌تواند دهکده را از میراث فرهنگی‌اش محروم سازد و به چندپارچگی و اختلاف سوق دهد. استحکام فرایند مؤسّسۀ آموزشی در دهکده و افزایش توان‌مندی‌هایی که در افراد پرورش داده است در نهایت ممکن است دوستان را قادر سازد که از روش‌ها و برنامه‌هایی که توسّط یکی از سازمان‌های ملهم از تعالیم بهائی به وجود آمده و کارآیی آنها به تجربه ثابت شده و در محدودۀ جغرافیایی به پیشنهاد و با حمایت دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی به اجرا در آمده است بهره گیرند. به علاوه محفل باید بیاموزد که با سازمان‌های اجتماعی و سیاسی محلّی تعامل نماید و به تدریج آگاهی نسبت به حضور امر و تأثیری را که بر پیشرفت دهکده می‌گذارد افزایش دهد. آنچه تشریح شد نمونه‌ای از خصوصیّاتی است که محافل روحانی محلّی در بسیاری از دهکده‌های جهان به تدریج کسب خواهند نمود و به برآوردن نیازهای جوامعی که رشد کمّی روزافزونی دارند کمک خواهند کرد. با ظهور تدریجی قابلیّت‌ها و اختیارات نهفته در این محافل، ساکنان هر دهکده اعضای آن را "امناء الرّحمن بین الامکان" مشاهده خواهند نمود. بدین‌سان این محافل " سرج نورانیّة و حدایق ملکوتیّة" خواهند شد و "ینتشر منها نفحات القدس علی الآفاق و یشرق منها انوار العرفان علی الامکان و یسری منها روح الحیاة علی کلّ الجهات." یک چنین بینش رفیعی البتّه در مورد محافل روحانی محلّی در سراسر جهان نیز صادق است. ماهیّت تکامل یک محفل حتّی در یک شهر بزرگ اساساً به همین نحو می‌باشد. تفاوت‌‌ها اصولاً در وسعت و تنوّع جمعیّت است. مورد اوّل یعنی تفاوت در وسعت ایجاب می‌کند که ناحیۀ تحت اشراف محفل به اقتضای احتیاجات رشد به چند محلّه تقسیم شود و در هر یک به تدریج مکانیزم‌هایی برای رسیدگی به امور امری فراهم گردد. مورد دوم یعنی تنوّع جمعیّت مستلزم آن است که محفل علاوه بر فضای جغرافیایی با فضاهای اجتماعی بی‌شماری که در آن بخش‌هایی از جمعیّت گردهم می‌آیند آشنا گردد و تا حدّ امکان حکمت‌های نهفته در تعالیم را به آنها ارائه دهد. مضافاً، سازمان‌ها و ساختارهای اجتماعی، سیاسی و یا فرهنگی موجود در یک شهر بزرگ که محفل باید کیفیّت تماس با آنها را بیاموزد از نظر تنوّع بسیار وسیع‌تر و از نظر تعداد به مراتب بیشتر از مناطق روستایی است. خدمت در مؤسّسات بهائی با تشریح پیشرفت‌‌هایی که مایلیم در طیّ نقشۀ پنج‌سالۀ بعدی در امور اداری امری مشاهد کنیم، هشدارهای مکرّر حضرت ولیّ‌امرالله را به خاطر می‌آوریم که در توقیعی به زبان انگلیسی می‌فرمایند: "باید مراقب باشیم که مبادا با توجّه بیش از حدّ به اِکمال تشکیلات اداری امری، مقصد الهی از ایجاد آن را از نظر دور داریم." هیکل مبارک به طور مکرّر فرموده‌اند که سیستم اداری بهائی "بایستی به منزلۀ یک وسیله منظور شود و نه اینکه خود به یک هدف" تبدیل گردد و به وضوح می‌فرمایند که منظور نظم اداری خدمت به "مقاصد دوگانه" است. از یک سو "باید ترویج مستمرّ و تدریجی" امر الله را "از طرقی وسیع، صحیح و جامع هدف قرار دهد" و از سوی دیگر "باید تحکیم درونی توفیقات حاصله را موجب گردد." در ادامه می‌فرمایند که "تشکیلات اداری بهائی باید موجب شود که از طریق آن قوای پویای نهفته در امر الهی ظاهر و متبلور گردد و حیات و رفتار انسان‌ها را شکل دهد و هم به منزلۀ واسطه‌ای برای تبادل افکار و هماهنگی فعّالیّت‌ها در بین عناصر متنوّعی که جامعۀ بهائی را تشکیل می‌دهند عمل نماید." امید وطید این جمع آن است که شما عزیزان در طیّ نقشۀ بعدی در مساعی خود برای توسعۀ صحیح و متوازن امور اداری امر الله در تمام سطوح، از محلّی تا ملّی، نهایت کوشش خود را به کار برید و به احبّا کمک نمایید تا وظایف خود را در بستر فرایند رشد جامعه که به نحوی ارگانیک در سراسر عالم در حال شتاب گرفتن است ایفا نمایند. تحقّق این امید به میزان زیادی بستگی به آن خواهد داشت که کسانی که به انجام چنین خدماتی دعوت شده‌اند - چه به عضویّت محفل روحانی انتخاب گردیده یا به عضویّت یکی از دوایر آن منتصب شده باشند، خواه به سمت هماهنگ‌کنندۀ یک مؤسّسۀ آموزشی برگزیده شده و یا به معاونت شما منصوب شده باشند - تا چه حدّ تشخیص دهند که این انتخاب یا انتصاب افتخار بزرگی است که نصیب آنان شده است و حدّ و مرزهایی را که این موهبت برایشان تعیین می‌نماید بشناسند. خدمت در مؤسّسات و دوایر امری براستی موهبتی بس عظیم است ولی نه موهبتی که افراد به دنبال کسب آن باشند بلکه وظیفه و مسئولیّتی است که یک فرد ممکن است در هر مقطع زمانی به انجامش دعوت شود. کلّیّۀ کسانی که در میادین اداری بهائی به خدمت مشغولند البتّه این احساس را خواهند داشت که افتخار بی‌نظیری شامل حال‌شان شده است زیرا که به نحوی از انحا جزئی از اجزای ساختاری هستند که به منظور سریان روح امر الله در عالم طرح‌ریزی شده است. امّا این افراد نباید تصوّر نمایند که چنین خدمتی این حقّ را به آنان می‌دهد که در حاشیۀ فرایند یادگیری که همه جا در حال قوّت گرفتن است فعّالیّت نمایند و از انجام مستلزمات طبیعی آن معاف باشند. هم‌چنین نباید گمان رود که عضویّت در هیئت‌های اداری فرصتی فراهم می‌سازد که فرد با استفاده از آن بتواند استنباط شخصی خود را از مفاد آثار مقدّسه و از نحوۀ اجرای تعالیم ترویج نماید و جامعه را در جهت اولویّت‌های شخصی خود سوق دهد. حضرت ولیّ‌امرالله در یکی از توقیعات مبارک به زبان انگلیسی با اشاره به اعضای محافل روحانی می‌فرمایند که "باید به کلّی خواسته‌ها و امیال خود و علایق و تمایلات شخصی خویش را نادیده گرفته فکر خود را حصر در اموری نمایند که خیر و صلاح جامعۀ بهائی را در بر دارد و مصالح عمومی را ترویج می‌نماید." مؤسّسات بهائی اختیارات لازم برای هدایت احبّا و تأثیرگذاری اخلاقی، روحانی و عقلانی در زندگی افراد و جوامع را دارند. امّا این وظایف می‌بایستی با علم به این نکته انجام شود که خصلت بنیادین هویّت تشکیلاتی بهائی همانا روح خدمت صمیمانه است. یک چنین برداشتی از اختیار و تأثیرگذاری ایجاب می‌کند که کسانی که ادارۀ امور امر الله به آنان وا گذار شده از خود فداکاری نشان دهند. مگر نه این است که حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند: "...آهنی که در کورۀ آتش افتد صفات حدیدی که سیاهی و برودت و جمودت است و ناسوتیست مخفی و نابود گردد فضایل آتش که احمرار و ذوبان و حرارتست و ملکوتیست در آهن ظاهر و باهر شود." مولای حنون هم‌چنین می‌فرمایند: "...شما باید در این مورد یعنی خدمت به عالم انسانی جان‌فشانی کنید و به جان‌فشانی شادمانی و کامرانی نمایید." * دوستان عزیز و محبوب: همان طور که به خوبی می‌دانید قلوب این مشتاقان غرق در سرور است که شما و اعضای هیئت‌های معاونت‌ با چنین توانایی در پیشاپیش میادین تبلیغ به خدمت مشغولید و وظایف مقدّسۀ خویش را مجری می‌دارید تا نار موقدۀ محبّت الله را در افئده و قلوب مشتعل ساخته یادگیری را ترویج نمایید و همه را در تلاش‌ برای اتّصاف به اخلاق نیک و شایسته مدد دهید. هنگامی که جامعۀ بهائی امریکای شمالی در انجام مسئولیّت‌هایی که در الواح نقشۀ ملکوتی به آن تفویض شده بود اجرای اوّلین نقشۀ هفت‌سالۀ خود را آغاز نمود حضرت ولیّ‌ عزیز امر الله بیانیّه‌ای مفصّل و مهیمن مورّخ ۲۵ دسامبر ۱۹۳۸به زبان انگلیسی خطاب به احبّای آن سامان صادر فرمودند که بعداً تحت عنوان ظهور عدل الهی منتشر گردید. این توقیع منیع ضمن تشریح ماهیّت وظایف دوستان، به آنچه هیکل مبارک آن را شرایط روحانی جهت موفّقیّت در همۀ اقدامات بهائی توصیف می‌فرمایند، اشاره می‌نماید. هیکل انور می‌فرمایند که سه شرط از این شرایط "در رتبۀ اولی و درجۀ اعلی از اهمّیّت قرار دارد": حسن رفتار، تمسّک به ذیل عفّت و عصمت در حیات فردی و آزادی از قیود تعصّبات. با توجّه به اوضاع امروز جهان شایسته است که در بارۀ ملاحظات حضرت ولیّ‌امرالله و مقتضیات آن در ارتباط با مساعی جهانی جامعۀ بهائی جهت القای روح امر الهی در هر یک از محدوده‌های جغرافیایی تأمّل و تفکّر فرمایید. حضرت ولیّ‌امرالله با اشاره به حسن رفتار از "عدالت، بی‌طرفی، صداقت، درست‌کاری، انصاف، قابل اعتماد بودن، و امانت‌" نام می‌برند که می‌باید "در همۀ شئون و احوال ما به الامتیاز حیات جامعۀ بهائی باشد" و تأکید می‌فرمایند که هرچند این ضروریّات مربوط به همۀ اعضای جامعه است امّا در درجۀ اوّل متوجّه "نمایندگان منتخب ایشان اعمّ از محلّی و منطقه‌ای و ملّی" می‌باشد، نمایندگانی که علوّ اخلاقیشان باید با "اثرات مخرّب و مأیوس‌کننده‌ای که بازتابی چشم‌گیر از یک حیات سیاسی پرفساد است"، در تضادّی آشکار باشد. هیکل مبارک خواهان "تمسّکی دائم و خلل‌ناپذیر به حبل عدالت" در "جهانی که به نحو غریبی آشفته و بی‌نظم" است می‌باشند و با نقل قول مکرّر از آثار مبارکۀ جمال اقدس ابهی و حضرت عبدالبهاء توجّه احبّا را به موازین عالی صداقت و امانت جلب می‌فرمایند. از احبّا می‌خواهند که در همۀ جنبه‌های حیات‌ خود - در معاملات تجاری، در حیات خانواده
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 692
پیام ۲۹ اوت ۲۰۱۰
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی) ۲۹ اوت ۲۰۱۰ دوستان عزیز و محبوب، عزیمت مرکز میثاق حضرت عبدالبهاء در یک‌صد سال پیش از حیفا به مقصد پورت سعید نوید‌دهندۀ آغاز فصل شکوه‌مند بدیعی در تاریخ امر مبارک بود. سفر هیکل مبارک و مراجعت ایشان به ارض اقدس سه سال به طول انجامید. حضرت ولیّ‌امرالله در اشاره به این رویداد تاریخی می‌فرمایند: "استقرار امر مقدّس حضرت بهاءالله در نیم‌کرۀ غربی - درخشان‌ترین دست‌آوردی که تا ابد با ایّام قیادت حضرت عبدالبهاء مربوط خواهد بود ... - چنان قوای عظيمۀ روحانيّه و ثمرات جنيّۀ لطیفه‌ای به بار آورده بود که مستلزم الطاف مخصوصۀ نيّر پيمان و مشارکت شخصی مرکز عهد رحمان بود...." با آغاز اسفار تاریخی حضرت عبدالبهاء به غرب، امر الهی که بیش از نیم‌قرن در محاصرۀ جنود ظلم و عناد قرار داشت از قیود دیرینه رهایی یافت و برای اوّلین بار بعد از تأسیس این امر مبین، مرکز معلوم و مرجع منصوص اهل بها آزادی عمل یافت تا فارغ از محدودیّت‌ها، مأموریّت محوّلۀ الهیّۀ خود را دنبال نماید. طبق همۀ موازین دنیوی، بعید به نظر می‌رسید که حضرت عبدالبهاء توان و آمادگی انجام این امر خطیر را داشته باشند زیرا که شصت و شش سال از عمر مبارک‌شان سپری شده، از طفولیّت در تبعید و سرگونی بسر برده، مدرسه ندیده، مدّت چهل سال در اسارت و زندان زیسته، قوای جسمانی‌‌شان به تحلیل رفته و با آداب و السنۀ غربی کاملاً ناآشنا بودند. با این حال، بی‌اعتنا به راحت و آسایش خویش، بی‌توجّه به مخاطرات سفر و با اتّکای کامل به تأییدات الهیّه برای انتشار امر حضرت پروردگار قیامی دلیرانه فرمودند و با نفوس گوناگون در نه کشور در سه قارّۀ جهان معاشر گردیدند. وسعت و شدّت مجهودات خستگی‌ناپذیر هیکل مبارک در این سفر آن‌چنان بود که "عشّاق روی مبینش را در شرق و غرب در دریای تحسین و حیرت مستغرق ساخت و نفوذ و تأثیری بی‌زوال"در آیندۀ این امر ابدع اعظم باقی گذاشت. بهائیان در سراسر جهان در طیّ چند سال آینده، رویدادهای اسفار تاریخی حضرت عبدالبهاء را با شادمانی به خاطر خواهند آورد. امّا اهمّیّت این سالگرد فراتر از زمانی برای بزرگداشت است. بیانات مرکز عهد الهی و سلوک و شیم سراسر حکمت و محبّت آن طلعت نورا در طیّ این اسفار، منبع عظیمی از الهام و بصیرت است که مشتاقان روی آن دلبر آفاق امروزه می‌توانند در مساعی خود برای استقبال از نفوس مستعدّ، افزایش توان‌مندی برای خدمت، ایجاد و توسعۀ جوامع محلّی، تقویت تشکیلات امری و یا استفاده از فرصت‌هایی که جهت مشارکت در اقدام اجتماعی و گفتمان‌های عمومی پیش می‌آید، از آن بهره گیرند. بنا بر این ما اهل بها باید نه تنها در بارۀ توفیقات مرکز میثاق و آنچه حضرتش انجام آن را به جریان انداخت تأمّل نماییم بلکه در مورد امور انجام نشده‌ای که هیکل مبارک به ما ارجاع فرموده‌اند نیز به تفکّر پردازیم. حضرت عبدالبهاء در الواح نقشۀ ملکوتی آرزوی قلبی خود را چنین ابراز می‌فرمایند: ایکاش از برای من میسّر می‌شد که پای پیاده ولو به کمال فقر به آن صفحات مسافرت می‌نمودم و نعره‌زنان در شهرها و دهات و کوه و بیابان و دریا یا‌بهاء‌الابهی می‌گفتم و ترویج تعالیم الهی می‌نمودم ولی حال از برای من میسّر نه لهذا در حسرتی عظیم هستم بلکه انشاء‌الله شماها موفّق گردید. از زمانی که این بیانات مبارک عزّ صدور یافت قریب یک قرن می‌گذرد. نقشۀ ملکوتی الهی مرحله به مرحله با موفّقیّت شایان به موقع اجرا گذاشته شده و امر حضرت یزدان در جمیع اقطار عالم استقرار یافته است. امروزه ما بهائیان در نقاطی که حضرت عبدالبهاء مشتاق سفر به آن بودند زندگی می‌کنیم. آحاد احبّا، جوامع و تشکیلات بهائی اکنون توان‌مندی لازم را جهت اقدامات سیستماتیک، پایدار و منسجم کسب کرده‌اند. از اینرو شایسته است که در این ایّام پرانجذابِ تذکّر و یادبود، هر یک از عشّاق باوفای طلعت میثاق به اسم آن هیکل انور در میدان خدمت قیامی دلیرانه نماید و سهم خود را، هر چقدر ناچیز، در پیشرفت نقشه‌ای که آن وجود مقدّس تدوین فرمود، آن میراث گران‌بهای جاودانی، ادا نماید. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 691
پیام رضوان ۲۰۱۰
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان رضوان ۲۰۱۰ میلادی (۱۶۷ بدیع) (از: مرکز جهانی بهائی) پیروان حضرت بهاءالله در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، با قلوبی سرشار از تحسین برای پیروان حضرت بهاءالله، در کمال مسرّت اعلام می‌داریم که در این ایّام فرخندۀ رضوان تعداد جدیدی از برنامه‌های فشردۀ رشد در هر یک از قارّات عالم آغاز شده که رقم کلّ این برنامه‌ها را در سراسر جهان به بیش از ۱۵۰۰ می‌رساند و هدف نقشۀ پنج‌ساله را یک سال پیش از اختتام آن تحقّق می‌بخشد. به شکرانۀ این موفّقیّت عظیم و این پیروزی شگفت‌انگیز سر تعظیم و سپاس به درگاه حضرت بی‌نیاز فرود می‌آوریم. سالکان طریق خدمت اعطای این فرصت یک‌ساله را فضل و موهبتی از محبوب عالمیان به جامعۀ پیروان خویش دانسته آن را ارج می‌نهند، فرصتی که در آن قادرند الگوی ترویج و تحکیم را که اکنون در همه جا تمکّن یافته استحکام بخشند و برای اقداماتی که در نقشۀ جهانی بعدی به اجرای آن دعوت خواهند شد آماده گردند، نقشه‌ای که پنج سال امتداد خواهد داشت و پنجمین نقشه از سلسله مجهوداتی خواهد بود که هدف صریح آن پیشبرد فرایند دخول افواج است. چون در این ایّام خجسته به تأمّل می‌پردازیم، لازم می‌دانیم یک نکته را روشن ‌سازیم: حسّ عمیق مباهات و سپاس این جمع چندان مرهون موفّقیّت‌های آماری شما نیست، اگرچه آن خود قابل توجّه است. سپاس و امتنان این مشتاقان به سبب مجموعه‌ای از تغییرات و تحوّلاتی است که در سطح عمیق‌تر فرهنگ جامعه به وجود آمده است، تحوّلاتی که این موفّقیّت‌ها بر آن گواهی می‌دهد. مهم‌ترین این تحوّلات افزایش توان‌مندی احبّا در صحبت و مذاکره با دیگران در بارۀ امور روحانی و به آسانی سخن گفتن راجع به نفس مقدّس حضرت بهاءالله و این ظهور اعظم است. احبّا به خوبی دریافته‌اند که تبلیغ امر الله از جمله لوازم اوّلیّۀ یک زندگی آراسته به رأفت و بخشندگی است. در پیام‌های اخیر، مسرّت خود را از مشاهدۀ افزایش مستمرّ فعّالیّت‌های تبلیغی در سراسر جهان ابراز داشته‌ایم. ایفای این وظیفۀ اساسی روحانی از طرف افراد احبّا از جمله خصوصیّات ضروری حیات بهائی بوده و هست. تأسیس ۱۵۰۰ برنامۀ فشردۀ رشد به خوبی نشان می‌دهد که آحاد مؤمنین با شهامت و بصیرت فزاینده‌ای از حلقۀ اعضای فامیل و دوستان خود گام فراتر نهاده آماده‌اند تا ید قدرت الهی آنان را به سوی نفوس مستعدّ در هر محل که ساکن باشند هدایت نماید. حتّی بر اساس یک تخمین بسیار محتاطانه، تعداد کسانی که هم‌اکنون در فعّالیّت‌های فشردۀ دوره‌ای شرکت می‌کنند تا بر اساس تفاهم و درک مشترک با کسانی که قبلاً آنها را بیگانه می‌شمردند پیوند دوستی ببندند به ده‌ها هزار نفر بالغ می‌شود. احبّا در مساعی خود برای معرّفی ساده و واضح حقایق اساسی امر الله، از نمونۀ بارز و گویای کتاب ششم مؤسّسۀ روحی بهرۀ وافر برده‌اند. هر جا که منطقِ اصلی این طرز معرّفی درک ‌شود و از گرایش تبدیل آن به یک فرمول اجتناب ‌گردد، استفاده از آن گفتگویی را آغاز می‌کند که خصوصیّت ممیّزۀ آن حسن تفاهم و کیفیّت روابط حاصله بین طرفین است. مادام که این گفتگو از ملاقات اوّلیّه فراتر رود و یک دوستی واقعی شکل گیرد، این نوع تبلیغ مستقیم می‌تواند عاملی راه‌گشا برای یک فرایند پایدار تقلیب روحانی باشد. این مسئله که تماس اوّلیّه با این دوستانِ تازه‌یافته منجرّ به دعوت آنان به تسجیل و یا شرکت در یکی از فعّالیّت‌های جامعۀ بهائی شود، چندان مهم نیست. آنچه حائز اهمّیّت بیشتری می‌باشد این است که هر فرد احساس کند که هم‌کاریش با جامعۀ بهائی در کمک‌ به بهسازی اجتماع با گرمی مورد استقبال قرار می‌گیرد و از این طریق در مسیری از خدمت به بشریّت گام می‌نهد که ممکن است در بدایت و یا در مراحل بعدی به تسجیل او بیانجامد. اهمّیّت این تحوّل را نباید ناچیز انگاشت. در هر محدودۀ جغرافیایی، پس از آنکه الگوی عمل استحکام یافت، باید از طریق شبکه‌ای از هم‌کاران و آشنایان به گسترش آن پرداخت و در عین حال قوا را بر روی گروه‌های کوچک‌تر متمرکز نمود تا هر یک از آنها کانونی از فعّالیّت‌های فشرده گردد. در یک محدودۀ جغرافیایی شهری، حدود چنین کانون فعّالیّتی احیاناً بهتر از هر چیز مرزهای یک محلّه می‌باشد و در یک محدودۀ روستایی، یک دهکده فضای اجتماعی مناسبی برای این منظور خواهد بود. اشخاصی که در این شرایط به خدمت مشغولند، اعمّ از سکنۀ محل یا معلّمینی از نقاط دیگر، براستی باید فعّالیّت‌های خود را گامی در جهت جامعه‌سازی بدانند. اطلاق عناوینی چون دیدار "منزل به منزل" به مجهودات تبلیغی آنها، حتّی اگر اوّلین تماس شامل دیدار ساکنان یک خانه بدون اطّلاع قبلی باشد، فرایندی را که هدفش افزایش توان‌مندی مردم برای به عهده گرفتن مسئولیّت پیشرفت روحانی، اجتماعی و عقلانی خود می‌باشد به نحو شایسته‌ای توصیف نمی‌نماید. فعّالیّت‌هایی که این فرایند را به پیش می‌برد و دوستان تازه به مشارکت در آن دعوت می‌شوند: جلساتی که خصلت نیایش را در جامعه تقویت می‌کند، کلاس‌هایی که قلوب و اذهان لطیف کودکان را پرورش می‌دهد، گروه‌هایی که انرژی سرشار نوجوانان را جهت می‌بخشد، حلقه‌های مطالعه‌ای که به روی همه باز است و افرادی با پیشینه‌های گوناگون را قادر می‌سازد تا پا به پای یک‌دیگر به پیش روند و کاربرد تعالیم الهی را در حیات فردی و جمعی خود شناسایی نمایند - همۀ این فعّالیّت‌ها احیاناً باید تا مدّتی با مساعدت افرادی غیر از سکنۀ محل تداوم یابد. امّا باید انتظار داشت که افزایش تعداد این فعّالیّت‌های اساسی به زودی توسّط منابع انسانی بومی محلّه یا دهکده یعنی زنان و مردانی که مشتاق بهبود شرایط مادّی و معنوی محیط اطراف خود هستند، تداوم پذیرد. بنا بر این به تدریج ترتیبی بدیع و موزون از حیات جامعه که متناسب با توان‌مندی تعداد فزاینده‌ای از افرادی متعهّد به بینش حضرت بهاءالله در مورد یک نظم بدیع است، ظاهر می‌گردد. در این بستر، آمادگی برای پذیرش پیام حضرت بهاءالله به صورت تمایل به مشارکت در فرایند جامعه‌سازی که با فعّالیّت‌های اساسی نقشه به حرکت درمی‌آید، جلوه‌گر می‌شود. در محدوده‌های جغرافیایی متعدّدی که در آن برنامۀ فشردۀ رشد اکنون در حال اجرا است، وظیفۀ احبّا در سال آینده این است که با به کار بردن روش مستقیم معرّفی مبانی امر مبارک، به تبلیغ در بین یک یا چند جمعیّت‌ مستعدّ بپردازند و نفوسی را بیابند که آرزومندند سستی و رخوتی را که اجتماع بر آنان تحمیل نموده از خود بزدایند و با کار کردن در کنار یک‌دیگر در محلّه‌ها و دهکده‌های خود، یک فرایند تقلیب جمعی را آغاز نمایند. اگر احبّا به تلاش خود برای آموختن راه و روش‌های جامعه‌سازی در محیط‌های کوچک به صورت مذکور ادامه دهند، اطمینان داریم که به هدف دیرینۀ مشارکت عمومی در امور امری به مراتب نزدیک‌تر خواهیم شد. برای تحقّق این هدف خطیر، احبّا و مؤسّساتی که به آنها خدمت می‌کنند باید مساعی خود را صرف تقویت فرایند مؤسّسۀ آموزشی در محدودۀ جغرافیایی نمایند و تعداد افرادی را که قادرند راهنمای حلقه‌های مطالعه شوند به نحو قابل ملاحظه‌ای افزایش دهند. زیرا باید توجّه داشت، فرصتی که اکنون برای پرورش یک حیات پویا و هدف‌مند در محلّه یا دهکده در دسترس احبّا قرار گرفته تنها محصول تحوّلات مهمّی است که طیّ ده سال گذشته در آن جنبه از فرهنگ جامعۀ بهائی که مربوط به تزیید معلومات امری می‌باشد، رخ داده است. هنگامی که در دسامبر سال ۱۹۹۵ احبّا را به تأسیس مؤسّسات آموزشی در سراسر جهان دعوت نمودیم، الگوی رایج در جامعۀ بهائی برای کمک به احبّا برای کسب معارف امری اساساً دوره‌ها و کلاس‌هایی بود که به مدّت‌های متفاوت برای مطالعۀ مواضیع‌ مختلف تشکیل می‌شد. این الگو نیازهای مراحل ابتدایی توسعۀ جامعۀ جهانی بهائی را که تعداد اعضای آن هنوز نسبتاً معدود و توجّهش عمدتاً به گسترش جغرافیایی خود در سطح کرۀ زمین معطوف بود به خوبی برآورده می‌ساخت. امّا در آن زمان به صراحت اظهار داشتیم که برای آنکه فرایند دخول افواج به نحو قابل ملاحظه‌ای سرعت یابد ضروری خواهد بود که رویکرد دیگری برای مطالعۀ آثار شکل گیرد، رویکردی که منجرّ به ورود تعداد کثیری به میدان عمل گردد. به این منظور، از مؤسّسات آموزشی خواستیم که گروه‌های فزاینده‌ای از احبّا را برای خدمت به امر الله از طریق دوره‌هایی که دانش، بینش و مهارت‌های لازم را برای انجام وظایف متعدّد مربوط به تسریع ترویج و تحکیم ارائه می‌نماید، یاری دهند. مطالعۀ آثار امری و کوشش برای درک بهتر ظهور شکوه‌مند حضرت بهاءالله تکلیفی است که بر عهدۀ هر یک از پیروان آن حضرت گذاشته شده است. همه موظّفند که بر حسب توان و تمایل خود، در بحر زخّار ظهور اعظمش کاوش نمایند و از لآلی حکمت که در آن به ودیعه گذاشته شده بهره برند. بدین ترتیب کلاس‌های محلّی تزیید معلومات، مدارس تابستانه و زمستانه، و جلسات مخصوصی که در آن احبّای متبحّر در آثار بهائی می‌توانستند بینش‌ خود را در بارۀ مواضیع‌ مختلف با دیگران در میان بگذارند طبیعتاً از ویژگی‌های برجستۀ حیات بهائی گردید. همان گونه که عادت به تلاوت روزانۀ آیات الهی جزئی ضروری از هویّت بهائی باقی خواهد ماند، این نوع مطالعات نیز جزئی از حیات جمعی جامعه خواهد بود. امّا وقتی مطالعه و خدمت با هم توأم گردد و هم‌زمان صورت گیرد، درک مقتضیات آیات الهی هم برای رشد فردی و هم برای پیشرفت اجتماعی چندین برابر افزایش می‌یابد. در میدان خدمت، دانش مورد آزمایش قرار می‌گیرد، سؤالاتی در حین عمل پیش می‌آید و مدارج جدیدی از فهم و ادراک حاصل می‌شود. به مدد سیستم آموزشِ از راه دور که اکنون در کشورهای مختلف یکی پس از دیگری تأسیس گردیده و عناصر اصلی آن شامل حلقۀ مطالعه، راهنما و موادّ درسی مؤسّسۀ آموزشی روحی است، جامعۀ جهانی بهائی این توان‌مندی را کسب نموده که هزاران بل میلیون‌ها نفر را قادر ‌سازد که آثار الهی را در گروه‌های کوچک با هدفِ مشخّص تحقّق بخشیدن به تعالیم بهائی و پیشبرد فعّالیّت‌های امری به مرحلۀ بعدی یعنی ترویج و تحکیم مستمرّ در مقیاسی وسیع، مطالعه نمایند. اهمّیّت حصول چنین امکاناتی را نباید نادیده گرفت. بی‌ارادگی و بی‌تفاوتی مولود فشارهای اجتماع امروزی است. اشتیاق به تفریح و سرگرمی از کودکی با کارآیی روزافزون تقویت می‌شود و نسل‌هایی تربیت می‌گردند که با میل و رضا از هر کس که در برانگیختن احساسات سطحی مهارت دارد پیروی می‌کنند. حتّی در بسیاری از نظام‌های آموزشی، با محصّلین طوری رفتار می‌شود که گویا ظروفی تهی برای دریافت اطّلاعات هستند. اینکه عالم بهائی موفّق به ایجاد فرهنگی شده است که شیوه‌ای از تفکّر، مطالعه و عمل را ترویج می‌دهد و همگان خود را رهروان یک مسیر خدمت می‌دانند - یک‌دیگر را مساعدت نموده با هم به پیش می‌روند، دانشی را که هر یک در هر مقطع زمانی دارا است ارج می‌نهند و از گروه‌بندی مؤمنین به دسته‌هایی مثل "بامعلومات" و "بی‌معلومات" اجتناب می‌ورزند - موفّقیّتی است بس عظیم و در آن تحرّک یک نهضت توقّف‌نا‌پذیر به چشم می‌خورد. آنچه از ضرورت خاصّی برخوردار است افزایش چشم‌گیر کیفیّت فرایند آموزشی در سطح حلقۀ مطالعه در طیّ سال آینده می‌باشد تا استعداد بالقوّۀ سکنۀ محلّی برای ایجاد چنین پویایی و تحرّکی تحقّق پذیرد. برای حصول این مقصود، نقش کسانی که در مقام راهنما خدمت می‌کنند مهم خواهد بود. وظیفۀ این راهنمایان همانا ایجاد محیطی است که در دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی پیش‌بینی شده، محیطی که موجب توان‌دهی روحانی به افراد می‌گردد تا خود را عوامل فعّال یادگیری خویش و دست‌اندرکاران تلاش‌های مستمرّ برای استفاده از دانش برای ایجاد تحوّل فردی و جمعی شمرند. اگر در این مورد قصور شود، هر قدر تعداد حلقه‌های مطالعه در محدودۀ جغرافیایی افزایش یابد، باز نیروی لازم جهت ایجاد تغییر تولید نخواهد شد. برای آنکه کار راهنمایان به مدارج عالی‌تری از کمال برسد، باید به خاطر داشت که مسئولیّت اوّلیّۀ پرورش منابع انسانی در یک منطقه یا کشور به عهدۀ مؤسّسۀ آموزشی است. مؤسّسۀ آموزشی در عین حال که می‌کوشد تعداد شرکت‌کنندگان را افزایش دهد، باید به صورت یک ساختار - از هیئت‌مدیره گرفته تا هماهنگ‌کنندگان در سطوح مختلف و راهنمایانی که به تودۀ مردم خدمت می‌کنند - به همان میزان بر کارآیی تمامی سیستم تأکید داشته باشد، زیرا نهایتاً حصول دست‌آوردهای مستمرّ کمّی منوط به پیشرفت کیفی خواهد بود. در سطح محدودۀ جغرافیایی هماهنگ‌کنندگان باید در مجهودات خویش برای همراهی راهنمایان حلقه‌های مطالعه هم پویایی و اشتیاق از خود نشان دهند و هم از تجربیّات عملی استفاده کنند. هم‌چنین آنها موظّفند جلساتی ادواری برای راهنمایان ترتیب دهند تا در بارۀ مجهودات خود تفکّر و تأمّل نمایند. جلساتی که به منظور مطالعۀ مجدّد منتخباتی از موادّ مؤسّسۀ آموزشی تشکیل می‌گردد ممکن است گاه‌گاهی مفید باشد به شرط آنکه نیاز به آموزش مداوم را تلقین ننماید. قابلیّت‌های راهنما با ورود وی به میدان عمل و کمک به دیگران در جهت نیل به اهداف سلسله نقشه‌های جهانی کنونی از طریق مطالعۀ دوره‌های متسلسل و اجرای قسمت‌های عملی آن، به تدریج افزایش می‌یابد. هم‌چنان که زنان و مردان در سنین مختلف این دوره‌های متسلسل را می‌گذرانند و با کمک راهنمایان مطالعۀ هر دوره را تکمیل می‌نمایند، دیگران - به خصوص هماهنگ‌کنندگانی که مسئول کلاس‌های کودکان، گروه‌های نوجوانان و حلقه‌های مطالعه هستند یعنی خدماتی که برای تداوم خود سیستم جنبۀ حیاتی دارد - باید آماده باشند تا آنان را در خدماتی که بر حسب توانایی و علاقۀ خود به عهده می‌گیرند همراهی کنند. برخورداری این سیستم از تحرّک لازم باید کماکان موضوع یادگیری جدّی در همۀ کشورها، طیّ دوازده ماه آینده باشد. توجّه به تربیت روحانی کودکان همواره جزئی از فرهنگ جامعۀ بهائی بوده است و نتیجۀ اقدامات مربوطه پیدایش دو واقعیّت هم‌زمان می‌باشد. یک واقعیّت تأسّی به دست‌آوردهای بهائیان ایران با ویژگی توان‌مندی تشکیل کلاس‌های سیستماتیک در مدارج مختلف برای کودکان خانواده‌های بهائی بود و معمولاً به منظور انتقال دانش راجع به تاریخ و تعالیم امر به نسل‌ جدید ارائه می‌شد. در اکثر نقاط جهان تعداد کسانی که از چنین کلاس‌هایی بهره‌مند شده‌اند نسبتاً اندک بوده است. واقعیّت دیگر در مناطقی اعمّ از شهری و روستایی که در آن تصدیق امر در مقیاس وسیع به وقوع پیوسته بود آشکار شد. در این مورد کلاس‌ها از عمومیّت بیشتری برخوردار بود. با وجودی که کودکان خانواده‌های مختلف هم مشتاق شرکت در این کلاس‌ها بودند و هم با آغوش باز پذیرفته می‌شدند، عوامل مختلفی مانع از آن گردید که موادّ درسی با نظم و ترتیب لازم سال به سال ارائه شود. چقدر موجب خشنودی است که با تشکیل کلاس‌های سیستماتیک برای همگان به اهتمام دوستانی که‌‌ توسّط مؤسّسات آموزشی در سراسر عالم تعلیم دیده‌اند، این دوگانگی که محصول شرایط تاریخی بوده حال رو به زوال است. یک چنین آغاز امیدبخشی را باید اکنون با همّت و جدّیّت دنبال کرد. در هر محدودۀ جغرافیایی که برنامۀ فشردۀ رشد در جریان است باید کوشید تا با نظمی بیشتر تمهیدات لازم برای تربیت روحانی تعداد فزاینده‌ای از کودکان از خانواده‌هایی با پیشینه‌های مختلف فراهم شود، زیرا این امر برای فرایند جامعه‌سازی‌ که در محلّه‌ها و دهکده‌ها در حال شتاب گرفتن است ضروری می‌باشد. این اقدام کار دشواری خواهد بود و مستلزم شکیبایی و تعاون هم از جانب والدین و هم از جانب مؤسّسات می‌باشد. از مؤسّسۀ روحی تقاضا شده است که برنامه‌های خود را جهت تکمیل‌ دوره‌های تربیت معلّم برای کلاس‌های کودکان در سطوح مختلف همراه با دروس مربوطه برای خردسالان 5 تا 6 ساله تا کودکان 10 تا 11 ساله تسریع نماید. بدین ترتیب، فاصلۀ کنونی بین موادّ درسی موجود برای این گروه سنّی یعنی دروس کودکان و برخی از کتاب‌های نوجوانان که مسائلی مستقیم راجع به دیانت بهائی را بحث می‌کند، مانند کتاب "روح ایمان" و کتاب در دست انتشار "قوّۀ روح القدس"، پر خواهد شد. با اضافه شدن این دوره‌ها و دروس تکمیلی، مؤسّسات آموزشی در کلّیّۀ کشورها قادر خواهند بود که معلّمین و هماهنگ‌کنندگان مورد نیاز را جهت ارائۀ مفاد اصلی یک برنامه برای تربیت روحانی کودکان در سطوح مختلف آماده سازند، برنامه‌ای که در اطراف آن عناصر فرعی می‌تواند سازمان یابد و مورد استفاده قرار گیرد. در این فاصله، مؤسّسات آموزشی باید نهایت کوشش خود را بنمایند که از میان سایر موادّ آموزشی موجود موادّی مناسب در اختیار معلّمین قرار دهند تا از آن بر حسب احتیاج در کلاس‌های کودکان سنین مختلف استفاده نمایند. دارالتّبلیغ بین‌المللی تحرّکِ پرشوری به مجهودات لازم برای تحقّق قبل از موعدِ اهداف نقشۀ پنج‌ساله بخشید و بدین سبب از آن مؤسّسۀ جلیله صمیمانه سپاس‌گزاریم. میزان انرژی شگرفی که این مؤسّسه صرف این مشروع عظیم جهانی نمود، پی‌گیری مجدّانۀ پیشرفت‌ نقشه در هر یک از قارّات و هم‌کاری نزدیک آن با مشاورین قارّه‌ای، نمایان‌گر پرتوی از قوای عظیمه‌ای بود که در نظم اداری بهائی به ودیعه نهاده شده است. حال که دارالتّبلیغ بین‌المللی توجّه‌ خود را با همان قوّت به مسائل مربوط به کارآیی فعّالیّت‌ها در سطح محدودۀ جغرافیایی معطوف می‌دارد، بدون شک توجّه خاصّی نیز به تشکیل کلاس‌های کودکان مبذول خواهد داشت. مطمئن هستیم که تجزیه و تحلیل دارالتّبلیغ در سال آینده از تجربیّات حاصله در چند محدودۀ جغرافیایی منتخَب با شرایط اجتماعی مختلف، موجب شناخت بهتری از بعضی مسائل عملی خواهد شد و تأسیس کلاس‌های مرتّب برای کودکان سنین مختلف را در محلّه‌ها و دهکده‌ها امکان‌پذیر خواهد ساخت. انتشار سریع برنامۀ توان‌دهی روحانی به نوجوانان جلوۀ دیگری از پیشرفت فرهنگی جامعۀ بهائی است. در حالی که روندهای جهانی، این گروه سنّی را به صورت افرادی مشکل‌آفرین، سردرگم در آلام تغییرات پرآشوب بدنی و عاطفی، بی‌اعتنا و خودبین تصویر می‌کند، جامعۀ بهائی با کلامی که به کار می‌برد و با رویکردی که اتّخاذ می‌کند، مصمّمانه در جهت مخالف حرکت می‌نماید و به جای صفات مزبور، در نوجوانان خصایصی چون نوع‌دوستی، عدالت‌خواهی، اشتیاق به آموختن در بارۀ عالم و آرزوی کمک به ساختن دنیایی بهتر می‌بیند. گزارش‌های متوالی ‌که در آن نوجوانان در کشورهای مختلف در سراسر جهان به عنوان شرکت‌کننده در این برنامه‌ها، افکار و نظریّات خود را ابراز می‌دارند مؤیّد اعتبار این بینش است. شواهد بسیاری نشان می‌دهد که این برنامه به طور فزاینده‌ای نوجوانان را به نحوی به بررسی واقعیّت‌ها مشغول می‌دارد که آنها می‌توانند نیروهای سازنده و مخرّب فعّال در اجتماع را تجزیه و تحلیل کرده و اثرات هر یک را بر افکار و اعمال خود شناسایی نمایند. این برنامه بینش روحانی آنها را شدّت می‌بخشد، قدرت بیان آنها را افزایش می‌دهد و ساختارهای اخلاقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را که در تمام طول زندگی یاور آنها خواهد بود تقویت می‌نماید و در سنّی که قوای عقلانی، روحانی و جسمانی آنها در حال شکوفایی است، ابزار لازمه را در اختیار آنها قرار می‌دهد تا با نیروهایی که هویّت واقعی آنها را در مقام موجوداتی شریف سلب می‌کند به مبارزه پردازند و در جهت پیشبرد سعادت همگان فعّالیّت نمایند. اینکه قسمت عمدۀ این برنامه مطالب را از دیدگاه بهائی ولی نه به صورت آموزش دینی بررسی می‌کند، راه را برای عرضۀ آن به نوجوانان در محیط‌ها و شرایط مختلف باز کرده است. در نتیجه در بسیاری از موارد، مجریان این برنامه با اطمینان به میدان اقدام اجتماعی وارد می‌شوند و با مسائل و امکانات گوناگونی رو به رو می‌گردند. این اقدامات و مسائل و امکانات توسّط دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در ارض اقدس به صورت یک فرایند یادگیری در سطح جهانی دنبال و تنظیم می‌گردد. تا کنون به مدد دانش و تجربۀ به دست آمده، چند محدودۀ جغرافیایی در اطراف جهان این توان‌مندی‌ را کسب نموده‌اند که هر یک متجاوز از هزار نوجوان را تحت پوشش این برنامه قرار دهند. برای اینکه محدوده‌های جغرافیایی دیگر نیز بتوانند به سرعت در این جهت پیش روند، دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی، با کمک گرو‌هی از احبّا، مشغول تأسیس شبکه‌ای از جایگاه‌هایی در همۀ قارّات عالم برای تعلیم هماهنگ‌کنندگان در صد‌ها محدوده می‌باشد. این افراد کاردان پس از بازگشت هماهنگ‌کنندگان به محدوده‌های جغرافیایی خود، به حمایت آنان ادامه می‌دهند تا آنها بتوانند محیطی سرشار از روحانیّت در جهت تداوم برنامۀ نوجوانان به وجود آورند. اگرچه نوعی الگوی عمل هم‌اکنون نمایان گشته ولی مطمئنّاً دانش بیشتری در این زمینه به دست خواهد آمد. توان‌مندیِ جامعۀ بهائی تنها عاملی است که میزان پاسخگویی آن را به تقاضای مدارس و گروه‌های مدنی برای این برنامه محدود می‌سازد. آن دسته از محدوده‌های جغرافیایی‌که در حال حاضر برنامۀ فشردۀ رشد دارند، از حیث شرایط و اوضاع‌ طیف وسیعی را تشکیل می‌دهند. در بعضی محدوده‌ها تعداد گروه‌های نوجوانان معدود و در برخی دیگر به حدّی است که به خدمات یک هماهنگ‌کنندۀ اختصاصی با پشتیبانی مداوم از طرف جایگاهی برای نشر یادگیری نیاز می‌باشد. برای حصول اطمینان از اینکه این توان‌مندی در همۀ محدوده‌های جغرافیایی مورد نظر افزایش ‌یابد، لازم می‌دانیم که تا پایان نقشۀ کنونی 32 جایگاه یادگیری، هر یک در خدمت حدود بیست محدودۀ جغرافیایی با هماهنگ‌کنندگانی تمام‌وقت، شروع به کار نمایند. در سایر این گونه محدوده‌های جغرافیایی، باید در سال جاری به ایجاد توان‌مندی برای عرضۀ این برنامه و ازدیاد منظّم گروه‌های نوجوانان اولویّت داد. * پیشرفت‌هایی که تا اینجا به آن اشاره کردیم - افزایش توان‌مندی برای تبلیغ مستقیم و شروع گفتگوهای هدف‌مند در مورد مسائل مهمّ روحانی با مردم از هر طبقه و گروه، شکوفایی شیوه‌ای از مطالعۀ آثار امری توأم با عمل، تجدید تعهّد نسبت به آموزش روحانی کودکان در محلّه‌ها و دهکده‌ها و گسترش تأثیر برنامه‌ای که یک هدف اخلاقی دوگانه را به نوجوانان القا می‌کند، یعنی پرورش استعدادهای ذاتی خود و کمک به تقلیب جامعه - همگی با پیشرفت دیگری در عرصۀ فرهنگ که پیامدهایش بسیار وسیع است، تقویت می‌شوند. نشانۀ این تکامل در آگاهی جمعی استفادۀ روزافزون از واژۀ "همراهی" در مکالمات بین احبّا است، واژه‌ای که با وارد شدن در مجموعۀ لغات متداول در جامعۀ بهائی مفهوم جدیدی یافته است. این واژه نمایان‌گر تقویت چشم‌گیر فرهنگی است که در آن یادگیری شیوۀ عمل است، شیوه‌ای که باعث مشارکت آگاهانۀ تعداد فزاینده‌ای از مردم در کوششی متّحد برای به کارگیری تعالیم حضرت بهاءالله در بنای تمدّن الهی می‌گردد، تمدّنی که تأسیس آن به فرمودۀ حضرت ولیّ‌امرالله غایت قصویٰ و مقصد اعلای این دور مقدّس است. چنین رویکردی با ورشکستگی روحانی و روش‌ رو به زوال یک نظام اجتماعی کهنه شدیداً در تضادّ است، نظامی که اغلب با سلطه‌جویی یا آز و طمع و یا ایجاد حسّ گناه‌کاری در افراد و یا دخل و تصرّف ریاکارانه در امور خواهان تسلّط بر قوای بشری می‌باشد. تجلّی این تحوّل فرهنگی در روابط بین احبّا در کیفیّت تعامل آنان مشاهده می‌شود. یادگیری به صورت یک شیوۀ عمل مستلزم آن است که همگی تواضع و فروتنی در پیش گیرند حالتی که در آن انسان نفس خویش را فراموش می‌کند، توکّل تام بر حضرت پروردگار دارد، متّکی به قدرت و حمایت اوست، به تأییدات لاریبیّه‌اش مطمئن است و به یقین مبین می‌داند که تنها حیّ توانا است که قادر است پشۀ ضعیف را عقاب قویّ و قطره را بحر عظيم نماید. در چنین حالتی نفوس پیوسته با هم‌ فعّالیّت می‌کنند و شادی و سرور خود را نه چندان در دست‌آوردهای خویش بلکه در پیشرفت و خدمات دیگران می‌یابند. از این جهت است که افکارشان همواره متوجّه یاری رساندن به یک‌دیگر است تا بر قلل خدمت در سبیل امر مبارکش عروج نمایند و در افلاک علم و معرفت او به پرواز درآیند. این است آنچه شاهد شکوفایی آن در الگوی کنونی فعّالیّت‌ در سراسر جهان هستیم، الگویی که پیر و جوان و قدیم و جدید همه در کنار هم به ترویج آن مشغولند. این پیشرفت فرهنگی نه فقط بر روابط بین افراد تأثیر می‌گذارد بلکه پیامدهایش را می‌توان در اجرای امور اداری امری نیز ملاحظه نمود. از آنجا که یادگیریْ شاخص نحوۀ عمل جامعه شده است برخی از جنبه‌های تصمیم‌گیری در زمینۀ ترویج و تحکیم به جمع مؤمنین محوّل گردیده تا برنامه‌ریزی و اجرای آن بتواند بیشتر پاسخگوی وضعیّت موجود محل باشد. به خصوص برای کسانی که در سطح محدودۀ جغرافیایی به فعّالیّت مشغولند، فضایی از طریق جلسات تأمّل و تفکّر به وجود آمده است که هر از گاهی دور هم جمع شوند و در پرتو تجربه و راهنمایی‌ مؤسّسات امری در مورد موقعیّت فعلی خود به اتّفاق نظر رسند و گام‌‌های بعدی را مشخّص نمایند. فضای مشابهی توسّط مؤسّسۀ آموزشی به وجود آمده که تمهیداتی برای افرادی که در مقام راهنمایان، معلّمین کلاس‌های کودکان و مشوّقین گروه‌های نوجوانان در محدودۀ جغرافیایی خدمت می‌کنند فراهم می‌سازد تا جداگانه ملاقات‌ نموده و در بارۀ تجارب خود به مشورت پردازند. در کنار این فرایند مشورتی مردمی و در ارتباط بسیار نزدیک با آن، نهادهای مؤسّسۀ آموزشی و لجنۀ ناحیه‌ای تبلیغ همراه با اعضای هیئت معاونت قرار دارند که تعامل مشترک‌شان فضای دیگری ایجاد می‌کند که در آن تصمیمات مربوط به رشد، این بار به صورت رسمی‌تری، اتّخاذ ‌گردد. شیوۀ کار این سیستمِ محدودۀ جغرافیایی که بر حسب اقتضا ایجاد شده، نمایان‌گر یک ویژگی مهمّ نظم اداری بهائی است: این نظم هم‌چنان که تحت هدایت بیت العدل اعظم تکامل می‌یابد از حیث ساختارها و فرایندها و روابط و فعّالیّت‌ها همانند یک موجود زنده ذاتاً قابلیّت قبول سطوح بیشتر و بالا‌تری از پیچیدگی را دارا است. اینکه مؤسّسات امری در تمام سطوح، از محلّی و منطقه‌ای تا ملّی و قارّه‌ای، با مهارتی بیشتر قادر به ادارۀ چنین پیچیدگی فزاینده‌ای هستند هم از ضروریّات و هم نشانۀ بلوغ مستمرّ آنها است. روابط در حال تکامل بین ساختارهای اداری، محافل روحانی محلّی را به آستانۀ مرحلۀ جدیدی در اجرای مسئولیّت‌های خود برای انتشار کلام الهی، بسیج قوای احبّا و ایجاد جوّی مطلوب در جهت تهذیب روحانی افراد رسانده است. قبلاً خاطرنشان ساخته‌ایم که بلوغ یک محفل روحانی را نمی‌توان تنها با تشکیل جلسات مرتّب و کارآیی عملیّات آن ارزیابی نمود بلکه توانایی آن را تا حدّ زیادی با پویایی حیات روحانی و اجتماعی جامعه‌ای که به آن خدمت می‌کند باید سنجید، جامعه‌ای در حال رشد که از کمک‌های سازندۀ افراد، هم کسانی که رسماً تسجیل شده‌اند و هم کسانی که تسجیل نشده‌اند، استقبال می‌نماید. موجب خشنودی است که رویکردها، روش‌ها و ابزار کنونی وسایلی را برای محافل روحانی محلّی، حتّی محافل جدید التّأسیس، فراهم می‌سازد تا این مسئولیّت‌ها را در حین تأمین نیازهای نقشۀ پنج‌ساله در محلّ‌ خود، ایفا نمایند. در حقیقت مشارکت صحیح محفل در نقشه‌های جهانی برای موفّقیّت هر تلاشی در جهت استقبال از افواج مردم حائز اهمّیّت بسیار می‌باشد و این اقبال افواج مردم نیز خود شرطی برای به ظهور رسیدن طیف کامل قوا و توان‌مندی‌های محفل است. پیشرفت‌هایی که در محافل روحانی محلّی در طیّ چند سال آینده مطمئنّاً شاهد آن خواهیم بود به واسطۀ قوّت فزایندۀ محافل روحانی ملّی میسّر گردیده است، محافلی که توانایی آنها در تفکّر و عمل مدبّرانه به نحو محسوسی افزایش یافته، به خصوص که آموخته‌اند تا با کاردانی روزافزون به تجزیه و تحلیل فرایند جامعه‌سازی در سطح تودۀ مردم بپردازند و بر حسب نیاز، مساعدت و منابع مختلف و هم‌چنین تشویق و هدایت‌های مشفقانۀ خود را به این جوامع عرضه دارند. در کشورهایی که شرایط ایجاب می‌کند محافل ملّی بعضی از مسئولیّت‌های خود را به شوراهای منطقه‌ای محوّل نموده‌اند و با تمرکززدایی از بعضی از وظایف اداری، توان‌مندی تشکیلاتی را در نواحی تحت اشراف خود تقویت نموده و زمینه را برای تعاملات پیشرفته‌تری فراهم ساخته‌اند. اغراق نیست اگر بگوییم که مشارکت کامل محافل ملّی نقش بسیار مهمّی در ایجاد جنبش نهایی لازم برای تحقّق اهداف نقشۀ کنونی داشت و هم‌چنان که این مؤسّسات، با هماهنگی با هیئت مشاورین، در طیّ ماه‌های زودگذر و حسّاسی که در پیش است نهایت کوشش را برای آماده‌سازی جوامع خود برای شروع نقشۀ عظیم پنج‌سالۀ بعدی به کار می‌برند، منتظر پیشرفت‌های بیشتری در این جهت می‌باشیم. بدون شک تحوّلات و تغییراتِ تکاملیِ حاصله در مؤسّسۀ مشاورین یکی از مهم‌ترین پیشرفت‌ها در نظم اداری بهائی در طیّ دهۀ گذشته محسوب می‌شود. این مؤسّسه قبل از آنکه مشاورین و اعضای هیئت معاونت در ژانویه 2001 برای شرکت در کنفرانس بزرگ‌داشت استقرار دارالتّبلیغ بین‌المللی در مقرّ دائمی خود در کوه کرمل در ارض اقدس گرد هم آیند، پیشرفت‌های فوق‌العاده‌ای نموده بود. تردیدی نیست که قوای منبعثه از آن کنفرانس بر سرعت پیشرفت مؤسّسه افزوده است. میزان نفوذی که مشاورین و معاونین‌ در پیشبرد نقشه داشته‌اند ‌نمایان‌گر آن است که این خادمان برازندۀ امر الله جای طبیعی خود را در صف اوّل میدان تبلیغ احراز نموده‌اند. اطمینان داریم که سال آینده - هم‌چنان که مؤسّسات نظم اداری همگی می‌کوشند تا هر یک بر حسب وظایف و مسئولیّت‌های در حال تکامل خود، روح یادگیری را که از خصوصیّات برجسته و ممتاز طرز کار جامعه شده است تقویت نمایند و این امر را با فوریّت بیشتری در آن دسته از محدوده‌های جغرافیایی که مشغول اجرای برنامه‌های فشردۀ رشد هستند پی‌گیری کنند - شاهد هم‌بستگی بیشتر این مؤسّسات در هم‌کاری با یک‌دیگر خواهیم بود. * امر حضرت بهاءالله بی‌نهایت عظیم است و حصول تغییراتی عمیق را نه فقط در سطح فردی بلکه در ساختار اجتماع ضروری می‌شمارد. آن حضرت اعلام می‌فرمایند که "مقصود از هر ظهور، ظهور تغییر و تبدیل است در ارکان عالم سرّاً و جهراً ظاهراً و باطناً." کاری که امروز در اطراف و اکناف کرۀ ارض در حال پیشرفت است نمایان‌گر مرحلۀ اخیر مساعی مستمرّ جامعۀ بهائی برای ایجاد هستۀ تمدّنی شکوه‌مند است که در تعالیم این ظهور اعظم مندمج می‌باشد، تمدّنی که بنای آن مشروعی بی‌نهایت عظیم و پیچیده و به ثمر رساندن آن مستلزم قرن‌ها کوشش و تلاش نوع انسان است. در این مسیر نه راه میان‌بری وجود دارد و نه فرمولی. تنها با تلاش در جهت کسب بینش از امر اعظمش، با استفاده از دانش فزایندۀ نوع بشر، با به کارگیری هشیارانۀ تعالیمش در حیات بشری و با مشورت در مسائلی که پیش می‌آید یادگیری مورد نیاز حاصل خواهد شد و توان‌مندی لازم به وجود خواهد آمد. در این فرایندِ طولانیِ ایجادِ توان‌مندی، جامعۀ بهائی قریب پانزده سال وقت صرف تنظیم تجارب خود در زمینۀ تبلیغ نموده و آموخته است که برخی فعّالیّت‌ها را به روی مردم بیشتری بگشاید و ترویج و تحکیم را مستمرّ سازد. آغوش گرم جامعه به روی همگان باز است تا به آن بپیوندند و از پیام حیات‌بخش حضرت بهاءالله رزق روحانی برگیرند. به یقین سروری از این بالاتر نیست که نفسی که مشتاقِ حقیقت است در حصن حصین امر الله پناه یابد و از قوای وحدت‌بخش عهد و میثاق نیرو گیرد. در عین حال هر فرد از آحاد نوع بشر و هر گروه از انسان‌ها، قطع نظر از اینکه در خیل پیروان این امر اعظم درآمده باشند یا نه، می‌توانند از تعالیم مبارکش الهام گیرند و از هر یک از لآلی حکمت و دانش بی‌منتهایش که در رویارویی با مشکلات آنان را مدد می‌دهد، بهره برند. براستی تمدّنی که بشریّت را به سوی خود فرامی‌خواند تنها از طریق مساعی جامعۀ بهائی به وجود نخواهد آمد. گروه‌ها و سازمان‌های متعدّدی تحت تأثیر روح هم‌بستگی جهانی که جلوه‌ای غیر مستقیم از تعلیم وحدت عالم انسانی حضرت بهاءالله است، در استقرار تمدّنی که مقدّر است از میان اغتشاش و آشوب جامعۀ امروز ظاهر گردد سهیم خواهند بود. باید بر همگان روشن باشد که توان‌مندی‌ِ ایجاد شده در جامعۀ بهائی طیّ نقشه‌های جهانی متوالی به نحو فزاینده‌ای آن را قادر ساخته است تا در ابعاد گوناگون و متنوّعِ بنای مدنیّت شرکت نماید و افق‌های جدیدی از یادگیری را به روی خود بگشاید. در پیام رضوان 2008 خاطرنشان ساختیم که با ادامۀ مساعی در سطح محدودۀ جغرافیایی، احبّا بیش از پیش به مشارکت در حیات عمومی اجتماع جلب خواهند شد و با این وظیفۀ مهم رو به رو خواهند گشت که فرایند یادگیری سیستماتیکی را که به آن مشغول هستند توسعه دهند تا دامنۀ وسیعی از مجهودات انسانی را در بر گیرد. در هر محدودۀ جغرافیایی، در حالی‌که عبادت دسته‌جمعی و گفتگوها در محیط صمیمانۀ منازل با فعّالیّت‌هایی به منظور آموزش روحانی به همۀ مردم از بزرگ‌سال و جوان و کودک آمیخته می‌گردد، تصویر زیبا و پرباری از حیات جامعه به ظهور و بروز می‌رسد. آگاهی اجتماعی طبعاً آنگاه اعتلا می‌یابد که فی‌المثل گفتگوهای پرشور در بین والدین در بارۀ آمال و علایق فرزندان‌شان تکثّر ‌یابد و پروژه‌های خدمت با ابتکار نوجوانان به راه ‌افتد. با ازدیاد وافر منابع انسانی در محدودۀ جغرافیایی و استحکام الگوی رشد، مشارکت و هم‌کاری جامعۀ بهائی با اجتماع می‌تواند و در واقع می‌باید افزایش یابد. در این برهۀ خطیر از اجرای نقشه، هنگامی که تعداد بسیاری از محدوده‌های جغرافیایی به چنین مرحله‌ای نزدیک شده‌اند، مقتضی است که احبّا در کلّیّۀ نقاط در بارۀ ماهیّت کمک‌هایی که جوامع پویا و در حال رشد آنها به پیشرفت مادّی و معنوی اجتماع ارائه خواهند داد تأمّل نمایند. در این خصوص، تفکّر در دو حوزۀ فعّالیّت که به هم مرتبط و تقویت‌کنندۀ یک‌دیگرند یعنی اشتغال به اقدام اجتماعی و شرکت در گفتمان‌های رایج در اجتماع، سودمند خواهد بود. جامعۀ بهائی در طیّ ده‌ها سال تجربیّات زیادی در این دو زمینه کسب کرده است. البتّه بسیاری از بهائیان از طریق شغل و حرفۀ خود در اقدام اجتماعی و گفتمان‌های‌ عمومی مشارکت دارند. تعدادی از سازمان‌های غیر دولتی که از تعالیم بهائی الهام گرفته‌اند در حوزۀ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در سطح منطقه‌ای و ملّی برای بهبود اوضاع مردم خود فعّالیّت می‌کنند. بعضی از نهادهای وابسته به محافل روحانی ملّی از طرق مختلف به ترویج افکاری که در بهبود رفاه عمومی مؤثّر است، کمک می‌نمایند. در سطح بین‌المللی، نهادهایی مانند دفتر جامعۀ بین‌المللی بهائی در سازمان ملل متّحد وظیفۀ مشابهی را ایفا می‌کنند. دوستانی که با تودۀ مردم فعّالیّت می‌کنند، تا حدّ لزوم و مطلوب از این تجربیّات و توان‌مندی برای رسیدگی به مسائل اجتماعی اطراف‌ خود استفاده خواهند نمود. اقدام اجتماعی به بهترین تعریف، طیفی از مجهوداتی است که می‌تواند از یک سو مساعی نسبتاً غیر رسمی و کوتاه‌مدّتی را که افراد یا گروه‌های کوچکی از احبّا انجام می‌دهند شامل شود و از سوی دیگر، برنامه‌های پیچیده و پیشرفتۀ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی سازمان‌های ملهم از تعالیم بهائی را در بر گیرد. هر نوع اقدام اجتماعی، صرف‌ نظر از دامنه و مقیاس آن، کوششی برای به کارگیری تعالیم و اصول امر الهی به منظور اصلاح یک و یا بعضی از جنبه‌های حیات اجتماعی یا اقتصادی گروهی از مردم می‌باشد. به این ترتیب، شاخص این ‌گونه مجهودات هدف صریح ترویج رفاه مادّی مردم و در عین حال سعادت معنوی آنها است. از جمله تعالیم اساسی دیانت بهائی آن است که تمدّن جهانی‌ که اکنون در افق حیات بشری نمایان گردیده باید انسجامی پویا بین نیازهای مادّی و معنوی زندگی برقرار سازد. بدیهی است که این آرمان پیامدهای مهمّی برای ماهیّت هر اقدام اجتماعی که بهائیان دنبال کنند، صرف نظر از دامنه و تأثیر آن، در بر دارد. هرچند شرایط و احوال از کشور تا کشور بلکه از یک محدوده تا محدودۀ دیگر تفاوت خواهد داشت و در نتیجه مساعی احبّا نیز متفاوت خواهد بود امّا برخی مفاهیم بنیادین وجود دارد که باید همه آن را در نظر گیرند. یکی از این مفاهیم جایگاه مرکزی دانش در حیات اجتماعی است. تداوم بخشیدن به جهل و نادانی از غم‌انگیز‌ترین انواع جور و ستم است و موجب استحکام و ابقای تعصّبات گوناگون می‌گردد، تعصّباتی که مانعی در راه تأسیس وحدت عالم انسانی است، وحدتی که در عین حال هم هدف و هم اصل اجرایی امر حضرت بهاء‌الله می‌باشد. دسترسی به دانش حقّ هر یک از افراد بشر است و مشارکت در ایجاد، به کارگیری و انتشار آن مسئولیّتی است که هر فردی بر حسب استعداد و توانایی خود باید به جهت شرکت در مشروع عظیم بنای یک مدنیّت جهانی بر عهده گیرد. عدالت مشارکت عمومی را ایجاب می‌نماید. در نتیجه، اگرچه اقدام اجتماعی ممکن است عرضۀ کالا و خدمات را به صورتی شامل شود امّا مقصد آن در درجۀ اوّل باید ایجاد توان‌مندی در جمعیّت مورد نظر باشد تا بتوانند در ساختن یک جهان بهتر مشارکت نمایند. تغییر و تحوّل اجتماعی پروژه‌ای نیست که یک گروه از مردم به جهت خیر و مصلحت گروه دیگر انجام دهد. وسعت و پیچیدگی اقدام اجتماعی باید با منابع انسانی موجود در دهکده یا محلّه‌ متناسب باشد. بنا بر این بهتر است که مساعی در مقیاس کوچکی آغاز گردد و به طور طبیعی به تناسب افزایش توان‌مندی ساکنین گسترش یابد. البتّه هم‌چنان که دست‌اندرکاران تغییر و تحوّل اجتماعی می‌آموزند که عناصری از این ظهور اعظم را توأم با یافته‌ها و روش‌های علمی، با کارآیی فزاینده‌ای در برخورد با واقعیّت اجتماعی خود، به کار برند توان‌مندی به سطوح جدیدی ارتقا می‌یابد. آنان باید بکوشند تا با بینشی هماهنگ با تعالیم الهی به این واقعیّت بنگرند یعنی هم‌نوعان خود را به مثابۀ معادنی از جواهر گران‌بها مشاهده نمایند و اثرات فرایند دوگانۀ سازندگی و تخریب را هم در قلوب و عقول و هم در ساختارهای اجتماعی تشخیص دهند. به همان‌ گونه که بینش حاصله از شرکت در برخی گفتمان‌ها می‌تواند به روشن شدن مفاهیمی کمک کند که اقدام اجتماعی را شکل می‌دهد، اقدام مؤثّر اجتماعی نیز موجب غنی شدن مشارکت در گفتمان‌های عمومی می‌گردد. مشارکت در گفتمان‌های اجتماعی در سطح محدودۀ جغرافیایی می‌تواند شامل یک عمل ساده مثل استناد به اصول دیانت بهائی ضمن یک صحبت روزمرّه تا فعّالیّت‌های منظّم‌تری مانند تهیّۀ مقالات و حضور در جلساتی راجع به مسائل اجتماعی، از جمله تغییر آب و هوا و محیط زیست یا حاکمیّت و حقوق بشر، باشد. این مشارکت مستلزم تعامل هدف‌مند و مفید با گروه‌های مدنی و سازمان‌های محلّی در دهکده و محلّه نیز می‌باشد. در این رابطه ذکر یک هشدار را ضروری می‌دانیم. حائز اهمّیّت است که همگان به خوبی متوجّه باشند که ارزش شرکت در اقدام اجتماعی و گفتمان‌های عمومی را نباید بر حسب امکان تسجیل افراد تعیین نمود. گرچه مساعی در این دو زمینه ممکن است در افزایش تعداد تسجیل‌شدگان مؤثّر باشد ولی اصولاً این اقدامات به این منظور انجام نمی‌شود. اصل ضروری در این مورد خلوص نیّت است. به علاوه باید از مبالغه در بارۀ تجارب جامعۀ بهائی و یا از جلب توجّه غیر ضروری به مساعی نوپایی مانند برنامۀ توان‌دهی روحانی به نوجوانان که بهتر است با سرعت طبیعی خود به پیش رود دوری جست. آنچه در همۀ موارد باید مورد نظر باشد تواضع و فروتنی است. احبّا در اظهار شور و اشتیاق در بارۀ عقاید خود باید از ابراز هر نوع احساس برتری بر دیگران بپرهیزند، احساسی که ابراز آن حتّی در بین خود احبّا شایسته نیست تا چه رسد به مجامع دیگران. هدف از توصیف این فرصت‌های جدید که اکنون در سطح محدودۀ جغرافیایی به وجود آمده است این نیست که شما مسیر کنونی خود را به وجهی تغییر دهید. هم‌چنین نباید تصوّر نمود که این فرصت‌ها نمایان‌گر پیدایش میدان دیگری از خدمت است که برای جلب منابع محدود مالی و انسانی جامعه با کار ترویج و تحکیم رقابت می‌کند. در طیّ سال آینده تقویت فرایند مؤسّسۀ آموزشی و الگوی فعّالیّتی که ایجاد کرده است باید ادامه یابد و تبلیغ بایستی برای هر یک از احبّا بالاترین اولویّت را داشته باشد. به علاوه مشارکت بیشتر در حیات اجتماع نبایستی نابهنگام و عجولانه صورت گیرد. این مشارکت به تدریج با کوشش و پشت‌کار احبّا در هر محدودۀ جغرافیایی در اجرای مفاد و مندرجات نقشه از طریق فرایند عمل، تأمّل، مشورت، مطالعه و نتیجتاً یادگیری به طور طبیعی پیش خواهد آمد. مشارکت در زندگی اجتماع با افزایش تدریجی توان‌مندی جامعه در پیشبرد رشد و حفظ تحرّک و پویایی خود، شکوفا خواهد شد و تا حدّی که در آن از عناصر چارچوب مفاهیم ذهنی حاکم بر سلسله نقشه‌های جهانی کنونی استفاده شود، با فعّالیّت‌های ترویج و تحکیم انسجام خواهد یافت و به همان اندازه که این عناصر در زمینه‌های تازۀ یادگیری به نحو سازنده‌ای به کار گرفته شود، به حرکت جمعیّت‌ها به سوی بینش حضرت بهاءالله نسبت به یک تمدّن جهانی مرفّه و صلح‌آمیز کمک خواهد کرد. * دوستان عزیز و محبوب، مولای حنون حضرت عبدالبهاء به کرّات اظهار امیدواری می‌فرمودند که احبّا با یک‌دیگر در نهایت الفت و محبّت باشند، یار و اغیار ندانند بلکه عالم انسانی را یک خاندان و یک سلاله شمرند. نصیحت حضرتش آن است که: "بیگانه نبینید بلکه جمیع را آشنا دانید زیرا با وجود ملاحظۀ بیگانگی محبّت و یگانگی مشکل است." همۀ پیشرفت‌های مشروحه در این صفحات، در عمق حقیقتش چیزی جز جلوه‌ای از محبّت شاملۀ محیطۀ الهیّه نیست که به مدد قدرت روح القدس حاصل شده است. مگر نه این است که محبّت الله همۀ حجبات بیگانگی و اختلاف را می‌سوزاند و قلوب را با اتّحاد کامل به هم پیوند می‌دهد؟ مگر نه این است که محبّت الله شما را در میدان خدمت به پیش می‌برد و بینشی عطا می‌کند که بتوانید در هر انسانی توان‌مندیِ شناساییِ خداوند و بندگی آستانش را مشاهده نمایید؟ آیا علم به اینکه مظهر ظهور الهی یک عمر رنج و مشقّت را با نهایت سرور به خاطر عشق به عالم انسانی تحمّل فرمود به زندگی شما تحرّک نبخشیده است؟ به هم‌مسلکان خویش، خواهران و برادران روحانی‌ خود در ایران بنگرید. آیا آن دل‌دادگان روی جانان مظهر استقامت کبری که منبعث از محبّت الله و اشتیاق خدمت به آستان مبارک اوست نیستند؟ آیا توانایی آن عزیزان در تحمّل ظالمانه‌ترین تضییقات و سیر در عوالمی ورای آن، خود نمایان‌گر آن نیست که میلیون‌ها نفوس ستم‌دیده در جهان قادرند به پا خیزند و نقشی مؤثّر در استقرار ملکوت الهی بر روی زمین داشته باشند؟ پس با نهایت استقامت و بی‌اعتنا به ساخت‌های تفرقه‌انداز اجتماعی به پیش روید و پیام حضرت بهاءالله را به نفوس مستعدّ و منتظر در هر محلّه، هر دهکده و هر گوشه‌ای از کر‌ۀ ارض برسانید و آنان را به جامعۀ اسم اعظم رهنمون گردید. در قلوب و ادعیۀ خود همواره به یاد شما خادمان عزیز امر حضرت رحمان هستیم و پیوسته از درگاهش ملتمسیم که با مراحم غیبیّه و عنایات لاریبیّه‌اش شما عزیزان را تأیید و توفیق بخشد. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 690
پیام ١٧ مه ٢٠٠٩
ترجمه‌ای از نامۀ دارالانشاء بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به کلّیّۀ محافل روحانی ملّی (از: مرکز جهانی بهائی) ١٧ مه ٢٠٠٩ ارسال از طریق الکترونیکی محافل روحانی ملّی ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، بیت العدل اعظم الهی در پیام رضوان ٢٠٠٨ خود، به اثرات فزایندۀ تحرّک حاصله از تعامل بین سه مجری نقشۀ پنج‌ساله اشاره نموده می‌فرمایند که برگزاری جلسات ضیافت نوزده‌روزه نیز از این تأثیرات بی‌بهره نمانده است. حالت توجّه و خضوع منبعث از نیایش فردی و جلسات دعا در همه جا بر غنای قسمت روحانی برنامۀ ضیافات افزوده است. قسمت اداریِ این برنامه‌ها با گزارش‌هایی در بارۀ پیشرفت امر مبارک و نیز با ارائۀ بینش‌‌‌های احبّای فعّال و پراشتعال، اعمّ از مصدّقین جدید و مؤمنین دیرین و از جمعیّت‌های گوناگون، روحی جدید می‌یابد. قسمت اجتماعی آن از تبادل تعارفات معموله فراتر رفته به تجدید دیدار پرنشاط یارانی صمیمی و مؤانسینی حقیقی مبدّل می‌شود، یارانی که در اجرای هدفی مشترک متّحداند و مذاکرات‌شان با مضامینی روحانی تعالی یافته است. در پاسخ به پرسش‌هایی که در طول نقشه در بارۀ ضیافت نوزده‌روزه مطرح شده است، بیت العدل اعظم توضیح داده‌اند که در جامعه‌ای دائم الاتّساع که نفوسی را از تمام طبقات و پیشینه‌‌های مختلف به عضویّت می‌پذیرد، چگونه بعضی از اصول بنیادین باید به اجرا درآید. از آنجایی که توضیحات بیت العدل اعظم در این زمینه احتمالاً مورد استفادۀ همۀ محافل ملّی خواهد بود دستور فرموده‌اند که نکات ذیل به استحضار آن عزیزان برسد. تشکیل ضیافات در محلّه‌های شهرهای بزرگ تشکیل ضیافات نورزده‌روزه در محلّه‌های مختلفِ شهرهای پرجمعیّت یکی از پیآمدهای اجتناب‌ناپذیر رشد امر الله و نشان‌دهندۀ مرحلۀ مهمّی در توسعۀ ارگانیک یک جامعۀ محلّی است. در عین حال که باید مراقب بود تا از اجرای عجولانۀ آن در مواردی که تعداد احبّا در سراسر شهر نسبتاً کم است خودداری شود امّا زمانی که برگزاری یک ضیافت واحد برای تمامی جامعۀ یک شهر بزرگ مقتضی به نظر نرسد، محفل روحانی محلّی نباید خود را ملزم به استمرار آن بداند. چنین تغییری ممکن است در زمانی لازم باشد که محدودیّت وقت یا نبودن تسهیلات کافی مانع اجرای رضایت‌بخش سه قسمت برنامۀ ضیافت و از همه مهم‌تر قسمت شور و مشورت گردد. تجاربی که تاکنون به دست آمده اثرات سودمندِ تشکیل ضیافت در محلّه‌ها را در کیفیّت مشارکت، در ایجاد پیوندهای دوستی و در فرایند کلّی رشد به ثبوت رسانده است. گرچه بعضی از احبّا احتمالاً مشتاق شور و هیجان منبعث از گردهم‌آیی‌های بزرگ جامعه هستند، این نیاز می‌تواند با تشکیل جلسات دیگری توسّط محفل روحانی رفع شود. در این رابطه، به دستور بیت العدل اعظم توجّه شما را به پیام مورّخ ٢٧ دسامبر ٢٠٠٥ آن جمع جلب ‌می‌نماییم که در آن اشاره فرموده‌اند که با افزایش سرعتِ فرایند رشد در سراسر جهان، لازم خواهد بود که به منظور تسهیل برنامه‌ریزی‌ و اجرا، مراکز شهری به تدریج به نواحی کوچک و ‌کوچک‌تر و نهایتاً به محلّه‌ها تقسیم‌بندی شود. در این پیام ذکر شده است که این نواحی نه تنها نقاط تمرکز فعّالیّت خواهند گشت بلکه در هر یک از آنها ضیافات نوزده‌روزه نیز تشکیل خواهد شد. هم‌اکنون در بعضی از شهرها در اطراف و اکناف جهان، ضیافت در فضای صمیمی یک محلّه تشکیل می‌شود. تقسیم یک جامعۀ محلّی به نواحی کوچک‌تر به منظور برگزاری ضیافت بدون چالش نخواهد بود. مثلاً در بسیاری از شهرها در اطراف جهان، مردم بر حسب عوامل گوناگون از قبیل نژاد، قومیّت و یا شرایط اقتصادی در نواحی خاصّی اسکان یافته و از هم مجزّا شده‌اند. محفل روحانی محلّی باید از یک طرف مراقب باشد تا این قبیل محدودیّت‌ها و موانع اجتماعیِ معمول سهواً به جامعۀ محلّی بهائی راه نیابد. از طرف دیگر باید بپذیرد که ایجاد اشتیاق برای قبول مسئولیّتِ امور امری برای احبّای تازه‌تصدیق در محیطی آشنا و در اجتماعات نزدیک به محلّ سکونت‌شان با سهولت بیشتری صورت می‌گیرد. محفل روحانی محلّی در جریان تصمیم‌گیری در مورد تشکیل ضیافات در محلّه‌ها، باید تعیین کند که قسمت روحانی برنامه‌ها چگونه ترتیب داده خواهد شد و گزارش‌ها، اخبار و اطّلاعیّه‌ها به چه نحو در اختیار احبّا قرار خواهد گرفت. در هر ماه بهائی معمولاً مجموعه‌ای از مواد برنامه شامل مواضیع و یا مسائل خاصّی که باید در قسمت اداری ضیافت مطرح شود در بین نواحی مختلف که برای میزبانی جلسات‌ تعیین شده‌اند توزیع خواهد شد. محفل روحانی هم‌چنین تمهیداتی فراهم خواهد آورد تا مشورت‌ها در هر ناحیه مفید و ثمربخش باشد، نظرهای احبّا به محفل ارجاع گردد و محفل پاسخ‌های محبّت‌آمیز و سازنده‌ای به توصیه‌های دوستان ارائه دهد. بدین منظور محفل روحانی می‌تواند یک یا چند نفر را تعیین نماید تا به نیابت از طرف محفل نظامت جلسه، ثبت نتایج مشاورات و جمع‌آوری تبرّعات را به عهده بگیرند. گزینش زبان ضیافات نوزده‌روزه و سایر جلسات رسمی بهائی باید، به عنوان یک اصل کلّی، به زبان مرسوم مردم محل برگزار گردد. امّا با تغییر مداوم شرایط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان می‌توان تصوّر نمود که روز به روز مردم بیشتری مجبور به کوچ کردن به مراکز شهری و تشکیل گروه‌های اقلّیّتی با زبان‌های مختلف خواهند شد چنانکه هم‌اکنون مثلاً تجمّع جمعیّت‌های اسپانیایی زبان در امریکای شمالی و یا بعضی جمعیّت‌های قبیله‌ای را در افریقا می‌توان مشاهده کرد. در این گونه موارد، با تشکیل ضیافات در نواحی یا محلّه‌های مختلف ممکن است این سؤال پیش آید که آیا برنامه می‌تواند به زبان جمعیّت اقلّیّتی که فعلاً در محلّه اکثریّت دارد اجرا گردد. بیت العدل اعظم در این برهه از زمان، مایل به تعیین مقرّرات قاطعی در این مورد نیستند و این موضوع را به نظر و تصمیم محفل روحانی محلّی مربوطه محوّل نموده‌اند تا با هدایت محفل روحانی ملّی با انعطاف‌پذیری و با روح یادگیری در این مورد عمل نمایند. اعمّ از اینکه ضیافات در یک محلّ مرکزی تشکیل شود و یا در چندین محلّه برگزار شود، محفل روحانی محلّی طبیعتاً مایل خواهد بود که فرد فرد احبّا، قطع نظر از تفاوت‌های زبانی، احساس کنند که عضو یک جامعۀ متّحد هستند و اقدامات لازم را به عمل خواهد آورد تا جوّی پذیرا و مطبوع ایجاد گردد. به این منظور ممکن است قسمت‌هایی از آثار مبارکه به زبان‌های مختلفی که احبّا به آنها صحبت می‌کنند در قسمت روحانی برنامۀ ضیافت گنجانده شود. به علاوه باید طرق مناسبی یافت تا بتوان مضمون پیام‌ها و اخبار مهم را به احبّای ناآشنا با زبانی که برنامه ضیافت در آن اجرا می‌شود ابلاغ نمود. در هنگام شور و مشورت، باید به آنان فرصت داده شود تا پیشنهادات و نظریّات خود را در صورت لزوم به زبان خویش بیان نمایند و ممکن است بتوان مطالب را به نحوی که به نظم و آرامش جلسه خللی وارد نگردد برایشان ترجمه کرد. شرکت غیر بهائیان در ضیافات ضیافت نوزده‌روزه یکی از مؤسّسات امری و فرصت و وسیله‌ای است که جامعۀ بهائی بدون بیم از ایجاد سوء تفاهم در بین کسانی که با هدف ضیافت آشنا نیستند امور خود را با صراحت و صداقت کامل بررسی ‌نماید. به این دلیل است که شرکت در ضیافت منحصر به اعضای جامعۀ بهائی می‌باشد. احبّا معمولاً تشویق نمی‌شوند که غیر بهائیان را به جلسات ضیافت دعوت کنند. امّا گاهی دوست‌داران امر مبارک به طور غیر منتظره در ضیافت حضور می‌یابند و البتّه نمی‌توان آنان را نپذیرفت و شرط ادب و روح رفاقت ایجاب می‌کند که به گرمی از آنان استقبال شود. از اینرو مهمانانِ غیر منتظره که تعدادشان در گذشته نسبتاً کم بود، به شرکت در قسمت‌های روحانی و اجتماعی ضیافت پذیرفته می‌شدند ولی یا از آنها تقاضا می‌شد که برای قسمت اداری جلسه را ترک کنند و یا آن قسمت برنامه به کلّی حذف می‌شد. با استقرار کامل چارچوبِ عملِ نقشه در بسیاری از نقاط، تعداد روزافزونی از افراد از طریق فعّالیّت‌‌های اصلی با حیات جامعۀ بهائی در ارتباط‌اند و احتمال اینکه کسانی که به امر مبارک نزدیک‌اند از انعقاد ضیافت نوزده‌روزه اطّلاع حاصل نموده و در جلسات آن شرکت کنند به مراتب افزایش یافته است. بیت العدل اعظم تصمیم گرفته‌اند که در این گونه موارد به جای حذف قسمت اداریِ برنامه و یا تقاضای ترک جلسه از مهمانان، ناظمین سعی نمایند که این قسمت ضیافت را به نحوی تعدیل کنند تا برای شرکت مهمانان مناسب باشد. اعلام اخبار محلّی و ملّی و ارائۀ اطّلاعات در بارۀ گردهم‌آیی‌های اجتماعی و هم‌چنین شور و مشورت راجع به موضوع‌هایی که منافع عمومی را در بر می‌گیرد مانند فعّالیّت‌های تبلیغی، پروژه‌های خدمت، صندوق تبرّعات و غیره می‌تواند به طور عادی انجام شود در حالی که بحث در بارۀ مطالب حسّاس و نکات غامض مربوط به این مسائل و یا دیگر مواضیع پیچیده را می‌توان به وقت دیگری موکول نمود تا احبّا بتوانند آزادانه و بدون آنکه حضور مهمانان مانع باشد اظهار نظر نمایند. هنگامی که ضیافت در منزل خانواده‌ای برگزار شود که بعضی از اعضای آن بهائی نیستند رویکرد مشابهی نسبت به قسمت اداری می‌تواند اتّخاذ گردد. در برنامه‌ریزی برای این گونه جلسات، از یک طرف باید به ضرورت ابراز مهمان‌نوازی و محبّت اندیشید و از طرف دیگر ملاحظۀ مقتضیات در طرح امور محرمانه و بحث آزاد در بارۀ موضوع‌های مهم و حسّاس را باید به دقّت در نظر گرفت. محفل روحانی محلّی باید با مشورت با احبّایی که چنین بستگانی دارند، سعی نماید که راه حلّ رضایت‌بخشی برای هر موردی که پیش می‌آید پیدا کند. کسب تجربه گسترش مستمرّ جامعۀ بهائی در سال‌های آینده مطمئنّاً چالش‌های متعدّدی را پیش خواهد آورد که بر چگونگی اجرای جنبه‌های روحانی، اداری و اجتماعی ضیافات نوزده‌روزه در نقاط مختلف جهان اثر خواهد گذاشت. مسئولیّت رسیدگی به این چالش‌ها در وهلۀ اوّل بر عهدۀ محافل روحانی محلّی است. وظیفۀ محافل آنست که مراقب شرایط جوامع خود باشند، با احبّا مشورت کنند، با هوشمندی به نیازهای مختلف پاسخ گویند و انعطاف‌پذیری را، بدون نادیده گرفتن اصول اساسی امر الهی، حفظ نمایند. در بررسی این موارد، محافل طبیعتاً توصیۀ اعضای هیئت معاونت را جویا خواهند شد. محافل روحانی ملّی با هم‌کاری مشاورین این تغییر و تحوّل را از نزدیک دنبال خواهند نمود، با رویکردهایی که در مراکز مختلف اتّخاذ گردیده خود را آشنا خواهند ساخت، یادگیری در تعیین رویکردهای مؤثّر را به مرور زمان تسهیل خواهند کرد و بدین ترتیب احبّا را هدایت و تشویق خواهند نمود. بیت العدل اعظم در اعتاب مقدّسۀ علیا در نهایت تضرّع و ابتهال دعا خواهند کرد تا جمال اقدس ابهی مساعی مستمرّ شما را برای هدایت احبّای عزیز در جهت انجام وظایف روحانی خویش نسبت به پیشبرد امر الهی در سراسر عالم تأیید فرماید. با تقدیـم تحیّات دارالانشاء بیت العدل اعظم رونوشت: دارالتّبلیغ بین‌المللی مشاورین ارجمند هیئت‌‌های مشاورین
بيت العدل اعظم
   
پیامها: خطاب به بهائیان جهان 689
پیام ۱ فروردین ۱۳۸۸
(ترجمه ای از پیام بیت العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان از: مرکز جهانی بهائی) ۲۱ مارچ ۲۰۰۹ یاران و یاوران حضرت رحمن در سراسر عالم ملاحظه فرمایند دوستان عزیز و محبوب، نوروز فرخندۀ امسال مصادف با صدمین سالروز یکی از برجسته ترین وقایع عصر رسولی دور بهائی یعنی استقرار عرش مطهّر حضرت ربّ اعلی به دست حضرت عبدالبهاء در آرامگاه ابدی خود در کوه مقدّس کرمل است. در اهمّیّت این رویداد، کلمات درّیات ذیل از یراعۀ مرکز میثاق صادر گردیده که میفرمایند قوله الاحلی: «بشارت کبری اينکه هيكل مطهّر منوّر مقدّس حضرت اعلی روحی له الفدآء بعد از آنکه شصت سال از تسلّط اعدا و خوف از اهل بغضا همواره از جایی به جایی نقل شد و ابداً سکون و قرار نيافت به فضل جمال ابهی در يوم نيروز در نهايت احتفال با کمال جلال و جمال در جبل کرمل در مقام اعلی در صندوق مقدّس استقرار يافت». در این روز فیروز، به یادبود این پیروزی بزرگ اعضای بیت العدل اعظم به همراه اعضای دارالتّبلیغ بین المللی به نیابت از طرف بهائیان عالم، در مقام اعلی به دعا و نیایش پرداخته شکر و سپاس خود را از صون و حمایت مستمرّ پروردگار از امر مبارک بجا آوردند و قلوبشان در نهایت تذکّر و تبتّل از یادآوری خاطرۀ فراموش نشدنی که از مرکز میثاق برای آیندگان به یادگار مانده به اهتزاز در آمد، لحظه ای که صد سال پیش در چنین روزی آن هیکل انور پس از آنکه با دستهای مبارک آن ودیعۀ بیهمتا را در مقرّ ابدی خود قرار دادند، جبین مبارک را بر کنار صندوق عرش مطهّر نهاده «با صدای بلند شروع به گريه نمودند به طوری که حاضرين از تأثّرات و احزان قلبيّهء هيكل اطهر به ناله و حنين در آمدند.» همچنین موانع و مشکلات عدیده ای را که حضرت عبدالبهاء برای ساختن این بنای مقدّس با آن رو به رو بودند و نیز رضایت خاطر بیحدّ آن حضرت را از تحقّق یکی از اهداف اصلی دورۀ میثاق، به خاطر آوردند. یک قرن پیش، مقارن این ایّام، امر مبارک دورانی از بحران های شدید را پشت سر میگذاشت، دورانی که طیّ آن مسجونیّت حضرت عبدالبهاء به دست دشمنان دیرینۀ آن حضرت در امپراطوری عثمانی تجدید شده بود، ناقضین عهد و میثاق بر ضدّ وحدت امر الله حملاتی شدید نموده بودند و فوران تضییقات وارده بر احبّای جانفشان ایران موج جدیدی از جانبازی و شهادت را به همراه آورده بود. در عین حال پیروزی های عظیم و خیره کننده برای آینده ای نزدیک بعد از این دوران پربحران در لوح جلی ثبت شده بود. مقدّر بود که مسافرت های پرمشقّت و سرنوشت ساز حضرت عبدالبهاء به غرب قوای روحانی بی حدّ و حصری را در عالم منتشر سازد و موجب پیشرفت بی نظیر امر الهی در قارّات امریکا و اروپا که به قدوم مبارک مشرّف شده بود گردد، فرامین تبلیغی آن حضرت موجب آغاز فرایندهایی گردد که در میقات معیّن به تحوّل روحانی تمامی کرۀ زمین انجامد و الواح وصایای حضرت عبدالبهاء اساس نظمی جهان آرا را در آینده تأسیس نماید. اکنون بار دیگر امر الهی با دشمنانی ظالم و لجوج رو به رو است که بیهوده در تلاشند تا امر مبارک را در زادگاهش ریشه کن کنند. امّا این مخالفت ها در جهانی صورت میگیرد که با جهان صد سال پیش که در آن امر الهی اساساً ناشناخته و مدافعانش اندک بود بسیار متفاوت است. امروز پیروان جمال قدم در سراسر عالم به دادخواهی برخاسته اند و با سلوک و کردار خویش بر بی اساس بودن اتّهامات وارده بر خواهران و برادران ایرانی خود شهادت میدهند. در این دادخواهی، مردم منصف و عدالت پیشه از همۀ طبقات، از جمله هزاران ایرانی آزاده که از نقض حقوق اوّلیّۀ انسانی هموطنان بهائی خود ابراز نگرانی میکنند، به آنها پیوسته اند. جانفشانی های حضرت ربّ اعلی و مؤمنین اوّلیّۀ امر مبارک اکنون ثمرات فراوان خود را به ظهور میرساند. پیروان اسم اعظم در سراسر عالم منابع موجود خویش را در مشروعی عظیم و منسجم تجهیز نموده اند تا دریاق شفابخش تعالیم الهی را به جمیع نوع انسان برسانند. پیشرفت های شکوهمند قرن گذشته نمایانگر قدرت شکست ناپذیری است که در امر مبارک به ودیعه نهاده شده و نشانۀ بارزی از برای حصول نهایی وحدت عالم انسانی است. [امضا: بیت العدل اعظم]
بيت العدل اعظم